مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع علمی پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد در مورد : آرای عرفانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

درواقع نورسی به‌هیچ‌وجه مخالف طریقت‌ها نیست، بلکه وجود و فواید آن‌ها را برای جامعه انسانی ضروری می‌داند؛ اما در کل به طریقت‌ها و تصوف نگاهی آسیب شناسانه و اصلاح طلبانه دارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ازنظر او تصوف شیوه اسرارآمیز آن‌هایی است که به دنبال کشف حقایق و شناخت خداوند به شکلی شایسته هستند. آن‌ها که بادل‌های پاک خود، به دنبال سیر و سلوک روحانی با کمک ذوق و شوق ایمانی و حقایق قرآنی هستند.[۳۹۸] نورسی مانند احمد سر هندی هدف تمام طریقت‌های صوفیانه را استوار شدن حقایق ایمانی به قلب‌ها می‌داند؛ زیرا انسان دارای روح و جسم است و طریقه‌های تصوف بیشتر در شناخت ابعاد روحانی انسان و پاک‌سازی قلب‌ها تلاش و تأکید می‌کنند.[۳۹۹]
با غلبه تدریجی تفکر مادی بر امور معنوی و روحانی، نورسی به انتقاد از طریقت‌هایی می‌پردازد که تنها به انجام اذکار و برگزاری آیین‌های تصوف تأکیددارند. می‌گوید: «گمان می‌کنم اگر شیخ عبدالقادر گیلانی و شاه نقشبند و امام ربانی (شیخ احمد سر هندی) امروز زنده بودند تمام همت خود را برای تقویت حقایق ایمانی و عقاید اسلامی به کار می‌گرفتند.» تأکید وی بر حقایق ایمانی و نجات آن در آثار وی بسیار اساسی است و آن را محور سعادت جاوید و بی‌توجهی به آن را موجب بدبختی دائمی می‌داند، زیرا هیچ فردی نمی‌تواند بدون ایمان وارد بهشت شود اما افراد زیادی بدون طریقت وارد بهشت می‌شوند. انسان بدون نان نمی‌تواند زنده بماند اما اگر میوه نخورد، نمی‌میرد. تصوف مثل میوه و حقایق اسلامی مثل نان و غذا است»[۴۰۰]
بااین‌حال در موارد بسیاری در برابر منکران دین از اهل تصوف دفاع کرده است. رساله نور را خلاصه تعالیم دوازده طریقت دانسته است. نورسی نسبت به طریقت‌ها و نقش رهبری آن‌ها به‌ خصوص پاک‌سازی قلب‌ها دغدغه دارد و معتقد است کسانی که قبل از آشنایی کامل با اصول دین و سنت پیامبر (ص)، وارد طریقت شوند با آفات گوناگونی مواجه هستند. ازجمله خطرات تهدیدکننده، ترجیح ولایت بر نبوت؛ ترجیح اولیا الله بر انبیا؛ ترجیح اوراد و اذکار به‌جای توجه کامل به سنت پیامبر (ص)؛ یکی دانستن الهام و وحی؛ علاقه‌مندی به کرامات و احوال درونی و ترجیح آن‌ها بر عبادات، اشاره می‌کند.
نورسی به‌منظور اصلاح مسیر برخی طریقت‌ها، به ذکر همراه با تفکر تأکید می‌کند و همراهی تفکر و تذکر را کلید برتری یافتن معنوی، سعادت آخرتی و آرامش این جهانی می‌داند؛ و در برابر غلو برخی از صوفیان در موضوع ولایت، از ارتباط ویژه ولایت و نبوت و تکمیل‌کننده بودن آن‌ها سخن می‌گوید: ولایت یکی از امور رسالت و طریقت یکی از براهین شریعت است.[۴۰۱] در برابر برخی صوفیه که مقام والایی برای اقطاب خود قائل بودند، می‌گوید: پس از پیامبر (ص) صحابه، برترین انسان‌ها هستند که صحبت و هم‌نشینی با پیامبر برای آن‌ها اکسیری بوده تا در زمان کوتاهی، برتر از کسانی باشند که به سیر و سلوک می‌پردازند.
به نظر نورسی گروه‌های منحرف در میان صوفیه ضربه محکمی به تصوف زدند و در قدم نخست موجب برانگیختن مخالفت‌ها و انکارها را با اصل مکتب تصوف به وجود آوردند. دو طیف در میان اهل سنت از مخالفان تصوف هستند یکی علمای ظاهر که تنها درگیر لفظ‌اند و مشکلشان با صوفیان در لفظ، کلمه و ظاهر است و دیگری بی‌خبران اهل سیاست که طریقت‌ها را مانع پیشرفت‌های ظاهری به شیوه غرب می‌دانستند. نورسی این دو طیف را از منحرفان صوفیه مقصرتر می‌داند.[۴۰۲]
آثار و مراحل زندگی نورسی نشان می‌دهد که او همواره از اهل تصوف با احترام و بزرگی یاد و گاهی هم از آن‌ها انتقاد کرده است اما ظاهراً علاقه خاصی به طریقت‌های صوفیانه زمان خود نداشته است و تنها رسیدن به حقیقت با بهره گرفتن از قرآن را مهم دانسته و آشکار شدن مبحثی از حقایق ایمانی را مهم‌تر از هزاران ذوق، مکاشفه، باغ و بوستان در این دنیای فانی است.»[۴۰۳]
درمجموع نورسی با نگاه مثبت به تصوف می‌گوید: «اهل تصوف و طریقت اگر در مسیر قرآن باشد از اسرار بزرگ انسانی و کمال بشری باخبر می‌شوند. هدف اصلی آن‌ها شناخت خداوند است و می‌خواهند در سایه معراج پیامبر به‌وسیله دل و با تلاش در مسیر معنوی سیر و سلوک به حقیقت ایمان برسند. آن‌ها ازنظر ذوقی و شهودی، منظر حقایق قرآنی و ایمانی هستند.»[۴۰۴] با همه این‌ها وی در مقایسه طریقت خود با سایر طریقت‌ها، سرچشمه تمام حقایق را قرآن می‌داند و از دست یافتن خود در کشف طریقتی سخن می‌گوید که بر چهارپایه قرآنی عجز، فقر، شفقت و تفکر مبتنی و اوراد و اذکار آن پیروی از سنت رسول‌الله، انجام واجبات و ترک گناهان کبیره و وظیفه سالک در آن خواندن نماز با حضور قلب و انجام با دقت مستحبات نماز است و ازجمله ویژگی‌های اوراد و اذکار طریقت وی، کوتاه بودن اوراد و ادای آن‌ها پس از نمازها و گرفته شدن آن‌ها از منابع قرآنی است.[۴۰۵]
فصل پنجم: طریقت قرآنی نوری
۴-۱عوامل تأثیرگذار بر شخصیت عرفانی و سلوکی نورسی
به‌طورقطع، عوامل زیادی در شخصیت، باورها و آراء عرفانی – سلوکی بدیع‌الزمان نورسی نقش‌آفرین بوده‌اند. نظیر تأثیر فراوان طریقت نقشبندیه بر نورسی و مردم منطقه؛ تأثیر بسیار روش صوفیگرایانه معلم وی شیخ عبدالرحمان تقی بر نورسی[۴۰۶]؛ دیدن رؤیایی در دوران نوجوانی و بشارت دادن پیامبر (ص) به او[۴۰۷]؛ دارا بودن پدر و مادری پرهیزگار از خاندان پیامبر (ص)، و پیروی برادر بزرگش ملأ عبدالله از طریقت نقشبندیه و… .[۴۰۸]
از بین این‌ها تأثیر گسترده طریقت نقشبندی در وجود او قابل‌انکار نیست، زیرا پیروی خانواده نورسی و مردم شرق آناتولی از این طریقت؛ ذکر سخنان فراوان از اساتید این طریقت نظیر شاه نقشبند، احمد سر هندی و… در رسائل النور؛ و تعاملات سیاسی، اجتماعی نورسی و تأکید فراوان او همانند بزرگان این طریقت بر شریعت و پیروی از سنت مؤید این مطلب است.[۴۰۹] جا دارد قبل از معرفی طریقت قرآنی نوری، به دلیل اهمیت این نکته؛ نیز به جهت یاری در فهم دقیق‌تر آراء عرفانی وی، دیدگاه‌های مهم طریقت نقشبندیه ذکر گردد.
۴-۱-۱ طریقت نقشبندیه و نقش آن در شخصیت و آرای عرفانی نورسی
لزوم توجه و پایبندی به شریعت و سنت، پیروی از سنت و دوری از بدعت‌ها از اصول اساسی، مهم و ابتدایی این طریقت است. تمام مشایخ این سلسله بر این باورند که رکن اصلی این طریقت، التزام به شریعت و پیروی از سنت رسول اکرم (ص) است. در کلمات بهاءالدین نقشبند و دیگر بزرگان این طریقت بر این موضوع اشاره‌شده است.[۴۱۰] مثلاً از بهاءالدین پرسیدند: «شمارا به چه توان یافت؟ گفتند: به تشرع.»[۴۱۱] نیز عبدالخالق غجدوانی در وصایای خود می‌گوید: «بر تو باد که بر سنت و جماعت ملازمت نمایی و بر طریقت سنت قدم زنی که هر چه نو بیرون آورده‌اند، آن مخالف سنت و جماعت است.»[۴۱۲] و شاید به سبب پیوستگی استوار این طریقت با شریعت است که بهاءالدین روی گرداندن از این طریقت را خطر دینی دانسته است. «هرکه از طریقت ما روی گرداند، خطر دینی دارد.»[۴۱۳] خواجه بهاءالدین در خصوص پایبندی به شریعت می‌گوید: «ما هرچه یافتیم به فضل و برکت عمل کردن به آیات قرآن، احادیث نبوی و طلب کردن نتیجه از آن و رعایت تقوی و حدود شرعی و قدم زدن در عزیمت عمل کردن به سنت و جماعت و اجتناب از بدعت بود.»[۴۱۴] این سلسله پس از عهد بهاءالدین نقشبند و مخصوصاً در عهد خلفای وی، از خواجه محمدپارسا تا خواجه عبیدالله احرار برخلاف نظر بدیع‌الزمان نورسی، با وحدت وجود ابن عربی همراه و بدان اهتمام داشته‌اند و آن را در مجالس فقها و متشرعه به‌گونه‌ای بیان می‌کردند که اهل ظاهر به آن اعتراضی نکنند و در شرح و تقریر آرای ابن عربی اهتمام داشتند.[۴۱۵]
در گفتار و اخلاق بهاءالدین نقشبند و به‌ویژه در سخنان احمد فاروقی سر هندی بحث اعتدال، پیروی از سنت‌ها و دوری از بدعت‌ها بیشتر دیده می‌شود. علاوه بر این‌ها، مسئله ذکر خفی و رعایت اصول یازده‌گانه طریقت نقشبندیه از دیگر شاخصه‌های آن است. نقشبندیه دوستدار خاندان رسول (ص) بوده و از طریق تصوف خود این گرایش را افزون‌تر کرده‌اند. نقشبندی ها به سلسله معروفیه معترف و معتقد هستند که از طریق ائمه (ع) به حضرت رسول (ص) می‌رسد و امام علی و دیگر ائمه (ع) را گرامی می‌دارند و امام جعفر صادق (ع) را یکی از حلقه‌های کرسی نامه خود می‌دانند.[۴۱۶] بنابراین اهل تسنن بودن آن‌ها، هرگز مانع محبت و ارادت آن‌ها به اهل‌بیت (ع) نیست.[۴۱۷]
بزرگان نقشبندیه در امور سیاسی روزگار خود شرکت می‌جسته و باقدرت های سیاسی عصر خود همکاری و همسویی داشته و از توان دیوانی و اداری برای خدمت به مردم استفاده کرده‌اند. از نمونه‌های بارز آن قدرت، شوکت و نفوذ خواجه عبیدالله احرار در دوره تیموریان است. مشایخ این طریقت برای اینکه بتوانند مردم را از ستم حاکمان بازدارند و به مسلمان بهره‌ای برسانند، به کارهای دنیوی و درآمیختگی به سلاطین روی آوردند.[۴۱۸] درواقع یکی از عوامل مهم که در قرن نهم باعث گسترش اندیشه‌های تصوف در بین مردم پس از حمله مغول و اعتقاد خاص سلاطین تیموری به مشایخ صوفیه شد. نفوذ و گسترش همزمان طریقت نقشبندیه در میان فرمانروان و حکومت‌ها و نیز میان مردم باعث شد تا اختلاف گذشته میان اهل شریعت و اهل طریقت کم شد تا اینکه، مشایخ بزرگ در امور شرع تصدی یافتند؛ و به دنبال پیوستن مالکان، بزرگان و علمای بانفوذ در دوره میانی و انتهایی تیموریان، طریقت نقشبندیه بپردازد. دوره تیموری درنتیجه پیوستن بسیاری از محتشمان، ملاکین و روحانیون مقتدر به نقشبندیه در حوادث، ماجراها و اغلب جنگ‌ها و مصالحه‌ها مقتدرانه نقش داشت.[۴۱۹]
۴-۱-۲چگونگی سلوک عرفانی بدیع‌الزمان نورسی
بدیع‌الزمان نورسی سلوک خود را بر اساس مسلک حکمای اشراقی، با تأکید و توجه به زهد و ریاضت آغاز کرد.[۴۲۰] نورسی در آثارش، ملاصدرا را به‌طور آشکار مورد خطاب قرار نمی‌دهد، ولی در چند جا، از فلسفه اشراق او سخن می‌راند. بااینکه حکمای اشراقی به‌موجب «قانون تدریج»، خود به ریاضت می‌پرداختند، اما نورسی بدون رعایت این قانون در سن نوجوانی به‌یک‌باره به ریاضت پرداخت، به‌مرور تحمل ریاضت برایش سخت شد و وجودش رو به ضعف رفت. به حدی در دوره ریاضت افراط می‌کرد که در سه روز فقط تکه‌ای نان می‌خورد. به باور حکمای اشراقی «ریاضت کشیدن در گشایش فکر اثرگذار است، نورسی نیز سعی می‌کرد به این باور آن‌ها عمل کند. وی بعدها به اینکه در دوران جوانی همانند زاهدان اشراقی، زندگی ریاضت باری را گذرانده، اذعان و اعتراف کرده است.[۴۲۱] نورسی حکمای اشراقی را از حکمای نورانی.[۴۲۲] و نیز دست‌یافته به بطن امور[۴۲۳] معرفی می‌کند.
درحالی‌که وی حدود ۱۳ یا ۱۴ سال بیشتر نداشت؛ گذشته از ریاضت کشی سخت و دشوار، در طول شب‌ها، بخش عمده وقت خود را در مقبره شاعر و عارف «شیخ احمد هانی» از ادیبان نابغه کُرد، به تفکر، تأمل و عبادت می‌گذرانده است.[۴۲۴] به همین دلیل مردم زادگاهش درباره وی می‌گفتند: «بدیع‌الزمان مظهر فیض جناب احمدخانی شده است.» و این حال را بر کرامت او حمل می‌کردند.[۴۲۵] عدم رضایت وی از روش ریاضت به شیوه اشراقیون باعث روی آوردن به شیوه تفسیر عرفانی امام غزالی و درنهایت کنار گذاشتن این روش ریاضت کشی شد. سلوک او طبق نظر و دیدگاه غزالی، عمل بر اساس قاعده حدیث: «دع ما یریبک الی ما لایریبک»: است. این قاعده بدین معنا است که چیزهایی را که در مورد آن‌ها تردید داری تا زمانی که تو را مردد نسازند، ترک کن. این حدیث را که در نظرات غزالی در تصوف آمده است، ترمذی در صفات قیامت و نسائی در نوشیدنی‌ها روایت کرده‌اند[۴۲۶] و به همین دلیل، نورسی زمانی حتی خوردن نان را هم ترک کرد و به گیاه‌خواری پرداخت.[۴۲۷] حتی با دریافت گواهی‌نامه و لقب بدیع‌الزمانی، بازهم به‌جای بر تن کردن لباس علما، لباس دراویش پوشید. وی در این دوره از مسیرهای غیرعادی و با مسافرت شبانه به بغداد رسید و از مقبره عبدالقادر گیلانی بازدید کرد.[۴۲۸]
بسیاری از مباحث سلوکی وی در مکتوب چهارم از کتاب المکتوبات در پاسخ سؤالات مطروحه، بیان‌شده است؛ اما نورسی که قصد افشای مباحث سلوکی را نداشته، تنها به خاطر نجات دوستان و دفاع از سخنان خود در مقابل اوهام و آزار دنیاطلبان، حقیقت حال خود را برای آن‌ها بیان کرده است.[۴۲۹]
ازجمله مواردی که در کلیات رسائل النور بیانگر حالات عرفانی نورسی است: نپذیرفتن هدیه از کسی[۴۳۰]؛ عدم اظهار کرامات خارق‌العاده و همت قدسی؛ واقعه سلوکی زندان اسکی شهر و دنیزلی؛ حالات خارق‌العاده، احوال و خواطر قلبی به روایت شاگردان[۴۳۱]؛ دیدن زمان مرگ شیخ محمد کفروی در رؤیا؛ استفاده از نور رسول‌الله؛ تدریس رسول خدا به وی در عالم معنا؛ تفأل به کتاب فتوح الغیب گیلانی به‌عنوان عاملی برای تحول از سعید قدیم به سعید جدید، دریافت قبای خالد بغدادی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در طریقت نقشبندیه در دوره زندان قسطمونی در سال ۱۹۴۰ م.[۴۳۲]
۴-۲ مبانی و اصول
اساس طریقت نوری هم به‌عنوان یک طریقت، کاملاً شریعت محور، همانند هر طریقتی دارای اصول و خط‌مشی مشخص جهت راهنمایی و ارشاد پیروان و نیز در مقام احتجاج با دیگران است. از اصول کلی آن می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ۱) التزام به شریعت برای رسیدن به حقیقت و طریقت؛۲) وسیله بودن طریقت و حقیقت جهت خدمت به شریعت؛۳) پیروی از سنت رسول‌الله (ص)؛۴) معرفت عمیق نسبت به نفس انسانی؛ ۵) شناخت دقیق شرایط.
کتاب و سنت اصطلاحی است که در ادبیات و آثار نورسی فراوان به‌کاررفته و دو عنصر مهم و اساسی در طریقت قرآنی نوری است که از آن‌ها بهره برده است.
۴-۲-۱ قرآن کریم:
این طریقت بر اساس رهنمودهای قرآن تأسیس‌شده است و بنا بر قول نورسی، قرآن در این راه، مربی و استادش بوده است: «ولله الحمد کان القرآن هو مرشدی وأستاذی فی هذا الطریق.»[۴۳۳] نیز در جای دیگر می‌گوید: «هذا الطریق علی نهج القرآن».[۴۳۴]: این طریقت بر اساس روش و شیوه قرآنی است. معانی و مفاهیم قرآنی در کل آثار نوری به‌کاررفته است و تمام صفحات آثارش دلالت بر عبارات و اشارات قرآنی دارد. شاید روشن‌ترین مثال بر بهره‌گیری نورسی از قرآن، اقتباس وی احمد سر هندی است که می‌گوید: «افکار توحید، قبله‌گاه من و درواقع تنها استاد حقیقی من، قرآن است.»[۴۳۵]
۴-۲-۲ سنت رسول (ص):
نورسی علاوه بر قرآن، ریشه طریقت خود را به سنت پیامبر (ص) می‌رساند.[۴۳۶] و بیشتر اقوال و دلایل خود درباره سنت سنیه را از بزرگان اهل سلوک می‌گیرد. نورسی در سیر و سلوک روحانی خود دیده است که کلمات روایت‌شده از رسول اکرم (ص) نورانی و درخشنده‌اند. در مقابل آن، اوراد و احوال درخشان و باقوتی را که جز از پیامبر روایت‌شده‌اند، فاقد آن نوردیده است تا حدی که درخشان‌ترین روایات (غیر نبوی) به‌هیچ‌وجه باکم رتبه‌ترین روایت‌های نبوی برابری نمی‌کنند. وی این سنت سنیه را اکسیری دانسته که برای کسانی که در پی نورند، کفایت می‌کند؛ و نیازی به جستجوی نور در خارج از آن ندارند.» نورسی برای تأکید و تأیید سخن خود می‌گوید: «آری، نظر امام ربانی (احمد سر هندی) نشان می‌دهد که سنت سنیه سنگ زیرین سعادت دوجهان و معدن و منبع کمالات است.»[۴۳۷]
نورسی درباره لزوم پیروی از سنت پیامبر (ص) می‌گوید: «بدون شک سنت و حرکات و سکنات پیامبر (ص) بهترین نمونه برای پیروی و سلوک، سالم‌ترین راهنما برای اقتدا و محکم‌ترین و بزرگ‌ترین قوانین برای دریافت تنظیم زندگی هر مسلمان است. خوشبخت کسی است که در پیروی از سنت پیامبر (ص) بیشترین بهره را داشته باشد. کسی که به علت تنبلی از سنت او پیروی نکند، زیان و خسران بزرگی می‌بیند و کسی که به این سنت اهمیت ندهد، جنایتی بزرگی مرتکب شده و کسی که به آن انتقاد کند به‌گونه‌ای که بوی تکذیب بدهد، به گمراهی بزرگی دچار شده است.»[۴۳۸]
نورسی سلامت طریقت قرآنی نوری را با پیروی از سنت تضمین کرده است، زیرابه خاطر مبتنی بودن این طریقت بر عجز، فقر و تقصیر، از دیگر راه‌ها سالم‌تر است و برای اینکه انسان از حد خود تجاوز نکند، جلوی ادعاهای بیش از قدرت و توان و سخنان نامناسب انسان را می‌گیرد.[۴۳۹] نورسی ضمن باور به اینکه تنها اخص خواص قادر به پیروی کامل و بالفعل از همه مباحث سنت سنیه هستند، پیروی با نیت یا با قصد و درخواست ضروری آن از عهده هرکسی برمی‌آید، بدعت را به‌ خصوص در عبادات باعث دور شدن از رحمت الهی می‌داند.
به نظر نورسی پیروی از فرایض و واجبات اجباری و ضروری است؛ و ترک مستحبات هرچند گناهی نداشته باشد، اما امکان از بین بردن پاداش‌های بزرگ را موجب می‌شود. اگر بدعت‌ها از نورسی انوع اوراد، اذکار و مشرب‌های موجود در طریقت، مشروط به دریافت اصل آن‌ها از کتاب، سنت و عدم مخالفت با اصول سنت مخالف نباشد، درواقع بدعت محسوب نمی‌شود یا به تعبیر اهل علم، بدعت نیکو است.[۴۴۰]
۴-۲-۳ ایمان و اسلام:
دو واژه اسلام و ایمان از پرکاربردترین واژه‌های موجود در رسائل است که نورسی آن‌ها را برای معرفی طریقت خود به کار گرفته است. نورسی در معرفی ایمان در طریقت خود می‌گوید: «ایمان در قبر را، دری به عالم نور قرار داده و راه را، راهی به‌سوی خوشبختی ابدی قرار داده است، بدین ترتیب ایمان در حقیقت مرهم شفابخش دردم شد.»[۴۴۱]؛ نیز می‌گوید: «بله خدا را شکر می‌کنم که راه ارزشمندی که همان اسلام است، در پیش‌گرفته‌ام.»[۴۴۲]
طریقتی که نورسی از آن سخن می‌گوید، دارای ویژگی‌ها و محسنات ایمانی است و در رسائل النور از این ویژگی‌ها یادکرده و به ارائه تعریف متفاوت از ایمان و بهره‌مندی از تربیت ایمانی جهت رسیدن انسان واقعی به بندگی خدا پرداخته است. این ایمان با توانایی فراوان موجب رهایی انسان از حیوانیت؛ تکمیل نفس انسانی برای دستیابی به‌صورت انسان کامل؛ قابلیت آمادگی برای آخرت؛ قرار گرفتن در کشف فقر و عجز به انگیزه عمل و عبادت برای نجات انسان؛ و ایجاد شوق فراوان در نفس انسان است.[۴۴۳]
قبل از پرداختن به حقیقت، اصول و مشخصه‌ های طریقت نوری و جایگاه آن در میان سایر طریقت‌ها، قابل‌ذکر است که دلایل و براهین مشهور در آن با دیگر طریقت‌های معروف هم‌خوانی دارد و استدلال‌های شایع آن‌ها را با خود دارد، بااین‌حال راهکارهای جدید برای فهم دین و تأکیدات عقلی و قلبی، آن را از سایر طریقت‌ها جدا و یک نوع آوری در سنت‌های تصوفی ایجاد کرده است.[۴۴۴]
۴-۲-۴ معرفت عمیق نسبت به نفس انسانی:
طریقت نوری، یک روش تربیتی بر مبنای شناخت کامل و دقیق از نفس انسان است. نورسی با باوری که از طریق ارتباط روحی با قرآن و تجربه‌های بسیار در زندگی دارد، انسان را موجودی وابسته به غیب و نیازمند دین معرفی می‌کند که نیازهای عقلی، روحی و عاطفی‌اش فقط با توحید و خداپرستی به دست می‌آید و ذات حقیقی‌اش فقط در سایه توحید به دست می‌آید.[۴۴۵]
نورسی در این خصوص انسان را ازنظر جسم نباتی و ازنظر نفس حیوانی و یک جزء کوچک و ضعیف می‌داند که در امواج پرتلاطم موجودات شگفت‌انگیز، دست‌وپا می‌زند اما ازنظر انسان بودن باتربیت اسلامی تکامل‌یافته و با نور ایمان روشن و نورانی شده است. به همین علل انسان را در عین بنده بودنش، سلطان و در عین جزئی بودنش، یک کل و در عین کوچک بودن، عالم وسیعی می‌داند که می‌تواند ادعا کند: «پروردگار مهربان من، دنیا را خانه و مسکن من قرار بده و ماه و خورشید را چراغ این خانه و ما را هم دسته‌گل آن و تابستان را خان نعمت و حیوانات را خدمتکار و گیاهان را زینت و زیور خانه‌ام قرار ده.» نتیجه سخن وی این است که اگر انسان به نفس و شیطان گوش بدهد، به اسفل‌السافلین سقوط خواهد کرد، اما اگر به‌حق و قرآن گوش دهد، به اعلی‌علیین پیش می‌رود و احسن تقویم هستی می‌شود.[۴۴۶]
۴-۲-۵ شناخت دقیق شرایط جامعه:
نورسی در کتاب صیقل الاسلام به بررسی اوضاع دوره خود پرداخته و از دو حالت خطرناک و ترسناک یادکرده است. نورسی در تبیین حالت اول می‌گوید: خواسته و احساسات مادی انسان در آخرت دیده نمی‌شود، به همین خاطر یک‌درهم لذت زودگذر بر تمام لذت‌های آینده برتری و بر عقل و اندیشه انسان (مادی) معاصر غلبه دارد؛ اما از هر ده نفر و چه‌بسا از هر بیست نفر، یک نفر متوجه این امر هستند؛ نورسی حالت بسیار بد دوم را انواع و اقسام گمراهی ناشی از بی‌دینی، الحاد، علوم طبیعی، کفر و دشمنی‌ای به علت تغییر در زمانه کنونی به وجود آمده است که قابل بازگو کردن نیست، درصورتی‌که زمان گذشته در یک سرزمین، بی‌دین یافت می‌شد، درحالی‌که امروز در یک روستای کوچک صد نفر بی‌دین وجود دارد و تعداد کسانی که با جادوگری علوم و فنون جدید گمراه می‌شوند و با دشمنی در برابر حقایق ایمانی می‌ایستند، بیش از صدها برابر افزایش‌یافته‌اند.[۴۴۷]
۴-۳ ویژگی‌های طریقت نوری
از ویژگی‌های خاص طریقت نوری که به‌نوعی آن را از سایر طریقت‌ها جدا می‌کند: نگاه خاص به‌نظام هستی و موجودات؛ توجه به فطرت و سرشت انسانی؛ سهولت و آسانی؛ جامع بودن بین عقل و قلب؛ در نظر داشتن سعادت دنیوی و اخروی؛ و توجه به مباحث اجتماعی است.
– در طریقت نوری نگاه به هستی و کائنات و موجودات همان نگاه قرآنی و به تعبیری دیگر بر اساس اصول صحیح اسلامی است که به‌وضوح تمام، هستی را از عدم و نیستی آزاد و مسخر و خدمت‌گزار خالق جلیل و نمایانگر تجلیات اسمای حسنی می‌کند. به‌طورکلی این طریقت به موجودات نه به معنای اسمی بلکه به معنای حرفی می‌نگرد؛ یعنی اینکه هستی به ذات خود مسخر نیست، بلکه مسخر خدای سبحان است.[۴۴۸]
– نورسی ضمن مقایسه طریقت خود را بامسلک متکلمان و فلاسفه، ویژگی دیگر طریقت خود را سازگاری با فطرت انسانی، آماده کردن خوراک مناسب و مفید، برای هر حرکتی تا رسیدن به اهداف آن می‌داند…[۴۴۹] درحالی‌که مسلک متکلمان و فلاسفه را مسلکی می‌داند که برای حفظ استدلال‌های خود، میلیون‌ها نفر از شیاطین وهمی را به استخدام درمی‌آورند.[۴۵۰]
– این طریقت در اصل نظری خود، عموم مردم را مورد خطاب و آموزش قرار می‌دهد و مختص نخبه‌ها و خواص نیست و این ویژگی را در ایجاد جزئیات تطبیق و نظریه، رعایت می‌کند و طبق توانمندی‌ها و استعداد انسان وضع‌شده بود؛ و آمادگی پیشرفت همه‌جانبه را برای انسان مهیا می‌کند؛ چنانچه نورسی طریقت خود را راه عمومی و بزرگراه نامیده[۴۵۱] و آن را با طریقت اهل سلوک که دارای ده گام (مانند لطایف دهگانه است) و راه خفا پیش می‌گیرند و اهل سلوکی که دارای هفت گام (مانند نفوس هفت‌گانه) است و راه جهر می‌روند، متفاوت می‌داند و در بیان تمایز با آن دو، طریقت خود را چهار گام و نه بیشتر، گه آن‌هم حقیقتی شرعی است تا طریقت تصوف می‌داند؛ بنابراین به‌طور خلاصه می‌توان آن را به‌مثابه یک طریقت عمومی، واقعی، سهل و آسان دانست.
– نورسی در کتاب الکلمات با ذکر «… الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ …» (فاتحه،۷): (راه آن‌هایی که برخوردارشان کرده‌ای) به کوتاهی و سادگی و عدم پیچیدگی آن اشاره می‌کند و آن را راه راست و جاده نورانی برای اهل قرآن، کوتاه‌ترین، سالم‌ترین و آسان‌ترین راه و مسلک آسمانی، رحمانی و نورانی می‌داند که برای پیروی در مقابل تمام انسان‌ها باز است.[۴۵۲]
– نورسی راه رسیدن به دنیای نورانی را کمک گرفتن از شریعت دانسته و آن راهی است که هیچ سختی و مشقتی در آن دیده نمی‌شود.[۴۵۳] راه و مشرب سعادت‌بخش که قرآن آن را پیشنهاد و بیان کرده و موجب احساس راحتی، تبدیل دردها به لذایذ، ایجاد آرامش روحی و نیروی ایمانی است که سعادت دنیوی و اخروی را تضمین می‌کند.[۴۵۴]
– از ویژگی‌های طریقت نوری، جامع بودن آن بین قلب و عقل در یک چارچوب و سیاق است[۴۵۵]. گشودن رابطه بین عقل و قلب؛ و نیز روح و قلب؛ و تلاش برای رسیدن به راه‌های نهانی برای معرفت خداوند و نقش آن در پاک‌سازی درون انسان مورد تأکید قرارگرفته است.[۴۵۶]
– طریقت نورسی به مسائل و مباحث اجتماعی توجه دارد و دراین‌باره موضع میانه دارد، زیرا بی‌توجهی به مسائل اجتماعی در کار دعوتگری، انتشار و تداوم دعوت، دلیل اصلی شکست آن است، هرچند اغراق زیاد هم عامل غفلت از ایمان شخصی می‌شود. نورسی، مسائل ایمانی را محور حرکت اجتماعی قرار داده و برای ایجاد تلاش ایمانی در جامعه و جهت دادن به آن، جامعه را به طریقت نوری که پایه آن تلاش برای خدمت به دیگران و هدف اصلی آن نجات ایمان است، دعوت می‌کند.[۴۵۷]

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها در رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شاه تهماسب به صلاح دید قزلباش ها، از قدرت خلع شده بود و به جای او عباس میرزا ملقب به شاه عباس سوم به سلطنت رسیده بود.این رخداد در سال ۱۱۴۵ ه ق / ۱۷۳۳ م اتفاق افتاده بود. در اواخر سال ۱۷۳۵ م نادر[۱۲۷] توانست توافقنامه ای دیگر را با روس ها به امضا برساند و مرزهای کشور را به تمرکز و آرامش بکشاند.(همان،۱۳۹۱: ۵۷)
نادر شاه بزرگان ایلی و کدخدایان روستاهای قلمروی صفوی را در دشت مغان گرد هم آورد. از این اجتماع بعدها به عنوان شورای مغان نیز یاد شد. نادر برای اینکه بتواند سلطنت را بپذیرد چند شرط مهم را مطرح کرد که مهمترین آن پایان پذیرفتن ضدیت با اهل سنت بود که به زعم نادر از ابتدای حکومت صفوی معمول و موجب تفرقه و ایجاد دشمنی کرده بود. ” نادر اختلافات لفظی مذهبی را علت اصلی آن همه خونریزی های چند صد ساله میدانست. در شورای مغان روسا و ریش سفیدان شهرها و مردم را وادار کرده بود که به زعم او از بدعت های شاه اسماعیل دست بردارند و امید داشت که در مقابل، عثمانی ها هم که به بهانه ی آن حرف ها، ایرانیان را کافر میشمردند به راه آیند و خود را متعهد میدانست که یا از راه مذاکره و استدلال و یا به زور شمشیر عثمانی ها را حاضر به قبول دو پیشنهاد خود نماید.”(شیرزادی،۱۳۸۸: ۲۹۵) به این ترتیب نادرقلی به نادرشاه افشار در نوروز سال ۱۱۴۸ ق ملقب گشت و بنیان گذار دودمان افشاریه در ایران شد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۳-۱.انجمن دینی نجف
نادرشاه نتوانست از طریق مذاکره و پیشنهادات رسمی ترکان عثمانی ها را متقاعد و به آرامش مذهبی و وحدت دعوت کند در حالی که رفع مناقشات مذهبی برای این دوهمسایه به شدت احساس میشد اما عثمانی ها هیچ قدمی فرا ننهادند و مشکلات حل نشد. ” شاید هم ترک ها به ویژه پس از موفقیت های عظیم نظامی نادر در هند و ماورالنهر، نظرات بعدی او را دریافتند که میخواست با از بین بردن اختلافات مذهبی و ایجاد وحدت اسلامی، زمینه ایجاد امپراتوری در آسیای باختری را فراهم گرداند ، به همین سبب هرگز درصدد زدودن دشواری ها و کینه های تاریخی برنیامدند.”(نوری،۱۳۹۱: ۵۴) خالی از لطف نخواهد بود که بگوییم نادر در زمان پادشاهی خود از دهلی هندوستان تا ایالات کابل، غزنین، هزاره بلوچستان و کلیه سرزمین های واقع در همسایگی شرق ایران را به تسخیر خود درآورد. اما در طول عمر فرمانروایی نیز سه بار به بغداد و حکومت عثمانی حمله ور شد و دوباره جنگ های خونی میان ایران و عثمانی شکل گرفت. اما هیچگاه در این سه مورد موفق به فتح بغداد نگردید زیرا هر بار به دلیل مشکلی در داخل کشور مجبور به بازگشت میشد. در آخرین جنگ خود در بغداد در حالی که دانسته بود عثمانی ها با پیشنهاد او موافقت نخواهند کرد تصمیم بزرگی گرفت. در سال ۱۱۵۶ ه ق و بعد از ده سال از شورای سیاسی مغان، مجلس مذهبی نجف را به منظور تالیف بین شیعه و سنی تاسیس کرد. او از این مجلس خواست که لعن و سب خلفای راشدین ترک بشود و اولیای عامه هم اجازه بدهند مذهب جعفری در ردیف مذاهب اهل سنت قرار بگیرد. در حقیقت تلاش های نادر برای وحت امت اسلامی و اتحاد جهان اسلام تا آن زمان بی بدیل بود.
۳-۳-۲.عهدنامه کردان
نادرشاه که در طول پادشاهی خود توانسته بود موفقیت های زیادی را در مقابل امپراتوری عثمانی به دست بیاورد در واپسین سال های عمر خویش آخرین معاهده خود را باعثمانی به تصویب رسانید. مصطفی نظیف از علمای دینی باب عالی از طرف عثمانی ها مامور به انعقاد صلح با نادرشاه شد. او در لشکرگاه دشت ساوجبلاغ نادرشاه را ملاقات کرد و با حسنعلی خان معیر الممالک به مذاکره پرداخت.(ولایتی،۱۳۷۶: ۶۴) ماحصل مذاکرات توافق بر سر معاهده زهاب یا همان قصر شیرین بود که میان شاه صفوی و سلطان مراد چهارم در سال ۱۰۴۹ ه ق منعقد شده بود اما سه بند دیگر به آن اضافه شد.
یک ) تعیین امیر الحجاج برای حجاج ایرانی
دو ) مبادله اسرا
سه ) مبادله سفیر بین دولتین
در مجموع باید گفت که شخص نادرشاه تلاش زیادی برای اتحاد جهان اسلام و وحدت میان مسلمین انجام داد خواه در نیت او اغراض سیاسی وجود داشت یا خیر اما در عمل تلاش زیادی کرد. اختلافات مذهبی در ابتدای حکومت صفویه به اوج خود رسیده بود اما به تدریج با حاکم شدن نادرشاه این اختلافات کاهش یافت به طوری که پادشاهان دو کشور در نامه های مودت آمیز یکدیگر را با عباراتی چون غازی و مجاهد فی سبیل الله خطاب میکردند.(نوری،۱۳۹۱: ۶۰)
۳-۴.روابط ایران و عثمانی در عصر قاجاریه
زمانی که صحبت از معاهدات و قرارداد ها در عصر قاجاریه با کشور های همسایه میشود، ناخودآگاه ذهن به سمت قراردادهای گلستان[۱۲۸] و ترکمنچای[۱۲۹] سوق پیدا میکند. در عمر ۱۲۵ ساله حکومت قاجارها حدود ۵ قرارداد مهم با همسایگان امضا شد که نقشه سیاسی کشور را دستخوش تحول اساسی کرد. ۲ قرارداد مهم تحت عنوان الرزنه الروم اول و الرزنه روم دوم با حکومت عثمانی امضا شد. در دوران فتحعلی شاه دومین پادشاه سلسه قاجاریه در سال ۱۲۳۸ ه ق / ۱۸۲۳ م و حدود ده سال بعد از قرارداد گلستان که در آن کیلومترها خاک کشور جدا شده بود و ضمیمه خاک روسیه گردیده بود عهدنامه الرزنه الروم با دولت عثمانی امضا شد. اختلافات مرزی در این زمان با عثمانی اکثرا ناشی از وضعیت نامشخص وضعیت مرزهای دو کشور بود که موجبات ایجاد جنگ و سپس صلح و توافق را پدید می آورد. با این حال طبق مفاد یا فقره های این عهدنامه تغییرات محسوس و عمده ای در مرزهای دو کشور شکل نگرفت و سرحدات ایران و عثمانی تقریبا در مرزهای مورد تصویب زمان نادرشاه تثبیت گردید. اما مطابق این عهدنامه شرط شد که ایران در امور بغداد دخالت نکند و در مقابل عثمانی هم از مداخله در کردستان دست بردارد. حدود بیست سال پس از قرارداد ترکمنچای که بعدها در ادبیات محاوره ای و سیاسی ایران از آن به عنوان ننگی بزرگ در تاریخ یاد شده دومین قرارداد مهم میان ایران و عثمانی شکل گرفت. ده سال قبل از پیمان الرزنه الروم دوم، محمد شاه سومین پادشاه دودمان قاجاریه به هرات حمله کرد و آنجا را به محاصره خود درآورد تا بتواند آن را دوباره به ایران بازگرداند. انگلیسی ها برای در فشار گذاشتن ایران، علیرضا پاشا حاکم وقت بغداد را تحریک و وادار کردند که به محمره (خرمشهر کنونی) حمله کند. او نیز با همکاری شیخ جابر الصباح امیر کویت به خرمشهر تاختند و سه روز به قتل غارت پرداختند. سلطان محمد دوم که آن زمان پادشاه عثمانی بود نامه ای به علیرضا پاشا نوشت و به او تاکیید کرد که محمره ( خرمشهر ) جز ایالات فارس است و نباید به آن حمله میکرد. او نوشت: فورا محمره را ترک کنید و سند استرداد آن را به وزرای ما بدهید و ترتیبی دهید که مراتب صلح و مودت میان دو کشور برقرار و جاوید بماند.” میرزا تقی خان امیر کبیر بعد از چهار سال گفتگو با نمایندگان روس، انگلیس و عثمانی در مذاکرات چهار جانبه پیمان دوم الرزنه الروم را امضا کرد. این پیمان در نه بند تنظیم شد که مهمترین آن بند دوم آن بود: “(همان،۱۳۹۱: ۶۱) ایران از سلمانیه صرف نظر میکند و عثمانی متعهد میشود که شهر و بندر محمره ( خرمشهر) و جزیره الخضر ( آبادان ) و لنگرگاه و به طور کلی اراضی ساحل شرقی اروند را که در تصرف ایران است، متعلق به ایران شناخته و در آن مداخله نکند. کشتی های ایران حق خواهند داشت با آزادی کامل در اروند از محلی که رودخانه به دریا میریزد تا محلی که مرزهای دو کشور با هم تلاقی دارند رفت و آمد کنند. نکته قابل توجه در این پیمان آن است که نامه سلطان محمد دوم پادشاه عثمانی به علیرضا پاشا حاکم وقت بغداد به عنوان سندی در دست امیرکبیر در مذاکرات استفاده شد. عهدنامه دوم الرزنه روم نمایانگر آخرین تحول میان ایران و عثمانی است. ازاین قرارداد به عنوان جامع ترین توافق میان ایران و عثمانی هم یاد میکنند. نکته قابل توجه آن است که موارد مطرح شده در این توافق، مبنای اختلافات عراق و ایران شد.
همواره در مذاکرات ایران با همسایگان خود قدرت های بزرگ و بیگانگان نقش تعیین کننده ای داشتند. برای مثال در پیمان دوم الرزنه الروم نمایندگان روس و انگلیس نیز حضور داشتند. در سال ۱۲۷۳ ه ق / ۱۸۵۷ م عهدنامه پاریس میان ایران و انگلیس امضا شد. ماجرا از این قرار بوده است که ناصر الدین شاه قاجار یک سال قبل از امضای عهدنامه پاریس موفق شده بود هرات را پس بگیرد. به دنبال آن بلافاصله ناوگان انگلیس بوشهر و خرمشهر را اشغال و در حقیقت گروگان خود درآورد. عهدنامه پاریس در جهت اهداف دولت انگلیس بنا شد و اگر به نوعی ترکمنچای دوم آن را بنامیم بیراه نرفتیم.
۳-۵.پروتکل[۱۳۰] های تهران و اسلامبول (قسطنطنیه)
در سال ۱۹۰۸ م کشف و استخراج نفت ایران را برای قدرت های بزرگ دارای اهمیت استراتژیکی کرد. صادرات نفت از طریق رودخانه اروند رود مرز مشترک ایران و عثمانی انجام میشد . علاوه بر این زیاده خواهی دولت عثمانی و حملات هر از چند گاهی او به شمال غربی ایران باعث شده بود توافق الرزنه الروم دوم نتواند به مشکلات دو کشور پایان دهد. دولت انگلیس که در هر دو طرف منافع زیادی داشت تلاش کرد تا مشکل دو طرف را حل و فصل کند. پروتکل تهران در سال ۱۹۱۱ م بر اساس معاهده الرزنه الروم منعقد شد و در آن مقرر گردید دو کشور اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای بعضی از مواد معاهده دوم الرزنه الروم را به دیوان داوری لاهه ارجاع بدهند. همچنین دو کشور پذیرفتند که اشغال نظامی یک منطقه به معنای مشروعیت مالکیت به شمار نمیرود.وثوق الدوله وزیر وقت امور خارجه نماینده ایران در این مذاکرات بود.
پروتکل اسلامبول (قسطنطنیه) در سال۱۹۱۳ م در شرایط بحرانی آغاز جنگ جهانی اول و به دنبال پروتکل تهران به تصویب رسید. دو دولت روس و انگلیس تصمیم گرفتند از طریق مذاکرات مستقیم مرز میان ایران و عثمانی را تعیین کنند و در همین راستا تعهداتی را به دولت عثمانی واگذار کنند. بدین ترتیب سه دولت انگلیس، روس و عثمانی با یکدیگر مذاکره کردند و بدون اینکه ایران را در جریان بگذارند به توافق رسیدند و فقط از نماینده ایران خواستند بر توافق آنها صحه بگذارد. در این پروتکل اراضی نفتی زیادی به وسیله دولت انگلیس به دولت عثمانی واگذار شد تا بتوانند به راحتی و بدون پرداخت هرگونه عوارضی به اکتشاف و استخراج نفت بپردازد. همچنین دولت انگلستان مالکیت اروند رود را به جز بندر خرمشهر و آبادان به عثمانی واگذار کرد. این اجحاف در حق ایران هنگامی اتفاق افتاد که سال ها قبل خط تالوگ[۱۳۱] ( خط القعر ) در عرف بین الملل به عنوان اساس تعیین مرزهای آبی کشورهای همسایه پذیرفته شده بود. برای مثال توافق فرانسه و سوییس در مورد رود رن در سال ۱۵۶۰ م و یا توافق پروس و وستنفالیا در مورد رود آلپ در سال ۱۸۱۱ م از خط القعر استفاده شده بود. در هر حال این پروتکل در یک مقدمه و هشت ماده تنظیم گردید که به موجب ماده دو آن مقرر شد کمیسیون تحدید حدود، مرکب از نمایندگان چهار دولت تعیین و به تحدید حدود مرزهای دو کشور بپردازد. به این ترتیب در سال ۱۹۱۴ م این کمیسیون با تشکیل نمایندگانی مرکب از دولت های ایران، عثمانی، روس و انگلیس تشکیل گردید و حدود نه ماه فعایت کرد و درست دو روز مانده به آغاز جنگ جهانی اول به کار خود پایان داد. این کمیسیون در حدود ۲۲۷ ستون مرزی از خرمشهر تا آرارات نصب کرد و صورت جلسات آن به پروتکل اسلامبول ضمیمه شد. با این وجود، نه پروتکل تهران، و نه کمیسیون تحدید حدود هرگز صورت قطعی و قانونی به خود نگرفت و اختلافات ایران و عثمانی تا انقراض عثمانی پابرجا ماند.
در حالی که پایتخت ایران دچار تحولات سریع سیاسی ناشی از انقلاب مشروطه شده بود، ایالات نیز در پی اغتشاشات اوضاع نابسامانی پیدا کرده بود و دچار آشوب و هرج و مرج شده بودند. ترکمن های شمال خراسان، شاهسون های آذربایجان و کردهای لرستان با سو استفاده از وضعیت موجود از پرداخت مالیت سر باز زدند و با حمله به روستاهای محلی دست به غارت زدند. برای مثال قبیله عرب بنی کعب به رهبری شیخ خزعل[۱۳۲] آماده پیشروی به سوی محمره (خرمشهر) بود. شیخ خزعل فردی بود که توانست میان عشایر قدرت پیدا کند.(سپهر،۱۳۶۲: ۳۱۸) در اواخر دوران شاهان قاجار انگلیس تواسته بود نفوذ زیادی در میان عشایر خوزستان و بختیاری پیدا بکند. سردار ارفع یا شیخ خزعل عملا مهره انگلیس بود اما پس از روی کار آمدن رضا خان، انگلیس میباست یک نفر را انتخاب میکردند و بدیهی بود که رضا خان برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار بود.
۳-۶.جنگ جهانی اول
در ماه اوت سال ۱۹۱۴ م شعله جنگی ویران کننده و خانمان سوز در اروپا روشن شد و بعد از کشته شدن حدود دو میلیون انسان که اکثرا مردم غیرنظامی بی گناه بودند و به جای گذاشتن میلیاردها دلار خسارت در ژونیه ۱۹۱۸ م آتش آن خاموش شد.(بزرگمهر،۱۳۸۸: ۱۸۹)
این جنگ، جنگ جهانی اول لقب گرفت. ۱۴کشور اروپایی به علاوه ۳۵ کشور از جهان دو طرف مناقشه را تشکیل میدادند. از تاریخ شروع جنگ جهانی اول تا زمان شروع جنگ جهانی دوم به جز یک دوره پنج ساله آرامش مابین سال های ۱۹۲۵-۱۹۲۹ م اروپا هیچ گاه روی آرامش را ندید و همواره دچار بحران و آشوب های داخلی بود. محور اصلی جنگ به دو جبهه متفقین و متحدین تبدیل میشد. “امپراتوری عثمانی که در ابتدا بی طرفی خود را اعلام کرده بود در ۲ اوت ۱۹۱۴ م اتحاد محرمانه ای با آلمان امضاء کرد و در ۹ اوت همان سال با روسیه متحد شد ولی در مقابل تضاد این اتحاد با پیمان ۲ اوت و با توجه به پیروزی های آلمان در جبهه های جنگ، در اول نوامبر ۱۹۱۴ م پیمان با روسیه را فسخ و به جبهه متحدین ( آلمان،اطریش،مجارستان ) پیوست و در همان زمان به متفقین اعلان جنگ داد”.(نقیب زاده،۱۳۹۰: ۱۶۴) ورود امپراتوری عثمانی به جنگ از آن جهت قابل توجه بود که موقعیت ژئوپلیتیکی آن در منطقه میتوانست کمک زیادی به متفقین در جنگ بکند. تنگه های مهم بسفر و داردانل در مرزهای سیاسی عثمانی قرار داشت و همچنین جفرافیای آن میتوانست پلی باشد برای آنکه متفقین بتوانند از طریق آن با کشورهای خاورمیانه و آسیا ارتباط برقرار کنند و خط دفاعی خویش را از خلیج فارس تا دریای شمال آرایش دهند. اما وضعیت در ایران در مقابل همسایه و رقیب دیرینه اش عثمانی کاملا فرق داشت. در زمان کابینه مستوفی الممالک و مجلس سوم مشروطیت ایران اعلام بی طرفی خود را در جنگ اعلام کرد. این بی طرفی گاها از طریق روسیه، انگلستان، عثمانی و جاسوسان آلمانی نقض میشد. نزدیکی خطوط مرزی روسیه و عثمانی در مرزهای ایران باعث شد که هر دو طرف جنگ به بهانه حمله یا جلوگیری از حمله به مرزهای ایران تعدی کنند. حدود ۴ سال قبل از آغاز جنگ مرزهای ایران دچار تعدی میشد به طوری که عثمانی در پادگان های مرزی مستمرا تجاوز میکرد و قوای روسیه نیز به موجب قرارداد ۱۹۰۷ م به بهانه ورود قوای عثمانی به داخل ایران، نیروهای خود را وارد آذربایجان کردند و در شهرهای تبریز و ارومیه استقرار دادند. تحریکات قومی، محلی و مذهبی هم از طرفی در ایران کم نبود و به همین وسیله افراد زیادی جان خود را از دست دادند. حضور فراوان جاسوسان آلمانی و دسیسه های آن ها باعث شده بود هر روز زمینه گرایش ایرانی ها به سمت دول محور روز به روز تقویت بشود.(بزرگمهری،۱۳۸۸: ۲۳۵) آنها در جنوب و منطقه فارس، کرمان، اصفهان و شهرهای دیگر ایران مردم را بر علیه نیروهای متفق میشوراندند و همین امر موجبات درگیری های خونی فراوانی را پدید آورد.
۳-۷.پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی
حضور نظامی و اقتصادی آمریکا در جنگ کفه ترازو را به سمت متفقین سنگین تر میکرد. آمریکایی ها تا سال ۱۹۱۶ م طرفدار صلح بدون پیروزی بودند اما از سال ۱۹۱۷ م حوادثی پیش آمد که در نهایت آمریکا مجبور به مداخله شد. بحران تا قلب برلین در آلمان نفوذ کرده بود و در مقابل ” تسلیم بلاشرط بلغارستان وضع قوای نظامی دولت های عثمانی و اتریش را به مخاطره انداخت. ارتش صربستان و فرانسه که در بالکان متمرکز بودند به طرف اتریش حمله ور شدند. سربازان انگلیسی و یونانی نیز تراس را اشغال کردند و متوجه قسطنطنیه شدند و چون انگلیسی ها در عراق و فلسطین هم استقرار یافته بودند، سلطان عثمانی از روی اضطرار طلعت پاشا و انور پاشا را معزول کرده، با انتصاب عزت پاشا به صدارت عظما باب مذاکره صلح را با متفقین مفتوح کرد و درخواست ترک مخاصمه نمود و در ۳۰ اکتبر تمام خاک عثمانی و بغازها را با تمام وسایل در اختیار قوای متفقین گذاشت. اما بعد از پایان جنگ که با پیروزی متفقین همراه بود مذاکرات صلح آغاز شد. در پیمان سور در یکی از محله های پاریس بعد از کنفرانس های جنگ سرنوشت عثمانی ها تعیین شد. “(همان،۱۳۸۸: ۲۳۸)درواقع منطقه آسیای میانه، آسیای صغیر و حوزه های عرب نشین امپراتوری عثمانی از جمله مسائل مهم پس از جنگ بود که از یک سو روسیه جدید منویاتی را در آنها دنبال میکرد و از سوی دیگر دول متفق اروپای غربی نیز با توجه به وعده هایشان به اعراب و استراتژی آنها مبنی بر حفظ بی طرفی تنگه های بسفر و داردانل، اهدافی را دنبال میکردند. تصمیم بر این شد که تراس به یونان واگذار شود و در کنفرانس سان – رمو مقرر شد فلسطین و ماورالنهر و بین النهرین تحت قیمومیت انگلستان و سوریه تحت قمومیت فرانسه قرار گرفت. ارمنستان مستقل شد و ایتالیا نیز فقط به آدالیا بسنده کرد. شایان ذکر است این توافقات قبلا در جریان جنگ در سال ۱۹۱۶ م که به توافق سایس پیکو مشهور شد گرفته شده بود.
همچنین در ترکیه مصطفی کمال پاشا[۱۳۳] معروف به آتاتورک رهبر ناسیونالیسم های ترک شد و توانست ابتدا یونانی ها و سپس نیروهای بین المللی را از خاک ترکیه بیرون کرد. سر انجام در پیمان لوزان ترکیه از ادعاهای خود بر سوریه، فلسطین، عراق، اردن و عربستان چشم پوشید و عملا به آسیای صغیر محدود شد. بدین ترتیب امپراتوری قدرتمند عثمانی فروپاشید.(نقیب زاده،۱۳۹۰: ۱۸۳)
۳-۸.به قدرت رسیدن رضاخان در ایران
در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی انقلاب مشروطه در ایران اتفاق افتاد. در واقع مجموعه تلاش ها و رویدادهایی در زمان پادشاهی مظفرالدین شاه و سپس محمد علی شاه در این ایران اتفاق افتاد و در نهایت منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب نخستین قانون اساسی در ایران گردید. انقلاب مشروطه باعث شد حوداث گوناگونی در ایران اتفاق بیفتد. از به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی گرفته تا اعدام مشروطه خواهان و قیام هایی پی در پی در ایران. در این مدت قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۹ م هم اتفاق افتاده بود و کشور دچار هرج و مرج فراوان شده بود.(آبراهامیان،۱۳۹۱: ۱۴۸)
کشمکش های داخلی در ایران با تهدید های مکرر روس ها همراه شد. آنها خواستار حفظ بازارهای خود، اجرای مفاد قرارداد ۱۹۰۷ و همچنین برکناری مورگان شوستر بودند.
در سال ۱۲۹۰ حکومت مرکزی ایران به شدت تضعیف شده بود و ایالات مختلف ایران خواستار خود مختاری بودند کما اینکه در سال ۱۲۹۹ ه ش/ ۱۹۲۰ م آذربایججان خود مختار شده بود. در گیرودار بحران های متعدد در ایران رضا خان، سرهنگ قزاق چهل و دو ساله که از یک خانواده نظامی و گمنام در مازندران بود و به تدریج به فرماندهی بریگارد قزاق در قزوین رسیده بود با سه هزار نیروهی نظامی خود به سمت تهران حرکت کرد.
در اواخر سال ۱۲۹۹ ه ش کودتای نظامی رضا خان با همکاری سید ضیاالدین طباطبایی و آیرون ساید[۱۳۴] انگلیسی اتفاق افتاد که بعدها به کودتای سوم اسفند مشهور شد. “در حالی که با انقلاب مشروطه سالهای ۱۲۸۵- ۱۲۸۸ ه ش نظام مشروطه لیبرال جایگزین استبداد قاجاری شده بود، کودتای ۱۲۹۹ ه ش نیز در راستای از بین بردن ساختارهای پارلمانی و ایجاد حکومت مطلقه پهلوی بود.”(همان،۱۳۹۱: ۱۲۹)
رضا خان از طرف شاه به مقام سردار سپهی رسید و همراه با سیدضیا که نخست وزیر شده بود اعلام کردند که دوران رستاخیز ملی آغاز خواهد شد.در همین فاصله قرارداد ۱۹۱۹ م را ملغی اعلام کردند و پیمان دوستی با شوروی امضا کردند. حرکت رضا خان ازهمان ابتدا آهسته اما بی وقفه بود. او سپس به وزارت جنگ منصوب شد و در طی نه ماه بعد ژاندارمری را از وزارت داخله به وزارت جنگ منتقل کرد و با سرکوب شورش های مختلف در ژاندارمری ها قدرت خود را در ارتش که بعد ها در زمان پادشاهی خود یکی از ارکان اصلی حکومتش بود مستحکم ساخت. او همچنین موفق به سرکوب جنبش جنگل و از میان برداشتن میرزاکوچک خان شد. رضا خان توانست ظرف چهار سال از قدرت سیاسی و نظامی محکم و استواری برخوردار شود و در اوایل سال ۱۳۰۳ ه ش آنقدر قدرتمند بود که بتواند لقب فرماندهی کل قوا را از مجلس بگیرد. در نهایت در آذر ماه سال ۱۳۰۴ ه ش، مجلس شورای ملی برای خلع آخرین شاه قاجار و سپردن حکومت به دست رضا خان تشکیل جلسه داد. سر انجام در اردیبهشت ماه تاج گذاری رضا خان در تالار سلام انجام شد. گرچه قدرت نظامی و توانمندی های شخصی وی قابل انکار نیست اما ائتلاف های گوناگونی که در برون و درون مجلس شورای ملی در دوره چهارم و پنجم با رضا خان ایجاد شد زمینه را برای تسخیر کشور توسط وی فراهم آورد. به این گونه بود که با رسیدن رضا خان به پادشاهی ایران سلسله پهلوی تاسیس شد. رضا خان در طول پادشاهی خود اقدامات گوناکونی را انجام داد که هریک از جانب خود دارای اهمیت فراوان است فارغ از اینکه قضاوتی در مورد سود و زیان های آن داشته باشیم. یکی از اقداماتی که میتواند برای این پژوهش قابل توجه باشد تغییر اسامی برخی از مکان ها بود. برای مثال بندر انزلی به بندر پهلوی، ارومیه به رضائیه، استرآباد به گرگان، علی آباد به شاهی، بخشی از کردستان به آذربایجان غربی، سلطانیه به اراک تبدیل گردید. اما تغییر نام یک استان و یک شهر دیگر از این جهت میتواند دارای اهمیت باشد که یکی از بهانه های اصلی به راه انداختن طولانی ترین جنگ قرن بیستم می باشد. عربستان در جنوب غربی ایران به خوزستان و محمره به خرمشهر تغییر نام داد. در انتها باید گفت به قدرت رسیدن رضا خان در ایران و تشکیل کشور عراق در آن سوی مرزها آینده قابل پیش بینی را نوید میداد.(همان،۱۳۹۱: ۱۶۹)
۳-۸-۱.قرارداد سرحدی ۱۳۱۶ ه ش / ۱۹۳۷ م
در ادامه فصل نگاهی خواهیم داشت به سیر حکومت و رهبران حاکم عراق جدید که منشعب شده از امپراتوری عثمانی در پی معاهدات جنگ جهانی اول بود، اما ابتدا با توجه به رعایت تقدم تاریخی به معاهده سال ۱۳۱۶ ه ش / ۱۹۳۷ م که در زمان پادشاهی رضا خان در ایران به تصویب رسید میپردازیم. سیاست دولت عراق در مورد مسائل مرزی پس از جدا شدن از عثمانی به شدت تند و انعطاف ناپذیر شده بود. از طرفی دولت انگلستان بر آن شده بود که عراق را به جامعه ملل که پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت و ماده ۱۴ اعلامیه ویلسون[۱۳۵] رییس جمهور آمریکا بود وارد کند،(نقیب زاده،۱۳۹۰: ۱۷۶) اما برای شناسایی رژیم عراق باید رضایت دولت ایران گرفته میشد، اما دولت ایران مصمم بود تا زمانی که نتواند حقوق خود را در اروند رود به دست بیاورد از این کار سرباز بزند. پس از قول های دولت عراق که هیچ گاه عملی نشد و پس از شناسایی رژیم عراق توسط ایران مناقشات مرزی این دو کشور بالا گرفت و روابط آنها تیره و تار شد. “دولت عراق در سال ۱۳۱۳ ه ش / ۲۹ نوامبر ۱۹۳۴ م به شورای جامعه ملل شکایت کرد. در این نامه که با امضاء نوری سعید وزیر خارجه عراق ارسال شد، ادعا گردید مرز بین ایران و عراق بر اساس قرارداد ۱۱۲۶ ه ش / ۱۸۴۷ م موسوم به الرزنه الروم و پروتکل استانبول ۱۲۹۲ ه ش / ۴ نوامبر ۱۹۱۳ م که از طرف وزیر اعظم و وزیر خارجه دو کشور ( ایران و عثمانی ) و همچنین سفرای انگلستان و روسیه در دربار عثمانی به عنوان نمایندگان کشورهای میانجی امضاء شده، تعیین گردیده است. دولت ایران ادله خود را در برابر این شکواییه به جامعه ملل ارائه داد. اما جامعه ملل نتوانست دو کشور را متقاعد به تفاهم کند و تنها توصیه کرد مذاکرات به صورت دو جانبه ادامه پیدا کند. اهمیت این موضوع برای کشور عراق آنقدر حیاتی بود که در طول مذاکرات در عراق کودتایی به دست سرتیپ بکر صدقی [۱۳۶]انجام گرفت و روز بعد از کودتا بر مسند قدرت نشست اما مذاکرات هیچگاه لغو نشد. انگلستان به دلیل آنکه منافع استعماری خود را از طرف فرانسه و آلمان مورد تهدید میدید از ایران خواست که هرچه زودتر و با زیرپا گذاشتن حقوق خود منافع حیاتی اش را نادیده بگیرد و پیمان سعد آباد را امضا کند. دولت ایران خواستار تعیین خط تالوگ ( خط القعر ) بود و در سراسر اروند ادعای مرز مساوی با عراق را داشت. اما دولت عراق با حمایت انگلستان فقط خط تالوگ را در مرز آبادان پذیرفت. طرح این قرارداد در بغداد تهیه و تنظیم شد و در نهایت در ۱۷ تیر ۱۳۱۶ ه ش / ۸ ژوئیه ۱۹۳۷ بین چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و افغانستان به امضا رسید. قرارداد به تایید مجلس سنای عراق و مجلس شورای ملی ایران رسید و اسناد آن در بغداد بین وزرای خارجه دو کشور مابدله گردید. “(اردستانی،۱۳۸۸: ۵۱) این عهدنامه دارای شش ماده است که در ماده ((۱)) دولت ایران به رغم تمام مخالفت های قبل، پذیرفت که پروتکل سال ۱۲۹۲ ه ش / ۴ نوامبر ۱۹۱۳ م و صورت جلسات کمیسیون تحدید حدود سال ۱۲۹۳ هش / ۱۹۱۴ م. (( دارای اعتبار می باشد و طرفین موظف به مراعات آنها می باشند.)) در این ماده قید شده است که مراتب مندرج در ماده ((۲)) استثنا می باشد. در ماده ((۲)) برای اولین بار، خط تالوگ ( یعنی خط میانه قسمت عمیق آب ) در قراردادهای ایران و همسایه غربی آن وارد می شد، ولی با وجودی که قاعده شناخته شده ی بین المللی در تعیین خط مرزی در سراسر رودخانه های سرحدی است، مع الذالک شامل تمام مسیر اروند رود از نقطه تلاقی کارون با آن تا خلیج فارس نمی شد، بلکه فقط محدوده کوچ مقابل آبادان را که حدود ۴ مایل است در بر میگرفت. قرارداد ۱۹۳۷ م برای ایران یک شکست و برای عراق و انگلستان یک پیروزی شیرین به حساب می آمد.
۳-۸-۲.پایان عمر سیاسی رضا خان و به قدرت رسیدن محمد رضا پهلوی
هنگامی که جنگ جهانی دوم به وقوع پیوست، کشور ایران اعلام بی طرفی خود را اعلام کرد اما در آینده نزدیک دچار تحولات اساسی شد. دولت آلمان توانسته بود در ایران نفوذ زیادی پیدا کند و اقدامات فراوانی را در داخل ایران انجام بدهد. برای مثال مبادلات تجاری ایران و آلمان به یک باره پنج برابر شد، خط کشتیرانی مستقیم هامبورگ[۱۳۷] – خرمشهر شکل گرفت و خط هوایی تهران – برلن توسط لوفتانزا[۱۳۸] برقرار شد. رضا خان از طرفی هم نمیخواست بهانه به دست دول متفق به دلیل برقراری ارتباط خویش با آلمان هیتلری[۱۳۹] بدهد، پس اقداماتی را نظیر ممنوع کردن ورود نشریات آلمانی به کشور و همچنین عدم فعالیت مستشاران آلمانی در ایران انجام داد. ایران از نظر ژئوپلیتیکی منطقه بسیار حائز اهمیتی برای متفقین به شمار میرفت. از نظر چرچیل[۱۴۰] و انگلیسی ها وضعیت ایران در سال های ابتدایی جنگ مشابه عراق قبل از کودتای رشید علی گیلانی بود. در همین حال دولت انگلستان سعی داشت به رضا خان تفهیم کند که مسامحه با دول متفق عواقب وخیمی برای او دارد. رضا خان به تذکرات آنان توجه نمیکرد. در شهریور ۱۳۲۰ ه ش / اوت ۱۹۴۱ م سه یاداشت تسلیم دولت ایران شد. دو یادداشت از طرف دول انگلیس و شوروی و یادداشت سوم از طرف هیلتر پیشوای آلمان به رضا خان بود. پس از آن یادداشتی دیگر که باز هم از طرف شوروی و انگلستان بود به ایران تسلیم شد و عدم تمکین مجدد رضا شاه را در پی داشت. در نهایت با حمله متفقین از شمال و جنوب به ایران و شکسته شدن مقاومت نیروهای ایرانی دول متفق وارد خاک ایران شدند(مقصودی،۱۳۹۰: ۷۱). رضا شاه محمد علی فروغی را به جای منصور به کرسی نخست وزیری ایران رساند و او را مامور به مذاکره با متفقین کرد. خود نیز به نفع محمدرضا از قدرت کناره کشید و روانه بندرعباس شد تا خود را تحویل انگلیسی ها بدهد. تبعید دیکتاتور بزرگ ایران ابتدا به جزیره موریس[۱۴۱] در جنوب اقیانوس هند و سپس به ژوهانسبورگ[۱۴۲] آفریقای جنوبی صورت گرفت. محمد رضا در ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ در سن ۲۲ سالگی در مجلس شورای ملی مراسم تحلیف را به جای آورد و به مقام سلطنت رسید. اعمال دیکاتوری اختناق، سرکوب و ممانعت از مشارکت سیاسی و همچنین نقش دول خارجی به ویژه اشغال گران روس و انگلیس را میتوان از مهم ترین عوامل برکناری رضاخان برشمرد. تبعید رضا خان از ایران، عزل و به حاشیه راندن یک شخص از قدرت سیاسی نبود، بلکه شکست سرشت و عملکرد حکومتی بود که نزدیک به دو ده ریشه در اراده یک فرد داشت.(همان،۱۳۹۰: ۷۴)
اما در تحولات جنگ جهانی در نهایت درتاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ م / ۶ بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه جانبه ای میان ایران، شوروی و انگلستان امضا شد و در پی آن مقرر گردید استقلال و تمامیت ارضی ایران محترم شمرده بشود و ایران نیز در ۹ سپتامیر ۱۹۴۳ م به وزیر امور خاجه آمریکا اطلاع داد که با آلمان حالت جنگ برقرار کرده و به اعلامیه ملل متحد محلق میشود.
۳-۹.سیر حکومت در عراق و نگاهی به روابط ایران و عراق تا قبل از انقلاب اسلامی در ایران و عوامل تاثیر گذار بر این روابط
همان طور که گفته شد پس از جنگ جهانی اول و در مذاکرات صلح کشور عراق از بهم پیوستن سه استان بغداد، موصل و کرکوک پدید آمد. طبق تصویب جامعه ملل انگلستان به عنوان قیم بر عراق نظارت داشت. با گفتگوهایی که میان ایران و انگلیس انجام شد ایران در نهایت در تاریخ ۱۳۰۸ ه ش / ژوئیه ۱۹۲۹ م کشور عراق را به رسمیت شناخت و سفارت خانه ایران در عراق گشایش یافت. پس از حدود ده سال استیلای انگلستان بر کشورعراق در انتهای سال ۱۳۰۹ ه ش / ژوئن ۱۹۳۰ قرادادی به مدت ۲۵ سال به جای پیمان ۱۳۰۱ه ش / ۱۹۲۲ م بین عراق و انگلستان به امضاء رسید که در ظاهر هدف آن پایان قیمومیت انگلستان بر عراق و اعطای استقلال به آن کشور بود و اینکه انگلستان از جامعه ملل درخواست کند تا عراق به عنوان کشور رسمی استقلال پیدا کند.(نقیب زاده،۱۳۹۰: ۱۸۲) در نهایت در سال ۱۹۳۲ م با کشمکش های فراوان و امتیازات رد و بدل شده میان دو کشور استقلال عراق به رسمیت شناخته شد و مجمع ملل عضویت آن را پذیرفت. در طول مدت قیمومیت انگلستان، حکومت سلطنتی در عراق حکمرانی میکرد و با استقلال عراق نیز این امر ادامه پیدا کرد. از سال ۱۹۲۱ میلادی تا سال ۱۹۳۲ میلادی که عراق توانست استقلال پیدا کند فیصل بن حسین[۱۴۳] با نام فیصل اول تحت حمایت انگلستان پادشاهی عراق را به دست داشت. در سال ۱۹۴۱ میلادی تلاش های رشید گیلانی[۱۴۴] برای رهایی از سلطه انگلستان با شکست روبرو شد و رژیم سلطنتی تا سال ۱۹۵۸ میلادی ادامه پیدا کرد. اما از این نکته غافل نمیشویم که در بین این سالها چند کودتا اتفاق افتاد. اما در بین سال های ( ۱۲۹۹ تا ۱۳۳۷ هجری شمسی ) (۱۹۲۰ تا ۱۹۵۸ میلادی ) روابط ایران و عراق روابط نسبتا صمیمی بود. وجود اماکن متبرکه در عراق و وجود مقبره شش امام معصوم شیعیان در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا میتوانست برهان خوبی برای روابط صمیمی میان مردم دو کشور باشد و بتواند پیوند عمیقی را میان آنها برقرار کند. حوزه علمیه نجف نیز میتوانست بهانه دیگری برای روابط دینی و مذهبی دو کشور شیعه در جهان باشد. بسیاری از مردم ایران در عراق و در نجف ساکن بودند و برای مثال مرجع اعلم وقت مردم ایران آیت الله العظمی بروجردی از عراق به ایران بازگشت و بزرگترین مرجع شیعیان جهان گشت. حتی یک بار شاهزاده نایب السلطنه عراق از تهران بازدید کرد و امید میرفت مناقشات مرزی دو کشور پایان یابد اما با ملی شدن صنعت نفت و قرابت و نزدیکی عراقی ها به انگلیسی ها این موضوع به سرانجام نرسید و حتی عراق به انگلستان اجازه داد تا ناوهای جنگی آن وارد شط العرب بشوند و در بندر بصره توقف کنند که با محکومیت شدید ایران روبرو شد.
۳-۹-۱..پیمان سنتو[۱۴۵] ( سازمان پیمان مرکزی )
با پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد بیم آن برای آمریکا میرفت که کشور های جهان سوم به ویژه کشورهای هم مرز با شوروی در دام این کشور کمونیست بیافتند. بدین ترتیب سیاست سد نفوذ آمریکا در قالب پیمان های ناتو، سیتو و سنتو به اجرا در آمد. در تابستان ۱۹۵۳ میلادی جان فاستر دالس[۱۴۶] وزیر خارجه آمریکا به پایخت های کشور های خاورمیانه سفر کرد. هدف او از این سفر امکان تشکیل یک سازمان دفاعی به منظور تکمیل کردن زنجیره دفاعی غرب در برابر نفوذ کمونیسم بود.(ازغندی،۱۳۹۱: ۳۷۵) آمریکا به دلیل آنکه نمیخواست حساسیت شوروی را بر بیانگیزد خود از وارد شدن به این پیمان خودداری کرد اما در عوض انگلستان نقش مهمی را در این پیمان ایفا کرد. انگلستان بر اساس مفاد قراردادی که استقلال عراق را تاکید کرده بود پایگاه های دریایی و هوایی خود را در عراق حفظ کرده بود و وظیفه آموزش نیروی هوایی عراق را برعهده داشت.
سرچشمه این پیمان توافقنامه نظامی عراق و ترکیه بود که بعدها با پیوستن ایران، پاکستان و انگلستان شکل جدیدی به خود گرفت. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در منطقه نقش کلیدی را بازی میکرد.
خصوصا که تا آن زمان ایران سعی داشت سیاست بی طرفی را در پیش داشته باشد اما با ورود به این پیمان کم کم منافع خود را هم سو با غرب کرد. دکترین اصلی این پیمان بر مقابله با کمونیسم تعریف شده بود و چون ایران از طرف شوروی پس از جنگ جهانی دوم لطمات زیادی همچون خارج نشدن از کشور و حمایت از گروه های تجزیه طلب ترک و کرد دیده بود ناخودآگاه به این جریان نزدیکی زیادی پیدا کرد. آمریکا نیز به سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه تعهد داده بود که کمک های نظامی خود را ارسال کند. اما عراق که جزو اولین پایه های تشکیل این پیمان به حساب می آمد با وقوع انقلاب و روی کار آمدن عبدالکریم قاسم از این پیمان خارج شد و از سال ۱۹۵۹ م بود که نام این پیمان از بغداد به آنکارا و سپس به سنتو تغییر یافت.(همان،۱۳۹۱: ۳۷۸) اما سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان در سال ۱۹۶۴ م از دل این پیمان سازمان همکاری عمران منطقه ای را تشکیل دادند توانستند همکاری های اقتصادی و اجتماعی فراوانی را انجام بدهند. درگیری آمریکا با ویتنام، نزدیکی شرق و غرب و همچنین روابط موثر بعدی شوروی با کشورهای مزبور باعث شد پیمان سنتو اهمیت سال های ابتدایی خود را نداشته باشد. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند که کشورشان از این پیمان خارج شده است.
در سال ۱۳۳۷ ه ش / ۱۹۵۸ م به دنبال شکست انگلیس در عملیات سوئز خاندان هاشمی در عراق منقرض گردید و به دست عبدالکریم قاسم[۱۴۷] کودتایی نو اتفاق افتاد. بدین ترتیب رژیم سلطنتی عراق منقرض و در عراق رژیم جمهوری اعلام موجودیت کرد. عبدالسلام عارف[۱۴۸] سرهنگ ستاد کمک زیادی به عبدالکریم قاسم برای انجام کوتا کرد به طوری که حتی اولین بیانیه کودتا نیز توسط او قرائت شد. اما با وجود گذشت کمتر از چند ماه از کودتا اختلاف میان او قاسم پدید آمد.(سامرایی،۱۳۹۰: ۳۷) او یک افسر با گرایشات ناسونالیستی – عربی بود و قاسم دارای گرایشات میهن پرستی به دور از مبانی نظری ناسیونالیستی بود.
با روی کار آمدن قاسم در عراق روابط دو کشور ایران و عراق باز هم رو به تاریکی گذاشت و سایه سنگین اختلاف خود را نمایان کرد. اما در جریان حکومت جدید عراق شکاف هایی پدید آمد و همین امر باعث شد تا سال ۱۹۶۸ میلادی عبدالسلام عارف حکومت قاسم را سرنگون کند و خود بر مسند قدرت بشیند. ناسیونالیست های عرب که در کنار عبدالسلام محمد عارف ایستاده بودند و توانسته بودند قاسم را برکنار کنند به مسند رسیدن خود را انقلاب نوامبر نامیدند. عبدالسلام عارف پس از پیروزی رییس جمهور عراق شد اما طولی نکشید که در سال ۱۳۴۵ ه ش / ۱۹۶۶ م در هلی کوپتر وی بمبی کار گذاشته شد و در نزدیک شهر رمادی سقوط کرد و کشته شد.(اردستانی،۱۳۸۸: ۵۶) پس از او برادرش سرلشکرعبدالرحمن محمد عارف[۱۴۹] به قدرت رسید اما او هم سرنوشت نافرجامی داشت. در سال ۱۳۴۷ ه ش / ۱۹۶۸ م گارد محافظین وی کاخ را محاصره کردند و با شلیک چند گلوله او را مجبور به تسلیم کردند و به این ترتیب کودتای بدون خونریزی اتفاق افتاد و احمد حسن البکر[۱۵۰] با تشکیل شورای فرماندهی انقلاب رییس جمهور عراق شد. در نهایت حزب بعث توانست بعد از چندین کودتای موفق و ناموفق قدرت را در عراق در دست بگیرد. تشکیلات حزب بعث در عراق در سال ۱۹۴۸ شکل گرفت و دکتر سامی شوکت که یک ناسیونالیست افراطی بود کمیته این حزب را تشکیل داد اما آنها تا سالها جرات عرض اندام پیدا نمیکردند. اساس حزب بعث در سوریه از بهم پیوستن دو حزب منشعب از اتحاد ناسیونالیست و بهم پیوستن حزب ناسیونالیستی عرب و الحیاء العرب شکل گرفت. میشل عفلق[۱۵۱] مسیحی و صلاح الدین بیطار[۱۵۲] مسلمان بنیان گذاران این حزب شدند. دکترین اصلی این حزب مبتنی بر چند اصل مهم است که تاکید خاصی بر روی عربی بودن خود و محکومیت کمونیسم و رد فرقه گرایی مذهبی و ناحیه گرایی است. عفلق تاکید داشت که راه وحدت اعراب از فلسطین میگذرد و باید برای مقابله با رژیم اشغالگر اسرائیل، جبهه ضد صهیونیستی گشود. تفکرات عفلق و حزب بعث از این جهت قابل اهمیت است که بعدها پایه های حکومت صدام را تشکیل میداد.
اما در طول حاکمیت برادران عارف در عراق، همواره رابطه ایران با کشور عراق نسبت به سال های گذشته گرم و صمیمی بود و یکی از اندک مقاطعی است که از آن به عنوان دوران روابط گرم یاد میشود. عبدالسلام عارف به دعوت شاه و همسرش سفر شش روزه ای به تهران داشت و توافق شده بود که حول چند موضوع در آینده با ایران به گفتگو بنشیدند. سه ماه قبل از سفر عارف به تهران، عباس رزم آرا به دعوت وزیر خارجه عراق به بغداد سفر کرد. مذاکرات ایران و عراق در این دوره نتیجه خاصی را به دنبال نداشت اما از حساسیت دو طرف نسبت به یکدیگر کاست.
با روی کار آمدن احمد حسن البکر در عراق دوری تازه از تیرگی روابط ایران و عراق آغاز گردید.
۳-۹-۲..دکترین دو ستونی آمریکا در خلیج فارس
آغاز جدی تنش زدایی بین آمریکا و شوروی، خروج انگلستان از منطقه خلیج فارس و افزایش قدرت نظامی ایران دست به دست هم داد تا محمد رضا پهلوی از استقلال عمل بیشتری در برابر مناقشات منطقه ای برخوردار شود. بدیهی است شاه میبایست روابط خود را با آمریکا افزایش میداد و بدین ترتیب رابطه با آمریکا ستون اصلی سیاست خارجی او شکل میداد. هارولد ویلسون[۱۵۳] که از حزب کاگر در سال ۱۹۶۸ م در انگلستان به قدرت رسیده بود، وی در پی بحران های داخلی اقتصادی اعلام کرد که: ما درصدد تخلیه نیروهایمان از شرق دور هستیم که در سال ۱۹۷۱ م به پایان میرسد. ما همچنین، سعی در تخلیه خلیج فارس در همان تاریخ داریم. چندی بعد ادوارد هیث[۱۵۴] از حزب محافظه کار به قدرت رسید و اعلام داشت که امکان دارد در تصمیم خود تجدید

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده در مورد : بررسی تأثیر ریاضیات بر مهارت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در حالی است که افراد در زندگی روزانه به چنین مهارت‌هایی یعنی تفکر نقادانه، استدلال و اثبات زیاد نیازمندند. انسان‌ها باید یاد بگیرند که در تصمیم گیری‌های اساسی تصمیم‌های منطقی و آگاهانه بگیرند و بتوانند دلایل کافی برای انتخاب‌های خود ارائه کنند. علم ریاضیات یکی از بهترین دانش‌ها برای توسعه‌ی چنین مهارت هاست پس می‌بایست مهم‌ترین ‌هدف تدریس ریاضیات را، آموزش استدلال منطقی به دانش‌آموزان بدانیم. تا شهروندانی با توانائی استدلالی مناسب تربیت کنیم. کیفیت زندگی هر فرد به چگونگی اندیشه‌ی او وابسته است. کسانی که نقادانه می‌اندیشند، به همان نسبت می‌توانند سئوالات مناسب‌تر بپرسند و اطلاعات مربوط به هم را بهتر جمع آوری کنند، این اطلاعات را به طور صحیح‌تری دسته‌بندی نمایند، دلایل منطقی آن‌ها را استخراج کنند و به نتایج بهتری دست یابند. علاوه بر این آن‌ها می‌توانند با بررسی مداوم و ماهرانه‌ی تفکرات خود، کیفیت تفکرشان را توسعه داده و بنابراین زندگی موفق‌تری را برای خود طرح ریزی کنند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در بخش ۳- ۵ دانش‌آموزان بیشتر، در کلاس‌های با انگیزه و فعالی ظاهر می‌شوند که آن‌ها را به فعالیت هوشی وادارند. معلمانی را دوست دارند که بیشتر، آن‌ها را به فکر وا می‌دارند. درس‌هایی را ترجیح می‌دهند که از آن‌ها بخواهند تفسیر کنند، تجزیه و تحلیل کنند، اطلاعات را دستکاری کنند و یا دانش و مهارتی را که آموخته‌اند در مسائل تازه و موقعیت‌های تازه به کار ببرند.
در بخش ۳-۶ الکساندر یاکووله ویچ خین چین: از اهرم‌های تربیتی ریاضیات دقت منطقی و استواری نتیجه گیریهایی است که موجب می‌شود که فرد با تفکری منطقی بار آید. از طرف دیگر آگاهی‌های مضمونی- عینی باعث وسعت بخشیدن دیدگاه‌های فرد می‌شود و سطح کلی فرهنگ را بالا می‌برد. و زمینه را برای تربیت سیاسی و جهت گیری‌های انسانی و میهنی او فراهم می‌کند. ریاضیات، امکان‌های ملموس زیادی در تربیت اخلاقی دارد. همچنین باید یاد کنیم از تأثیر تربیتی داده‌هایی که در متن مسأله‌ها وجود دارد. منطقی کردن اندیشه، مسأله‌ی اصلی و نخست معلم ریاضیات است، به نحوی که آشنایی دانش‌آموزان با خود محتوای دانش ریاضی، در مقایسه با آن، باید در مرحله‌ی دوم قرار گیرد. جنبه‌ی کلی و اساسی عملکرد تربیتی آموزش ریاضیات، که تا حد زیادی، موجب پایدار شدن جنبه‌های دیگر این عملکرد است، همان عادت کردن دانش‌‌آموزان و ارزش استدلال است.در ریاضیات، استدلال‌هایی که خصلتی کامل نداشته باشند و نتوانند کار را، به طور مطلق، به پایان برسانند و کوچکترین امکانی برای اعتراض باقی بگذارند، بی رحمانه اشتباه به حساب می‌آیند و، به عنوان چیزی بی فایده، کنار گذاشته می‌شوند، در ریاضیات، نمی‌توان و نباید حکمی را تا «نیمه» و یا «به تقریب» ثابت کرد؛ یا استدلال کامل وجود دارد که هیچ گونه بحثی را، درباره‌ی حکمی ثابت شده باقی نمی‌گذارد و یا به طور کلی استدلالی وجود ندارد. دانش‌آموزی که در برابر همه‌ی اعتراض‌ها دفاع می‌کند و ناچار می‌شود همه‌ی انتقادهای دیگران را ساکت کند، ناگزیر از طعم ناشی از شادی پیروزی هم لذت می‌برد. در ضمن، به روشنی احساس می‌کند که استدلال کامل و درست، تنها سلاحی است که او را به این پیروزی می‌رساند. هر بار که این موضوع را احساس کند، به ناچار یاد می‌گیرد که به این سلاح احترام بگذارد و سعی کند آن را، همیشه همراه خود داشته باشد و به طور طبیعی نه تنها در ریاضیات، بلکه در هر بحث و مناظره‌ای بیشتر و پیگیرانه تر، به سمت استدلال کامل و درست کشیده می‌شود. وآن وقت،هربار که با مسأله‌ای مواجه می‌شود، تلاش می‌کند تا از تمام ذخیره‌ی استدلال‌هایی که در چنین موقعیتی به کار می‌آیند، برای خلع سلاح مخالفان خود استفاده کند. این روند تربیتی، برای منطقی کردن تفکر، اهمیتی تعیین کننده دارد.
– مبارزه علیه تعمیم‌های غیرقانونی: طبیعی دان، نتیجه‌گیری هایش بر اساس استنتاج‌های استقرایی است که یکی از اساسی‌ترین ‌محورهای روش شناسی در این نوع دانش‌ها است اما در ریاضیات، وضع به طور اساسی، به گونه‌ی دیگری است. یعنی نتیجه‌گیری هایش براساس استدلال قیاسی است که خاص ریاضیات است و درباره‌ی دانش‌های طبیعی و زندگی عملی، به هیچ وجه قابل اجرا نیست. ولی عادت به دقت انتقادی، برای هرگونه تعمیمی ضرورت دارد.
– مبارزه علیه شبیه سازی‌های بی پایه: نتیجه‌گیری از راه شباهت، چه در دانش‌های تجربی و چه در زندگی عادی، روشی معمولی و قانونی، برای کشف قانون مندی‌های تازه است. در ریاضیات، نتیجه‌گیری از راه شباهت به طور کلی، منع شده است، تربیت ریاضی ذهن و خو گرفتن به این موضوع، که نتیجه‌گیری براساس شباهت، تنها می‌تواند در خدمت روش‌های آزمایشی باشد و، به خودی خود، هیچ گونه نیروی استدلالی ندارد، به ناچار آدمی را وامی دارد تا در همه‌ی زمینه‌های دیگر اندیشه هم، با احتیاط بیشتر نسبت به این نوع استنباط‌ها روبرو شود و به خاطر بیاورد که، در هیچ حالتی، نمی‌شود بدون دقت کافی و بدون پیدا کردن نشانه‌های اساسی دیگری، تنها بر اساس شباهت داوری کرد.
– مبارزه به خاطر تفکیک کامل: در حالت‌های معمولی و وقتی که با قضاوت علمی سروکار نداریم خواست مربوط به تفکیک کامل، در هر گام، نقض می‌شود. مثلا می‌گوییم، دانش‌آموز ایوانف به هیچ وجه قابل اصلاح نیست، زیرا نه محبت در او اثر می‌کند و نه تهدید. در اینجا، فراموش می‌کنیم که به جزء محبت یا تهدید، راه‌های دیگری هم، برای اصلاح دانش‌آموز وجود دارد، از جمله اینکه می‌توانیم، با حوصله و آرامش، برای قانع کردن او تلاش کنیم، ما در واقع، با قضاوت خود، به تفکیک کامل حالت‌های ممکن نپرداخته ایم و این اصل منطقی را نقض کرده ایم. برخلاف دو توقعی که در بالا مطرح کردیم(مبارزه با تعمیم‌های غیرقانونی و مبارزه با شبیه سازی‌های بی پایه) توقع مربوط به تفکیک کامل، یعنی به حساب آوردن همه‌ی حالت‌های مختلف و ممکن، تنها به ریاضیات مربوط نیست و درباره‌ی هر تفکر یا داوری درستی، باید در نظر گرفته شود. ولی بی نقص بودن مسأله‌ی تفکیک به تمام حالت‌های ممکن در هیچ جا، به روشنی و قاطعیت ریاضیات نیست و هیچ کس، مثل یک ریاضیدان خوب،اشتباه ناشی از تفکیک کامل را، با این سرعت و بی رحمی، مورد حمله قرار نمی‌دهد. به همین دلیل است که درس‌های ریاضی باید در تربیت دانش‌آموزان و عادت دادن آن‌ها به رعایت این مهم‌ترین ‌قانون داوری درست، نقش جدی داشته باشد.
– مبارزه به خاطر کمال و استواری طبقه‌بندی ها: بر همگان روشن است که اگر ذهن نپخته و تربیت نشده‌ای، تمایل به طبقه‌بندی داشته باشد، دچار اشتباه‌های گوناگونی می‌شود؛ عمومی‌ترین ‌این اشتباه عبارت از خراب کردن کمال و تمامیت طبقه‌بندی و خراب کردن استواری و یگانگی آن است. خراب کردن تمامیت طبقه بندی، به این معنا است که مفهوم‌هایی وجود داشته باشند که در هیچ یک از طبقه‌ها وارد نشده اندو یا اینکه، همه‌ی طبقه‌ها مورد توجه قرار نگرفته اند. مثال ساده، دانش‌آموزی در برابر پرسش «چه واحدهای نظامی را می‌شناسید؟» پاسخ می‌دهد «زمینی، دریایی و هوایی» و واحدهای سر رشته داری، ارتباطات و بسیاری دیگر را فراموش می‌کند. استواری طبقه بندی، که طبق قاعده‌ی معینی انجام گرفته باشد و نشانه‌ی شناسایی آن‌ها مشخص باشد . این توقع، که برای درست و دقیق اندیشیدن، بی اندازه ضروری است نه تنها در داوری‌ها و استدلال‌های عادی و زودگذر، بلکه حتی در بسیاری حالت‌های جدی هم، اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرد. نمونه ساده از بی پایگی و نا استواری طبقه‌بندی ها: ضمن نام بردن از انواع کشتی ها، از کشتی‌های پارویی، تفریحی، بادبانی، موتوری و نظامی نام برده می‌شود؛ روشن است که، این تقسیم بندی براساس نیروی محرکه‌ی کشتی آغاز می‌شود، ولی عنوان آخری، این اساس را به هم می‌زند. هر ذهن منطقی و تربیت شده ای، نا استواری مبنای طبقه‌بندی را، کمبودی جدی برای استدلال و داوری می‌داند. و دوباره، نقش دانش ریاضی ظاهر می‌شود.در درس‌های ریاضیات است که دانش‌آموز راه طبقه‌بندی درست، کامل و استوار را می‌بیند و می‌توان خود را با آن تطبیق دهد.اسلوب تفکر-ریاضیات، به هر امتیازی که بخاطر صحت منطقی نتیجه گیری‌های خود دارد، در اسلوب و شیوه‌ی تفکر هم، با دانش‌های دیگر متفاوت است. اسلوب تفکر را، تا حد زیادی، می‌توان از روی روشنی و صراحت بستگی‌های نظری، سادگی و روشنی ساختمان‌های علمی، عینی بودن مفهوم‌ها و غیر آن باز شناخت، و همه‌ی این‌ها هم، به نوبه‌ی خود، با ثمر بخش بودن شاخه‌های دانش و آموزش علمی و، همراه با آن، با آهنگ پیشرفت دانش، بستگی کامل دارند. بعضی از جنبه‌های اسلوب تفکر ریاضی، اهمیت عمومی و گسترده‌ای دارند. فراگیری بعضی جنبه‌های تفکر ریاضی می‌تواند در بهتر کردن شیوه‌ی اندیشه‌ای در سایر شاخه‌های دانش و با فعالیت‌های عملی مفید باشد، و وسیله‌ی نیرومند و ثمربخشی برای اندیشه‌ی انسانی به حساب می‌آید. تلاش برای رسیدن به حد اعلای طرح منطقی استدلال و داوری، از ویژگی‌های ریاضیدانان است. جنبه‌ی اختصاصی اسلوب تفکر ریاضی، که تا این درجه‌ی کمال در هیچ دانش دیگری وجود ندارد، ارزش و ارج بسیاری را در خود نهفته است. بدیهی است که این اسلوب، حداکثر امکان را برای حرکت درست اندیشه فراهم می‌آورد و آن را مصون از اشتباه می‌سازد. آن چه از طریق درس‌های ریاضی در این باره به دست می‌آید، می‌تواند اهمیت فوق‌العاده‌ای برای بالا بردن فرهنگ عمومی تفکر دانش‌آموزان داشته باشد. جنبه‌ای دیگر که به اسلوب ریاضی تفکر مربوط می‌شود و می‌توانیم، در این جا، از آن یاد کنیم، خصلت اختصارگویی است، تعیین و تمایل آگاهانه در جهت پیدا کردن کوتاه‌ترین ‌مسیر منطقی به سوی هدف و کنار گذاشتن همه‌ی آن چه که برای استدلال کامل و بی نقص ما، ضرورت ندارد. برای ریاضیات، اختصار گویی اندیشه، قانونی است انکار ناپذیر که در طول سده‌های بسیار، به رسمیت شناخته شده است. درس‌های ریاضی، بهتر از هر درس دیگری، می‌تواند عادت به اختصار گویی و حرکت مستقیم به طرف مقصد و گم نشدن در اندیشه‌های اضافی و غیر لازم را در دانش‌آموزان به وجود آورد. سپس، باید از تقسیم بندی روشن استدلال و داوری نام برد، که یکی دیگر از خصلت‌های اسلوب تفکر ریاضی است. هر نماد یا علامت ریاضی، معنای معینی دارد؛ تبدیل یک نماد به نماد دیگر و یا جابجا کردن آن، موجب تحریف می‌شود و، گاهی، مفهوم موضوع مورد بررسی را، به کلی، از بین می‌برد. دقت در نماد‌های ریاضی، جزو عادت‌های دانش‌آموز می‌شود. این عادت به تدریج فضای فکری اورا اشغال می‌کند و، سرانجام، منجر به اسلوبی عام برای تفکر او می‌شود. مارکس و انگلس با دلیل کافی تأکید می‌کنند که ریاضیات، نه تنها وسیله‌ی پر مضمون و روشن کننده برای قانون‌های تفکر دیالکتیکی است، بلکه در ضمن، به صورتی دایمی و منظم، به تکامل توانایی و مهارت دیالکتیکی ما، در روند تفکر کمک می‌کند.
اهمیت ریاضیات از جنبه‌های اخلاقی و تربیت مهین دوستی: تجربه‌ی سال‌های طولانی، به من نشان داده است که، یادگیری دانش ریاضی- کم کم و به تدریج- ناگزیر در جوانان تأثیرهایی می‌گذارد که رنگ روشن اخلاقی دارند و، در طول زمان، می‌توانند به مهمترین سیمای اخلاقی آنان منجر شوند.
– درست کاری و حق گویی: در مشاجره‌های عادی، هر طرف دعوا از جایی آغاز می‌کند که مسأله‌ی مورد نزاع را بهتر به نفع او حل کند. تنها دانش ریاضی است که از همه‌ی این جنبه‌های نا‌معقول، مبرا است. دانش ریاضی، هرگز «فرضیه ای» پیشنهاد نمی‌کند که، برای اثبات درستی یا نادرستی آن، نیاز به بحث و مشاجره باشد تا زمانی که طرحی اثبات نشده باشد، به طور کامل، بیرون از گنجینه‌ی دانش قرار دارد و هیچ کس به ذهنش خطور نمی‌کند، به دفاع از آن برخیزد؛ و اگر ثابت شده باشد، هیچ کس درباره‌ی درستی آن تردید نمی‌کند و، در نتیجه، به ناچار مورد قبول همگان قرار می‌گیرد. ریاضیات، هیچ گونه موقعیت بینابینی را به رسمیت نمی‌شناسد.
– پایداری و مردانگی: هر کار جدی در زمینه‌ی کسب و تحکیم دانش، در هر رشته‌ علمی که باشد، مستلزم تلاش ذهنی سخت و منظم، پایداری در برطرف کردن دشواری‌ها و برخورد مردانه با ناکامی‌هاست. در ریاضیات، هدفی که براساس نتیجه‌گیری از یک دستور ریاضی تعیین شده است، روشن و مشخص است. ولی در تألیفات تاریخی یا ادبی، نمی‌توان لحظه‌ای را نشان داد که دستور کار، به صورتی قطعی و کامل، به پایان رسیده باشد از طرف دیگر، دانش‌آموز آن صلاحیت و اختیار را در خود احساس نمی‌کند که بتواند، نتیجه‌ی کار خود را ارزیابی کند. جنبه‌ای دیگر که اختصاص به درس‌های ریاضی دارد خصلت آفرینندگی و پژوهش گرانه‌ی تکلیف‌های ریاضی است که، بیش از سایر دانش‌ها موجب رشد و تحکیم نیروی فکر و معنوی دانش‌آموزان می‌شود.
– تربیت میهن دوستی: مسأله‌ی استفاده از درس‌های ریاضی، برای تربیت و تحکیم حس سرافرازی و افتخار نسبت به زادگاه خود و عشق به آن، دشواری‌های به همراه دارد که، بیش از همه، به خصلت انتزاعی بودن دانش ریاضی مربوط می‌شود.
در بخش ۳-۷ افلاطون: پرورش عمومی و کلی روح مقدم بر هر گونه تخصص فنی و حرفه‌ای باید مبتنی بر مطالعه‌ی ریاضیات باشد. ریاضیات به مثابه‌ی ابزاری همگانی و عمومی است که انطباق دقیق فکر با اشیاء را در هر موردی تضمین می‌کند. فایده‌ی علوم ریاضی هدف عالی‌تری دارد و آن این است که موجب می‌شود روح از وجود خود، از کمال مطلوب خود و از برترین ارزش‌ها آگاه شود.هدف اساسی ریاضیات مادی نبوده بلکه تربیتی خواهد بود. استفاده ازروش‌های آموزش سقراطی در قلمرو علوم ریاضی بدان‌ها ارزش تربیتی محض می بخشد. بهره‌ای که انسان از فرا گرفتن این علوم می‌برد به معلومات ناشی از این تعلیمات یا به موارد استعمال این علوم در زندگی کمتر بستگی دارد تا به سهمی که در تسهیل سیر عقل دارد. وسیله‌ای ایده‌آل برای گذر از ظلمت به نور، ریاضیات است. تفکر ریاضی ذهن را برای توجه به صورت‌های عالی‌تر تفکر آماده می‌کند. از این رو راه رستگاری، راه درک حقیقت، زیبایی و نیکی از ریاضیات می‌گذرد ریاضیات دریچه‌ی ورود به ذهن خداست.
در بخش ۳-۸ روبن هرش: انسان گرایی ریاضیات را یک پدیده‌ی اجتماعی- تاریخی- فرهنگی می‌داند که بر اساس احتیاجات علوم و زندگی شکل می‌گیرد، اشیاء ریاضی را شبیه پول، کارت دعوت و … موجودی در شعور جمعی و احکام ریاضی را شبیه قانون، مذهب و … مؤلفه‌ای از آگاهی اجتماعی ما تلقی می کند و معتقد است که بدون انسان‌ها، ریاضیاتی وجود ندارد.
در بخش ۳-۹ ابوزید عبدالرحمن ابن محمد ابن خلدون حضرمی: به نظر وی ابتدا باید خواندن و نوشتن و حساب کردن را یاد داد و پس از آن به آموزش قرآن و معنای آن پرداخت. هندسه به خرد، فروغ و به اندیشه راستی می‌دهد. زیرا همه‌ی براهینش به روشی روشن و سبکی آشکار است. از همین جهت، غلط در قیاس هایش راه ندارد.لذا به ممارست آن فکر از خطا دور می‌گردد. بر اثر این روش روشن، هوش و بینش به هندسه دان دست می‌دهد.
در بخش ۳-۱۰ آیت اله حسن حسن زاده آملی: علم به قوانین حسابی و قواعد مسائل عددی در تقویت نفس انسانی از اعظم وسائل است. به خصوص علم هندسه که در تعدیل و تقویم ذهن و فکر و قلم و بیان تأثیری به سزا دارد. حکما و فلاسفه‌ی بزرگ گفته اند: برای رسیدن به معرفت حقایق اشیاء، فکر را باید به علوم ریاضی ورزش داد. علوم ریاضی برای حکیم به مثابت مسطره برای خطاط است. همچنان که مسطره، مشاق را از کجی و بی نظمی در کتابت حروف و انحراف سطور حافظ است، علوم ریاضی نیز فکر را از خطا و اوجاج و انحراف باز می‌دارند و به آن استقامت و اعتدال می‌دهند. لذا انسان‌های ورزیده در علوم ریاضی صاحب رأیی صائب، و نظری ثاقب، و کم گوی و گزیده گوی، و دیر گوی و نکو گوی می‌شود. عبارات و الفاظ آنان نوعاً حساب شده است. قلم آنان بسیار رصین و متین است. اکثر علما و فلاسفه در ریاضیات تبحر داشتند و حتی بسیاری در ریاضیات صاحب کتاب و رساله بوده‌اند و این نشان از اهتمام ایشان به فراگیری علوم ریاضی دارد و هم اهمیت این علم. از آن جا که برای بالا بردن دقت در علوم برهانی لازم است تا علاوه بر فرا گرفتن روش‌های صحیح استدلال، نسبت به تمرین آن‌ها برای ملکه شدنشان اقدام شود، در اغلب کتاب‌های منطقی و برهانی چنین سفارشاتی مبنی بر ریاضت و تمرین در علوم برهانی به چشم می‌خورد.
در بخش ۳-۱۲ استاد داوود صمدی آملی: راه تطهیر قوه‌ی خیال کسانی که ذهن‌های متفرق دارند ابتدا خواندن ریاضیات است و بعد مباحث منطقی، فلسفی و عرفانی است.
در بخش ۳-۱۳ گادفری هرولد هاردی : هر ریاضیدان واقعاً مستعدی که می‌شناختم به ریاضیات وفادار مانده است، و این نه به خاطر فقدان بلند پروازی، بلکه، برعکس به خاطر وفور آن بوده است. همه‌ی آن‌ها تشخیض می‌داده‌اند که اگر برای آن‌ها راهی در زندگی وجود داشته باشده که به موقعیت ممتازی بیانجامد، این راه ریاضیات است. ریاضیدان، مانند نقاش یا شاعر، نقش پرداز است. ولی نقش‌های او ماندگار ترند چون از ایده ساخته می‌شوند و این ایده‌ها تنها ابزار کاری ریاضیدان است، بنابراین نقش‌های او احتمالاً بیشتر از نقش‌های نقاش یا شاعر می‌پایند زیرا ایده دیر‌تر از کلمه کهنه می‌شود.
در بخش ۳-۱۴ رنه دکارت: به این نتیجه رسیده بود که ریاضیات “در قیاس با هر ابزاری که به انسان برای کسب معرفت به ارث رسیده، قوی‌ترین ‌ابزار است.”
در بخش ۳-۱۵ جان دیویی: در مدرسه‌ی آزمایشگاهی وی، سه گروه درس تنظیم شد که یکی از آن‌ها علوم و ریاضیات بود. رشد دانش علمی و مهارت ریاضی به طور مستمر در همه‌ی سنین تحقق داده می‌شد تا جزء مفاهیم علمی اولیه تضمین گردد و عادت استفاده از طرق علمی در کودک پدید آید.
در بخش ۳-۱۶ و. ف. کانل: ویژگی و فایده‌ی ریاضیات این بود که اولاً ذهن را تمرین می‌داد و ثانیاً پایه‌ای برای آموزش علوم ناب فراهم می‌آورد. موفقیت در درس ریاضیات با بسیاری متغیر‌های شخصی، اجتماعی، اداری و تربیتی که در موردشان از دانش‌آموزان و آموزگاران در غالب طرحی که هیئت “آی. ای. ای” کسب اطلاع شده بود، ارتباط داده شد.
در بخش ۳-۱۷ اریک تمپل بل: در حالت کلی ریاضیات راه‌های متعددی برای باز شدن فکر در اختیار ما قرار می‌دهد. ریاضیات این کمک را به ما میکند تا مشکلات و موضوعات زندگی را بهتر و راحت‌تر تجزیه و تحلیل کنیم.
در بخش ۳-۱۸ ادوارد لی ثور اندایک: “حساب اگر درست تدریس شود، انضباط فکری اصیل بی نهایت ارزشمندی ایجاد می‌کند؛ در شاگرد عادتی پدید می‌آورد مانند تمرکز فکری، توالی استدلالی، دقت مطلق و رضایت از حقیقت منتجه، که به نظر نمی‌رسد به طور مشابه از مطالعه‌ی هر درس دیگری مناسب مرحله‌ی ابتدایی آموزش حاصل شود”.
در بخش ۳-۱۹ وینچ: اگر دستیابی به اصول، مثلاً در زمینه‌ی چگونگی استدلال در ریاضیات، آگاهانه باشد، انتقال قابل ملاحظه‌ای به وضعیت‌های وسیع‌تر صورت می‌گیرد.

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد تحولات اخیر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ب-۲- ادله و نحوه ی کسب آن
مرکز ثقل دعاوی، دلیل می‌باشد. جایگاه و اهمیت ادله در دعاوی کیفری یا حقوقی غیرقابل اغماض و تسامح می باشد. از آنجایی که دلیل، کاشف حقیقت است می تواند علاوه بر تأمین منافع خصوصی افراد زیان دیده، منافع جامعه را نیز در برداشته باشد. از آنجایی که جرم قاچاق مواد روان گردان موجبات اخلال در نظم جامعه و امنیت عمومی را در بردارد بنابراین کشف حقیقت، حمایت از منافع و مصالح عمومی اجتماعی را در بر خواهد داشت.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اما دلایلی به عنوان وسایلی که قانوناً بتوانند وجود یا عدم وجود جرمی را تأیید کنند از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. اما در زمینه ی ادله در قانون آیین دادرسی کیفری به طور عام و قانون خاص مربوط به جرم قاچاق مواد روان‌گردان فصل مستقلی اختصاص داده نشده است.
زمانی که شخصی به اتهام ارتکاب جرمی دستگیر می شود، یک‌سری قوانین و مقررات واصول وجود دارد تا بتوان نهایتاً آن جرم را به او منتسب کرد و با صدور کیفرخواست برای اصدار حکم توسط دادگاه او را آماده ساخت. اما در این میان دادسرا که نهاد تعقیب است، وظایف مهمی چون تحصیل دلیل علیه شخص متهم بر عهده دارد که البته در مورد نحوه ی تحصیل دلیل نیز بایستی قواعد و اصولی رعایت شود والا آن دلایل فاقد اعتبار برای امر قضاوت خواهند بود همه ی این موارد به نحوی در قانون مورد اشاره قرار گرفته است.
زمانی که ادعایی علیه شخصی مطرح شد این بر عهده‌ی مدعی است که ادعای طرح شده را اثبات کند. در واقع قاعده‌ی « البینه علی المدعی » نیز بر همین امر اشاره دارد. این قاعده هم بر اساس منطق است و هم بر اساس حفظ و صیانت امنیت فردی و هیچ تفاوتی هم در امور کیفری و مدنی ندارد. چنانکه ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد: «اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حقی یا دینی بر دیگری باشد بایدآن را اثبات کند. » و ماده۱۲۵۷ قانون مدنی نیز اشعار می دارد: «…مدعی علیه هرگاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر به عهده اوست.»
اما این مسئله در امور کیفری از اهمیت بیشتری برخوردار است از آن جهت که، در جمع‌ آوری دلایل دادسرا به عنوان مدعی در مقابل متهم از حمایت قوای عمومی برخوردار است در حالی که متهم از چنین حمایتی برخوردار نیست که البته در اینجا نیز دادسرا بایستی نهایت بی‌طرفی و انصاف خود را رعایت کند. اما از طرف دیگر در این سیستم، متهم با تکیه بر اصل برائت دادگاه را مکلف می‌سازد که با ارائه دلیل، خلاف آن را ثابت نماید که اگر نتوانست متهم هیج اجباری به پاسخ و توضیح ندارد و تکلیفی نیز بر او برای اثبات بی گناهی نیست. قانون آیین دادرسی کیفری در ماده ۱۲۹ خود نیز به این امر به خوبی اشاره می‌کند: «قاضی موضوع اتهام و دلایل آن را صریحاً به متهم تفهیم می‌کند و آنگاه شروع به تحقیق می کند. سوالات باید مفید و روشن باشد، سؤالات تلقینی یا اغفال یا اکراه و اجبار متهم ممنوع است چنان‌چه متهم از دادن پاسخ امتناع نماید در صورت مجلس قید می شود.»
بنابراین اثبات مجرمیت بر عهده‌ی مقام تعقیب کننده می‌باشد و متهم می تواند سکوت کند و این حق را داشته باشد که علیه خود نه شهادت دهد و نه اقرار کند.
این اصل و تبعات آن در متهمین قاچاق مواد روان‌گردان نیز بایستی رعایت شود و شدت و سنگینی جرم آنان نباید مانعی برای این مکانیسم شود هر چند شخصی که به قاچاق مواد دست‌می زند ضررهای هنگفتی به جامعه وارد می کند ولی در تحصیل ادله و وجود اصل برائت برای چنین متهمینی نباید تفاوت قائل بود و این حق برای آنها نیز رعایت شود.
اما پس از بررسی این اصل، به مورد دیگری که در این زمینه از اهمیت به سزایی برخوردار است می‌پردازیم. در نظام دادرسی کیفری سیستم دلایل با سیستم دلایل در نظام دادرسی مدنی متفاوت است. درنظام اول، سیستم دلایل آزاد حاکم است که بر خلاف سیستم دلایل نظام دادرسی مدنی است که دارای چارچوب و محدوده ی خاصی می باشد. می توان گفت در شبکه ی دادرسی کیفری اثبات اموری که به وقوع پیوسته اند با توسل به هر نوع از انواع دلایل با ماهیت متفاوت امکان پذیر است. در واقع این سیستم بار سنگینی که به عهده مدعی برای اثبات ادعایش است را سبک تر میکند ولی همین سیستم نیز دارای محدودیت هایی است تا حقوق متهم را پایمال نکند.
از آنجایی که از گذشته های دور برای اثبات جرم دلایلی وجود داشته که به نوعی دلایل کلاسیک و روتینی بوده اند این دلایل دیگر امروزه با پیشرفت جوامع، پیچیده‌تر شدن جرایم و پیشرفت علوم مختلف کارایی و برتری آن چنانی نسبت به گذشته ندارند. از جمله این دلایل اقرار و بینه (شهادت) است که تقریبا در تمام امور مدنی و کیفری مورد استفاده قرار می‌گرفته و می‌گیرند، اما استفاده از علوم روز و پیشرفته می تواند تا حد زیادی علاوه بر جایگزین شدن با این دلایل، علمی شدن دادرسی‌ها، قدرتمند‌تر شدن دستگاه قضایی و نهایتاً اجرای عدالت و امنیت خاطر بیشتر مردم نسبت به دستگاه قضا را در برداشته باشد.
از آنجایی که جرم قاچاق؛ یکی از جرایم سنگین با مجازات شدید است بایستی ادله‌ی اثباتی آن هم نسبت به این شدت، مهم و سنگین باشد بنابراین دیگر نمی توان به اقرار یا شهادت به عنوان دلایل محکم و استوار برای اثبات آن اتکا کرد زیرا که ممکن است به دلیل نگاه‌های سنگین به این جرم و متهمانش عاملان دستگاه قضایی رعایت انصاف و عدالت را چنان که باید انجام ندهند و در راه تحصیل دلیلی مثل اقرار متوسل به اجبار و فشار شوند. حال آنکه هر چند کسب اقرار این گونه شاید بتواند در کوتاه مدت اثر داشته باشد ولی در بلند مدت باعث سلب اعتماد مردم به دستگاه قضا می شود و همچنین ممکن است در این بین حق بسیاری از متهمین پایمال شده و به ناحق مجرم شناخته شوند.
چنان که قانون‌گذار نیز در این زمینه ساکت نمانده است، اعمال هر گونه شکنجه و آزار و اذیت برای کسب خبر و اطلاع و حتی اقرار متهم ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند قانوناً مجاز نبوده و اعتباری ندارد. اصل ۳۸ قانون اساسی مقرر می دارد: «هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل، طبق قانون مجازات می‌شود.»
اما ضمانت اجرای کیفری این اصل، ماده۵۷۸ قانون مجازات اسلامی می‌باشد که بیان می‌دارد: «هر یک از مستخدمین و مأمورین قضایی یا غیرقضایی دولتی برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه، حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد و چنان‌چه کسی در این خصوص دستور داده باشد فقط دستور‌ دهنده به مجازات حبس مذکور محکوم می‌شود و اگرمتهم به واسطه‌ی آزار و اذیت فوت کند مباشر مجازات قاتل و آمر، مجازات آمر قتل را خواهد داشت.»
اما در مورد نحوه‌ی کسب ادله در جرم قاچاق مواد، ممکن است از روش‌هایی مانند شنود مکالمات تلفنی، بازرسی منزل و یا برانگیختن فرد به ارتکاب جرم توسط مأمورین استفاده شود.
بنابراین هر چند ممکن است در کشف باندهای قاچاق مواد استفاده از این روش‌ها مفید باشد ولی حدود و اصولی باید در این زمینه رعایت شود. چنان که اصل بیست و پنجم قانون اساسی، در زمینه‌ی شنود مکالمات تلفنی، بیان می‌دارد: «بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر‌گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.» و تخلف از این امور دارای ضمانت اجرایی است که در ماده۵۸۲ قانون مجازات اسلامی آمده: « هر یک از مستخدمین و مأمورین دولتی که مراسلات یا مخابرات یا مکالمات تلفنی اشخاص را در غیر مواردی که قانون اجازه داده مفتوح یا توقیف یا معدوم یا بازرسی یا ضبط و یا استراق سمع نماید یا اینکه بدون اجازه‌ی صاحبان آنها مطالب آنها را افشا کند محکومٌ‌به انفصال از شغل خود می‌شود. » و در تبصره‌ی ماده۱۰۴ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب پیش‌بینی نموده: « کنترل تلفنی افراد جز در مواردی که به امنیت کشور مربوط است و یا برای احقاق حقوق اشخاص به نظر قاضی تشخیص داده شود ممنوع است.»
اما، گاهی نیروهای پلیس برای کشف باندهای قاچاق مواد، خود را به عنوان مشتری معرفی می‌کنند در این مواقع اگر نیروهای پلیس که بعضاً از طرف قضات مأمور به این کار هستند، شخص در مظان ارتکاب جرم را مجبور کنند که به این جرم اقدام کند آنگاه می‌توان گفت که این نحوه‌ی کسب دلیل اجباری است و ارزش قانونی ندارد ولی اگر نیروهای پلیس بدون اجبار شخص متهم بتواند با زبردستی خود در این زمینه ادله‌ای کسب کنند آن وقت است که این دلیل ارزش خواهدداشت.
بنابراین همان گونه که در جرم قاچاق مواد روان‌گردان به دلیل اهمیت جرم، در کسب ادله برای انتساب آن عملاً با شدت عمل و به بهانه‌ی حمایت از جامعه نسبت به متهمین این جرایم رفتار متفاوت با جرایم دیگر انجام می‌شود، بایستی منطبق با همین شدت جرم، اقدامات انجامی با رعایت انصاف و شئون انسانی همراه باشد. هر چند دلیل وسیله‌ی اثبات واقعیت است، اما نه با توسل به هر وسیله‌ و طریقی. بنابراین شدت جرم ارتکابی نباید بهانه‌ای برای کسب ادله به هر روش شود و به حقوق متهمین آن جرم همان‌گونه که به حقوق اجتماع اهمیت داده می‌شود، اهمیت داد والا در غیر این صورت ممکن است این روش‌ها در کوتاه‌مدت نتیجه دهد ولی در بلندمدت آثار و تبعات بدی برای دستگاه قضا خواهد داشت و جامعه دیگر نسبت به دستگاه قضا اطمینان و اعتماد کافی ندارند و خود این دستگاه را متخلف از حقوق و قانونی که مجری همان قانون است می‌دانند. لذا هر مرجعی که مسئول جمع‌ آوری و تحصیل شناخته‌ می‌شود ناگزیر است تا در مسیر کسب ادله، اصولی را مورد رعایت قرار داده و حقوق متهم را محترم شمرد و این امر، در رسیدگی به جرایم مهمی چون قاچاق موادمخدر و روان‌گردان، نیز الزاماً و ضرورتاً می‌بایست ملحوظ نظر واقع گردد.
ب-۳- حق دفاع متهم
زمانی که شخصی در مظان ارتکاب جرم قرار دارد و دادستان و دادسرا و سپس دادگاه در برابر وی قرار می‌گیرد تا جرم را به او منتسب کند، این شخص بایستی امکان این را داشته باشد که از خود دفاع کند، بی‌گناهیش را ثابت کند و یا حداقل نگذارد بیش از استحقاقش بر او مجازاتی تحمیل شود و اگر این امکان به او داده نشود آنگاه است که حقوق وی پایمال می‌شود. این حق در مواردی که جرمی به شدت جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مهم‌تر از پیش اهمیت دارد و جرمی همانند قاچاق مواد نیز در این زمینه مستثنی نیست.
بنابراین برای اینکه چنین نشود لازم است، متهم از حقوقی برخوردار باشد که از خود دفاع کند. که در ذیل به پاره‌ای از آنها اشاره می‌شود.
ب-۳-۱- ضرورت تفهیم اتهام
یکی از حقوقی که متهم باید از آن برخوردار باشد، حق تفهیم اتهام است. تفهیم اتهام مقدم بر آغاز بازپرسی است که پس از احراز هویت از متهم انجام ‌می‌گیرد . در ماده‌ی ۲۴ و ۱۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۷۸ این امر اشاره شده است . که البته در ماده‌ی۲۴، عبارت «موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ شود» پس از بازداشت در جرایم مشهود آمده ولی ماده۱۲۹ بیان داشته که: «قاضی موضوع اتهام و دلایل آن را به صورت صریح به متهم تفهیم می‌کند و آنگاه شروع به تحقیق می کند.» و در این مورد بحثی از بازداشت به میان نیاورده است.
اطلاع متهم از اتهام‌های خود و همچنین ادله‌ای که این اتهامات را به وی وارد می‌سازد باعث می‌شود متهم از خود دفاع کند و یا حداقل بداند که به چه دلیل وارد مرحله تحقیقات قضایی شده است. اگر متهم بتواند از خود دفاع کند و اتهاماتی را که وارد می‌شود را رد کند یا حداقل از موارد آن بکاهد هم به خود کمک می کند که در دادگاه رأی عادلانه‌ای صادر شود و هم اینکه از صدور آرای قضایی اشتباه جلوگیری می‌کند.
بنابراین ضروری است که متهم از اتهامات خود بلافاصله آگاهی یافته و بتواند در اسرع وقت نسبت به تحصیل و ارائه دلیل اقدام کند و از خود دفاع به عمل آورد. از آنجایی که جرم قاچاق مواد روان‌گردان عمدتاً مجازات‌های سنگینی را در پی دارد این حق بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد.
همچنین بایستی به متهمین وقت کافی داده شود تا ادله‌ی خود را فراهم کنند و به مرجع قضایی ارائه دهند، از آنجایی که سال‌های اولیه بعد از انقلاب، زمان تولد دادگاه انقلاب بود و” یکی از خصایص این دادگاه، تشریفات ساده و رسیدگی در اسرع‌وقت بدون نوبت بود”[۱۸۵] این امر، یعنی دادن وقت کافی به متهم برای تحصیل و ارائه دلیل زیر پا گذاشته می‌شدو در این بین با توجه به سنگین بود مجازات قاچاق مواد در حد اعدام و حبس ابد، بسیاری از حقوق پایمال شد، که خوشبختانه امروز این امر خیلی کمتر مشاهده می‌شود و در این راستا حقوق متهم رعایت می‌شود.
ب-۳-۲- حق استفاده از وکیل
ماده‌ی۱۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری به حق داشتن وکیل در مرحله تحقیقات مقدماتی اشاره می‌کند: «متهم می‌تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد، وکیل متهم می‌تواند بدون مداخله در امر تحقیق پس از خاتمه تحقیقات مطالبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام کند. اظهارات وکیل در صورت جلسه منعکس می‌شود.» همان‌گونه که مشاهده می‌شود علی‌رغم وجود حق وکیل برای متهم در مرحله ی تحقیقات مقدماتی، نقش وکیل بسیار محدود است یعنی، حق دخالت در انجام تحقیقات و در جریان تحقیقات مقدماتی ندارد و تنها می‌تواند به موکل خود مشاوره دهد.
از آنجایی که نقش وکیل در تمام مراحل دادرسی مهم و تعیین‌کننده است و می‌تواند دادسرا و دادگاه را در تصمیم‌‌گیری قضایی کمک کند و از اشتباهات قضایی جلوگیری کند، نقش محدود وی در مرحله‌ی تحقیقات قابل دفاع نیست چه اینکه گاهی اطلاعات و کمکی که یک وکیل در مرحله تحقیقات می‌کند ممکن است حتی صدور کیفرخواست علیه متهم را تغییر دهد و حتی کمک وکیل بتواند اشکالات تحقیقات را برطرف کند و از آرای نادرست صادره حاصل از اشکال در تحقیقات مقدماتی جلوگیری کند و نهایتاً بتواند سلامت و صحت آرای قضایی را تضمین کند. ولی متأسفانه قانون‌گذار ما به نقش مهم قاضی در این مرحله توجه کافی نشان نداده است حال آنکه این موضوع در جرایم مهم با مجازات‌های سنگین بسیار پر اهمیت است. از آنجایی که جرمی مانند قاچاق ممکن است مقامات دادسرا را تحت تأثیر قرار داده و در انجام تحقیقات آن‌طور که باید حقوق متهم را رعایت نکنند حضور وکیل در این زمینه بسیار مؤثر و حیاتی است، که متأسفانه قانون‌گذار در این زمینه کوتاهی کرده است و چه بسا تاوان این نقص را متهمان بی‌گناه باید پس دهند.
ب-۳-۳- حق پرسش و پاسخ از شهود
یکی دیگر از حقوقی که متهم از آن برخوردار است حق پرسش و پاسخ از شهود‌ ‌له و علیه است این حق هم در مرحله‌ی دادسرا وجود دارد هم در مرحله دادگاه و رسیدگی قضایی. بنابراین وقتی متهم بتواند از شهودی که علیه او شهادت می‌دهند پرسش‌هایی بپرسد، می‌تواند درستی یا نادرستی اظهارات آنها را برای دادگاه ثابت کند و از گفته‌های آنها به سود خود بهره ببرد. اما در زمینه‌ی مواد روان‌گردان در تبصره‌ی۴ ماده‌ی۲۲ آیین‌نامه‌ی اجرایی مقرر داشته است که؛ « هویت مخبران صرفاً در اختیار قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده قرار خواهد گرفت.» که البته یکی از “حقوقدانان معتقدند: کتمان هویت منابع و مخبران هر چند ممکن است از نظر حفظ هویت آنان توجیه پذیر باشد ولی از این نظر که ممکن است برخی تحت پوشش امنیتی مزبور مطالب خلاف واقع علیه برخی دیگر بیان کنند و آنان را در معرض خطر تعقیب یا مجازات شدید‌تر قرار دهند و به حقوق متهمان لطمه وارد کنند، واجد ایراد است.”[۱۸۶]
بنابراین نپذیرفتن این حق و ندادن چنین امکانی به متهم و وکیل او نفی حق دفاع و در نهایت نفی دادرسی عادلانه است و به نظر می‌رسد قانون‌گذار بایستی در این زمینه تعادلی میان حق دفاع متهم و حق مخبر قرار داده و به طریقی متهم را از این حق برخوردار سازد که از شهود پرسش و پاسخ انجام دهد و همچنین مخبر نیز از امنیت جانی برخوردار باشد. بنابراین می‌توان گفت رعایت حقوق دفاعی متهم باعث می‌شود که هم جامعه و هم متهم و هم دستگاه قضایی از آن سود برده و اطمینان از اینکه نقض حقی رخ نداده است و جامعه بالاترین توان خود را برای یک دادرسی و رسیدگی مناسب به دعوای کیفری صرف کرده، مهم‌ترین دستاورد می‌تواند باشد.
ب-۴- قرارهای تأمین
از آنجایی که آزادی انسان یکی از مهم‌ترین حقوق وی است و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و قوانین دیگر به این اصل اشاره کرده‌اند و حتی می‌توان گفت تمام قوانین برای پاس‌داشت این حق انسانی وضع می‌شود، ولی گاهی به دلیل حفظ منافع عمومی، رعایت حقوق بزه‌دیدگان و لزوم اعمال واکنش اجتماعی علیه بزهکار تعرض نسبت به آزادی اشخاص و تحدید آن توسط قانون‌گذار مورد پذیرش قرار گرفته است.
بنابراین هر چند آزادی اشخاص به عنوان یکی از جلوه‌های اساسی حقوق انسانی از گذشته‌های دور مورد تقدس بوده است ولی گاهی به دلایلی که توسط قانون‌گذار وضع می‌شود با وجود مغایر بودن قرارهای تأمین کیفری با آزادی اشخاص، در صورت احراز شرایطی در مرحله‌های تحقیق و محاکمه این قرارها اجرا می‌شوند.
از آنجایی که صدور قراهای تأمین کیفری از جمله مهم‌ترین تصمیم‌های مقام صلاحیتدار قضایی است و اندکی بی توجهی و کم دقتی در هنگام اتخاذ تصمیم در این‌باره سبب می‌ گردد تا آزادی اشخاص به مخاطره افتد، ماد۱۳۴ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب بیان می‌دارد: «تأمین باید با اهمیت جرم و شدت مجازات و دلایل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و ازبین رفتن آثار جرم و سابقه‌ی متهم و وضعیت مزاج و سن و حیثیت او متناسب باشد.»
در زمینه‌ی جرایم مواد روان‌گردان، که یکی از شایع‌ترین بزه‌های ارتکابی در ایران است، رعایت اصل تناسب‌ قرارهای تأمین کیفری با اتهام و شخصیت متهم به منظور پاسخ‌دهی عادلانه، درست و دقیق به مرتکب بزه امری مهم تلقی ‌می‌گردد. از این رو، با توجه به اینکه سیاست جنایی امروزی ایران در زمینه‌ی صدور قرارهای تأمین کیفری علیه متهمان به جرایم مواد روان‌گردان سخت‌گیرانه‌تر و شدید است، بررسی و به چالش کشیدن این سیاست جنایی به ویژه در زمینه‌ی دادرسی کیفری و ارائه راهکار مناسب در این باره می‌تواند به مبارزه با این گونه از جرایم و کاهش نرخ بزهکاری آن کمک شایان توجهی نماید.
نگاه به رویه دادگاه‌ها، متأسفانه نشان از سخت گیری بیش از حد در زمینه‌ی جرم قاچاق مواد به هر اندازه می‌باشد به گونه‌ای که در این جرم فقط از قرار تأمین سلب آزادی استفاده می‌شود. که اکنون به تفصیل بیان خواهد شد.
قرارهای تأمین به دو دسته‌ی قرارهای تأمین غیر سالب آزادی و قرارهای تأمین سالب آزادی تقسیم می‌شود. در ماده‌ی۱۳۲ قانون .تشکیل دادگاه‌های عمومی وانقلاب، قرارهای تأمین کیفری غیرسالب آزادی به چهار گونه‌ی قرار التزام به حضور با قول شرف، قرار التزم به حضور با تعیین وجه التزام، قرار اخذ کفیل با وجه الکفاله و قرار اخذ وثیقه تقسیم می‌گردد. این قرارها معمولاً برای جرایم سبک و متوسط شدت جرم ارتکابی و شخصیت متهم صادر می‌شوند.
اما در مورد جرایم مواد‌ روان‌گردان به ویژه قاچاق که با شدت عمل همراه است ماده‌ی۷ مصوب۱۳۷۶ که اکنون نیز با قانون صلاحی ۱۳۸۹ هنوز پابرجاست، بدون اینکه به موارد الزامی بودن صدور قرار بازداشت موقت اشاره‌ای بنماید، صرفاً مقرر داشته است: «طول مدت بازداشت موقت به هر حال بیش از ۴ماه نخواهد بود، چنانچه در مدت مذکور پروند‌ی اتهامی منتهی به صدور حکم نشده باشد، مرجع صادرکننده‌ی قرار، مکلف به فک و تخفیف قرار تأمین فوق می‌باشد مگر اینکه جهات قانونی یا علل موجهی برای ابقاء قرار بازداشت وجود داشته باشد، که در این صورت با ذکر علل و جهات مزبور قرار ابقاء می‌شد.»
و ماده‌ی۳۰ آیین‌نامه‌ی اجرایی مصوبه نیز بیان داشته بود: « با توجه به مفاد ماده‌ی۳۷ مصوبه اگر مجازات جرمی متضمن حبس ابد و یا اعدام باشد با رعایت مواد۱۳۰ و ۱۳۰ مکرر قانون آیین دادرسی کیفری قرار بازداشت موقت صادر می‌شود.»
با توجه به ماده‌ی۳۷ می‌توانیم بگوییم هر چند قانون‌گذار در این زمینه تکلیف را به خوبی مشخص نکرده و به طور واضح جرایم مواد روان‌گردانی که مستوجب بازداشت موقت هستند را بیان نداشته ولی ماده‌ی۳۰ آیین‌نامه‌ی اجرایی مصوبه به گونه‌ای تکلیف را مشخص کرده و فقط جرایمی را که متضمن اعدام یا حبس ابد هستند را مستوجب بازداشت موقت قرار داده ولی”این ماده توسط رأی شماره۷۹ مورخ ۱۶/۶/۸۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نقض شده است.»”[۱۸۷] حال تکلیف چیست؟
“یکی از حقوقدانان به تفصیل این قضیه را مشخص کرده‌اند که در اینجا بیان ‌می‌شود:
بعد از انقلاب، لایحه‌ی قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرایم موادمخدر مصوب ۱۳۵۹ در ماده‌ی۱۷ خود مواردی را که در صورت وجود قراین و دلایل کافی در مورد اتهام، مستحق صدور قرار بازداشت موقت هستند مشخص کرد که، متهمان به ارتکاب جرایم مزبور در ماده‌ی ۷و۶ همان قانون که به ترتیب مرتکب وارد کردن، حمل مواد افیون و وارد کردن و حمل موادمخدر صنعتی و شیمیایی (فراخور بحث ما) می‌شوند برای آنها قرار بازداشت موقت صادر می‌شود. نگاهی به این ماده‌ی قانونی نشان از شدت عمل قانون‌گذار در این زمینه دارد که تقریبا تمام جرایم موادمخدر را مستحق صدور قرار بازداشت موقت دانسته است.
اما مصوبه مبارزه با موادمخدر۱۳۶۷ نیز در این مورد مقررات خاصی پیش‌بینی نکرده و با توجه به ماده‌ی۳۵ این مصوبه که فقط اجرای قوانین مغایر قبلی را متوقف کرده بود، ماده۱۷ الحاقی لایحه قانونی ۱۳۵۹ هنوز پابرجا بوده در سال ۱۳۷۶ هم که ماده‌ی ۳۷، فقط زمان بازداشت موقت را مشخص کرده و بحثی در این زمینه که چه جرایمی مستحق بازداشت موقت هستند نیاورده است. بنابراین عده‌ای معتقدند که ماده‌ی۱۷ لایحه قانونی ۱۳۵۹ منسوخ است و صدور قرار بازداشت موقت در مورد این جرایم جز در مورد جرایم مستوجب اعدام و حبس ابد تابع مقررات عام قانون آیین دارسی کیفری است.
حال آنکه این استدلال به دلایلی صحیح نمی باشد. چون: اولاً چه در دوران قبل از انقلاب و چه در دوران بعد از انقلاب توجه به سیاست کیفری شدیدی که قانون‌گذار در مورد جرایم موادمخدر اتخاذ کرده بود و همیشه جرایم موادمخدر را از جهت قرار تأمین (بازداشت موقت) تابع مقررات خاصی قرار داده بود، نمی توان به راحتی مدعی شد که جرایم موادمخدر از جهت قرارتأمین تابع عمومات آیین دادرسی کیفری است.ثانیاً اصلاحیه‌ی مصوبه‌ی مبارزه با موادمخدر ماده‌ی۱۷ لایحه ی قانونی ۱۳۵۹ را نه صریحاً و نه ضمناً نسخ نکرده است و با این کیفیت باید به ماده‌ی۳۵ مصوبه‌ی مبارزه با موادمخدر قبل از اصلاح اعتبار بخشید و ماده‌ی ۳۵ مزبور مقررات غیرمغایر سابق را معتبر اعلام کرده بود. ثالثاً ماده‌ی۳۷ مصوبه که محدودیت زمانی اعتبار قرار بازداشت موقت مدت۴ ماه را پیش‌بینی کرده است همخوانی ندارد. (هرچند ماده‌ی۳۷ مصوبه در سال۱۳۷۶ و مقررات آیین دادرسی کیفری در سال ۱۳۷۸ تصویب شده است)، و به نظر می‌رسد تصویب ماده‌ی۳۷ «مصوبه مبارزه با موادمخدر» در سال ۱۳۷۶ و سکوت مصوبه اصلاحی سال ۱۳۷۶ در مورد سایر مقررات مربوط به بازداشت موقت نشانگر آن است که قانون‌گذاردر مورد جرایم موادمخدر از رویه‌ی سابق خود عدول نکرده است. مخصوصاً با توجه به اینکه مقررات مربوط به بازداشت موقت در مورد جرایم موادمخدر، خاص و مقدم هستند و طبق قواعد مربوط به نسخ، مقررات که مربوط به بازداشت موقت در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۷۸ به عنوان قانون عام و مؤخر نمی‌تواند ناسخ مقررات خاص و مقدم قانون مصوب ۱۳۵۹ باشد و ماده‌ی۳۰ آیین‌نامه‌ی اجرایی، (که متن آن قبلا آورده شد) فقط جرایم مستوجب اعدام و حبس ابد را مستحق قرار بازداشت موقت می‌داند. از آن جهت که آیین‌نامه توان مخالفت با قانون را ندارد نمی‌توان مقررات قانون۱۳۵۹ را نسخ نماید.
اداره‌ی حقوق قوه‌ی قضائیه نیز به تاریخ ۱۱/۸/۱۳۷۸ طی نظریه‌ی شماره‌ی ۴۰۰۱/۷ اعلام کرده است: «مقررات ماده‌ی۱۷ لایحه قانونی ۱۳۵۹ نسخ نشده است و به قوت خود باقی است و آنچه در ماده ۳۰ قانون۱۳۷۶ آمده در حقیقت تأکیدی است که مرجع قضایی در جرایمی که مجازات آنها حبس یا اعدام است قرار بازداشت موقت صادر می کند.»[۱۸۸]
بنابراین الزام به قرار بازداشت موقت در جرایم موادمخدر و به تبع آن مواد روان‌گردان و بویژه قاچاق همچنان ادامه دارد و حتی اگر کسی مقدار کمی از ماده‌ی روان‌گردان مانند اکستاسی را حمل کند با کسی که در یک محموله‌ی بزرگ اقدام به حمل این ماده‌ی صنعتی کند یکی است و قرار بازداشت موقت برای وی صادر می‌شود که این خلاف عدالت است.
می توان دید که قانون‌گذار ما باسخت‌گیری وشدت در قبال این جرایم سعی در مبارزه با این جرایم و کاهش نرخ آن دارند حال آنکه سیاست در پیش گرفته علاوه بر اینکه عدالت را زیر پا می‌گذارد، هیچ تأثیری در کاهش ارتکاب این جرایم نداردو آثار سویی نیز در پی دارد.قرارهای سالب آزادی از آنجایی که باعث تورم جمعیت زندان‌ها می‌شود و از طرفی پرهزینه است و از طرف دیگر باعث پیش‌داوری منفی نسبت به متهمان می‌شود بایستی محدود به موارد خاص شود، روندی که سیاست جنایی بین‌المللی آن را می‌پیماید. بنابراین قانون‌گذار ایرانی باید با بازنگری در مقررات کیفری از شمار موارد این قرار و گسترش گستره‌ی آن به ویژه قرار سالب آزادی اجباری بکاهد.
ب-۵- مرور زمان
در حقوق مواد روان‌گردان ایران مقررات خاصی در این زمینه وجود ندارد . بنابراین بایستی مواد۱۷۳و۱۷۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب را به این موارد تسری داد. ماده۱۷۳، مرور زمان را فقط در مورد جرایم مستوجب مجازات بازدارنده یا اقدامات تأمینی قابل اعمال دانسته است و ماده۳۸ مصوبه مبارزه با موادمخدر، جرایم مذکور درمصوبه را از نوع جرایم مستوجب تعزیر قلمداد کرده است.
ولی از آنجایی که ماده۱۶و۱۷ قانون مجازات اسلامی، جرایم مستوجب مجازات تعزیری را دارای مبنای حرمت شرعی دانسته ولی جرایم مستوجب مجازات بازدارنده این چنین نیستند، می‌توان جرایم مواد روان‌گردان و به خصوص قاچاق را جزء جرایم بازدارنده و طبق ماده‌ی۱۷۳ مشمول مرور زمان دانست. ماده۱۷۳ مقرر داشته است: « در جرایمی که مجازات قانونی آن از نوع مجازات بازدارنده یا اقدامات تأمینی و تربیتی باشد و از تاریخ وقوع جرم تا انقضای مواد مشروحه‌ی ذیل تقاضای تعقیب نشده باشد و یا از تاریخ اولین اقدام تعقیبی تا انقضاء مواعد مذکوره به صدور حکم منتهی نشده باشد، تعقیب موقوف خواهد شد.
الف- حداکثر مجازات مقرر بیش از سه سال حبس یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال با انقضاء مدت ده سال.
ب- حداکثر مجازات کمتر از سه سال حبس یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال با انقضاء مدت پنج سال.
ج- مجازات غیراز حبس یا جزای نقدی با انقضاء مدت سه سال.

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی عوامل موثر بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ـ استانداردهای عملکرد و آگاهی از نتایج آن
ـ پاداش و پیگیری
ـ انگیزش
ـ انتقال
راهنمایی :
کارکنانی که در دوره های آموزشی شرکت می نمایند از همان ابتدای شروع دوره نیاز به راهنمایی و تـوجیه دارنـد ایـن راهنمائیها خـود نیاز به یادگیری از راه آزمایش و خطا را تقلیل می دهد وکار آموزان را از سر درگمی نجات میدهد برخی صاحبنظران بر این عقیده اند که انسانها به منظور یادگیری از طریق تجارت مفید ، سازنده و موفقیت آمیز نیاز به راهنماییهای دقیق و تشویق کننده دارند .
استاندارد های عملکرد و آگاهی از نتایج کار :
به نظر روانشناسان تربیتی ، انسانها زمانی بهتر یاد میگیرند که از نتایج یادگیری خود و هدف آن مطلع باشند آنها باید استاندارد های کاری خود را که در واقع انتظارات سازمان و مدیریت از آنها است بخوبی بدانند و هدف آنان کسب دانش ، مهارت و رفتارهای لازم برای انجام موفقیت آمیز شغل در رسیدن به استانداردها باشد ازطرف دیگر ، کارشناسان و مسئولین آموزش هم باید در ارزشیابی برنامه های آموزشی میزان کسب دانش ، مهارت و رفتارهای لازم را اندازه گیری نموده و از نتایج آن، شرکت کنندگان را مطلع نمایند .

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اساتید و مربیان آموزشی باید کاملاً مطمئن شوند که نتایج عملکرد شرکت کنندگان در دوره های آموزشی به صورت باز یافت به آنان منعکس شده و اصلاحات لازم در نحوه عمل آنها انجام گیرد ، به نظر بسیاری از کارشناسان امور آموزشی ، بازیافت موثر ترین عامل در نیل به اهداف آموزشی است ، مشروط بر اینکه سریع و صریح باشد .
پاداش و پیگیری :
تجربه نشان داده است که اگر آموزش همراه با پیگیری به وسیله مربیان آموزش و در نظر گرفتن پاداش برای شرکت کننده در قبال مطالب آموخته شده باشد ، موثر تر خواهد بود ، پاداش می تواند به صورتهای اضافه حقوق و دستمزد ، ترفیع و یا هر طریق ممکن که برای سازمان ، مدیریت و کارکنان مورد پذیرش باشد ، در نظر گرفته شود .
انگیزش :
مهمترین اقدامی که باعث انگیزه یادگیری در شرکت کنندگان در دوره های آموزشی می گردد ، عبارتست از مشارکت دادن بیشتر آنان در برنامه ریزی ، اجرا و حتی نحوه ارزشیابی دوره های آموزش است و دیگر مرتبط نمودن محتوا ی دوره های آموزشی با محتوای شغلی آنان به طریقی که شرکت در دوره های آموزشی بتواند مشکلی از مشکلات کاری آنان را در ارتباط با انجام وظایف و مسئولیت های محوله حل نموده و یا انسان را برای انجام وظایف و مسئولیت های پستهای بالاتر آماده نماید .
انتقال :
منظور از انتقال عبارتست از انتقال دانش ،مهارت و رفتارهای ایجاد شده در شرکت کنندگان به محیط کار ، به عبارت دیگر مسئولان و مدیران رده بالای سازمانی باید امکان پیاده نمودن آموخته ها در دوره های آموزشی را هر چه سریعتر در محیط کاری فراهم آورند ، در غیر اینصورت هزینه های آموزشی بیهوده خواهد بود . ( ابطحی،۱۳۸۳)
۲-۲۹فرایند آموزش :
فرایند و یا مراحل آموزش کارکنان عبارتست از :
۱ـ تعیین نیازهای آموزشی
۲ـ تعیین اهداف آموزش و توسعه منابع انسانی
۳ـ تعیین محتوای دوره ها
۴ـ به کارگیری اصول و مبانی یادگیری
۵ـ اجرا و ارزشیابی
۲-۲۹-۱ تعیین نیازهای آموزشی
اولین قدم برای آماده نمودن برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی عبارت است از تعیین نیازهای آموزشی کارکنانی که باید در برنامه آموزشی شرکت نمایند . تعیین نیازهای آموزشی در واقع تشخیص مسائل و مشکلات فرد فردکارکنان در ارتباط با دانش ، مهارت و رفتار لازم برای انجام موفقیت آمیز مشاغل است . تعیین نیازهای آموزشی می تواند محتوای دوره های آموزشی را بر اساس حل مشکلات کاری تنظیم نماید .
نیازهای آموزشی ممکن است به دلایلی مانند دلایل زیر در کارکنان ایجاد گردد :
ـ تغییر در سیاستها ، خط مشی ها و استراتژیهای سازمانی
ـ ارائه محصولات و یا خدمات جدید
ـ تغییرات در محیط خارجی سازمان
ـ افزایش سوانح و حوادث در محیط کار
ـ افزایش زیان و کاهش سود دهی
ـ کمبود انگیزش
به هر حال ، هر چند که آموزش دارویی برای کلیه دردهای سازمانی نیست ، ولی تعیین نیازهای آموزشی می تواند در شناخت بسیاری از مشکلات سازمانی موثر باشد بنابر این ، برای اثر بخشی بیشتر آموزش باید نیازهای فرد فرد منابع انسانی را برای آموزش تعیین نمود . این عمل ممکن است به وسیله سرپرستان مستقیم ، کارشناسان امور پرسنلی و حتی خودکارکنان مشخص گردد . با توجه به این که ممکن است سرپرستان مرئوسین مزاحم خود را بیشتر برای شرکت در دوره های آموزشی معرفی میکنند. به همین علت ، امور اداری سازمان باید نظر سرپرستان را بررسی و در صورت لزوم تایید نماید . در مواردی دیگر ، ممکن است کارکنان به دلایل غیر منطقی مایل به شرکت در دوره های آموزشی باشند که در آن صورت هم نظر قطعی باید از طرف کارشناسان و مسئولین امور آموزشی و یا پرسنلی سازمان ارائه گردد.
روش های گوناگونی برای تعیین نیازهای آموزشی کارکنان وجود دارد که بهترین آنها استفاده از فرمهای شرح شغل و نتایج ارزشیابیهایی است که به طور سالانه از کارکنان به عمل می آید . (فگین و مک کان،۲۰۰۹؛ متوسلی و آهنچیان،۱۳۸۱).
۲-۲۹-۲ اهداف آموزش و توسعه منابع انسانی
نیازهای آموزشی تعیین شده ، منتج به اهداف آموزش و توسعه منابع انسانی می گردد . این اهداف باید به صورتی تدوین شوند که بتوان از آنها به عنوان معیارهای ارزشیابی پایان دوره استفاده نمود . به
عبارت دیگر ، می توان چنین گفت که اهداف آموزش و توسعه منابع انسانی عبارت است از رفتارهای مورد نظر سازمان در آموزش و توسعه منابع انسانی و شرایطی که رفتارهای مورد نظر باید در آن تجلی یابد در تعیین اهداف آموزش و توسعه منابع انسانی باید به سئوال زیر دقیقاً پاسخ دهیم :
۱ـ چه رفتارهایی را در نظر داریم در منابع انسانی ایجاد نماییم ؟
۲ـ رفتارهای مذکور در چه شرایطی باید بروز نماید .
۳ـمعیار و ملاک ما در سنجش میزان یادگیری رفتارهای مذکور چیست ؟
برای روشن شدن مطلب فرض کنیم میخواهیم یک دوره آموزشی برای آموزش فروشندگان بلیط هواپیما برگزار نماییم . اهداف خاص آموزشی را که از وطایف شغلی شرکت کنندگان ناشی می شود می توان به شرح زیر تدیون نمود :
الف : قراردادن اطلاعات پرواز در اختیار مراجعین ظرف مدت ۳۰ ثانیه با بهره گرفتن از کامپیوتر
ب ـ رزرو جا برای رفت و برگشت در ۲ دقیقه پس از کسب اطلاعات کامل از مسافر اهداف آموزشی مذکور ، مسئله را از طرفی برای شرکت کنندگان در دوره های آموزشی و از طرف دیگر برای اساتید ، مربیان و کارشناسان آموزشی کاملاً مشخص نموده و آنها را از ابهام و سردرگمی نجات خواهد داد . به علاوه اهداف مذکور می توانند معیارهایی برای سنجش نوع و میزان یادگیری در پایان دور مذکور باشند .
۲-۲۹-۳ محتوای دوره ها
محتوای دوره ها ی آموزشی بر اساس اهداف دوره ها که از تعیین نیازهای آموزشی منتج گردیده است ، تهیه و تنظیم می گردد . محتوای دوره ها ممکن است به منظور ایجاد دانش ، مهارت و یا رفتار خاصی در شرکت کنندگان تدوین گردد . لازم به تذکر است که شرکت کنندگان در دوره های آموزشی باید قادر باشند محتوای دوره ها را با نیازهای شغلی خود تطبیق دهند . در غیر این صورت انگیزه چندانی برای یاد گیری در آنان ایجاد نخواهد گردید . وی تائو تای ( ۲۰۰۶ )
۲-۲۹-۴ اصول و مبانی یادگیری ( منحنی یادگیری )
همان گونه که قبلاً ذکر شد ، اصول یادگیری را باید در برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزشی مورد استفاده قرار داد . هر چند که در مورد مراحل یادگیری انسان تحقیقات جانبی انجام گرفته ، ولی متاسفانه آنها کمتر در دوره های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرند . بخشی از این مشکل ممکن است مربوط به قابل مشاهده نبودن میزان یادگیری باشد ، که فقط نتایج آن مورد ارزشیابی قرار گیرد
. در مطالعاتی که در مورد یادگیری انجام پذیرفته ، محققین استفاده از « منحنی یادگیری » را توصیه نموده اند .
نمودار ۲-۱ یک نمونه از منحنی یادگیری است
(منبع : ابطحی ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۹۵ )
همانگونه که در نمودار ۲-۱ ملاحظه می گردد ، دو مسئله برای مدیران ، مسئولان و کارشناسان آموزشی در رابطه با منحنی یادگیری مهم است . یکی شکل منحنی یادگیری کارکنان که باید دارای روند صعودی باشد و دیگر زمان لازم برای رسیدن به سطح یادگیری قابل قبول که باید تقلیل یابد . هر چند که میزان یادیگری افراد متفاوت است ، به هر حال استفاده از منحنی یادگیری ، چه منحنی های فردی و چه منحنی های گروهی ، به تسریع یادگیری کمک می نماید ، مشروط بر این که به اصول و مبانی یادگیری یعنی راهنمایی ، تهیه استاندارد های عملکرد ، پاداش و پیگیری ، ایجاد انگیزه ، انتقال و بازخور که قبلاً توضیح داده شد ، کاملاً توجه شود .

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 591
  • 592
  • 593
  • ...
  • 594
  • ...
  • 595
  • 596
  • 597
  • ...
  • 598
  • ...
  • 599
  • 600
  • 601
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – ۱-۳- ضرورت و اهمیت تحقیق: – 4
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | ۱ـ۱ـ ۴ـ اعلام شعبه دیوان عالی کشور در مقام رسیدگی به پرونده قضائی – 2
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با عوامل جامعه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی فرهنگ کار در برنامه درسی دوره ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی تاثیر ابزارهای بازاریابی سبز … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب پایان نامه ها درباره طراحی الگوی توسعه شبکه های دانش در صنعت نفت جمهوری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع پژوهشی : دانلود پژوهش های پیشین درباره تاثیر تیمار روغن سویا بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : بررسی تعارض قوانین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه در رابطه با شناسایی و رتبه بندی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین در مورد بررسی نقش ویژگی های ژئومورفیک در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | گفتار دوم: دیدگاه موافقین تجدیدنظر – 8
  • مطالب در رابطه با : الگوی تجدید حیات بافت- فایل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع : بررسی و پ‍‍‍ژوهشی دراشعاروطنی عبدالله بردونی- فایل ۱۰ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – ۳-۲ صنعت پوست – 9
  • طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع استخراج و تجزیه کمی و کیفی اسانس اکسشن‌های مختلف Achillea filipendula- … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی| ۱-۳-۱-۵- آیا وصى مى تواند محتواى وصیت نامه را تغییر دهد؟ – 8
  • دانلود فایل های دانشگاهی | قسمت 4 – 9
  • پایان نامه در مورد : بررسی تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مصرف‌کننده بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : جایگاه ژئوپلیتیکی کشورهای خاورمیانه در جهان اسلام- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : مقالات و پایان نامه ها در رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود فایل های پایان نامه درباره : امکان سنجی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها | مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش – 10

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان