مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه با فرمت word : پروژه های پژوهشی در مورد تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع مقایسه ی نگرش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول ۱-۴ میانگین و انحراف معیار نمره های نگرش به ازدواج و نگرش به طلاق در دانش آموزان پسر و دختر ۸۹
جدول ۲-۴٫ نتایج تحلیل واریانس تک متغیری در متن مانوا روی نمره های نگرش به ازدواج و نگرش به طلاق در پسران و دختران ۹۰
ه
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه نگرش به ازدواج و طلاق در دانش آموزان پسر و دختر مدارس متوسطه شهر پلدختر در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ می­باشد. جامعه­ آماری این کلیه دانش ­آموزان پسر و دختر مدارس متوسطه شهر پلدختر است. از این جامعه­ آماری، نمونه ­ای به تعداد ۱۶۷ نفر (۸۱ دانش آموز پسر و ۸۶ دانش آموز دختر) به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله­ ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه­ نگرش به ازدواج براتن و روزن (MAS) و پرسشنامه­ نگرش به طلاق کینایرد و جرارد (ADS)، استفاده شد. نتایج پژوهش تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) نشان داد که پسران نگرش مثبت تری نسبت به طلاق و دختران نگرش مثبت تری نسبت به ازدواج دارند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

واژه های کلیدی: نگرش نسبت به ازدواج، نگرش نسبت به طلاق
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
برای همه انسان­ها خانواده اولین تجربه­ زندگی اجتماعی را تشکیل می­دهد و برای بسیاری بادوام­ترین و پایدارترین گروه اجتماعی است. امروزه با وجود تغییرات گسترده در جوامع و فرهنگ­های مختلف در مورد نقش و کارکرد خانواده، هنوز خانواده و روابط درون آن به عنوان مهم­ترین جنبه زندگی افراد قلمداد می­ شود. خانواده از ارکان عمده و نهادهای اصلی هرجامعه و یکی از طبیعی­ترین گروه­هایی است که می ­تواند نیازهای مادی، عاطفی، تکاملی و همچنین نیازهای معنوی انسان­ها را برطرف نماید. این واحد اجتماعی مبدأ بروز عواطف انسانی و کانون صمیمانه­ترین روابط و تعاملات بین فردی است. اهمیت خانواده به اندازه­ای است که سلامت و بالندگی هر جامعه­ای وابسته به سلامت و رشد خانواده­های آن است و هیچ یک از آسیب­های اجتماعی فارغ از تأثیر خانواده پدید نیامده است (ساروخانی، ۱۳۷۵).
طلاق به انحلال یک ازدواج رسمی در زمانی که طرفین آن هنوز در قید حیات می باشند و بعد از آن آزادند تا دوباره ازدواج کنند، دلالت می­ کند. به عبارت دیگر، طلاق شیوه ی نهادینه شده اختیاری پایان یک ازدواج است (ستوده،۱۳۸۳).
در عصر ما و بخصوص سال­های اخیر بیش از دوران دیگر آمار طلاق بالا رفته و به تبع آن آمار وارقام جرم وجنایتهای ناشی از آن نیز زیاد شده است (ویکس[۱]، ۱۹۹۲). امروزه در اروپا و امریکا نیمی از ازدواجها به طلاق می انجامد. همچنین در ایران طبق اطلاعات جدید آمار طلاق نسبت به سالهای قبلی رو به افزایش بوده است، به طوری که در سال ۱۳۸۸ نسبت به سال ۱۳۸۷ از رشدی معادل ۸/۱۳درصد برخوردار بوده است. هم اکنون ایران از نظر آمار طلاق در رتبه چهارم دنیا قرار دارد (مشکی و همکاران،۱۳۹۰).
به طور کلی رشد شخصیت فرد متأثر از والدین است و فقدان یکی یا هر دوی آنها می ­تواند آثار سوئی بر رشد شخصیت فرد داشته باشد و زمینه­ استعداد فردی را برای بیماری­های روانی یا مشکلات رفتاری بعدی فراهم آورد (استوارت و ساندین[۲]، ۱۹۸۷، به نقل از محمودی، ۱۳۸۳). در طول دوره کودکی تجارب خانوادگی نقش حیاتی در نگرش ها[۳]، اعتقادات[۴] و انتظارات[۵]بچه­ها ایفا می­ کند (گننگ، کولمن و برون[۶]، ۱۹۸۱).
تحقیقات نشان داده اند که ارزش­ها، رفتارها و نگرش­های والدین به طور معنی­داری با اعتقادات و نگرش­های نوجوانان به ازدواج و طلاق رابطه دارد (هیتن[۷]،۲۰۰۲). راجرز و رز[۸](۲۰۰۲) گزارش می­ دهند که فرزندان از تجربه­ طلاق والدین تأثیرات زیان­آوری مانند افسردگی[۹]، خشم[۱۰]، پرخاشگری[۱۱]و تعارض والد- فرزندی[۱۲]، مانند کاهش سطح تحصیلات آکادمیک و فقدان تعامل مثبت با والدین، می­بینند.
گننگ و همکارانش(۱۹۸۱) دریافتند که نگرش نسبت به طلاق[۱۳] در انواع خانواده­ها متفاوت است. بر اساس نوع خانواده، دانش ­آموزان خانواده­های طلاق نسبت به دانش ­آموزان خانواده­های سالمنگرش مثبت­تری نسبت به طلاق داشتند.
نگرش­ها و آمادگی برای ازدواج دو مفهوم مجزایی هستند که به ­هم مربوط می­باشند. نگرش­های زناشویی به دیدگاه فرد در مورد ازدواج به عنوان یک رسم اشاره می­ کند. نگرش مثبت این باور را نشان می­دهد که ازدواج می ­تواند موفق و سرشار از شادی باشد، در حالی که نگرش منفی این باور را منعکس می کند که ازدواج تنها یک توافق قانونی (حقوقی) مثل دیگر قرارداد­ها است (براتون و روزن[۱۴]، ۱۹۹۸). در عوض آمادگی برای ازدواج مربوط است به اینکه آیا شخص خودش را برای ازدواج آماده می بیند تا شریکی برای خودش انتخاب کند یا نه. هر دو مفهوم اثرات مهمی بر شخصی که انتخاب می­ شود، زمان ازدواج و توقعات زناشویی آینده دارند (لارسون وتاینی[۱۵]، ۱۹۹۸).
بیان مسأله
پدیده ازدواج قادر است بسیاری از نیازهای فردی و اجتماعی زن و مرد را در قالب ارتباطات جسمانی و جنسی، روانی- اجتماعی و دیگر قراردادهای عرفی و اجتماعی برآورده سازد. ازدواج در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دامنه­ای وسیع گسترده دارد و دارای ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی و نیز روانی- اجتماعی است (نوابی نژاد، ۱۳۸۰). خانواده از ارکان اصلی هر جامعه­ای به شمار می­رود و کانون اصلی ظهور عواطف انسانی و روابط صمیمانه میان افراد است. می­توان گفت عملکرد خانواده تأثیر مستقیم و به سزایی بر عملکرد جامعه دارد. به عبارت دیگر جامعه سالم جامعه­ای است که از خانواده­های سالم تشکیل شده باشد (عامری، ۱۳۸۱).
همواره در میان دانشمندان علوم اجتماعی و عموم مردم کشش ویژه ای نسبت به ازدواج وجود داشته است با این وجود به دنبال هر ازدواجی احتمال طلاق وجود دارد (پری[۱۶]،۲۰۰۴). آمار طلاق در کشورهای غربی به شیوع بیش از ۵۰ درصد می­رسد (دی[۱۷]، ۲۰۰۳؛ به نقل از ممبینی، ۱۳۹۱؛ کرایچلر[۱۸]، ۲۰۰۱). یعنی از هر دو زوجی که برای اولین بار ازدواج می کنند یکی از آنها طلاق می­گیرد.
بیش از ۶۰% والدینی که تصمیم به طلاق می­گیرند، فرزندانی دارند که هنوز با آنها زندگی می­ کنند. شکست خانواده سبب آسیبروانی کودکان می­ شود. بعد از طلاق والدین، آنها بهت زده، خشمگین و غمگین می­شوند. نیمی از فرزندان دچار پریشانی و اضطراب شدید می­شوند و احساس می­ کنند زندگی­شان در شرف نابودی است. تعداد کمی از فرزندان از تصمیم به طلاق والدینشان احساس آسودگی می­ کنند. بعد از طلاق، ۴۰% از بچه­ها روابط با پدرشان و ۲۵% از روابط با مادرشان آسیب می­بیند (مک­کی، راجرز، بلیدزو گوس[۱۹]، ترجمه شادنظر، ۱۳۸۸).
شواهد نشان می‌دهد که بزرگسالانی که در کودکی خود یک طلاق را تجربه کرده‌اند بیش از کسانی که چنین تجربه‌ای نداشته­اند تحت استرس و فشار زیاد می‌باشند (گلن و کرامر[۲۰]، ۱۹۸۵؛ کولکا و وینگارتن[۲۱]، ۱۹۷۹؛ به نقل از گاتمن، ۱۹۹۸). این بزرگسالان رضایت کمتری از خانواده و دوستان داشته و اضطراب بیشتری را گزارش می‌کنند و ابراز می‌دارند که چیزهای بد بیشتری برای آنها اتفاق می‌افتد و اینکه به طور کلی برایشان مشکلتر است که با فشارهای زندگی کنار بیایند. (فریدمن[۲۲] ، ۱۹۹۵؛ به نقل از گاتمن، ۱۹۹۸). به طور کلی شواهد پژوهشی نشان می‌دهند که طلاق اثر زیانبار فراوانی از جمله افسردگی، انزوا، شایستگی اجتماعی پایین، مشکلات تندرستی، عملکرد تحصیلی پایین بر کودکان دارد (کومینگز و دیویس[۲۳]، ۱۹۹۴؛ هترینگتن و کلینگپیل[۲۴]، ۱۹۹۲؛ کاتز و گاتمن، ۱۹۹۱؛ به نقل از گاتمن، ۱۹۹۸).
آماتو[۲۵](۱۹۹۵) دریافت که تجربه طلاق والدین شاخص قوی از دارا بودن نگرش منفی نسبت به ازدواج و نگرش مثبت به طلاق می باشد. خواه یا ناخواه جوانانی که تجربه طلاق والدین، عداوت و تعارض بین آنها را داشته باشند، نگرش نسبت به ازدواج آنها تحت تأثیر قرار می گیرد (جونز و نلسون[۲۶]، ۱۹۹۶؛ به نقل از ممبینی، ۱۳۹۱).
آمار رو به رشد طلاق و تعداد روزافزون فرزندان طلاق از سال ۱۹۷۰ تغییرات اجتماعی وسیعی در زمینه فهم و پذیرش طلاق منعکس می­ کند. نقش ازدواج در هماهنگ کردن زندگی اجتماعی کمرنگ شده و تعداد زیادی از بچه­ها در چنین موقعیت­هایی پرورش پیدا می­ کنند. طلاق یک رویداد پیچیده است و از هم پاشیدگی بنیان خانواده با تأثیرات کوتاه مدت و بلندمدت مالی، قانونی، فردی و اجتماعی برای بچه ها و بزرگسالان همراه است. این از هم پاشیدگی بر نوع ارتباطات و پذیرش نقش های جدید تأثیرگذار می­باشد (الدار- اویدان، حاج- یحییو گرینبام[۲۷]، ۲۰۰۹).
در کشور ما براساس آمارهای موجود میزان طلاق در سال های مختلف بین ۱۱ تا ۱۶ درصد در حال نوسان است که حاکی از افزایش آن می­باشد (مرکز آمار ایران، ۱۳۸۰). با توجه به افزایش روبه­رشد طلاق در کشور ما و همچنین تأثیری که این پدیده مخرب بر فرزندان طلاق می­ گذارد در این پژوهش، سعی شده که نگرش نسبت به ازدواج و طلاق دانش آموزان دختر و پسر مدارس متوسطه شهرستان پلدختر مقایسه شود.
اهمیت و ضرورت پژوهش
طلاق یکی از آسیب­های اجتماعی است که در چند دهه­ اخیر در اکثر کشورهای جهان رشد روزافزونی داشته است. در ایران نیز طبق آخرین آمار مربوط به سازمان ثبت احوال کشور، کل موارد ثبت شده طلاق در مناطق شهری و روستایی ایران در سال ۱۳۷۱ معادل ۳۳۹۸۳ مورد بود است که این شاخص در سال ۱۳۸۰ به ۶۱۰۱۳ مورد رسیده است (ژوبرتو گای[۲۸]، بدون تاریخ، ترجمه، قدیری، ۱۳۸۳).
عمق مسئله زمانی آشکار می­ شود که نتایج پژوهش­های متعدد داخلی و خارجی در زمینه­ تأثیرات عمیق روان شناختی، اجتماعی، اقتصادی و حتی قانونی طلاق بر همه کسانی که به نحوی با آن درگیر هستند در نظر گرفته شود (ژوبرت و گای، بدون تاریخ، ترجمه قدیری، ۱۳۸۳). داشتن نگرش­های غیر واقع بینانه در مورد ازدواج و طلاق می تواند به احساسات قوی نارضایتی زناشویی منجر شود که نتیجه آن نرخ بالای طلاق در جامعه می باشد(لارسن[۲۹]،۱۹۹۸). والرستین و کیلی[۳۰] (۱۹۸۰؛ به نقل از ممبینی، ۱۳۹۱) اظهار داشته اند که تجربه جدایی والدین می تواند بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج اثر داشته باشد.
تحقیقات دامنه­داری در مورد تأثیر خانواده گسسته روی کودکان انجام شده است و گزارشها نشان می دهد که زندگی اجتماعی، عاطفی و حتی فکری این کودکان تحت تأثیر بد این نوع خانواده ها قرار می­گیرد و نتایج، بیانگر این واقعیت می­باشد که فرزندان متعلق به محیط­های گرم و صمیمی در مقایسه به فرزندان متعلق به خانواده­های از هم گسیخته دارای اشکال­های جسمی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری کمتری می­باشند و به طور کلی سازگارترند (استوارت و ساندین، ۱۹۸۷به نقل از محمودی، ۱۳۸۳).
ما در جوامع مختلف و نیز در جامعه خود، شاهد بسیاری از ناسازگاری­ها، عدم شناخت و درک صحیح زن و مرد از یکدیگر و در نتیجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غیر واقع­بینانه از یکدیگر هستیم (احمدی، ۱۳۷۴). بسیاری از طلاق­ها مربوط به جوانانی است که برحسب احساسات و بدون آمادگی لازم برای پذیرش مسئولیت زندگی مبادرت به ازدواج کرده ­اند (ایران محبوب و مختاری، ۱۳۸۵). بنابراین ازدواج در صورتی می ­تواند درست و رضایت بخش باشد، که بر پایه آمادگی کامل، شناخت صحیح و در نظر گرفتن معیارها و ملاک­های منطقی و معقول صورت گرفته باشد.
نکته­های بالا لزوم و اهمیت بررسی­های بیشتر طلاق در جامعه ما را آشکار می­سازد، بنابراین پژوهشگر تلاش می­ کند نگرش نوجوانان را با هم مقایسه کند. طلاق والدین اثرات منفی روی فرزندان می­ گذارد. لازم و ضروری به نظر می­رسد که پژوهش­های اصولی و کاربردی در رابطه با بچه­های طلاق صورت ­گیرد و راهکارهای عملی و مهارت­ های لازم به این کودکان آموزش داده شود تا بهتر بتوانند با محیط پیرامون خود سازگار شوند. به علاوه شناخت ویژگی­های فرزندان طلاق به والدین، معلمان، وابستگان نزدیک و همسالان کمک می­ کند تا با آگاهی بیشتری با این افراد برخورد کنند همچنین سازمان­های مختلف از جمله بهزیستی، آموزش و پرورش و سازمان ملی جوانان و غیره می توانند با شناخت بیشتر خصوصیات و نگرش­های این افراد کلاس­های آموزشی مهارت­ های زندگی، مدیریت خشم، مهارت­ های ارتباطی و آموزش پیش از ازدواج را برگزار کنند تا این افراد در مواجه با مشکلات زندگی از شیوه ­های کارآمدتری استفاده کنند.
هدف کلی پژوهش:
هدف کلی این پژوهش، مقایسه­ نگرش نسبت به ازدواج و نگرش نسبت به طلاق در دانش ­آموزان پسر و دختر مدارس متوسطه شهرستان پلدختر است.
اهداف جزئی
۱- تعیین تفاوت نگرش به ازدواج دانش آموزان پسر و دختر.
۲- تعیین تفاوت نگرش به طلاق دانش آموزان پسر و دختر.
فرضیه ­های پژوهش
۱- پسران و دختران دانش آموز مدارس متوسطه از نظر نگرش نسبت به ازدواج با هم تفاوت دارند.
۲- پسران و دختران دانش آموز مدارس متوسطه از نظر نگرش نسبت به طلاق با هم تفاوت دارند.
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تعریف مفهومی طلاق: طلاق در لغت به معنی رها شدن از عقد نکاح و فسخ آن است. طلاق پدیده ای قراردادی است که به مرد و زن امکان می دهد تحت شرایطی پیوند زناشویی خود را گسیخته و از یکدیگر جدا شوند (ستوده، ۱۳۸۳).
تعریف عملیاتی طلاق: در این پژوهش منظور از طلاق، جداشدن زن از مرد براساس مقررات و ضوابط قانونی است که بر این اساس هر کدام از زوجین زندگی مجزایی از هم دارند.
تعریف مفهومی نگرش به ازدواج: سازه نگرش به ازدواج نشان دهنده احساسات و تمایلات افراد، پیش داوری­ها یا سوگیری­ها، تصورات از پیش فرض شده، ترس­ها و عقاید راسخ آن­ها در مورد ازدواج است. بنابراین نگرش یک فرد در مورد ازدواج آن چیزی است که او در مورد ازدواج فکر و احساس می­ کند (ممانی[۳۱]، ۲۰۰۳).
تعریف عملیاتی نگرش به ازدواج: منظور از نگرش به ازدواج در این پژوهش نمره­ای است که آزمودنی از پاسخ به مقیاس نگرش به ازدواج (MAS)، براتن و روزن[۳۲] (۱۹۹۸) کسب نمود.
تعریف مفهومی نگرش به طلاق: به اعتقاد توماس[۳۳] (۱۹۷۱) نگرش به طلاق نشان دهنده اثر شناختی و عاطفی به جای گذاشته شده تجربه­ شخص از طلاق والدین و یک پاسخ در برابر آن است. نگرش در این معنی یک مکانیسم پنهانی است که رفتار را هدایت می­ کند.
تعریف عملیاتی نگرش به طلاق: نمره­ای است که آزمودنی از پاسخ به مقیاس نگرش به طلاق کینایرد و جرارد[۳۴] (۱۹۸۶) کسب نمود.

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نواوری در محصول، فرایند طراحی فنی، پژوهش و توسعه، تولید؛ مدیریت و فعالیت­های لازم برای بازاریابی محصول­یا خدمات جدید(بهبود­یافته) و ­یا انتخاب و توسعه محصول جدید است. (جیمنز[۱۲۰] و همکاران، ۲۰۰۸ )
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. پاسخگویی به مشتریان عبارت است از ارزش قائل شدن برای مشتری، ارضای نیازهای او و انجام اقداماتی برای بهبود کارایی فرایند تولید و کیفیت خروجی سازمان است که شامل سفارشی سازی و زمان پاسخ به مشتری است.
    1. توجه به کیفیت کالا و حساسیت نسبت به خدمات مطلوب تر در زمره مهمترین نکاتی است که جامعه جهان در عصر حاضر به آن­ها اولویت خاصی بخشیده است. کالای نامرغوب و خدمات پایین تر از حد انتظار همواره موجب می­ شود که مشتریان کالا و بهره گیران از خدمات روز به روز اعتبار و اعتماد کمتری نسبت به عرضه کنندگان آن کالا و ارائه دهندگان این خدمات پیداکنند. امروزه کیفیت را خواسته مشتری تعریف می­ کنند و ادراکات و انتظارات مشتری را اصلی ترین عامل تعیین کننده آن می­دانند. (شارما و گادن[۱۲۱]، ۲۰۰۱)

۷-۲ عوامل حیاتی موفقیت[۱۲۲] (CSF)
عوامل حیاتی موفقیت مجموعه ­ای از عوامل هستند که برای دستیابی شرکت به مزیت رقابتی و حفظ آن ضروری است. عوامل بحرانی موفقیت بطور مستقیم از اطلاعت ارزیابی محیط بیرونی و از لحاظ نمودن آن اطلاعات در تجزیه و تحلیل تهدید- فرصت بدست می ­آید (سرمد، ۱۳۹۰) این عوامل موفقیت و ناکامی­شرکت­های فعال در­یک صنعت را رقم زنده و مشخص می­سازند و از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت می­باشند. (واکر[۱۲۳] وهمکاران، ۱۳۸۶)
از عوامل حیاتی موفقیت تعاریف متعددی به عمل آمده و اولین استفاده از این واژه در سال ۱۹۶۱ صورت گرفت و اولین بار رونالد دانیل[۱۲۴] آن را ایجاد کرد. (دانیل، ۱۹۶۱) این فرایند توسط جان. اف روکارت[۱۲۵] در سال ۱۹۸۱باز تعریف شد. (روکارت، ۱۹۸۱) و در سال ۱۹۹۵ جیمز جانسون[۱۲۶] و میشل فریزن[۱۲۷] آن را برای تنظیمات بسیار بخش­ها بکار بردند. (جانسون و فریزن، ۱۹۹۵)
۱-۷-۲ دیدگاه­ های موجود درباره عوامل حیاتی موفقیت

    1. دسته اول افرادی هستند که از آن­ها به عنوان عوامل مورد نیاز جهت موفقیت در صنعت­یاد می­ کنند ولی این عوامل را عاملی جهت کسب مزیت رقابتی برای صنعت محسوب نمی­کنند. آن­ها معتقدند که سازمان­هادر­یک صنعت خاص برای حفظ بقایشان در آن صنعت نیازمند توجه به عوامل حیاتی موفقیت می­باشند ولی سرمایه گذاری به این عوامل منوط به ایجاد مزیت رقابتی برای ­یک سازمان نسبت به رقیبش نمی­ شود. سازمان­ها برای بدست آوردن مزیت رقابتی باید بر عوامل دیگری سرمایه گذاری کنند.
    1. گروه دوم آنهایی اند معتقدند که شرکت­ها می­توانند با شناخت عوامل حیاتی موفقیت برای خودشان کسب مزیت رقابتی ایجاد کنند و در محیط رقابتی از رقبای خودشان پیشی بگیرند. در واقع آن­ها معتقدند که سازمان می ­تواند با تمرکز بر عوامل حیاتی موفقیت در­یک صنعت و ایجاد تمایز در آن­ها نسبت به رقبای خودش ­یک فرصت طلایی ایجاد کند.
    1. دسته سوم آنهایی اند که مخالف عوامل حیاتی موفقیت اند و در کل معتقدند که چیزی به عنوان عوامل حیاتی موفقیت در صنایع وجود ندارد و اعتقاد به سرمایه گذاری بر روی آن­ها و کسب مزیت را عقیده ای باطل محسوب می­نمایند. (پناهی و حسینی، ۱۳۸۴)

از آنجایی که پژوهش حاضر بر مبنای دیدگاه دوم بنا شده است لذا در این قسمت به تعریف و توضیح این مفهوم از دیدگاه صاحب نظران گروه دوم می ­پردازد.
این عوامل از­ یک سر با اهداف سازمانی ارتباط داشته و برای تحقق اهداف ضروری هستند و از طرف دیگر با استراتژی رقابتی سازمان متناسب می­باشند. عوامل حیاتی موفقیت محدود هستند و در موفقیت سازمان نقش حیاتی دارند و اگر سازمان بخواهد حیات خود را ادامه دهد باید آن­ها را مهیا کند. روکارت می­گوید برای هر تجارتی ­یک تعداد نواحی بحرانی محدود وجود دارد که اگر در آن نواحی موفقیت و رضایت حاصل شود موفقیت سازمان در عرصه رقابت تامین می­ شود. (سرمد، ۱۳۹۰) عوامل حیاتی موفقیت عوامل محدود و مشخصی هستند که وجود آن­ها حرکت موفقیت آمیز مدیر ­یا ­یک سازمان را تضمین می­ کند. (بوینت و ازماد[۱۲۸]، ۱۹۸۴) این عوامل بخش اصلی مزیت رقابتی برای صنایع به حساب می­آیند.
یک روش مناسب برای ارزیابی اینکه آیا­ یک صنعت برای­ یک شرکت ­یا تیم مدیریت خاص جذاب است­ یا خیر همچنین برای تعیین اینکه آیا­ یک تیم مدیریتی مورد پذیرش و مطلوب نظر سرمایه گذاران با دیگر عرضه کنندگان منابع است ­یا خیر، ارزیابی هماهنگی بین عوامل اساسی موفقیت ­یک صنعت و حضور آن عوامل در ­یک شرکت ­یا نزد تیم مدیریتی پیشنهاد شده است. (واکر و همکاران، ۱۳۸۶)
شناسایی این عوامل به کارکنان در جهت درک نواحی حیاتی برای تخصیص منابع و زمان کمک می­ کند. این عوامل هم در سطح فردی وهم درسطح سازمانی درنظر گرفته می­ شود و شناسایی آن­ها تا حد زیادی کیفی می­باشد. CSF­های طراحی شده برای موقعیت خاص مدیران و شرکت­ها به عنوان موقعیت­های متفاوت (به عنوان مثال: صنعت، بخش، فردی) منجر به عوامل حیاتی موفقیت متفاوت می­شوند. پایه و اساس نوشتن عوامل حیاتی موفقیت مناسب برای سازمان­هایی که به دنبال استفاده از روش CSF هستند، درک مناسب از محیط، صنعت و سازمان است و تعیین عوامل حیاتی موفقیت برای صنعت روانکارها می ­تواند فراهم کننده زمینه ای برای ایجاد و ارزیابی مزیت رقابتی باشد.
۲-۷-۲ تعاریف عوامل حیاتی موفقیت
یکی از مهمترین تعاریف را روکارت در سال ۱۹۷۹ارائه کرده است: (روکارت ۱۹۷۹)
“عوامل حیاتی موفقیت اشاره به حوزه ­های محدودی در هر پروژه ­یا کسب و کار دارد که چنانچه به نتایج مطلوب منجر شوند، مزیت و کارایی رقابتی مناسبی را برای سازمان تضمین خواهند نمود.” همچنین از این عوامل به عنوان اصطلاحاتی برای عنصری که برای سازمان­ها ­یا پروژه­ ها ضروری است تا از طریق آن به مأموریتشان دست پیدا کنند نام برده است و این اصطلاح در جهان برای اولین بار در جهت تجزیه و تحلیل داده ­ها و کسب و کار به کار برده شده است.
“گیل ویلکل” چنین بیان می­دارد: عوامل حیاتی موفقیت، فرصت، منفعت­ یا ضرورت بالقوه ای است که هنوز برخی از عوامل به فعلیت رسیدن آن مهیا نشده است. موانع فراهم شده این عوامل، گلوگاههای استراتژیک را تشکیل می­ دهند و کارکرد اصلی راهکارهای استراتژیک مرتفع کردن آن­هاست. (سرمد، ۱۳۹۰)
“برنو و لیدکر”[۱۲۹] بیان می­ کنند که این عوامل ویژگی­ها، متغیرها و ­یا شرایطی اند که اگر به درستی نگهداری و مدیریت شوند می­توانند اثر قابل توجهی در رقابت ­یک شرکت در صنعتی خاص داشته باشد. (برنو وهمکاران، ۱۹۸۴) “اسلوین و پینتو” بیان داشتند که عوامل حیاتی موفقیت عواملی هستند که اگر مورد توجه قرار بگیرند، به طور چشم گیری شانس اجرای پروژه را بهبود می­بخشند. (پینتو و اسلوین، ۱۹۸۷) اما “استیوز”[۱۳۰] در سال ۲۰۰۴ بیان داشت که هر دو این تعاریف در بیان مفهوم جامع ارائه شده توسط روکارت به شکست برخوردند. (استیوز، ۲۰۰۴)
سایر تعاریف
عوامل حیاتی موفقیت، آن دسته از اجزا تشکیل دهنده استراتژی هستند که سازمان باید در آن­ها برتری داشته باشد تا مزیت رقابتی بدست آورد. (جانسون و شولز، ۱۹۹۹)[۱۳۱]
عوامل حیاتی موفقیت دسته مواردی هستند که باید بخوبی به سرانجام برسند. آن­ها عواملی هستند که مدیران برای دستیابی به موفقیت باید همیشه آن­ها را تحت نظر داشته باشند. (رابسون، ۱۹۹۷)[۱۳۲]
تعداد محدودی از شاخص­ های کلیدی که چنانچه از پیشرفت مطلوب برخوردار شوند، سازمان موفقیت را در مسیر بهبود کیفیت درک می­ کند. (بندل و همکاران[۱۳۳]، ۱۹۹۸)
غفاریان و کیانی درکتاب خود برای عوامل حیاتی موفقیت از اصطلاح گلوگاه استفاده کرده اند و بیان می­ کنند که فرصتها از طریق منافع بالقوه نهفته در آن­ها کشف می­شوند ولی دستیابی به این منافع مستلزم فراهم شدن عوامل لازم است این عوامل عناصر مفقود شده منافع بالفعل هستند و به سه گروه کلی تقسیم می­شوند:
اولین گروه عواملی هستند که فراهم ساختن آن­هابرای همه امکان پذیر بوده و از پیچیدگی خاصی برخوردار نمی­باشند.
عوامل هستند که دستیابی به آن­ها با پیچیدگی همراه است ولی در حال حاضر در سازمان وجود دارند.
عواملی هستند که در تحقق منافع نهفته در فرصت نقش کلیدی داشته و دستیابی به آن­ها با پیچیدگی­هایی همراه است به این عوامل عوامل حیاتی موفقیت ­یا گلوگاه گفته می­ شود.
۳-۷-۲ راه های تشخیص عوامل حیاتی موفقیت
تجزیه و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت در سه مرحله انجام می­ شود:
ابتدا باید عوامل لازم برای تحقق منافع نهفته در فرصت شناسایی شود برای این مرحله دو رویکرد کلی وجود دارد: عینی وذهنی. اساس رویکرد عینی الگوبرداری از­یک مصداق مشابه است. چنانچه دستیابی به مصداقی که از تشابه لازم برخوردار است، میسر نباشد رویکرد ذهنی بکار گرفته می­ شود.­ یعنی از روش­های شهودی
در این مرحله این عوامل به دو دسته تقسیم می­شوند: گروه اول شامل مواردی است که دستیابی به آن­ها از پیچیدگی خاصی برخوردار نیستند و در گروه دوم عوامل استراتژیک دستیابی به منافع نهفته در فرصت باقی می­ماند.
در اینجا عوامل استراتژیک با قابلیت‌های موجود سازمان مقایسه می­ شود و مغایرت این دو عوامل حیاتی موفقیت را مشخص خواهد نمود.
این گام دو عامل بسیار مهم برای هر سازمان را آشکار می­سازد: قابلیت­ها­ی موجود سازمان در این مرحله، شایستگی­های کلیدی را نشان می­دهد و کمبود عوامل استراتژیک عوامل حیاتی موفقیت سازمان را مشخص می­سازد. ( غفاریان و کیانی، ۱۳۸۳)
۴-۷-۲ عوامل حیاتی موفقیت و شایستگی­های کلیدی
عوامل حیاتی اصلی و شایستگی­های کلیدی همزاد هستند و در مجموع عوامل استراتژیک سازمان را تشکیل می­ دهند. ­یک رابطه دیگر بین عوامل حیاتی موفقیت و شایستگی­های کلیدی، روند تبدیل این دو به­ یکدیگر است. در فضای فرصت­های استراتژیک به هر میزان شایستگی­های کلیدی بیشتر باشد CSF­های استراتژیک کمتر خواهد بود.
۵-۷-۲ گام­ها­ی اساسی روش عوامل حیاتی موفقیت
مارتین چهار گام­ اساسی برای روش عوامل حیاتی موفقیت بیان کرده است:
مطالعه سازمان و بررسی هدف­های خرد وکلان، استراتژی­ها و خط مشی­های آن
هر صنعت و در هر سطحی از مدیریت کارهای حساسی وجود دارند که تحقق اهداف سازمان در گرو انجام صحیح آن­هاست. در نتیجه نخستین گام در تعیین عوامل حیاتی موفقیت، شناسایی هدف­های سازمانی و پیدا کردن سرنخهایی است که به نحوه کسب آن اهداف دلالت دارند.
تحلیگران برای شناخت بهتر سازمان باید تلاش کند تا آن مجموعه از خطوط کلی که سازمان برای رسیدن به هدف­های خودترسیم می­ کند را نیز شناسایی کند. این خطوط کلی همان استراتژی­ های سازمان هستند. این استراتژی­ها بر نحوه تخصیص منابع سازمان برای کسب هدف­های سازمانی دلالت دارند. بنابراین استراتژی­ های هر سازمان برای استفاده از عوامل حیاتی موفقیت خودش، بیانگر نحوه نگرش آن سازمان به پدیده ­های مختلف است. استراتژی­ های هر سازمان از طریق خط مشی های سازمانی به منزله­ی خطوطی راهنما برای عملیات روزانه آن به اجرا در می­آیند. این خط مشی ها چهارچوبی را برای تصمیم ­گیری ارائه می­ کنند تا سازمان بتواند با مسائلی که هنگام پیگیری هدف­های خود با آن­ها مواجه می­ شود، برخورد کند.
شناسایی مدیران اصلی، برای مصاحبه درباره عوامل حیاتی موفقیت

نظر دهید »
تاثیر عوامل کرونوپلیتیکی بر همگرایی‌های منطقه‌ای با محوریت جمهوری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

روابط خارجی رضاشاه با کشور ترکیه در زمان حکومت مصطفی کمال آتاترک نقش مهمی در شکل‌گیری اصلاحات در کشور ایران داشته است. چنانکه گفته می شود آتاترک که توانسته بود امپراطوری عثمانی را منحل نماید و رژیم ترکیه جدید را با اصلاحات و اقدامات مدرن بنیان بگذارد، تأثیر زیادی در رضاشاه و نحوه مدرن نمودن کشور ایران داشته است( خرازی ، ۱۳۸۴: ۵۷).
۴-۲-۱) نقش روسیه و انگلستان در تصمیم گیری روابط ایران و ترکیه
اسناد و مدارک موجود حاکی از آن هستند که نه رضاخان و نه مصطفی کمال، هیچ‌کدام شخصا ظرفیت انجام چنین تحول بزرگی را در کشورهایشان نداشتند بلکه سیاست قدرتهای بزرگ در قبال ایران و ترکیه و قرارگرفتن افرادی چون محمدعلی فروغی (عنصر انگلیسی) و تیمورتاش (عنصر روسی) در کنار رضاخان و عصمت اینونو در کنار مصطفی کمال، شرایط را به‌گونه‌ای برای آنان فراهم کرده بود که این دو شخصیت نظامی و مستبد، بتوانند ثبات ازدست‌رفته را در کشورهایشان مجددا برقرار سازند و ضمنا میان دو کشور روابط دوستانه برقرار نمایند( خرازی ، ۱۳۸۴: ۵۷).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

علاوه بر نظامیگری و روحیه استبدادگرایی، ویژگی مشترک دیگری که رضاخان و آتاتورک را مورد توجه کشورهای اروپایی و به‌ویژه انگلیس قرار داده بود، تمایل هر دو به تقویت پیوند با غرب و حرکت به سمت مدرنیزه‌کردن کشور در ابعاد مختلف و دوری از مذهب بود. البته رضاخان بیش از مصطفی کمال از پیشرفتهای غرب متاثر شده بود؛ چنانکه در تنها سفر خارجی خود به ترکیه، از سخنانش می‌توان به میزان تاثیرپذیری وی از غرب پی‌برد، درحالی‌که تنها گوشه‌ای از پیشرفت غرب در ترکیه دیده می‌شد. موضوع دورشدن از مذهب و شعار جدایی دین از سیاست نیز که از سوی رضاشاه سر داده شد، از سیستم سکولار موجود در ترکیه الهام گرفته شده بود.
تاریخ بیست ساله روابط ایران و ترکیه در این زمان مملو است از تنش های مرزی، قراردادها، پیمانها و دوستی ها که از سال ۱۳۱۱ش/۱۹۳۲م دورانی از صلح و صفا بین هر دو کشور حاکم بوده است که اوج این تفاهم و نزدیکی را در سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ش/۱۹۳۴م تاثیرات اسلام ستیزی و غربگرایی، کشف حجاب بسته شدن قرارداد منطقه سعدآباد در سال ۱۳۱۶ش/۱۹۳۷م مشاهده می گردد. این قرارداد شروع دوران طلایی در روابط دو کشور ایران و ترکیه می باشد. نزدیکی و علایق رهبران هر دو کشور باعث رفع بسیاری از اختلافات فرهنگی که قرنها موجب تنش در روابط دو کشور بود، می گردید ( خرازی ، ۱۳۸۴: ۵۷).
۴-۲-۲) پیمان سعدآباد نقطه مشترک دو دولت ایران و ترکیه(۱۳۱۶)
نگرانی و ترس رضاخان و آتاتورک از خطر کمونیسم، نقطه مشترک دیگر میان آن دو به‌شمار می‌رفت. در این رابطه یکی از اقدامات اولیه هر دو پس از به‌قدرت‌رسیدن، کاستن از خطر نفوذ کمونیسم در کشور بود. برای‌این‌منظور، هم ایران و هم ترکیه به انعقاد پیمان مودت و دوستی با شوروی اقدام کردند. یکی از اهداف انعقاد پیمان سعدآباد نیز که ایران و ترکیه دو عضو اصلی آن به‌شمار می‌رفتند و با پیگیری این دو کشور افغانستان و عراق نیز به جمع آنان پیوستند، مقابله با خطر کمونیسم بود.
پیمان سعدآباد، نام پیمانی است که در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۱۶ ،۸ ژوئیه ۱۹۳۷میان ۴ کشور ایران )رضا شاه پهلوی(، عراق )ملک غازی اول(، افغانستان )محمد ظاهرشاه( و ترکیه )مصطفی کمال آتاترک( به امضا رسید(مکی:۱۳۸۶،۶).
دولت‌های امضا کننده این پیمان متعهد شدند از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند، مرزهای مشترک را محترم بشمارند، از هرگونه تجاوز نسبت به یکدیگر خودداری ورزند و از تشکیل جمعیت‌ها و دسته‌بندی‌هایی که هدف آن‌ها اخلال در صلح میان کشورهای هم جوار و هم پیمان باشد جلوگیری کنند(پارسا:۱۳۸۲،۸)
عکس ۴-۱:کاخ سعد آباد

۴-۲-۲-۱) موفقیت دولت انگلستان در پیمان سعد آباد
در انعقاد این پیمان انگلیسی ها پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه تزاری و سقوط رومانوف ها و ایجاد حکومت جدیدسوسیالیستی شوروی فوق العاده وحشت زده و نگران شدند. در سال های بین دو جنگ جهانی، انگلستان سراسر خاورمیانه را تحت نفوذ و سلطه خود داشت.
تعدادی از کشورهای این منطقه مانند عراق و فلسطین و ماورای اردن ا ز طرف جامعه ملل تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفته بودند و تعدادی دیگر مانند مصرو عربستان سعودی در نتیجه قراردادهایی، حقوق وامتیازات خاصی برای انگلیسی ها قائل شده بودند. گروه سوم از کشورهای خاورمیانه نیز به طور غیر مستقیم زیرنفوذ انگلیسی ها قرار داشتند؛ مانند ترکیه و افغانستان. انگلیسی ها پس از جنگ جهانی اول کوشیدند تا باایجاد حکومت های دست نشانده و قوی، یک پیمان دفاعی بین کشورهای خاورمیانه به وجود آورند و از آن به عنوان سدی برای جلوگیری از توسعه طلبی و نفوذشوروی به سوی هندوستان و خلیج فارس و چاه های نفت جنوب ایران استفاده کنند، بنابراین در عرض چندسال کوشیدند اختلافات میان دولت های این منطقه رابتدریج برطرف و زمینه را برای انعقاد پیمان همکاری و عدم تعرض منطقه ای آماده کنند(ازغندی:۲۵۴،۱۳۷۶)
با ا نقراض سلسله قاجار، حکومت پهلوی در ا یران روی کار آمد. در ترکیه امپراتوری عثمانی از هم پاشیدو آتاتورک قدرت را در دست گرفت. در عراق هم حکومت دست نشانده ملک فیصل را بر سر کار آوردند.
در افغانستان هم حکومت امان الله را که تصور می کردندتحت نفوذ آنها نخواهد رفت، برداشتند تا بعد حکومتی به میل خود روی کار آورند.
پس از این که این قبیل حکومت ها را به وجودآوردند، دولت ا نگلستان به این فکرا فتاد که از این
کشورها حلقه ای آهنین در جنوب روسیه به وجود آورد.
لذا ضروری بود بین ایران و ترکیه و عراق و افغانستان موجبات حسن تفاهم و دوستی فراهم شود و اختلافات بین آنان را برطرف سازند.
ترکیه ا زجمله کشورهایی بود که ا یران به روابط دوستانه با او روی آورد.برقراری روابط دوستانه باترکیه برای ایران دستاورد بزرگی محسوب می شد، چرا که برا ثر همین روابط بود که آزادی مناطق شمالی ایران از سیطره کامل شوروی میسر می شد.ایران از طریق ترکیه دسترسی بیشتری به غرب پیدا کرد. ازدیگر عوامل نزدیکی ایران به ترکیه، مساله مشترک آنان در باب ناآرامی عشایر کرد در مرزهایشان بود.
ا فغانستان کشور دیگری بود که میانجیگری ترکیه بر سر رفع اختلافات مرزی، روابطش با ایران در سال ۱۳۱۳ به نحو چشمگیری بهبود یافت. تلاش هایی نیز برای برقراری روابط با کشور عراق به رغم این که مشکلات و مسائل میان این دو کشور بیش از بقیه کشورهابود، صورت گرفت.برا ثر کوشش ا نگلیسی ها اختلافات مرزی ایران و ترکیه به موجب قرارداد مرزی دیماه ۱۳۱۰ حل و فصل شد و دولت ایران قسمتی از اراضی مجاور آرارات را به ترکیه واگذار کرد و در عوض قطعه زمین بزرگی را در کردستان گرفت. (هوشنگ مهدوی:۱۳۷۵،۵۷)
اختلافات مرزی با افغانستان نیز در نواحی خراسان و سیستان به موجب حکمیت دولت ترکیه در ۲۷ اسفند ۱۳۱۲ حل شد و روابط بین دو کشور بهبود یافت.
مساله مهم مورد اختلاف بین ایران و عراق، موضوع کشتیرانی اروندرود بود که در هیچ یک از عهدنامه های مرزی بین ایران و عثمانی، موضوع حاکمیت و تعیین خط مرزی بین دو کشور در این رود تصریح نشده بود.
درا ین هنگام انگلیسی ها که برای تقویت موضع دولت های وابسته به خود در قبال خطر کمونیسم عجله داشتند و می خواستند پیمان منطقه ای هر چه زودتر امضا شود بسرعت زمینه های سازش ایران و عراق رابا توجه به منافع خود فراهم کردند.ا کنون دیگر زمینه انعقاد پیمان منطق های تحت سلطه انگلیس بخوبی فراهم و اختلافات میان ۴ کشوری که قرار بود در پیمان مزبور شرکت کنند، برطرف شده بود و در ۱۷ تیر ۱۳۱۶ وزرای خارجه ایران، افغانستان، ترکیه و عراق در کاخ سعدآباد پیمانی را امضا کردند که به پیمان سعدآباد مشهور شد .
۴-۲-۲-۲) فرجام پیمان سعد آباد
این پیمان راه به جایی نبرد، چرا که ا یران در عمل تمایل به آلمان داشت که شریک شوروی بود.
کارشناسان آلمانی دربسیاری ا ز موسسات ا یران ازجمله راه آهن، مخابرات، حمل و نقل و اسلحه سازی خدمت می کردند. از همین رو ناکارآمدی پیمان مزبور در شهریور ۱۳۲۰ ظاهر شد، چرا که ایران از سمت شمال و جنوب مورد تجاوز قدرت های خارجی قرار گرفت و کشورهای هم پیمان نه تنها کمکی به ایران نکردندبلکه از اظهار تاسف هم خودداری کردند.
بالاخره پیمان سعد آباد که باهدف حفظ کشورهای عضو در قبال خطر کمونیسم و خطرات مشابه ا یجاد شده بود،با آغاز جنگ جهانی دوم وتغییر بلوک بندی ها و اتحاد انگلیس و شوروی عملاً ازحیزانتفاع خارج شد ونتوانست رسالت اولیه خود را به انجام رساند و در جریان حوادث شهریور ۱۳۲۰ هیچ یک از هم پیمانان ایران به یاری کشور ما نشتافتند و پیمان سعد آباد بیهودگی خود را به اثبات رساند.
حتی دولت عراق خاک خود را پایگاه حمله انگلستان به ایران قرار داد. (مکی:۱۳۸۶،۵۲)
۴-۲-۲-۳) پیامدهای پیمان سعدآباد
پیمان سعدآباد هم از لحاظ مادی و هم از نظر سیاسی به زیان دولت ایران و به نفع کشورهای ترکیه، افغانستان و عراق بود، زیرا قسمتی از ارتفاعات آرارات که دارای موقعیت سوق‌الجیشی مهمی بود به ترکیه واگذار شد. در تعیین خط مرزی ایران و عراق نیز رضاشاه منابع نفتی غرب ایران و نصف اروند رود را که طبق اصول و مقررات بین‌المللی خط تالوک است به عراق واگذار کرد تا از بابت عبور کشتی‌های نفتکش از آبادان، ایران مبالغ هنگفتی به دولت عراق تحت‌الحمایه انگلیس بپردازد. (مکی:۱۳۸۶،۵۳)
۴-۲-۳) نقاط اختلاف دو شخصیت آتاتورک و پهلوی اول
مصطفی کمال یک ناسیونالیست افراطی بود، اما رضاخان علیرغم تلاشهایی که برای ایجاد وحدت ملی در کشور انجام می‌داد، نسبت به نژاد آریایی و یا ایران‌گرایی به‌ اندازه او متعصب نبود. افراط‌گرایی مصطفی کمال در تاکید بر پان‌ترکیسم و نژاد ترک، بعدها مشکلاتی را در داخل کشور، به‌ویژه در روابط دولت ترکیه با کردها به‌دنبال داشت؛ ضمن‌آنکه تاثیر آن بر روابط ترکیه با همسایگان، به‌ویژه با ایران، کاملا مشهود بود. پان‌ترکیسم درواقع نوعی نگرش توسعه‌طلبانه را بر سیاست خارجی ترکیه حاکم ساخت؛ چنانکه دولت محمدرضاشاه نسبت به سیاستهای ترکیه در قبال مناطق آذری‌نشین ایران، ابراز بی‌اعتمادی می‌نمود(اسناد معاهدات دوجانبه ایران با سایر دول،۱۳۶۹).
۴-۲-۳-۱) مساله کردها، حل اختلافات مرزی ( ۱۳۰۵ــ۱۳۲۰)
با توجه به سیاست قدرتهای بزرگ در قبال ایران و ترکیه که همواره نقش مهمی در شکل‌بخشیدن به مناسبات دو کشور ایفا کرده بودند و نیز تحولات رخ‌داده در هر دو کشور و روی‌کارآمدن شخصیتهای نظامی مانند رضاخان و مصطفی‌ کمال که از جهاتی به یکدیگر نیز شباهت داشتند، روابط دو کشور بعد از جنگ جهانی اول دستخوش تحولات جدیدی شد. گفتنی است بعد از حل‌وفصل اختلافات مرزی دو کشور در سال ۱۹۱۳ (یک‌سال قبل از شروع جنگ)، عثمانیها (هنوز به ترکیه تغییر نام نداده بود) در طول دوران جنگ چندبار توافقات مرزی به‌عمل‌آمده در سال ۱۹۱۳ را نقض کرده و به قلمرو ایران تجاوز نمودند و حتی بخشهایی از مناطق شمال غربی کشور را به اشغال خود درآوردند. اما بعد از جنگ و به تبع تحولاتی که در دو کشور به‌وقوع پیوست، به‌ویژه با فروپاشی عثمانی و تاسیس دولت جدید ترکیه، مرحله نوینی در روابط میان دو کشور آغاز گردید. در این مقطع گرچه مشکلات و مسائل موجود در روابط، کم‌وبیش همان موارد گذشته بودند، اما به لحاظ اهمیت، پارامترها و موضوعات جدیدی در روابط دو کشور مورد توجه قرار گرفتند. از جمله این موضوعات جدید که البته ریشه در اواخر قرن نوزدهم داشتند، مساله کردها و ‌شورش آنان در مناطق شرق و جنوب شرق ترکیه و نیز تجدید حرکتهای پان‌ترکیستی در منطقه بودند(صادق زیباکلام:۱۳۸۲،۲). احساسات ناسیونالیستی در منطقه از اواخر قرن نوزدهم به اوج خود رسید و با ورود به قرن بیستم، اندیشه ناسیونالیستی در میان ترکها و کردهای ساکن در منطقه به‌تدریج ابعاد گسترده‌تری یافت.
کردهای ترکیه پس‌ازآنکه متوجه شدند تمامی وعده‌های مصطفی کمال مبنی بر رعایت خواسته‌های آنها بی‌اساس بوده‌اند، از سال ۱۳۰۴ حرکتهای شورشی و استقلال‌طلبانه خود را شروع کردند. در فاصله سالهای ۱۳۰۶ تا ۱۳۰۹ بخشی از عشایر کرد ترکیه که در خلال رویارویی پیشین کردها و دولت نوپای مصطفی کمال‌پاشا در سال ۱۳۰۴ سرکوب نشده بودند و در منتهی‌الیه قسمت شرقی قلمرو ترکیه یعنی در حول‌وحوش ارتفاعات دور از دسترس آرارات مستقر بودند، سر به شورش برداشتند. شورش مذکور تاثیرات قابل‌توجهی را در روابط ایران و ترکیه در آن مقطع برجای گذاشت. این تاثیرات به‌حدی بود که در مقاطعی روابط دو کشور کاملا در وضعیت بحرانی قرار گرفت. شورش کردهای آرارات با دوره‌ای از مناسبات ایران و ترکیه توام شد که هریک از دولتهای نوپای پهلوی و کمالی سعی داشتند مبنای جدیدی را در روابط خود و براساسی متفاوت با سبک و سیاق گذشته پی‌ریزی نمایند(صادق زیباکلام:۱۳۸۲،۳).
تشدید شورشهای کردی در ترکیه، خصوصا در مناطق مرزی، باعث شد در اواخر تابستان ۱۳۰۴ دامنه عملیات سرکوب کردها به حدود غربی ایران کشیده شود و دشواریهایی را در مناطق مرزی به‌دنبال داشته باشد. یکی از آثار و تبعات این شورشها و درگیریها، تلاش برخی طوایف کرد برای اخذ پناهندگی و استقرار در قلمرو ایران بود. بروز این شورشها و ناآرامیها در مناطق کردنشین در شرایط درگیربودن دولت جدید ترکیه با مسائل داخلی و خارجی، از جمله کنفرانس لوزان، و نیز اعلام سیاست جدید از سوی رضاشاه ــ که تازه به سلطنت رسیده بود ــ مبنی بر بهبود روابط با همسایگان، زمینه را برای انعقاد اولین قرارداد میان دو کشور در سال ۱۳۰۵ تحت عنوان «عهدنامه ودادیه و تامینیه» فراهم کرد. محور اصلی مفاد این عهدنامه احترام به تمامیت ارضی دو کشور، عدم همراهی با هرگونه قدرت ثالث علیه کشور مقابل و جلوگیری از نفوذ ایلات و طوایف مخالف دو کشور به قلمرو یکدیگر بود(زیبا کلام :۱۳۷۷،۱۳)
جوهر این معاهده هنوز خشک نشده بود که نشانه‌هایی از عدم‌ پای‌بندی ترکها به مفاد عهدنامه بروز و ظهور نمود. اولین نشانه حمایت ترکیه از یک متمرد ایرانی به‌نام سیمکو یا سمیتقو بود که در پاییز سال ۱۳۰۵ به ترکیه متواری شد. وی از رهبران عشایر منطقه غرب ایران بود که فعالیتهای وی علیه دولت ایران، از مدتها پیش در روابط ایران و عثمانی به مساله‌ای حائز اهمیت تبدیل شده بود. سیمکو در منطقه سومای برادوست، مستقر شده بود. در سال ۱۳۰۵ طرف ایرانی پیشنهاد نمود ایرانی یک تیپ سواره به آن سوی مرز اعزام دارد تا در کنار نیروهای ترک بر سیمکو هجوم آورند و در مقابل ترکها نیز یک تیپ پیاده اعزام کنند تا همراه با نیروهای ایران،‌ بخش شرقی آرارات را محاصره کنند. این پیشنهاد از سوی ترکها مورد قبول واقع نشد و پس‌ازآنکه در اواخر مهرماه سه هواپیمای نظامی به همراه گروهی از واحدهای چریکی کرد و شاهسون بر قوای سیمکو هجوم آوردند، ترکها راه ورود به قلمرو ترکیه را برای سیمکو و اتباع او باز کردند. علاوه بر حمایت ترکها از سیمکو که نشان‌دهنده عدم پای‌بندی آنها به پیمان ودادیه و تامینیه بود، مشخص گردید که ترکها حاضر به پذیرفتن رای کمیسیون مختلط مرزی سال ۱۹۱۳ که خطوط سرحدی را مشخص کرده بود، نیستند؛ چنانکه در اوایل سال ۱۳۰۶ نیروهای نظامی ترکیه در چند مرحله برای سرکوب‌ کردها به قلمرو مرزی ایران تجاوز کردند و حتی برخی پستهای نظامی سرحدی را از میان برداشتند. در پی اقدامات غیردوستانه طرف ترک‌ میرزامحمدصادق طباطبائی، سفیر وقت ایران، به کشور احضار گردید و ترکیه نیز سفیر خود را از تهران فراخواند. با فراخوانده‌شدن سفرا، روابط رو به سردی گذاشت. این روند همچنان ادامه یافت تااینکه در شهریور ۱۳۰۶، کاردار ترکیه در پی عملیات نظامی ترکها علیه اکراد در مناطق مرزی، طی نامه‌ای اطلاع داد که کشورش قصد دارد به سرکوب کردها اقدام کند. وی در این نامه سعی کرد کمک ایران را در حل مشکل مذکور جلب نماید. دولت ایران در چهارم مهرماه ۱۳۰۶ پاسخ داد نظر به تحکیم دوستی و روابط دوستانه با ترکیه، به کردهای تابعه در داخل خاک کشور دستور اکید داده شده که تحت‌تاثیر تبلیغات نژادی و قبیله‌ای قرار نگیرند. همچنین در نامه تصریح گردید دولت ایران برای اطمینان بیشتر، کردها را از سرحدات مرزی به نقاط داخلی کوچ داده است. سپس در ادامه نامه تاکید گردید تا زمانی‌که اختلافات مرزی میان دو کشور حل‌وفصل نگردد و تجاوزات ماموران سرحدی ترکیه مرتفع نشود، عملا همکاری جدی ناممکن خواهد بود و در ادامه به برخی از تجاوزات دولت ترکیه به حریم هوایی و از جمله انداختن بمب در خاک ایران، اشاره گردید(باربر:۱۳۸۳،۶۶)
به‌دنبال این مکاتبه، در سال ۱۹۲۷م (۱۳۰۶ش) نیروهای نظامی ترکیه با هدف سرکوب و دستگیری شورشیان کرد وارد خاک ایران شدند و درعین‌حال مدعی گردیدند ایران کردهای مخالف ترکیه را به تهران انتقال داده است. در پی تعاطی مکاتبات، محمدعلی فروغی در شهریور ۱۳۰۶، یعنی هنگامی‌‌که برای حضور در اجلاس جامعه ملل به پاریس رفته بود، سفر خود به اروپا را نیمه‌تمام رها کرد و به‌منظور رفع سوءتفاهمات ایجادشده، به ترکیه عزیمت نمود. وی در مدت چندروز اقامت در ترکیه ــ که بعدا به سفارت وی تا سال ۱۳۰۸ منجر شد ــ موفق شد جو منفی ایجاد‌شده را تاحدودی برطرف سازد. وی به هنگام مراجعت، توفیق‌پاشا، وزیرخارجه وقت ترکیه، را نیز به همراه خود به ایران آورد و ضمن ادامه مذاکرات در تهران، به گرمی از وی پذیرایی نمود.
فروغی بعد از انجام مذاکرات متعدد با ترکها که صرفا به مساله کردها و اختلافات مرزی اختصاص داشت(بیات،۷۸:۱۳۷۴)،در ارائه ارزیابی و گزارش خود از وضعیت، با ابراز عدم اعتماد کامل به اهداف و نیات واقعی ترکها و تاکید بر این‌که «اطمینان نمی‌دهم هیچوقت آنها نسبت به خاک ایران لااقل آذربایجان طمع نداشته باشند، به دولت ایران پیشنهاد کرد ازآنجاکه در آن مقطع خاص، ترکیه بیشتر گرفتار دشواریهای داخلی و مسائل خود با کشورهای حوزه دریای سیاه و مدیترانه و دیگر قدرتهای اروپایی است، طبعا خواهان رویارویی اساسی با ایران نخواهد بود و لذا ایران هرچه‌زودتر باید با بهره گرفتن از این وضعیت، مساله خط سرحدی و تامین حدود را خاتمه دهد؛ چراکه طول‌کشیدن آن ممکن است مفسده به‌دنبال داشته باشد. استدلالهای فروغی مورد تایید مقامات ایران قرار گرفت و به‌رغم دشواریهای موجود در مذاکرات، به‌ویژه درخصوص فصلهای چهارم و پنجم عهدنامه ودادیه و تامینیه، پیشرفتهایی حاصل شد و به شکل یک پروتکل به معاهده مذکور منضم گردید. (صادق زیباکلام:۱۳۸۲،۸)
از اوایل سال ۱۳۰۸ و بعد از مدت‌زمانی وقفه، دور جدیدی از مذاکرات میان ایران و ترکیه در زمینه‌های سیاسی، تجاری و مرزی شروع شد. در تابستان ۱۳۰۹ و پس از چندسال کش‌وقوس، موضع دولت ایران در قبال همکاری با ترکیه تغییر نمود و عزم خود را برای گسترش مناسبات با ترکیه جزم کرد. به‌نظر می‌رسد یکی از علل این تغییر مواضع، به تصمیم رضاشاه برای سفر به ترکیه برمی‌گردد. البته در این چرخش سیاسی نمی‌توان سیاستهای انگلیس در آن مقطع برای رفع تنش میان دو کشور ــ که پیش از این به آن اشاره شد و به‌ویژه در قالب تلاشهای فروغی انجام می‌شد ــ را نادیده گرفت. به‌عبارتی تصمیم رضاشاه برای سفر به ترکیه را می‌توان ناشی از سیاست انگلیس ارزیابی کرد. برای فراهم‌نمودن مقدمات این سفر که عملا چهارسال پس از اتخاذ تصمیم، یعنی در سال ۱۳۱۳ محقق شد، اقدامات خاصی در داخل ایران آغاز گردید؛ از جمله رضاشاه طی سفری به آذربایجان در تاریخ دهم آبان ۱۳۱۰، به‌طور مشخص دستوراتی را دایر بر سرکوب کردها صادر کرد. در پی صدور این دستور، عملیات شدیدی علیه کردها در ایران صورت گرفت. این عملیات و اقدامات سرکوبگرانه، باعث تغییر در نگرش دولت ترکیه به ایران گردید؛ چنانکه رشدی‌بیگ، وزیرخارجه وقت ترکیه، در دی‌ماه همان سال به ایران آمد و طی مصاحبه‌ای اعلام کرد: «مسائل سرحدی با طرز رضایت‌بخشی که منافع ایران و ترکیه هر دو کاملا تامین‌شده باشد، حل‌وفصل گردیده است.» وی همچنین در جای دیگری در مورد مساله کردها گفت: این مساله دیگر جزء تاریخ محسوب می‌شود؛ زیرا قضیه با مساعدت و معاضدت کامله دولتین به‌کلی حل و تسویه شده و دیگر به‌هیچ‌وجه جای نگرانی باقی نمانده است.
پس از سفر مجدد رشدی‌بیگ به ایران در بهمن همان سال (۱۳۱۰)، موضوع تعیین حدود بار دیگر در دستور کار قرار گرفت و مقرر گردید اختلاف‌نظر میان دو کشور براساس توافق سه‌ سال پیش فروغی و رشدی‌بیگ حل شود. به‌این‌ترتیب که در ناحیه آغری‌داغ قطعه زمینی از کوهستان مذکور به دولت ترکیه واگذار گردید و در عوض دولت ترکیه در ناحیه بارژ مقداری از اراضی خود را به دولت ایران تسلیم نمود. ضمنا در ناحیه قطور که سالهای دراز بین دولتین اختلاف بود و خط سرحدی مبهم مانده بود، دولت ترکیه پذیرفت مقداری از اراضی متنازع فیه را به تصرف دولت ایران درآورد. به‌این‌ترتیب خط سرحدی مشخص شد و اختلافات مرزی دولتین، مرتفع گردید.
به‌دنبال این توافق، کمیسیون تعیین حدود ایران و ترکیه، پس از مدتی وقفه، در اواخر سال ۱۳۱۱ کار خود را دوباره از سر گرفت. دو هیات نمایندگی، عملیات تعیین حدود و نشانه‌گذاری مرزی را از محل برخورد رودهای ارس و قراسو آغاز کردند و تا اواسط سال ۱۳۱۳ در کوه دالانپر، یعنی در نقطه مرزی مشترک میان ایران، ترکیه و عراق، پایان دادند. براساس این قرارداد، آرارات کوچک که در خلال لشکرکشی ترکها بر ضد قوای احسان نوری به تصرف نظامیان ترک درآمده بود، به دولت ترکیه واگذار شد و در مقابل دولت ترکیه از ادعای خویش بر ناحیه قطور که اصولا براساس پروتکل ۱۹۱۳ به ایران واگذار شده بود، منصرف گردید(باربر: ۱۳۸۳،۳۳)
۴-۲-۴) سفر رضا شاه به ترکیه( ۱۳۱۳)
با انجام انعقاد برخی معاهدات، نظیر عهدنامه امنیت و بی‌طرفی و همکاری اقتصادی مبنی بر تجدید معاهده ودادیه و تامینیه و معاهده مودت میان دو کشور در سال ۱۳۱۱، عملا زمینه برای سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ فراهم شد. سفر رضاشاه به ترکیه درحالی تحقق یافت که رئیس‌جمهور ترکیه طبق قانون اساسی کشور، حق خروج از کشور را نداشت. ضمنا از جمله اقدامات دیگر رضاشاه قبل از سفر، عزل تیمورتاش (عنصر روسی) ــ وزیردربار ــ و انتصاب فروغی (عنصر انگلیسی) به سمت وزیرخارجه و انتقال مسائل مربوط به سیاست خارجی از دربار به وزارت‌خارجه بود. مهمترین هدف رضاشاه از این سفر را می‌توان زمینه‌سازی برای انعقاد پیمان سعدآباد دانست. وی که از اواخر ۱۳۱۰ با انجام تغییراتی در سیاست خارجی خود، سیاست تنش‌زدایی و حل‌وفصل اختلافات مرزی با کشورهای همسایه نظیر افغانستان و عراق را شروع کرده بود، با اقدام به مرتفع‌ساختن زمینه‌های اختلاف مرزی با ترکیه، قبل از سفر شرایط را برای بحث و مذاکره پیرامون انعقاد پیمان سعدآباد آماده کرد. پیش از عزیمت رضاشاه، فروغی، وزیرخارجه، طی نطقی در مجلس در تاریخ بیست‌وسوم اردیبهشت ۱۳۱۳، تصمیم رضاشاه مبنی بر رفتن به ترکیه در تاریخ بیستم خرداد ۱۳۱۳ را رسما اعلام نمود و رضاشاه علیرغم پیش‌بینی دو هفته‌ای برای سفر، به مدت بیست‌وپنج روز در ترکیه اقامت نمود(باربر: ۱۳۸۳،۳۵)
علاوه بر انجام مذاکرات متعدد میان مقامات دو کشور، رضاشاه در این سفر به‌شدت تحت‌تاثیر تحولات نوین ترکیه قرار گرفت. به گفته سفیر وقت ایران در ترکیه، رضاشاه به وی گفته بود: «صادق، من تصور نمی‌کردم ترکها تااین‌اندازه ترقی کرده باشند و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینم که ما خیلی عقب هستیم، مخصوصا در قسمت تربیت دختران و بانوان.» هدایت نیز در کتاب خاطرات و خطرات می‌نویسد: «رضاشاه در نطق خود در مجلس ترکیه گفت: به‌واسطه برداشتن خرافات مذهبی در مدت سلطنت من، امید دارم هر دو ملت بعد از این با هم با یک روح و صمیمیت متقابل دست در دست هم بدهند».
پس از این سفر و به منظور آماده‌سازی جهت امضای پیمان سعدآباد، طی سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ قراردادهای متعددی میان دو کشور به امضا رسید) فرهاد معتمد :۱۳۷۴،۵۵).
عکس ۴-۲:رضا پهلوی به همراه مصطفی کمال پاشا ( آتاتورک ) سوار بر اتومبیل در حال بازدید از ترکیه
منبع :خبرگزاری دانشجویان

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با فرمت word : پروژه های پژوهشی در مورد تعیین کننده‌های باروری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مک­دونالد[۲۹] در قالب نظریه­ برابری جنسیّتی به تحلیل نهادی باروری در کشورهای با باروری بسیار پایین پرداخته است. پایه و اساس این نظریه، کنفرانس بین المللی جمعیّت و توسعه قاهره درسال ۱۹۹۴ است که بر مسأله­ جنسیّت به­عنوان محور بحث جمعیّت و توسعه تأکید کرد. نتیجه­ این کنفرانس این بود که سطوح بالاتر برابری جنسیّتی، برای دستیابی کشورهای کمتر توسعه یافته به باروری پایین​تر ضروری است. مک­دونالد در مخالفت با این بیانیه اظهار داشت که باروری خیلی پایین کشورهای پیشرفته­ی صنعتی ناشی از ناهماهنگی بین سطوح بالای برابری جنسیّتی در درون نهادهای اجتماعی فرد محور و تداوم نابرابری جنسیّتی در درون نهادی اجتماعی خانواده محور است. بر همین اساس استدلال می­ کند که برای اجتناب از باروری خیلی پایین سطوح بالاتر برابری جنسیّتی در درون نهادهای اجتماعی خانواده محور ضروری است. بنابراین، از یک طرف در کشورهای کمتر توسعه یافته، سطوح بالاتر برابری جنسیّتی در نهادهای اجتماعی منجر به باروری پایین​تر می­ شود و از طرف دیگر، در کشورهای بیش​تر توسعه یافته، جهت­گیری مجدد نهادهای اجتماعی به سمت سطوح بالاتر برابری جنسیّتی از باروری خیلی پایین جلوگیری می​کند. به این ترتیب، می توان گفت که بحث اساسی این نظریه ناهماهنگی بین نهادهای اجتماعی در زمینه برابری جنسیّتی است. بدین معنی که عدم هماهنگی و ناسازگاری میان سطح بالای برابری جنسیّتی در نهادهای اجتماعی فرد محور و تداوم نابرابری جنسیّتی در درون نهادهای اجتماعی خانواده محور موجب شده است تا زنان نتوانند ترکیبی از کار و بچّه را وارد زندگیشان کنند. از این رو زنان ناگزیرند زاد و ولد خود را کنترل کنند و این موجب شده است تا باروری در کشورهای توسعه ­یافته صنعتی به زیر سطح جایگزینی کاهش یابد (حسینی، ۱۳۸۶: ۱۰۴).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۱-۷) نظریه­ اشاعه

تمام اندیشمندان اجتماعی با این ادّعا که می­توان رفتار انسانی را با بهره گرفتن از نظریه­ اقتصاد نئوکلاسیک عقلانی تبیین کرد،­ موافق نیستند. جامعه­شناسان، مردم­شناسان و جغرافی­دانان فرهنگی بر این باورند که بسیاری از تغییرات در جامعه نتیجه اشاعه نوآوری­هاست. نظریه­ اشاعه در اواخر دهه­ ۱۹۷۰ و اوایل دهه­ی۱۹۸۰ در ادبیات پژوهشی جمعیّتی توسّط نودل و وندوال[۳۰] به کار گرفته شد و مورد توجّه جمعیّت­شناسان قرار گرفت، زیرا نظریه­​هایی که متکی بر تصمیم ­گیری­های فردی در پاسخ به تغییرات اقتصادی و اجتماعی بودند، نتوانستند به­ طور کامل انتقال باروری را در بسیاری از مناطق جهان تبیین کنند (حسینی، ۱۳۸۶: ۱۰۴). نظریه­ اشاعه نوآوری از گسترش تکنولوژی­های جدید رفتار در جامعه بحث می​کند و برعکس نظریه­ های انتخاب عقلانی و تبیین ساختاری که بیشتر مبتنی بر تجربه­ کاهش باروری در جوامع توسعه ­یافته صنعتی هستند، نظریه­ اشاعه بیش از همه مبتنی بر تجربه­ آسیاست، و از آنجایی که این نظریه با گسترش ایده­های نو سر و کار دارد، بعضی وقت­ها در اشاره به آن از واژه ایده­سازانه استفاده می​کنند (لوکاس و میر، ۱۳۸۷: ۱۰۰).
برای مثال، می­دانیم که بسیاری از رفتارهای افراد را موج­ها و مدها هدایت می­ کند. بعضی از افراد لباسهای مدل سال پیش را، حتّی اگر هنوز نو باشد، نمی­پوشند؛ زیرا دیگر مد نیست و “«مردم”» آن را نمی­پوشند. این “«مردم”» عوامل مهمّ تغییر در جامعه هستند. کسانی که بنا به دلایلی، گاه نیز بی­ربط به پول یا عوامل اقتصادی، مد­ساز هستند، ممکن است آن را جاذبه­ی جادویی بخوانید یا آن را تنها نفوذی ساده بدانید، امّا واقعیّت این است که بعضی­ها می­توانند پیشگام مد باشند و برخی نمی ­توانند. بنابراین، عوامل تغییر اغلب از طبقات اجتماعی بالاتر هستند. آنان ممکن است خالق نوآوری نباشند؛ امّا زمانی که آن را می­پذیرند، بقیه نیز از آن پیروی می­ کنند. امّا این نوآوریها می ­تواند فناورانه باشد، مثل تلفن همراه یا نگرش و رفتاری مانند تصمیم به داشتن یک یا دو فرزند و استفاده از روش­ها و وسایل جلوگیری از بارداری برای رسیدن به آن هدف هستند. برای پذیرش نوآوری و تغییر رفتار بر اساس آن فرد باید توانمند باشد، به عبارت بهتر باور داشته باشد که تغییر رفتار در اختیار خود اوست نه کسی دیگر. همه افراد جامعه چنین احساسی ندارند. در بسیاری از جوامع سُنّتی و پیشامدرن، مردم معتقدند که اختیار رفتارشان در دست خداوند یا خدایگانی، یا به طور کلی سرنوشت، یا به گونه ­ای ملموس­تر اعضای مسن­تر خانواده (زنده یا مرده) است (ویکس، ۱۳۸۵: ۲۲۷). از مجموع این یافته­ ها، چنین استنباط می­ شود که حتّی در نبود تغییرات ساختاری عمده، مانند رشد اقتصادی، در صورتی که نوآوری به­ طور متناسب بسته­بندی شود و عوامل تغییر با نفوذ آن را بپذیرند، کاهش باروری در جامعه امکان پذیر خواهد بود. البتّه، فرهنگ نیز در این مسأله نقش دارد؛ زیرا بعضی از جوامع بیش از بقیه مستعد پذیرش نوآوری هستند (پولاک و واتکینز[۳۱]، ۱۹۹۳).
بر اساس این دیدگاه کاهش باروری در دو مرحله صورت می­گیرد. در مرحله اوّل، برای آغاز کاهش باروری نیروهای اشاعه و نه عوامل ساختاری تعیین ­کننده­اند. صاحب­نظران اشاعه برنامه­­ی سازمان یافته تنظیم خانواده و منطبق بر واقعیّت­های اجتماعی فرهنگی و تاریخی یک کشور یا منطقه را شرط ضروری و نه کافی برای آغاز کاهش باروری می­دانند. مرحله­ دوّم، استمرار کاهش باروری به مجموعه­ پیچیده­ای از تغییرات ساختاری اقتصادی اجتماعی بستگی دارد. این رویکرد به تعیین­کننده­ های باروری نه تنها برنامه­ی سازمان­یافته تنظیم خانواده، بلکه چند سال تحصیلات زنان وآموزش همگانی را به­عنوان عناصر فرضیه­ اندیشه­سازانه و نه تبیین ساختاری در نظر می­گیرند. کله­لند و ویلسون (۱۹۸۷) بر این باورند که رابطه­ معنی­داری بین باروری و چند سال تحصیلات، به ویژه تحصیلات زنان، را باید به­عنوان یک تفسیر شناختی و نه ساختاری در نظر گرفت. این تغییرات در آگاهی، ایده­ ها ایستارها و انتظارات است تا تغییرات در واقعیّت­های عینی اقتصاد خُرد.
در چارچوب این نظریه، بر نوآوری رفتاری تغییر ایده­ ها و دینامیک اجتماعی اشاعه رفتارها و اطّلاعات جدید تأکید می­ شود. در قالب نوآوری رفتاری، نوآوری­ها در اعمال آگاهانه کنترل باروری مورد توجّه قرار می­گیرد و این چارچوب، کاهش باروری را نتیجه گسترش و اشاعه تکنیک­ها و تکنولوژی­های جدید کنترل موالید می­داند. چارچوب تغییر ایده­ ها بیش​تر بر ماهیت نوآوری تأکید می­ شود تا اشاعه و بالاخره اینکه چارچوب دینامیک اجتماعی اشاعه بر کانال­های گسترش اطّلاعات و رفتارهای جدید تأکید می​کند.
این چارچوب همچنین بر وابستگی متقابل افراد و تعامل اجتماعی آن​ها تأکید دارد و اینکه تغییرات در آگاهی و رفتارهای برخی افراد، دیگران را تحت تأثیر قرار می­دهد. به­ طور کلی نظریه­ اشاعه به تبیین چگونگی گسترش مفهوم کنترل موالید در جهان می ­پردازد. بر پایه این نظریه، در کشورهایی که باروری کاهش یافته است، ایستارها و اعمالی که به محدودیت باروری منجر می شود، ابتدا توسّط گروه­هایی از جمعیت­شهری که موافق­تر، ثروتمندتر و تحصیل­کرده­تراند اقتباس می­ شود و در طول زمان به گروه ­های میانی با منزلت پایین​تر و مناطق روستایی گسترش می­یابد. در این نظریه بر نقش رهبران فکری شبکه ­های اجتماعی و ارتباطات بین همسران در اشاعه­ی ایده­های جدید نیز تأکید می­­شود (کله لند و ویلسون[۳۲]، ۱۹۸۷: ۲۳).
طرفداران این نظریه نقش فرهنگ را در پذیرش نوآوری مهم ارزیابی کرده و می­گویند بعضی از جوامع بیش​تر از بقیّه مستعدّ پذیرش نوآوری هستند. و هنگامی که افراد اهمیّت خانواده­های کوچک را درک کنند، استفاده از وسایل پیش­گیری از حاملگی را بپذیرند و باور کنند که اختیار زندگی­­شان تا اندازه­ای دست­ خودشان است، کاهش باروری می ­تواند تحت شرایط مختلف اقتصادی اجتماعی اتّفاق بیافتد. رسانه­های ارتباطی در این زمینه نقش مهمّی ایفا می­ کنند (حسینی، ۱۳۹۰).

۳-۱-۸) فرضیه­ تأثیر قومی فرهنگی

در رویکرد تاثیر قومی فرهنگی، در قالب ارزش­ها و هنجارهای خُرده فرهنگی رفتارهای باروری گروه ­های قومی تبیین می­ شود و معتقدند هر گروه قومی به خاطر ارزش­های فرهنگی خاص خود، رفتارهای باروری متفاوتی را تجربه می­ کند. در فرهنگ بعضی گروه ­های قومی ممکن است خانواده­های بزرگ و پُر حجم ارزش والایی داشته باشند، یا اینکه روش­های معیّنی از کنترل موالید در میان آن­ها ممنوع شده باشد، گرایش زیادی به ترجیح فرزند پسر بر دختر وجود داشته باشد، زنان درتصمیم­گیری­های باروری استقلال کمتری داشته باشند و یا در رفتارهای باروری­شان به شدّت تقدیرگرا باشند. بنابراین، انتظار می­رود افراد متعلّق به یک گروه قومی، علی­رغم ویژگی­های اقتصادی اجتماعی متفاوت رفتارها، ایده­آل­ها و تمایلات فرزندآوری یکسانی را تجربه کنند. در این فرضیه که از آن با عنوان فرضیه­ خُرده فرهنگی یا تأثیرات هنجاری نیز یاد می­ کنند بر تأثیرات خُرده فرهنگ­ها در رفتارهای باروری گروه ­های قومی تأکید می­ شود. در واقع مطابق این فرضیه رفتارهای باروری گروه ­های قومی بازتاب اهمیّت و نفوذ میراث فرهنگی مشترک آن­هاست (حسینی و بگی، ۱۳۹۱).

۳-۱-۹) نظریه­ سرمایه­­ی فرهنگی بوردیو

سرمایه فرهنگی[۳۳] نیز یکی دیگر از متغیّرهای است که باروری زنان را تحت تأثیر قرار می­دهد. بوردیو[۳۴] فرهنگ را نوعی اقتصاد یا بازار می­داند. در این بازار مردم سرمایه فرهنگی را به جای سرمایه اقتصادی به کار می­برند. این سرمایه عمدتاً نتیجه­ خاستگاه طبقاتی اجتماعی مردم و تجربه­ تحصیلی آن​هاست. در این بازار، سرمایه­ای کم و بیش عاید مردم می­ شود و آن​ها یا آن را گسترش می­ دهند تا منصب خود را بهبود بخشند یا آن را از دست می­ دهند و به این ترتیب باعث تنزّل منصب خود درون نظام اقتصادی می­شوند (ریتزر، ۱۳۸۹).
سرمایه فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو دو منبع مهم دارد: نخست عادات­واره­ها[۳۵] در زندگی خانوادگی و دوم تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیّرهای بسیار مهمّی است که می ­تواند حتّی جانشین عادت­واره­ی خانوادگی شود؛ زیرا می ­تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوه­ هایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می­ کند (ممتاز، ۱۳۸۳). عادت­واره نمایشگر سلیقه، نحوه­ سخن گفتن، آرایش خود و شیوه ­های رفتاری است (دراینجا انتخاب عقلانی ابزار به کار گرفته شده وجود ندارد، امّا عمل­کننده در چارچوب محدودیت­های ساختی به شکل بی­نهایت عمل می­ کند و ممکن است استراتژی­ های جدیدی را نیز به کار گیرد. به­عبارت دیگر، گرایش­های خاصّی در وجود عامل از طریق تجربیات گذشته هست که او را قادر می­سازد آن گونه که باید و شایسته است عمل کند و این بُعد به­ طور مستقیم مربوط به تربیّت طبقاتی او می­ شود). بوردیو به شکل تجربی نشان داد که رابطه­ای میان سلیقه در انتخاب غذا و سلیقه نسبت به آثار هنری، نحوه­ لباس پوشیدن، نحوه سخن گفتن و سلیقه نسبت به موسیقی وجود دارد. بنابراین، سلسله مراتب طبقاتی و اشیای فرهنگی، ارجحیّت­ها و رفتار کسانی که در موقعیّت خاص طبقاتی هستند به هم مربوط می­شوند (ترنر، ۱۹۹۸). لذا، همان­طور که در نظریه­­های اقتصادی (نظریه­ لیبنشتاین) اشاره شد، تنوّع در سلیقه، قیمت و درآمد خانواده­ها می ­تواند علّت تفاوت در تقاضا برای فرزندان درمیان خانواده­ها در یک زمان معیّن و یا در طول زمان باشد.

۳-۱-۱۰) ترجیح جنسی

مورد دیگری که می ­تواند بر تمایلات باروری زنان تأثیر داشته باشد ترجیح جنسی می­باشد. اگرچه در بسیاری از کشورها موقعیّت زنان پیوسته رو به بهبود بوده، واقعیّت آن است که در بسیاری از جوامع، هدف­های اجتماعی تنها به وسیله فرزند پسر جامه عمل می­پوشد. در واقع، اکثر جوامع شناخته شده در طول تاریخ بشر زیر سلطه مردها بوده است. از آنجا که در بیش​تر جوامع، به مردان بیش از زنان بها داده می­ شود، به راحتی می­توان درک کرد که چرا بسیاری از خانواده­ها آنقدر به بچّه­دار شدن ادامه می­ دهند تا دست کم صاحب یک فرزند پسر بشوند. افزون بر این، اگر احتمال مرگ کودک برود، خانواده ممکن است دست کم صاحب دو پسر بشود تا احتمال بقای حداقل یکی از آنان افزایش یابد (ویکس، ۱۳۸۵: ۱۳۵). به​عنوان مثال، با توجّه به نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۳۵، میزان باروری کل در ایران ۲/۷ بچّه به ازای هر زن بود که به­ طور متوسّط دو پسر به ازای هر زن به بزرگسالی می­رسیدند.
بنابراین، نابرابری­های عمیقی که از نظر جنسی در کشورهای در حال توسعه وجود دارد، سبب می​شود که زن و شوهر در محاسبه​ای که از هزینه و سود در طرح­ریزی خانواده می​کنند، فرزندان پسر را به فرزندان دختر ترجیح دهند. در این جوامع خانواده­ها می​کوشند هدف معینی را از لحاظ داشتن فرزندان پسر به دست آورند، از این رو هرچه خانواده زودتر به این هدف دست یابد امکان دارد سریع­تر در مورد کنترل موالید اقدام نماید و چنین به نظر می­رسد که بین میل برای فرزند بیش​تر و ترکیب جنسی فرزندان موجود باید ارتباط معنی­داری وجود داشته باشد. گرایش به برتری جنسی مذکر سبب می​شود زنانی که چند دختر به دنیا آورند به واسطه اعتقاد به ارزش بیش​تر پسر، حاملگی​های جدید را تجربه کنند تا شاید دست کم یک پسر به دنیا بیاورند، در نتیجه شمار فرزندان آن​ها به­ طور ناخواسته به حدود ۷ تا ۸ فرزند می​رسد، در حالی که شاید شمار فرزندان مطلوب آن​ها بیش از سه فرزند نباشد. این ترجیح پسر بر دختر به هیچ وجه جنبه تمایل به باروری ندارد امّا خود منشاء شتاب گرفتن باروری است (حسینی، ۱۳۸۶: ۱۳۰).

۳-۱-۱۱) کم‌فرزندی به مثابه خود حمایتی:

محمودیان و رضائی (۱۳۹۱) معتقدند که آنچه که در کلیت پدیده‌ی کم‌فرزندآوری زنان مشاهده می‌شود مفهومی به نام خود حمایتی است. این مفهوم نظری گویای این امر است که زنان در کم‌فرزندآوری خود بیش از هر چیزی حمایت از خود به عنوان یک زن را مدّ نظر دارند، یعنی در کنش تولید مثل که اصولاً فرایند پیشگیری از بارداری را نیز شامل می‌شود هدف آنها حمایت از شرایط فیزیکی، اجتماعی و روانی و در نهایت توانمندسازی خودشان است.

۳-۱-۱۱-۱) اهمیّت مدیریت بدن:

مقوله مدیریت بدن اشاره به معانی و مفاهیمی دارد که در مورد جسم زنان بیان می‌شود و آن را در پیوند با فرزندآوری زنان مطرح می‌کنند و خود شامل دو خرده مقوله‌ی حفظ تناسب اندام و سلامت جسمانی است. این مقوله بیانگر یک وضعیت فکری و معنایی در میان زنان است که طبق آن فرزند‌آوری متعدد منجر به از بین رفتن تعادل جسمانی آنها خواهد شد. به همین دلیل در کم‌فرزندآوری نه تنها از نعمت فرزند بهره‌مند شده اند بلکه به لحاظ جسمانی نیز تناسب بدن خود را حفظ کرده‌اند. در واقع این تفکر در میان زنان رایج است که سلامت جسمانی و تعادل اندام خود را برای داشتن فرزندانی بیشتر ترجیح دهند. در حقیقت امروزه نه تنها تفکر کم‌فرزندی به این امر کمک کرده، بلکه برخی امکانات موجود در حوزه‌ی پزشکی، بهداشت و نهادهای ورزشی نیز نیل به این هدف نوین را برای آنها آسان‌تر کرده است. امروزه زنان در نتیجه‌ی نیروها و شرایط گوناگون با دغدغه‌هایی جدید از جمله اهمیت یافتن بدن به عنوان یک کل، سلامت و ساختار آن، رو به رو هستند که می‌تواند در فرزندآوری آنها دخیل و حتی در تصمیم‌گیریشان تعیین کننده باشد.

۳-۱-۱۱-۲) خود حفاظتی روانی- عاطفی

این مقوله اشاره به درک و تفسیر زنان از بار روانی و عاطفی تربیت و بزرگ کردن فرزندان دارد که خود شامل خرده مقولات آرامش طلبی و فشارهای روانی است. زنان به دلیل مشکلاتی که در پرورش فرزندان در سال های اولیه زندگی دارند نیز از فرزند‌آوری بیشتر اجتناب می‌کنند. در حقیقت در اینجا هزینه‌های روانی و فکری مطرح است که یک زن برای پرورش و بزرگ کردن فرزندش متحمل می‌شود. این امر برای زنانی که شاغل‌اند بسیار بیشتر است. دغدغه‌ی زنان برای داشتن نوعی آرامش روانی و عاطفی در زندگی روزمره و نیز اگاهی از مشکلات عاطفی بالقوه‌ای که فرزندان ممکن است در آینده برایشان داشته باشند باعث شده در مورد تعداد اندک فرزندانشان به نوعی قناعت برسند.

۳-۱-۱۱-۳) توانمندی اجتماعی

این مقوله به لحاظ معنایی بیانگر آن دسته از فرصت‌هایی است که پیش‌روی زنان است. فرصت‌هایی در فضای عمومی جامعه برای آنها مهیاست که تصور دستیابی به آنها در میان زنان بر کنش فرزندآوریشان تاثیر گذار است. توانمندی اجتماعی شامل سه مقوله‌ی حضور اجتماعی، ارتقاء کیفیت و خودبازنمایی مثبت است. این خرده مقولات همگی به ابعاد روانی اجتماعی کنش کم‌فرزندآوری زنان اشاره دارند و در آن هر دو بعد تمایلات روانی و اجتماعی برای حضور در جامعه و بازنمایی خود به عنوان زنانی امروزی را در بر می‌گیرند. برای زنان شاغل-دولتی و خصوصی بیش از هر چیز حمایت از موقعیت خود و تداوم ان مهم است و بدین لحاظ سعی دارند که با کم‌فرزندآوری از احتمال آن حمایت کنند. برای زنان تحصیل کرده‌ی بیکار یا خانه‌دار فکر “احتمال” دستیابی به یک شغل و یا “امکان” ادامه‌ی تحصیل، آنها را بر آن می‌دارد که کم‌فرزندی را به عنوان یک گزینه‌ی تاکتیکی انتخاب کنند و برای زنان خانه‌دار بیش از هر چیز به دلیل تمایل به حضور در اماکن عمومی و البته توجهشان به امر وجاهت اجتماعی- در تقابل با زنان شاغل و یا زنان متعلق به طبقات بالاتر اجتماعی- است که کم‌فرزندی را پیشه می‌کنند. همچنین زنان بخشی از دغدغه‌هایشان نیز متوجه فرزندانشان است. آنها بر رسیدگی به فرزندانشان بسیار تاکید دارند. معتقدند که در حد توان باید امکانات برایشان تهیه نمود و سعی کرد استعدادهایشان را شکوفا کرد. چرا که اگر فرزندان از این امکانات بهره‌مند باشند خود آنها نیز سربلند هستند. هدف آنها از کم‌فرزندآوری آن است که با تعداد کمتر فرزند می‌توانند امکانات بهتر و بیشتری را برای فرزندانشان فراهم کنند و معتقدند که فرزندان باید در رفاه به سر برده و حداقل محرومیت‌ها را تجربه کنند. به همین دلیل تعداد کم فرزندان امکان رسیدن به این هدف را برای آنها فراهم می‌آورد. با این توضیحات این نکته مشخص می‌شود که حتی زمانی که زنان بخشی از انرژی خود را صرف بهبود کیفیت یا ترقی فرزندشان می‌کنند، پایگاه اجتماعی و خانوادگی خودشان را نیز مد نظر دارند، به عبارتی دیگر بخشی از توانمندی خودشان را در گرو توانمندی فرزندانشان می‌بینند.

۳-۱-۱۱-۴) کم‌فرزندی بازاندیشانه

در مدل محمودیان و رضائی این مفهوم بیانگر یک وضعیت ذهنی و کنشی است که در آن کنشگران با نظر به تفاسیرشان از شرایط زندگی فردی و اجتماعی خود و البته نیازها و خواسته هایشان به‌طور بازاندیشانه کنش خود را تنظیم می‌کنند. زنان سعی دارند همه‌ی جوانب را در نظر بگیرند و سپس اقدام به فرزندآوری – به ویژه پس از فرزند اول و دوم- کنند.
در حقیقت تمامی مقولاتی هم که در این مدل بیان می‌شود خودبه‌خود حامل بار معنایی همین بازاندیشی هستند؛ یعنی مدیریت بدن، توانمندی اجتماعی خود و حفاظت از آرامش روانی و عاطفی خودشان و در واقع نشان‌دهنده‌ی اندیشیدن به اوضاع و احوال خودشان است، اما در کنار همه‌ی اینها هم نشانه‌هایی از بیان بازاندیشی وجود دارد. بازاندیشی در تولید مثل گویای شکل‌گیری یک وضعیت ذهنی و عینی جدید در زندگی زنان این جامعه است که به نظر خودشان شرایط را ارزیابی کرده و سپس به تولید مثل و فرزندآوری اقدام می‌کنند و این نکته‌ی مهمی است. زنانی هم هستند که به ناچار کم‌فرزندی را پیشه کرده‌اند، یعنی به واقع دوست دارند تعداد بیشتری بچه به دنیا بیاورند اما شرایط اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی آنها را وادار به کم‌فرزندآوری می‌کنند.
در هردو حالت ما با نوعی بازاندیشی در شرایط برای انجام دادن کنش مورد نظر روبه‌رو هستیم. در میان زنان آنچه در کلیت پدیده‌ی کم‌فرزندآوری زنان مشاهده می‌شود مفهومی به نام خود حمایتی است. این مفهوم نظری گویای این امر است که زنان در کم‌فرزندآوری خود بیش از هر چیزی حمایت از خود را به‌عنوان یک زن مدّ نظر دارند، یعنی در کنش تولید مثل که اصولاً فرایند پیشگیری از بارداری را نیز شامل می‌شود هدف توانمندسازی خودشان است. حتی هنگامی که سخن از توانمندی فرزندان است به این بُعد از حمایت یعنی حمایت از وجود اجتماعی و روانی و فیزیکی خود توجه دارند و توانمندی فرزندانشان را نیز بُعدی از توانمندی خود تلقی می‌کنند.
به عبارتی دیگر کیفیت و توانمندی فرزندان را شاخصی از توانمندی خود می‌دانند و با داشتن فرزندی توانمند، پایگاه اجتماعی بالاتری برای خود متصوّرند. معنا و مفهوم خودحمایتی با موضوع توانمندی نیز در ارتباط است. زنان وضعیت و شرایط خود در فضای اجتماعی و فرهنگی موجود، به همراه ارزش‌ها و هنجارهای سنّتی و مدرن را مشاهده می‌کنند و بر اساس آن دست به کنش می‌زنند. به نظر می‌رسد در زندگی اجتماعی زنان، فرزندآوری عرصه‌ای است که آنان بیش از هر عرصه‌ی دیگری می‌توانند تصمیم‌گیری کنند و در این راستا سعی دارند که تصمیم در این حیطه را با سایر اهداف زندگی خود پیوند دهند.
شکل ۳-۴) مدل پارادایمیک: کم‌فرزندآوری به مثابه خود حمایتی

۳-۲) چارچوب نظری تحقیق

در یک دهه اخیر جامعه­ ایران تحوّلات اقتصادی و اجتماعی چشمگیری را تجربه کرده است. شهر سنندج نیز از این قاعده مستثنا نیست. یکی از مهم­ترین ابعاد این تحوّلات که متضمّن پ‍ی‍‍‍امدهای مهمّی برای روابط خانوادگی و بُعد خانوار بوده، توسعه آموزش همگانی به­ ویژه برای زنان بوده است. توسعه آموزش از یک سو می ­تواند شرایط ساختاری زندگی خانوادگی و روابط میان اعضای خانواده را دگرگون کند و با سوق دادن افراد در جهت تحرّک اجتماعی صعودی و ثروت­اندوزی، انگیزه­ داشتن خانواده­های بزرگ و فرزندان زیاد را کاهش دهد. آموزش همچنین ممکن است هزینه­ های فرصت و مالی پرورش فرزندان را افزایش دهد و در عین حال فواید اقتصادی آنان را کاهش دهد (عباسی­شوازی و عسکری­ندوشن، ۱۳۸۴: ۳۸)، موضوعی که در قالب نظریه­ هزینه­ها و منافع فرزندان مطرح شد. بنابراین، در بستر این تحوّلات، رفتار، ایده­آل­ها و تمایلات فرزندآوری زنان نیز تغییر کرده است. از این رو، بر اساس تحقیقات صورت گرفته که در قسمت پیشینه­ی تحقیق به آن​ها اشاره شد، عوامل مختلفی می­توانند سطوح و روندهای باروری را در یک جامعه تغییر دهند که یک پژوهشگر نمی­تواند همه آن​ها را در یک بررسی مورد تحلیل قرار دهد.
بر این اساس، با نگاهی به این مطالعات که تاکنون صورت گرفته است مشخّص می­ شود که قریب به اتّفاق آنان بر مطالعه و شناسایی اثرات متغیّرهای اقتصادی – اجتماعی و جمعیّتی بر باروری تأکید کرده ­اند. به­نظر می­رسد آنچه که در همه این مطالعات مورد غفلت قرار گرفته، زمینه ­های قومی فرهنگی شکل­ گیری تمایلات باروری زنان است.
بنابراین، تأثیر نیروهای نوسازی بر رفتار، نگرش، تمایلات فرزندآوری و ایده­آل­های باروری زنان می ­تواند از مجرا و مسیر عوامل قومی – فرهنگی یا همراه با آن ظاهر شود. الگوهای قومی متفاوت باروری، عمدتاً ناشی از تأثیر هنجارها و ارزش­های قومی فرهنگی و بازتاب نفوذ میراث قومی هستند. ارزش­ها و هنجارهای منحصر به فرد قومی مربوط به باروری، ایده­آل­های باروری و تشکیل خانواده بازتاب تاریخ و باورهای مشترک اعضای گروه قومی بدون توجّه به موقعیّت اقتصادی – اجتماعی آن­هاست. همچنین، تفاوت در مشخّصه­هایی چون میزان باسوادی، میزان مشارکت زنان در نیروی کار، میزان شهرنشینی و … جملگی نشان از روندها و الگوهای ناموزون توسعه و تأثیرپذیری متفاوت گروه ­های قومی فرهنگی از آن دارد. گروه ­های قومی به خاطر ارزش­های فرهنگی متفاوت رفتار و نگرش متفاوتی از باروری را تجربه می­ کنند.
در فرهنگ بعضی از گروه ­های قومی ممکن است فرزندان دارای ارزش بیش­تری باشند، افراد در رفتارهای باروری به شدّت تقدیرگرا باشند و به عادت­واره آن­ها تبدیل شده باشد و منجر به پایبندی افراد به ارزش­های خانواده بزرگ شود. سوزان گرینهال[۳۶] در قالب چارچوب تحلیل نهادی باروری معتقد است به منظور فهم علل و ویژگی­های کاهش باروری، نیازمند رویکرد نهادی خاصّ هر جامعه هستیم. رویکردی که تمرکز آن بر نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی­ای باشد که تصمیم­ها و رفتارهای جمعیّتی در درون آن اتفاق می­اُفتد.
در این رویکرد بیش از آن­که چرایی تغییر باروری مورد بررسی واقع شود، چگونگی فرایند تغییر باروری مورد بررسی است و پرسش اساسی این است که چگونه تبیین­های سطوح خُرد و کلان به هم مرتبط می­شوند و این­که تا چه حد رفتارهای فردی به وسیله­ انتظارات جمعی مشترک تعیین می­شوند. در این رویکرد بر خلاف نظریه­ کلاسیک انتقال جمعیّتی به­جای فرض تنها یک شکل واحد از انتقال باروری، اشکال متعدّدی از انتقال باروری فرض می­ شود که هر کدام ریشه در ترکیبی از تعامل نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با مقتضیات متمایز فرهنگی و عناصر تاریخی منحصر به فرد هر جامعه دارد. به عبارتی، تعامل میان ساختارهای اجتماعی و فرهنگی با نیروی تحوّلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که خاستگاه­های انتقال جمعیّتی و فرایند انتقال آن را در هر جامعه مشخّص می­ کند. در نتیجه، منحصر به فرد بودن بافت نهادی هر جامعه باعث می­ شود تا واکنش جمعیّت­شناختی آن جامعه به تغییرات حاصله در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن منحصر به ­فرد باشد.
هم‌‌چنین محمودیان و رضائی با ارائه مدلی به مقوله‌ی هسته به‌نام خودحمایتی اشاره دارند که بیانگر تم یا موضوع بنیادین جاری در درون معانی است که زنان در درون کنش کم‌‌فرزندآوری خود در نظر دارند که همانا حمایت از خودشان به‌‌عنوان یک زن است. این امر گویای این موضوع است که زنان حمایت از شرایط و وضعیت‌‌‌های جسمانی، روانی و اجتماعی خود را به‌‌عنوان استدلالی برای تمایل به کم‌‌فرزندآوری در نظر دارند. رؤیای دستیابی به شغل، بهرمندی بیشتر از فرصت‌‌های اجتماعی محدود در سطح جامعه، آرامش روانی، مدیریت بدن و حفظ وجاهت اجتماعی از جمله ابعاد این خودحمایتی مذکور است. تصمیم‌‌گیری برای کم‌‌‌فرزندی ممکن است زمینه‌‌‌‌‌ی ظهور در میدان‌‌‌های دیگر و بهره‌‌‌مندی بیشتر از شرایط و امکانات بیشتر را برای آنها فراهم سازد.
همان­طور که دیدیم، در رابطه با تغییرات و تمایل به باروری نظریه­ های گوناگونی مطرح شده است که هر کدام تغییرات باروری را تحت تأثیر عوامل ویژه­ای می­دانند. نظریه­ های مطرح شده هر کدام قادر به تبیین بخشی از تفاوتهای باروری هستند. انتقادی که بر نظریه­ های اقتصادی وارد می­ شود این است که آنها چنین نتیجه می­گیرند که تصمیم ­گیری در مورد باروری، همانند دیگر تصمیمات اقتصادی، یک بار صورت می­گیرد. بنابراین، نقش بازخورد تجارب و هزینه­ های غیر اقتصادی را بر تصمیم ­گیری نادیده می­گیرند. عواملی از قبیل مرگ و تولّد فرزندان و ترکیب جنسی بازمانده­ی بچّه­ها می ­تواند تأثیر عمیقی بر باروری و ایده­آل فرزندآوری زوجین داشته باشد. همچنین، در تبیین­های هنجاری فرهنگی به­ ویژه در نظریه­ اشاعه به ارتباط قوی­تر باروری با فرهنگ و تحصیلات تأکید می­ شود و از جمله نقدهایی که بر آن وارد می­باشد این است که فرهنگ را به مثابه­ی عنصری جدا از بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه در نظر می­گیرد و تصویری محدود از علل کاهش باروری ترسیم می­ کند و آن را صرفاً یک مسأله­ تکنولوژیکی مربوط به تغییر رفتارهای پیش­گیری می­داند. بنابراین، تأثیر عوامل اقتصادی – اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و محیطی متفاوت است و به طور مستقیم باروری زنان را تحت تأثیر قرار نمی­دهند بلکه بر این باوریم که نگرش نسبت به رفتار باروری تحت تأثیر شبکه­ ای از عوامل است که خود مستقل از یکدیگر نیستند. از آنجا که هر نظریه مبیّن بخشی از واقعیّت است، استفاده از رویکردهای نظری گوناگون و ترکیب آنها با یکدیگر این امکان را فراهم می­سازد تا ابعاد بیش­تری از مسأله مورد بررسی قرار گیرد. از این رو، مدل تعیین کنندههای باروری زیرحد جایگزین زنان ۱۵-۴۹ ساله کُردِ شهر سنندج بر اساس تلفیقی از تبیین‌‌های هنجاری فرهنگی و نظریه­ های انتخاب عقلانی ترسیم شده است. در این شکل، مدیریت بدن، خودحفاظتی روانی-عاطفی، توانمندی اجتماعی، ترجیح جنسی، برابری جنسیتی، تقدیرگرایی در رفتار باروری، نگرش نسبت به اهمیت فرزندان در زندگی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و سرمایه‌‌‌ی فرهنگی هم به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق تاثیر بر کم‌فرزندآوری بازاندیشانه، باروری و ایده‌‌‌آلهای باروری زنان را تحت تاثیر قرار می‌‌دهند.
شکل ۳-۵) مدل نظری تبیین باروری و ایده‌آلهای باروری زنان

۳-۳)فرضیات تحقیق

با توجّه به زمینه ­های نظری­ و تجربی مورد بررسی، مدل نظری تحقیق جهت تبیین ایده­آل­های باروری زنان تهیّه و فرضیّات تحقیق بر این اساس انتخاب شدند. بنابراین فرضیاتی که قرار است مورد آزمون قرار گیرند به شرح زیر خواهد بود:
بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین ترجیح جنسی با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین برابری جنسیتی در خانواده با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین تقدیر گرایی در رفتار باروری با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین اهمیّت مدیریت بدن با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین خود حفاظتی روانی-عاطفی با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین توانمندی اجتماعی با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین کم‌فرزندآوری بازاندیشانه با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.
بین نگرش نسبت به اهمیت فرزند با باروری و ایده‌آل‌های باروری زنان رابطه وجود دارد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 702
  • 703
  • 704
  • ...
  • 705
  • ...
  • 706
  • 707
  • 708
  • ...
  • 709
  • ...
  • 710
  • 711
  • 712
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • کاربرد منطق فازی برای کنترل راکتور هیدروژناسیون استیلن واحد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : فایل ها درباره : بررسی برخی صفات پومولوژیکی و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : مقایسه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – ” فرزانگی و خرد” – 8
  • دانلود پروژه و پایان نامه | مبحث دوم: نحوه و رویه اجرا در اسناد دارای وثیقه و اسناد ذمه ای – 2
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : بررسی وضعیت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی رابطه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد مالی شرکت های بورس … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی رابطه معنویت سازمانی با … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره جایگاه طبیعت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ارائه الگوی مناسب برای افزایش مشارکت مردمی در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره تأثیر شوری خاک … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها | نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام : – 9
  • فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش پایان نامه دربارهیک مدل فازی چندهدفی برای برنامه‌ریزی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – ۲-۸-۵- ماه پایان سال مالی – 5
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بهینه سازی-جایگذاری-گره ها-در-محیط … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | ۲-۱۵-۴- ارزیابی مدیریت نقدینگی؛ گسترش یک ساختار مدیریت نقدینگی – 7
  • دانلود فایل پایان نامه : دانلود منابع پایان نامه درباره عدم اطمینان اطلاعاتی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 7 – 5
  • پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع اصل صلاحیت تکمیلی دیوان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی میزان تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی مفهوم تهدید به کارگیری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان