مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در رابطه با تاب آوری” شاته” جمله‌ای دارد با این عنوان که ” این سبک تفکر است که تعیین کننده سطح تاب آوری افراد است، بیش از وراثت، هوش و هر عامل دیگر” (کوردیچ- هال و پیرسون،۲۰۰۳).
سبک‌های تفکر تاب آورانه باعث می‌شوند فرد به عقاید نادرست خویش در رابطه با دنیا و راهبردهای نامناسب حل مسأله وابسته شود این مسأله منجر به هدر رفتن انرژی‌های روانی و منابع با ارزش تاب آوری می‌شود ( رویچ و شاته[۴۵]،۲۰۰۲). سبک تفکر می‌تواند توانایی افراد در پاسخ دهی تاب آورانه به دست اندازها و ضربه‌های اجتناب ناپذیر را در مسیر زندگی تسهیل کند و مانعی دربرابر آنها قلمداد شود. نیاز به این مسأله احساس می‌شود که به افراد مهارت‌هایی را بیاموزیم که هنگام مواجهه با مشکلات و موقعیت‌های استرس زا به شیوۀ تاب آورانه تری تفکر و سپس عمل کنند. بنابراین مداخله‌هایی که هدفشان تحت تأثیر قرار دادن فرایندهای فکری است می‌تواند گامی مهم در ایجاد مهارت‌ها و توانایی‌های مربوط به تاب آوری باشد (کوردیچ- هال و پیرسون،۲۰۰۳).

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

کالیل[۴۶](۲۰۰۳) بیان می‌کند که تاب آوری افراد با کاهش عوامل خطرآفرین، کاهش قرار گرفتن افراد در معرض این عوامل و افزایش ظرفیت سازگاری و کنارآمدن افراد با استرس، در عین حال تقویت فرایندهای خانوادگی حمایت کننده و تقویت عزت نفس و خودکارآمدی آنها بیشتر می‌شود.
افرادی که سخت رویی بالایی دارند، دارای ویژگی‌های شخصیتی هستند که سلامت روان آنها را افزایش می‌دهد، از جمله مهارت‌های اجتماعی بالا، توانایی حل مسأله ، خود گردانی، احساس هدفمندی و امید به آینده (وولف[۴۷]،۱۹۹۵). در توجیه تأثیر مثبت سخت رویی بر زندگی و این که سخت رویی باعث کاهش ارزیابی تهدید ( افکار منفی) و افزایش انتظارات موفقیت فرد از موقعیت می‌شود (توگاد و فردریکسون[۴۸]،۲۰۰۴).
۴-۲ مؤلفه‌های تاب آوری
هریک از برنامه‌های افزایش تاب آوری بسته به مخاطبان خود بر مهارت‌ها و موارد خاصی، تأکید داشته اند که از جمله آنها می‌توان به مواردی مانند مداخله‌های شناختی- رفتاری و عقلانی- هیجانی، حمایت اجتماعی، آموزش مهات‌های بین فردی، کنار آمدن و حل مسأله، آشنایی با تاب آوری، افزایش اعتماد بنفس، خودکارآمدی و خودارزشی، افزایش اعتماد بنفس، افزایش خوش بینی و نگرش مثبت، امید، شادکامی و دلگرم سازی، مدیریت و آگاهی هیجانی و کنترل تکانه‌ها، همدلی و علاقه اجتماعی، معنادرمانی و معنا دادن به مشکلات و گرفتاریها، معنویت، مذهب و توکل، منبع کنترل درونی و احساس کنترل بر موقعیت‌ها و استفاده از شوخی و طنز در واکنش به دشواری ها و مداخله‌هایی در زمینه سبک دلبستگی و غیره اشاره کرد ( مدی[۴۹]، ۱۹۸۷).
۱-۴-۲ مهارت حل مسأله
مهارت حل مسأله فرایند شناختی- رفتاری است که افراد به واسطه ی آن استراتژی های مؤثر برای مقابله با موقعیت های مشکل یا مسأله زا در زندگی را شناسایی و کشف می‌کنند (احمدی، عبدیان و سلیمی،۱۳۸۹(. در واقع حل مسأله یک مهارت حیاتی برای زندگی در عصر حاضر است. حل مسأله مستلزم راهبردهای ویژه و هدفمندی است که فرد به وسیله ی آنها مشکلات را تعریف می‌کند، تصمیم به اتخاذ راه حل می‌گیرد، راهبردهای حل مسأله را انجام داده و بر آن نظارت می‌کند (الیوت، شوچک و ریچارد[۵۰]،۱۹۹۹). پژوهش بال[۵۱](۲۰۰۵) نشان داد که راهبردهای مقابله ای ضعیف و شیوه های حل مسأله نامناسب و غیر سازنده پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر می‌باشد.
افرادی که به توانایی های خود در مقابله با مشکلات اعتماد دارند، فعالانه روش هایی برای حل مشکلات خود جستجو می‌کنند و کمتر احتمال دارد که در پاسخ به شرایط استرس زا و دشوار به رفتارهای پرخطر رو آورند. افرادی که به رفتارهای پرخطر رو می‌آورند به جای مقابله رودررو با مشکلات و برنامه ریزی برای حل آنها و در نظر گرفتن راه حل های متنوع برای حل مشکلات به رفتارهای خطرسازی رو می‌آورند که گاه آسیب‌ها و مشکلات بیشتری را برایشان ایجاد می‌کند. (بهزادپور، مطهری، گودرزی، ۱۳۹۲). تحقیقات مربوط به تاب آوری حل مسأله مؤثر را از ویژگی‌های افراد تاب آور ذکر نموده اند. )ایساکسون[۵۲]،۲۰۰۲).
۱-۱-۴ -۲ نظریه‌های حل مسأله
الف- حل مسأله و نظریۀ یادگیری شناختی
در رویکردهای شناختی در مورد نحوۀ یادگیری انسان به جای تکیه بر پاسخ‌های بیرونی بیش تر بر فرایندهای ذهنی تأکید می‌شود. به عبارت دیگر، واکنش انسان نسبت به محیط واکنشی انفعالی نیست بلکه فرد می‌کوشد تا اطلاعات دریافت شده از محیط را پردازش کند و مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد.(احمدی، ۱۳۸۰).
در نظریۀ گشتالت، یادگیری همواره به نوعی با حل مسأله ارتباط دارد. به نحوی که یادگیرنده هنگام برخورد با یک موقعیت مسأله‌ای از نظر سازمان فکری در یک حالت” عدم تعادل ” قرار می‌گیرد. کوشش ذهنی فرد برای حل مسأله یعنی دست یافتن به یک هیأت و شکل مطلوب که همان یافتن راه حل مسأله است، مجدداً یادگیرنده را به وضعیت” تعادل[۵۳]” باز می‌گرداند. پیاژه نیز در نظریۀ خود یادگیری را نتیجه فرایند تعادل یابی می‌داند. به زعم وی هنگامی که یادگیرنده نتواند بر اساس ساخت‌های شناختی موجود به موقعیت‌های ویژه و مسائلی که با آنها رو به رو می‌شود؛ پاسخ دهد، به نوعی عدم تعادل دچار می‌شود و برای رسیدن به تعادل مجدد تلاش می‌کند. این فرایند که بر اساس دو مکانیزم ” جذب” و ” انطباق” پیش می‌رود، به کسب ساخت‌های شناختی تازه‌ای منجر می‌شود که پیاژه آن را یادگیری می‌نامد. (جینز برگ، ترجمه حقیقی و شریفی،۱۳۷۱).
ب- حل مسأله و نظریۀ پردازش اطلاعات
در نظریۀ پردازش اطلاعات به فرایندهای ذهنی که یادگیرنده آنها را در جریان حل مسأله به کار می‌گیرد، توجه می‌شود. به نظر این گروه، مهم ترین جنبۀ حل مسأله بازنمایی آن است که در جریان آن فرد باید چهار مرحلۀ اساسی زیر را طی کند:
وضعیت نخستین: شرایطی است که فرد پس از تشخیص دادن مسأله خود را در آن می‌بیند.
وضعیت مطلوب یا هدف: چیزی است که حل کننده مسأله در جست و جوی آن است. مسلماً درک هدف برای دست یافتن به آن اهمیت بسیار دارد.
شناخت فعالیت ها: شناخت فعالیت‌هایی که می‌تواند برای حل مسأله انجام دهد.
درک محدودیت ها: درک محدودیت‌های موجود بای حل هر مسأله.(گلاور و بروئینگ ۱۹۹۰، به نقل از احمدی ۱۳۸۰).
ج- حل مسأله و نظریۀ فراشناخت[۵۴]
“فلاول”برای نخستین بار در سال ۱۹۶۷ رویکرد تازه‌ای را با عنوان ” فراشناخت” در مورد یادگیری مطرح کرد که مبنای آن شناخت گرایی بود. از نظر فلاول فراشناخت به آگاهی فرد از فرایند شناخت خود و محصولات شناختی خود و هرچیز دیگری که به آن مربوط است برمی گردد.این آگاهی و شناخت بر نحوۀ تفکر و کیفیت یادگیری افراد تأثیر می‌گذارد. فلاول مؤلفۀ اساسی برای این آگاهی و شناخت بر نحوۀ تفکر و کیفیت یادگیری افراد تأثیر می‌گذارد. طرفداران نظریۀ فراشناخت بر این باورند که فرایندهای فراشناختی بر عملیات اجرای مرکزی در سیستم شناختی، طراحی عملکرد، بازبینی و تنظیم رفتارهای مربوط به حل مسأله دخالت دارند..(مرزانو و دیگران۱۹۸۸ به نقل از احمدی،۱۳۸۰)
فلاول کارکردهای نظارتی فراشناخت را در فرایند حل مسأله در هشت مقوله دسته بندی کرده است:
فرمول بندی مسأله و در نظر گرفتن راه حل‌های احتمالی آن
آگاهی از فرایندهای شناختی لازم
به کار انداختن قواعد و راهبردهای شناختی
انعطاف پذیری فزاینده در جست و جوی راه‌های صحیح برای حل مسأله
جلوگیری از اضطراب و حواس پرتی در زمان حل مسأله
نظارت بر فرایند حل مسأله
اعتقاد به اندیشیدن در حل مسأله
به دنبال راه حل مؤثر بودن به نحوی که بهترین و مؤثرترین راه حل‌ها گزینش شود.(همان منبع)
د- حل مسأله و نظریۀ ساختارگرایی[۵۵]
در نظریۀ ساختارگرایی که می‌توان گفت تکامل یافته دیدگاه‌های شناختی و فراشناختی است، حل مسأله جایگاه ویژه‌ای دارد. از این دیدگاه، یادگیری فرایندی شخصی و منحصر به فرد است که بر مبنای دوباره سازی و سازمان دهی مجدد ساختارهای ذهنی صورت می‌گیرد. به تعبیر دیگر، یادگیری صرفاً نتیجۀ دریافت مستقیم و ثبت اطلاعات در ذهن نیست بلکه حاصل بازسازی و تغییر اطلاعات کسب شده از محیط است. در این نوع یادگیری، یادگیرنده بر نحوۀ یادگیری خود آگاهی و کنترل دارد. او قادر است مطالب جدید را با ساخت شناختی یا زمینه‌های معلوماتی موجود در ذهن خود ارتباط دهد و از این طریق به نوعی یادگیری معنادار دست یابد. پیازه در این مورد معتقد است که موجودات انسانی دانش خود را با ساختن آن در درون ذهن خویش کسب می‌کنند. به نظر وی، هشیاری به نوعی آگاهی شخصی فرد از فرایندهای تفکر خویش و توضیح کلامی آن اشاره داردو بر این اساس، یک فرد هشیار نه تنها توانایی انجام دادن کاری را دارد بلکه به وضوح از چگونگی آن نیز آگاه است، و این همان چیزی است که فلاول از آن با عنوان فراشناخت سخن می‌گوید.(فلاول[۵۶]، ۱۹۷۹، به نقل از احمدی، ۱۳۸۰).
بر اساس نظریۀ ساختارگرایی، فرایند یادگیری در یادگیرنده به وسیلۀ خود او ساخته می‌شود. لذا در فرایند یاددهی- یادگیری معلم باید شرایطی را فراهم کند که دانش آموزان ضمن برخورد با یک موقعیت مسأله‌ای به بررسی دانش و تجارب قبلی خود بپردازند و در نهایت، مجدداً تجربیات و دانش خویش را در سطح بالاتری بازسازی و سازمان دهی کنند. (احمدی،۱۳۸۰)
۲-۴-۲ خودکارآمدی
خودکارآمدی به بنیه ی شخصیتی فرد در رویارویی با مسائل در رسیدن به اهداف و موفقیت او اشاره دارد و بیش تر از این که تحت تأثیر هوش و توان یادگیری دانش آموز باشد، تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی از جمله باور داشتن خود(اعتماد به نفس)، تلاش گر بودن و تسلیم شدن(خودتهییجی)، وارسی علل عدم موفقیت به هنگام ناکامی(خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش های اجتماعی رسیدن به هدف(خودتنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه ها(خودرهبری) قرار دارد. خودکارآمدی به واسطه ی انگیزه ی درونی موجب می‌شود که فرد به طور خودانگیخته در محیط تلاش کند و به باور های کارآمدی خود دست یابد. طبیعت هم چون معلمی نامرئی فرد را به جنب و جوش وا می‌دارد تا ظرفیت های مختلف تحول را در مراحل متنوع و متفاوت آشکار سازد (بهرامی و عباسیان فرد،۱۳۸۹) احساس قوی از کارآمدی، بهزیستی شخصی و توانایی را افزایش می‌دهد. افراد با کارآمدی بالا به تکالیف مشکل نزدیک می‌شوند و اهدافی بالاتر را برای خود در نظر می‌گیرند ( افروز، معتمدی،۱۳۸۴). احساس خودکارآمدی نه تنها عملکرد انسان را به خوبی تبیین می‌کند، بلکه از طریق مداخلات به راحتی قابل تغییر است. بندورا هنگامی که مؤلفه خودکارآمدی را معرفی کرد، ابزاری مناسب برای پژوهشگران و بالینی گران فراهم آورد تا به یاری آن بتوانند به افراد در پیگیری زندگی مثبت و بارآور کمک کنند.(طهرانی زاده، رسول زاده، آزادفلاح،۱۳۸۴).
یکی از روش‌های تعریف تاب آوری، در نظر گرفتن آن به عنوان یک حس کلی از خودکارآمدی است. محققان عوامل متعددی را برای ارتقای تاب آوری در افراد شناسایی کرده اند. در بین این عوامل افزایش خودکارآمدی و باور افراد به کارامد بودن، به عنوان یک عامل محافظتی مورد توجه برخی محققان قرار گرفته است که این عامل، موجب افزایش تاب آوری می‌شود.(جلیلی، حسینچاری، ۱۳۸۹).
نظریه خودکارآمدی بندورا
به عقیده بندورا[۵۷](۱۹۹۳) خودکارآمدی، اعتقاد فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است، این اعتقاد، عامل تعیین کننده چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است. امروزه، خودکارآمدی به یکی از حوزه‌های پژوهشی گسترده در روانشناسی مبدل شده است. خودکارآمدی می‌تواند بر حالت‌های روانی، رفتارها و انگیزه‌ها تأثیر داشته باشد( بندورا، باربارانلی، کاپرارا و پاستورلی[۵۸]، ۱۹۹۶). باورهای خودکارآمدی تعیین می‌کند که افراد تا چه اندازه برای فعالیت های خود انرژی صرف می‌کنند و تا چه میزان در برابر موانع مقاومت می‌نمایند(پاجاراس و شانک،۲۰۰۱، به نقل از زینلی پور، زارعی و زندی نیا، ۱۳۸۸).
خودکارآمدی و یافته‌های پژوهشی مرتبط با آن در زمینه‌های بسیاری چون پزشکی، بررسی‌های اجتماعی، رسانه‌های همگانی، امور بازرگانی و سیاسی، روانشناسی، روانپزشکی و آموزش و پرورش کاربرد دارد. به کمک این متغیر می‌توان در نوجوانی رضایت از زندگی در آینده را پیش بینی کرد(بندورا، بربرانلی، کپرارا و پاستورلی،۱۹۹۶)
۳-۴-۲ معناداری زندگی
عوامل روانشناختی نقش عمده ای در سلامت فرد و بهبود بیماریها ایفا می‌کنند؛ از میان متغیرهایی که نقش عمده در پیش بینی و حفظ سلامت جسمی و روانی افراد دارند، می‌توان به مفهوم معناداری زندگی اشاره کرد(ریف و سینگر[۵۹]، ۱۹۹۸).معناداری زندگی عبارت است از ادراک نظم، انسجام و هدف در هستی و دنبال کردن اهداف ارزشمند و نیل به آن‌ها همراه با حس رضایت مندی(رکر[۶۰]، ۲۰۰۰، به نقل از زاهدبابلان، رضایی جمالویی و حرفتی سبحانی،۱۳۹۱).
از دیدگاه روانشناسی و سلامت روان بین کسانی که زندگی را معنادار ادراک می‌کنند و کسانی که مفهوم و مبنایی برای آن قائل نیستند تفاوت های بسیاری وجود دارد. افراد با سطوح بالای معناداری در هنگام رویارویی با مسائل روزمره فقط بر جنبه های مشخصی از مشکل تمرکز می‌کنند، در صورتی که اشخاص با سطوح پایین معنا در زندگی، به محدود بودن زمان به عنوان مشکلی بزرگ می‌نگرند و مشکلات فعلی را با احتمال نرسیدن به اهداف آینده پیوند می‌دهند. به این ترتیب، شخصی که سطوح بالاتری از معناداری در زندگی را تجربه می‌کند به آسانی قادر به رویارویی با شرایط سخت است. سطوح بالای معنا در زندگی نه فقط به فرد در رویارویی با دشواری‌ها کمک می‌کند، بلکه باعث افزایش رضایت شخصی و احساس کامیابی در فرد می‌شود. در نتیجه می‌توان گفت جنبه های خاصی از معناداری نقش عمده ای در افزایش توان فرد در مقابله با مشکلات دارد(زاهد بابلان، رضایی جمالویی و حرفتی سبحانی،۱۳۹۱).
می توان گفت کارکرد عمده ی مذهب، ایجاد معنی در زندگی است. همچنین مهم ترین سود تجربه های مذهبی این است که مذهب به شخص احساس معناداری و ارتباط با حقیقت نهایی اعطا می‌کند. بر همین اساس بین معناداری زندگی و مذهب ارتباط مثبت گزارش شده است. علاوه بر این تمایلات معنوی و مذهبی بودن باعث افزایش بهزیستی روانشناختی، سلامت روان می گردد.(همان منبع).
خوش بینی( خرده مقیاس معنامندی)
خوش بینی و بدبینی به ترتیب به عنوان انتظار نتایج فراگیر مثبت و منفی تعریف شده و تعیین کننده های مهم سازگاری هستند. خوشبین‌ها بر این باور هستند که ناملایمات می‌توانند به شیوه موفقیت آمیزی اداره شوند، اما افراد بدبین انتظار بدبختی دارند که این تفاوت در نگرش نسبت به ملایمات در شیوه های مقابله با فشار روانی افراد تأثیر می‌گذارد. پژوهش های متعدد بیانگر این نکته است که خوشبینی با ناراحتی کمتر(یالی و لوبل[۶۱]،۲۰۰۲) ارتباط مثبت دارد. خوش بینی یا به عبارت دیگر گرایش به این که در زندگی تجارب خوب رخ خواهند داد، به عنوان یک صفت شخصیتی نسبتاً پایدار تعریف شده است که نوع رفتارهای فرد را تعیین می‌کند(شی یرو کارور[۶۲]،۲۰۰۲). این ساختار بر رفتاری که افراد در مقابله با تجارب استرس زا دارند و موفقیت در آنچه آنها در زندگی با ان مقابله کرده اند، تأثیر دارد. یک شخص با جهت گیری خوش بینانه به آینده، موقعیت های استرس زا را با دیدی مثبت ارزیابی می‌کند و محاسبه خوبی از توانایی هایش برای گذراندن مشکلات دارد سلیگمن خوش بینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده، به عنوان یک سبک تبیینی تعریف کرده است. بر طبق این دیدگاه، افراد خوش بین رویدادها یا تجربه های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی، گذرا و خاص تبیین می‌کنند بر عکس بدبین‌ها رویدادها یا تجربه های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل درونی، ثابت و کلی مثل شکست شخصی تبیین می‌کنند(پورافکاری، ۱۳۸۹). بنابراین افراد خوش بین تمایل دارند در مورد آینده احتمالات مثبت را در نظر بگیرند و بیشتر از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار برای مواجهه با مشکلات استفاده کنند. در شرایطی که این راهبردها فایده ای در بر نداشته باشند(مثل شرایط غیر قابل کنترل) افراد خوش بین بیشتر از راهبردهایی نظیر پذیرش موضوع، شوخ طبعی و بازنگری مثبت استفاده می‌کنند (شی یر و کارور،۲۰۰۲). افراد خوش بین دارای طرحواره‌های ذهنی انعطاف پذیرتری هستند و می‌توانند هنگام مواجه با ضربه‌های روانی، به طور انطباقی موقعیت را پردازش کنند و با آن کنار بیایند.(سیدمحمودی، رحیمی، محمدی،۱۳۹۰). در نتیجه به نظر می‌رسد که خوش بینی نقش مهمی در سازگاری افراد با موقعیت های فشارزا ایفا می‌کند.
۴-۴-۲ دوستی
افراد تاب آور انعطاف پذیری بیشتری در مقابل شرایط آسیب زا دارند و خود را در برابر این شرایط حفاظت می‌کنند. اکثر محققان بر این اعتقادند که عوامل متعددی از جمله ویژگی‌های درونی/روانی- اجتماعی، حمایت اعضای خانواده و دوستان و حمایت دیگر سیستم‌های اجتماعی در ایجاد و ارتقاء میزان تاب آوری نقش دارد. یکی از این عوامل که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، گروه‌های دوستی و روابط با همسالان است(حجازی، سلیمانی،۱۳۸۹). دوستی یکی از مسائل مهم در دوره نوجوانی است. نوجوانان نیاز به رفاقت دارند، برای دوستی اهمیت فراوان قائلند و نسبت به دوستان خود وفادار هستند. دوستیهای این دوره نسبت به دوره کودکی عمیق تر می‌شود. نوجوان در پی کسب استقلال از خانواده به گروه همسالان گرایش پیدا می‌کند. اجتماع نوجوانان محیطی را به وجود می‌آورد که در شخصیت هر یک از آنان اثر می‌گذارد و نقطۀ اتکایی برای آنها محسوب می‌شود. داشتن دوستان خوب نوجوانان را از تنهایی نجات می‌دهد و سبب رشد عاطفی و اجتماعی آنان می‌گردد. محروم شدن از این نعمت، موجب افسردگی، منزوی و غیر اجتماعی شدن آنها می‌شود و برای آینده شان زیانبار است.(مقامع، ۱۳۷۲) همسالان و دوستان از مهم ترین منابع جامعه پذیری کودکان و نوجوانان به شمار می‌آیند و تعامل با آنان نقش محوری و مهمی در شناخت اجتماعی ایفا می‌کند. کودکان و نوجوانان برای مقابله با چالش‌های روبه رو در دنیای اجتماعی خود باید مهارت‌های اساسی شناختی و اجتماعی نظیر همکاری، مشارکت و حل مشکلات، به ویژه مشکلات میان فردی را بیاموزند (هارتوپ[۶۳]،۱۹۸۳).
یکی از مهم ترین نظریه‌ها در مورد مفهوم دوستی را سلمن(لاد[۶۴]،۱۹۹۰) ارائه کرده است. سلمن دوستی را فرایندی تحولی توصیف می‌کند و معتقد است که همراه با سن دوستی‌های مبتنی بر بازی جای خود را به دوستی‌های تقابلی با ویژگی تعهد و صمیمیت می‌دهد. به عبارت دیگر همراه با افزایش سن کیفیت دوستی تغییر می‌کند. آنچه مورد تأکید سلمن در تمام مراحل تحول دوستی است، کارکرد حمایتی آن است. افرادی که حمایت بیشتری را در موقعیت استرس زا از طریق تعامل با یک دوست دریافت می‌کنند، افسردگی کمتری را تجربه کرده و عملکرد بهتری خواهند داشت. در حقیقت همانطور که فرانکل (ایپستین[۶۵]،۲۰۰۲) معتقد است، صمیمیت به همراه دریافت حمایت عاطفی منجر به فراموشی موقعیت تنش زا می‌شود. بنابراین عملکرد حمایتی گفتگوی صمیمانه در دوستی‌های دوران نوجوانی نقش مهم تری در سلامت روانی و سازگاری اجتماعی دارد تا همکاری و کمک در انجام تکالیف. بر اساس این یافته‌ها می‌توان گفت که حمایت اجتماعی دوستان می‌تواند فرد را در سازگاری بیشتر یاری داده و محرک بسیاری از رفتارهای انطباقی در وی باشد.
دال، جئو و گرین در پژوهشی رابطه گروه همسالان و تاب آوری را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان می‌دهد که بین گروه دوستان و تاب آوری رابطه‌ای مثبت وجود دارد. در همین رابطه میلیس و دامیک معتقدند که کیفیت روابط با دیگر افراد تأثیر زیادی بر تاب آوری هیجانی در برابر بحران‌های فیزیکی و هیجانی دارد.(کاتل، ۲۰۰۴، موروو،۲۰۰۴، به نقل از حجازی و سلیمانی، ۱۳۸۹). به طور کلی، کیفیت حمایت‌های دوستان می‌تواند باعث انعطاف پذیری و تاب آوری در موقعیت‌های استرس زا باشد. از طرفی توانایی ایجاد و حفظ دوستی‌های بادوام و توأم با محبت نیز از عوامل مهم در ایجاد سلامتی هیجانی و افزایش تاب آوری است.

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره شناخت نحوه حضور دین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در ایران ارتباطات سنتی از دیرباز و پیش از ورود اسلام، جایگاه و نقش موثری در فرهنگ این سرزمین داشته است. چاپارخانه‌ها، کاروانسراها، بازارها، میدان‌های عمومی و قهوه‌خانه‌ها و حتی جمع گرم و صمیمانه خانواده‌های گسترده، مراکزی برای گذران اوقات فراغت، تربیت، اطلاع‌رسانی، یادگیری و تبادل تجارب و از این دست به شمار می‌آمد. پس از ورود اسلام و از تلاقی دو فرهنگ ایرانی و اسلامی، این شبکه ارتباطات متحول شد و رسانه‌هایی نوین با کارکردهای جدید به این مجموعه افزوده گردید. مهمترین تحول پدید آمده را باید در افزوده شدن کارکردهای اسلامی و پیدایش رسانه‌های دینی جستجو کرد. (باهنر، ۱۳۸۵: ۸۴)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به این ترتیب منظور از رسانه‌های سنتی اسلامی آن‌دسته از وسایل ارتباطی است که با اتکا بر ارتباطات چهره‌به‌چهره، پیام‌های اسلام را به عنوان کارکرد اصلی خود به مخاطبان منتقل می‌کنند. قدمت این رسانه‌ها به پیش از دوره ظهور رسانه‌های مدرن چاپی بازمی‌گردد. مسجد و منبر، مجلس دعا و روضه‌خوانی، زیارتگاه، حسینیه، تکیه، مهدیه، فاطمیه، هیات‌های مذهبی، تعزیه، مکتب‌خانه و حوزه علمیه، نماز جمعه و از این دست و حتی خانواده را باید از جمله رسانه‌های سنتی اسلامی بدانیم که نقش و تاثیر ارتباطی آن‌ها در تاریخ تحولات جامعه شیعی ایران وحفظ و انتقال معارف ناب اسلامی بسیار با اهمیت بوده و تا امروز نیز به عنوان یک شبکه ارتباطی موثر عملکرده است. (باهنر، ۱۳۸۵: ۸۴)
ابعاد الگوی ارتباطات سنتی در ایران
ارتباطات سنتی دینی تابعی از مشخصه‌ های فرهنگی ایران به شمار می‌آید و مطالعات حوزه فرهنگ و ارتباطات، شناخت الگوی حاکم بر این نوع ارتباطات را میسر می‌سازد. این مطالعات نشان می‌دهد که رسانه‌های سنتی در ایران از تماس فرهنگ‌های اسلامی و ایرانی پدید آمده‌اند و الگوی حاکم بر ارتباطات سنتی دینی در ایران همواره متأثر از مولفه‌های فرهنگی ایرانی و اسلامی بوده است. هنجارهای حاکم بر این نوع از ارتباطات برگرفته و همسو با ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی است و در طول تاریخ ایران پس از اسلام و با وجود تحولات پدید آمده در این رسانه‌ها هیچ‌گاه مشاهده نشده است که این همسویی هنجاری مخدوش شده باشد. بلکه همواره متأثر از دیدگاه‌های فقهی و عرفانی اسلام بوده است. از سوی دیگر هنجارهای ارتباطی رسانه‌های سنتی دینی و غیر دینی در تضاد و تقابل با یکدیگر قرار نداشته‌اند و تقسیم آن‌ها به دینی و غیردینی با نگاه به کارکرد غالب آن‌ها است و به معنای تفکیک حقیقی هنجارهای ارتباطی ایرانی از اسلامی نمی‌باشد. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۳۷)
ارتباط‌گران اصلی در عمده این رسانه‌ها را علمای دین، خطبا و واعظان تشکیل می‌دهند که اکثریت قریب به اتفاق ایشان دارای لباس روحانیت و برخوردار از معلومات اسلامی هستند. تحولات تاریخی ایران که دراثر حضور رسانه‌های دینی پدید آمد نشان‌گر این ویژگی است که ارتباط‌گران اصلی این رسانه‌ها، نخبگان جامعه اسلامی ایران و مراجع فکری مردم نیز بوده‌اند. پس از ایشان هنرمندان شامل مداحان و شبیه‌خوانان تعزیه از جمله این ارتباط‌گران به شمار می‌آیند که با توجه به افول شدید تعزیه، مشارکت این قشر اجتماعی نیز در طول تاریخ کاهش یافته است، اگرچه در دوره پس از انقلاب اسلامی، به‌ویژه دهه اخیر، مداحان مشارکت بیشتری در پیام‌آفرینی ایفا کرده‌اند. برنامه‌های آموزشی، علمی و هنری جدید که در طول سال‌های گذشته به مجموعه اقدامات این رسانه‌ها به‌ویژه برای نسل جوان افزوده شده است، تاحدودی امکان حضور ارتباط‌گران از سایر پایگاه‌های اجتماعی مانند معلمان، استادان دانشگاه، نظامیان و هنرمندان غیر بازیگر را فراهم ساخت. شاید نگرانی از حضور غیر روحانیون و در نتیجه انحراف این رسانه‌ها از رسالت‌های اصلی خود، اجازه مشارکت جدی سایر اقشار را در پیام‌آفرینی نداده است. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۳۸)
پیام غالب این رسانه‌ها معرف اسلامی است که تعیین رتبه میزان هر یک از معارف نیازمند تحلیل محتوای پیام‌های ارائه شده است. طرح مسائل و رویدادهای روز جامعه، تحلیل و بررسی آن‌ها و ارائه رهنمودها و توصیه‌های لازم به مخاطبان بخش دیگری از پیام‌هارا تشکیل می‌دهد. هم‌چنین یکی از موضوعات همیشگی در پیام‌های دینی این رسانه‌ها، ذکر امام حسین(ع) و مصائب کربلا است.
شکل ارائه پیام و عناصر بیانی به کار رفته در آن متناسب با رسانه دینی مورد استفاده تفاوت‌هایی پیدا می‌کند. شاید بتوان گفت که در اغلب ارتباطات این رسانه‌ها که ارتباط‌گران آن روحانی بوده‌اند، شکل ارائه پیام نیز سخنرانی و به صورتی یک‌سویه و بدون مشارکت مخاطبان صورت پذیرفته است و تغییر در این نوع ارتباط و استفاده از گونه‌های مختلف و جذاب ارتباطات دوسویه را کمتر می‌توان سراغ گرفت. سایر فرآیندهای ارتباطی در این رسانه‌ها از اشکال و عناصر بیانی متنوعی سود جسته است و مشارکت مخاطبان در ارتباطات دوسویه ویژگی مهم آن‌هابه شمار می‌آید. اشکالی هم‌چون کلاس درس، مداحی، روضه‌خوانی، سینه‌زنی، زنجیرزنی، دعا، جشن، نمایش و سایر اشکال هنری با بهره‌گیری از عناصر بیانی هم‌چون موسیقی آوازی، موسیقی‌سازی، حرکات موزون و عناصر نمایشی از آن جمله هستند که امکان حضور اشکالی غیر از سخنرانی و عناصر بیانی به جزکلام را فراهم ساخته‌اند. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۳۸)
مخاطبان رسانه‌های دینی مردم هستند و اصولاً آن‌ها را باید رسانه‌های مردمی بنامیم. این رسالت برگرفته از رسالت دین اسلام است که برای همه انسان‌ها و به منظور هدایت آن‌ها آمده‌است.
کارکرد اصلی و تأسیسی رسانه‌های سنتی اسلامی، کارکرد ارشادی است. به عبارت دیگر، مقصود اصلی ترغیب مردم به سوی ارزش‌های اسلامی و تحول در احساسات آن‌ها به جهت زمینه‌سازی رفتارهای دینی می‌باشد. تقدم تزکیه در اسلام و هشدارهای مکرر در روایات و سیره معصومین(ع) درباب هوای نفس و لزوم به مهار کشیدن و مخالفت با آن و تلاش برای عمل دینی از جمله علل این مهم به شمار می‌آید. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۴۱)
کارکرد آموزشی تنها در مدارس علوم دینی به عنوان هدف تاسیسی به شمار می‌آید و صورت کلاسیک با برنامه‌های آموزشی مشخص داشته است. در سایر رسانه‌ها، فراگیری اصول اعتقادی و پاره‌ای دستورات اخلاقی و احکام عملی اسلام پس از کارکرد ارشادی مورد نظر می‌باشد و از این‌رو آموزش و ارتقای سطح دانش و شناخت اسلامی مخاطبان به صورت غیرکلاسیک را از دیگر کارکردهای این ارتباطات باید بدانیم. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۴۱)
رسانه‌های سنتی دینی همواره محلی برای تبادل اخبار و رویدادها و نیز طرح آخرین اطلاعات دینی جامعه بوده‌اند. کارکرد اطلاع‌رسانی رسانه‌های سنتی به‌ویژه در دوره حکومت‌های جور و فاسد و نیز در مقاطعی که وسایل ارتباط جمعی در دسترس متدینین نبوده یا مشروعیت خود را نزد آن‌ها از دست داده‌اند، اهمیت زیادی داشته‌است. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۴۱)
کارکرد سرگرمی در این رسانه‌ها کمتر از سایر کارکردها بوده است و شاید تنها در مراسم مربوط به اعیاد دینی و تا حدودی در تعزیه این نیاز مخاطبان مورد توجه بوده است.
ویژگی ذاتی ارتباطات سنتی چهره‌به‌چهره و تأثیرات مربوط به آن به طور طبیعی و عام در همه این رسانه‌ها وجود داشته است. ارتباط مستقیم میان ارتباط‌گران و مخاطبان، روابط چهره‌به‌چهره میان مخاطبان با محیط پیرامون، بازخوردهای فوری و تأثیرات مربوط به بیان احساسات، شور و جذبه فردی و جمعی و از این دست که خاص ارتباطات انسانی است، ازتوانمندی‌های ارتباطات سنتی به شمار می‌آید و نیز محدودیت‌های آن به لحاظ سرعت، گستردگی، قابلیت دسترسی وکنترل وسازماندهی و … ازجمله زیرساخت‌های این الگوی ارتباطی محسوب می‌شود. (باهنر، ۱۳۸۵ :۱۴۲)
دین در ارتباطات مدرن
رابطه میان دین و رسانه، پیشینه‌ای همسان تاریخ رسانه‌ها دارد. اولین کتاب چاپی جهان که در سال ۱۴۵۳ میلادی از سوی گوتنبرگ منتشر شد، انجیل بود. همان طور که مخترع رادیو نیز از بنیان گذاران رادیو واتیکان بود. تاریخ نشان می‌دهد که هر چقدر تولید پیام در یک رسانه جدید آسان تر و پوشش آن وسیع تر بوده، انگیزه مبلغان مذهبی برای به کار گیری آن بیشتر می‌شده است.آنچنان که در سال ۱۹۳۱، در شرایطی که هنوز بسیاری از کشورهای جهان فرستنده رادیویی نداشتند تلاش‌های واتیکان به ثمر رسید و صدای مسحیت به طور همزمان به سراسر جهان رفت. در مراسم افتتاح این رادیو که روز ۱۲ فوریه سال ۱۹۳۱ با حضور پاپ پیوس یازدهم و مارکنی برگزار شد، مخترع رادیو گفت :
«خداوند متعال این امکان را برای بشر فراهم کرده که نیروهای رازآمیز طبیعت را به خدمت بگیرد و این سعادت را به من ارزانی کرد تا با اختراع این دستگاه، تمام انسان‌های باایمان کره زمین بتوانند از طریق آن صدای همایون پدر مقدس را بشنوند.»(محسنیان راد، ۱۳۸۸: ۱۹)
واتیکان پس از آن و به تدریج توانست با ایجاد فرستنده‌های متعدد، صدای خود را به صورت ۲۴ ساعته به ۳۴ زبان مختلف به سراسر جهان ارسال کند. (محسنیان راد، ۱۳۸۸: ۱۹)
نخستین جمعیت‌های دینی که قدرت رادیو و تلویزیون را به عنوان ابزار تغییر و تحول دریافتند سازمان‌های بنیاد‌گرا و اونجلیسیتی مسیحی بودند. (باهنر، ۱۳۸۵: ۱۶۸) اونجلیست‌ها نمونه ای عالی از حضور اجتماعی گروه‌های سازمان یافته در فضای عمومی در آمریکا سکولارترین جامعه در جهان معاصر هستند.
در نقاط دیگر جهان، پخش برنامه‌های دینی به طرق گوناگون صورت گرفته و همیشه تحت تاثیر دین خاص کشور مربوطه و شرایط سیاسی آن بوده است. تا سال ۱۹۴۴ همه برنامه‌های دینی در ایتالیا ؛ کاتولیکی بودند، ولی پس از ان، زمانی نیز به برنامه‌های غیر کاتولیک اختصاص یافت و پروتستان‌ها و یهودیان نیز ساعاتی برای پخش برنامه‌های دینی خود به دست آوردند. در آفریقا پخش برنامه‌های مذهبی زمان کمی را به خود اختصاص می‌دهند . در جهان اسلام تمایز اندکی میان دین و فرهنگ وجود دارد و به همین دلیل، رادیو و تلویزیون دولتی معمولا به پخش برنامه‌هایی می‌پردازند که فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظایر آن‌ها، ولی در عین حال دینی هم هستند. هم چنین زمان قابل توجهی به پخش اذان و نماز و گفته‌های رهبران سیاسی و مذهبی اختصاص داده می‌شود. در این شبکه‌ها زمانی به اقلیت‌های دینی اختصاص نمی‌یابد، چون در چارچوب شریعت اسلامی، ادیان دیگر حق تبلیغ در کشورهای اسلامی را ندارند. به طور کلی بیشترین میزان پخش برنامه‌های دینی در دنیا به کشورهای اسلامی تعلق دارند.(محمدی،۱۳۸۲: ۲۲۸-۲۰۵)
الف) تاریخچه تلویزیون مذهبی
ظهور پروتستانیزم در اروپا و گسترش آن در غرب دستاوردهای مهمی در پی داشت که تحولات به وجود آمده در معارف اعتقادی و شیوه‌های عملی زندگی مسیحیت از جمله آن‌ها محسوب می‌شود. جریان پروتستانتیزم در آمریکا،متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی این کشور با فراز و نشیب‌هایی در تاریخ خود روبه رو گشته و سه فرایند رسمیت باختگی را پشت سر نهاده است . شرایط پدید آمده سبب تحول در جریان اصلی و ظهور حرکت‌های احیاگرانه مسیحی گردید تا جایگاه به خطر افتاده دین تثبیت شود.(باهنر، ۱۳۸۵: ۱۶۸)
نخستین فرایند رسمیت باختن در دوران تدوین قانون اساسی آمریکا و جدایی دین و دولت بر اساس این قانون اتفاق افتاد که در اثر آن جریان انجیلگرایی یا اونجلیسم برای حفظ پروتستانیزم پدیدار گشت و به عنوان یک مذهب خودجوش از میان مردم، و نه به صورت رسمی، به تدریج در جامعه آمریکا مسلط گردید، به گونه ای که در اواخر قرن ۱۸ و قرن ۱۹ به عنوان فرقه مسلط پروتستانیزم در جامعه آمریکا شناخته شد . این جریان بر اصالت انجیل و اقتدار آن، تجربه عمیق مذهبی، عمل گرایی و محوریت تصلب تاکید داشت. (باهنر، ۱۳۸۵: ۱۶۸)
دومین فرایند پس از جنگ داخلی آمریکا که با صنعتی شدن جامعه همراه بود. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ موسسات آموزشی به سرعت رشد کرده و به تدریج از سلطه سازمان‌های مذهبی خارج شدند که این در واقع فرایند سکولار شدن آموزش و از دست رفتن هژومونی فرهنگی پروتستانیزم در عرصه عمومی جامعه آمریکا است. اونجلیست‌ها [۱]در این دوره که در واقع در میانه طیف کلیساهای جریان اصلی (لیبرال) و بنیادگرایان تندرو قرار داشتند، در کلیساهای خود باقی ماندند و سعی کردند با حضور در صحنه، فعالیت‌های تبشیری خود را ادامه دهند. آن‌ها، سال‌ها با مدارس مذهبی، انتشارات دینی و از این دست مرتبط بودند و اختراع رادیو را همچون جرقه‌ای برای تجدید حیات اونجلیسم می‌دانستند. در دهه‌ های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شخصیت‌ها و کلیسا‌های اونجلیستی به تاسیس ایستگاه‌ها و تولید برنامه‌های رادیویی روی آوردند که البته توام با بحث و جنجال‌های بسیاری بود. پیام‌های تولیدی از سوی آن‌ها ساده و مستقیم و شامل ترکیبی از روش‌های محافظه کارانه و فرهنگ آمریکایی بود. واکنش فرقه‌های مذهبی به واقعیت نو ظهور برنامه‌های رادیویی، خرید و تاسیس ایستگاه‌های متعدد بود. دولت فدرال برای حدود یک دهه هیچ‌گونه کنترلی را بر برنامه‌ها اعمال نکرد و این سبب نزاع برای دستیابی به فرکانس‌های مناسب و نیز جدال‌های فکری برنامه سازان مذهبی می‌شد. شبکه NBC برای نخستین بار در سال ۱۹۲۳ یک برنامه مذهبی را به جای کلیسا از استودیو رادیویی خود برای علاقه مندان پخش کرد. پس از آن شورای فدرال کلیسا‌ها نماینده‌هایی را برای حضور در شورای مشورتی برنامه‌های مذهبی NBC تعیین کرد . به تدریج شبکه‌های دیگری هم‌چون ABC,NBS,CBC نیز زمان‌هایی را برای پخش برنامه‌های مذهبی اختصاص دادند و در این مسیر نیز محدودیت‌های ویژه ای برای فروش زمان پخش به گروه‌های مذهبی ایجاد کردند و تنها تعدادی از گروه‌های بزرگ امکان استفاده از این فرصت‌ها را پیدا نمودند. یکی از تجربه‌های مهم اونجلیست‌ها در این دوره که در پیدایش تله اونجلیسم موثر واقع شد، این بود که آن‌ها دریافتند کارکرد خوب و موثر برنامه‌های دینی زمانی است که با فعالیت‌های غیر رسانه ای و ارتباطات چهره به چهره همراه شود. به این ترتیب پخش برنامه‌های رادیویی در فاصله سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ گسترش و تنوع نسبی یافت و بخش‌های خبری و نمایشی نیز بدان‌ها افزوده شد و برنامه‌های دینی برای کودکان نیز پیش بینی و تهیه گردید. (باهنر، ۱۳۸۵: ۱۶۸)
نخستین برنامه تلویزیونی دینی که توسط یک فرقه بزرگ مسیحی تولید شد، برنامه This is the life در سال ۱۹۵۲ بود که هزینه تولید این برنامه در سال ۱۹۵۵ بالغ بر ۷۵۰ هزار دلار گردید. جریان تولید فیلم دینی که از سال ۱۹۴۵ با ساخت فیلم Beyond our own توسط کمیسیون فیل پروتستان آغاز شده بود، در طول دهه ۱۹۵۰ استمرار یافت و همچنین شخصیت‌های دینی به طور گسترده در برنامه‌های گفتگو و مصاحبه رادیو و تلویزیونی شرکت می‌کردند. دوره‌های اموزشی، کارگاه‌ها و انتشارات دینی متعددی در حوزه رادیو و تلویزیون دینی صورت پذیرفت. (باهنر، ۱۳۸۵: ۱۶۹)
سومین فرایند رسمیت باختن پروتستانیزم در دهه ۱۹۶۰ واقع شد. در این دهه گسستی میان پروتستانیزم و زندگی آمریکاییان پدیدار گردید و گروه‌ها و جنبش‌های ضد فرهنگ پروتستان با تکیه بر خوش‌گذرانی به جای کار و تلاش، و بی‌قیدی به جای قانون‌گرایی و از این دست رشد یافتند. در این دوره اشکال گوناگون دینی پدیدار گردید. در دهه ۱۹۷۰ گروه‌های پروتستانی گذشته که از دهه ۱۹۶۰ رو به افول نهاده بودند به تدریج اعضای خود را از دست دادند در حالی که برخی گروه‌های اونجلیست‌ها رو به رشد نهادند که می‌توان آن را احیای اونجلیست دانست. جریان نوظهور نئواونجلیسم در مسیر جریان اصلی کلیسا قرار گرفت و اغلب شاخه‌های مسیحیت از جمله کلیسای روم را تحت تاثیر قرار داد. نئواونجلیست‌ها توجه رسانه‌ها و مؤسسات سکولار را به خود جلب کردند. یکی از عوامل اصلی در این احیای سیاسی و دینی، استفاده از رسانه‌های الکترونیک برای ایجاد قدرت و سازماندهی بود.نقش این رسانه‌ها، هم در بیداری و آگاهی بخشی به مشارکت کنندگان در این جریان و هم متقاعد ساختن عامه مردم در خصوص این تحول فرهنگی و دینی عظیم بسیار برجسته بود. این پدیده را امروزه تله اونجلیسم می‌نامند. عوامل اجتماعی و دینی نئواونجلیسم که تحت تاثیر گسترده رادیو وتلویزیون مذهبی و نهادهای چند رسانه ای قرار داشتند، کلیسای الکترونیک نام گرفتند. (باهنر، ۱۳۸۵: ۱۷۰)
امروزه در غرب، سازمان‌ها و آژانس‌های متعدد دینی مشغول فعالیت هستند که اغلب آن‌ها متعلق به پروتستان‌ها، کاتولیک‌ها و یهودی‌ها می‎باشند. هم‌چنین صدها ایستگاه خصوصی رادیو و تلویزیونی و شبکه‎های‌ متعدد محلی و ملی در کشورهای مسیحی دست‌اندرکار تولید و پخش برنامه‎های دینی هستند. در مجموع می‎توان دو کارکرد کلیسای الکترونیک را به قرار زیر تشخیص داد:

    1. تلاش برای استفاده از ظرفیت‌های طبیعی رسانه به‌منظور درگیر ساختن بخش بزرگتری از جامعه در مسائل مذهبی که عمدتاً اجتماعی و سازمانی هستند و کارکردهای اصلی آن‌ها اطلاع‌رسانی، آموزش و ارشاد است که با قالب‌های خبر، سخنرانی، گفت‌وگو، مصاحبه، پرسش‌وپاسخ، میزگرد، آموزش، مستند، جنگ و نمایشی، اعتقادات کاربردی مسیحیت را در پاسخ‌گویی به حقایق روز اجتماعی ارائه می‎کنند.
    1. فراهم ساختن اشکالی از تجارب عبادی که شامل مراسم رسمی عبادی کلیسا است که یا در استودیو اجرا می‎شود و یا مستقیماً از کلیسا گزارش می‎شود. (باهنر،۱۳۸۷: ۱۷۴)

تجربه هشتاد ساله دنیای مسیحیت از به‌کارگیری وسایل ارتباط جمعی نوین حایز دستاوردهای مهمی درحوزه ارتباطات و دین بوده است که به برخی از نکات مربوطه براساس پژوهش‎های کتابخانه‎ای و پیمایشی انجام شده، اشاره می‎نماییم:

    1. به‌دنبال کاهش حاکمیت کلیسا، سیال شدن فرهنگ عصر حاضر و جایگزینی مراجع حکومتی به‌جای مراجع دینی، کلیسا به مقتضیات جدید عرضه دین توجه نمود و باجدیت به صنایع فرهنگی و بهره‎مندی از تخصص‌ها و مهارت‌های لازم رسانه‎ای روی آورد، اما حساسیت نسبت به واکنش‌های منفی احتمالی در جامعه سبب گردید تا به نوعی تقلیل‎گرایی روی آورد و ارزشهای انسانی را به عنوان محور مشترک کار رسانه و دین قرار داده و حقانیت خواسته‎های غیر دینی مردم در یک جامعه متکثر را به عنوان یک اصل بپذیرد.
    1. پیام‎آفرینان برنامه‎های مسیحی به‌طور عمده رهبران مذهبی و از روحانیون کلیساها می‎باشند. (باهنر،۱۳۸۷: ۱۷۴)
    1. پخش مراسم عبادی و سنتی دینی و موعظه‎ای روحانیون بدون دخل‌وتصرف‌های برنامه‎سازی جایگاه ویژه‎ای در کلیسای الکترونیک دارد. بدین ترتیب، به‌کارگیری تعبیر دین تلویزیونی شده به جای تلویزیون دینی برای این تجربه مسیحی صحیح‎تر به‌نظر می‎رسد.
    1. مهم‎ترین معضل رسانه‎های الکترونیکی مسیحی مربوط به کارکرد سرگرمی این رسانه است. طرح تعارض ذاتی دین با سرگرمی و سقوط معنوی دین در اثر روی ‎آوردن به قالب‌های سرگرم کننده در مقابل اعتقاد به وجود زمینه‎های بی‌شمار جذاب و زیبا در معارف دینی برای طرح مناسب آن‌ها از جمله چالش‌های موضوع به شمار می‎آید. (باهنر،۱۳۸۷:۱۷۴)
    1. خصوصیات مخاطبان برنامه‎های رادیو و تلویزیون مسیحی با ویژگی‌های مسیحیان متدین انطباق بیشتری دارد تا خصوصیات عمومی بینندگان این رسانه‎ها. تجربه موجود هنوز نتوانسته است که به‌گونه‎ای موفق پای خود را از محدوده زندگی در جامعه کلیسایی فراتر نهاده و با طرح ایده و الگوهای نوین، علایق و نیازهای منتظران پشت درب‌های دنیای کلیسا را پاسخی شایسته دهد.
    1. کلیسای الکترونیک هیچگاه خود را معارض یا نافی رسانه‎های سنتی دینی با اتکاء بر ارتباطات چهره‌به‌چهره معرفی ننموده است. بلکه صاحبان تجربه رادیو و تلویزیون مسیحی استمرار ارتباطات سنتی و مستقیم را امری لازم شمرده و آن‌را پشتوانه و مکمل فعالیت‌های رسانه‎ای دینی می‎دانند. (باهنر،۱۳۸۷: ۱۷۴)

ب) دین در تلویزیون ایران
از زمان راه‌اندازی نخستین فرستنده رادیویی در ایران حدود۷۰ سال و نخستین فرستنده تلویزیونی بیش از ۵۰ سال می‌گذرد و در طول این سال‌ها، برنامه‌های اسلامی همواره بخشی از برنامه‌های رادیو تلویزیون ایران را تشکیل می‌داده‌است. پخش این برنامه‌ها پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۹۸۰ تاکنون روزافزون بوده و به لحاظ کیفی نیز تحولات چشمگیری داشته‌است. ایران به عنوان تنها کشوری در جهان که رادیو و تلویزیون آن در انحصار حکومت است و تنها کشور جهان که حکومتی دینی آن را اداره می‌کند، مانند دیگر جوامع، شاهد تحولات سریع دو دهه اخیر در حوزه فناوری‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطی است. ایرانیان از جمله دست اندرکاران تبلیغ دینی، حدود ۲۴۰ سال دیرتر از مسیحیان با اولین رسانه آشنا شدند و در واقع ۲۴۰ سال رسانه اصلی شان منبر بود. و زمانی هم که رسانه دار شدند، ابزاری شد برای تبلیغ شاهان. احمد شاه قاجار اولین روزنامه ایران منتشر شد. در واقع ۲۴۰ سال، در حالی که میز خطابه در اروپا این فرصت را یافته بود که در کنار رقیبی چون مطبوعات و متعاقباً دیگر وسایل ارتباط جمعی، تفاوت ماهیت خود ورسانه‌ها را دریابد ؛ منبر در ایران کماکان به عنوان رسانه بدون رقیب به حیات خودش ادامه می‌داد. ضمن آنکه سه تجربه تقریبا موفق را نیز پشت سر گذاشته بود : ماجرای تنباکو، مشروطیت و انقلاب اسلامی. این سه تجربه سوای مزایای که برای منبر داشت، او را دچار تصمیم گیری‌هایی کرد که حاصلش را می‌توان در ماهیت رادیو و تلویزیون دهه۱۳۶۰ دید. این تصمیم گیری از آن جهت به سرعت عملی شد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای اولین بار در جهان، یک رسانه سنتی –منبر- برنامه ریزی رسانه‌های مدرن را در دست گرفت.(محسنیان‌راد،۱۳۸۸: ۲۲) این جابه جایی به تحمیق جامعه از طریق رویکردهای غرب گرایانه و تجددطلبانه –به جای تمدن طلبانه-پایان داد ولی در عوض رادیو در ایران شبیه رادیو شد.در این دوران، رویکرد سکولار جای خود را به رویکرد محتوا-محور یا معنا-محور داد. «این رویکرد برای رسانه‌ها جنبه ابزاری قائل است؛ دراین رویکرد، دین به عنوان مهم‌ترین نهاد معنابخش در زندگی انسان مطرح می‌شود با این دیدگاه که «رادیو و تلویزیون به عنوان ابزار، فی‌حد ذاته، از نظر اسلام، مشروع است و می‌توان در تبلیغ دین از آن‌هااستفاده کرد. در سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۴ شمسی) تلویزیون ایران در جهان بالاترین سهم برنامه‌های دینی–که اکثراً سخنرانی‌های مذهبی و منبری بود- داشت. (محسنیان‌راد،۱۳۸۸: ۲۲)
۶٫۲٫۲ رسانه‌ای شدن
رسانه‌ها در دنیای امروز، جایگاه قابل توجهی در همه عرصه‌ها پیدا کرده‌اند و از مفهوم «رسانه‌ای شدن» حوزه‌های گوناگون سخن گفته می‌شود. رسانه‌ای شدن فرهنگ، ورزش، سیاست، دین وغیره از جمله مفاهیم جدیدی است که در این راستا به آن توجه شده است. دین رسانه‌ای نیز پی آمد فرایند رسانه‌ای شدن دین در نتیجه گسترش وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های مدرن است. رسانه‌ای شدن امور، فرهنگ جدیدی را پدید آورده که فرهنگ رسانه‌ای نام گرفته است. در این فرهنگ رسانه‌ای جدید، شیوه‌های نمایشی پیچیده و جدیدی برای جذب مخاطبان و افزایش قدرت نفوذ و سود استفاده می‌شود. از جمله جدیدترین شیوه‌ها چند رسانه‌ای‌ها هستند که وجه نمایشی فرهنگ رسانه‌ای را برجسته‌تر کرده‌اند.(بشیر، ۱۳۸۵: ۱۴۰)
داگلاس کلنر از جمله اندیشمندانی است که با نگاهی انتقادی به بحث «رسانه‌ای شدن»، به این امور پرداخته است. از نگاه کلنر (۱۳۸۵:۱۸۱) فرهنگ رسانه‌ای برای جذب مخاطبان بیشتر و افزایش قدرت و سود خود، هر روز شیوه‌های نمایشی و چشم‌اندازهای پیچیده و فنی جدیدتری به کار می‌گیرد.
دین رسانه‌ای[۲]
انتقال و گسترش مفاهیم دینی از شکل محدود و سنتی آن به مقیاسی گسترده و مدرن، خود تحولاتی گسترده در قشرهای گوناگون جامعه ایجاد کرده است، به گونه‌ای که مخاطبان از قشری خاص در ساختار سنتی به مخاطبان چند قشری و چند جنسیتی در تحولات رسانه‌ای مدرن تبدیل شده و تغییرهای مهم و متفاوتی را در جوامع پدید آورده است. این توسعه مخاطب در دنیای رسانه‌ای دین منجر به تاثیرهای گسترده‌ای در فهم و برداشت قشرهای گوناگون جامعه از دین شده است. در واقع دین رسانه‌ای نوعی ساختار شکنی از فضای سنتی آموزش و تبلیغ دین که محدود به زمان و مکان و نیز محدود به جمعی خاص بوده، می‌باشد و تحولات مدرن رسانه‌ای ضمن در هم شکستن ساختار تک‌بعدی سنتی، تاثیرات را بر مخاطبان متنوع خود چند بعدی ساخته است.(نوربخش، ۱۳۹۰: ۷۶۱)
دین رسانه‌ای، گفتمان جدیدی است که طی آن منش ارتباطات دینی و حتی موضوع و کارکرد گفتمان دینی تغییر می‌یابد. دین رسانه‌ای با بازتولید کردن دین، موجبات بازنمایی دین را فراهم و با تغییر موقعیت دین در افکار عمومی، هویت دینی جدیدی، متاثر از عوامل فرافرهنگی ایجاد می‌کند و نهادهای دینی سنتی را به چالش می‌کشد. بدین وسیله دین از سویی رسانه را مورد استفاده قرار می‌دهد تا خود را در فرهنگ عمومی نشان دهد و از سویی دیگر رسانه نیز ضمن توجه به دین، در فهم دینی اثر می‌گذارد .
امروزه دین بیش از گذشته به یک بخش از زندگی روزانه انسان‌ها تبدیل شده است که توسط رسانه‌ها به همان اندازه منعکس می‌شود و تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در طی این پروسه، دین غیر سلسله مراتبی می‌شود و ارزش‌های دینی و اخلاقی، بدین وسیله جزئی از زیبا‌یی‌های اجتماعی ‌می‌شوند. رسانه‌ها می‌توانند جهان فرهنگ دینی را به سمت علایق بازار یا به سمت سیاست ببرند یا اینکه به وسیله مجموعه‌ها و انجمن‌ها، به عنوان ابزاری مورد سواستفاده قرار بگیرند. (Bauer,2003)
۷٫۲٫۲ تلویزیون، جامعه و مذهب
برای بررسی جایگاه تلویزیون در جوامع امروزی، باید دست‌کم سه موضوع مهم را مدنظر داشت. نخستین موضوع، تکثر و گوناگونی جامعه‌های مدرن است. امروزه در بسیاری از جامعه‌های مدرن و در حال توسعه، تحرک اجتماعی و جغرافیای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سبب شده تا تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی به صورت توده‌ای درآید. چنین تکثری ارتباط بسیار نزدیکی با رشد نگرش‌های سکولار در بسیاری از جوامع مدرن دارد. بنابراین انسجام فرهنگی که در دهه‌ های قبل، در جوامع وجود داشت از بین رفت و انسان‌ها که هویت خود را از نهادها و مؤسسه‌های فرهنگی به وی‍ژه مذهب و از راه شرکت در ارتباطات گروهی اخذ می‌کردند، به موجوداتی منفرد و منزوی بدل شدند. در چنین وضعیتی، تلویزیون هم‌چون همدمی مجازی وارد زندگی انسان‌ها شد و جای بسیاری از موسسه‌ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی را تصاحب کرد. همان‌گونه که والدین بسیاری از وظایف تربیتی خود را به تلویزیون تفویض کردند ؛ نهادهای مذهبی نیز برخی کارکردهای خود را رها ساختند و مردم در جست‌وجوی آرامشی که از راه شرکت در مراسم مذهبی به دست می‌آوردند، به تلویزیون روی آوردند. (رضایی بایندر،۱۳۹۰: ۵۷۱)
موضوع دوم جایگاهی است که تلویزیون در جوامع امروزی دارد. در این جوامع، تلویزیون مهم‌ترین منبع اطلاعات و ترویج ارزش‌ها است . اکنون بسیاری از بزرگان دین در کنار مواعظ خود، پیروانشان را به کسب اطلاعات از راه رسانه‌های گروهی فرا می‌خوانند. ولی کدام رسانه از دیدگاه آن‌ها رسانه‌ای است که واقعیت‌ها را چنان که حقیقت دارند، بنمایاند ؟
در سراسر جهان یک رویه کلی وجود دارد و آن اینکه در تلویزیون‌های دولتی که برای عموم مردم برنامه پخش می‌کنند، معیار اصلی، حضور جامعه و نهادهای آن در محتوا و بطن برنامه‌ها و احترام به سنت‌ها و آیین‌های مذهبی و فرهنگی است. در تلویزیون‌های خصوصی، هدف نهایی جذب هر‌چه بیشتر مخاطبان و کسب منافع بیشتر است ؛ از این رو بسیاری از ارزش‌های معنوی نادیده گرفته شده و اخلاقیات قربانی سودجویی می‌شود. ( رضایی‌بایندر،۱۳۹۰: ۵۷۲)موضوع سوم، ماهیت رسانه تلویزیون است. تلویزیون به منزله رسانه‌ای دیداری و شنیداری، زندگی انسان‌ها را تسخیر و در اعماق وجود آن‌ها رخنه کرده و احساسات نوع بشر به شدت تحت تاثیر این رسانه قرار گرفته است. مذهب و عاطفه رابطه نزدیکی با هم دارند، احساسات مذهبی انسان‌ها به وسیله جنبه‌های احساسی و عاطفی که تلویزیون ایجاد می‌کند، دستخوش تحولات شگرف شده است. تلویزیون با بهره‌گیری از امکانات فنی، حقایق را نسبی جلوه می‌دهد و با غلبه بر احساسات و افکار انسان‌ها، قدرت تفکر را از آن‌ها می‌گیرد. (رضایی بایندر،۱۳۹۰: ۵۷۲)

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی آموزه‌ های دینی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حکایت نهم: دیوانه‌ی خردمند
نقل کرده‌اند که: در زمان خلیفه منصور، مردی با خود قرار گذاشته بود تا با صد نفر مشورت نکند، زن نگیرد. با نودونه نفر مشورت کرد. یک شب با خود گفت: اوّل صبح، هر کسی را که ببینم، با او مشورت می‌کنم. وقتی صبح شد، دیوانه‌ای دید که سوار نی شده بود و کودکان پشت سر او می‌دویدند. مرد ناراحت شد و گفت: چگونه با او مشورت کنم، دیوانه که عاقل نیست که سخن عاقلانه بگوید، امّا از روی ناچاری از او سؤال کرد و گفت: ای دیوانه! چگونه زنی را برای خود خواستگاری کنم؟ گفت: «زنان سه گونه‌اند: یکی برای تو و به سود توست نه بر علیه تو!؛ و یکی نه برای توست و نه بر علیه توست؛ و یکی نه برای توست، ولی بر علیه تو است! مواظب باش تا اسب من تو را لگد نزند». گفت و رفت. پشت سرش دویدم و گفتم: «این سخن عاقلان است نه دیوانگان! معنی سخن را آشکار کن». دیوانه گفت: «زنی که برای توست، زنی است که باکره باشد و قبل از تو کسی او را ندیده باشد و مهر تو در دلش باشد، امّا آن زن که نه برای تو و نه بر علیه تو هست، آن است که شوهر دیگری داشته و دلش با شوهر اوّل است و آنکه نه برای تو، ولی بر علیه تو است، زنی است که از شوهر دیگرش فرزندی دارد و همیشه سرگرم فرزندش است و هرچه تو داری برای فرزندش مصرف می‌کند و اگر سختی پیش بیاید، می‌گوید از بدشانسی من بود که دچار تو شدم». گفت و رفت. از او پرسیدم: چرا خود را به شکل دیوانه ساخته‌ای؟ گفت: خلیفه منصور، دادستانی بغداد را به من داد و من و سه نفر دیگر بودیم، یکی ابوحنیفه که گفت: من لایق قضاوت نیستم. به من چون اصرار و پافشاری کردند، به آن‌ها گفتم: اگر راست می‌گویم، دست از سر من بردارید و اگر دروغ گفتم، پس دروغگو لایق قضاوت کردن نیست. پس خودم را دیوانه نشان دادم تا از این تکلیف معاف شوم، از ترس آنکه مبادا حکمی دهم که رضای خداوند در آن نباشد! من تعجّب کردم و رفتم.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

حکایت دهم: کیاست زن بَزّاز
دلّه‌ی محتال، زنی پر مکر و حیله بود که با همه‌ی وقاحت و فصاحتش، از زن بزّاز کم آورد. روزی در بازار می‌گذشت، بزّازی با غلام خودش می‌گفت: به خانه برو و به بی‌بی بگو: مقنعه‌ی سبزی که خواسته بودی برایت فرستادم. در صندوق دو پارچه‌ی اطلس است که قرمز و سبز است، هر دو تا را بفرست که خریدارش آمده است. دلّه وقتی شنید، یک مقنعه‌ی سبز خرید و با عجله دنبال غلام رفت و به غلام گفت: با من بیا تا بهای لباس را بدهم و صبر کن تا پول آن را بیاورم. آنگاه به خانه‌ی بزّاز رفت و مقنعه را به زنش داد و گفت: شوهرت می‌گوید: دیشب مقنعه‌ی سبز خواسته بودی و گفته این را به تو بدهم و دو اطلس که در صندوق است به من بده تا برایش ببرم. زن بزّاز مقنعه را گرفت و گفت به کسی که نمی‌شناسم، اطلس نمی‌دهم. زن گفت: مقنعه را پس بده، گفت: چیزی که از شوهرم خواسته‌ام را نمی‌توانم پس دهم. وقتی دید مکر و فریب در آن زن فایده‌ای ندارد، مقنعه را گذاشت و رفت و این حکایت تنبیهی است برای افراد دوراندیش تا در نشان‌ها فکر کنند و بیندیشند و پیش هر کسی نگویند تا شرط آن را رعایت کرده باشند.
حکایت یازدهم: کیاست باغبان
نقل کرده‌اند که: چهار نفر از انصاف؛ از جمله دانشمند، علوی، نظامی و بازاری، در باغی رفته بودند و مشغول خوردن میوه بودند. صاحب باغ که مردی زیرک و عاقل بود، دید که میوه‌های بسیاری را اسراف کرده‌اند. با خودش گفت: من تنها هستم و با چهار نفر نمی‌توانم مقابله کنم. پس چاره‌ای اندیشید و به مرد دانشمند گفت: تو مقتدا و پیشوای ما هستی و بر گردن ما حق داری و این سیّد هم از خاندان پیامبر (ص) است و دوستی او بر ما واجب! مرد نظامی هم از جان و مال ما حمایت می‌کند، امّا این مرد بازاری در باغ من چه می‌کند؟ پس گریبان او را گرفت، ضرب شستی نشان داد و دست و پای او را بست. پس رو به نظامی کرد و گفت: من خدمتکار علما و سادات هستم، امّا تو نمی‌دانی که وقتی من مالیات انگور را به سلطان دادم، دیگر هیچ حق بر گردن من ندارد. پس تو به چه دلیل به باغ من آمده‌ای؟ و او را نیز ادب کرد و دست و پایش را بست. بعد از آن به دانشمند گفت: حرمت سادات واجب است، امّا تو که ادّعای علم می‌کنی، نمی‌دانی که بدون اجازه نباید وارد باغ کسی شوید؟ پس این علم تو چه ارزشی دارد؟ و او را گرفت و زد و دست و پایش را بست. سیّد تنها ماند. رو به او کرد و گفت: ای نااهل! آیا تو فکر نکردی که نباید بدون اجازه به باغ من بیایی و مال مرا از بین ببری؟ پیغمبر (ص) کجا گفت که مال امّتِ من بر سادات حلال است؟ پس او را نیز بست و به این وسیله هر چهار نفر را اسیر کرد. پول انگور را از آن‌ها کامل گرفت، در حالی که اگر از اوّل با جسارت با این‌ها جنگ می‌کرد، این چهار نفر بر او مسلّط می‌شدند، اما با زیرکی به مراد خود رسید.
حکایت دوازدهم: سیماب و زر
از معتمدی شنیدم: وقتی از ترکستان به سمت غزنین می‌آمدیم، مردی در میان ما مقدار زیادی جیوه داشت. در بین راه، گذر ما بر جوی‌ها و رودهای آب افتاد. اسب‌ها را با حیله از آن آب‌ها گذراندیم. ناگهان اسب این مرد که با خود جیوه داشت، افتاد و به خاطر سنگ‌های تیزی که در آب بود، مشک پاره شد و جیوه‌ها در آب ریخت و پخش شد و قابل جمع کردن نبود. آن مرد دل از جیوه‌ها کند و همراه ما به غزنین آمد. سپس بار دیگر که به آنجا رفتیم، در همان‌جا منزل کردیم. آن مرد به هوای جیوه‌ها در آب خوب نگاه کرد، چیزی روشن در میان آب دید، دستاری به کمرش بست و در آب رفت و همه‌ی آن جیوه‌ها در یکجا جمع شده بودند. همه را در مشک کرد و آورد. خورده‌های طلا دید که به جیوه‌ها چسبیده بود و آنکوه معدن طلا بود و نزدیک به سیصد دینار به واسطه‌ی جیوه‌ها نصیب آن مرد شد. جیوه‌ها به همان مقدار بود و خاصیّت محبّت طلا و جیوه جز خدای بزرگ کس نداند.
حکایت سیزدهم: زن دانا و کاردان
نقل کرده‌اند که: در عهد سلطان‌محمود، زنی پادشاه ری بود که به او سیّده می‌گفتند و بسیار زیرک و کاردان بود. او زن فخرالدّوله بود و وقتی فخرالدّوله مرد، چون پسرش ناخلف بود، مادرش ری را اداره می‌کرد. وقتی سلطان‌محمود شنید در ری زنی پادشاهی می‌کند، فرستاده‌ای نزد او فرستاد و گفت: باید خطبه و سکّه به نام من کنی و مالیات بپردازی و اگر چنین نکنی به آنجا لشکرکشی می‌کنم و پادشاهی و دولت تو را برمی‌اندازم! زن به فرستاده گفت: به سلطان‌محمود بگو: وقتی فخرالدّوله زنده بود، همیشه با خود فکر می‌کردم مبادا که سلطان‌محمود به دیار ما حمله کند! وقتی فخرالدّوله مرد، به کلّی این اندیشه را از سرم بیرون کردم و گفتم: سلطان‌محمود پادشاهی بزرگ است و می‌داند که به جنگ زنی نباید برود، امّا اکنون حاضرم با تو بجنگم. اگر شکست بخورم، برای من عار نباشد که گریز از چون تو پادشاه بزرگی، عیب نیست، امّا اگر تو شکست بخوری، عیب بزرگی است و برای من افتخار و مردم تو را سرزنش می‌کنند که از زنی شکست خورده است. وقتی این حرف‌ها به گوش سلطان‌محمود رسید، هرگز به عراق فکر نکرد و به کفایت و علم آن زن، شهر از دشمن در امان ماند.
حکایت چهاردهم: اقرار به کفر
نقل کرده‌اند که: حجامه کافری را گرفت و به نزد هارون‌الرّشید آوردند. خلیفه به او گفت: ای دشمن خدا! تو کافر هستی؟ گفت: نه. ای خلیفه! من چطور کافر باشم که تمامی نمازهای واجبم را می‌خوانم و تمام اعمال و عبادات را انجام می‌دهم. هارون گفت: ای بدبخت! می‌زنمت تا اقرار کنی! گفت: ای خلیفه! تو برخلاف سنّت پیامبر (ص) عمل می‌کنی. گفت: چطور؟ گفت: او شمشیر می‌زد تا به مسلمانی اقرار کنیم و تو چوب می‌زنی که به کافری اقرار کنیم! هارون از این سخن تعجّب کرد و او را رها کرد.
حکایت پانزدهم: درشتی و نرمی
نقل کرده‌اند که: روزی مرد عربی از انصار می‌آمد و درباره‌ی خوبی‌های خود با احمد ابوخالد صحبت می‌کرد. ناگهان احمد ابوخالد خشمگین شد و او را ناراحت کرد و مرد عرب گفت: ای وزیر! بدان که خدای عزّوجلّ چیزی به تو داده است که به پیامبر (ص) نداده است. احمد ابوخالد ناراحت شد و گفت: کفر نگو، به من چه داده که به او نداده؟ گفت: به تو اخلاق بد داده، ولی به پیامبر (ص) نداده، همانطور که می‌فرماید: تو دارای خلق بزرگی هستی. احمد ابوخالد بخندید و به او هدیه‌ای داد و او به این وسیله، به هدف خود رسید و این، از کمال انصاف احمد ابوخالد بود.
۳-۱-۵٫ وفای به عهد
حکایت اوّل: عبدالله‌بن‌عبدالمطلّب و شتران قربانی
محمّدبن‌اسحاق روایت می‌کند: زمانی عبدالمطلّب قصد کرد چاه زمزم را تعمیر کند، امّا قریش با او مخالفت می‌کردند. عبدالمطلّب در آن زمان فقط یک پسر داشت، پس نذر کرد اگر خداوند به او ده پسر بدهد، وقتی همه بالغ شدند، یکی را در راه خدا قربانی کند. خداوند به او ده پسر داد و همگی بالغ شدند. روزی عبدالمطلّب آن‌ها را جمع کرد و نذر خود را به آن‌ها گفت. فرزندان گفتند: هر کدام از ما که بگویی آماده‌ایم. پس نام آن‌ها را نوشتند و قرعه‌کشی کردند. قرعه به نام پسر کوچک‌تر ـ یعنی عبدالله ـ افتاد که پدر، او را از همه دوست‌تر داشت. عبدالمطلّب دست عبدالله را گرفت و او را به قربانگاه برد، امّا قبیله‌ی قریش و بزرگان بنی‌زهره اعتراض کردند. قریش گفتند: اگر هر کسی چنین نذری کند، نسل آدم از بین خواهد رفت. در حجاز پیشگویی هست به نام سجّاح که می‌تواند این مشکل را حل کند. اگر او گفت که باید فرزندت را قربانی کنی، آنگاه عذرت پذیرفته است و اگر بگوید برایش مال خود را فدا کنی، قبول کن. عبدالمطلّب با جمعی از فرزندان و نزدیکان به نزد سجّاح رفت. سجّاح از آن‌ها پرسید: دیه کامل در دین شما چقدر است؟ گفتند: ده شتر. سجّاح گفت: باید بین ده شتر و عبدالله قرعه بیندازید. اگر بر شتر افتاد، شترها را قربانی کنید و اگر بر عبدالله افتاد، تعداد شترها را بیشتر کنید و دوباره قرعه بیندازید تا اینکه قرعه بر شتر بیفتد. عبدالمطلّب شاد شد و در کعبه قرعه انداختند، باز هم به نام عبدالله آمد تا اینکه تعداد شترها به صد رساندند. آن وقت قرعه به نام شترها آمد. بزرگان گفتند: اکنون خداوند از تو راضی شد و قربانی را قبول کرد، صد شتر را قربانی کردند و گوشت آن‌ها را به افراد مستحق دادند. حضرت محمّد (ص) در زمان پیامبری خود، دیه‌ی کامل را صد شتر قرار داد و گفت: من پسر دو ذبیحم، یکی اسماعیل که او را به قربانگاه بردند و خداوند برای او قربانی فرستاد و دوم عبدالله که صد شتر جدّ ما فدای او کرد.
حکایت دوم: نتیجه‌ی وفاداری و نمک‌شناسی
مروان حمار وزیری داشت به نام ابوجعده، که از اشراف عرب بود. وقتی حکومت مروان تمام شد، ابوجعده به خدمت ابوالعبّاس سفّاح درآمد. وقتی مروان کشته شد، سر او را برای سفّاح آوردند و کسی جز ابوجعده نتوانست آن سر را شناسایی کند. سپس گفت: این سر امیرالمؤمنین ماست که دیروز بوده و امروز شکر خدا خلافت به جمال مبارک سفّاح آراسته شده است. ابوجعده از نگاه حاضران فهمید که بد سخن گفته است و مستحقّ مجازات است. چون رسم سفّاح این بود که نباید کسی پیش او، مروانیان را ستایش می‌کرد. پس به خانه رفت و وصیّت کرد و منتظر کشته شدن بود، امّا تا صبح اتّفاقی نیفتاد. صبح به خدمت سفّاح رفت، امّا خلیفه هیچ به روی او نیاورد. او از فردی سؤال کرد: دیروز که من رفتم، اتّفاقی نیفتاد؟ گفت: خلیفه از تو خوشش آمده که حقّ ولی‌نعمت خود را تباه نکردی و حرف زشتی نزدی و تو را سزاوار حقّ و حقوق دانست. بعد از چند روز، عبّاس‌علی، نامه‌ای به سفّاح فرستاد که ابوجعده در مجلسِ تو، مروان را امیرالمؤمنین خطاب کرده و باید او را مجازات کنی تا درس عبرتی برای دیگران باشد. خلیفه این موضوع را با برادرش منصور در میان گذاشت. منصور گفت: ابوجعده مردی کاردان است و شایسته نیست او را بکشیم. سفّاح این حرف را پسندید و روزی که ابوجعده در خدمت او بود و مجلس خلوت شد، به او گفت: رازی با تو می‌گویم که اگر فاش شود، جان تو در خطر است. پس گفت: من گفته بودم هر کس سر مروان را برای من بیاورد او را ولیعهد می‌کنم و عموی من این کار را کرد. او می‌خواهد ولیعهد شود، ولی من می‌خواهم برادرم منصور را ولیعهد کنم، نظر تو چیست؟ ابوجعده گفت: من در این مورد هیچ چیز نمی‌توانم بگویم، ولی زمانی که در خدمت مسلمه‌ی عبدالملک مروان بودم، ناگهان برای او نامه‌ای آمد که سلیمان عبدالملک مرده است و عمر عبدالعزیز که پسر عموی شما بود، ولیعهد شد. مسلمه گریه می‌کرد. یکی از حاضران گفت: به مرگ برادر گریه نکن! بر از دست رفتن خلافت از فرزندان پدرت گریه کن! مسلمه بیشتر نگران شد، ولی بی‌فایده بود. سفّاح گفت: رحمت خدا بر تو که اشاره کردی و نصیحت نمودی و تو با یک کلمه، کسی که به کشتن تو اشاره کرده بود را، از خلافت محروم کرده و حقّ آن‌هایی که در حقّ تو خوبی کرده بودند را، رعایت کردی و به من عنایت‌های بسیاری نمودی و همه‌ی آن‌ها به خاطر ادا کردن حقّ صاحب نعمت خود بود.
حکایت سوم: حق‌شناسی امیر بلخ
در روزگاران گذشته، امیری در سرزمین بلخ بود که روزی قصد رفتن به حج داشت. در وقت برگشت، در بیابان کجاوه‌ای دید که پارچه‌ای روی آن کشیده بودند. ناگهان باد، آن پارچه را از روی کجاوه برداشت. زن زیبایی در کجاوه بود و دل امیر اسیر عشق او شد. او زنِ یک بازرگان از بغداد بود. وقتی قافله به بغداد رسید، امیر نتوانست از او بگذرد. پس در بغداد ماند و به دکّان بازرگانی که شوهر معشوق او بود رفت، امّا هر دو از راز این کار بی‌خبر بودند. روزی بازرگان، علّت توقّف امیر در بغداد را پرسید. امیر ماجرا را گفت. مرد بازرگان به او گفت: «آن زن را می‌شناسم و تلاش می‌کنم تا تو را به مقصودت برسانم». پس به خانه رفت و همسرش را طلاق داد و حکایت را با زنش گفت و زنش را راضی کرد. وقتی مدّت عدّه‌ی زن تمام شد، به امیر گفت: «آن زن که معشوق تو بود، برای خدمتگذاری به تو آماده است». امیر او را به خاطر این تلاش ستایش کرد. پس وقتی آن زن را عقد کرد و با عروس در خلوتگاه بودند، عروس گریه کرد. امیر علّت گریه را پرسید. زن گفت: تو مرا خانه خراب کردی! و مرا از خدمت شوهری که از هفت سالگی در خانه‌ی او بودم و از نعمت او آسوده بودم، محروم نمودی. امیر پرسید: شوهر تو کیست؟ گفت: بازرگان. امیر بسیار شرمنده شد و گفت: این آزادمردی را هیچ‌کس در جهان نکرده است و من از شهوت‌پرستی دست برداشته و این زن و شوهری را به برادر و خواهری تبدیل می‌کنم. پس دست زن را گرفت و او را به خواهری قبول کرد و به بازرگان گفت: کاری که تو کردی از هیچ کس ندیدم. وقتی از این طرف گذر کنی، به اندازه‌ی وسعم در حقّ تو نیکی کنم. پس به بلخ آمد و گفت: خواهری که از من گم شده بود، پیدا کردم و قصر بزرگی برای او ساخت و هر روز به قصر می‌رفت و با او مشورت می‌کرد، تا یک سال گذشت. روزی برحسب اتّفاق، کار بازرگان ناسامان شد و ضرر کرد و با شرمندگی به بلخ آمد. امیر او را دید و شناخت. پس او را به خانه‌ی خود آورد و گفت: اینجا خانه‌ی خودت است و اگر تمام پادشاهی را به تو بدهم، در برابر کار تو چیزی نیست. پس او را عزیز داشت و بعد از چند روز به او پیغام داد که خواهری دارم و می‌خواهم او را به عقد تو درآورم. چون بازرگان به آن زن رسید، در پیش او آمد و گفت: مرا می‌شناسی؟ من همان زن اوّلین تو هستم. پس در مورد امیر با بازرگان گفت که او وقتی جوانمردی تو را دید، دست بر من دراز نکرد و آن زن و مرد به یکدیگر رسیدند. وقتی امیر از آن مرد سؤال کرد که آیا هیچ آرزویی داری؟ گفت: «می‌خواهم یک بار دیگر به بغداد بروم تا لطف پادشاه را، دوست و دشمن من ببیند». امیر گفت: شش‌ماه دیگر مهمان من باشید و بعد بروید. پس در این شش‌ماه به افراد مورد اعتماد خود گفت: در بغداد برای بازرگان خانه بسازند و زمین‌های فروخته شده را خریده و سپس به بازرگان اجازه داد تا باقی عمر را در بغداد با آسودگی بگذراند.
حکایت چهارم: حسن عهد ابوالعبّاس اسفراینی
ابواحمد عبدالله احمد فقیه چنین گفت: در آن زمان که ابوالعبّاس اسفراینی ـ وزیر سلطان‌محمود ـ دستور داد در بلخ مدرسه‌ای بسازند، من سرپرست آن ساختمان بودم. روزی مردی به نزد من آمد و گفت: مؤسّس این مدرسه چه کسی است؟ گفتم: وزیر سلطان ابوالعبّاس اسفرینی است. مرد گفت: زمانی در بخارا، او وکیل ما بود و من خانه‌ی خود را به عنوان اجاره به او داده بودم و بسیار جوانمرد و مهماندوست است و در حقّ من و فرزندانم رسیدگی می‌کرد و وقتی از آنجا رفت، اسباب و اثاث خانه‌اش را به من بخشید و من دعاگوی او هستم. امروز قصد خدمتگذاری او کردم، شاید حقّ دوستی مرا بشناسد! از سادگی آن مرد تعجّب کردم و به او گفتم: این چه وسیله‌ای است که به خاطر اینکه خانه به او اجاره داده‌ای، این مسافت را طیّ کنی، شاید او تو را نشناسد! آن پیر ناراحت شد و گفت: راست گفته‌اند که اگر کسی را نمی‌شناسی، با او مشورت نکن. این را گفت و رفت. من دلم برای او سوخت و به دنبال او رفتم و گفتم: ناراحت نباش. او فرد بزرگی است و بدون شک در حقّ تو خوبی می‌کند و دو دینار به او دادم تا توشه‌ی راهش باشد و حلالیّت از او خواستم. بعد از شش‌ماه، روزی در مسجد آن پیر را دیدم و از احوال او پرسیدم. گفت: وقتی از پیش تو رفتم، با خودم فکر کردم که راست می‌گویم. این وسیله نیست که من می‌گویم، پس تصمیم گرفتم به غزنین بروم و خیّاطی کنم و از مزد کارم پولی به دست آورم. روزی ابوالعبّاس مرا دید و شناخت و در حقّ من خوبی بسیار کرد و گفت: خوب کردی که مرا فراموش نکردی و دستور داد برای من حجره‌ای ساختند و برایم پنج‌هزار درهم و پنج لباس آوردند و روزی از من پرسید: آیا دوست داری اینجا باشی یا برگردی؟ گفتم همه‌ی خوبی‌ها در نزد شماست، امّا انسان از زادگاه خودش نمی‌تواند دور باشد. پس دستور داد هزار دینار سرخ به من بدهند و برای دو پسرم هر یک، صددینار و برای دخترانم، دویست‌دینار و هدایای زیادی برای دوستان همراه من کردند و با ثروت و توانگری برگشتم.
حکایت پنجم: درست پیمانی
در تفسیر نقل کرده‌اند: اسماعیل پیامبر (ع)، با مردی در راهی می‌رفتند. آن مرد به او گفت: «ای پیامبر خدا! بر سر راه منتظر من باش تا بیایم.» حضرت اسماعیل (ع) دو روز آن جا نشست، ولی گذر مرد بر آنجا نیافتد و روز سوم آمد و در پای اسماعیل افتاد و عذرخواهی کرد و گفت: «چرا وقتی به وعده‌ام وفا نکردم و دیر آمدم، شما از آنجا نرفتید؟» حضرت اسماعیل فرمود: «چون وعده داده بودم که منتظرت باشم. پس نمی‌توانستم برخلاف وعده‌ام عمل کنم.» به این دلیل خداوند در قرآن او را راست‌پیمان نامید.
حکایت ششم: مرد مسخره و وزیر
در زمان‌های گذشته، امور سرزمین‌های خراسان به دست وزیری اداره می‌شد و او عادت داشت که هر کس به خدمتش می‌آمد و حاجتی داشت، دست بر سینه می‌گذاشت و می‌گفت: انجام می‌دهم و آنقدر تکرار می‌کرد تا فرد مطمئن می‌شد که این کار انجام می‌شود، امّا وزیر آن را فراموش می‌کرد و به آن توجّهی نمی‌کرد. وزیر تلخکی داشت که روزی با او به حمّام رفت. تلخک در او نگاه می‌کرد و می‌خندید و وزیر مسخره‌ی او را نادیده می‌گرفت. تلخک گفت: تعجّب می‌کنم که خدا بر بندگان خود پنج نوبت نماز را واجب کرده و سر زانوی من به جهت سجده کردن ریش شده و چرک بسته، امّا وزیر برای انجام کار مردم روزی هزار بار دست بر سینه می‌زند و یکی از آن وعده‌ها را انجام نمی‌دهد و هیچ اثری بر سینه‌ی او نیست. وزیر ناراحت شد و او را از خود دور کرد، امّا از آن به بعد، روش خود را عوض کرد و به وعده‌هایش وفا کرد.
حکایت هفتم: دوست خوب
نعمان‌بن‌التّراب العبدی، رئیس عرب بود و سه پسر به نام‌های سعد و سعید و ساعد داشت و پیوسته آن‌ها را بر داشتن ادب و فضایل آراسته وصیّت می‌کرد. پسر بزرگ‌تر او ـ سعد ـ از دلیران و نام‌آوران بود و در آن قرن همتایی نداشت و سعید در آموختن خصلت‌های پسندیده، مانند پدر بود و در زیرکی و شرافتمندی تلاش می‌کرد، امّا ساعد مردی شراب‌خوار و خوش‌گذران بود. وقتی نعمان اختلاف طبایع پسران را دید، به سعد گفت: تو شجاع و دلیری، ولی شجاعت و قوّت بازو کافی نیست. اسب خوب، گاهی می‌افتد و شمشیر تیز، گاهی کُند می‌شود. هرگاه که در میدان جنگ افتادی و دیدی که آتش جنگ بالا گرفته، مبادا که زیاد آنجا بمانی و درنگ کنی، گریختن ننگ نیست. شاید به‌وسیله‌ی نیزه‌های ایشان کشته شوی. بعد به پسر کوچک‌تر خود سعید گفت: احسان، وسیله‌ای برای رسیدن به نام نیک است، امّا مواظب باش تا در زمان بخشش و احسان، دیگران را با زبان آزار ندهی و احسان و نیکی را در زمینی بکار که میوه‌ی آن را برداشت کنی. سپس به پسرش ساعد گفت: ای پسر! شراب دل را سیاه می‌کند و عقل را از بین می‌برد و در کسب و کار اختلال ایجاد می‌کند. در انتخاب هم‌نشین خود مواظبت کن و حرمت خویش را نگه دار و نه اینکه به یک بار دست از آن‌ها برداری، زیرا دلتنگ می‌شوی و نه آنکه چندان شراب خوری که بدنام شوی. پس نعمان از دنیا رفت و پسرش سعید به جای او نشست و سفره‌ی کرمش را گسترش داد، امّا گروهی شکم‌خوار دور او گرد آمدند و او وصیّت پدرش را انجام داد و آن‌ها را آزمود تا ببیند از ایشان چه کسی قابل اعتماد است. گوسفندی را کشت و در گوشه‌ی خانه گذاشت و پارچه‌ای روی آن کشید و به یکی از یاران خود که از اخلاص دم می‌زد، گفت: دوست آن است که با دوست وفا کند و حاجت او را برآورده سازد و در بد و خوب او سازگار باشد. سپس گفت: فلان کس از بزرگان قبیله را کشته‌ام و در کنج خانه او را گذاشته‌ام، اگر در دوستی صادق هستی کمک کن تا او را مخفی کنم. دوست او گفت: کار تو بسیار بد است و به کاری دست زده‌ای که به کشتن افراد بسیاری منجر می‌شود. سعید گفت: اکنون چاره‌ای نیست، مرا یاری کن تا او را دفن کنم. گفت: من نمی‌توانم و رفت. سعید به شخص دیگری گفت و هم‌چنین هیچ‌کس او را یاری نکرد و برای او معلوم شد که همه در وفاداری سست هستند. با یکی از یاران در خلوت گفت: آیا از تو توقّع کمک داشته باشم؟ دوستش جواب داد: هرچه را که تو بگویی انجام می‌دهم. ماجرا را برای او گفت. دوستش گفت: مشکلی نیست، اگر دشمن بود بهتر که کشته شده. اکنون چه می‌خواهی انجام دهی؟ گفت: می‌خواهم او را مخفی کنم. پس دوستش فریم‌بن‌نوفل گفت: با جان و دل در خدمتم. غلام سعید در آنجا ایستاده بود، فریم پرسید: آیا غلام از کار تو خبر دارد؟ گفت: نه. پس فریم با یک ضربه غلام را کشت و گفت: غلام برادر نمی‌شود! سعید رنجید که چرا غلام را کشتی؟ فریم گفت: من غلام توام. سعید گفت: من تو را داشتم آزمایش می‌کردم. آنگاه پرده از گوسفند برداشت و گفت: همه را آزمودم، ولی تو بهتر از همه بودی! فایده‌ی این حکایت آن است که دوست آن است که در شادی و غم همراه دوستش باشد، نه اینکه در وقت خوردن و عیش و نوش از وفا دم زند که آنان به حقیقت دشمنند نه دوست.
حکایت هشتم: پاداش و پیش‌بینی یحیی برمکی
احمد بوخالد احول می‌گوید: زمانی که حکومت آل برامکه به پایان رسید، یحیی و فضل را زندانی کردند و من درآن زمان رئیس اداره‌ی پرداخت حقوق بودم. به پایتخت آمدم و برای یحیی شش‌هزار درهم هدیه آوردم، امّا او را در زندان دیدم. با خودم گفتم: برای بزرگان در روز سختی باید خدمت کرد، زیرا در روز شادی، دوستان آن‌ها زیادند. با تلاش خود را به او رساندم و هدیه را برای او بردم. او گفت: کار ما تمام است و پول خودت را تباه نکن، امّا با اصرار من، نیمی از آن را قبول کرد و گفت: قلم و کاغذ به او بدهم. نامه‌ای نوشت و آن را از وسط پاره کرد. نصف آن را در زیر جانماز خود گذاشت و نیمه‌ی دیگر را به من داد. او گفت: حکومت ما تمام است و کار بغداد به آشفتگی می‌کشد. میان امین و مأمون فتنه و جنگ درمی‌گیرد و عاقبت مأمون پیروز می‌شود و اداره‌ی امور مملکت به جوانی به نام فضل سهل واگذار می‌شود. وقتی سهل روی کار آمد، این تکّه کاغذ نزد او ببر تا او پاداش امروز تو را بدهد. وقتی از نزد او برمی‌گشتم، احساس پشیمانی داشتم. آن پول می‌توانست مقداری از نیازهای مرا فراهم کند. روزی در خانه بودم که طایفه‌ای به دنبال من آمدند و گفتند: باید به خدمت طاهر بیایی. طاهر فرمان فضل سهل را پیش من گذاشت و گفت: باید بخوانی. فضل سهل مرا به سوی خود دعوت کرد. وقتی به خدمت او رسیدم، به من احترام زیادی گذاشت. پس فرمود: این احمد است که همیشه هوادار ما بوده! مرا به حضور خلیفه آورد. فضل به خلیفه گفت: باید به او شغلی بدهی. پس دیوان فرمان‌های شاه را به او دادند. بعد از آن، روزی مرا صدا زدند و به من گفت: تو در حقّ یحیی خالد خوبی کرده‌ای و حکایت حال او و نوشتن نامه برای او گفتم. آن نیمه‌نامه که دست من بود، به او دادم و نیمه‌ی دیگر را از جانماز یحیی برداشت و نامه را برای من خواند، که گفته بود: فرزندم احمد ابوخالد در حقّ من لطف زیادی کرده است. در زمانی که ما برای پاداش دادن توانایی نداریم، او را مورد عنایت خود قرار بده تا قسمتی از حقّ او ادا شود. پس فضل گفت: آنچه حاجت داری از ما بخواه. از او تشکّر کردم و برگشتم و به‌وسیله‌ی آن، یک کار خوبی که در حقّ کریم انجام دادم، دولت و خوش‌بختی به من روی آورد و فقر و سختی برطرف شد و این را افراد عاقل بدانند که خوبی در حقّ کریمان هرگز تباه نمی‌شود.
حکایت نهم: ثمامه و فضل‌بن‌سهل
ثمامه‌ی اشرس می‌گوید: روزی فضل سهل در مسجد جمعه‌ی بغداد برای گروهی از بزرگان عرب خطبه می‌خواند. در بین خطبه، عبدالله خزاعی را سرزنش کرد و با کنایه به او گفت: که او نوازنده بوده، در میخانه‌ها می‌گشت و با مطربان نشست و برخاست می‌کرد، شراب می‌خورد و آبروی خود را حفظ نمی‌کرد. این ثمامه از حال او باخبر است. رو به من کرد و خواست تا شهادت دهم. من هیچ جواب ندادم و او از من ناراحت شد. هدف من از خاموش شدن دو چیز بود: یکی، حفظ آبرو و دیگر اینکه، عبدالله با من دوست بود. از جوانمردی نبود که از او بد بگویم. یکی از دوستان به من گفت: در حقّ وزیر بد کردی و او را پیش مردم شرمنده نمودی. ثمامه گفت: من از وزیر گله دارم که مرا رسوا کرد. اگر من به آن شهادت می‌دادم، معلوم می‌شد که من در میخانه با عبدالله بودم، پس بدنام می‌شدم. وقتی آن دوست این حرف را از من شنید، رفت و به فضل سهل گفت: فضل عذر مرا پذیرفت و در حقّ من خوبی کرد و با این قضیّه خشم او فرو نشست.
۳-۱-۶٫ مال حلال
حکایت اوّل: روی تازه و نان خشک
ابوعبدالله الحارث المحاسبی، در علم و تقوی و زهد، در عصر خود بی‌نظیر بود. در مورد او گفته شده که از پدر، هفتادهزار درهم به او ارث رسیده بود، ولی او به آن ارث دست نزده و دلبستگی به آن نداشت. چون پدر او از دین دیگری بود که اراده‌ی خدا را در کارهای بشر مؤثّر نمی‌دانست. می‌گفت که از پیامبر روایت کرده‌اند که پیروان دو دین مختلف، از یکدیگر ارث نمی‌برند و نیز در مورد او گفته‌اند که او هرگاه به غذای حرامی دست می‌زد، رگی از انگشت او بلند می‌شد و او را به حرام بودن غذا آگاه می‌کرد. او نیز دست کشیده و از آن غذا نمی‌خورد. جنید می‌گوید که روزی او را به خانه‌ی خود دعوت کردم و از غذایی که از عروسی برای ما آورده بودند، آوردم و او نخورد. علّت را از او پرسیدم. گفت: میان من و خدا، علامتی است که غذایی که در آن شبهه باشد، نگذارد که در حلق من فرو رود. چند روز بعد، او را به خانه دعوت کردم و قدری نان خشک برای او آوردم، با رغبت آن‌ها را خورد و گفت: چون درویشی را دعوت می‌کنی، بهتر است که با چهره‌ی خندان و نان خشک باشد. مراد از این حکایت، این است که مردان خدا، به حلال و طیّب بودن طعام توجّه دارند، نه زرق و برق آن.
۳-۱-۷٫ زهد و ورع
حکایت اوّل: سبکباری سلمان فارسی
خلیفه عمر، سلمان فارسی را حاکم شهری از شام کرده بود و حقوق او را هر سال از بیت‌المال پنج‌هزار درهم می‌داد. او همه‌ی پول‌ها را صدقه می‌داد و با حصیربافی، خرج خود را به دست می‌آورد. چون وقت زکات گوسفندان می‌رسید، گوسفندان خود را می‌کشت و صدقه می‌داد و از پوست آن‌ها کیسه درست می‌کرد و به مردم می‌داد. وقتی زمان مرگ او رسید، دیدند که در موقع جان دادن گریه می‌کند. دلیل گریه را پرسیدند، جواب داد: «برای این گریه می‌کنم که پیامبر (ص) پیوسته مرا سفارش می‌کرد، تلاش کنید از دنیا سبکبار بروید. در حالیکه من بسیار گران‌بار می‌روم. مبلغی اثاث و اسباب زندگی برای خود جمع کرده‌ام.» چون در خانه‌ی او نگاه کردند، تشتی بود که خمیر می‌کرد و آفتابه‌ای و پالان شتر و گلیم بود. پس هزار رحمت بر او فرستادند.
حکایت دوم: وصیّت عمربن‌عبدالعزیز
بعد از خلیفه عمر، هیچ یک از خلفا در زهد و تقوا مانند عمربن‌عبدالعزیز نبودند. یکی از اعمال پسندیده‌ی او، آن است که وقتی زمان مرگ او فرارسید، مسلمه عبدالملک به او گفت: وصیّت‌نامه‌ای نوشته‌ای؟ عمر گفت: مالی ندارم که تقسیم آن را به تو واگذار کنم. مسلمه گفت: من صدهزار درهم آورده‌ام تا خلیفه در راه خیری مصرف کند. عمر گفت: بهتر است این مال را از گروهی که به ناحق گرفته‌ای، به آن‌ها برگردانی و خود را نجات دهی. این سخن بر مسلمه اثر کرده و گریه کرد و بعد از آن در گرفتن اموال احتیاط زیادی کرد.
حکایت سوم: تحمّل و طاقت یعقوب لیث
وقتی که یعقوب لیث ولایت خراسان را تصرّف کرد، خواست تا شهر ری را هم تصرّف کند. لشکر آماده کرد. منجّمان بر ارتفاعات رفته بودند تا طالع او را معلوم کنند. به او گفتند: در این ساعت، نحس است و اگر بروی، شکست می‌خوری. پس یعقوب در آفتاب تابستان روی بام ایستاد، در حالیکه هوا خیلی گرم بود. وقتی از بام پایین آمد، منجّمان گفتند: الان وقت خوب و نیکی است و هر جا بروی پیروز می‌شوی. پس گروهی از خواص پرسیدند: که امیر برای چه کار مهمّی بر بام رفته و ایستادن شما در آفتاب چه دلیلی داشت؟ گفت: من نفس خود را امتحان می‌کردم که ببینم در آفتاب با آن سلاح سنگین طاقت می‌آورم یا نه! پس به اختیار خود در آفتاب ایستادم تا نیمه‌روز، معلوم شد که نفس من، بر آن شدّت صبر خواهد کرد. چون در به دست آوردن دولت تلاش کرد، تمام خراسان را تصرّف کرد.
حکایت چهارم: دل کندن از نعمت دنیا
گویند که روزی منصور به عمرو عبید گفت که: به من پندی بیاموزید. گفت: آنچه را که دیده‌ام بگویم یا آنچه را که شنیده‌ام؟ منصور گفت: آنچه را دیده‌ای. عمرو گفت: وقتی که عمربن‌عبدالعزیز از دنیا رفت، از او یازده پسر ماند که به هر پسر هجده قیراط زر رسید. وقتی که هشام عبدالملک از دنیا رفت، از او هم یازده پسر ماند و به هر کدام از آن‌ها یک میلیون دینار ارث رسید. پس از مدّتی، یکی از پسران عمر عبدالعزیز را دیدم که به یک روز صد اسب در راه خدای عزّوجلّ بخشید و یکی از پسران هشام را دیدم که در راه نشسته بود و از مردم گدایی می‌کرد و اگر عاقلان در این حکایت اندیشه کنند، متوجّه می‌شوند نباید به دنیا و نعمت‌های آن دل بست.
۳-۱-۸٫ عفو و گذشت
حکایت اوّل: جوانمردی و گذشت

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره شناخت عوامل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
سرمایه اجتماعی یک مفهوم پیچیده بین‌رشته‌ای است که در دو دهه اخیر خیلی سریع موردتوجه بسیاری از پژوهشگران علوم انسانی و به‌ویژه جامعه‌شناسی و اقتصاد – و ازجمله در دهه اخیر مدنظر جامعه‌شناسان و اقتصاددانان کشورمان – قرارگرفته است. ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه و فقدان اطلاعات لازم درزمینه سرمایه اجتماعی، مانعی بر سر راه تحقیقات نظری و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. سرمایه اجتماعی، ازآنجاکه مکمل سایر منابعی است که تحت کنترل افراد و سازمان‌ها می‌باشند، منبع مهمی برای افراد و سازمان به شمار می‌رود. ‏بسیاری از مطالعات به اثرات سرمایه اجتماعی در سطح یک شرکت یا صنعت بر عملکرد‏ پرداخته‌اند. اما مطالعات کمتری سرمایه اجتماعی را به بهره‌وری مرتبط کرده‌اند. مطالعات محدود انجام‌شده در این زمینه، نشان‌دهنده تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارایی و بهره‌وری نیروی انسانی است. باید توجه داشت که امروزه افزایش بهره‌وری به‌عنوان مهم‌ترین روش دستیابی به اهداف در هر سازمانی مطرح است و اندازه‌گیری میزان بهره‌وری نیز اساسی‌ترین گام جهت ارتقای کارایی و بهره‌وری است. بنابراین در این پژوهش به دنبال بیان ارتباط مابین سرمایه اجتماعی و بهره‌وری در جامعه و سازمان موردمطالعه (شهروندان و کارمندان شهرداری قم) هستیم که در ادامه بابیان کلیات تحقیق، بیشتر در رابطه با آن توضیح داده می‌شود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱-۲- تعریف مسئله
تحولات اقتصادی، گسترش مراکز صنعتی و بازرگانی و پدیده‌های ناشی از پیشرفت تکنولوژی در شهرها مسائل و مشکلات متعددی را برای زندگی شهری به وجود آورده است(طاهری، ۱۳۷۷ ). مهاجرت به شهرها، افزایش جمعیت شهری و درنتیجه، افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی و… سبب گسترش و تنوع نیازهای شهروندان ازجمله افزایش نیاز به خدمات پایه‌ای شهری شده است. نیازهایی که برآورده کردن آن‌ها رفاه جامعه را افزایش می‌دهد.
ایجاد سازمانی به نام شهرداری، عالی‌ترین تدبیری بود که از طرف دنیای متمدن برای پاسخ‌گویی به نیازمندی‌ها و توقعات بی‌شمار ساکنان شهرها به‌کاربرده شد (همان). شهرداری سازمانی عمومی و مستقل، با ماهیت حکومتی و موضوعیت محلی است که ازنظر قانونی در زمره نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی محسوب می‌شود(داودی، ۱۳۹۰). شهرداری‌ها به‌منظور افزایش رفاه شهروندان به دنبال افزایش کمی و کیفی خدمات‌رسانی خود هستند. شهرداری‌ها برای رسیدن به این مهم و با توجه به طیف گسترده خدماتی که می‌باید ارائه دهند، نیازمند صرف هزینه بالا هستند؛ که این هزینه از طریق کمک‌های دولت و عوارض دریافتی شهرداری تأمین می‌شود.
مصوبه خودکفایی کلان‌شهرها در سال ۱۳۶۸، شهرداری‌ها را بر این داشت تا به دنبال روش‌هایی برای کاهش تصدی‌گری بر فعالیت‌های شهری باشند؛ تا بدین‌صورت شهرداری‌ها هزینه خدمات‌رسانی به شهروندان را از خود آن‌ها دریافت کنند. یکی از این روش‌ها، واگذاری و مشارکت در امور شهری است. ضرورت عملیاتی شدن راهبرد گذر از تصدی‌گری به واگذاری امور و وظایف از جانب شهرداری‌ها در کلان‌شهرها، نگرش مشارکتی به فعالیت‌های عمرانی خدماتی را تقویت کرده است (صالحی فرد، ۱۳۹۰).
برای اینکه مشارکت مردم در امور شهری افزایش و بهبود یابد، لازم است که بر تعاملات میان مردم و شهرداری تمرکز بیشتری شود و در این خصوص می‌باید به سؤالاتی از قبیل اینکه: چه عواملی این تعاملات را ارتقاء می‌دهد؟ پیامدهای ناشی از ارتقای این تعاملات چیست؟ پاسخ داده شود. پاسخی که اغلب پژوهشگران به این قبیل سؤالات می¬دهند، اثرگذاری سرمایه اجتماعی[۱] است.
سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که در چند دهه اخیر در اکثر رشته‌های علوم انسانی به‌ خصوص جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد در رابطه با موضوعات متعدد رواج یافته است. سرمایه اجتماعی مربوط به روابط و تعاملات بین اعضای جامعه می‌شود. از مطالعاتی که پیرامون سرمایه اجتماعی صورت گرفته است، می‌توان چنین برداشت کرد که سرمایه اجتماعی منبع کنش جمعی و کیفیت روابط اجتماعی است. در مطالعاتی که پیرامون سرمایه اجتماعی صورت گرفته است بسته به شرایط و ویژگی‌های موردمطالعه تعریف خاصی برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفته‌شده است این موضوع سبب شده نتوان نتایج برگرفته از این مطالعات را به‌کل تعمیم داد و از آن استفاده عملیاتی کرد. علاوه بر این در این مطالعات به علت سنجش سرمایه اجتماعی با مؤلفه‌های کارکردیش مثل اعتماد، مشارکت و غیره، تمرکز اغلب بر میزان شبکه‌های ارتباط‌جمعی بوده است و نه اندازه‌های این ارتباطات.
ازآنجاکه همچنان بر سر عوامل به وجود آورنده سرمایه اجتماعی و حتی مؤلفه‌های کارکردیش اختلاف وجود دارد و برای رهایی از پیچیدگی‌های مطرح‌شده، بهتر است که چارچوبی برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شود. ازآنجاکه سرمایه اجتماعی در رفتار افراد جامعه و انتخاب‌هایی که انجام می¬دهند، نمود پیدا می‌کند ما سرمایه اجتماعی را در فضای دوراهی اجتماعی[۲] موردبررسی قرار می‌دهیم. موقعیت دوراهی اجتماعی به‌خوبی می‌تواند بیان‌کننده شرایط شکل‌گیری و یا تخریب سرمایه اجتماعی باشد.
بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت چنانچه در جامعه‌ای سرمایه اجتماعی وجود داشته باشد فرد دارای جهت‌گیری‌های جمع گرایانه می‌شود و در موقعیت دوراهی اجتماعی گزینه‌هایی را انتخاب می‌کند که نفع جمعی را به همراه داشته باشد.
۱-۳- اهداف
بر اساس مطالبی که عنوان شد، چنانچه همکاری و عدم همکاری با شهرداری را به‌عنوان گزینه‌های پیش روی شهروندان در چارچوب دوراهی اجتماعی در نظر بگیریم، می‌توانیم با بررسی انتخاب شهروندان و عوامل مؤثر بر انتخاب آن‌ها، نه‌تنها با عوامل ارتقادهنده سرمایه اجتماعی با بهره گرفتن از خلق موقعیت دوراهی اجتماعی آشنا شویم بلکه با شناسایی این مؤلفه‌ها می‌توانیم راهکارهایی را برای افزایش تعاملات و مشارکت شهروندان با شهرداری ارائه دهیم. بدین‌صورت شهرداری می‌تواند به پشتوانه کمک و یاری شهروندان علاوه بر کاهش هزینه‌ها به افزایش کیفیت و بهره وری خدمات شهرداری نیز بپردازد. اهداف این پژوهش عبارت‌اند از:
۱- بررسی عوامل ارتقاء دهنده سرمایه اجتماعی
۲- بررسی اثر سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری خدمات شهری شهرداری قم
۱-۴- سؤالات تحقیق
۱- مؤلفه‌های ارتقاء دهنده سرمایه اجتماعی کدامند؟
۲- آیا ارتقاء سرمایه اجتماعی، منجر به بهبود بهره‌وری خدمات شهری (شهرداری قم) می‌شود؟
۱-۵- فرضیه‌ها
فرضیه اصلی اول: نهادها به‌ خصوص نهاد دین با تولید و بازتولید مؤلفه‌هایی همچون اعتماد و مشارکت سرمایه اجتماعی را ارتقاء می‌بخشند.
فرضیه اصلی دوم: ارتقاء سرمایه اجتماعی، بهره‌وری خدمات شهری شهرداری قم را افزایش می‌دهد.
فرضیه فرعی اول: بین سرمایه اجتماعی شهروندان و بهره‌وری خدمات شهری شهرداری قم رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: بین سرمایه اجتماعی کارمندان شهرداری و بهره‌وری خدمات شهری شهرداری قم رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.
۱-۶- مواد و روش تحقیق و جمع‌ آوری داده‌ها
جمع‌ آوری اطلاعات به دو روش اسنادی و پیمایشی صورت می‌پذیرد. ابتدا در قالب روش اسنادی ابعاد مفهومی و نظری سرمایه اجتماعی موردبررسی قرار می‌گیرد، سپس با طرح پرسشنامه که در آن موقعیت دوراهی گنجانده‌شده با روش پیمایشی به موضوع پرداخته می‌شود.
جامعه آماری ما شهروندان و کارمندان شهرداری شهر قم هستند، بنابراین پس از سنجش بهره‌وری بخش خدمات شهری مناطق مختلف شهرداری قم با بهره گرفتن از تحلیل پوششی داده‌هاDEA، مناطق دارای بهره‌وری بالا و پایین در بخش خدمات شهری شناسایی‌شده و پرسشنامه‌ها بین سه گروه کارمندان شهرداری، مراجعه‌کنندگان به شهرداری و شهروندان این دو منطقه توزیع خواهد شد. داده‌های تحقیق، پس از جمع‌ آوری به کمک نرم‌افزار SPSS موردبررسی قرارگرفته و اعتبار[۳] و پایایی[۴] آن سنجیده می‌شود. تجزیه‌وتحلیل این پژوهش به روش آماری با بهره گرفتن از آماره‌های آمار توصیفی و نیز آماره آنالیز واریانس صورت می‌گیرد.
۱-۷- اصطلاحات
۱) سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک متغیر نهان مجموعه‌ای منسجم از هنجارها، روابط، تعهدات و ارزش‌های مادی و معنوی یک جامعه است که منجر به
سرعت، تسهیل و اثربخشی روابط و مناسبات بین سطوح مختلف اجتماعی می‌شود.
از طریق مؤلفه‌های چون اعتماد،صداقت، تعهد، مشارکت و از همه مهم‌تر عدالت شناسایی و بروز نموده و قابل‌مشاهده و احیاناً اندازه‌گیری خواهد بود.
حالت چسبندگی بین نهادهای اجتماعی را همچون ملاط داشته و در ۵ سطح موجب همبستگی می‌شود: بنگاه اقتصادی و خانوار، گروه اقتصادی اجتماعی، شبکه، جامعه، دولت
در کنار تسهیل‌کنندگی و داشتن نقش ملاط، روان‌ساز هم هست یعنی بستر مناسب و روانی را جهت حرکت عوامل و متغیرهای اثرگذار در روند تحولات رشد و توسعه (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) مانند عامل سرمایه انسانی فراهم می‌آورد(اعتصامی، ۱۳۹۱).
۲) بهره‌وری
عبارت بهره‌وری[۵] در ادبیات اقتصادی معانی گوناگونی دارد، زیرا علیرغم کاربرد وسیع آن شاید هنوز بسیاری از کسانی که درحرکت بهره‌وری نقش اساسی دارند استنباط روشنی از آن نداشته باشند. واژه بهره‌وری در لغت به معنای “قدرت تولید، بارور و مولد بودن” است. در ساده‌ترین تعریف از بهره‌وری آن را ” نسبت بین مقدار معینی از محصول و مقدار معینی از یک یا چند عامل تولید ” می‌دانند(فرهنگ، ۱۳۷۴:۹۵۵). در اینجا آشکارا بر عامل زمان اشاره‌ای نشده است، هرچند که ممکن است در محاسبات موردتوجه قرار گیرد. بهره‌وری را می‌توان نسبت تولید یک کالای معین بر یک یا چند عامل ورودی مربوط به فرایند تولید همان کالا تعریف کرد. به‌وضوح مشاهده می‌شود که این مفهوم انواع مختلفی از بهره‌وری را در برمی‌گیرد.
در زیر به تعریف بهره‌وری از دید سازمان‌های بین‌المللی پرداخته ‌شده است:
۱- سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اروپا (OECD)[6] : بهره‌وری برابر است با خارج‌قسمت خروجی (میزان تولید) بر یکی از عوامل تولید(وزارت صنایع سنگین، ۱۳۷۱).
۲- سازمان بین‌المللی کار(EPA)[7] : محصولات مختلف با ادغام چهار عامل اصلی تولید می‌شوند این چهار عامل عبارت‌اند از: زمین، سرمایه، کار و سازمان‌دهی. نسبت این عوامل بر تولید، معیاری برای سنجش بهره‌وری است.
۳- آژانس بهره‌وری اروپا ( EPA)[8] : بر اساس تعریف آژانس بهره‌وری درجه استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید است.
بهره‌وری در درجه اول یک دیدگاه فکری است که همواره سعی دارد آنچه را که در حال حاضر موجود است، بهبود بخشد. بهره‌وری مبتنی بر این عقیده است که انسان می‌تواند کارها و وظایفش را هر روز بهتر از روز پیش به انجام برساند. علاوه بر آن بهره‌وری مستلزم آن است که به‌طور پیوسته تلاش‌هایی در راه انطباق فعالیت‌های اقتصادی با شرایطی که دائماً در حال تغییر است و همچنین تلاش‌هایی برای به‌کارگیری نظریه‌ها و روش‌های جدید انجام گیرد. بهره‌وری ایمان راسخ به پیشرفت انسان‌ها است(ابطحی،۱۳۷۹).
به‌طورکلی بهره‌وری تنها یک راه ساده نیست بلکه مجموعه‌ای از روش‌ها برای رسیدن به یک استاندارد بالای زندگی است. مفهوم بهره‌وری در سیستم‌های مختلف اقتصادی و یا سیاسی تفاوت نمی‌کند و به قول ژان فوراسیته مفهوم بهره‌وری رنگ سیاسی و وطن خاصی ندارد و مللی که ازلحاظ ایدئولوژی اجتماعی کاملاً مخالف یکدیگر هستند آن را به یک اندازه می‌پذیرند.
۳) شهرداری
شهرداری معادل لغت انگلیسی Municipality است و به ناحیه‌ای اطلاق می‌شود که در آن، یک انجمن مربوط به شهر، دارای صلاحیت اعمال قدرت سیاسی بوده و خدمات دولتی محلی را مانند فاضلاب، پیش‌گیری از جرم و جنایت و خدمات آتش‌نشانی به عموم ارائه می‌دهد( قادری و قادری، ۱۳۸۸:۱۲). در ایران، طرز تلقی عامه مردم از شهرداری‌ها با آنچه که این سازمان‌ها برای رسیدن به اهداف موردنظر به وجود آمده‌اند بسیار متفاوت می‌باشد. ازنظر عامه،شهرداری نهادی خدماتی است و این موضوع،جایگاه آن را به سطح بسیار پایینی تنزل داده است.در نظر عامه شهرداری سازمانی است که خدمات شهری ارائه می‌دهد و بهای آن خدمات را دریافت می‌کند(کامیار ۱۳۸۵:۴۸).
در حقیقت، در تعریف شهرداری می‌توان آن را سازمانی غیردولتی و غیرانتفاعی و مردمی‌دانست که اداره و مسؤولیت و مدیریت امور شهری را با مجوز دولت و با امکانات مردمی به دست آورده تا به‌منظور ایجاد و اداره کردن تأسیسات عمومی و وضع و اجرای نظافت شهری و تأمین نیازمندی‌های مشترک محلی فعالیت کند و هزینه خدماتی را که به آن واگذار گردیده با اسلوبی منطقی و عادلانه بین سکنه شهر و استفاده‌ کنندگان از خدمات تقسیم نماید.
تعریف کلی و اساسی شهرداری در ایران این‌گونه می‌باشد: شهرداری موسسه‌ای عمومی، غیردولتی و مستقل است که به‌موجب قانون در شهرها تشکیل می‌شود و عهده‌دار امور محلی و اداره خدمات به شهروندان و سکنه شهری می‌باشد.به‌موجب ماده ۳ قانون شهرداری،شهرداری شخصیت حقوقی مستقلی دارد(کامیار ۱۳۸۵، ۴۸).
۴) خدمات شهری
خدمات شهری گسترده‌ای از فعالیت‌های شهرداری جهت افزایش رفاه شهروندان را شامل می‌شود. باید این نکته را در نظر داشت که شناخت و طبقه‌بندی فعالیت‌ها در مورد خدمات شهری، وابستگی شدیدی به نحوه مدیریت شهری دارد چراکه تعیین “حوزه عملی” فعالیت‌ها درزمینهٔ خدمات شهری نیازمند تعیین نحوه مدیریت شهری و تعیین روابط بخشی منطقه‌ای است. شهرداری قم اهم فعالیت‌های خدمات شهری خود را در قالب سازمان‌های زیر دسته‌بندی کرده است:
مدیریت پارک‌ها و فضای سبز شهری
ساماندهی زیباسازی شهری
مدیریت پسماند شهری
مدیریت میادین میوه و تره‌بار و ساماندهی مشاغل شهری
مدیریت آتش‌نشانی و خدمات ایمنی
مدیریت کشتارگاه صنعتی
مدیریت آرامستان های شهر(شهرداری قم، ۱۳۹۱)

نظر دهید »
تبیین نقش شبکه شهری در تعادل فضایی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بی توجهی برای ایجاد شبکه ­های کارآفرینی از طریق تشکیل خوشه های صنعتی در منظومه های روستایی، شهرهای کوچک و متوسط
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

فراوانی

۵

۱۰

۶۷

۳۳

۱۱۵

۱۱/۴

۵۴۰/۰

درصد فراوانی

۳/۴

۷/۸

۳/۵۸

۷/۲۸

۱۰۰

منبع: یافته­های تحقیق
۴-۲-۲-۵- بررسی سوالات مربوط به عوامل زیربنایی موثر بر عدم‌تعادل‌فضایی
در سوال یک در این بخش، تأثیر عدم وجود سیاست­های تشویقی برای شهرهای کوچک و متوسط برای ایجاد فرصت­های سرمایه ­گذاری در بروز عدم تعادل­فضایی ۳۹% کاملاً موافق، ۵۲% موافق، ۵% بی­نظر، ۴% مخالفت خود را ابراز کرده ­اند.
تأثیر سیستم حمل و نقل نامتناسب و افزایش فاصله و کاهش مبادله بین شهرهای خراسان رضوی در سوال دوم از این بخش مورد پرسش قرار گرفت. ۲۳% کاملاً موافق، ۴۷% موافق، ۱۰% بی­نظر، ۱۸% مخالف و ۲% کاملاً مخالف بوده ­اند.
در سوال سوم از این بخش در خصوص تأثیر ساخت و سازهای بی منطق، تغییر بیش از حد کاربری، افزایش تراکم در بافت شهری مشهد در بروز عدم­تعادل فضایی پرسیده شده است که ۴۱% کاملاً موافق، ۳۸% موافق، ۷% بی­نظر، ۱۰% مخالف و ۴% کاملاً مخالف مشاهده شد.
تأثیر عدم توجه به سیاست­های تراکم­زدایی از فعالیت با ایجاد و یا تقویت نیشابور، سبزوار و… به عنوان فرمانداری ویژه در سوال چهار مورد بررسی قرار گرفت و ۲۲% کاملاً موافق، ۵۰% موافق، ۱۷% بی­نظر، ۱۰% مخالف، ۱% کاملاً مخالف بوده اند.
در سوال پنج، تأثیر خدمات زیربنایی حمل و نقل نامناسب از جمله شبکه راه آهن ریلی، عدم وجود اتوبان مناسب جاده ای و…در بروز عدم تعادل­فضایی مورد پرسش قرار گرفته است و مشاهده شد که ۲۲% مدیران و کارشناسان کاملاً موافق، ۵۶% موافق، ۵% بی­نظر، ۱۵% مخالف و ۲% کاملاً مخالف بوده ­اند.
در سوال شش از این بخش، تأثیر تمرکز خدمات برتر مانند بانکداری، بورس، پارک­های علمی- فناوری پرسیده شده است که به این صورت که ۱۷% کاملاً موافق، ۵۴% موافق، ۱۱% بی­نظر، ۱۶% مخالف و ۲% کاملاً مخالف پاسخ داده شد.
تأثیر تمرکز مراکز عمده حسابداری، حقوقی، دفاتر نهادهای سیاسی و کنسولگری­ها در سوال هفت پرسیده شد که ۱۳% کاملاً موافق، ۴۷% موافق، ۲۱% بی­نظر، ۱۸% مخالف و ۱% کاملاً مخالف بوده ­اند.
تأثیر تمرکز مراکز بهداشتی- درمانی در مشهد سوال هشتم پرسشنامه بود که ۲۴% کاملاً موافق، ۵۱% موافق، ۸% بی­نظر، ۱۵% مخالف، ۲% کاملاً مخالف بوده است.
جدول ۴-۱۵ توزیع فراوانی عوامل زیربنایی موثر بر عدم تعادل‌فضایی

عوامل زیربنایی

کاملاً مخالفم

مخالفم

نظری ندارم

موافقم

کاملاً موافقم

جمع

میانگین

واریانس

عدم وجود سیاست­های تشویقی برای شهرهای کوچک و متوسط برای ایجاد فرصت­های سرمایه ­گذاری

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 719
  • 720
  • 721
  • ...
  • 722
  • ...
  • 723
  • 724
  • 725
  • ...
  • 726
  • ...
  • 727
  • 728
  • 729
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پژوهش های پیشین با موضوع شبیه‌سازی دینامیکی خطوط لوله ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده | قوم هفتم: غلامانی که آقاهای ایشان با ایشان قرار کرده باشند که مبلغی معین بدهند وآزاد شوند. – 10
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | بند نخست ـ وابستگی اجرای تعهد منفی به شخصیت متعهد – 2
  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره مشکل جدایی در نظریه های انسجام صدق و توجیه از نظر پویمن، پولاک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پروژه و پایان نامه – قسمت 15 – 5
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : احساس عدالت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : کشت بافت ارقام استاندارد و مینیاتور میخک و بهینه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد ارزیابی عوامل کلیدی موفقیت CSFها ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها – رابطه رضایت زناشویی و مکانیسم های دفاعی در زوجها – 7
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع بررسی رابطه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مدل جدید تراوایی برای غشاهای ماتریس آمیخته پرشده ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – ۴- نظریه پی­یرلین و شولر: – 4
  • دانلود پایان نامه های آماده – قسمت 8 – 1
  • سایت دانلود پایان نامه: ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : سیستم های اطلاعاتی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پژوهش های انجام شده با موضوع رابطه بین اضطراب و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ارشد : اسطوره در شعر شاعران ادبیات مقاومت با تکیه بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – ۴-۳ بررسی متغیرهای اصلی و فرضیات تحقیق – 2
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد ساختار فرکتالی چندبانده به ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره آزادی اطلاعات در پرتو حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران و فقه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها | ۳-۲- سود حسابداری – 5

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان