مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی تاثیر روش های تامین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵- بانکهای وام دهنده معمولاً قبل از پرداخت وام، توان مالی متقاضی وام را بررسی می‌کنند وسعی می‌نمایند جریانات پولی شرکت متقاضی وام را در دوره‌های آینده مشخص کنند که آیا شرکت متقاضی وام در زمان های آتی درآمدهای قابل قبول خواهد داشت یا خیر. علاوه بر این بانک های وام‌دهنده ممکن است توان مالی صاحبان شرکت و یا شرکای شرکت را هم تحلیل و بررسی کنند تا آنکه از بازپرداخت وام اعطایی اطمینان حاصل نمایند.
۶- بانک های وام‌دهنده می‌توانند در قرارداد اعطای وام به شرکت ها بعضی از احکام و شرایط ویژه را وارد کنند تا آنکه بعضی خطرات عدم بازپرداخت ویا تقاضای تجدید وام از بین برود و شرکت در زمان های مشخص اقساط وام خود را بازپرداخت نماید. این احکام و شرایط ویژه می‌توانند از وام گرفتن دوباره شرکت از منابع دیگر جلوگیری کنند و یا مانع توزیع سود برای سهامداران شوند و یا آن دسته از عملیات شرکت را که بر روی عملیات و جریانات مالی اثرگذار هستند تحت نظارت و کنترل درآورند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۱۰-۶ مزایا و معایب تأمین مالی از طریق بدهی های بلندمدت
الف) مزایا از نظر شرکت
۱- بهره بدهی مالیات کاه است اما سود سهام این گونه نیست.
۲- خریداران اوراق قرضه به جز بهره خود، سهمی از سود بعد از بهره و مالیات شرکت نخواهند داشت.
۳- بازپرداخت بدهی در دوران تورمی ارزانتر تمام خواهد شد.
۴- کنترل شرکت به واسطه تأمین مالی از طریق بدهی کاهش نخواهد یافت.
۵- با اعمال شرط بازخرید در قرارداد قرضه، تأمین مالی شرکت انعطاف پذیر می شود. چنین شرطی به شرکت اجازه می دهد قبل از سررسید قرضه، بدهی خود را پرداخت کند.
۶- بدهی بلندمدت می تواند ثبات مالی آتی شرکت را حفظ کند. خصوصاً در شرایطی که بازارهای پولی دچار کسادی است و اخذ وام های کوتاه مدت مقدور نمی باشد.
ب) معایب از نظر شرکت
۱- صرف نظر از سود یا زیان، هزینه های بهره باید پرداخت شود.
۲- اصل بدهی باید در تاریخ سررسید پرداخت شود.
۳- استفاده از بدهی بیشتر، ریسک ساختمان سرمایه را افزایش و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می دهد.
۴- شرایط قرارداد قرضه ممکن است محدودیت های شدیدی بر شرکت تحمیل کند.
۵- تعهدات شرکت ممکن است به واسطه خطاهای پیش بینی، شدیداً افزایش یابد.
ج) مزایا از نظر اعتبار دهنده
۱- هر ساله یک مبلغ مشخص بهره وجود دارد.
۲- اوراق بدهی، مطمئن تر از اوراق سهام است.
د) معایب از نظر اعتبار دهنده
۱- خریداران اوراق بدهی معمولاً در سود بعد از بهره مشارکتی ندارند.
۲- برای این اوراق حق رای وجود ندارد.
ترکیب مناسب بدهی بلندمدت و حقوق صاحبان سهام در یک شرکت، به عواملی از قبیل نوع سازمان، قابلیت دسترسی به اعتبار و هزینه تأمین مالی بعد از مالیات بستگی دارد. شرکتی که دارای درجه اهرم مالی بالایی است، تمایل دارد اقداماتی صورت دهد که سایر ریسک های شرکت را حداقل سازد.
۲-۱۰-۷ زمان مناسب استفاده از استقراض
به طور کلی تأمین مالی از طریق استقراض وقتی مناسب تر است که :
۱- درآمد و سودآوری شرکت از ثبات برخوردار باشد.
۲- شرکت دارای یک حاشیه سودکافی و راضی کننده باشد.
۳- وضعیت نقدینگی و جریان نقدی مطلوب باشد.
۴- نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام پایین باشد.
۵- قیمت سهام دستخوش رکود و کسادی شده باشد.
۶- کنترل شرکت مورد توجه خاص باشد.
۷- انتظار تورم وجود داشته باشد (همان منبع، ۲۰۶، ۲۰۷ ).
۲-۱۰-۸ هزینه تامین مالی
تامین ‌مالی از طریق بدهی معمولاً ارزان‌تر از تامین ‌مالی از طریق سهام می‌باشد. این امر به این دلیل است که تامین مالی از طریق بدهی از جانب وام دهنده از امنیت بالاتری برخوردار است، چرا که بهره بایستی قبل از سود سهام پرداخت شود، در هنگام نقد شدن نیز تامین مالی معمولاً قبل از سهام بازپرداخت می‌شود. این موضوعات باعث شده است که بدهی به عنوان یک سرمایه‌گذاری امن‌تر مطرح شود و بنابراین سرمایه‌گذاران از طریق بدهی نرخ بازده کمتری را در مقایسه با سرمایه‌گذاران سهام دریافت نمایند. همچنین بهره بدهی (برخلاف سود سهام) موجب ایجاد صرفه‌جویی‌های در زمینه مالیات شرکت نیز می شود که موجب می شود تا برای شرکت ارزان‌تر تمام شود. هزینه های تنظیم در زمینه تامین مالی از طریق بدهی معمولاً کمتر از تامین مالی از طریق سهام می باشد که به نوبه خود موجب صرفه جویی مالیاتی نیز می‌شوند.
۲-۱۰-۹ تاثیر استقراض بر سوددهی شرکت
اقلامی که در طرف چپ ترازنامه نوشته شده اند اقلامی هستند که ارزش آنها برحسب ارزش
دارایی های حقیقی است که در طرف راست ترازنامه نوشته شده اند. نظر به این است تا از طریق تغییری که در اقلام دارایی های مالی به وجود می آید یعنی از طریق تجزیه کردن دارایی های مالی به اجزای کوچکتر یا تبدیل کردن و ادغام و ترکیب این اقلام در یکدیگر، ارزش شرکت را افزایش داد. در عین حال چنین به نظر می رسد که بالا بردن ارزش شرکت به وسیله یک مشت کاغذ بیشتر حالت کیمیاگری داشته باشد. از آنجا که ارزش شرکت در گرو ارزش دارایی های واقعی آن است نباید انتظار داشت که با تغییراتی که تنها در دارایی های مالی داده می شود ارزش کل شرکت تغییر یابد. بدیهی است اگر این تغییرات به گونه ای باشد که میزان مالیات شرکت را تغییر دهد یا باعث تضعیف انگیزه های شرکت گردد و آن را از سرمایه گذاری های ارزشمند بازدارد در این صورت تغییر ساختار سرمایه بر ارزش شرکت اثر خواهد گذاشت.
فرض کنید شرکتی با انتشار تعدادی اوراق قرضه و استفاده از وجه آن تعدادی از سهام خود را باز خرید کند. این اقدام باعث تغییر میزان دارایی ها و سود عملیاتی شرکت نمی شود. اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا وضع مالی سهامداران عادی شرکت بهتر خواهد بود؟ افزایش وام باعث می شود درصد بیشتری از سود عملیاتی شرکت به صاحبان اوراق قرضه برسد و درصد کمتری از این مبلغ نصیب سهامداران شود. ولی کل مبلغی که به این دو گروه تعلق می گیرد تغییر نخواهد کرد. از آنجا که تعداد سهام منتشره کمتر شده است، سهامداران از بابت هر ریال پولی که در آن شرکت سرمایه گذاری کرده اند پول بیشتری خواهند گرفت ولی ریسک بیشتری را هم می پذیرند(پارسائیان، علی، ۱۳۷۳).
۲-۱۱ قیمت سهام
تغییرات قیمت سهام یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه هر سرمایه گذار است. سرمایه گذارانی که با اهداف بلند مدت نیز سرمایه گذاری می کنند به نوعی به قیمت سهم و تغییرات آن حساس واز خود واکنش نشان می دهند. تغییرات قیمت یک منبع مهم اطلاعاتی و مؤثر در ارزیابی وضعیت بنگاه ها، ارزیابی تطبیقی با سایر واحدها، ارزیابی کارائی مدیران و از مهمتر مؤثر بر تصمیمات سرمایه گذاران است(افشاری، حسین، ۱۳۸۲).
قیمت سهام هر لحظه بر اثر تغییرات عرضه و تقاضای بازار قابل تغییر است. اگر تعداد فروشندگان یک سهم از تعداد خریداران آن بیشتر باشد، یعنی عرضه یک سهم برای فروش بیش از میزان تقاضای آن برای خرید باشد، قیمت آن سهم کاهش می یابد و برعکس.
برای تشریح رفتاری که به تغییرات عرضه و تقاضا در بازار سهام می انجامد و سبب می شود برخی خواهان یا خریدار یک سهم شوند و برخی دیگر رویگردان یا فروشنده آن باشند، نظریه های مختلفی شکل گرفته است. برخی معتقدند اصلی ترین عامل شکل دهنده قیمت سهم شرکت، نظر سرمایه‌گذاران در مورد ارزش واقعی آن شرکت است.
در این راستا، کاهش قیمت سهام می تواند در اثر عوامل درونی و برونی مختلفی اعم از امور مالی شرکت و مسایل کلان سیاسی و اقتصادی جهان، کشور و صنعتی باشد که شرکت در آن فعالیت می کند.
همچنین در اکثر مواقعی که شرکت ها به سهامداران سود پرداخت می کنند یا سرمایه شرکت را افزایش می دهند قیمت سهام کاهش می یابد و این کاهش قیمت کاملاً طبیعی است. چراکه مثلا در زمان افزایش سرمایه، تعداد سهام افراد به همان میزان که سرمایه شرکت افزایش می یابد زیاد می‌شود و افزایش تعداد سهام تا حدودی کاهش قیمت را جبران می کند.
۲-۱۲ تاثیر افزایش سرمایه بر بازده سهام
در مورد افزایش سرمایه بر بازده سهام سه نظریه متفاوت وجود دارد. نظریه اول معتقد است که افزایش سرمایه باعث افزایش بازده سهم و در نتیجه افزایش ثروت سهامدار می شود. البته صدور سهام به صورت یک نسخه شفا بخش که در تمام مواقع و برای تمام شرکت ها مناسب باشد، تجویز نمی شود. بلکه معمولاً در مقایسه با سایر راه های تامین مالی به دلیل پایین آوردن قیمت سهام و امکان خرید آن از طرف گروه های کم درآمد تر جامعه که باعث افزایش تقاضای خرید سهم می شود، سهامداران فعلی امکان بردن منافع بیشتری خواهند داشت. ضمن اینکه طرفداران افزایش سرمایه به مطرح کردن نوعی رفاه اجتماعی پنهانی با بهره گرفتن از این روش می پردازند. آنان معتقدند که صدور سهام جدید باعث پایین بودن قیمت سهام خواهند شد، این امر باعث می شود تا طبقات متوسط و کم درآمد جامعه نیز امکان خرید سهام را پیدا کنند که در نتیجه پس اندازهای کوچک نیز به جای فعالیت در سفته بازی وارد سرمایه گذاری در بازار بورس خواهد شد.
در مقابل گروه اول، عده ای معتقدند تامین مالی از طریق صدور سهام و افزایش سرمایه باعث کاهش بازده و در نتیجه ثروت سهامدار می شود. دلیل این گروه پر هزینه تر بودن تامین مالی از طریق صدور سهام عادی نسبت به سایر روش های تامین مالی می باشد. می دانیم که سهامداران عادی از بالاترین ریسک در میان تامین کنندگان سرمایه شرکت بر خوردارند و علت این امر تضمین نبودن حداقل سود دریافتی آنان طی یک دوره مالی مشخص می باشد.

نظر دهید »
دانلود منابع پایان نامه درباره بررسی رابطه بین برخی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵۰

-۰/۰۴۰۰

-۱/۴۵۹۰

۱/۰۰۰۰

۰/۰۰۰۰

۱/۰۰۰۰

۰/۰۰۰۰

۷۵

-۰/۰۱۰۰

-/۸۷۱۵

۱/۰۰۰۰

۰/۵۰۰۰

۱/۰۰۰۰

۱/۰۰۰۰

یافته‏های توصیفی متغیرهای تحقیق در جدول بالا مشاهده می‏شود. بررسی میانگین محافظه کاری شرکت‏ها در دو روش مورد بررسی نشان می‏دهد در روش اول میانگین محافظه‏کاری برابر ۰۴/۰- و در روش دوم برابر ۶۶/۱- است. مقایسه میانگین متغیرهای وابسته نشان می‏دهد محافظه کاری شرکت‏ها منفی می‏باشد که طبق نتایج بدست امده و بر اساس نظریه گیولی و هین در سال ۲۰۰۰ ، وجود مستمراقلام تعهدی عملیاتی منفی در طی یک دوره زمانی بلندمدت در شرکتها، معیاری از محافظه کاری بشمار می رود. یعنی هرچه میانگین اقلام تعهدی عملیاتی طی دوره مربوطه منفی و بیشتر باشد، محافظه کاری بیشترخواهد بود. در عین حال، نرخ انباشتگی خالص اقلام تعهدی عملیاتی منفی نشانگر تغییر درجه محافظه کاری در طول زمان می باشد.
بررسی نتایج ضرایب چولگی متغیرهای تحقیق نشان می‏دهد متغیرهای محافظه‏کاری (روش دوم)، کیفیت حسابرس و دوره تصدی حسابرس دارای ضریب چولگی منفی هستند که نشان می‏دهد متغیرها نسبت به منحنی نرمال چوله به چپ دارند در حالیکه دیگر متغیرها دارای چولگی مثبت بوده و چوله به راست دارند. به لحاظ قرینگی (۰٫۵) با منحنی نرمال بالاترین و کمترین انطباق با منحنی نرمال را به ترتیب نوع اظهارنظر حسابرس (۴۹/۰) و دوره تصدی حسابرس داشته اند. همچنین ضریب کشیدگی متغیرهای تحقیق حاکی از آن است که متغیر محافظه کاری (روش اول)، کیفیت حسابرس و اندازه حسابرس دارای کشیدگی منفی هستند که نسبت به منحنی نرمال در قیاس با دیگر متغیرها کشیدگی کمتری دارند. از طرف دیگر، دیگر متغیرها با توجه به اینکه ضریب کشیدگی مثبت دارند از منحنی نرمال بلندتر هستند.
صدک ۷۵ برای متغیر وابسته محافظه‏کاری (روش اول) ۰۱/۰- است و بیان می کند که ۷۵% داده ها از این مقدار کمتر است . همینطور صدک ۲۵ برای این متغیر ۰۷/۰- است و بیان می کند که ۲۵% داده ها از این مقدار بیشتر است. بنابراین داده های این متغیر یک دامنه منفی را شامل می شود . به عبارتی ۵۰ در صد دادهای محافظه‏کاری (روش اول) شرکت‏ها در دامنه ۰۷/۰- تا ۰۱/۰- قرار دارد. همچنین نتایج صدک متغیر وابسته محافظه‏کاری روش دوم نیز نشان می‏دهد دارای دامنه منفی ۱۸/۲- تا ۸۸/۰- ) می‏باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۳) بررسی آزمون فرضیه‏ها
۴-۳-۱) فرضیه اصلی اول: بین برخی ویژگی‏های حسابرس (کیفیت حسابرسی، اندازه حسابرسی ، دوره تصدی حسابرس، نوع اظهارنظر حسابرس) با محافظه کاری حسابداری رابطه معنی داری وجود دارد.

Model Summaryb

Model

R

R Square

Adjusted R Square

Std. Error of the Estimate

Durbin-Watson

۱

۰/۱۸۴a

۰/۰۳۴

-۰/۰۱۲

۰/۰۴۹۶۶

۱/۸۸۹

a. Predictors: (Constant),. نوع اظهارنظر حسابرس, دوره تصدی حسابرس, اندازه حسابرس, کیفیت حسابرس

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد طراحی و ساخت سامانه اندازه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

[۶] http://www.atryco.com/en/index.php/download/16-2012-04-14-09-54-39/82-concept
[۷] http://www.omega.com/
[۸] “DataSheet Max6675”, MAXIM Co, 2002
[۹] http://www.gilsoneng.com/reference/ THERMOCOUPLE GENERALINFORMATION.pdf
[۱۰] “SPI Block Guide V03.06 “ Motorola inc. , 2001
[۱۱] http://zone.ni.com/reference/en-XX/help/371361K-01/
پیوست الف: جدول ترموکوپل نوع K
پیوست ب: Reentrant در نرم­افزار LabVIEW
Reentrant چیست؟
وقتی که در روال برنامه نیاز دارید از یک SubVI (زیر برنامه) در چند نقطه بطور هم­زمان استفاده کنید یا SubVI مذکور در طول پردازش­های خود به داده­هایی که در RAM رایانه قرار می­دهد نیاز دارد. باید از این تکنیک استفاده نمایید.
انواع Reentrant در نرم­افزار LabVIEW و چگونگی استفاده از آن
Non – reentrant execution
وقتی که یک SubVI در حالت Reentrant نباشد و آن را در چند نقطه مختلف بطور هم­زمان صدا بزنند، باید به صورت نوبتی این SubVI اجرا شود یعنی برای هر بار استفاده باید بقیه نقاط منتظر بمانند تا کار نقطه قبل تمام شود سپس نوبت به بعدی برسد (شکل ب-۱).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

دلیل این امر این است که وقتی یک VI در حالت Reentrant نیست فقط از یک فضا برای اجرای روتین برنامه استفاده می­ کند.
به عنوان مثال فرض کنید از یک SubVI وقتی در حالت Non – reentrant execution (حالت پیش فرض LabVIEW) است، در سه نقطه بطور هم­زمان بخواهیم استفاده کنیم.
شکل ب-۱: Non – reentrant execution
Shared clone reentrant execution
وقتی کهSubVI در حالت Shared clone reentrant execution باشد، اولین بار که صدا زده شود فقط دو فضا ایجاد می­ کند و در هر فضا یک کپی از SubVI مربوطه قرار می­دهد که معلوم نیست کدام یک از دو فضای مربوطه را به نقطه­ای که آن را صدا زده اختصاص می­دهد، این فضاها به صورت گردشی و تصادفی به نقاط دیگر نیز اختصاص داده می­شوند (شکل ب-۲).
در این حالت تا زمانی که نیاز نباشد فضای اضافه­ای را ایجاد نمی­کند.
به عنوان مثال اگر ۲۰ بار صدا زده شود ولی همه آن­ها در یک زمان نباشند یا بیشتر از ۲ تای آن­ها در یک زمان نباشند فضای اضافه­ای ایجاد نمی­کند؛ بنابراین چون فقط به تعداد نیاز فضا ایجاد می­ کند، می­توان گفت در مصرف حافظه بهینه عمل می­ کند، اما داده ­ها پس از انجام کار از بین می­روند.
شکل ب-۲: Shared clone reentrant execution
Preallocated clone reentrant execution
وقتی که یک SubVI در حالت Preallocated clone reentrant execution داشته باشید قبل از این که صدا زده شوند برای هر نقطه­ای که از این SubVI استفاده می­ کند یک فضای اختصاصی ایجاد می­ کند، مثلاً اگر ۲۰ نقطه وجود داشته باشد ۲۰ فضای مجازی ایجاد می­ کند حتی زمانی که در یک لحظه فقط از ۲ تای آن­ها به صورت همزمان استفاده شده باشد نیز این کار را انجام می­دهد (شکل ب-۳).
از این روش زمانی استفاده می­ شود که برنامه نوشته شده داده ­های قبلی را برای اجراهای مجدد نیاز داشته باشد و از روش Shared clone reentrant execution نمی­ توان بدین منظور استفاده کرد زیرا هیچ وقت نمی­دانیم فضای استفاده شده کدام است؛ از این رو ممکن است داده ­ها با هم تداخل کنند.
بزرگترین مشکل این حالت فضای زیادی را اشغال می­ کند.
شکل ب-۳: Preallocated clone reentrant execution
اگر چند front panel با یک SubVI یکسان را، بطور هم­زمان اجرا نمایید دیگر Reentrant SubVI به شما کمکی نمی­کند. برای حل این مشکل دو روش دارید:
SubVI مربوطه را کپی کنید، نام­های متفاوتی به آن­ها دهید و در Block Diagram خود از آن­ها استفاده نمایید تا هر کدام فضای مجزایی داشته باشند.
اگر برای شما مهم نیست که فضای مجزایی داشته باشید می­توانید SubVI خود را باVI Server صدا بزنید و داده­هایتان را هر بار ذخیره نمایید.
روش تغییر Reentrant برای یک SubVI
بدین منظور کاربر باید در SubVI که می­خواهد به آدرس File>>VI Properties برود و پس از باز شدن پنجره­ای مانند شکل ب-۴، سربرگ Execution را انتخاب کند سپس در کادر قرمز رنگ، Reentrant مورد نظر خود را تغییر دهد.
شکل ب-۴: پنجره VI Properties
پیوست پ: نمونه ­ای از نمودار­های بارگذاری شده
شکل پ-۱: نمودار داده ­های دریافتی برای مدت زمان ۵۶ ساعت با نرخ ذخیره­سازی ۱ ثانیه یک بار برای ۲۹ کانال را نشان می­دهد.
شکل پ-۲: نمودار قرمز رنگ (کانال ۱) مربوط به دمای آبی است که در حال سرد شدن می­باشد.
شکل پ-۳: مربوط به زمانی است که مسیر ارتباطی بین نرم­افزار کامپیوتری و برد اصلی قطع می­باشد.
شکل پ-۴: نمودار داده ­های دریافتی برای مدت زمان ۱۶ ساعت با نرخ ذخیره­سازی ۱ ثانیه یک بار برای ۲۹ کانال را نشان می­دهد.
شکل پ-۵: نمودار داده ­های دریافتی برای مدت زمان ۸ ساعت با نرخ ذخیره­سازی ۱ ثانیه یک بار برای ۲۹ کانال را نشان می­دهد.
پیوست ت: راهنمای کاربری سامانه
سخت­افزار
در فصل­های گذشته در مورد قطعات و کاربرد هر یک از آن­ها در این سامانه بحث کرده­ایم، در این فصل قصد داریم طریقه اتصال و پیام­های موجود در برد اصلی را مورد بررسی قرار دهیم.
برد اصلی
بردی که آن را در شکل ت-۱ مشاهده می­کنید قلب سخت افزار این سامانه را تشکیل می­دهد؛ این برد دارای یک محل برای اتصال درگاه LAN، دو پورت RS485 (که یکی از آن­ها برای کارهای آینده پیش بینی شده است)، یک LCD شانزده کاراکتری، یک MMC، یک پورت USB برای تبادل اطلاعات و یک پورت USB دیگر برای اتصال منبع تغذیه است.
این برد تعدادی پیام را نمایش می­دهد که آن­ها را در زیر بررسی می­کنیم.
اگر روی LCD پیامConnected to IP نوشته شده بود به این معنی است که برد به یک رایانه متصل است و در خط دوم IP مربوط به آن رایانه را نمایش می­دهد؛ اگر روی LCD پیام PC Not Connected نوشته شده بود به این معنی است که هیچ رایانه­ای به آن متصل نیست.
همچنین اگر برد به درستی کار خود را انجام دهد و خطایی نداشته باشد LED اول از سمت چپ مانند شکل ت-۱ روشن می­ شود، در غیر این صورت LED دوم از سمت چپ روشن خواهد شد.
شکل ت-۱: برد اصلی (Main Board)
منبع تغذیه (Power) از طریق کابل USB نشان داده شده در شکل ت-۱ به برد اصلی متصل می­ شود و تغذیه تمام بردها نیز از همین منبع تأمین می­ شود. در صورت اتصال صحیح منبع به برد اصلی، LED قرمزِ روی برد اصلی و LED سبزِ روی تمام بردها روشن می­ شود.
کابل مربوط به درگاه LAN را باید از طریق سوکت نشان داده شده در شکل ۲-۴ به سوئیچی که رایانه به آن متصل است وصل کنید. در صورت اتصال صحیح کابل مربوطه دو چراغ کوچک بالای سوکت روشن می­شوند و شروع به چشمک زدن می­ کنند.
بردهای Slave از طریق کابل RS485 به روش Daisy Chain (شکل ت-۲) به یکدیگر و هم­چنین به برد اصلی متصل می­شوند، این بردها با کابل RS485 داده ­ها را دریافت و ارسال می­ کنند.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع الگوی سبک زندگی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-۴- فرهنگ مبتنی بر چشم و هم چشمی
در دنیای جدید، کالاها و اشیاء از شکل سنّتی خود (که به‌عنوان ابزاری برای رفع نیازها به‌کار می‌رفتند).، خارج شده‌اند و مصرف کالا و خدمات، دیگر تنها ارضای یک دسته از نیازهای زیستی نیستند؛ بلکه کالاها و مصرف آنها به‌عنوان نماد و نشانه‌ای بر منزلت و شخصیت اجتماعی و به‌مثابه ابزاری جهت نشان دادن منزلت اجتماعی مورد توجه مصرف‌کننده قرار می‌گیرند. در جهان امروز، مصرف، به‌عنوان یک وسیله هویت‌ساز معرفی شده و مصرف‌کننده با مصرف و نمایش دادن کالاهای تحت تملکش، در صدد خلق و حفظ هویت خویش است. او در واقع به سمت الگوی مصرف هویت‌بخش و مصرف متظاهرانه روی آورده است. این فرهنگ دنیای جدید، که مصرف را معیار و ملاک شخصیت و کالا را وسیله هویت‌بخشی در نظر گرفته، خود، موجب افزایش مصرف و پدید آمدن نوعی مسابقه مصرف در میان افراد جوامع شده است (رزاقی،۳۲:۱۳۷۴).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از سوی دیگر یکی از مشخصه های بارز فرهنگ سنتی ایرانی ها که ارتباط مستقیم با الگوی مصرفی و سبک زندگی آنان دارد، پدیده چشم و هم چشمی در خانواده ها و به خصوص در میان زنان است. این ویژگی در ارتباط با پدیده فوق الذکر در ایجاد نیاز کاذب تاثیر ویژه دارد. به نظر می رسد که مولفه چشم در ایجاد این پدیده اجتماعی بسیار موثر است. به این معنا که هم در ایجاد و هم در علت و انگیزه، نقش چشم مهم ارزیابی شده است. در حقیقت اشخاصی که گرفتار این نابهنجاری هستند تحت تاثیر بینایی قرار دارند. با توجه به مساله رقابت که در این اصطلاح نهفته است، اشخاص برای دست یابی به اهداف رقابتی، دست به انواع و اقسام کارهایی می زنند که در چشم دیگری بزرگ نمایند و به نوعی خودنمایی کرده و برتری و چیرگی خویش را نشان دهند. چشم پرکنی و برتری جویی هدفی است که در این نوع رفتار می توان شناسایی کرد (طالب پور: ۱۳۸۴).
مساله چشم و هم چشمی ریشه در اصول غریزی و فطری بشر دارد و بازخوانی آن نشان می دهد که این رفتار به سبب تحلیل نادرست از موقعیت خود در جهان و زندگی اجتماعی پدید می آید. شخصی که گرفتار بیماری و نابهنجاری اجتماعی چشم و هم چشمی می شود در حقیقت دچار جهل و ناآگاهی از وضعیت و موقعیت خود به عنوان انسان و هدف از زندگی است و از یک غریزه درست و فطرت سالم به شکل نادرستی بهره برداری کرده است و قدرت و توانی که در نهاد بشر قرار داده شده تا با کمک آن خود را به سعادت برساند ابزاری برای بازدارندگی وی از ترقی و کمال می شود و جلوی رشد و تکامل او را می گیرد. این گونه است که ظرفیت و توان خود را در جایی هزینه می کند که سودی برایش ندارد.
تاثیر چشم و هم چشمی در الگوی مصرفی افراد به این شکل است که مقایسه های نا به جایی که در چشم و هم چشمی اتفاق می افتد باعث می شود، افراد برای به اصطلاح «کم نیاوردن» در مقابل دوست، فامیل، همسایه و همکار، خود را بالاتر از آن چیزی که هست وانمود کرده و یا سعی کند بیشتر از آن چیزی که دارد را به رخ بکشد. یکی از مولفه هایی که این رقابت شامل می گردد، مصرف کالاها اعم از پوشاک و لوازم منزل و یا برخورداری از امکانات رفاهی مانند خانه و ماشین است (اسحاقی،۷۸:۱۳۸۸).
در بحث از نظام ارزشی الگوی مصرف، به دیدگاه اسلام نسبت به مقوله چشم و هم چشمی پرداخته خواهد شد.
ب- نظام ارزشی اسلام در باب مصرف
حال پس از شناخت مهمترین اصول و پیش فرض های دین مبین اسلام در باب مصرف، پیش از آنکه وارد بحث از مولفه های الگوی مصرف زن مسلمان ایرانی شویم، لازم است نظام ارزشی اسلام در مباحث مربوط به مصرف و ابعاد آن مورد بررسی و تحلیل واقع گردند تا متناسب با این نظام ارزشی، به توصیف الگوی مورد نظر بپردازیم.
۱- نکوهش اسراف
اولین و مهمترین ارزش و دستورالعملی که در باب مصرف در دین مبین اسلام وجود داشته و می توان گفت هر مسلمانی با این ارزش آشنایی دارد، ارزش قناعت است (بحارالانوار: ج۲، ص۳۲). و از سوی دیگر شاخص ترین حکمی که در باب مصرف وارد شده و به آن قید زده است، ذمّ اسراف است. اسراف در لغت به معنای از حد گذراندن و یا زیاده روی کردن در یک چیز است (دهخدا:۱۳۴۱). البته یک تعریف دقیقتر نیز از مقوله اسراف وجود دارد که فاضل نراقی آن را ارائه داده است. ایشان در تعریف واژه اسراف می نویسد: «منظور از اسراف در مال و مصرف آن، یکی از این دو معناست؛ یا خرج کردن آن در راه معصیت و یا تجاوز از حد اعتدال و زیاده روی در مصرف اموال در راه های مشروع» (نراقی،۶۲۵:۱۳۷۵).
در باب نکوهش اسراف در مصرف اموال، آیات بسیاری (قرآن کریم، فرقان:۶۷ ؛ نساء:۶ ؛ غافر:۴۳). به چشم می خورد که تعدادی از معروفترین آنها که اکثرا آنها را شنیده ایم، عبارتند از:
«یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»
«اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد» (قرآن کریم، اعراف:۳۱).
«…کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»
«…از میوه آن چون ثمر داد بخورید و حق بینوایان از آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهید ولى زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد» (قرآن کریم، انعام:۱۴۱).
و نیز در احادیث و ورایات آمده است که:
قال الصادق(ع) : «إنَّ مَعَ الإسْرافِ قِلَّهُ الْبَرَکَهِ»
امام صادق(ع) فرمودند: «همانا اسراف با کمی برکت همراه است» (وسائل الشیعه: ج۲۱، ص۵۵۵).
همچنین روایات بسیاری که در بحث نکوهش اسراف در کتب روایی موجود است (الکافی: ج۴، ص۵۵ ؛ من لایحضره الفقیه: ج۳، ص۱۶۵ ؛ بحارالانوار: ج۵۰، ص۲۹۲ ؛ مستدرک الوسایل: ج۱۵، ص۲۷۰ ؛ الخصال: ج۱، ص۹۷ ؛ تحف العقول: ص۴۰۳ ؛ غررالحکم و دررالکلم: ص۳۵۹ ؛ التهذیب: ج۱، ص۳۷۱ ؛ روضه الواعظین: ج۲، ص۴۵۵ ؛ مکارم الاخلاق: ص۱۰۳).
هم ردیف با واژه اسراف، در ادبیات دینی ما مفهومی به نام «تبذیر» نیز وجود دارد که غالبا این دو با یکدیگر مترادف فرض می گردند. تبذیر در لغت به معنای ریخت و پاش کردن و پراکنده نمودن است (دهخدا:۱۳۴۱). و یک تفاوت مهم با اسراف دارد و آن هم اینکه اسراف یک امر کمی است و به مصرف بیش از حد اموال اطلاق می گردد اما تبذیر یک امر کیفی بوده و به مصرف بدون هدف و اتلاف بدون جهت سرمایه می گویند.تبذیر هم مانند اسراف در ادبیات دینی ما مورد نکوهش قرار گرفته شده است (قرآن کریم، اسراء:۲۷ ؛ الکافی: ج۳، ص۵۰۱ ؛ وسائل الشیعه: ج۱۵، ص۲۷۰ ؛ بحارالانوار: ج۱۰، ص۳۵۸ ؛ مستدرک الوسایل: ج۱۵، ص۲۶۶).
۱-۱- محدوده اسراف
همانطور که گفته شد اسراف به معنای از حد گذراندن است و در خصوص مصرف اموال و کالاها به معنای زیاده روی کردن است. حال می بایست برای تشخیص اسراف از غیر آن، محدوده و مرز اسراف را از دیدگاه اسلامی بررسی نماییم. قرآن کریم مصرف مناسب را بین دو کرانه ی «اسراف» و «تقتیر» قرار داده است (قرآن کریم، فرقان:۶۷). پیامبر اکرم(ص) در تفسیر این آیه می فرمایند:
«هر کسی در غیر مورد لازم خرج کند اسراف کرده و هر کس از خرج کردن در جای لازم اجتناب کند خساست کرده است (مجمع البیان: ج۷، ص۲۸۰).
مصرف حد وسطی دارد که تجاوز از آن حد موجب اسراف و کمتر از آن نیز تقتیر و سختگیری است. در روایات نمونه هایی از اسراف و تقتیر بیان شده است که در تعیین حد شرعی اعتدال می تواند کمک خوبی باشند. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرموده اند: «از اسراف است اینکه هر چه را که دوست داری بخوری» (مجموه الورام: ج۲، ص۲۲۹). و نیز از حضرت علی(ع) روایت شده است که می فرمایند: «بیش از کفاف، اسراف است» (مستدرک الوسایل: ج۱۵، ص۲۷۲). امام صادق(ع) نیز در این رابطه می فرمایند: «در آنچه مایه اصلاح و تندرستی بدن شود، اسراف نیست؛ بلکه اسراف در آن چیزی است که مال را تلف کرده و به بدن آسیب می رساند» (بحارالانوار: ج۴، ص۵۳). نیز ایشان در جای دیگر می فرمایند: «کمترین اسراف، بر زمین ریختن زیادیِ آب ظرف است و لباس نو را در جای لباس کار پوشیدن و به دور انداختن هسته خرما» (مکارم الاخلاق: ص۱۰۳). از امام کاظم(ع) پرسیدند مردی ۱۰ پیراهن دارد، آیا این اسراف است؟ ایشان فرمودند: نه؛ چون سبب بیشتر ماندن و دوام جامه های او می شود، اسراف آن است که لباس پاکیزه ات را در جای کثیف بپوشی» (همان:۹۸). و در حدیث دیگر به همین مضمون از امام(ع) نقل شده است که حتی داشتن ۳۰ پیراهن نیز با هدف تنوع و زیبایی و نیز دوام آنها اگر تا جایی که امکان دارند مورد استفاده قرار بگیرند، اسراف نیست و اسراف آن است که آنها بدون استفاده کامل دور انداخته شوند» (مستدرک الوسایل: ج۳، ص۲۴۴). چنانچه امروزه در فرهنگ مصرف گرا و مد محور مدرن این اتفاق می افتد که براساس مد روز لباس ها زود به زود نو می شوند و لباس های قدیمی تر که به اصطلاح از مد افتاده اند دیگر پوشیده و مورد استفاده قرار نمی گیرند. البته در روایت دیگری، یک شرط برای داشتن لباس های اضافی قرار داده شده است و آن این است که فرد مومن مستضعفی در اطراف این شخص نیازمند به لباس نباشد که در غیر این صورت عذاب خداوند را در پی خواهد داشت (وسائل الشیعه: ج۲، ص۵۱).
روایات فوق تا حد بسیار خوبی مبیین محدوده اسراف هستند. در مورد اقتار و خساست نیز روایاتی در کتب شیعه وجود دارند. به طور مثال از امام صادق(ع) نقل است که فرمودند: «اقتار این است که انسان با وجود قدرت بر تحصیل غذای گوارا، به نان و نمک اکتفا کند. پرسیده شد پس اقتصاد یعنی چه؟ فرمودند: اقتصاد به این معناست که انسان همه نوع غذا از قبیل نان، گوشت، شیر، روغن و سرکه بخورد، اما در هر وعده یک نوع» (الکافی: ج۴، ص۵۳).
در مجموع ۷ عنصر مهم در روایات برای تعیین محدوده اسراف مورد تشخیص است که عبارتند از:
۱- ضرر جسمی: هر نوع مصرفی که به آسیب های جسمی و بدنی بیانجامد اسراف است.
۲- کفاف: مصرف در حد کفاف اسراف نبوده و بالاتر از حد کفاف اسراف است
۳- سلامت بدن: هر مصرفی که برای سلامت و بهداشت بدن باشد اسراف نیست.
۴- ضایع نشدن مال: اگر مال در جای مناسب خودش مصرف شود، اسراف نیست، ولی اگر در موارد غیر مناسب مصرف شده و یا دور ریخته شود، اسراف است. بیشتر ضایعات مواد غذایی، آب، لباس و دیگر کالاهایی که بدون استفاده دور ریخته می شوند مصداق آشکار اسرافند.
۵- مصرف مشروع: مهمتر از همه اینکه اگر مال در مسیر حق و کارهای مشروع استفاده شود، اسراف نیست، ولی اگر در راه های نامشروع، معصیت خداوند و تقویت دشمنان اسلام به کار رفته شود، اسراف خواهد بود.
۶- نیاز: اگر مصرف مبتنی بر نیاز و تامین آسایش در زندگی باشد اسراف نیست. اما اگر صرفا برای ارضای خواسته های شهوانی و نامعقول به کار رود اسراف است.
۷- شان: هر کس باید متناسب با شان و موقعیت خود مصرف کند و اگر در مصرف، شان را رعایت نکند اسراف کرده است.
برای تشخیص مصادیق این مفاهیم، بهترین و مناسبترین راه، عرف اجتماعی است (انصاری:۲۷۵:۱۳۸۹).
۲- زهد
زهد و قناعت دو ویژگی اخلاقی انسان هستند که به دلیل تقابل با حب دنیا و حرص و طمع، بر سبک و الگوی مصرفی افراد تاثیر مهمی بر جای می گذارند. زهد در لغت به معنای بی رغبتی و بی اعتنایی به چیزی و رها کردن آن است (دهخدا:۱۳۴۱). البته این تعریف از زهد با تعریفی که از این مفهوم در آموزه های دینی برداشت می شود یک اختلاف دقیق و در عین حال مهم دارد. زهد از نگاه دین مبین اسلام صرفا به معنای گوشه گیری و دوری جستن از نعمت ها و التذاذات دنیایی نیست، بلکه به این معناست که انسان زاهد، لذت و نعمت بزرگتری را به لذت و نعمت کوچکتر ترجیح می دهد. به عبارت دیگر زهد یعنی صرفنظر کردن از یک لذت حلال و نعمت مشروع برای رسیدن به یک لذت و نعمت حلال بزرگتر و مطلوب تر. در تعریفی که شهید مطهری از زبان ابن سینا فیلسوف بزرگ اسلامی از زهد ارائه می دهد، این معنا نهفته است: «زهد نوعی معامله است، مانند فروختن کالای دنیا به کالای آخرت» (مطهری،۱۴۶:۱۳۶۶).
با این تعریف از زهد، آن تصویر نادرست از انسان مومن و زاهد که زندگی دنیایی را رها می کند و به مظاهر و نعمت های دنیوی پشت کرده و صرفا به عبادت و معنویت می پردازد و از متاع دنیا فقط به اندازه استمرار حیات اکتفا می کند، از بین می رود و انسان زاهد و مومن فردی تصویر می شود که هم به دنیا توجه دارد و هم جهان آخرت را از یاد نمی برد و در صورت تزاحم میان دنیا و آخرت، به یقین آخرت را ترجیح می دهد. حال با عنایت به اینکه در دیدگاه اسلامی ارتباط میان روح و جسم انسان یک ارتباط متقابل و دوسویه است، به این معنا که اگر انسان در پرداختن به جسم و منویات آن بیش از حد معمول افراط کند، به طوری که تمام همت و تلاش خود را صرف رسیدن و ارضاء نیازهای جسمی خود اعم از خور و خواب و شهوت و… نماید، بلاشک به منویات روحی خود بی توجه شده و از تعالی و ارضاء نیازهای روحی و معنوی خود بازخواهد ماند و اگر بیش از حد به مباحث روحی خود پرداخته و به صورت افراطی منویات معنوی را در دستور کار قرار دهد یقینا از نیازهای جسمی خود جا مانده و در حق آن جفا روا داشته است، رویه ی اعتدال اینگونه خواهد بود که انسان زاهد هم پرداختن به جسم خود و نعمت های دنیایی را از دست ندهد و هم به رشد معنوی و روحی خود همت گمارد و البته بیشتر توجه و اصالت را مصروف بعد روحی خود نماید.
پیرامون مباحث مربوط به زهد، آیات و روایات متعددی به چشم می خورد که زهد را یکی از صفات مومنان واقعی دانسته و آنان را به بی میلی به دنیا و ترجیح آخرت بر دنیای فانی تشویق می کنند. خداوند در قرآن ابتدا به مذمت دنیا و متاع آن پرداخته:
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَهٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»
«بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخر فروشى شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است. مثل آنها مثل بارانى است که کشاورزان را رستن آن به شگفتى اندازد سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاک شود و در آخرت دنیا پرستان را عذابى سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست» (قرآن کریم، حدید:۲۰).
سپس در تاکید بر بی اعتنایی به دنیا می فرماید:
«لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»
«تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏ شادمانى نکنید و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد» (همان:۲۲).
در روایات نیز تعابیری وجود دارد که تعریف فوق از زهد را مورد تایید قرار می دهند. مانند:
قال علی(ع) : «اَصلُ الزُّهدِ حُسنُ الرِّغبِهِ فیما عِندَاللهِ»
علی(ع) فرمودند: «اصل زهد، رغبت نیکو به آنچه نزد خداست، است» (مستدرک الوسایل: ج۱۲، ص۴۷). و در ادامه به این اشاره می کنند که: «مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ» (قرآن کریم، حدید:۲۰).
و همچنین احادیث و روایات بسیاری در تایید زهد و نیز تمایز آن با رهبانیه و دوری جستن از دنیا وجود دارد (بحارالانوار: ج۶۷، ص۳۱۶ ؛ الکافی: ج۲، ص۵۰ ؛ من لایحضره الفقیه: ج۱، ص۵۱۴ ؛ وسائل الشیعه: ج۱۵، ص۲۴۱ ؛ تحف العقول: ص۳۰ ؛ نهج البلاغه: حکمت ۴۳۹ ؛ غررالحکم و دررالکلم: ص۲۷۵).
۳- قناعت و صرفه جویی
یکی دیگر از ارزش ها و توصیه هایی که در دین اسلام پیرامون بحث مصرف و الگوی آن وجود دارد، مقوله قناعت و صرفه جویی کردن است. این مفهوم نیز مانند دیگر مفاهیم مطرح شده جزء آن دسته از مقولاتی هستند که معمولا همه ی مسلمانان و افراد جامعه اسلامی از ضرورت و استحباب آن با خبر هستند اما معمولا در تعریف و تشخیص مصداق آن دچار اشتباه و ابهام می شوند. غالب مردم اینطور فکر می کنند که صرفه جویی کردن یعنی کم مصرف کردن و قناعت یعنی به کم رضایت دادن. در حالیکه این تعریف از نادرست بوده و تعریف صحیح صرفه جویی، مصرف بهینه و درست استفاده کردن کالا و قناعت یعنی راضی بودن به آن چیزی که در اختیار و تصاحب ماست.
در روایات و احادیث، به دفعات شاهد تایید و ستایش قناعت می باشیم. مانند:
قال علی(ع) : «ثَمَرَهُ القِناعَهِ اَلغِنای»

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پروژه های پژوهشی درباره دفاع از نقد اخلاقی هنر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نیازی به گفتن نیست که یکی انگاشتنِ زیبایی‌شناسی با صورت، خواه در خدمتِ برنامه‌ی خودآیینی‌گرا باشد و خواه نباشد، بر آن تصوّر از صورت تکیه دارد که خودآیینی‌گرا اختیار می‌کند ــ مفهومی که تعریفِ آن بسیار دشوار است. برخی از تصوّرات از صورت، به وضوح، غیرقابل‌پذیرش هستند ــ از قبیل اینکه صورت اثر هنری تنها از عناصر غیربازنُمودیِ آن تشکیل می‌شود ــ چون نادرستی‌شان، از همان ابتداء، در عرصه‌ی تجربه‌ی زیبایی‌شناختی آشکار می‌شود. امّا شاید تمایلِ شایع در میان ما نسبت به پیوند دادنِ صورت با چگونگیِ اثر هنری ــ یعنی شیوه‌ی بیان، نحوه‌ی ترسیم، یا طرز ساختِ آن ــ سرنخی باشد برای [یافتنِ] تصوّر بجا از صورت. صورت اثر هنری، به نحوی، با شیوه‌ی ساختِ آن ارتباط دارد. امّا به چه نحو؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اینگونه نیست که هر پاسخی به مسأله‌ی چگونگیِ اثر هنری، برای راهنمایی ما درباره‌ی صورت اثر هنری، کفایت کند. گفتنِ اینکه کلمات موجود در صفحاتِ یک رمان از طریقِ چاپ کردن آنجا قرار گرفته‌اند ماهیّتِ جنبه‌ای صوری از آن رمان را مشخّص نمی‌کند. بلکه پرسش‌های معطوف به چگونگی، که به ساختار صوری اثر مربوطند، با مؤلّفه‌ها و نسبت‌هایی در اثر سر و کار دارند که کارکردشان متحقّق ساختن مقصود(ها) و/یا غایت(های) اثر است.(۲۴) به گفته‌ی لوییس سالیوان[۱۲۶]، ”صورت از کارکرد تبعیّت می‌کند.“
وجهِ صوریِ یک نقّاشیِ روایی است که نگاه ما را به موضوع آن نقّاشی سوق می‌دهد، زیرا مقصودِ اثر ترغیبِ ما به تأمّل در باب، برای مثال، مریم و کودک، است. بر همین سبیل، شیوه‌ی تدوینِ سکانسِ پلّکانِ اودِسا در فیلم رزمناو پوتمکین[۱۲۷] یک مؤلّفه‌ی صوری است، زیرا آشوبی را که کارگردان، یعنی سرگئی آیزنشتاین[۱۲۸]، قصد داشته از آن صحنه [به مخاطب] منتقل شود از لحاظ بصری وسعت و شدّت می‌بخشد. یعنی آثار هنری مقاصد یا غایاتی دارند ــ مضامینی که قصدِ بیانشان را دارند، یا حالات روانی، مثل عواطف، حال‌ها، یا حتّی لذّت‌های بصری ــ که در صددِ ایجاد آن‌ها در بینندگان، خوانندگان و شنوندگان هستند؛ و آن مؤلّفه‌ها و نسبت‌های موجود در اثر که این مقاصد و غایات را متحقّق می‌کنند ساختار(های) صوری اثر را می‌سازند. مانند صورت بشری، صورت اثر هنری هم عبارت است از جلوه‌ی بیرونیِ آن (یعنی جلوه‌ی بیرونیِ مقصود(ها) و غایت(های)ش) ــ یعنی طرز بازنُمایی یا تجسّمِ آن‌ها در اثر.
هنرمند، در ساختن اثر هنری، انتخاب می‌کند که، به تناسبِ مقصود یا غایتِ اثر، چه راهی را در پیش بگیرد ــ اینکه خطّ را ضخیم بکشد یا باریک، اینکه جناس ایجاد کند یا نه، اینکه از گام ماژور استفاده کند یا مینور، اینکه، با در نظر گفتنِ مقصود و غایت اثر (یا بخشی از آن)، شخصیّتی را خشن و تندخو به تصویر بکشد یا آرام و مهربان. مجموعِ این گزینش‌ها چگونگیِ آن اثر هنری را شکل می‌دهند، یعنی صورت آن، شیوه‌ای که اثر، بر اساس آن، هدفش را دنبال می‌کند. یا، اگر بخواهیم مطلب را به نحوی صورت‌بندی‌شده بیان کنیم: صورت یک اثر هنری عبارت است از مجموعه‌ی گزینش‌هایی که به قصدِ متحقّق کردنِ مقصود(ها) یا غایت(های) اثر انجام می‌شوند.
با فرض اینکه خودآیینی‌گرا این مفهوم از صورت را تصدیق می‌کند، می‌توانیم نتیجه‌ی استدلال زیبایی‌شناختیِ او را بدین صورت بیان کنیم: نقص اخلاقی در اثر هنری، به هیچ وجه، نقص صوریِ اثر نیست و فضیلتِ اخلاقی در اثر هنری، به هیچ وجه، حُسنِ صوری به شمار نمی‌آید. باید اذعان کرد که ممکن است خودآیینی‌گرا در اظهارِ این نظر که هر نقصِ اخلاقی نقصی صوری نیست، همان‌طور که هر فضیلتِ اخلاقی حُسنی صوری نیست، بر صواب باشد؛ امّا آیا در این ادّعا که خصوصیّاتِ اخلاقیِ آثار هنری، به هیچ وجه، ربطی به ارزیابی صوری، یا به تعبیر دقیق‌تر زیبایی‌شناختی، آن‌ها ندارند نیز بر صواب است؟
یک غایت بسیار متعارفِ آثار هنری برانگیختنِ عواطف انسان‌هاست. البتّه، عواطف تابعِ معیارهایی هستند. برای اینکه از چیزی بترسیم، باید آن را مضرّ بدانیم. وانگهی، معیارهایی که بر بسیاری از عواطف حاکمند وجه اخلاقی دارند؛ برای اینکه عصبانی شوم، باید موضوعِ وضع‌وحال خود را کسی در نظر بگیرم که کار بدی در حقّ من یا متعلّقاتم کرده. و هستند عواطفی که صریحاً اخلاقی‌اند، مانند خشم بحقّ و بجا. بدین‌سان، برای اینکه عواطف خاصّی را برانگیزیم، طرح‌وتدبیرِ شخصیّت‌ها و وضع‌وحال‌های ترسیم شده در آثار هنریِ مربوطه باید به نحوی باشد که با عواطفی که آن آثار قصد ایجادش را دارند مناسبتِ اخلاقی داشته باشد. بازنماییِ فرمانده‌ی اردوگاهی از برده‌های شرور در مقامِ یک قدّیسِ تمام‌عیار، در طرح‌وتدبیرِ اثر هنری‌ای که قصد برانگیختنِ حسّ بی‌عدالتی در مخاطبان عادی را دارد، در شرایط مساوی، یک خطا خواهد بود. یعنی این امر تا جایی یک خطای صوری خواهد بود که نحوه‌ی ترسیم شدنِ فرمانده‌ی مذکور مانع از کارکردی شود که اثر به قصد آن ساخته شده است.
به همین قیاس، اگر نرون رُم را به نیّتِ برانگیختنِ عواطفی مثل هیبتِ ناشی از مواجهه با نمایشِ آتش‌بازی به آتش کشیده باشد، از منظرِ بینندگان عادی، که به هزینه‌های هولناک جانی و مالیِ این عمل واقف بوده‌اند و [از این رو] دستخوش وحشت شده‌اند نه حیرت، او به این هدف نرسیده است. خطای موجود در اینجا خطایی صوری بوده است، زیرا گزینش‌های مربوط به طرح‌وتدبیرِ نرون، خصوصاً کباب کردن مردم، در خدمتِ غایتِ مفروضِ سوختن و خاکستر کردن نبوده است. امّا ناگفته پیداست که این کار یک تخطّی از اخلاق نیز بوده است. وانگهی، این واقعیّت دارد که تخطّی از اخلاق بودنِ این عمل است که، تا اندازه‌ی زیادی، ناتوانیِ عمل مذکور از تحقّق بخشیدن به غایتش را توجیه می‌کند، زیرا درک تخطّی از اخلاق بودنِ عمل نرون است که مانعِ بروزِ واکنش مورد انتظار در مخاطب عادی می‌شود. یعنی عیبِ اخلاقیِ آتش‌سوزیِ نرون ربط وثیقی با طرح‌وتدبیرِ زیبایی‌شناختیِ لطمه‌دیده‌ی آن دارد؛ سرشت غیراخلاقی یا شریرانه‌ی گزینشِ نرون دلیل عمده‌ی عدم توفیقِ آتش‌بازی او در تأمینِ غایت خود است.
برای اینکه به موردی که به بحث ما نزدیک‌تر باشد اشاره کرده باشیم، باز هم رمان حیوان رو به موتِ فیلیپ رات را در نظر بگیرید. این رمان می‌کوشد حیاتِ امیالِ مردانه را در پرتوی اخلاقاً قهرمانانه، ولو مالیخولیایی، به تصویر بکشد. امّا شخصیّت اصلی و فریبکار رمان، دیوید کِپِش[۱۲۹]، به وضوح یک متجاوز جنسی است، و دیدگاه آشکارش نسبت به زنان به مثابه‌ی موجوداتی دارای ماهیّتِ جنسی، در حالی که گفته می‌شود ستایش‌آمیز است (و حتّی به گونه‌ای رازورزانه این چنین است)، از لحاظ اخلاقی ضعیف و بی‌مایه است. عیب‌ونقص‌های [اخلاقیِ] موجود در شخصیّت و نظرگاه رمان احتمالاً مانعِ واکنش مشتاقانه‌ی خواننده‌ی دارای حسّاسیّتِ [اخلاقی] به این تحسین‌نامه‌ی هرزگی می‌شود، که در دهه شصت، جایی میان مجلّه‌ی پلی‌بوی[۱۳۰] و طرفداران موسیقی وودِسْتاک[۱۳۱]، گیر کرده است. اگر راهی برای بازنماییِ استادانه‌ی طرز زندگیِ کِپِش، به نحوی که تأثیرِ تحسین‌آمیزِ موردِ طلب را تأمین کند، وجود داشته باشد، رات آن را نیافته است.
افزون بر این، نقصِ صوری در طرح‌وتدبیرِ رات، تا حدّ زیادی، ریشه در نظرگاهِ از لحاظ اخلاقی معیوبی دارد که وی خوانندگان دارای حسّاسیّت اخلاقی خود را به پذیرش آن فرامی‌خواند و ترغیب می‌کند. اینکه خوانندگان نمی‌توانند نظرگاهِ مذکور را، به علّتِ غیراخلاقی بودنش، بپذیرند دلیلِ اصلیِ نامعقولیّتِ عاطفیِ این کتاب، در تحلیل نهایی، است (Kieran 2001: 34). دلیل اینکه رمان مذکور انسجامِ صوری ندارد، در وهله‌ی نخست، این است که از لحاظ اخلاقی معیوب است.(۲۵) یعنی بخشی از طرح‌وتدبیرِ بسیاری از آثار هنریْ پرداختِ اخلاقی‌ـ‌عاطفی آن‌هاست. جایی که این پرداخت، به سببِ عیب اخلاقی، باژگون شود طرح‌وتدبیرِ اثر نیز به نقصان می‌گراید.
بدین‌سان، در مواردی از این دست، نقد اخلاقی و نقد زیبایی‌شناختی در هم ادغام می‌شوند. بهترین تبیین ما برای اینکه چرا حیوان رو به موت از لحاظ زیبایی‌شناختی نقص دارد این است که رمان مذکور از لحاظ اخلاقی معیوب است. یعنی طرح‌وتدبیرِ اثر ناموفّق است، چون بی‌بصیرتیِ اخلاقی‌ای که عرضه می‌کند، برای مخاطبی که از لحاظ اخلاقی حسّاس است، ناپذیرفتنی است. بنابراین، از آنجایی که پرداختِ اخلاقیِ اثر می‌تواند بخشی جدایی‌ناپذیر از طرح‌وتدبیر آن باشد، گاه عیبی اخلاقی در اثر هنری به ارزیابی زیبایی‌شناختی آن ربط پیدا می‌کند. وانگهی، در مواردی که عیب اخلاقیِ موجود در اثر، در مقامِ عیب اخلاقی، عدم موفّقیّتِ اثر در رسیدن به غایاتش را تبیین می‌کند، عیب اخلاقی نیز یک گزینشِ صوریِ بد است، که یعنی، برخلاف نظر خودآیینی‌گرا، نقصی زیبایی‌شناختی است (Carroll 1998b). یعنی دلیلی که عدم موفّقیّتِ صوریِ اثر را تبیین می‌کند دلیلی اخلاقی است ــ مثلاً، اثر به قدری غیراخلاقی است که مخاطبِ دارای حسّاسیّت اخلاقی نمی‌تواند با آن همراهی کند.(۲۶) از این رو، گاهی عیب اخلاقیِ موجود در اثر می‌تواند نقص زیبایی‌شناختی نیز قلمداد شود.
این استدلال نشان نمی‌دهد که هر عیب اخلاقی یک نقص زیبایی‌شناختی است، بلکه تنها نشان می‌دهد که برخی از معایب اخلاقی نقص زیبایی‌شناختی‌اند ــ یعنی آن‌هایی که به طرح‌وتدبیرِ اثر لطمه می‌زنند و آن را به مخاطره می‌اندازند. ممکن است پاره‌ای از معایب اخلاقیِ موجود در یک اثر هنری برای غایاتِ قُصوای آن اثر بی‌اهمّیّت یا عارضی باشند. گذشته از این، آثار هنری می‌توانند، در چارچوب تعهّدات و دلالت‌های اخلاقی‌شان، دارای ظرافت و پیچیدگیِ بسیار باشند. چه بسا معایب اخلاقی موجود در چنین آثاری تنها با تفسیرهای پیگیرانه و عمیق قابل‌تشخیص باشند. در نتیجه، ممکن است برخی از عیوب اخلاقی، به سبب ظرافت، ابهام، و/یا پیچیدگیِ اثر، حتّی از چشم مخاطبانِ از لحاظ اخلاقی حسّاس و آگاه نیز پنهان بمانند. جایی که چنین اتّفاقی بیفتد و، در نتیجه، بعید باشد که عیب اخلاقیِ مورد بحث مانعی بر سر راهِ جذب عاطفیِ اثر از جانبِ خواننده، بیننده، یا شنونده‌ی از لحاظ اخلاقی حسّاس ایجاد کند، آن عیب اخلاقیْ نقص صوری یا زیبایی‌شناختی به شمار نمی‌رود، هرچند که مسلّماً همچنان عیبی اخلاقی باقی خواهد ماند.(۲۷)
همچنین، باید روشن باشد که حتّی جایی که اثر هنری عیبی اخلاقی ــ که نقصی صوری یا زیبایی‌شناختی نیز هست ــ در بر داشته باشد، این امر سبب نمی‌شود که ضرورتاً کلّ اثر از لحاظ زیبایی‌شناختی بد باشد، زیرا ممکن است اثرْ محسّناتِ زیبایی‌شناختی‌ای نیز در بر داشته باشد که آن عیب اخلاقی را تعدیل کنند و باعث شوند که، روی هم رفته، اثر از لحاظ زیبایی‌شناختی خوب باشد. و این نکته، همراه با ملاحظات مذکور در بند قبلی، و نه آنچه خودآیینی‌گرا می‌گفت، این سخنِ متعارف را که امکان دارد اثری که عیوبی اخلاقی در بر دارد از لحاظ زیبایی‌شناختی موفّق باشد توجیه می‌کند.
اگر ما، برخلاف استدلال زیبایی‌شناختی، نشان داده باشیم که گاه عیبی اخلاقی در اثر هنری در حکمِ نقصی صوری یا زیبایی‌شناختی است، آنچه باقی می‌ماند این است که نشان دهیم گاهی وجوهِ مثبتِ اخلاقیِ اثری هنری می‌توانند سهمی در ارزش زیبایی‌شناختیِ آن اثر داشته باشند. بویژه، آثار هنریِ روایی به شیوه‌ای ساخته می‌شوند که خوانندگان، بینندگان، و شنوندگان را عملاً در فرایندهای مستمرّی از داوری اخلاقی ــ یعنی ارزشیابیِ اخلاقیِ شخصیّت‌ها، وضع‌وحال‌ها، و نظرگاه‌ها ــ درگیر سازند. در این صورت، واضح است که اگر طرح‌وتدبیرِ این مؤلّفه‌ها به نحوی باشد که مخاطبان را قادر به برقراریِ پیوند‌های بصیرت‌آمیز و روشنگر میان متغیّر‌های اخلاقیِ موجود در داستان سازد، در شرایط مساوی، به همین سبب داستان مذکور بهتر ــ یعنی جذّاب‌تر ــ خواهد بود. و، از آنجایی که غایتِ اغلبِ هنر‌ها جذّابیّت است، گزینش‌هایی از این دست در طرح‌وتدبیرِ [اثر هنری]، درست به همین جهت که تخیّلِ اخلاقیِ مخاطب را در زمینه‌ی فعّالیّتِ ثمربخشی برمی‌انگیزند که مخاطب آن را ارزنده و رضایت‌بخش می‌یابد، از لحاظ زیبایی‌شناختی خوب خواهند بود.
پیشتر، دریافتیم که آثار هنری ممکن است، به خاطر به کار انداختن قوای اخلاقی ما، از لحاظ اخلاقی خوب تلقّی شوند. این امر، تا جایی که بتواند سهمی در جذّبِ مخاطب نیز داشته باشد، می‌تواند برای مخاطبانِ دارای حسّاسیّت اخلاقی، همچنین، حُسنی زیبایی‌شناختی در اثر باشد. وانگهی، آن بصیرت‌های اخلاقی اگر قرار باشد که مشارکتِ مخاطبانِ مذکور، و نه عدم مشارکت ایشان، را برانگیزند، باید، در نزد آن مخاطبان، از اصالت و اعتباری معقول برخوردار باشند. بدین‌سان، طرحِ ملاحظاتِ اخلاقیِ مناسب می‌تواند بخشی از طرح‌وتدبیرِ اثر هنری باشد. اسکار وایلد سخت در اشتباه بود اگر گمان می‌کرد که نوشته‌ی خوب، وقتی به طور معمول مورد ارزشیابی قرار گیرد، همواره بکلّی سوای محتوای اخلاقی است.
استدلال زیبایی‌شناختیِ خودآیینی‌گرا بر آن است که عیب اخلاقی در اثر هنری، به هیچ وجه، نقصی زیبایی‌شناختی نیست و فضیلت اخلاقی، به هیچ وجه، حُسنی زیبایی‌شناختی نیست. شاید این استدلال بدین جهت دیرزمانی جذّاب مانده است که مثل مانعی عمل می‌کند در برابر پیشرویِ اخلاقگرایان پرخاشگری که، برخلاف انتظار، هر عیب اخلاقی را نقصی زیبایی‌شناختی قلمداد می‌کنند و همه‌ی آثار هنریِ اخلاقی را شاهکارهای زیبایی‌شناختی اعلام می‌کنند. با وجود این، استدلال زیبایی‌شناختی، هر چقدر هم که در جنگ با پیرایشگری و ممیّزی کارآمد باشد، بیش از حدّ بلندپروازانه است. زیرا گاهی، برخلاف نظر خودآیینی‌گرا، ارزیابی اخلاقی و زیبایی‌شناختی همگرایند.

    1. نتیجه‌گیری

هنر و اخلاق برای مدّت‌زمانی آنچنان طولانی و به شیوه‌هایی آنچنان فراوان با یکدیگر در پیوند بوده‌اند که خوانندگان، بینندگان، و شنوندگان معمولی به نظرشان می‌رسد که مبتنی بر فهم عُرفی است اینکه طبیعی بپندارند که ــ حدّاقلّ پاره‌ای از اوقات ــ اخلاق منبعی برای روشنگری درباره‌ی هنر باشد، و ــ باز هم، حدّاقلّ پاره‌ای از اوقات ــ فرض کنند که گاه ارزیابی اخلاقیِ اثری هنری ممکن است به ارزیابی زیبایی‌شناختیِ آن ربط داشته باشد. شاید این یکی از دلایلِ این امر باشد که چرا منتقدانِ متعارف نوعاً احساس می‌کنند که آزادند، بدون هیچ توضیحی، میان ارزیابی اخلاقیِ نظرگاه اثر هنری و ارزیابی هنری آن در رفت‌وآمد باشند.
ولی، چنانکه دیدیم، اشکالات فلسفی نیرومندی به این شیوه‌ی عمل وارد شده است ــ بخصوص اشکالات معرفتی، اشکالات هستی‌شناختی، و اشکالات زیبایی‌شناختی. این استدلال‌های فلسفی پرسش‌های مهمّی درباره‌ی شیوه‌‌های عمل ما در خصوص هنر مطرح می‌کنند. با وجود این، همان‌طور که من در اثبات آن کوشیدم، می‌توان بر ملاحظاتی که آن‌ها مطرح می‌کنند فائق آمد. در واقع، این اشکالات بهانه‌ی خوبی برای کوشش در وضوح‌بخشی به این مسأله‌اند که: وقتی درباره‌ی هنر سخن می‌گوییم، چه کار می‌کنیم و چرا آن کار را می‌کنیم؟ از این لحاظ، باید فلسفه را نه خصمِ فهم عُرفی، که نیروی محرّکی برای پالایش و فرهیختگیِ بیشترِ آن دانست.
یادداشت‌های نویسنده
(۱) این تنها نتیجه‌ای نیست که فیلسوف در اینجا می‌تواند گرفت. برای مثال، افلاطون قائل بود به اینکه آثار هنری نمی‌توانند شناخت فراهم آورند، چه شناخت اخلاقی و چه غیر آن، امّا این امر او را به این نتیجه نرساند که نباید آثار هنری را مورد نقد اخلاقی قرار داد. به نظر افلاطون، آثار هنری نمی‌توانند شناختِ اخلاقی فراهم آورند، امّا می‌توانند بی‌اخلاقی را ترویج کنند ــ در واقع، لزوماً چنین می‌کنند ــ و، بنابراین، می‌توان آن‌ها را از لحاظ اخلاقی مورد نکوهش قرار داد. ولی، از آنجایی که این موضعِ افلاطونی درباره‌ی هنر از این لحاظ در معرضِ کوهی از انتقادات قرار گرفته است، در این فصل بدان نپرداخته‌ام.
(۲) این استدلال علیهِ ادّعاهای هنر نسبت به فراهم‌آوردن شناخت را کیوی مورد بحث قرار داده است (Kivy 1977-8, p. 22).
(۳) شاعر فرانسوی، لوران تایاد (Laurent Tailhade)، وقتی خبردار شد که یک آنارشیست بمبی به درونِ مجلس نمایندگان پرتاب کرده، گفت: ”مرگِ آدم‌های نامشخّص چه اهمّیّتی دارد، اگر ژستِ مرگشان زیبا باشد؟“ (به نقل از: Guerard 1963, p. 71).
(۴) باید روشن باشد که من، وقتی این تلمبه‌ی شهودی را درباره‌ی جنایت و مکافات به کار می‌زنم، موضِع شکّاک فلسفی را بیان می‌کنم. موضع من این نیست که تنها چیزی که جنایت و مکافات برای آموختن به ما دارد همین است. بلکه قصدم فقط این است که جانِ کلامِ شکّاک را به بیانی موثّر و مسبوق به سابقه عرضه کنم. شوربختانه، برخی ناقدان، مانند کانولی و حیدر، استفاده‌ی توضیحی من از چنین تلمبه‌های شهودی را، به خطا، به مثابه‌ی دیدگاهِ مورد نظر من در باب آثاری چون جنایت و مکافات گرفته‌اند. در طول این فصل، می‌کوشم تا استدلال‌های شکّاک را، به قویّ‌ترین شکلی که می‌توانم، عرضه کنم، تا بتوانم آن‌ها را بر طبق ضوابط‌ومعیارهای خودشان شکست دهم. این امر را نباید دالّ بر موافقتِ من با همه‌ی پیش‌فرض‌های استدلال‌های شکّاک گرفت. بنگرید به:
Connolly and Haydar 2001, p. 122.
(۵) ظرفیّتِ ادبیّات برای پالودنِ ادراک اخلاقی یکی از مضامین عمده‌ی [مورد نظرِ] مارتا نوسباوم است. بویژه، بنگرید به:
Nussbaum 1990.
(۶) آراء‌ونظرات [مختلف] را در باب شیوه‌هایی که هنر ممکن است عواطف ما را، به وجهی تعلیمی و تربیتی، برانگیزد در این آثار می‌توان یافت:
Currie 1995; Walton 1990.
(۷) البتّه، ظرفیّتِ هنر برای تعلیم‌وتربیت عواطف ما لزوماً از ظرفیّتش برای وسعت و قوّت بخشیدن به مهارت‌های ناظر به ادراک اخلاقی متمایز نیست، چون عواطف و ادراک از جنبه‌های مهمّی با هم در پیوند هستند. بر همین سبیل، پالایش عواطف اخلاقی ما نیز به قوای داوری اخلاقی‌مان ربط دارد.
(۸) گلدبرگ این دو تصوّرِ متمایز از اخلاق را اخلاق رفتارمحور در برابرِ اخلاق زندگی‌محور می‌نامد. بنگرید به:
Goldberg 1993, p. 113.
(۹) گلدبرگ خاطرنشان می‌شود که بُعدی از داوری اخلاقی هست متضمّنِ آنکه هر زندگی را به مثابه‌ی یک کلّ در نظر بگیریم. این یعنی تلقّیِ وحدت داشتن از زندگی. وانگهی، این بُعد از داوری اخلاقی بُعدی است که ادبیّات در شکل بخشیدنِ بدان بی‌نظیر است. او می‌گوید: ”دغدغه‌ی ادبیّات همواره این بوده است که از معنای اخلاقی زندگی‌ها سر در بیاورد“ (Goldberg 1993, p. 113).
(۱۰) ادبیّات نه تنها ما را در زمینه‌ی طرز ساختار بخشیدن به زندگی خودمان به مثابه‌ی کلّی واحد تعلیم می‌دهد و تربیت می‌کند، بلکه به ما می‌آموزد که همین کار را در باب زندگی دیگران هم بکنیم. افزون بر این، همان‌طور که گلدبرگ خاطرنشان می‌شود، یک بُعد از بصیرت اخلاقیْ متضمّنِ ”استعداد سر در آوردن از معنای زندگی انسان‌ها به شیوه‌ای کلّ‌نگرانه است … استعداد یافتن الفاظ‌ومفاهیمی که درخورِ هر زندگی خاصّی باشند“. این نوع بصیرت اخلاقی را، به سببِ ظرفیّتِ وحدت‌سازی‌اش، تخیّل اخلاقی هم می‌توان نامید. بنگرید به: Goldberg 1993, p. 109.
(۱۱) البتّه، اهمّیّت هنر روایی برای ارائه‌ داستان‌های زندگی فقط به آشنا ساختنِ مخاطبان با شیوه‌های شکل‌بخشیدن به داستان زندگی خودشان نیست. روایت‌ها، با نمایشِ زندگی‌ها، زندگی‌هایی غالباً بسیار متفاوت با زندگی‌های خودمان، به ما امکان می‌دهند تا به اطّلاعاتی درباره‌ی زندگی‌های محتمل ــ یعنی همان چیزی که میل آزمون‌های زندگی می‌خواند ــ دسترسی داشته باشیم. از این لحاظ، داستان‌ها را می‌توان به مثابه‌ی زندگی تفسیر کرد ــ آزمون‌های فکری، یعنی فرصت‌هایی بی‌هزینه و رایگان برای تأمّل در طرز زیستن‌های جایگزین. این رهیافت بویژه مورد تأکید پاتنم بوده است (Putnam 1978).
(۱۲) الیور کانولی و بشّار حیدر ادّعا می‌کنند که این نوع کارکرد رمان‌ها بیش از آنکه در مورد اخلاق شخصی کاربرد داشته باشد در موارد سیاسی کاربرد دارد. امّا این ادّعای درستی نیست. چراکه می‌توان رمانِ اِما را، که پیشتر مورد بحث قرار گرفت، همچنین، به مثابه‌ی عمق‌بخشی و تأکیدورزیِ روشنی در خصوصِ این اصل در قلمرو اخلاق شخصی در نظر گرفت که باید با اشخاص چونان هدف رفتار کرد،‌ نه وسیله. بنگرید به:
Cannolly and Hydar 2001, p. 121.
(۱۳) من این پاسخ به استدلال ناظر بر پیش‌پاافتادگی شکّاک را، اوّل بار، در اینجا اقامه کردم: Carroll 1998a. از آن زمان، الیور کانولی و بشّار حیدر، با این پیش‌فرض به نقدِ آن مقاله پرداخته‌اند که من ادّعا می‌کنم که فقط فهمِ اخلاقی‌ای از این دست را از روایت‌ها بیرون می‌توان کشید، و شناخت قضیّه‌ایِ پیشنهادیِ شکّاک را نمی‌توان از روایت‌ها بیرون کشید. این تفسیر تفسیرِ درستی از اصلِ مقاله‌ی من و رأی من نیست. برای مثال، من در مقاله‌ام (Carroll 1998a, p. 158)، در اشاره به رمان پسر بومی، بصراحت تصدیق کرده‌ام که پاره‌ای از آثار هنریِ رواییْ آن نوع قضایایی را که شکّاک لازم می‌داند فراهم می‌آورند. افزون بر این، هنگامی که، در متن مقاله‌ی مذکور، از ”نمونه‌ی متعارف“ و ”اکثریّتِ عظیمِ“ روایت‌ها سخن می‌رانم، مرادم آن است که، با این مرزگذاریِ ضمنی، تصدیق کنم که هستند نمونه‌هایی از آموزش از طریق داستان که الزامات شکّاک را برمی‌آورند. کانولی و حیدر این امر را که من محکم‌ترین نمونه‌ی مورد نظر شکّاک را، با هدفِ نشان دادنِ نادرستیِ آن، بر وی عرضه کرده‌ام با موضعِ خودِ من خَلط کرده‌اند، برغمِ اینکه من به کنایت و صراحت مخالفت خود را با این ادّعای شکّاک که هنر روایی نمی‌تواند شناخت قضیّه‌ایِ غیرپیش‌پاافتاده فراهم آورد ابراز داشته‌ام. بنگرید به:
Connolly and Haydar 2001, pp. 109-24.
(۱۴) من از این فکر که پاره‌ای از آثار هنری می‌توانند آزمون‌هایی فکری تلقّی شوند، به تفصیل، در مقاله‌ی ”چرخه‌ی فضیلت“ (“The Wheel of Virtue”) دفاع کردم (Carroll 2002). پس از نگارش آن مقاله، دریافتم که زِماک نظری مشابه ابراز کرده است. بر همین سبیل، هلن رید، شخصیّتِ رمان‌نویسِ رمان اخیر دیوید لانگ با عنوان فکر می‌کند… (Thinks…)، پس از شنیدنِ آزمون‌های فکریِ متنوّعی از شخصیّتِ رالف مسنجر، رئیس یک مرکز تحقیقاتی در حوزه‌ی علوم شناختی (Cognitive Science)، می‌گوید: ”رمان‌ها را می‌توان آزمون‌های فکری خواند“.
(۱۵) مارشال کوهن و آیلین جان به من تذکّر داده‌‌اند که، در اینجا، مفهومِ شناختِ مفهومی را بیش از اندازه موسّع گرفته‌ام. شاید بهتر باشد که این نوع شناختِ مورد نظرم را شناخت فلسفی بنامم.
(۱۶) برخی از آزمون‌های فکریِ ادبی ممکن است شرایط لازم برای اطلاقِ یک مفهوم را نشانمان دهند، همان‌طور که آرزوهای بزرگ، با تمرکز بر عشقِ ناخودگرایانه به عنوان شرط پدر/مادرِ خوب بودن، چنین می‌کند. دیگر آزمون‌های فکری ادبی ممکن است اهمّیّت خصوصیّاتی را به یادمان بیاورند که باید به هنگام انجام داوری‌های اخلاقی به عنوان متغیّر در نظر گرفت.
(۱۷) کارکردِ دیگرِ آزمون‌های فکری فلسفی طرح مسأله کردن است، مثل کاری که افلاطون با طرحِ اسطوره‌ی گوگس (Gyges) در کتاب جمهور می‌کند؛ احتمالاً ناگفته پیداست که داستان‌های ادبی هم می‌توانند چنین کارکردی داشته باشند.
(۱۸) اینکه انواع تعلیم‌وتربیت‌های اخلاقیِ مورد اشاره کاملاً از یکدیگر مجزّا و مانعه الجمعند دخلی به اصلِ بحث ندارد. مثلاً، چه بسا که واکنش‌های عاطفیِ ما به داستان ذیل فرایند ترغیبِ ما به تمایزگذاری‌های مفهومیِ بهتر فهرست شوند. افزون بر این، شیوه‌های دیگری هم برای ترکیب کردنِ فعّالیّت‌های مورد اشاره وجود دارد. قصد من در اینجا پِی افکندنِ طبقه‌بندیِ سخت و آهنینی در باب واکنش‌های اخلاقی نسبت به هنر نیست، بلکه تنها یادآوریِ شیوه‌های متنوّعی به خواننده است که در آن‌ها تجربه‌ی ما از هنرْ استدلال‌های معرفت‌شناختیِ شکّاک را به پرسش می‌کشد. افزون بر این، پرواضح است که دعوی‌ام این نیست که فهرست کوتاهم از امکان‌ها و احتمالاتِ مطرح در این باب فهرست کامل و جامعی است.
(۱۹) این استدلال را دِوِرو مورد بحث قرار داده است (Devereaux 2001). پاسخی که من در اینجا اقامه کرده‌ام شبیه پاسخ دِوِرو است، هرچند که من ترجیح می‌دهم، به سببِ ملاحظاتی که در باب مفهوم موّلف فرضی دارم، در جایی که او از مؤلّفان فرضی سخن به میان می‌آورد از نظرگاه‌ها دم بزنم.
(۲۰) دِوِرو اسکار وایلد را نماینده‌ی این موضع می‌داند.
(۲۱) این استدلال مشابهِ استدلالی است که من در جای دیگری بر ضدّ لزومِ استعاری بودنِ خصوصیّات بیانی اقامه کرده‌ام (Carroll 1999, pp. 959).
(۲۲) قیدِ ”به شکل غیرانعکاسی“ برای در حساب آوردنِ این احتمال در اینجا آورده شده است که چه بسا رمان‌نویسی دیدگاهی شریرانه را به نحوی طعنه‌آمیز یا انعکاسی طرح کند تا نقاب از چهره‌اش برگیرد.
(۲۳) من، در جای دیگری، از این موضع با عنوان خودآیینی‌گراییِ معتدل یاد کرده‌ام. خودآیینی‌گرایی افراطی قائل است به اینکه به هیچ روی روا نیست که آثار هنری را مورد ارزیابی اخلاقی قرار دهیم. قصدم از آوردنِ دو بخش قبلیِ این فصل آن بوده است که ریشه‌ی خودآیینیِ افراطی را بزنم. خودآیینی‌گرایی معتدل ــ که در اینجا، به اقتضاء بحث، صرفاً ”خودآیینی‌گرایی“اش می‌‌خوانم ــ قائل است به اینکه ارزیابی اخلاقیِ آثار هنری ممکن است امّا به هیچ روی نباید با ارزیابی زیبایی‌شناختی خَلط شود (Carroll 1996, 2000).

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 380
  • 381
  • 382
  • ...
  • 383
  • ...
  • 384
  • 385
  • 386
  • ...
  • 387
  • ...
  • 388
  • 389
  • 390
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پایان نامه کارشناسی ارشد : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد کاربرد داده کاوی در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی اثر دما بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی تأثیر آموزش به شیوه نمایش خلاق بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | شهر نور – 2
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع ارتباط بین آگاهی مدیران از … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • سایت دانلود پایان نامه : پژوهش های پیشین در مورد پیش بینی تقاضا برای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : پایان نامه :بررسی جایگاه صبر و سکوت درآثار ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب در رابطه با : استنادهای قرآنی خطبه فدکیه حضرت فاطمه۹۲- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بیوتکنولوژی- فایل ۵ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب درباره بحران-مالی-و-تجارت-خدمات-مطالعه-موردی-گردشگری-در-کشورهای-منتخب- فایل ۳۳ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۱-۶ مقایسه نهادهای سرپرستی با یکدیگر – 3
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع الگوی بومی تدوین خط مشی‌های زیست محیطی- فایل ۴۸ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله-پروژه و پایان نامه – ۲-۲-۴ دیدگاه‌های موجود در رابطه با مطلوب بودن مدیریت سود – 5
  • پایان نامه ارتقاء تکنولوژی شرکت برق منطقه ای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | نظریه تحلیل ارتباط محاوره ای برن – 4
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی رابطه سبک های … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها – – 7
  • پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد : بررسی نگرش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | سوالات پژوهش – 2
  • دانلود پایان نامه های آماده | ۲-۲-۲: تعریف رفتارشهروندی سازمانی – 10
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع بررسی تطبیقی جایگاه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – تاریخچه کیفیت زندگی کاری – 8

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان