مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله با موضوع تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • . در توضیح اسمای اسمای الهی، علامه طباطبایی قائل به دو نوع اسم است: ۱- حقیقت اسم که در نزد ذات است و لفظ از آن حکایت می کند.۲- همین لفظی که بر زبان انسان ها برای افاده معنای مقصود به کار می‌رود و هیچ شأنی جز دلالت بر معنا و کشف آن ندارد. این الفاظ در حقیقت بر همان اسمی دلالت می کند که در نزد ذات است، نه این که خود این الفاظ، اسم باشند. بنابراین، «حی» و همینطور «عالم» اسم برای اسم واقعی هستند نه خود آن، اگر چه با توجّه به فرض اول، دو اسم یاد‌‌شده خود اسم خواهند بود نه اسم آن. پس اسم اسم غیر از خود اسم است؛ اسم همان حقیقتی است که در نزد ذات است و اسم اسم همین لفظی است که از آن حکایت می کند..رک: سید محمد حسین طباطبائی؛ المیزان فی تفسیر القرآن، (دفتر انتشارات اسلامی)، ج۸، ص۳۵۲. ↑
  • ( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

نظر دهید »
دانلود منابع تحقیقاتی : منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی رابطه بین سبک رهبری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مشاوره ای

۱

مشارکتی

۱

جدول بالا آمار توصیفی است که میانگین رتبه های هر متغیر را نشان می دهد هرچقدر میانگین رتبه ها بیشتر باشد تاثیر آن متغیر بیشتر است. بنابر نتایج فوق تاثیر سبک استبدادی-استثماری بیشتر است
۴-۳-۵-۲ گونه شخصیتی B
با توجه به نتایج بدست آمده ، از آزمون فریدمن جهت اولویت بندی و تعیین اینکه کدامیک از سبک های رهبری در گونه شخصیتی B تاثیر بیشتری بر ایجاد تنیدگی دارد استفاده می کنیم.
جدول ۴-۳-۵-۲ آزمون فریدمن در گونه شخصیتی B

سبک رهبری

Mean Rank

استبدادی-خیرخواهانه

۲

مشاوره ای

۱

مشارکتی

۱

جدول بالا آمار توصیفی است که میانگین رتبه های هر متغیر را نشان می دهد هرچقدر میانگین رتبه ها بیشتر باشد تاثیر آن متغیر بیشتر است. بنابر نتایج فوق تاثیر سبک استبدادی-خیرخواهانه بیشتر است
فصل پنجم
۵-۱-مقدمه
همانگونه که قبلاً اشاره شد ، در این پژوهش شخصیت به عنوان یک متغیر تعدیل کننده مورد استفاده قرار گرفته است . بنابراین بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل (سبک رهبری استبدادی ، استثماری ، سبک رهبری استبدادی ، خیرخواهانه ، سبک رهبری مشاوره ای و سبک رهبری مشارکتی) و متغیر وابسته (تنیدگی) در دو فایل جداگانه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که به بررسی نتایج حاصله پرداخته می شود .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۵-۲- نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها
۵-۲-۱- فرضیه اول:
بین سبک رهبری استبدادی ـ استثماری ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان صف بانک پارسیان شعب شمال و غرب شهر تهران، رابطه معناداری وجود دارد .
در پرسشنامه های توزیع شده در گونه شخصیتی B سبک استبدادی – استثماری مشاهده نگردید. با توجه به بررسی های به عمل آمده و توجه به وجود کنترل های اعمال شده از طرف ستاد مرکزی بانک پارسیان بر روی عملکرد مدیران شعب عدم وجود سبک استبدادی – استثماری در تحقیق حاضر در مقایسه با تحقیق های پیشین قابل توجیه است. اما این رابطه در شخصیت گونه A با اطمینان ۹۵% با سطح خطای ۰۵/۰=α تأیید گردید . بدین معنی که هر چه مدیر بر استفاده از سبک رهبری استبدادی – استثماری تاکید ورزد ، میزان تنیدگی در کارکنان تحت رهبری او افزایش می یابد. بنابراین ، این فرضیه که بین سبک رهبری استبدادی ـ استثماری ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان صف بانک پارسیان شعب شمال و غرب شهر تهران رابطه معنی داری وجود دارد ، تأیید می شود . بر اساس نتایج به دست آمده از فرضیه فرعی اول بین سبک رهبری استبدادی- استثماری و تنیدگی کارکنان در گونه شخصیتی A در کارکنان صف بانک پارسیان رابطه مستقیم وجود دارد ، یعنی هرچه سبک استبدادی – استثماری مدیر بیشتر باشد تنیدگی در کارکنان افزایش می یابد با توجه به نتیجه بدست آمده بایستی تلاش های لازم را جهت کم کردن سبک استبدادی – استثماری نمود به همین منظور می توان با تفویض اختیار کارها به رده های پایین ، ایجاد جو اطمینان و اعتماد بین رئیس و مرئوس ، تشویق خلاقیت کارکنان ، دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری به کاهش تنیدگی کارکنان بر اساس کار و کاهش سبک استبدادی – استثماری کمک کرد .
همانطور که در بخش نظری پژوهش مطرح شد ، در سبک رهبری استبدادی – استثماری مدیر و رهبر به مرئوسان خود اعتماد نداشته و روابط رهبر و پیرو و مبتنی بر ترس و ارعاب است . در چنین شرایطی کارکنان نسبت به اموری که انجام می دهند کنترل کمتری دارند و از اتکاء به نفس پایین تری برخوردار می باشند . در سبک رهبری استبدادی – استثماری همه تصمیمات در رده عالی سازمان اخذ می شود و کارکنان مجبورند که دستورها را اجرا کنند و ارتباطات پایین به بالا تقریباً وجود ندارد. شرایط فوق باعث می شود کارکنان نسبت به رفتار خود کنترل کمی داشته باشند و متعاقباً گرفتار تنیدگی شوند .
در سبک رهبری استبدادی ـ استثماری ، مدیران کارکنان را وادار می کنند ، در یک دوره مدت زمانی کوتاه ، کاری انجام دهند یا کنترل های بسیار شدید بر آنها اعمال می نمایند و کسانی که نتوانند پا به پای خواسته های آنها پیش روند ، مورد مواخذه قرار می دهند . چنین وضعیتی باعث می شود ، کارکنان به گرانباری کاری که یکی از عوامل مهم تنیدگی شغلی محسوب می شود ، مبتلا شوند .
همچنین در سبک رهبری استبدادی – استثماری به واسطه عدم اعتماد حاکم بر محیط کار ، کار گروهی تشویق نمی شود ، روحیه افراد ضعیف و بازدهی پایین است . در چنین شرایطی به علت عدم وجود کارگروهی ، حمایتهای اجتماعی که به عنوان یک متغیر تعدیل کننده تنیدگی عمل می نماید ، وجود نخواهد داشت .
۵-۲-۲ فرضیه دوم
بین سبک رهبری استبدای ـ خیرخواهانه ، شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان کارکنان صف بانک پارسیان شعب شمال و غرب شهر تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
در بررسی رابط بین سبک رهبری استبدادی ـ خیرخواهانه و تنیدگی هم در گونه شخصیتی A و هم در گونه شخصیتی B ، رابطه معنی داری وجود دارد . بدین مفهوم که هر چه مدیر یا رهبری تأکید بیشتری بر به کارگیری سبک رهبری استبدادی ـ خیرخواهانه داشته باشد میزان تنیدگی کارکنان نیز بیشتر خواهد بود . این رابطه در شخصیت A با اطمینان ۹۵% در سطح ۰۵/۰=α و در شخصیت B با اطمینان ۹۹% در سطح ۰۱/۰=α وجود دارد .
همانطور که در فصل دوم پژوهش مطرح شد ، اگر سبک های رهبری لیکرت را بر روی یک پیوستار مورد مطالعه قرار دهیم ، در یک قطب سبک رهبری استبدادی ـ استثماری و در قطب دیگر سبک رهبری مشارکتی قرار دارد . براساس نزدیکی سبک استبدادی ـ خیرخواهانه به سبک رهبری استبدادی ـ استثماری همه دلایلی را که در فرضیه اول برای توجیه

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با فردوسی در شاهنامه- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بیت بعدی فردوسی در این داستان ، باز در مورد کاوس کم خرد است :
همان داستان یاد باید گرفت که خیره بماند شگفت از شگفت
ج۲ب۱۰۸۷
کاوس بعد از این که به شاهی می نشیند ، روزی که در گلشن زرنگار خویش مشغول خوردن می خوش گوار بود رامشگری از مازندران برای رفتن به پیشگاه کاوس از او بار می خواهد ، کاوس به او بار می دهد ، رامشگر سرودی برای کاوس می خواند که فردوسی آن را مازندرانی سرود می نامد . این سرود چنان خوش و برانگیزنده است که کاوس خودکامه را بر آن می دارد تا لشکر به مازندران کشد . بزرگان ایران زال را به نزد کاوس می فرستند تا او را از رای نادرست خویش بازگرداند ، اما پندهای زال کارساز نمی شود . سران سپاه با گزیده ای از سپاهیان ، ناگزیر در خدمت کاوس به مازندران می روند . یک هفته ی بعد وقتی کاوس و همراهانش به مازندران می رسند ، شاه مازندران دیوی به نام «سنجه» را نزد دیو سپید می فرستد و از او یاری می جوید . دیری نمی گذرد که دیو سپید سرکرده ی دیوان مازندران با سپاهی گران از دیوان شبانه فراز می آیند . همان شب ابری سیاه نیز در آسمان نمایان می شود و دود سیاهی همه جا را فرا می گیرد که وقتی روز فرا می رسد چشم کاوس و دو بهره از لشکریانش تاریک می شود یک هفته یی بر این سان می گذرد از ایرانیان در شهر مازندران کسی را بدیده نمی شد دید . و فردوسی با مشاهده ای داستان می گوید که این داستان آن قدر «شگرف و نوآیین و بی پیشینه» (کزازی،۱۳۸۷: ۳۷۰) است که هرکس با شنیدن آن شگفت زده و آشفته می شود .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

سرانجام دیو سپید و دیوان دیگر به جنگ با کاوس و لشکریانش می آیند ، کاوس که مستأصل و درمانده شده است ، مردی را که تیزرو است را به نزد دستان و رستم می فرستد و به او پیغام می دهد که همه در چنگ اهریمن افتاده ایم و از او مدد می خواهد زال که این پیغام می شنود رستم را فرامی خواند و داستان را برا او بازگو می کند رستم در پی سخنان زال از راه کوتاهتر که پر از دیو و شیر است رهسپار دیار مازندران می شود . رودابه از رفتن فرزند خویش نگران و گریان است ، فردوسی بزرگ در اینجا دوباره با مشاهده ی رفتن رستم و ناله های رودابه به یاد بی وفایی و ناپایداری زمانه می افتد و لب به سخن می گشاید :
زمانه بر این سان همی بگذرد پی اش مرد دانا همی بشمرد
هر آن روز کان بر تو بر برگذشت تنت از بد گیتی آزاد گشت
ج۲ب۱۱۵۷-۱۱۵۶
فردوسی زمانه را انسانی تصور کرده است که در حال راه رفتن است ، و گذر زمانه را به راه رفتن مانند کرده است ، حال که زمانه مانند یک انسان در حال رفتن است انسان دانا باید گام های او را بشمرد و خوشحال از گذر آن باشد چرا که هر روز از زمان که می گذرد ، به اندازه ی همان یک روز تن انسان از بد جهان آزاد می گردد . و با این سخن به نوع بشر یادآور می شود که هیچ چیز این دنیا ارزش شادی و اندوه را ندارد ، حتی رودابه نیز نباید از رفتن رستم ناله سر دهد .
رستم پس از گذر از هفت خوان و نجات دادن کاوس و لشکریان ، کاوس را به شهر ایران بر سر تاج و تخت می آورد . کاوس وقتی به شهر ایران می رسد باز می و رود و رامشگران را فرامی خواند و به رامش می نشیند . سپس روزی دهان را به دیوان خویش فرامی خواند . همه شادمان نزد وی می آیند و کنار تخت وی نیز رستم تهمتن نشسته است . کاوس به رستم هدایای بسیار و منشور نیمروز می بخشد ، طوس نوذر را هم سپهد لشکر خود می کند و به گودرز هم مرزبانی سپاهیان می دهد و پس از آن «جهان چون بهشتی شد آراسته / پر از داد و آکنده از خواسته» (ج۲ب۱۷۵۵)
اما این خوشی دوام ندارد و چندی که می گذرد کاوس «رای» گردش در سرزمین پهناور خویش می کند . او با سپاهی گزیده از ایران تا توران و چین و سپس به مکران می رود . آن گاه از مکران به سوی کوه قاف و باختر می آید و چون مردمان این سرزمین فرمانبر او می شوند ، به زابلستان گذر می کند ، او و سپاهیانش یک ماه در نیمروز میهمان زال می شوند . در این هنگام به کاوس خبر می رسد که مردی با گنج و نام در سرزمین تازیان از کاووس شهریار ایران ، روی برتافته و بر وی شوریده است . کاوس و سپاهیان از نیمروز به سوی سرزمین تازیان رهسپار می شوند . آن ها در راه از هامون به دریا می رسند ، کشتی و زورق می سازند و بر آن می نشینند و راه دریا در پیش می گیرند تا به جایی می رسند که مصر به دست چپ بربرستان به دست راست و آب زره در میانه و هاماوران در پیش روی آن هاست ، از این هر سه سرزمین لشکریانی به ایرانیان می تازند ولی سپاهیان ایران شکست سختی به آن ها می دهند . از این رو سپهدار هاماوران پیش از دیگران امان می خواند ، و پیمان می کند که ساو و باﮊ گران بپردازد . در این هنگام کسی به کاوس خبر می دهد که شاه هاماوران دختری زیبا دارد . کاوس مردی را برای خواستگاری سودابه می فرستد ، سودابه با این پیوند همداستان است . کاوس به آیین و کیش خویش با سودابه پیمان همسری می بندد ، یک هفته یی که می گذرد فرستاده ی شاه هاماوارن نزد کاوس می آید و او را به شاهه به مهمانی فرا می خواند، حکیم توس در این جا می گوید :
بدین گونه با او همی چاره جست نهانیش بد بود و رایش درست
ج۲ب۱۸۸۱
شاه هاماوران در فکر خویش اندیشه های بدی برای کاوس دارد و می خواهد که او را به بند کشد اما در ظاهر رای او درست و خوب است و او را برای مهمانی دعوت می کند ، از این رو است که فردوسی می گوید : نهانیش بد بود و رایش درست
سخن بعدی فردوسی در این داستان ابیات زیر است :
چو پیوسته ی خون نباشد کسی نباید بر او بودن ایمن بسی
چو مهر کسی را بخواهی ستود بباید به سود و زیان آزمود
کسی کو به جاه از تو کمتر شود هم از بهر رشک تو لاغر شود
چنین است گیهان ناپاک رای به هر باد خیره بجنبد ز جای
ج۲ب۱۹۰۸-۱۹۰۵
فردوسی با تکیه بر این قسمت داستان و فریب خوردن کاوس از شاه هاماوران این ابیات را می سراید، همانطور که کاوس نباید به شاه هاماوران اعتماد می کرد و به سرای او می رفت ، انسان های دیگر هم باید بدانند که کسی که با انسان بیگانه است شایسته ی اعتماد کردن نیست و زمانی می توان به بیگانه اعتماد داشت که او را با سود و زیان آزمایش کرد . چرا که کسی که از نظر موقعیت دنیوی از دیگری پایین تر است به دلیل حسادت و رشک مورد اعتماد نیست و همواره می تواند به انسان آسیبی برساند و این راه و رسم دنیا است که با هر خیره بادی می جنبد و هر زمان با کسی دوست و با دیگری دشمن است .
بعد از این که رستم باز هم کاوس را از بند شاه هاماوران نجات می دهد و به تاج و تخت خود می رساند این بار دیوی به فرمان ابلیس خود را به صورت غلامی می آراید و بر سر راه شکارگاه کاوس می ایستد و به او می گوید که : گیتی به کام تو شده است ؛ لیکن کاری مانده است که تو هنوز انجام ندادی و آن دانستن راز به نشیب و فراز گردیدن آفتاب است .
فردوسی باز هم یکی دیگر از اندیشه های خویش را در بستر داستان کاوس به زبان می آورد :
ندانست کاین چرخ را مایه نیست ستاره فراوان و یزدان یکی است
همه پیش فرمانش بیچاره اند که با شورش و جنگ و پتیاره اند
جهان آفرین بی نیاز است از این ز بهر تو باید سپهر و زمین
ج۲ب۲۱۰۸-۲۱۰۶
فردوسی می گوید که کاوس نمی دانست که این چرخ بلند مایه و کارساز ستارگان نیست بلکه پروردگار یکتا است که همه چیز را آفریده است و همگان باید به فرمان او باشند و این ستارگان که از روی آن ها پیشگویی صورت می گیرد همه آفریده ی پروردگار و گوش به فرمان او هستند و جهان آفرین خود از همه ی این ها بی نیاز است و این آسمان و زمین و تمام هستی از بهر آفریدگان است . فردوسی بزرگ در حین سرودن داستان های شاهنامه و به بهانه ی تک تک داستان ها ، اندیشه های یکتاپرستی ، اندرز و سخنان حکیمانه ی خود را نیز با لطافت و شایستگی هرچه تمامتر برای ما بیان می دارد .
کاوس به آسمان می رود و در آمل به زمین می افتد ، بار دیگر رستم برای نجات او می رود ، داستان کاوس در شاهنامه به جایی می رسد که فردوسی می گوید :
کجا پادشا دادگر بود و بس نیازش نیاید به فریاد کس
بدین داستان گفتم آن کم شنود کنون رزم رستم بباید سرود
ج۲ب۲۱۶۹-۲۱۶۸
فردوسی با توجه به بی خردی هایی که کاوس انجام داده بود و خود و دیگران به دردسر انداخته بود ، و با توجه به این که همیشه دیگران خصوصاً رستم برای کمک به او حاضر می شوند این بیت را می سراید : که اگر پادشا دادگر باشد نیازی نیست که دیگران به کمک او بیایند .
اما داستان کاوس به پایان می رسد و داستان «پر آب چشم» سهراب آغاز می گردد ؛ فردوسی این بار نیز برای سرآغاز داستان خویش از آرایه ی براعت استهلال بهره می برد و کلام خویش را این چنین آغاز می کند :
اگر تند بادی برآید ز کنج به خاک افکند نارسیده ترنج
ستمگاره خوانیمش ار بیدادگر؟ هنرمند گوییمش ، ار بی هنر ؟
اگر مرگ داد است بیداد چیست ؟ ز داد اینهمه بانگ و فریاد چیست ؟
از این راز جان تو آگاه نیست بدین پرده اندر تو را راه نیست
به رفتن مگر بهتر آیدت جای چو آرام گیری به دیگر سرای
[که داند چنین داستان را یقین بجز داد فرمای داد آفرین ؟]
نخستین تن ار مرگ بفسایدی دلیر و جوان خاک نپسایدی
ج۲ب۲۳۳۱-۲۳۲۵
داستان سهراب در شاهنامه ، معروف همگان است . حتی کسانی که میانه ی آن چنانی هم با ادبیات ندارند با این داستان آشنا هستند . لذا نیازی به تعریف کردن داستان وجود ندارد ، اما در اینجا بررسی ابیاتی که فردوسی به صورت براعت استهلال در ابتدای داستان آورده است و ربط منطقی آن با بدنه ی داستان ضروری به نظر می رسد .
باز همانطور که بزرگان گفته اند می دانیم که در این جا منظور از ترنج نارسیده ، سهراب است . چرا فردوسی در مصرع اول از تندباد برای افکندن ترنج نارسیده استفاده می کند . در طبیعت تندباد به صورت ناگهانی وزیدن می گیرد و خیلی زود هم از بین می رود و اثری از خود باقی نمی گذارد ، مرگ هم برای سهراب چنین است ، با نگاهی کوتاه به زندگی سهراب درمی یابیم که همه چیز در زندگی سهراب تند و سریع صورت می پذیرد ، تمام مدّت آشنایی رستم با تهمینه و ازدواج آن دو و باردار شدن تهمینه فقط در یک روز اتفاق می افتد . سهراب خیلی سریع می بالد و زمانی که هنوز همسالان وی در کوی و برزن مشغول بازی هستند شمشیر به دست می گیرد . حتی می توان گفت سهراب فقط آیین و راه و رسم جنگ کردن و زور پهلوانان را دارد و خردمندی ، که یکی از مهمّترین خصوصیت پهلوانی است را ندارد ، او هرچند که بالیده و بزرگ شده است ، اما هنوز کودک است می خواهد تاج و تخت کاوس را بگیرد و به رستم بدهد . بنابراین می توان گفت که فردوسی در به کاربردن واﮊه ترنج نارسیده برای سهراب هم به سن کم او اشاره دارد و هم به ناپختگی او . رستم و تهمینه خیلی سریع ازدواج می کنند ، خیلی سریع سهراب به دنیا می آید و می بالد و خیلی زود هم می میرد و حتی بعد از مرگش هم تقریباً از یاد همگان می رود و در شاهنامه دیگر اشاره ی خاصی به او نمی شود ، درست برعکس قهرمانان جوان دیگری که کشته شدند و مدت ها بعد از کشتن آن ها نیز از ایشان در شاهنامه سخن می رود و حتی دیگران به کین خواهی آن ها می نشینند مانند ایرج و سیاوش . بنابراین شاید هدف فردوسی از به کاربردن تندباد برای مرگ هم مرگ زود و سریع سهراب را در نظر داشته است و هم فراموش شدنش را بعد از مرگ . فردوسی در ادامه اشاره می کند مرگ را داد بدانیم یا بیداد ؟ اگر این مرگ داد است که اگر نبود «دست ما در پی چیزی می گشت» ، چرا بعد از رخ دادن مرگ این همه داد و فریاد سر می دهیم و فردوسی در بیت بعدی مستقیماً بازی و کرشمه ی «تقدیر» را در نظر دارد و می گوید که این رازی است که هیچ کس از آن آگاهی ندارد و هیچ راهی نیز برای رسیدن به این آگاهی وجود ندارد و فقط خداوند است که حقیقت این موضوع را به یقین می داند . فردوسی در ادامه می گوید که با مرگ در سرای دیگر آرامش وجود دارد، در این بیت شاید می توان گفت فردوسی به سهراب ناآرام نیز نظر دارد و می گوید که سهراب نیز با مرگ به سرای دیگر به آرامش دست می یابد . درباره ی بیت آخر کزازّی می گوید : «اگر در آغاز کار ، آن زمان که مرگ به سراغ آدمی می آید او جوان و زیبا باشد و به تن خویش بتواند مرگ را افسون کند و آن را از خویشتن براند هرگز دلیر و جوان خاک را نخواهد پسود و زندگانی را بدرود نخواهد گفت ؛ اما آن چنان که استاد در بیت های پیشین بازنموده است ، دریغا که مرگ پیر و جوان نمی شناسد و هرگز افسوده و فریفته ی زیبایی و شادابی برنایان نمی تواند شد.» (کزّازی،۱۳۸۷ :۵۵۵) همچنان که در مورد سهراب این اتفاق افتاد .
فردوسی باز هم در میان داستان و سهراب می گوید :
جهانا! شگفتا که کردار توست هم از تو شکسته هم از تو درست
از آن دو یکی را نجنبید مهر خرد دور بد مهر ننمود چهر
همی بچه را باز داند ستور چه ماهی به دریا چه در دشت گور
نداند همی مردم از رنج آز یکی دشمنی را ز فرزند باز
ج۲ب۲۹۹۸-۲۹۹۵
در اینجا باز فردوسی اشاره می کند که اتفاق افتادن داستان سهراب به دلیل باز تقدیر و کردار جهان است ، با خواندن داستان خواننده نیز خود به این موضوع پی می برد که دست تقدیر است که رستم ، سهراب را بازنمی شناسد . سوال کردن سهراب از هجیر نام پهلوانان ایرانی را، وجود زنده رزم ، سخنان خود رستم درباره ی سهراب «تو گویی که سام سوار است و بس» و حتی سخنانی هم که رستم و سهراب در طول نبرد با یکدیگر داشتند ، هیچ کدام منجر به شناخت این پدر و پسر همدیگر را نمی شود ، دلیل این را فردوسی تقدیر دنیا ، دور بودن خرد و آزمندی معرفی می کند . با مطالعه و بررسی سیر سخنان فردوسی در طول شاهنامه می توان به یقین اظهار کرد که شاهنامه کتاب بی اعتباری جهان ، ستایش خرد و نکوهش آز است و بهتر است بگوییم که این سه موضوع بیشتر از موضوعات دیگر در نظر فردوسی بوده است .
باز در هنگامه ی افکندن سهراب رستم را ، فردوسی می گوید :
همه از تلخی از بهر بیشی بود مبادا که با آز خویشی بود
ج۲ب۳۱۰۲
در اینجا نیز فردوسی سخن به نکوهش آز می گشاید و می گوید این تلخی روزگار همه به دلیل آزمندی بشر است ، و تلخی مرگ سهراب برای رستم به دلیل وجود آز است .
در پایان داستان سهراب فردوسی به قضاوت درباره ی رستم می نشیند و می گوید :
چنین است و رازش نیاید پدید نیابی به خیره چه جویی کلید ؟

نظر دهید »
جلو یاری- فایل ۲ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱- انعطاف‌ناپذیرند.
۲- مخالف با واقعیت هستند.
۳- غیرمنطقی هستند.
۴- مخل سلامت روانی و محل شیوه‌ی وصول به اهداف مهم شخص می‌باشند.(درایدن ویانکورا، ترجمه رضائی و خضری مقدم ،۱۳۸۰)
الیس (۱۹۹۴) معتقد است که رجحان‌های غیرجزمی در سلامت روانی تأثیر اساسی دارند و سه باور عقلانی عمده‌ی دیگر از این رجحان‌ها منشعب شده‌اند. همچنین او معتقد است الزام‌های جزمی نیز در اختلال هیجانی نقش تعیین کننده‌ای دارند و سه باور غیرعقلانی دیگر از این الزام‌ها منشعب شده‌اند (درایدنو یانکورا[۲۷]، ترجمه رضاعی و خضری مقدم، ۱۳۸۰).
فاجعه‌ستیزی[۲۸] در مقابل فاجعه‌سازی[۲۹]: باورهای فاجعه‌ستیز، از این جهت عقلانی هستند که نخستین و برجسته‌ترین باورهای غیرجزمی هستند. این باورها به طور انعطاف‌ناپذیر در پیوستار بدی از صفر تا ۹/۹۹ درصد قرار می‌گیرند. در صورت درجه‌بندی رجحان‌ها، با قوت یافتن بی‌تناسبی آن‌ها، دراین پیوستار در نقطه‌ی بالاتری قرار می‌گیرند. ولی در هر حال باور فاجعه‌ستیز هیچ‌گاه به صد درصد نمی‌رسد. باور فاجعه‌ستیز با واقعیت منطبق می‌باشد. این باور سازنده می‌باشد چون در صورت مواجهه‌ شخص با رویداد منفی که امکان تغییر آن وجود دارد، منجر به مقاله‌ای کارآمد با آن می‌شود و در صورت عدم جهت غیرعقلانی هستند که آن‌ها نخستین و برجسته‌ترین باورهای جزمی می‌باشند. آن‌ها به طور انعطاف‌ناپذیر روی پیوستار «فاجعه سحرآمیز» قرار دارند که دامنه بدی آن از ۱۰۱ درصد تا بی‌نهایت می‌باشد. این باورها اول به صورت عبارتی چون،«وحشتناک است که…»، «طاقت‌فرسا است که …» ابراز می‌شوند. وقتی شخصی فاجعه‌سازی می‌کند در واقع، او در آن لحظه معتقد است که نباید چیزی اشتباه صورت گیرد. با این حساب، باور فاجعه‌ساز مخالف با واقعیت می‌باشد (درایدن و یانکورا، ترجمۀ خضری مقدم و رضاعی، ۱۳۸۰).
تحمل بالای ناکامی[۳۰]در مقابل تحمل پایین ناکامی[۳۱]
باورهای تحمل بالای ناکامی، عقلانی هستند؛ بدین معنی که آنها نیز در درجه‌ای اول انعطاف‌پذیر بوده و زیاد مبالغه‌آمیز نمی‌باشند. با قوت گرفتن بی‌تناسب رجحان‌های یک شخص، تحمل این موقعیت برای او دشوارتر خواهد شد. اما اگر او دارای باور تحمل بالای ناکامی می‌باشد، موقعیت مذکور برایش قابل تحمل خواهد بود. بدین ترتیب باور تحمل ناکامی منطبق با واقعیت می‌باشد. باور تحمل پایین ناکامی، مخالف با واقعیت می‌باشد و نیز غیرمنطقی است؛ زیرا نتیجه بی‌معنایی از باور عقلانی تلویحی شخص می‌باشد؛ و سرانجام باور تحمل پایین ناکامی مثل الزام‌ها و باورهای فاجعه‌ساز مخرب می‌باشد (درایدن و یانکورا، ترجمه‌ی رضاعی و خضری مقدم، ۱۳۸۰).

خودپذیری[۳۲] در مقابل خودتحقیری و دیگرپذیری[۳۳] در مقابل دیگر تحقیری: باورهای پذیرش بدین جهت عقلانی هستند که آنها نیز در درجه اول انعطاف‌پذیرند. وقتی شخصی خودش را می‌پذیرد، تصدیق می‌کند که او انسانی بی‌نظیر، پویا، تغییرپذیر، جائزالخطا و دارای ویژگی‌های خوب، بد و خنثی می‌باشد.
یک باور خودپذیری، با واقعیت شخصی مبنی بر این که او پیچیده‌تر از آن است که شایسته یک ارزیابی کلی و واحد باشد، منطبق می‌باشد. از طرفی دیگر باورهای خودتحقیری غیرعقلانی هستند؛ بدین معنی که آنها منجر به برداشتی انعطاف‌ناپذیر و فوق‌العاده مبالغه‌آمیز از خود می‌شوند. وقتی شخصی باور خودتحقیری دارد، عمل او بر این فرض استوار است که ارزیابی کلی خودش او را در این مورد ارزیابی منفی، معقول می‌باشد. ولی از آنجا که در عمل این امر به صورت معقول نمی‌تواند رخ دهد، باور خود تحقیری مخالف با واقعیت می‌باشد. این باور غیرمنطقی هستند (درایدن و یانکوران، ترجمه رضاعی و خضری مقدم، ۱۳۸۰).
انواع باورهای غیرمنطقی در نظریه الیس که در آزمون باورهای غیرمنطقی جونز ( IBT )وجود دارد.
۱- اعتقاد فرد به اینکه لازم و ضروری است که همه افراد دیگر جامعه او را دوست بدارند و تعظیم و تکریمش کنند (باور غیرمنطقی نیاز به تائید دیگران)
اعتقاد فرد به اینکه نیاز به حمایت و تائید افرادی دارد که آنها را می‌شناسد و یا به آنها علاقه دارد، این باور می‌تواند به دلایل متعدد برای انسان مشکلاتی را ایجاد نماید. نیاز به تائید دیگران سبب می‌شود انسان خودش را به خاطر این که آیا می‌تواند این تائید را به دست آورد، ناراحت یا نگران نماید و اگر این تائید را به دست آورد آن گاه نگران خواهد بود که مبادا آن را دوباره از دست بدهد. نگرانی در مورد تائید و تصویب دیگران بر روی تصمیم و عملکرد فرد در مورد زندگیش تأثیر می‌گذارد. این که خواستار تائید هر کسی باشیم، هدفی غیرقابل دسترسی است چرا که هر کاری که فرد انجام می‌دهد ممکن است برخی مردم آن را تائید نمایند، گروهی آن را رد کنند، و تعداد زیادی از مردم راجع به آن بی‌تفاوت باشند (کلانتری خاندانی، ۱۳۷۹).
این تفکر امکان ندارد فرد را راضی کند، چون هر چه قدر کوشش کند کسب پذیرش دیگران به طور مداوم غیرممکن است. همه مردمی که تائید آن‌ها برای فرد دارای ارزش بالایی است دارای یک سری تعصبات درونی می‌باشند که به سبب آن ممکن است با فرد مخالف باشند یا او را دوست نداشته باشند. این اعتقاد مانع رسیدن فرد به اهدافش می‌شود چون دائماً در طلب به دست آوردن این تائیدات است. لذا از اهداف خود باز خواهد ماند. او می‌بایست کلیه‌ی خواست‌ها، ترجیحات و اهدافش را از دست بدهد، چون ممکن است با کسب تائید افراد مهم در تعارض باشد. این عقیده، عشق ورزیدن را محدود می‌کند. عشق ورزیدن (نه مورد محبت دیگران قرار گرفتن) نیاز اساسی روان‌ انسان است. در تفکر غیرمنطقی عشق ورزیدن به سوی توقف، پیش می‌رود یعنی جلوی بروز خویشتن، خلاقیت و جذب گرفته می‌شود (مهری‌نژاد، ۱۳۷۳).
باور غیرمنطقی انتظار بیش از حد از خود[۳۴]
اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.
این باور می‌تواند، کاربردهای بسیار جدی برای انسان داشته باشد. به خصوص هنگامی که فرد در زندگی با شکست مواجه می‌شود. همچنانکه هر کس بارها با این امر مواجه شده است و دلیل آن جایزالخطا بودن انسان می‌باشد، بعد از هر شکستی، برخی احساس می‌کنند که فردی نالایق می‌باشند. افرادی که چنین تصور می‌دارند اغلب اوقات به این نتیجه می‌رسند که آنها لایق زندگی کردن نمی‌باشند. همچنین حقیقت نسبتا جدی این است که انگیزه مداوم برای انجام امور به طور موفقیت‌آمیزی از لحاظ جسمی استرس‌هایی را ایجاد می‌کند که موجب می‌شود بیماری‌هایی نظیر زخم‌های معده، سردردها و ناراحتی‌های قلبی به وجود آورد (وودز، ۱۹۹۳).
بهترین کاری که انسان می‌تواند در این مورد انجام بدهد، دست کشیدن از قضاوت کامل درباره خود می‌باشد. تنها هنگامی که ضروری به نظر می‌رسد، رفتار خودتان را مورد قضاوت قرار دهید و اگر دارای رفتاری ناشایست می‌باشید، آن را اصلاح نمایید. پرسش واقعی این است که «چرا احساس می‌کنید باید در هر کاری که به عهده می‌گیرید، فردی موفق و لایق باشید و به هدف خود نائل شوید؟» اگر جواب این باشد که در غیر این صورت احساس پوچی می‌کنم، بهتر است این نکته را در ذهن داشته باشیم: خود را بپذیر، بدون هیچ گونه قید و بندی (وودز، ۱۹۹۳).
باور غیرمنطقی تمایل به سرزنش کردن[۳۵]
اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردم بد، شرور و بد ذات هستند و باید به شدت تنبیه و مذمت شوند.
چگونه این باور می‌تواند برای انسان مشکلاتی را بوجود آورد؟ بیش از همه باید بدانیم که ما همگی، انسان‌های فناپذیر می‌باشیم و نیز کامل نیستیم. همه ما به طور فطری جایزالخطا می‌باشیم. بنابراین شما و هر فردی را که می‌شناسید، قطعاً دچار اشتباه می‌شوند. لازمه این باور این است که شخص باید به خاطر اعمال نادرست مجازات شود. بنابراین بارها نسبت به خودتان و دیگران احساس خشم کرده‌اید و در مورد خودتان حتی دچار احساس گناه و افسردگی شده‌اید. بنابراین این گونه احساسات که انسان نسبت به خود و دیگران دارد، نمی‌تواند اشتباهات را تصحیح نماید چرا که این اشتباهات صورت گرفته‌اند (وودز، ۱۹۹۴).
باورغیرمنطقی واکنش به ناکامی[۳۶]
اعتقاد فرد به اینکه اگر وقایع و حوادث آن طور نباشند که او می‌خواهد، نهایت ناراحتی و بیچارگی به بار می‌آید و فاجعه‌آمیز خواهد بود (وودز، ۱۹۹۳).
برخی افراد به طور غیرمنطقی به خود قبولانده‌اند که قادر به تحمل مشکلاتی که در روابط پیش می‌آیند یا پیش‌بینی می‌شوند نیستند. این ترس از «لطمه دیدن» (که در روابط شایع است) ریشه در این باور دارد که احساسات نامطلوب، واقعاً غیرقابل تحمل است، و به هیچ وجه نباید از وجود چنین احساساتی رنج برد. هر گاه فردی در طول زندگی خود «لطمه‌ای» دیده باشد، با نگرانی در مورد احتمال تکرار آن، به خود می‌قبولاند که نمی‌تواند مجدداً چنان وضعی را تحمل کند و هر گاه به احتمال بروز آن فکر کند به هراس می‌افتد و به همین دلیل به فردی مضطرب و گوش به زنگ (مراقب افراطی تبدیل می‌شود.
افرادی که تحمل کمی در برابر ناکامی دارند، اغلب مثل قربانیان ابدی فکر می‌کنند: «همسرم، پدرم، دوستم زندگی را بی‌نهایت برایم سخت کرده است. چون من در زندگی تلاش زیادی می‌کنم، پس زندگی‌ام باید وضع بهتری داشته باشد!»
افراد با این دیدگاه که رابطه آنها باید آرام و بدون هیچ مشکل عمده‌ای باشد، برای خود دردسر ایجاد می‌کنند. اما آنان که منفعلانه به مشکلات واکنش نشان می‌دهند، احساس افسردگی، ترحم به خود[۳۷] و قربانی شدن ابدی خواهد داشت. همچنین این افراد ممکن است در برابر ناملایمات طبیعی زندگی، احساس کاذبی از ناشکیبایی داشته باشند. چنین «قربانیانی» به افسانه‌های اجتماعی درباره عشق کامل معتقدند و در صورت عدم تحقیق این افسانه‌ها دچار احساس شکست بسیار شدیدی می‌شوند (بدون آنکه بتوانند برای بهبود رابطه‌شان کاری کنند). آنها در رویاهای شیرین خود زندگی می‌کنند و اغلب برای اینکه بتوانند واقعیتهای غیرکامل انسان و ناملایمات طبیعی زندگی را تحمل کنند، نیاز به کمک دارند (الیس، ۱۹۷۸)
باورهای غیرمنطقی بی‌مسئولیتی عاطفی[۳۸]
اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او به وسیله عوامل بیرونی به وجود آمده است. فرد بر این باور است که کنترل کمی بر ناراحتی یا دیگر اختلالات هیجانی خود دارد. تمام این ناراحتی‌ها توسط افراد دیگر یا حوادثی که در این دنیا رخ می‌دهد، به وجود می‌آید. اگر تنها دیگران تغییر کنند در نتیجه فرد احساس خوبی خواهد داشت و تمام امور نیز اصلاح خواهد شد (وودز، ۱۹۹۳).
این باور می‌تواند از طریق آنچه واقعاً آشفتگی‌ هیجانی در بر دارد به اثبات برسد. هنگامی که دچار آشفتگی هیجانی یا برانگیخته می‌شویم، تغییرات زیادی در بدن ما صورت می‌گیرد مثلاً میزان ضربان قلبمان افزایش می‌یابد. اگر افکارمان غیرمعقول و غیرمنطقی باشند و از پذیرفتن واقعیت ابا داشته باشیم، احتمال اینکه هیجانات برانگیخته می‌شود، بیشتر می‌باشد (وودز، ۱۹۹۳).
باور غیرمنطقی نگرانی زیاد توام با اضطراب[۳۹]
اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس‌آور موجب نهایت نگرانی می‌شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تأخیر بیاندازد. این یک تصور غیرعقلانی است، زیرا ناراحتی و اضطراب زیاد مانع ارزشیابی عینی حوادث خطرناک و ترس‌آور می‌شود و اگر اتفاقی بیافتد مانع از مقابلۀ منطقی با آن می‌شود. در نتیجه به ظهور خطر کمک می‌کند و امکان وقوع آن بیش از حد افزایش می‌یابد. در اغلب موارد، نمی‌توان از وقوع حوادث غیرقابل پیش‌بینی جلوگیری کرد. فرد عقلانی می‌داند که خطرهای بالقوه به آن اندازه‌ای که انسان از آنها می‌ترسد، وحشتناک نیستند و اضطراب نه تنها از وقوع آنها جلوگیری نخواهد کرد، بلکه باعث افزایش آن خواهد شد. در عوض، فرد عقلانی به انجام کارهایی خواهد پرداخت که امکان وقوع آن را به حداقل برساند (شفیع‌آبادی، ۱۳۷۱).
باور غیرمنطقی اجتناب از مشکلات[۴۰]
اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری از بعضی از مشکلات زندگی و مسئولیت‌های شخصی برای فرد آسان‌تر از مواجه‌شدن با آنهاست. این باور می‌تواند آزاردهنده باشد، زیرا طفره رفتن از کارهای ناخوشایندی که با آن سرو کار دارید، موجب می‌شود که آنها اثر پایدارتری در ضمیر ناخودآگاه شما بر جای می‌گذارند و پیوسته موجب می‌شوند، هنگامی که سرانجام با آن امور مواجه می‌شوید و مشکل‌تر و ناخوشایندتر باشند. (وودز، ۱۹۹۳).
فرد عقلانی آنچه را که باید ا نجام دهد بدون شکوه زیاد به انجام می‌رساند و در عین حال از انجام کارهای دردناک و غیرلازم دوری می‌جوید. هنگامی که فردی درمی‌یابد که از مسئولیت‌های ضروری اجتناب می‌کند، به تجزیه و تحلیل دلایل آن می‌پردازد و خود نظم می‌شود. او پی‌ می‌برد که زندگی توام با مبارزه و مسئولیت و حل مشکل لذت بخش است (شفیع‌آبادی، ۱۳۷۱).
اصولاً بهترین کاری که می‌توانید برای خودتان در این مورد انجام دهید، این است که درک کنید که یک زندگی آسوده ضرورتاً یک زندگی شاد و مفرح نمی‌باشد و می‌توانید از لحاظ فلسفی این واقعیت را بپذیرید که هر چه قدر، وجودتان بیشتر در حال مبارزه و دست به گریبان مشکلات باشد، بیشتر احتمال این است، به خصوص در درازمدت، از آن لذت واقعی ببرید (وودز، ۱۹۹۳).
باور غیرمنطقی وابستگی به دیگران[۴۱]
اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قوی‌تر دیگری تکیه کند. (وودز، ۱۹۹۳)
در عین حال که ما تا حدودی بر دیگران متکی هستیم، دلیلی برای افزایش وابستگی وجود ندارد، زیرا وابستگی شدید به فقدان یا کاهش استقلال، فردیت و تجلی نفس می‌ انجامد. وابستگی موجب وابستگی شدیدتر، قصور در یادگیری و ناامنی خاطر می‌شود چرا که در این حالت انسان همواره در پناه کسانی زندگی می‌کند ولی هیچ‌گاه هم از دریافت کمکهای لازم امتناع نمی‌ورزد. به هنگام لزوم خطر می‌کند و اگر شکست خورد، آن را امر وحشتناکی نمی‌پندارند، بلکه به ارزیابی مجدد موضوع و تجهیز نیروهای خود و جهت‌گیری جدید دست می‌زند (شفیع‌آبادی، ۱۳۷۱).
باور غیرمنطقی درماندگی نسبت به تغییر[۴۲]
اعتقاد فرد به اینکه تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی تعیین‌کننده مطلق رفتار کنونی هستند و اثر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ وجه نمی‌توان نادیده انگاشت.
این باور مشکلاتی را برای شما ایجاد خواهد کرد، زیرا دقیقاً مانند تمام باورهای دیگری که مورد بحث قرار گرفتند، باوری غلط است. چون صرف اینکه چیزی یک زمان، تأثیر زیادی روی زندگی شما داشته باشد، دلیل بر این نمی‌شود که باید بطور مداوم همان اثر را داشته باشد. واقعیت مهمتر اینکه آنچه از هیجانات ناراحت‌کننده‌ای که درحال تجربه کردن می‌باشید و می‌خواهید آنها را کاهش دهید، شکل رفوشده‌ای از تفکر و رفتار شما می‌باشد، اگر یقین دارید که گذشته شما چنین اثر تغییرناپذیری دارد، این باور را به عنوان عذر و بهانه‌ای قوی حتی برای سعی نکردن در تغییر طرز تفکر و رفتاری که موجب بدبختی شما هستند، بکار خواهید برد. (وودز، ۱۹۹۳).
باور غیرمنطقی کمال‌گرایی[۴۳]
اعتقاد فرد به اینکه برای هر مشکلی یک راه حل درست و کامل وجود دارد و اگر انسان بدان دست نیابد، بسیار وحشتناک و فاجعه‌آمیز خواهد بود. از آنجایی که تمام حوادث به طور کامل قابل کنترل نمی‌باشد، بنابراین مشکلات نمی‌توانند راه‌ حل ‌های کاملی داشته باشند. این باور به دنبال خود نگرانی هیجانی خواهد داشت. نتایج بالقوه‌ای که هر تصمیمی به دنبال دارد، شامل جنبه‌های مثبت و منفی می‌شود. اعتقاد به کمال بر خلاف واقعیت است. زیرا چیزی مانند قطعیت، کمال یا حقیقت محض وجود ندارد اعتقاد به اینکه نیافتن راه‌حل کامل فاجعه به دنبال دارد، بیشتر شبیه یک افسانه است. فرد عقلانی می‌کوشد تا حتی‌الامکان راه‌حلهای متعددی را برای مشکل خویش بیابد و از بین آنها بهترین و مهمترین را انتخاب کند. او آگاه است که هیچ راه حل کامل نیست و سودمندی راه‌حلها امری نسبی است و برحسب موفقیت متغیر است (شفیع‌آبادی، ۱۳۷۱).
نظریه تحلیل رفتار متقابل
مبتکر اولیه نظریه روانشناسی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره‌ای فردی است به نام گرینکر و اریک برن[۴۴] که نامش بیشتر با این نظریه متداعی و همراه است در واقع تعقیب‌کننده و توسعه‌دهنده افکار گرینکر است. او کسی است که به دلیل استفاده‌های عملی و درمانی از این نظیر شهرت یافته است (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۸۰).
اولین بار که نظریه تحلیل تبادلی ارائه و به عموم عرضه گردید در سال ۱۹۷۵ در یک کنفرانس حرفه‌ای در شهر لوس‌آنجلس بود. برن در سال ۱۹۶۱ کتاب «تحلیل تبادلی در روان‌درمانی» را منتشر کرد و در آن رئوس اصلی فلسفه مفاهیم اصلی دیدگاه خود را شرح داد. کتابهای دیگر او نیز به دنبال این سخنرانی منتشر گردید. مشارکت برن در نظریه تحلیل رفتار متقابل از نظر فلسفی و نظری بود. پیروان او مطالب دیگر بدان اضافه کردند و کنش عملی آن را تصحیح نمودند (شیلینگ[۴۵]، ترجمه آیین، ۱۳۷۲).
در واقع شیوه برن سازشی است بین روانکاری و تحلیل روابط متقابل، بدین معنی که روانکاوی به منزله هسته و روش تحلیل ارتباط متقابل به منزله سیب است. این تعبیر بدان معنی است که هسته ساده‌تر و راحت‌تر در داخل سیب می‌گنجد تا سیب در درون هسته (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۸۰)
دوسی[۴۶] و دوسی (۱۹۷۹) ریشه نظریه تحلیل رفتار متقابل را در چهار مرحله خلاصه کرده‌اند. مرحله اول (۱۹۶۲-۱۹۵۵) با کشف حالتهای من به وسیله برن آغاز می‌شود. این کشف براساس آن دسته از آزمایشات عصب‌شناختی صورت گرفته که طی آن گفته می‌شود وقتی مغز شخص به طور مستقیم تحریک می‌شود مجدداً حالت‌های گوناگون من را تجربه می‌کند. برن اهمیت این کشف را تشخیص داد و براساس آن سه حالت مشخص من یعنی والد، بالغ و کودک را مشخص ساخت. در دومین مرحله از رشد و تحول تحلیلی تبادلی (۱۹۶۶-۱۹۶۲) درمانگران بیشتر به تحلیل تبادل‌ها و بازی‌ها تاکید کردند. علاقه برن به نظریه ارتباط او را در فهم و درک این نکته یاد می‌داد که در بسیاری از موارد دو نوع پیام (اجتماع و روانی، همزمان با هم از یک منبع ارتباطی سرچشمه می‌گیرند. این یافته به او کمک کرد تا متوجه مفهوم بازیها شود. تحلیل تبادلی در این دوره از رشد خود در اصل به عنوان یک رویکرد فکری یا روشنفکری که در آن نسبت به مفهوم بینش تاکید می‌شود مطرح بود. اما در سومین دوره از رشد تحلیل تبادلی ۱۹۷۰-۱۹۶۶ نیروی مسلط در این رویکرد عبارت بود از تحلیل قصه زندگی. مفهوم قصه زندگی در کوشش برن برای پاسخ به این سوال بود که چرا افراد مختلف درمانگران نوآور نظیر گلدینگ[۴۷]و گلدینگ شروع به اقتباس بعضی متون از نظریه‌های دیگر مثل گشتالت درمانی کردند و این فنون را در تحلیل تبادلی به کار گرفتند. شیف در سال ۱۹۷۰ به معرفی نوعی رویکرد درمانی تحت عنوان خانواده شیف پرداخت که با کمک آن افراد شدیداً پریشان می‌توانستند در یک محیط خانوادگی امن به حالت کودکی خود برگردند و با دریافت پیامهای والدی جدید و سالم‌تر رفتار والدین جدید را در رابطه با خود تجربه کنند، یا اصطلاحاً باز والدینی شوند. از این رو تحلیل تبادلی از نوعی رویکرد روشنفکری و خردمندانه به رویکردی درمانی تغییر جهت داد. و این تغییر جهت نیز به همین ترتیب ادامه یافت. در طی چهارمین مرحله از رشد و تحول تحلیل تبادلی که در سال ۱۹۷۰، و بعد از مرگ برن آغاز شد. فنون جدیدی مثل فنون مربوط به نهضت انسانی که تازه پا گرفته بود به رویکردهای درمانی مربوط به تحلیل تبادلی افزوده شد. در همین راستا دوسی (۱۹۷۷-۱۹۷۲) مدل جدیدی را ارائه کرد و طی آن نسبت به توزیع نیرو و عمل تأکید کرد. در نظریه دوسی از آنچه اصطلاحاً به آن ترسیم خود یا نمودار من گفته می‌شود به عنوان ابزار ارزیابی استفاده شد. امروزه تحلیل رفتار متقابل به عنوان یک نظریه و رویکرد در حال تغییر و تحول است و روند تحول آن همچنان ادامه دارد (ساعتچی، ۱۳۷۴).
نظریه شخصیت برن
نظریه کامل تفکرات برن مفاهیم تکنیکی زیادی را در بر دارد و اصطلاحات مخصوصی را پوشش می‌دهد که در بعضی موارد پیچیده‌اند. قابل فهم‌ترین مفاهیم نظریه برن «حالت‌های من[۴۸]» رفتار و روابط متقابل است. هر کدام از ما براساس حالت نفسانی یا حالتهای من عمل می‌کنیم. برن به سه نوع «حالت نفسانی» اعتقاد دارد. این حالتها عبارتند از «حالت من والدینی[۴۹]»، «حالت من بالغ»[۵۰]، «حالت من کودکی»[۵۱]. هنگامی که رابطه برقرار می‌کنیم پیاما از طریق این حالت‌ها فرستاده می‌شود به وسیله یکی از همین حالتهای نفسانی به شخص دیگر می‌رسد. تأثیر رفتار متقابل بستگی به حالت نفسانی دارد که در آن رابطه، درگیر است (کلایتون، ۲۰۰۷).
حالت «من کودکی» مجموعه‌ای از احساسات، نگرش‌ها و طرح‌های رفتاری است که بقایایی از دوران کودکی خود فرد هستند. حوادث درونی یعنی پاسخ‌های کودک به آنچه که می‌بینند و می‌شنود و نیز تأثیرات کودک از والدینش در حالت «من کودکی» او ثبت و ضبط می‌شوند. حالت «من والدینی» مجموعه‌ای از احساسات، نگرش‌ها و طرح‌های رفتاری است که ویژگی‌های مشابه همین در والدین هم وجود دارد. حالت «من والدینی» شامل مجموعه انبوهی از وقایع خارجی و تحمیل غیرقابل سوال در مغز است که توسط مرد در خلال سالهای اولیه زندگی‌اش حاصل شده است (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۸۰).
مشخصه حالت «من بالغ» واقعیت آزمایی مناسب و نتیجه‌گیری عقلانی یعنی فرایند ثانویه می‌باشد. این حالت، شیوه کارد معمولی افراد بالغ و مسئول را دارد. اساساً درگیر تبدیل انگیزه‌ها به صورت جزئیات، اطلاعات مختلف و پردازش و بایگانی آنها براساس تجربیات گذشته است (ای لاد[۵۲]، ۱۹۹۲؛ به نقل از ترکان، ۱۳۸۵).
وضعیت بالغ، زمانی بروز می‌کند که عقل بر رفتار، حاکم باشد. بر مبنای این حالت، ما به طور منطقی و با درک و فهم عمل می‌کنیم. ما با دیگران همکاری می‌کنیم و با دیگران صادقانه و آشکارا مشارکت می‌کنیم. بزرگسالان سعی می‌کنند تا موقعیت‌ها را به طور منصفانه ارزیابی کنند و نتایج مطلوب و رضایت‌بخش را بدست آورند. (کلایتون[۵۳]، ۲۰۰۷).

نظر دهید »
دانلود منابع پژوهشی : تحلیل عددی رفتار انواع نانوسیال در حفره¬های بلند- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل ۴-۱۰- مقایسه تغییرات سرعت ماکزیمم عمودی در برش میانی حفره بین نانوسیالات آب و اتیلن گلیکول در
۰.۰۵ φ = نسبت به تغییرات نسبت منظری
شکل (۴-۱۱) تغییرات ناسلت ماکزیمم نانوسیال را نسبت به تغییرات نسبت منظری برای نسبت حجمی نانوذرات متفاوت درهر عدد رایلی برای هر دو سیال پایهی آب و اتیلن گلیکول نشان میدهد. ناسلت ماکزیمم نانوسیال توسط ناسلت ماکزیمم سیال پایه در ۱L/H= به صورت NU*max=NUmax / NUmax,bf بیبعد شده است. مقادیر ناسلت ماکزیمم سیال پایهی آب در ۱L/H= برای اعداد رایلی ۱۰۵، ۱۰۶ و ۱۰۷ به ترتیب برابر با ۸.۴۹۵، ۱۹.۶۹۶ و ۴۵.۱۶۳ و برای سیال پایهی اتیلن گلیکول در ۱L/H= به ترتیب برابر با ۸.۵۴، ۱۹.۹۴۶ و ۴۵.۸۶۷ میباشد. شکل (۴-۷- الف) نشان میدهد که در ۱۰۵ Ra = مقدار NU*max هر دو نانوسیال با افزایش نسبت حجمی نانوذرات درتمام نسبت منظریها بجز از ۰.۲۵L/H= تا ۰.۴L/H= افزایش یافته است. نتایج برای ۱۰۶ Ra = شکل (۴-۱۱-ب) نشان میدهد که برای مقدار NU*max هر دو نانوسیال با افزایش نسبت حجمی نانوذرات افزایش مییابد بجز در ۰.۱L/H= که این مقدار برای همهی نسبتهای حجمی تقریبا با هم برابر است به عبارت دیگر در این نسبت منظری افزایش ذرات نانو تأثیری در مقدار ناسلت ماکزیمم ندارد. همچنین واضح است که برای مخلوط آب -Al2O3 از ۰.۲۵L/H= تا ۰.۵L/H= مقدار NU*max در ۰.۱φ = رشد بسیار بیشتری از دیگر نسبت منظریها دارد. درحالیکه برای مخلوط اتیلن گلیکول-Al2O3 افزایش NU*max درتمام نسبت منظریها تقریبایکنواخت است. شکل (۴-۱۱- پ) نیز نشان میدهد که در ۱۰۷ Ra = مقدار NU*max درتمام نسبت منظریها با افزایش نسبت حجمی برای هر دو نانوسیال افزایش مییابد با این تفاوت که این افزایش برای اتیلن گلیکول بیشتر از آب میباشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

آب

۱۰۵

اتیلن گلیکول

آب

۱۰۶

اتیلن گلیکول

آب

۱۰۷

اتیلن گلیکول

شکل ۴-۱۱- تغییرات ناسلت ماکزیمم برای نانوسیالات آب و اتیلن گلیکول نسبت به تغییرات نسبت منظری در نسبت حجمی و رایلیهای متفاوت
شکل (۴-۱۲) تغییرات NU*max را نسبت به تغییرات نسبت منظری برای سیال خالص و نانوسیال در ۰.۰۵=φ نشان میدهد. نتایج نشان میدهد که NU*max در ۱۰۵Ra = پس از کاهش اولیه از ۰.۱L/H= تا ۰.۲ L/H=، از ۰.۲L/H= تا ۰.۴L/H= افزایش و سپس تا ۱L/H= بطور منظم کاهش مییابد. همچنین مقدار NU*max در ۱۰۶ Ra = پس از یک افزایش از ۰.۱L/H= تا ۰.۲L/H= بطور منظم تا ۱L/H= کاهش مییابد. درحالیکه NU*max در ۱۰۷ Ra = از ۰.۱L/H= تا ۱L/H= همواره کاهش مییابد. همچنین نتایج نشان میدهد که افزایش NU*max نسبت به سیال خالص برای اتیلن گلیکول-Al2O3 بیشتر از آب-Al2O3 است. باتوجه به شکل مشاهده میشود که همواره مقدار NU*max برای نانوسیال بیشتر از سیال خالص است بجز از ۰.۲L/H= تا ۰.۴L/H= برای آب و ۰.۲۵L/H= تا ۰.۳۵L/H= برای اتیلن گلیکون در ۱۰۵ Ra =.

آب

اتیلن گلیکول

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 566
  • 567
  • 568
  • ...
  • 569
  • ...
  • 570
  • 571
  • 572
  • ...
  • 573
  • ...
  • 574
  • 575
  • 576
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه و مقاله | Abstract: – 1
  • دانلود پایان نامه و مقاله | فصل­ دوم ادبیات موضوعی پژوهش – 2
  • ارتباط هوش هیجانی (EQ) با تعارضات سازمانی درکارکنان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • " پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – سکوت شارع – 8 "
  • دانلود پایان نامه و مقاله – ۲-۳-۱-۲- عوامل تأثیرگذار در تغییر مدل کسب و کار – 10
  • مقالات و پایان نامه ها درباره ارزیابی اقدامات … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – قسمت 11 – 7
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | نظریه شخصیت و سازمان – 8
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | قسمت 4 – 2
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – – 4
  • پژوهش های پیشین در مورد بررسی رابطه بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب در رابطه با بررسی و ساماندهی اسکان غیر رسمی نمونه موردی محله قلعه کامکار در شهر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع تبیین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۲-۴- پیشینه پژوهش‌ – 4
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه با موضوع بررسی عوامل موفقیت بانک ها … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله دربارهفرهنگ عامه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی عوامل موثر بر وفاداری و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :شناسایی و اولویت بندی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع بررسی استراتژی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : دانلود فایل ها در مورد : ادبیات زندان( بررسی اصطلاحات، … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نقش میزان توجه به اقدامات مدیریت منابع انسانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان