مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی یافته‌های الکتروکاردیوگرافی در بیماران مبتلا به آنوریسم … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

زمان ترخیص وقت مناسبی برای آموزش به بیمار است تا پزشک بتواند رژیم درمانی را مرورکند و آنرا بهینه سازد. تعدیل عوامل خطر نقش کلیدی دارد و پزشک باید به بیمار در مورد اهمیت قطع سیگار، رسیدن به وزن ایدهآل، ورزش روزانه، رعایت رژیم مناسب، کنترل فشار خون، کنترل دقیق هیپرگلیسمی در بیماران دیابتی و درمان لیپیدها صحبت کند]۱۸[.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

شواهدی وجود دارد که درمان طولانی مدت با پنج گروه دارویی که بر روی قسمتهای متفاوتی از روند آترواسکلروز عمل میکنند مفید میباشد. بتابلوکرها در درمان ضدایسکمی مفیدند و ممکن است کمککنند تا تحریککنندههای ایجاد انفارکتوس میوکارد کاهش یابند. استاتینها (با دوز بالا مثلاً آترواستاتین mg/d ۸٠) و مهارکنندههای ACE برای پایدار سازی طولانی مدت پلاک توصیه میشوند. امروزه توصیه می‌شود که درمان ضد پلاکت که حداقل برای ٩ تا ۱٢ ماه به صورت، ترکیبی از آسپرین و کلوپیدوگرول وادامه آسپرین پس ازآن انجام شود. این درمان شدت هر نوع ترومبوزی را که ممکن است در صورت پارگی پلاک روی دهد، کاهش میدهد ویا مهار میکند. بنابراین، رویکرد چند عاملی به درمان طولانی مدت بر اساس پیشگیری از اجزای متعدد آترواسکلروز میباشد. این درمان باید سریعاً (مثلاً ظرف یک هفته از حادثه) شروع شود]۱۸[.
مشاهدات نشان داده اند که بیماران دچار UA/NSTEMI در معرض خطر زیاد شامل زنان و افراد مسن و بعضی از نژادها احتمال کمتری دارند که تحت درمان دارویی و مداخلهای مبتنی بر شواهد قرار بگیرند که منجر به پیامد و کیفیت زندگی بدتر می‌شود]۱۸[.

۱-۲-۱۰- آنژین واریان پرینزمتال[۱۱]

در سال ۱۹۵۹، پرینزمتال و همکارانش سندرمی را از درد ایسکمیک توصیف کردند که در زمان استراحت روی می‌دهد ولی اغلب با فعالیت همراه نیست و با صعود موقت قطعه ST همراه است[۱۹].

۱-۲-۱۰-۱- اتیولوژی

این سندروم به علت اسپاسم موضعی یک شریان اپی کاردیال است که منجر به ایسکمی شدید میوکارد می‌شود. علت دقیق اسپاسم، بخوبی شناخته نشده است ولی می‌تواند مربوط به افزایش انقباض پذیری عضله صاف عروقی به علت میتوژن‌های منقبض کننده عروقی، لوکوترین‌ها یا سرتونین باشد. در بعضی از بیماران این حالت تظاهری از یک اختلال وازواسپاستیک است و با میگرن، پدیده رینود و آسم ناشی از آسپرین همراه است [۱۹].

۱-۲-۱۰-۲- تظاهرات بالینی و آنژیوگرافیک

بیماران مبتلا به آنژین واریان جوانتر هستند و عوامل خطر کمتری نسبت به بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار ناشی از آترواسکلروز دارند (بجز سیگار کشیدن). ناراحتی آنژینی اغلب بسیار شدید است و اغلب به دنبال دوره‌ای از آنژین پایدار مزمن ایجاد نمی شود. معاینه قبلی اغلب در غیاب ایسکمی نرمال است [۲۰].
تشخیص بالینی آنژین واریان با بالا رفتن گذرای قطعه ST همراه با درد سینه در حالت استراحت می‌باشد. همچنین بسیاری از بیماران، حملات متعددی را به صورت بالا رفتن بی علامت قطعه ST نشان می‌دهند (ایسکمی خاموش). در بیمارانی که حملات طولانی آنژین واریان دارند ممکن است افزایش مختصر در CK-MB و تروپونین دیده شود. تست ورزش در بیماران مبتلا به آنژین واریان ارزش محدودی دارد، زیرا این بیماران می‌توانند بالا رفتن قطعه ST یا پایین افتادن آن را نشان دهند یا تغییرات ST نشان ندهند [۲۰].
آنژیوگرافی کرونر نشان دهنده اسپاسم گذرای کرونر به عنوان مشخصه آنژین پرینزمتال می‌باشد. پلاک آترواسکلروز که معمولا تنگی بحرانی ایجاد نمی کند در پروگزیمال کرونر در حداقل یک رگ بزرگ، در اغلب بیماران وجود دارد و اسپاسم در حدود یک سانتیمتری محل پلاک روی می‌دهد. اسپاسم موضعی بیشتر در شریان کرونر راست روی می‌دهد و ممکن است در یک یا بیش از یک منطقه از شریان و یا بطور همزمان در چند شریان وجود داشته باشد. ارگونوین، استیل کولین و سایر داروهای منقبض کننده عروق و هیپرونتیلاسیون برای تحریک و نشان دادن تنگی وموضعی کرونر برای تشخیص به کار گرفته شدند. همچنین هیپرونتیلاسیون برای تحریک آنژین هنگام استراحت، بالا رفتن قطعه ST و اسپاسم در آنژیوگرافی کرونر به کار رفته است [۲۰].

۱-۲-۱۰-۳- درمان آنژین واریان پرینزمتال

درمان اصلی در بیماران مبتلا به آنژین واریان، نیتراتها و بلوکرهای کانال کلسیم می‌باشند. نیتروگلیسیرین وریدی یا زیر زبانی اغلب منجر به کاهش مدت حملات آنژین می‌شود و نیترات‌های طولانی اثر در جلوگیری از عود مفیدند. آنتاگونیست‌های کلسیم در جلوگیری از اسپاسم شریان کرونر در آنژین واریان بسیار موثرند و باید با حداکثر دوز قابل تحمل تجویز شوند. در مورد انواع مختلف آنتاگونیست‌های کلسیم تاثیرات مشابهی دیده شده است. همچنین پرازوسین که یک بلوک کننده آدرنورسپتور آلفای اختصاصی است در بعضی از بیماران ارزشمند بوده است در حالی که آسپرین ممکن است منجر به افزایش شدت حملات ایسکمیک شود. پاسخ به بتابلوکر متفاوت است. رواسکولاریزاسیون کرونر ممکن است در بیماران مبتلا به آنژین واریان که همچنین ضایعات انسدادی ثابت پروگزیمال دارند، مفید باشد [۲۱].

۱-۲-۱۰-۴- پیش آگهی در آنژین واریان پرینزمتال

بسیاری از مبتلایان به آنژین پرینزمتال در عرض ۶ ماه اول پس از تظاهر بیماری، از یک فاز حاد فعال با حملات مکرر آنژین و حوادث قلبی عبور می‌کنند. میزان زنده ماندن طولانی مدت در عرض ۵ سال عالی است (حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد). بیمارانی که ضایعه کرونر ندارند یا انسداد خفیف و ثابت کرونر دارند، دارای روند خوش خیم تری نسبت به کسانی که ضایعات انسدادی شدید دارند، می‌باشند. تا ۲۰ درصد بیماران در عرض ۵ سال دچار انفارکتوس میوکارد غیرکشنده می‌شوند. بیماران مبتلا به آنژین واریان که در طی حملات خودبخودی درد دچار آریتمی‌های جدی می‌شوند، در معرض خطر بیشتری برای مرگ ناگهانی قرار دارند. در اغلب بیمارانی که از انفارکتوس و یا ۳ تا ۶ ماه اول حملات مکرر، زنده می‌مانند وضعیت بیمار پایدار می‌شود و علائم و حوادث قلبی با گذشت زمان تمایل به کاهش دارند [۲۲]

۱-۳- انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST

انفارکتوس حاد میوکارد[۱۲]یکی ازشایعترین تشخیص‌های بیماران بستری، در جوامع صنعتی است[۲۳].

۱-۳-۱- اپیدمیولوژی و اهمیت ارزیابی انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST

در ایالات متحده سالیانه تقریبا ۶۵۰۰۰۰ بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد جدید و ۴۵۰۰۰۰ نفر دچار انفارکتوس حاد میوکارد راجعه می‌شوند. میزان مرگ و میر زود هنگام (۳۰ روزه) ناشی از انفارکتوس حاد میوکارد در حدود ۳۰ درصد است که بیش از نیمی از این مرگها قبل از رسیدن بیمار به بیمارستان روی می‌دهد. اگرچه میزان مرگ و میر پس از بستری شدن به دلیل انفارکتوس حاد میوکارد در دو دهه گذشته حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است، حدود یکی از هر ۲۵ بیماری که از بستری اولیه زنده می‌ماند، در سال اول پس از انفارکتوس حاد میوکارد می‌میرد. میزان زنده ماندن به طور مشخص در بیماران مسن (بالای ۷۵ سال) کاهش می‌یابد [۲۵].وقتی بیماران مبتلا به ناراحتی حاد سینه برای اولین بار ویزیت می‌شوند، تشخیص کاربردی این است که این افراد به یک سندروم حاد کرونر مبتلا شده اند (شکل۱-۲).

شکل ۱-۲- سندروم‌های حاد کرونر

الکتروکاردیوگرام تصمیم‌گیری در مورد بیماران STEMI مراجعه کرده اند را نسبت به NSTEMI امکان پذیر می‌سازد . بیومارکرهای قلبی سرم برای تشخیص آنژین ناپایدار با انفارکتوس میوکارد بدون بالا رفتن قطعه ST(NSTEMI)، و ارزیابی اهمیت انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST(STEMI) اندازه‌گیری می‌شوند [۲۳].

۱-۳-۲- پاتوفیزیولوژی

انفارکتوس حاد میوکارد با بالا رفتن قطعه ST اغلب زمانی ایجاد می‌شود که در اثر انسداد ترومبوتیک یک شریان کرونر، که از قبل دچار آترواسکلروز شده است. جریان خون کرونر به طور ناگهانی کاهش یابد. تنگی‌های درجه بالای شریان کرونر که به طور تدریجی ایجاد می‌شوند، معمولا موجب تسهیل انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST(STEMI) نمی شوند، که علت این امر پیدایش شبکه‌ای غنی از عروق جانبی (کولترال در طی زمان) است. در عوض STEMI زمانی روی می‌دهد که ترومبوز بسرعت بر روی محل آسیب عروقی تشکیل شود. این آسیب توسط عواملی مثل سیگار کشیدن، هیپرتانسیون و تجمع لیپیدها ایجاد یا تسهیل می‌شود. در اغلب موارد انفارکتوس وقتی روی می‌دهد که یک پلاک آترواسکلروتیک دچار خراشیدگی، پارگی یا زخمی شدن شود (و محتوی آن در معرض خون قرار بگیرد) و شرایط موضعی و سیستمیک در جهت ترومبوژنز باشند. در محل پارگی یک ترومبوز دیواره‌ای ایجاد می‌شود و منجر به انسداد شریان کرونر می‌شود. مطالعات بافت شناسی نشان می‌دهند که پلاک‌هایی که دارای هسته مرکزی غنی از لیپید و کلاهک فیبروز نازک می‌باشند، مستعد پارگی هستند. پس از تشکیل یک لایه پلاکتی اولیه در محل پارگی، گروهی از آگونیست‌ها (کلاژن، ADP، اپی نفرین، سروتونین)، فعال شدن پلاکتی را به پیش می‌برند. پس از تحریک پلاکتها با آگونیست‌ها، ترومبوکسان که یک منقبض کننده عروقی موضعی قوی است تولید و آزاد می‌شود که منجر به فعال شدن بیشتر پلاکتی و مقاومت بالقوه در برابر ترومبولیز می‌شود [۲۴].
به دنبال در معرض تماس قرار گرفتن عامل بافتی[۱۳] موجود در سلول‌های آسیب دیده آندوتلیال در محل پارگی پلاک، آبشار انعقادی فعال می‌شود. سپس فاکتور VII و X فعال می‌شوند و سرانجام سبب تبدیل پروترومبین به ترومبین میشوند که فیبرینوژن را به فیبرین تبدیل می‌کند. ترومبین فاز مایع و متصل شده به لخته در یک واکنش تشدید خودبخودی شرکت می‌کند و منجر به فعال سازی بیشتر آبشار انعقادی می‌شود. شریان کرونر گرفتار سرانجام با لخته‌ای که حاوی تجمع پلاکتی و رشته‌های فیبرین می‌باشد، مسدود می‌شود [۲۴].
در موارد نادر ممکن است STEMI به علت انسداد شریان کرونر توسط آمبولی به کرونر، اختلالات مادرزادی، اسپاسم کرونر، بیماری‌های سیستمیک (بخصوص بیماری‌های التهابی) ایجاد شود. میزان آسیب میوکارد که توسط انسداد کرونر ایجاد می‌شود بستگی به موارد زیر دارد:
۱- محدوده‌ای که توسط رگ گرفتار خونرسانی می‌شود.
۲- اینکه انسداد رگ کامل بوده یا نه
۳- مدت زمان انسداد کرونر
۴- مقدار خون تامین شده توسط عروق کولترال به ناحیه گرفتار
۵- میزان نیاز اکسیژن میوکاردی که خونرسانی آن ناگهان محدود شده است.
۶- عوامل طبیعی و ذاتی که بتوانند منجر به لیز خودبخودی و زود هنگام لخته انسدادی شوند.
۷- کفایت خونرسانی میوکارد در ناحیه انفارکته در زمانی که جریان خون در شریان کرونر اپیکاردیال بسته شده دوباره برقرار می‌شود [۲۵].
بیمارانی که در معرض افزایش خط وقوع انفارکتوس حاد میوکارد با بالا رفتن قطعه ST (STEMI) می‌باشند کسانی هستند که دارای عوامل خطر متعدد کرونر هستند و کسانی که آنژین ناپایدار دارند. سایر حالات طبی زمینه‌ای که بیماران را مستعد به STEMI می‌کنند عبارتند از: افزایش انعقادپذیری[۱۴]، بیماری کلاژن- واسکولار، استعمال نابجای کوکائین، ترومبوز، یا توده داخل قلبی که بتواند آمبولی به کرونر بدهد [۲۵].

۱-۳-۳- تظاهرات بالینی و یافته‌های فیزیکی

در حدود نیمی از موارد به نظر می‌رسد که یک عامل مستعد کننده مثل ورزش شدید بدنی، استرس روحی روانی یا یک بیماری طبی یا جراحی، قبل از STEMI موجود باشد. STEMI ممکن است در هر زمانی از روز یا شب روی دهد ولی تغییرات دوره‌ای گزارش شده اند. مثلا شیوع این حالت در صبح در چند ساعت اولیه پس از بیدار شدن از خواب بیشتر بوده است [۲۶].
درد شایعترین شکایت در هنگام مراجعه است. درد، عمیق و احشایی است و اغلب به صورت سنگینی[۱۵]، فشردگی[۱۶] و خردکنندگی[۱۷] توصیف می‌شود. البته گاه درد به صورت خنجری[۱۸] یا سوزشی[۱۹] نیز توصیف می‌شود. ماهیت ناراحتی شبیه آنژین صدری است ولی اغلب در حالت استراحت رخ می‌دهد، اغلب شدیدتر است و بیشتر طول می‌کشد. درد به طور تیپیک قسمت‌های مرکزی قفسه سینه و یا اپیگاستر را درگیر می‌کند و گاه به بازوها انتشار می‌یابد. مکان‌های دیگری که درد با شیوع کمتر به آنها انتشار می‌یابد عبارتند از: شکم، پشت، فک تحتانی و گردن، شایع بودن درد در زیر گزیفوئید و انکار حمله قلبی توسط بیمار، علت عمده اشتباه شدن این ناراحتی با سوء‌هاضمه است. درد STEMI ممکن است به بالاتر از ناحیه اکسی پیتال نیز منتشر شود ولی انتشار به پایین ناف روی نمی دهد. ناراحتی اغلب همراه با ضعف، تعریق، تهوع، استفراغ، اضطراب و احساس مرگ قریب الوقوع است. درد ممکن است هنگام استراحت اتفاق بیفتد ولی اگر درد با فعالیت ایجاد شود برخلاف آنژین صدری با قطع فعالیت بهبود نمی یابد [۲۶].
درد STEMI می‌تواند شبیه به درد پریکادیت حاد، آمبولی ریه، دیسکسیون حاد آئورت، کوستوکندریت و اختلالات گوارشی باشد. بنابراین این شرایط باید در تشخیص افتراقی در نظر گرفته شوند. انتشار درد به ناحیه تراپزیوس در بیماران مبتلا به STEMI دیده نمی شود و ممکن است تظاهر افتراق دهنده مفیدی باشد که پیشنهاد کننده پریکاردیت است. با این حال درد در تمامی بیماران دچار STEMI وجود ندارد. STEMIبدون درد در بیماران مبتلا به دیابت و سن بالا شایعتر است. در افراد پیر STEMI ممکن است با علائم تنگی نفس ناگهانی تظاهر یابد که ممکن است به سمت ادم ریه پیشرفت کند. سایر تظاهراتی که با یا بدون درد شیوع کمتری دارند، شامل اختلال هوشیاری، وضعیت کونفوزیون، احساس ضعف شدید، بروز آریتمی، شواهد آمبولی محیطی و افت توجیه نشده فشار خون شریانی می‌باشند [۲۶].
یافته‌های فیزیکی.اغلب بیماران نگران و بی قرارند و بیهوده سعی می‌کنند تا درد خود را با حرکت کردن در بستر، تغییر وضعیت و کشیدن عضلات کاهش دهند. رنگ پریدگی همراه با تعریق و سردی اندام به فراوانی روی می‌دهد. ترکیبی از درد زیر جناغ سینه به مدت بیش از ۳۰ دقیقه و تعریق، بشدت مطرح کننده STEMI است. اگرچه بسیاری از بیماران در ساعت اول (STEMI)، ضربان قلب و فشار خون طبیعی دارند، حدود یک چهارم مبتلایان به انفارکتوس قدامی دچار تظاهرات پرکاری اعصاب سمپاتیک به صوت تاکی کاردی و هیپرتانسیون می‌شوند و تا نیمی از مبتلایان به انفارکتوس تحتانی شواهد پرکاری پاراسمپاتیک را به صورت برادی کاردی و یا هیپوتانسیون نشان می‌دهند [۲۷].
ناحیه جلوی قلبی[۲۰] معمولا آرام است و لمس ضربان نوک قلب ممکن است مشکل باشد. در مبتلایان به انفارکتوس قدامی ممکن است یک ضربان سیستولی ناهنجار، حاصل از برآمدگی دیس کینتیک ناحیه دچار انفارکتوس، طی چند روز اول پس از واقعه، پیرامون نوک قلب لمس و سپس رفع شود. سایر نشانه‌های فیزیکی اختلال عملکرد بطنی عبارتند از صدای چهارم (S4) و صدای سوم قلب (S3) کاهش شدت صدای اول [S1] و جداشدگی متناقض صدای دوم[۲۱]. ممکن است سوفل گذاری میان سیستولی یا انتهای سیستولی در نوک قلب شنیده شود که علت آن اختلال عملکرد دریچه میترال و ضمائم آن می‌باشد. اگر مبتلایان به STEMI تمام جداری[۲۲] به طور مکرر معاینه شوند، در بسیاری از بیماران فریکشن راب[۲۳]، شنیده می‌شود. حجم نبض کاروتید اغلب کاهش یافته است که نشانه کاهش حجم ضربه ای[۲۴] است. در هفته اول STEMI ممکن است افزایش دما تا ۳۸ درجه سلسیوس مشاهده شود. فشار خون شریانی متغیر است؛ در بیمارانی که دچار انفارکتوس تمام جداره‌ای شده اند، فشار خون نسبت به حالت قبل از انفارکتوس تقریبا ۱۰ تا ۱۵ میلی متر جیوه کاهش می‌یابد [۲۷].

۱-۳-۴- پاراکلینیک در انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST

انفارکتوس میوکارد (MI) مراحل گذرای زیر را طی می‌کند: ۱- حاد (چند ساعت اولیه تا هفت روز)، ۲- در حال ترمیم (۷ تا ۲۸ روز)، ۳- ترمیم یافته (۲۹ روز یا بیشتر) [۲۸].

۱-۳-۴-۱- یافته‌های آزمایشگاهی

در زمان ارزیابی آزمون‌های تشخیصی برای STEMI باید مرحله انفارکتوس در نظر گرفته شود. آزمایشات تشخیصی که در تایید تشخیص ارزشمند می‌باشند به چهار گروه تقسیم می‌شوند: ۱- الکتروکاردیوگرام (ECG)، ۲- بیومارکرهای قلبی سرم، ۳- تصویربرداری از قلب، ۴- اندکس‌های غیراختصاصی التهاب و نکروز بافتی [۲۸].

۱-۳-۴-۲- الکتروکاردیوگرام

در فاز اولیه AMI، انسداد کامل شریان اپیکارد منجر به صعود قطعه ST می‌شود. اکثر بیمارانی که در ابتدا با بالا رفتن قطعه ST مراجعه می‌کنند، در الکتروکاردیوگرام دچار امواج Q می‌شوند. هر چند ممکن است بزرگی موج Q پدید آمده متغیر باشد و حتی به طور گذرا ظاهر شود که این امر به وضعیت خونرسانی میوکارد ایسکمیک و اصلاح پتانسیل‌های خلال غشایی در طی زمان بستگی دارد. تعداد کمی از بیماران ممکن است به صورت انفارکتوس میوکارد بدون موج Q باقی بمانند که این حالت وقتی است که لخته مسدود کننده، موجب انسداد کامل رگ نشود یا زمانی که شبکه کولترال غنی وجود داشته باشد. در بین بیماران NSTEM ، درصورتی که بیومارکرهای سرمی نکروز یافت شوند تشخیص NSTEMI خواهد بود. تعداد کمی از بیماران NSTEM که مراجعه می‌کنند ممکن است دچار انفارکتوس میوکارد با موج Q شوند. درگذشته تصور می‌شد اگر در الکتروکاردیوگرام موج Q یا از دست رفتن موج R دیده شود، انفارکتوس میوکارد تمام جداره ای[۲۵] روی داده است و در صورتی که تنها تغییرات قطعه ST و موج T روی داده باشند، انفارکتوس میوکارد تمام جداره‌ای نیست. به هر حال ارتباطات الکتروکاردیوگرافیک و پاتولوژیک کامل نیستند. اصطلاحات انفارکتوس میوکارد با موج Q، انفارکتوس میوکارد بدون موج Q، انفارکتوس میوکارد تمام جداری و انفارکتوس میوکارد غیرتمام جداری توسط STEMI و NSTEMI جایگزین شده اند [۲۹].

۱-۳-۴-۳- بیومارکرهای قلبی سرم

بعضی پروتئین‌ها که مارکرهای قلبی سرم نامیده می‌شوند، پس از (STEMI) از عضله قلبی نکروتیک به خون آزاد می‌شوند. میزان آزاد شدن پروتئین‌های خاص براساس محل آنها در داخل سلول و وزن مولکولی و جریان موضعی خون و لنفاتیک متفاوت خواهد بود. بیومارکرهای قلبی زمانی در خون محیطی قابل تشخیص خواهند بود که از ظرفیت لنفاتیک قلب برای پاکسازی بافت بینابینی فراتر روند و به داخل جریان خون وریدی سرازیر شوند. طرح و الگوی آزاد شدن پروتئین دارای اهمیت تشخیصی می‌باشد، اما براساس استراتژی‌های برقرار مجدد جریان خون فوری، تصمیم‌گیری باید قبل از حاضر شدن جواب آزمایشات خونی (براساس مجموعه‌ای از یافته‌های بالینی و الکتروکاردیوگرام) انجام شود. در حال حاضر سنجش مارکرهای قلبی با بهره گرفتن از نمونه کامل خون در کنار تخت بیمار قابل انجام است و ممکن است بخصوص در بیمارانی که الکتروکاردیوگرافی غیرتشخیصی دارند، در تصمیم‌گیری درمانی کمک کنند، باشد [۳۰].
تروپونین اختصاصی قلبی T(cTnT)[26] و تروپونین اختصاصی قلبی I(cTnI)، دارای ردیف‌های اسید آمینه‌ای متفاوت از انواع عضلانی این پروتئینها می‌باشند. این تفاوت، پیدایش روش های کمی برای اندازه‌گیری cTnT و cTnI را با آنتی بادی‌های مونوکلونال بسیار اختصاصی امکان پذیر کرده است. cTnT و cTnI به طور طبیعی در جریان خون افراد سالم قابل کشف نیستند، اما ممکن است پس از STEMI به سطوحی بیش از ۲۰ برابر بالاتر از حد بالای مرجع (بیشترین مقدار در ۹۹% جمعیت مرجع غیرمبتلا به انفارکتوس میوکارد دیده می‌شود) افزایش یابند، بنابراین اندازه‌گیری cTnT و cTnI از نظر تشخیص مفید است و امروزه مارکرهای بیوشیمیایی ترجیحی در انفارکتوس میوکارد می‌باشند. تروپونین‌های قلبی بخصوص وقتی ارزشمند می‌باشند شک بالینی به آسیب عضلات اسکلتی وجود داشته باشد یا انفارکتوس میوکارد کوچک وجود داشته باشد که کمتر از قابل اندازه‌گیری با CK و CKMB باشند و لذا برای تمایز آنژین ناپایدار از NSTEMI سودمندند. سطوح cTnT و cTnI ممکن است برای ۷ تا ۱۰ روز بعد از حادثه بالا باقی بماند [۳۰].
کراتین فسفوکیناز [۲۷](CK) در عرض ۴ تا ۸ ساعت بالا می‌رود و اغلب در عرض ۴۸ تا ۷۲ ساعت به حد طبیعی برمی گردد. اختصاصی نبودن CK تام برای STEMI مانع مهمی برای سنجش آن است. زیرا CK ممکن است در بیماری عضله اسکلتی و یا تروما شامل تزریق داخل عضلانی افزایش یابد. اندازه‌گیری ایزوآنزیم MB بر CK تام ارجحیت دارد زیرا این ایزوآنزیم در بافت‌های خارج قلبی، غلظت قابل توجهی ندارد و بنابراین به طور قابل توجهی اختصاصی تر است. با این حال، جراحی قلبی، میوکاردیت و کاردیوورسیون الکتریکی، اغلب موجب افزایش مقادیر سرمی ایزوآنزیم MB می‌شود. یک نسبت (اندکس نسبی) از ۲٫۵CKMB Mass/CK activity مطرح کننده منشا میوکاردی افزایش CKMB است ولی تشخیصی نیست [۳۱].
بسیاری از بیمارستانها به طور روتین از cTnT و cTnI به جای CKMB به عنوان مارکرهای قلبی سرم برای تشخیص STEMI استفاده می‌کنند، اگرچه هر یک از این اندازه گیری‌ها قابل قبول می‌باشد. اندازه‌گیری همزمان تروپونین اختصاصی قلب و CKMB در تمامی مواقع و تمامی بیماران مقرون به صرفه نیست [۳۱].
با آنکه مدتهاست می‌دانیم که مقادیر کلی پروتئین آزاد شده با اندازه انفارکتوس ارتباط دارد، اوج غلظت پروتئین ارتباط ناچیزی با اندازه انفارکت دارد. کانالیزه شدن مجدد انسداد شریان کرونر یا به طور خودبخود یا توسط عوامل مکانیکی یا فارماکولوژیک، در ساعت اولیه STEMI موجب به اوج رسیدن زودتر (حدود ۱۲-۸ ساعت پس از پرفیوژن مجدد) و بالاتر مارکرهای قلبی سرم خواهد شد. زیرا پاک شدن سریع بافت بینابینی ناحیه دچار انفارکتوس، سریعا بر پاک سازی پروتئین‌ها توسط لنفاتیک غلبه می‌کند .
واکنش غیراختصاصی به آسیب میوکارد با لوکوسیتوز پلی مورفونوکلئر همراه است که چند ساعت پس از شروع درد ظاهر می‌شود و ۳ تا ۷ روز بالا باقی می‌ماند و اغلب به ۱۵۰۰۰-۱۲۰۰۰ می‌رسد. میزان سدیمانتاسیون گلبولهای قرمز (ESR) آهسته تر از تعداد گلبول‌های سفید بالا می‌رود، در هفته اول به اوج خود می‌رسد و گاه برای ۱ تا ۲ هفته بالا می‌ماند [۳۱].

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد مطالعه ی تطبیقی شاهنامه ی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تئوفیلاکت چنین گزارش می­ کند:
بهرام که هنوز مطیع خسرو نشده بود از خطر بزرگی رهایی یافت. بنابراین شاه ایران تمام آن­هایی را که در شورش شرکت کرده بودند به مرگ سپرد. او خود، بندوی را درون دجله مدفون کرد؛ در زمینی که وی دستانش را بر علیه شاه حرکت داده بود».[۴۹۲]

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

گزارش تئوفیلاکت در این باره مبهم است. به وضوح مشخص نیست که منظور از شورش، شورش بر علیه خسروپرویز است یا شورش بر علیه هرمزد چهارم. با آمدن واژه­ی «بنابراین» پس از ذکر فرار بهرام چوبین مشخص می­گردد که با شورش بهرام چوبین مرتبط است. با آمدن چگونگی کشته شدن بندوی در جمله­ پس از آن، این حس منتقل می­گردد که بندوی هم در این شورش شرکت داشته است. پس ممکن است شورش در بر دارنده­ی قیامی که اشراف بر ضد هرمزد چهارم انجام دادند نیز باشد و به آن انگیزه بندوی را کشته باشد. مفهوم دیگری که می­توان از این گزارش استنباط کرد، این است که، مطابق با رویدادنامه­ی خوزستان، بندوی بر علیه خود خسروپرویز اعتراضاتی انجام داده باشد و منجر به دستور قتل او گردیده باشد، زیرا ممکن است منظور از شاه خسروپرویز باشد نه هرمزد چهارم، اما به عقیده­ی نگارنده احتمال نخست قوی­تر است.
برخلاف روایت تئوفیلاکت در گزارش شاهنامه بندوی با بریده شدن دست و پایش به قتل رسید.[۴۹۳] بر طبق رویدادنامه­ی خوزستان هنگامی که بندوی متوجه نیت خسروپرویز شد؛ فرار کرد تا نزد برادرش بسطام برود، اما وقتی که از آذربایجان می­گذشت مرزبان محلی یک مهمانی برای او ترتیب داد و دستگیرش نمود؛ سپس او را نزد خسروپرویز فرستاد. خسروپرویز دستور داد تمام اندام­های سمت راستش را بریدند و سپس او را دار زدند[۴۹۴].
در روایت شاهنامه[۴۹۵] خسروپرویز به بسطام نامه­ای نوشت و او را فرا خواند. او با رسیدن به گرگان اخبار کشته شدن برادرش را دریافت کرد و شورش خود را آغاز نمود. از آنجا به سوی آمل آمد و تعداد زیادی به خاطر سیر شدن شکمشان به او پیوستند.[۴۹۶] در روایت سبئوس، خسروپرویز، بسطام را با استدعای زیاد احضار کرد، در حالی­که از مرگ برادرش بی­خبر بود. او به طریقی از این موضوع آگاه شد و در سرزمین صعب العبور گیلان[۴۹۷] شورش کرد وی تمامی نیروی آن­ها را جمع کرد و زیر فرمان خود در آورد.[۴۹۸] بر طبق رویدادنامه­ی خوزستان ارتش او از نیروهای ترک و دیلم تشکیل می­شد.[۴۹۹]
به عقیده­ی نگارنده انگیزه­ خسروپرویز از قتل بندوی را نمی­ توان تنها انتقام مرگ پدر دانست، زیرا اگر خسروپرویز قصد گرفتن چنین انتقامی را داشت منطقی­تر بود که ابتدا بسطام را نیز به آن­جا دعوت می­کرد، و هر دو را با هم می­کشت. به نظر می ­آید که خسروپرویز از بندوی به دلایلی (شاید دخالت او در امور سلطنت، آن چنان که رویدادنامه­ی خوزستان می­گوید) کینه به دل گرفت، و او را به قتل رساند. بسطام نیز با شنیدن خبر قتل برادرش بر او شورید؛ خسروپرویز هم با زیرکی خود را انتقام­گیرنده­ی خون پدرش و آن دو را کشندگان شاه معرفی کرد، و این موضوع در برخی منابع راه یافت.
بر طبق گزارش شاهنامه، گستهم با بازماندگان سپاه بهرام چوبین، به رهبری خواهر او گردیه، متحد شد، و گردیه را به همسری گرفت. خسروپرویز که سپاهیانش نتوانسته بودند شورش بسطام را سرکوب کنند، به گردوی گفت که به خواهر خود نامه­ای بنویسد که اگر او بسطام را بکشد به سپاه او زینهار می دهد، و خود او را به همسری بر می­گزیند.
گردوی نامه­ی خود و خسروپرویز را به همراه زن خویش نزد او فرستاد. گردیه موافقت کرد و او را شبانه به کمک پنج تن کشت، و در نامه­ای این موضوع را به اطلاع خسروپرویز رساند. خسروپرویز نیز وی را به نزد خود فرا خواند. خسروپرویز طبق آیین زرتشتی با وی ازدواج کرد. پس از آن حسادت شیرین به این زن نیز به خاطر آن­که صحنه­ی جنگ خود با تبرگ را برای شاه نمایش داد، برانگیخته گردید. خسروپرویز با دیدن دلاوری او مقامی به وی بخشید که درباره موضوعات لشکری (چهار سپاه او) و همچنین شبستان، کسی جز گردیه حق صحبت با خسروپرویز را ندارد.[۵۰۰]
گزارش سبئوس اما با شاهنامه­ی فردوسی تفاوت­هایی دارد. بر طبق گزارش او بسطام با یک حمله­ی ناگهانی به ری مناطق بسیاری را غارت کرد. ارتش خسروپرویز به همراه ارتش امپراتور برای حمله حرکت کرد. جنگی سخت در گرفت که در آن بسطام کامیاب نبود. او به منطقه­ کوهستانی فرار کرد، و در آنجا سنگر گرفت؛ از این رو هیچ یک از طرفین نتوانست دیگری را شکست دهد؛ بنابراین به سرزمین خود بازگشتند. بسطام به گیلان و از آن­جا به سرزمین اشکانیان یعنی قلمرو اصلی خود رفت، تا نیروهای آن ناحیه را زیر فرمان خود در آورد. شاه خسروپرویز نیز به همراه اشراف ارمنی به پایتخت رفت. پس از آن به دلیل اختلافاتی که بین شاه و برخی اشراف ارمنی پیش آمد سپاه ارمنی در اصفهان شورش کرد، و آن­جا را غارت نمود. ارتش شخصی به نام پیروز آن­ها را تعقیب کرد، و برخی را از دم تیغ گذراند، اما دیگران نزد بسطام گریختند. بسطام دو شاه کوشان به نام های شاوک و پریوک[۵۰۱] را تحت نفوذ خود در آورد و با ارتش قدرتمند به سمت تیسفون حرکت کرد، اما پریوک، شاه کوشان ها، تصمیم به خیانت گرفت و با نقشه ای وی را به قتل رساند .آنان بار و بنه و همسر بسطام را نیز دستگیر نمودند، سپس به سرعت بازگشتند؛ نیروهای متحد روحیه­ی خود را از دست دادند، و اتحادشان به هم خورد. باقی مانده­ی آن­ها نیز در طبرستان پس از چند جنگ از سمبات[۵۰۲] ارمنی شکست خوردند. بر طبق روایت سبئوس سمبات هشت سال مرزبان آن سرزمین بود، و خسروپرویز در هجدهمین سال سلطنتش او را مرخص کرد تا از کشورش بازدید کند.[۵۰۳] بنابراین طبق گزارش او حدوداً در دهمین سال حکومت خسروپرویز قیام بسطام سرکوب شده بود.
در مورد مرگ بسطام روایت رویدادنامه­ی خوزستان نیز با سبئوس مطابقت دارد. بر طبق گزارش آن وقتی که او به سمت تیسفون آمد، یک ترک از لشکرش وی را فریب داد و کشت، و سرش را نزد خسروپرویز فرستاد.[۵۰۴] به هر حال این احتمال وجود دارد که همان­گونه که پیش­تر در روایت فردوسی دیدیم انگیزه­ چنین قتلی وعده هایی باشد که خسروپرویز به قاتل داده بود.
در شاهنامه گزارش می­ شود که خسروپرویز، پس از آن، تصمیم گرفت که از شهر ری انتقام بگیرد. برای این کار فردی بسیار پست و بی خرد را به عنوان حاکم ری برگزید و او ضربه­های زیادی بر مردم شهر وارد آورد. در نهایت خسروپرویز با میانجی­گری گردیه آن فرد را از حکومت ری بر کنار کرد.[۵۰۵] کولسنیکوف معتقد است که در آغاز قیام بسطام اوضاع کشور را به نفع خسروپرویز تغییر داده بود. پیروزی اخیر او بر بهرام چوبین و سیاست انعطاف­پذیر شاهنشاه که درموقع لازم مالیات زمین را کم کرده بود اوضاع رابه نفع خسروپرویز کرده بود گذشته از آن ترکیب گوناگون قومی سپاه بسطام یکی از موجبات شکست او بود.[۵۰۶]
۲-۳-۴ برخی اقدامات خسروپرویز در زمان صلح
فردوسی همچنین از آبادانی­های خسروپرویز نام می­برد، از جمله سیاست او در فرستادن سپاه به چهار بخش کشور و کمک به درویشان. خسروپرویز روز خود را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد. بخشی را از صحبت­ها و نصیحت های موبد استفاده می­کرد؛ بخشی را به شادی و بزم می­پرداخت؛ سومین بخش را به نیایش اختصاص می­داد، و چهارمین بخش را به محاسبه­ی چند و چون اوضاع ستارگان می­پرداخت، و ستاره­­شمر در این کار راهنمای او بود. نیمی از آن­ را نیز به شب نشینی با ماه­رویان می­گذراند.[۵۰۷]
تئوفیلاکت نیز اشاره به مهارت خسروپرویز در علم طالع بینی از روی ستارگان می­ کند. هنگامی که جان، فرمانده­ی مشهور نیروی ارمنی به خاطر نداشتن نظم خسروپرویز به وی خندید و طعنه زد، خسروپرویز در پاسخ، پیشگویی آن ­چه را خدایان مقرر داشته اند به وی متذکر شد. از جمله آن­ که مشکلات به سمت رومی­ها خواهند برگشت، و در سه دوره­ هفت ساله رومیان از ایرانیان شکست خواهند خورد، و در پنجمین دوره­ هفت ساله بر ایرانیان چیره خواهند شد.[۵۰۸] بعد از اتمام تمامی این اتفاقات روزی بدون غروب در میان انسان­ها ساکن می شود، و سرنوشت مورد انتظار قدرت می­یابد؛ هنگامی که نیروهای نابودی از هم می­پاشند و آن­هایی که بهترند حکومت می­یابند.[۵۰۹]
این احتمال نزدیک به یقین است که این پیشگویی را بعدها که جنگ ایران و روم در گرفته و به نتیجه­ خود رسیده بود، تئوفیلاکت یا منبع او از خود افزوده باشند؛ اما به هر حال اشاره­ی او به علم ستاره­شناسی و طالع بینی خسروپرویز، از روی ستارگان، با روایت شاهنامه مطابقت دارد و وجود چنین آیینی را در آن روزگار اثبات می­ کند.
شاهنامه­ی فردوسی همچنین زاده شدن شیرویه را در ششمین سال سلطنت خسروپرویز می­داند.[۵۱۰] اخترشناسان گفتند که از این پس در زمین آشوب به پا می شود.

از این کودک آشوب گردد زمین
هم از راه یزدان بگردد بنیز
دل شاه غمگین شد از کارشان

نخواند سپاهش برو آفرین
از این بیشتر چون سراسیمه چیز
وزان ناسزاوار گفتارشان[۵۱۱]

خسروپرویز بسیار ناراحت شد و تا یک هفته کسی را بار نداد. پس از آن نامه­ای به قیصر نوشت که دخترش مریم پسری زاییده است، و در روم جشن به پا گردید. امپراتور نیز هدایای بسیاری برای مریم فرستاد و همچنین باج کشور را که چهار میلیون دینار بود ارسال نمود[۵۱۲]
البته پیش­تر دیدیم که از جمله شرایطی که خسروپرویز پذیرفته بود نطلبیدن باج از روم بود، و با این قسمت متناقض است. در این میان نامه­ هایی نیز بین آن­ها رد و بدل شد، و خسروپرویز نیز هدایایی فرستاد.
۲-۳-۵ قتل نعمان
موضوع قتل نعمان در شاهنامه نیست اما در برخی منابع مسیحی گزارش شده است. بر طبق گزارش اواگریوس:
«نعمان کافری بسیار منفور و کاملاً آلوده، تا حدی که مردان را با دست خود برای شیاطین قربانی می­کرد، دست به غسل تعمید مقدس زد ]مسیحی شد[. پس از ذوب کردن یک افرودیت[۵۱۳] طلایی در آتش که براستی مسئله ایجاد کرد، آن را بین فقرا تقسیم نمود، و تمام پیروانش را خداپرست کرد».[۵۱۴]
بر طبق اخبار سعرت نیز نعمان به خاطر بت­پرستیش معروف بود، اما در چهارمین سال سلطنت خسروپرویز مسیحی شد.[۵۱۵]
با توجه به پایان تاریخ اواگریوس در سال ۵۹۲ م راجع به سرنوشت نعمان چیزی در آن منبع نمی­یابیم، اما رویدادنامه­ی خوزستان گزارش می­ کند که خسروپرویز کینه­ی شدیدی از نعمان به دل گرفت زیرا ۱- او هنگام فرار به بیزانس، با وجود دستور خسروپرویز، وی را همراهی نکرد. ۲- خسروپرویز از وی تقاضای یک اسب اصیل نمود، اما او موفق به این کار نگردید. ۳- او از دختر بسیار زیبای نعمان خواستگاری کرد، اما نعمان به وی پاسخ داد که دخترش را به کسی که با شیوه ی حیوانی ازدواج کرده است (داشتن حرمسرا) نمی­دهد.
خسروپرویز یک روز نعمان را به میهمانی دعوت کرد، و به جای نان پوست کاه برایش آورد. نعمان این خبر را به افراد قبیله­اش معاد[۵۱۶] فرستاد. آن­ها افرادی را اسیر کردند، و از بسیاری آبادی­های متعلق به خسروپرویز و حتی اعراب انتقام گرفتند. خسروپرویز نعمان را نزد خود فرا خوند، اما وی خودداری ورزید. یکی از مترجم­های خسروپرویز که در جزیره ای در درین[۵۱۷] زندگی می­کرد، و نامش معنا بود معاهده­ای پنهانی با خسروپرویز بست، و به نعمان گفت که شاه نعمان را بسیار دوست دارد و به انجیل سوگند یاد کرده است که به او آسیبی نخواهد زد. همسر نعمان، به نام نویه،[۵۱۸] نیز به او گفت این مناسب­تر است که نعمان با لقب شاه بمیرد تا اینکه اخراج شود و از عنوان شاهی محروم گردد.[۵۱۹]
به عقیده­ی نگارنده، با توجه به این­که در آن زمان خسروپرویز چیزی جز یک فراری نبود، اگر این گزارش درست باشد اقدام نعمان غیر منطقی به نظر می­رسد؛ زیرا اگر نعمان قصد کمک به خسروپرویز را نداشت طبیعتاً باید او را دستگیر می­کرد و به بهرام چوبین تحویل می داد، تا بعدها به فکر انتقام نیفتد، و محبت بهرام چوبین را نیز به خود جلب کند. به علاوه خسروپرویز با وجود دانستن چنین خطراتی چرا باید با نعمان دیدار می­کرده است؟ همان­گونه که پیش­تر دیدیم هم فردوسی و هم سبئوس به مردد بودن خسروپرویز در پناهنده شدن به شاه اعراب یا بیزانس و در نهایت انتخاب بیزانس اشاره می­ کنند، و حتی هرمزد چهارم در روایت شاهنامه خسروپرویز را بر حذر داشت که اگر به اعراب پناهنده شود به خاطر پول او را تحویل می دهند؛ در نتیجه احتمال ملاقات خسروپرویز با نعمان اگر غیر ممکن نباشد بسیار کم است.
رویدادنامه­ی خوزستان، در مورد مرگ نعمان، گزارش می­ کند که پس از آمدن نعمان به دربار شاهی، خسروپرویز وی را نکشت بلکه دستور داد تا در دربارش بماند، اما بعدها او را با زهر کشت.[۵۲۰]
۲-۳-۶ برخی از اطلاعات رویدادنامه­ی خوزستان راجع به کلیسای نسطوری در زمان صلح
رویدادنامه­ی خوزستان آگاهی­هایی درباره کلیسای نسطوری، در زمان خسروپرویز، ارائه می­دهد که علاوه بر آزادی­های مسیحیان نشانگر تسلط و اقتدار خسروپرویز بر کلیسا می­باشد.
بر طبق گزارش آن، شخصی به نام ایشویعب[۵۲۱] در آن زمان بزرگ مسیحیان نسطوری بود و امپراتور، خسروپرویز را به آن دلیل که وی راه همراهش نبرده بود سرزنش کرد. خسروپرویز نیز از او کینه به دل گرفت، زیرا او خود به همراه خسروپرویز نرفت، و هنگام برگشت خسروپرویز با لشکری از بیزانس نیز با او دیدار ننمود. علت این کار او ترس از شرارت بهرام چوبین بود که در صورت پیروزی ممکن بود، برای انتقام، کلیسا را خراب کند و مسیحیان را شکنجه نماید.[۵۲۲] بنابراین پس از بازگشت خسروپرویز او بسیار محتاط عمل می­کرد. پس از مدتی او به ملاقات نعمان که مسیحی شده بود رفت و در راه در گذشت.[۵۲۳]
در ادامه خسروپرویز، با انتخاب رئیس جدید، نفوذ خود در امور کلیسا را نشان می­دهد:
«و سپس طبق دستورات شاه، یک شورای کلیسایی تشکیل شد تا یک رئیس برگزینند. شاه پیامی فرستاد که می گفت: سبریشو از لاشم[۵۲۴] را بیاورید، و به عنوان رئیستان برگزینید. بنابراین آن­ها به سرعت او را آوردند و به عنوان رئیسشان برگزیدند. او در تمام عمرش مورد احترام دو همسر مسیحی شاه، شیرین آرامی و مریم بیزانسی بود».
دخالت بعدی شاه در ماجرای اختلافات بین گرگوری[۵۲۵] و اسقف نصیبین و سبریشو بود.
بر طبق گزارش رویدادنامه­ی خوزستان، به دلیل برخی از سخت­گیری­های گرگوری، اتهاماتی از جانب مردم نصیبین و خارج از آن بر او وارد شد. شاه نامه­ای به او فرستاد و دستور داد که در صومعه­ی شاه­دوست سکونت گزیند. سبریشو خواست تا گرگوری را عزل کند، اما اسقف موافقت نکرد. پس از آن خسروپرویز به گرگوری دستور داد تا به کشکر، وطن اصلی خود، برگردد. او نیز در آن­جا صومعه ای بنا کرد. رویدادنامه­ی خوزستان گزارش می­ کند که شهر نصیبین بر علیه خسروپرویز قیام کرد که البته علت دقیق آن­ را توضیح نمی­دهد. بر طبق گزارش او خسروپرویز، نخورگان [۵۲۶]را، با ارتشی بزرگ و فیل­ها، برای سرکوب این شورش فرستاد. در این­جا نیز سبریشو به سپاه خسروپرویز کمک کرد. ساکنان شهر دروازه­ها را بستند، اما به خاطر تشویق­های سبریشو و سوگند فرمانده­ی سپاه مبنی بر این­که آن­ها را تنبیه نخواهد کرد دروازه­ها را گشودند. فرمانده بر خلاف وعده­اش تمامی نجبا را دستگیر کرد، و آن­ها را شکنجه داد؛ خانه­هایشان را غارت و اموالشان را ویران نمود، و سرانجام آن­ها را به شیوه ­های گوناگون کشت. رویدادنامه­ی خوزستان علت آن را نفرین گرگوری می­داند.[۵۲۷]
موضوع بعدی مورد بحث در منابع، شورش فوکاس و قتل ماوریکیوس است که در فصل آینده به آن پرداخته خواهد شد.

نظر دهید »
نگارش پایان نامه با موضوع : تحولات تقنینی مربوط به … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در حالی که در متن قانون ، اصل تعهد سرپرستان ، از قیاس وظایف آنان با والدین شکل می گیرد و به عبارتی، همان تکلیف والدین است که به آنان تسری می یابد
بنابراین، باید نظرنخست را پذیرفت و تکلیف به انفاق را متقابل دانست. امری که نتیجه فوق را تایید می کند این است که مطابق قانون سابق، عملا کودکی را می توان به سرپرستی سپرد که، ابوین و نیز جد پدری او موجود نباشد ( بند ب ماده ۶)، و در نتیجه تسری حق نفقه متقابل با مانع وجود سمت های معارض مواجه نمی گردد و می توان روابط خانواده طبیعی در این زمینه به طور کامل اجرا نمود. در خصوص ارتباط میان کودک تحت سرپرستی، با والدین سرپرستان باید قائل به نظر منفی شد. اما در مورد رابطه سرپرستان با اولاد شخص پذیرفته شده به نظر می رسد، بتوان ماده ۱۱قانون مزبور را به عنوان قاعده تمام «حکومت رابطه والدین و فرزند بر رابطه سرپرستان و کودک در زمینه نفقه»پذیرفت. درقانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، مفاد ماده ۱۱ قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب۵۳، با اندک تغییر نگارشی ، تکرار شده ، ماده ۱۷ قانون جدید اعلام می کند: «تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری تربیت و نفقه با رعایت تبصره ماده ۱۵ و احترام ، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست ، احترامات متناسب با شان وی را رعایت کند».

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

همچنین مفاد ماده ۲ قانون مزبور،که در ماده یک قانون جدیدذکر شده است، بیان می کند : « سرپرستی کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست به منظور تامین نیازهای مادی و معنوی آنان با اذن مقام معظم رهبری، ومطابق مقررات این قانون صورت می گیرد».[۹۳]
با وجود این تغییراتی، درقانون جدید نسبت به قانون سابق، ایجادشده که مستلزم ذکر و تحلیل است:
در رابطه با شرایط کودک یا نوجوان قابل سرپرستی بند «د» ماده ۸ قانون مزبور حتی در فرض وجود و حضور پدر ومادر ، و یا جد پدری تحت شرایطی سرپرستی را مجاز شمرده است به این شکل که هیچ یک از پدر ، مادر و جد پدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشد و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.
در چنین شرایطی رابطه کودک یا نوجوان با پدر و مادر واقعی اش از لحاظ نفقه با ابهام مواجه می شود و از آنجایی که هیچ گونه نصی در این زمینه ،در متن قانون جدید گنجانده نشده است، باید به روح و قواعد مستخرج از آن مراجعه نمود.
سوال اصلی در این خصوص این است که، آیا قانون گذار سرپرستی را قاطع رابطه کودک و نوجوان با خویشاوندان و در نتیجه منحل کننده خانواده حقیقی دانسته یا خیر؟
اگر چه، عدم وجود مقرره ای در این خصوص و سکوت در مقام بیان قانون گذار، و نیز حذف ماده ای که در قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست،رابطه توارث میان سرپرست و کودک را نفی می نمود، دلالت بر قطع این رابطه دارند، با این حال، اجمالا باید پاسخ داد که، شواهد و قرائتی وجود دارد که دال بر بقای این رابطه هستند و از جمله آنجا می توان به موارد زیر اشاره نمود :
۱.در دو مورد، مراجعه و یا شناسایی ابوین ، امکان انحلال سرپرستی پیش بینی شده است. در این زمینه، تبصره ۱ از ماده ۸ مقرر می دارد : «چنانچه پدر یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان مراجعه کنند،دادگاه در صورتی که آنان را واجد صلاحیت لازم ولو باضم امین یا ناظر تشخیص دهد و مفسده مهمی نیز کودک یا نوجوان را تهدید نکند. با اخذ نظر سازمان، نسبت به استرداد آنان حکم صادر می کند در غیر اینصورت حکم سرپرستی ابقا می شود».[۹۴]
همچنین در بند«د» از ماده ۲۵ « مشخص شدن پدر و یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری در صورتی که صلاحیت لازم برای سرپرستی را ولو، باضم امین یا ناظر از سوی دادگاه دارا باشد» از موارد فسخ اعلام شده است.
۲- در تبصره ماده ۲۲ بر لزوم حفظ سوابق هویت و نسب واقعی افراد تحت سرپرستی پس از صدور و ابلاغ حکم قطعی سرپرستی تاکید و تصریح شده است.
بنابراین، با فرض بقاء رابطه میان کودک یا نوجوان و والدین وی ، نفقه اقارب که سببی غیر از وجود همین رابطه ندارد، میان آنها جاری و ساری گردیده و در صورت ملائت یکی و ناتوانی دیگری موجب ایجاد حق و تکلیف می گردد. منتها، از آنجا که نمی توان سمت پدر و مادر را در آن واحد در دو شخص جمع نمود . باید از این حیث، والدین و سرپرستان را در طول یکدیگر قرار داد. جای آن داشت که قانون جدید در این زمینه بیشتر تامل می کرد و با وضع مقرراتی در خصوص رابطه نفقه این دسته افراد وضعیت انان را مهمل نمی گذاشت.[۹۵]
از جمله آثار حکم سرپرستی، لزوم اجرای تعهدات و قرارهایی است که به واسطه انعقاد عقد فرزند خواندگی برعهده ی زوجین متقاضی و فرزند خوانده نهاده شده است. مبنی بر اینکه، به وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود از لحاظ نگهداری و تربیت و پرداخت نفقه، همانند فرزند حقیقی به واسطه انعقاد عقد سرپرستی عمل نمایند.
البته متقابلا فرزند خوانده هم موظف است، مانند آنچه در ماده ۱۱۷۷ ق. م درباره احترام به والدین مقرر شده است، رعایت احترام زوجین سرپرست را نموده و از آنان اطاعت نماید. بدیهی است که تکالیف و وظایف مقرره در عقد فرزندخواندگی خاص و مخصوص زوجین است و به اقوام و سایر بستگان سرایت نمی کند زیرا این وظایف و تکالیف در عقد سرپرستی پدید آمده است.
بنابراین، نمی توان به موجب ماده ۱۱۹۹ ق. م، نفقه اولاد برعهده پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او انفاق بر عهده ی اجداد پدری است حکم نمود . مثلا در صورتی که زوج سرپرست فوت کند نمی توان پدر اورا ملزم به پرداخت نفقه کودک تحت سرپرستی کرد. زیرا تکلیف زوج یا زوجین به دادن نفقه کودک اختصاص به خود آنان بر اساس مفاد قرارداد سرپرستی است ،و پدر آنان و سایر بستگان از شمول قانون خارج هستند، و ولایت قهری در این مورد وجود ندارد بنابراین جد و سایر بستگان هیچ گونه وظیفه و تکلیفی و تعهدی در این راستا نخواهند داشت.[۹۶]
بر اساس آنچه از ماده ۱۱۹۹ ق.م، استنباط می شود، نفقه فرزند خوانده برعهده پدر و مادر است و پس از فوت پدر خوانده و یا عدم قدرت او به انفاق و یا عدم امکان دریافت نفقه از پدرخوانده ، نفقه فرزندخوانده از اموال و دارایی مادرخوانده استیفا خواهد شد.زوجین سرپرست مشترکا سرپرستی کودک را برعهده گرفته اند و در تمام تعهدات ناشی از فرزندخواندگی مسئولیت مشترک و متساوی دارند. بنابراین از جهت تکلیف انفاق فرزند خوانده، تفاوت یا تقدم و تاخر بین آنها بلامانع است، اگر مبنای این اولویت و تقدم ملاک ماده ۱۱۹۹ ق.م باشد، باید اجداد پدری فرزند خوانده را مقدم بر مادرخوانده در تکلیف انفاق مقدم بدانیم، و حال اینکه، این الزام برای اجداد پدری فرزند خوانده وجود ندارد.۲
موضوعی که در مورد انفاق باید روشن شود، مدت الزام به انفاق است.یعنی تا چه زمانی سرپرست باید نفقه فرزند خوانده را بپردازد؟ آیا با کبیرشدن وی پایان می یابد ؟ و یا مانند دیگر آثار قرابت، همچنان ادامه می یابد؟ تکلیف مربوط به انفاق در اثر بلوغ کودک از بین نمی رود، والزام به انفاق با کبر باقی می ماند. درقانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، در ماده ۱۵ مقرر شده است: «درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان سرپرستی باید متعهد گردند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تامین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای کودک یا نوجوان جاری می باشد. بدین منظور سرپرست منحصر یا سرپرستان موظفند بانظر سازمان٬ خود را نزد یکی از شرکتهای بیمه به نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند».
گفتار دوم: اداره اموال قانونی فرزند خوانده
برابر تبصره ماده ۱۱ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب۵۳، علی الاصول «اداره اموال و نمایندگی طفل صغیر بر عهده سرپرست است، مگر آنکه دادگاه ترتیب دیگری اتخاذ نماید». اگر پدرخوانده را در حکم ولی قهری و ولی ناشی از حکم سرپرستی بدانیم، در این صورت اداره اموال و نماینده قانونی فرزندخوانده صغیر بر عهده پدرخوانده است. اما پدر خوانده به منزله ولی قهری نیست، زیرا در ولایت قهری برابر ماده ۱۱۸۴ قانون مدنی، چنانچه ولی قهری لیاقت اداره اموال مولی علیه را نداشته باشد و یا در اموال او مرتکب حیف و میل گردد و یا قادر به اداره ی اموال وی نباشد، بعد از ثبوت عدم توانایی، عدم لیاقت، یا احراز خیانت او دادگاه، اقدام به نصب امین خواهد کرد و امین در اداره اموال طفل به منظور جلوگیری از حیف و میل و یا ورود ضرر به وی مداخله خواهد کرد.
پدر خوانده را نمی توان به منزله قیم تلقی کرد، بلکه سرپرستی پدر خوانده نوعی نمایندگی قانونی و یا ولایت خاص است، که به حکم دادگاه در جهت حفظ حقوق فرزند خوانده، قابل تغییرو سلب از پدر خوانده و محول کردن این نمایندگی به مادر خوانده یا هر شخص صالح و قابل اعتماد است. یعنی این سمت ثابت و غیرقابل انتقال نخواهد بود. در هنگام صدور حکم سرپرستی دادگاه می تواند اداره اموال و نمایندگی از صغیر را به مادر خوانده یا ثالثی محول نماید و اولویتی در این زمینه وجود ندارد.[۹۷]
همانطور که قانون گذار در ماده ۲ قانون مزبور،هدف از سرپرستی را حمایت از کودکان و به منظور تأمین منافع ایشان دانسته و در اینجا نیز مصلحت طفل را مقدم داشته، در صورتی که صلاح بداند اداره اموال او را به شخصی غیر از سرپرست خواهد داد، اتخاذ این ترتیب توسط قانون گذار ناشی از نگرانی این مطلب است که، شاید فرزندخواندگی وسیله ای شود برای افراد سودجو که هدفشان رسیدن به اموال طفل بی سرپرست است.
برخی حقوق دانان معتقدند، باید رویه قضایی در عمل بر حق تقدم سرپرست استوار باشد، چرا که بیگانه شمردن زوج سرپرست دور از انصاف است، در حالی که آنها طفل را مانند فرزند خود دانسته و در تربیت و نگهداری او می کوشند. علاوه بر این، در عمل سپردن این سمت به ایشان بر احساس مسئولیت آنها خواهد افزود و در مقابل دخالت شخص ثالث باعث ایجاد احساس بیگانگی میان ایشان می گردد.
البته شاید بتوان گفت در متن قانون آمده اداره اموال بر عهده ی سرپرست است مگر اینکه…بنابراین، خود قانون گذار اولویت را به سرپرستان داده، ولی در صورت صالح نبودن سرپرست بنابر تشخیص دادگاه، ولایت به شخص دیگری سپرده خواهد شد.
ایرادی که به این قانون توسط برخی حقوق دانان وارد دانسته شد، این است بر حسب ظاهر این قانون اداره اموال و ولایت بر فرزندخوانده، بر عهده پدر و مادر خوانده به صورت مشترک است، زیرا سرپرستی را زن و شوهر فرزندپذیر مشترکاً تقبل می کنند. بنابراین، برخلاف قانون سابق در مورد فرزند طبیعی که پدر در درجه اول ولایت بر فرزند، دارد در اینجا هیچ امتیازی نسبت به مادرخوانده ندارد و قانون گذار در راستای حمایت از حقوق زن مصلحت کودک بی سرپرست را مهمل گذارده، زیرا ولایت مشترک می تواند اختلاف سلیقه را در پی داشته باشد و در نتیجه باعث تضییع منافع مادی و معنوی طفل گردد. در پاسخ به این انتقاد می توان گفت، برای اجتناب از مشکلات عملی که ممکن است در اثر اختلاف سلیقه سرپرستان به وجود آید بهتر است، معتقد شویم که، ولایت طفل با پدر خوانده است و در صورت فوت پدر، چون پدر بزرگ نقشی ندارد باید برای کودک قیم تعیین شود، یعنی از آنجایی که فرزند خوانده در حکم فرزند واقعی خانواده می باشد و نقش فرزند طبیعی زن و شوهر را بازی می کند و حقوق مشابه را دارد. در این زمینه نیز مانند فرزند واقعی باشد، ولایت او بر عهده پدر خوانده قرار می گیرد در عین حال که دادگاه براین امر نظارت دارد و در صورتی که تشخیص دهد، احتمال ضایع شدن حقوق کودک وجود دارد، مداخله نموده و این مسئولت را از سرپرست سلب می نماید. برخی دیگر از حقوق دانان اشکالی بر این ماده وارد ندانستند و مستقیماً منظور قانون گذار از سرپرست را پدر خوانده تفسیر نموده اند. البته نه به منزله ی ولی قهری یا قیم، زیرا بر طبق ماده ۱۱۸۴ قانون مدنی، در صورت عدم صلاحیت ولی قهری برای اداره اموال مولی علیه دادگاه اقدام به ضم امین خواهد کرد و به منزله ی قیم نیست، زیرا حدود وظایف پدر خوانده و حدود و تکالیف قیم با هم مشابهت ندارند و سرپرستی پدر خوانده را نوعی نمایندگی قانونی با ولایت خاص تعبیر نموده که به حکم دادگاه در جهت حفظ حقوق فرزند خوانده قابل تغییر و سلب از پدر خوانده و محول کردن این نمایندگی به مادر خوانده یا هر شخص صالح و قابل اعتماد است.
گفتار سوم: ارث
براساس ظوابط حاکم بر جامعه اسلامی، موجبات ارث به دو دسته نسب و سبب تقسیم می شود،و چون فرزند خوانده رابطه نسبی و رابطه خونی با پدر خوانده ندارد و طبق نص صریح قرآن فرزندخوانده ها فرزند صلبی نیستند، رابطه توارث بین آنها وجود ندارد. طبق قانون حمایت از کودکان بی سرپرست که سرپرستی را برای تأمین منافع مادی و معنوی کودک می داند، در هر صورت، از موجبات ارث محسوب نمی شود. اما این امر می توان در آینده فرزند خوانده و رفع نیازهای او بعد از فوت پدر و یا مادر خوانده مشکلاتی بر سر راهش قرار دهد.
دستورالعمل اجرائی نحوه پذیرش و نگهداری، ترخیص و پیگیری فرزندان تحت سازمان بهزیستی، خدمات حمایتی سازمان بهزیستی کشور به شماره ۶۶۰/۸۰۰ مورخ ۲/۳/۱۳۶۷ در مبحث فرزند خواندگی تأمین منافع مالی فرزند خوانده را به یکی از اشکال زیر به ترتیب اولویت در نظر گرفته:
۱- مصالحه و انتقال املاک زوجین به فرزند از طریق یکی از دفاتررسمی
۲- در صورتی که زوجین فاقد ملک باشند، اخذ تعهد انتقال کلیه دارایی شان بعد از مرگ به کودک با معرفی ضامن از طریق یکی از دفاتر رسمی.
۳- هر روش اطمینان بخش دیگری که انجام آن میسر باشد، البته این روش اطمینان بخش می تواند انتقال وجوه (افتتاح حساب بانکی) یا افتتاح حساب بیمه عمر و پس انداز و… به نفع کودک باشد.
در حقوق ایران، در قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست، میان آنچه در ظاهر اعلام شده و آنچه که مقصود واقعی قانون گذار بوده است، اختلاف نظر وجود دارد.
ماده ۲ این قانون، صراحتاً اعلام می کند: «این سرپرستی به منظور تامین منافع مادی و معنوی طفل برقرار می گردد، ولی در هر حال از موجبات ارث نخواهد بود». اما از طرف دیگر، ماده ۵ این قانون تکلیفی فراتر از یک سرپرستی ساده را برای پذیرندگان در نظر می گیرد و اعلام می کند:«دادگاه در صورتی حکم سرپرستی صادر خواهد نمود که درخواست کنندگان سرپرستی به کیفیت اطمینان بخشی در صورت فوت خود، هزینه تربیت و نگهداری و تحصیل طفل را تا رسیدن به سن بلوغ تأمین نمایند»، و بدین ترتیب به وضعیت مالی کودک پس از فوت سرپرستان نیز نظر داشته، وظیفه آنان را محدود به زمان حیات نمی بیند.
در ادامه، تبصره این ماده مقرر می نماید: «هرگاه وجوه یا اموالی از طرفین زوجین سرپرست به طفل تحت سرپرستی صلح شده باشد، در صورت فوت طفل، وجوه و اموال مذکور از طرف دولت به زوجین سرپرست تملیک خواهد شد».
در تحلیل حقوقی ماده فوق و تلاش برای هماهنگ ساختن آن با سیستم حقوقی، حقوق دانان با چالشها و مشکلاتی مواجه شده اند، نخست اینکه کلمه «صلح» به کار رفته در تبصره را فاقد خصوصیت دانسته و هرگونه تملیک بلاعوض را مقصود اصلی قانون گذار شمرده اند، و در ادامه در مقام بیان علت بازگشت اموال تملیک شده، به سرپرستان چنین عنوان شده که نیت و قصد واقعی سرپرستان، استفاده شخصی طفل از آنها بوده است. و بنابراین، در صورت فوت او اموال مذکور باید به سرپرستان برگردانده شود.[۹۸]
اما در توصیف حقوقی این الزام (اعاده اموال) میان حقوق دانان اختلاف شده است، مطابق یک نظر، انفساخ یک عقد (هبه یا صلح) در صورت فوت کودک، نتیجه شرط است.[۹۹]
و بر اساس نظر دیگر، علت عمده عقد، این بود، طفل شخصاً از اموال موضوع آن منتفع گردد و لذا با فوت کودک، علت منتقی گردیده و عقد باطل می شود که، نتیجه آن بازگشت اموال به صاحبان قبلی آن است.[۱۰۰]
در نهایت، طبق نظر دیگری، عقد همراه با شرط خیار صورت گرفته است[۱۰۱]. اما هیچ کدام از این استدلال ها بدون اشکال نمانده و همگی شان با تردید روبرو هستند؛ در نظریه نخست، حتی اگر وجود شرط ضمنی انفساخ به فرض قانون گذار نسبت داده شود، چنین فرضی با قواعد حقوقی سازگاری ندارد.[۱۰۲]
برخلاف آنچه در هدیه نامزدی آمده است، انحلال عقد در صورت فوت کودک را نمی توان به بنای طرفین عقد منسوب نمود، زیرا اشاره تبصره ماده ۵ به اینکه طرف صلح، «طفل»است و نیز تأکید صدر ماده بر اینکه تأمین هزینه تربیت و نگهداری و… «تا رسیدن به سن بلوغ» هدف این واگذاری است، نشان دهنده این است که طرف عقد، صغیر ممیز است و از آنجا که مفاد شرط فاسخ برخلاف خود عقد، مربوط به خارج ساختن مال از مالکیت کودک است، امکان انعقاد اصل عقد توسط طفل، به معنای اختیار او در پذیرش شرط نیست تا قانون گذار بخواهد فرض آن را متصور گردد.۵
از سوی دیگر، امکان رجوع در هبه نامزدی با ماهیت انحلال صلح مذکور سازگاری ندارد، در یکی، اختیار باز پس گرفتن مال اعطا شده و در دیگری، برگرداندن مال، قهری و بدون نیاز به اراده صورت می گیرد.[۱۰۳]
این نحوه مداخله قانون در روابط خصوصی، ولو الزام، نشأت گرفته از قرارداد شخصی طرفین باشد. غریب و غیر منتظره جلوه می کند.
نظریه بطلان عقد به خاطر انتفاء علت عمده عقد، در رابطه به موضوع مورد بحث، کاملاً ناسازگار و خود سبب تخلف از قواعد است. جدای از اینکه ملاک تخطی از علت عمده عقد، لحظه وقوع آن است (مواد ۲۰۰، ۲۰۱ و ۷۶۲ ق‌م)، مفهوم بطلان و سیر قهقرایی آن، با آنچه در تبصره ماده ۵ در خصوص لزوم تملیک دوباره اموال به زوجین سرپرست آمده تناسب ندارد و در نهایت، ناکارآمد بودن استدلال به شرط خیار واضح و آشکار است.
اصولاً مفهوم و کارکرد شرط خیار با آنچه در قانون حمایت از کودکان بی سرپرست آمده ناسازگار است زیرا در تبصره، مرگ طفل، خود به خود و بدون نیاز به اعلام اراده سرپرستان، علت بازگشت اموال دانسته شد و انحلال عقد به حدوث یک واقعه حقوقی (انفساخ)، با عمل ارادی یک جانبه (فسخ) سنخیتی ندارد.
نکته دیگر اینکه هیچ یک از نظرات فوق توضیحی در مورد اینکه چرا «دولت» نسبت به تملیک و باز گرداندن اموال به زوجین اقدام می کند، نمی دهد.[۱۰۴]
حقیقت امر این است که تبصره ماده ۵ نه با هیچ عمل حقوقی دیگر، که با صدر ماده باید تطبیق داد؛
قانون گذاری در ورای به کار بردن واژه صلح در واقع در پی فراهم نمودن جایگزینی برای ارث کودک است و در همین راستا، قواعد ویژه ساختار ارث را به آن حاکم می داند.
بنابراین، چون شرط ارث بردن و ارث، حیات در زمان مرگ مورث است با فوت کودک پیش از سرپرستان این شرط محقق نشده و اموال باید به آنها بازگردانده شود. همچنین واژه صلح در این تبصره را باید با توجه به صدر ماده ۱۰ قانون مزبور،اقدامی در جهت تأمین هزینه های کودک تا رسیدن به سن بلوغ در صورت فوت سرپرستان تعییر نمود و از تسری آن به بخشش های ساده، که سبب بروز مشکلاتی می گردد، جلوگیری نمود.کمیسیون استفتائات و مشاورین حقوقی شورای عالی قضایی در تاریخ ۲۷/۷/۶۲ ، حکم تبصره ماده ۵ به تملیک اموال مذکور توسط دولت به سرپرستان را مستلزم اجرای مقررات ارث قلمداد نموده است و در همین راستا در رابطه با مشروعیت آن چنین اظهار نموده است، با رعایت جهات شرعی در مورد ارث بلا وارث… که موضوع تبصره ماده ۵… قانون مورد سوال رعایت نشده است، با رعایت مصالح شرعی طفل، عمل به قانون مذکور فعلاً بلامانع است و حاکم شرع بر طبق آن می تواند حکم صادر نماید.
با این حال، با توجه به آنچه در فوق آمده، به نظر می رسد کمیسیون مذکور در تشخیص خود، دچار اشتباه شده است، زیرا ماده ۵ و تبصره آن در مقام به ارث گذاردن اموال شخص بلا وارث (کودک تحت سرپرستی) برای سرپرستان، که در پی طراحی نهادی مشابه ارث به نفع وی بوده اند تا در صورت مرگ سرپرستان عاید او گردد و همانطور که گفته شد، حکم به بازگشت این اموال به صاحبان آن نیز به خاطر محقق نشدن شرط و تقدم مرگ وارث بر مورث است. با انتقاد این شرط، اموالی که بدان منظور تخصیص یافته بود و آزاد شده و به مالکش بازگردانده می شود. بنابراین نتیجه ای که کمیسیون در خصوص اجرای مقررات ارث گرفته درست است، اما بر مبنای توجیهی نادرست.[۱۰۵]
در قانون جدیدحمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست وبدسرپرست مصوب۹۲، تغییراتی نسبت به قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست اعمال گردیده است: اولا، ماده ۲ قانون مزبور، که صراحتاً رابطه توارث میان سرپرستان و کودک را نفی می نمود، در قانون جدید نیامده است و این امر ظاهراً، گامی رو به جلو در راستای به رسمیت شناختن ارث میان طرفین سرپرستی است.

نظر دهید »
سایت دانلود پایان نامه: حق انسان در محیط زیست- فایل ۳ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲. رعایت دستور یا تعلیمات دولتی ۱۰۵
ب: عوامل توجیه‌کننده اختیاری ۱۰۵
۱. داشتن مجوز دولتی ۱۰۵
۲. رعایت معلومات علمی‌و فنی زمان انجام فعالیت ۱۰۵
گفتار سوم: راه‌های جبران خسارت ۱۰۶
مبحث سوم: دادرسی مربوط به حق انسان بر محیط زیست ۱۰۷
گفتار اول: خواهان دعوی ۱۰۸
الف: خواهان ۱۰۹
گفتار دوم: خوانده دعوی ۱۱۰
گفتار سوم: دادگاه صالح و محل اخذ و مصرف خسارت ۱۱۱
الف – محیط زیست و خسارت زیست محیطی ۱۲۰
ب- معیار ارزیابی غرامت ۱۲۲
ج- آیین اجرا ۱۲۴
پیشنهادات ۱۲۷
نتیجه‌گیری ۱۲۷
فهرست منابع و مآخذ ۱۲۷
الف) کتب ۱۲۷
ب) قانون ۱۳۰
ج) انگلیسی ۱۳۰

چکیده:

از جمله مسائل جدیدی که در عرصه حقوق مطرح شده است بحث حقوق محیط‌زیست و مطالب مربوط به آن است که یکی از آن مطالب، «حق انسان بر محیط‌زیست» است. منظور از این عنوان بهره‌برداری متعادل و متساوی همه نسل‌ها از مواهب طبیعی است و علت طرح آن هم این است که امروزه بی‌محابا این مواهب مورد تاحت و تاز انسان‌های فرصت‌طلب و سودجو قرار می‌گیرد که زیان‌های عدیده‌ای را به دنبال خود خواهد داشت و از جمله آن زیان‌ها محروم شدن نسل‌های آتی از زیبائی‌های طبیعت است و از جمله آن زیان‌ها تنگ شدن عرصه زندگی بر انسان‌هایی است که در عصرهای آینده پا به عرصه وجود می‌گذارند، سوراخ شدن لایه ازن بر اثر کثرت گازهای گلخانه‌ای و آلوده شدن فضای شهرها به خاطر کثرت استفاده از وسایل بنزینی و گازوئیل‌سوز و بروز ده‌ها رقم بیماری ریوی و کلیوی و عروقی از جمله آن زیان‌هاست. بالاخره انسان‌های بعد نیز حق حیات و تنفس در این اجتماع را دارند. نکته مهم‌تر این که در کنار هر حقی تکلیفی نیز هست و حق انسان‌های محیط‌زیست، تکلیف همین انسان‌ها و تکلیف دیگر انسان‌ها را به دنبال خود دارد که در این پایان‌نامه مورد گفتگو قرار گرفته است و از جمله افرادی که تکلیف متوجه آنان است دولت‌ها هستند که وظیفه مراقبت بیشتر از عرصه‌های طبیعی را دارند که در اصول ۴۵ و ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد اشاره قرار گرفته است.
کلید واژه‌ها : حق، تکلیف، محیط‌زیست، انسان.

مقدمه

الف) بیان مسأله تحقیق

مسأله مورد گفتگو در این پایان‌نامه عبارت از «حق انسان بر محیط‌زیست» است و شالوده اصلی بحث آن است که انسان‌های این کره خاکی چه حقی از بهره‌مندی از مواهب طبیعی دارند، ایا مواهب طبیعی متعلق به یک نسل است یا تمام نسل‌ها و راه‌کارهای حفاظت از طبیعت برای استفاده انسان‌های آینده از محیط‌زیست چیست؟ و چه آثاری بر عدم رعایت این حق مترتب می‌گردد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ب) اهمیت تحقیق

محیط‌زیست بخشش الهی برای تمام نسل‌هاست و تا تمام آنان به تاراج انسان‌های سودجو نرفته است و فرزندان آینده را محروم از این بخشش الهی نکرده باید به راه‌های جلوگیری از تاراج آن پرداخت.

ج) ضرورت تحقیق

گاهی نسبت به برخی مسایل حیاتی و مهم سهل‌انگاری می‌شود تمام دنیای ما یک محیط‌زیست بیشتر ندارد که متعلق به همه افراد بشر فعلی و آتی است و باید برای حفاظت از آن‌ ها فکری کرد.

د) سؤالات تحقیق

الف) سؤال اصلی
انسان چه حقی بر محیط‌زیست دارد و قلمرو آن کجاست؟
ب) سؤال فرعی
۱. مبنای حق انسان بر محیط‌زیست چیست؟
۲. آثار حق انسان بر محیط‌زیست کدام است؟
۳. رابطه حق وتکلیف در مورد محیط‌زیست انسانی چیست؟

هـ )فرضیه‌ تحقیق

۱. انسان همان طور که در محیط‌زیست تکلیف دارد حق هم دارد و قلمرو آن استفاده متعادل است.
۲. مبنای حق انسان بر محیط‌زیست آیات و روایات و قواعد فقهی و عقل است.
۳. اثر حق بر محیط‌زیست استفاده بهینه از آن و ضامن بودن در مقابل زیاده‌روی در استفاده است.

و) پیشینه تحقیق

در این زمینه به صورت خاصی پایان‌نامه‌ای تنظیمنشده است و کتابی نوشته نشده است و به صورت پراکنده در برخی آثار مطالبی ذکر شده که ما آن را جمع‌ آوری و ارائه نموده‌ایم.

ز) ساختار تحقیق

تحقیق فعلی در یک مقدمه و سه فصل و یک خاتمه صورت پذیرفته است در فصل اول به کلیات و در فصل دوم به مبانی و در فصل سوم به بحث از آثار پرداخته‌ایم ودر خاتمه نیز همین پیشنهاداتی و نتیجه‌گیری از تحقیق پرداخته‌ایم.

فصل اول:
کلیات

مبحث اول:

تعاریف

نظر دهید »
دانلود مطالب در مورد منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و احساس ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

.۰۰۰

sig

با توجه به جدول فوق، رابطه بین متغیر بی­انصافی اقتصادی با بعدهای خودپنداره(۴۵۷/۰-)، رضایت از زندگی(۴۹۰/۰-)، آمادگی روانی(۵۰۱/۰-)، سرذوق بودن(۴۹۰/۰-)، زیبایی­شناختی(۵۳۵/۰-)، خودکارآمدی(۵۵۸/۰-) و امیدواری(۵۲۲/۰-) معنادار و معکوس بوده است که با ۹۹ درصد اطمینان قابلیت تعمیم به کل نمونه را دارد. بدان معنا هر چه زنان سرپرست خانوار از احساس بی­انصافی اقتصادی بیشتری برخوردار باشند در نتیجه شادمانی کمتری در همه ابعادش احساس خواهند کرد. همان طور که مشاهده می­ شود احساس بی­انصافی اقتصادی بیشترین میزان همبستگی را با بعد خودکارآمدی داشته است.
همچنین با توجه به جدول فوق، رابطه بین متغیر احساس بی­انصافی اجتماعی با بعدهای خودپنداره(۴۳۰/۰-)، رضایت از زندگی(۴۳۴/۰-)، آمادگی روانی(۴۱۹/۰-)، سرذوق بودن(۳۹۳/۰-)، زیبایی­شناختی(۴۸۹/۰-)، خودکار(۴۶۸/۰-) و امیدواری(۴۵۷/۰-) معکوس و معنادار بوده است و با ۹۹ درصد اطمینان قابلیت تعمیم به کل نمونه را دارد. بدان معنا که هر چه زنان سرپرست خانوار دچار احساس بی­انصافی اجتماعی بیشتری می­شوند با احساس شادمانی کمتری در همه ابعاد آن برخوردار خواهند بود. همان­طور که مشاهده می­ شود احساس بی­انصافی اجتماعی بیشترین میزان همبستگی را با زیبایی­شناختی داشته است.
در نهایت بین شاخص کل احساس بی­انصافی و احساس شادمانی با ۹۹ درصد اطمینان معادل(۶۲۵/۰) رابطه معکوس و قوی وجود دارد. به این معنا هر چه زنان سرپرست خانوار بی­انصافی را در تمام ابعاد آن (اقتصادی و اجتماعی) بیشتر احساس کنند احساس شادمانی در تمام ابعاد آن (خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکارآمدی، امیدواری) به طور زیادی در آن­ها کاهش خواهد یافت.
۴-۲-۲-۸. طرد اجتماعی، احساس شادمانی را کاهش می­دهد.

احساس شادمانی

طرد اجتماعی

همبستگی پیرسیون

-.۸۱۷**

سطح معناداری

.۰۰۰

تعداد

۱۸۰

جدول شماره(۴-۱۷۷): نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی
جدول فوق نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی به نمایش گذاشته است همان­طور که مشاهده می­ شود رابطه بین طرد اجتماعی و احساس شادمانی در سطح اعتماد ۹۹ درصد و سطح معناداریsig= 0/000 برابر است با ۸۱۷/۰ ـ . بنابراین بین متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی معکوس و خیلی قوی وجود می­باشد و فرضیه موجود معنادار می­ شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۴-۲-۲-۸-۱. همبستگی بین ابعاد متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی
جدول ذیل نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین ابعاد متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی را به نمایش گذاشته است. همان­طور که مشاهده می­ شود در بین همه ابعاد این متغیرها در سطح اعتماد ۹۹ و سطح معناداری ۰۰۰= sig ، رابطه معکوس و معناداری وجود دارد.
جدول شماره(۴-۱۷۸): نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین ابعاد متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی

شاخص کل احساس شادمانی

امیدواری

خودکار­آمدی

زیبایی­شناختی

سرذوق بودن

آمادگی­روانی

رضایت از زندگی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 684
  • 685
  • 686
  • ...
  • 687
  • ...
  • 688
  • 689
  • 690
  • ...
  • 691
  • ...
  • 692
  • 693
  • 694
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۳-۲-۲- بند دوم- عدم انطباق آراء قطعی صادره از کمیسیون های ماده ۷۷ با اصول و قواعد شکلی – 9
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره شناسایی آسیب های موجود ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی درباره رابطه مدیریت دانش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | ۲-۷- ماهیت خود کنترلی – 2
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی تاثیر ساختار سرمایه بر نقد شوندگی سهام شرکتهای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با موضوع بررسی عوامل مؤثر در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – بند دوم: فوت والدین – 1
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه – سهولت درک شده (برداشت ذهنی از آسانی استفاده): – 9
  • پایان نامه ارشد : راهنمای نگارش مقاله در رابطه با تعیین رابطه بین ریسک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی ارتباط چندشکلی¬های ژنتیکی ژن¬های GSTM1 ، GSTT1 و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | acceptance – 8
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی تهیه کود کمپوست ترکیبی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه درباره :بررسی تأثیر کیفیت خدمات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله-پروژه و پایان نامه – ۲-۹- عوامل شکست محصولات جدید – 2
  • پایان نامه ارشد : فایل ها دربارهارزیابی تنوع مورفولوژیکی، ژنتیکی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی نقش واسطه ای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه در مورد : بررسی تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مصرف‌کننده بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین درباره :بهینه سازی روش تشخیص ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه انتظارات گردشگران چینی و رضایت آنان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب در رابطه با بررسی جلوههای اعتدال و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع بررسی مقایسه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان