مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود منابع دانشگاهی : مقایسه ی مولفه های نابرابری آموزشی بر اساس ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۸

مدیریت آموزشی

مدیریت منابع انسانی

گزینش، جذب و توزیع نیروی انسانی

فقدان مدیریت آموزشی کارآمد

۹

ارزشیابی

۱۰

اقتصاد آموزشوپرورش

در تعریف نابرابری آموزشی، مصاحبهشوندگان همگی بر این امر که نابرابری لزوماً به معنای یکسان نگریستن نیست، اتفاق نظر داشتند و معتقد بودند که نابرابری آموزشی زمانی رخ می‌دهد که تفاوتها، توانمندیها و استعدادهای افراد یکسان نگریسته شود و هنگامی که شرایط و بستر برای بروز و شکوفایی استعدادها و تواناییها فراهم باشد اما امکانات و تجهیزات آموزشی جهت رشد و بالندگی افراد فراهم نباشد نابرابری رخ دادهاست. در حقیقت نابرابری آموزشی در ذیل مفهوم بیعدالتی قرار میگیرد که هیچچیز و هیچکس در جای واقعی خود قرار نگرفته نباشد؛ ازاینرو بهرهمند نشدن عموم از امکانات، تجهیزات و فضای مناسب آموزشی در صورت وجود استعدادها و توانمندیها نابرابری تلقی میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

پژوهشگر در برررسی عواملی که منجر به نابرابری آموزشی در نظام تعلیم و تربیت ایران میگردد، به این مهم دست یافت که ریشه های نابرابری آموزشی به دو منشاء «جامعه» و «نظام آموزشپرورش» برمیگردد. درواقع این دو منشاء یکی برونسازمانی و دیگری درونسازمانی میباشد. عواملی که در جامعه منجر به نابرابری آموزشی میگردد نظامهای متعدد در سطح جامعه میباشند که عبارتنداز: نظام فرهنگی، نظام سیاسی، نظام آموزشی، نظام اقتصادی و نظام اجتماعی. در نظام آموزشی نابرابریها از آموزشوپرورش برمی‌خیزد که در دو لایهی آشکار و پنهان رخ می‌دهند. قابل ذکر است که عوامل در جامعه با عوامل در نظام آموزشی با یکدیگر در ارتباط متقابل قرار میگیرند؛ به این معنا که عوامل نابرابری در جامعه منجر به ظهور نابرابریها در آموزش وپرورش میگردد و عوامل نابرابری در آموزش وپرورش به جامعه نیز سرایت مییابد؛ پس جامعه و آموزش وپرورش از یکدیگر منفک و جدا نیستند و هردو بر هم تاثیرات متقابل دارند. پیامدهای نابرابری آموزشی از دیدگاه مصاحبهشوندگان در دو بُعد مکانی و زمانی رخ داده است. در بعد مکانی، پیامدها در درون مدرسه و بیرون از مدرسه شکل گرفته است. پیامدها در درون مدرسه در زمان حال و در ابعاد جامعهشناسی و روانشناسی میباشند. پیامدهایی از قبیل تقسیمبندی دانشآموزان، مدارس خاص، نخبهپروری، شکاف میان آموزش و پرورش، بی‌اعتمادی به معلم، گزینشی عمل کردن و گروه های غیررسمی در ذیل بُعد جامعهشناسی و پیامد سلب اعتماد به نفس دانشآموزان در ذیل بُعد روانشناسی قرار گرفتند. پیامدهای نابرابری آموزشی در درون مدرسه از دیدگاه مصاحبهشوندگان به بیرون از مدرسه نیز سرایت میکند که در دو بُعد زمانی حال و آینده اتفاق میافتد. پیامدها در بُعد زمان حال بهصورت نارسایی آموزشی، شکلگیری پایگاه اجتماعی، معلم خصوصی، کلاس کنکور و کتابهای کمک آموزشی خود را نشان دادهآند که تاثیر این پیامدها در زمان آینده در بُعد جامعهشناسی بهصورت نخبه‌کشی، بزهکاریهای اجتماعی، بازتولید فرهنگی، تربیت نشدن انسان مدنی، نهادینه شدن نابرابریها و به حاشیه رفتن اقلیتها و در بُعد روانشناسی به صورت عدم اعتماد به نفس و تک‌بُعدی شدن افراد نمایان میگردند. پیامدهای شکلگرفته شده در ذیل شکل ۱ و بهصورت خلاصه و سازمانیافته ارائه گردیده است.
شکل ۱- پیامدهای نابرابری آموزشی
۴-۵- مولفه های نابرابری آموزشی بر اساس مکتب انتقادی
در بخش دوم از فصل چهارم، پژوهشگر با توجه به پرسش دوم پژوهش ( مولفه های نابرابری آموزشی به اعتقاد فریره چیست؟) مولفه های نابرابری آموزشی را بر اساس مکتب انتقادی یعنی بررسی آرا و نظریات پائولو فریره از آثار وی ازجمله فرهنگ سکوت یا آموزش ستمدیدگان، آموزش شناخت انتقادی، آموزش در جریان پیشرفت و کنش فرهنگی برای آزادی استخراج نمود؛ ازاینرو به منظور فهم صحیح نظریات فریره به‌عنوان پیشگام تعلیم وتربیت انتقادی، ابتدا شرح مختصری بر مکتب انتقادی صورت گرفت.
آنچه بهعنوان نظریه انتقادی شناخته میشود درواقع محور اصلی پژوهشهای فکری- فلسفی و تحقیقات نظری و کانون اندیشه ها و آرا مکتب فرانکفورت بهشمار میرود که تمامی دیگر تحقیقات فکری و فلسفی و پروژه های مطالعاتی اعضای موسسه مطابق با آن و بر مبنای آن سازماندهی شده بود (نوذری، ۱۳۸۴).
نظریه انتقادی که درواقع پادزهری است در برابر رویکردهای کمّی غیر انتقادی به ویژه در برابر سیطرهی پوزیتیویسم، جایگزینی مفید و موثر و به لحاظ سیاسی کارآمدتر و مناسبتر برای رویکردهای رایج ارائه می‌کند؛ یعنی بهجای رویکردهایی نظیر اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی، ساختارگرایی و کارکردگرایی، پساساختارگرایی و پستمدرنیسم و نیز روایتهای مختلف ایدهآلیسم اومانیستی که در اشکال گوناگون سربرآوردهاند، در مقابل این رویکردها، نظریه انتقادی با نوعی چشمانداز یا دیدگاه غیرجزمگرایانه معتقد به رهایی از تمامی اشکال ستم و سرکوب و تعهد و سرسپردگی به آزادی و سعادت و انتظام عقلانی جامعه است (همان).
متفکران نظریه انتقادی بر خرد و عقل هگلی برای روشنگری و انتقاد از سلطهی فرهنگی به‌عنوان مبانی نظریهی خود استفاده کردند و به این طریق از مارکسیسم سنتی فاصله گرفتند و از برخی آموزه ها و اصول مارکسیسم مانند اقتصاد، طبقه، ماتریالیسم دیالکتیک دست کشیده و به جای آن بر فرهنگ و دیالکتیک روشنگری به جای اقتصاد و ماتریالیسم دیالکتیک تاکید کردند (دیناروند، ۱۳۸۷). اساس و اصول نظریه انتقادی بر نقد پوزیتیویسم در رویکردهای شناختی آن که مقولهی بیطرفی ارزشی علوم را مطرح و هرگونه رسالت اجتماعی و در راس همه، رسالت رهاییبخشی را از نظریه سلب و آن را تا حد فرمولها و قواعد خشک علوم آزمایشگاهی تقلیل داده، استوار است (نوذری، ۱۳۸۴). بدین ترتیب صاحبنظران مکتب انتقادی بر مبنای خطوط راهنمای فوق به تحلیل، تبیین و انتقاد از وجوه مختلف مسایل اجتماعی مانند هویت فردی، روابط خانوادگی، شخصیت اقتدارگر، صنعت فرهنگ، دیوانسالاری پیچیده و در حال گسترش، دولت اقتدار، سیاست، فرهنگ و اقتصاد اقدام کردند و به این منظور سلطهی فرهنگی را نقد و تعلیم و تربیت را به طور ضمنی و جزیی از فرهنگ بررسی کردند، اما نسل بعدی نظریهپردازان انتقادی بهطور مستقیم به بررسی نظامهای آموزشی اقدام نمودند و الگوی تعلیم و تربیت انتقادی یا رادیکال را عرضه کردند. تحلیل تعلیم و تربیت انتقادی یا رادیکال با بررسی کار پائولو رگلوس نوس فریره شروع میشود. وی بیشک برجسته‌ترین اندیشمند و مربی در سنت رادیکال آموزش بزرگسالان است. گرچه او مدعی داشتن نظریهای جامع برای یادگیری و تدریس نبود اما توجه و دغدغهاش در باب مقولاتی چون وابستگی سلطه و سرکوب و نیز وضعیت جوامع پیرامونی ویژگی راهبردی به نظریات او بخشیده است. برداشت فریره از تعلیم و تربیت عمیقاً سیاسی و معطوف به دگرگونی اجتماعی است؛ ازاینروی اندیشه های تربیتی، اجتماعی و فرهنگی او هم برای جوامع آمریکای لاتین که در آن زمان دستخوش انقلابات و دگرگونیهای درونی سیاسی- اجتماعی بودند، موثر بود و هم برای کشورهایی با دموکراسیهای تثبیتیافته که معظلات اجتماعی- سیاسی خود را نه از طریق انقلاب و دگرگونیهای ناگهانی بلکه با شیوه های مدنی و مردمی حل میکنند، دارای قابلیت‌های بالقوه موثری است (راجی، ۱۳۹۰).
در تحلیل آثار فریره که عبارتند از فرهنگ سکوت یا آموزش ستمدیدگان، آموزش شناخت انتقادی، آموزش در جریان پیشرفت و کنش فرهنگی برای آزادی نکات زیر استخراج گردیدند.
ن۱: عدم آگاهی
از دیدگاه فریره ابژه و سوژه به نوع آگاهی برمیگردد و معتقد است آگاهی منجر به تعصب ویرانگر نمی‌شود بلکه آگاهی برای انسان این امکان را فراهم میسازد که در جریان تاریخ به عنوان افراد مسئول شرکت نمایند. در حقیقت واژهی افراد به کسانی اطلاق میشود که میدانند و عمل میکنند و افراد در مقابل اشیا قرار میگیرند یعنی دانسته میشوند و روی آنها عمل میشود.
ن۲: فرقهسازی
فریره معتقد است فرقهسازی که به وسیلهی تعصب تقویت میشود پیوسته مانع پیشرفت است و تغییرطلبی که با روح انتقادی توام باشد پیوسته موجب خلاقیت میشود. فرقهبازی افسانه میسازد و در نتیجه فرد را نسبت به موقعیت بیگانه میکند و تغییرطلبی جنبهی انتقادی دربردارد و درنتیجه آزاد کننده است.
ن۳: نهادینهشدن نظام ناعادلانه
به اعتقاد فریره اگر محرومان هر جامعهای برای بازیابی مقام انسانی خود هیچ تلاشی نکنند، تجاوز در میان ستمگران رواج مییابد از اینرو هر کوششی برای نرم ساختن یا تلطیف قدرت سمتگران در احترام به ضعف محرومان سخاوت کاذب است. ستمگران برای تثبیت نظام بی‌عدالتی باید این سخاوت را ظاهر سازند و این سخاوت کاذب با مرگ، نوامیدی و فقر تقویت میشود و نظام اجتماعی غیر عادلانه منع دائمی این سخاوت خواهد بود.
ن ۴: ترس از آزادی
به اعتقاد فریره ترس از آزادی موجب میشود که محرومان نقش ستمگران را بپذیرند. برای از بین بردن شرایط ظالمانه باید عوامل آزادی را به خوبی شناخت تا از طریق اقدامات تغییر دهنده بتوان موقعیت و شرایط تازه را به وجود آورد. در حقیقت سازش با وضع ظالمانه و عدم قدرت تحمل خطر منجر به عدم آزادی میشود. اقدام برای آزاد سازی تنها از طریق تمرین، تفکر و اقدام صورت میگیرد.
ن۵: عمل بدون تفکر
به زعم فریره در تفکر دیالکتیکی، دنیا و عمل از نزدیک با یکدیگر ارتبط دارند اما اقدام وقتی انسانی تلقی میشود که صرف عمل نباشد بلکه با زمینه ذهنی همراه باشد یعنی از تفکر جدا نباشد.
ن۶: عدم آموزش انسانی
از نظر فریره آموزش محرومان که به وسیله از خود گذشتگی واقعی انسانها (نه اقدامات بشر دوستانه) به وجود میآید خود را به صورت آموزش انسان مطرح میسازد. در اینجا آموزش انسانی دو مرحله متمایز دارد: اول اینکه محرومان با دنیای ظلم آشنا میشوند و از طریق تفکر و عمل برای تغییر آن متعهد میگردند، دوم اینکه واقعیت با شرایط ظالمانه تغییر کرده است. بنابراین عدم آموزش انسانی در هر جامعهای به از خود بیگانگی افراد منجرمیشود که از مرحله انسانی به مرحله شبه انسانی تنزل می‌یابند و هنگامی که انسانیت از انسانها سلب شود، ظلم وستمگری جامعه را فرا خواهد گرفت.
ن۷: روش آموزش بشر دوستانه
به عقیده فریره روش آموزش ستمدیدهگان که محرک آن باید مردمی گرایانه و نه بشر دوستانه باشد به صورت روش آموزش نوع بشر جلوه میکند. وی همچنین اذعان دارد که مردمیگرایی با بشر دوستی تفاوت دارد و این تفاوت در این نکته نهفته است که ارتباط مردمگرا با آدمهای دیگر برمبنای ارزشهای مساوی انسانی و شیوه های آموزشی متقابل قرار دارد. حال آنکه بشر دوست کسی است که از بالا دلش برای محرومان میسوزد. ویژگی فرد اول، عشق به مردم و ویژگی دومی تکبر میباشد.
ن۸: نظام دیوانسالاری سلطه جویانه
فریره معتقد است عملی ستم شمرده میشود که سبب جلوگیری انسانها از کامل شدن بشود، همچنین وی معتقد است زمانی که رژیم در قالب دیوانسالاری سلطهجویانهای متحجر شود، بعد انسانی از دست میرود و صحبت از آزادی ناممکن میگردد.

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد ارتباط بین آگاهی مدیران از ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تعداد کارکنان در مدارس شهرستان سیرجان ۴۹۹ نفر می باشد وبراساس نظر استاد محترم راهنما ، تعداد جامعه آماری از جدول مورگان استخراج شد وبه عنوان جامعه آماری نمونه در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت .در این تحقیق از جامعه آماری ۲۲۰ نفر از کارکنان استفاده شده است ودوپرسشنامه ی ( الف وب) برای تکمیل بین آنها توزیع شده و در حضور محقق جمع آوری شدند ومورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفتند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از آزمون اطمینان ۹۵ % برای تعیین سطح معنی دار ۵ % وآزمون t برای مقایسه دوبه دویی عوامل ، وهمچنین آزمون HSD (توکی ) وبرای تعیین همبستگی وعدم همبستگی ازآزمونهای ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است ، روش های آماری همچون آزمون t و ANOVA وHSD توکی و Regression در مواقع لازم استفاده شد.
این بررسی ها نشان می دهد مدیرانی که از سطح آگاهی بالاتری در این زمینه برخوردار بوده اند نحوه تصمیم گیری آنها نسبت به سایر مدیران مناسب تر بوده است. ضریب همبستگی پیرسون(۹۳۶/۰p=و۰۰/۰Sing= )
مدیرانی که از سطح آگاهی واطلاعات خوبی از فرایند برنامه ریزی برخوردار بودند،نحوه تصمیم گیری آنان مناسب تر بوده است. (۶۷۹/۰p=و۰۰/۰Sing=)
براین اساس می توان اظهار داشت که هر چه میزان آگاهی مدیران از وظیفه سازماندهی بیشتر بوده نحوه تصمیم گیری مناسب تر و مطلوب تری در این خصوص به چشم می خورد. (۵۷۷/۰ p= و۰۰/۰Sing=)
می توان اظهار داشت عملکرد مناسب مدیران در خصوص وظیفه بسیج منابع وامکانات ،باعث گرفتن تصمیمات عقلانی از طرف مدیر در شرایط گوناگون می شود. (۷۴۸/۰p= و۰۰/۰Sing=)
مدیرانی که از سطح آگاهی و اطلاعات بیشتر نسبت به وظیفه کنترل و نظارت برخوردارند ،از تصمیم گیری های بهتری نسبت به مدیران دیگر برخوردار می باشند. (۷۱۸/۰p=و۰۰/۰Sing=)
می توان اظهار داشت هر چه میزان آگاهی مدیران از وظیفه هدایت و رهبری بیشتر بوده نحوه تصمیم گیری آنان در این خصوص مناسب تر شده است.(۷۳۸/۰p= و۰۰/۰Sing=)

فصل اول
بیان مساله
مقدمه
کیفیت‌ مدیریت‌ فعالیت‌های‌ آموزشی‌، مهم‌ترین‌ شاخص‌ سطح‌ کفایت‌ و اثربخشی‌ کل‌برنامه‌های‌ سازمان ‌ به‌شمار می‌رود زیرا مدیریت‌ با نقش‌ نافذ و مؤثری‌ که‌ در امر هدایت‌ ورهبری‌ فراگردهای‌ آموزش‌ و پرورش‌ در جهت‌ هدف‌های‌ آن‌ دارد، بالقوه‌ میتواند هم‌ موجب‌تقویت‌ و تجهیز و پیشرفت‌ سیستم‌ شود و هم‌ موجب‌ تزلزل‌ و از هم‌ پاشیدگی‌ آن‌گردد. همین‌ نقش‌ پراهمیت‌ در آموزش‌ و پرورش‌، دقت‌ و توجه‌ بیشتری‌ را از لحاظ انتخاب‌،جذب‌ و نگهداری‌ و به‌کار گماشتن‌ مدیران‌ ایجاب‌ می‌کند.با توجه‌ به‌نتایج‌ تحقیقات‌ انجام‌ شده‌ باید گفت‌، نقش‌ اساسی‌ مدیریت‌ در اثربخشی‌ وکارایی‌ سازمان‌ها بالاخص‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ بر کسی‌ پوشیده‌ نیست‌. موفقیت‌ سازمان‌آموزش‌ و پرورش‌ در گرو داشتن‌ مدیران‌ لایق‌، شایسته‌، توانا و متخصص‌ است‌ اگر چه‌ مدیرانی‌لایق‌ و شایسته‌ در پست‌ مدیریت‌ مشغول‌ به‌خدمت‌ هستند اما کمبودها، موانع‌ و مشکلات‌نقش‌ این‌ پست‌ کلیدی‌ را کمرنگ‌ و یا به‌عبارتی‌ کم‌ جاذبه‌ نموده‌ است‌.بنابراین‌ باید به‌عوامل‌ خاصی‌ از قبیل‌ رعایت‌ ضوابط مقرر در انتخاب‌ و انتصاب‌مدیران‌،تفویض‌ اختیار بیشتر به‌مدیران‌، پرداخت‌ حقوق‌ و مزایای‌ مناسب‌ به‌ویژه‌ حق‌ مدیریت‌، عدم‌تعویض‌ مکرر، حل‌ مسائل‌ و مشکلات‌ شخصی‌ و مسائلی‌ از این‌ قبیل‌ که‌ البته‌ همه‌ی‌ مدیران‌ ودست‌اندرکاران‌ به‌این‌ گونه‌ مسائل‌ واقف‌اند توجه‌ ویژه‌ای‌ بشود. مسؤولان‌ باید شرایط لازم‌ رابرای‌ ایجاد رغبت‌ یا پرجاذبه‌تر نمودن‌ پست‌ مدیریت‌ جهت‌ ترغیب‌ افراد توانمند و متخصص‌فراهم‌ نمایند، زیرا جامعه‌ای‌ که‌مدیران‌ موفق‌ یا به‌عبارت‌ بهتر آموزش‌ و پرورش‌ موفقی‌داشته‌ باشد، آن‌ جامعه‌ سربلند و پیروز و ماندگار خواهد ماند. ( میر کمالی،۱۳۸۳: ۱۵۶)
بیان مساله
ظهور سازمانهای اجتماعی و گسترش روز افزون آنها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است به این ترتیب و با توجه به عوامل گوناگون مکانی وزمانی و ویژگیهاو نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده وبا توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است (رضائیان،۱۳۷۹: ۶)
در عصر حاضر بر اثر تحولات‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌، آموزش‌ و پرورش‌ و نهادهای‌آن‌ به طور اساسی دگرگون‌ شده‌ و مأموریت‌ خطیر آموزش‌ و پرورش‌ نسل‌های‌ نوخاسته‌ ازجهات‌ مختلف‌ به‌نظام‌های‌ آموزشی‌ سپرده‌ شده‌ است‌. عملکرد این‌ نظام‌ آموزشی‌ ازحساسیت‌ ویژه ای‌ برخوردار است‌ زیرا اهداف‌ و عوامل‌ این‌ سازمان‌، انسانی‌ است‌و نقش‌ و رسالت‌ آنها از یک‌ سو تبدیل‌ انسان‌های‌ خام‌ به‌انسان‌های‌ خلاق‌ و مبتکر وصنعتگر، خودآگاه‌ و رشد یافته‌ است‌ و از سوی‌ دیگر تأمین‌کننده‌ی‌ نیازهای‌ نیروی‌انسانی‌ جامعه‌ در بخش‌های‌ فرهنگی‌ ،اجتماعی‌ و اقتصادی‌ است‌.(میرکمالی،۱۳۸۳ :۹)
کمبود نیروی انسانی در جایگاه سیاست گذاری ،تصمیم سازی و تصمیم گیری ، یکی از مسائل حیاتی آموزشی کشور است . به طور کلی بیش ترین کمبود نیروی انسانی ،در بخش مهارت های مورد نیاز در نظام مدیریت وبرنامه ریزی راهبردی وکلان آموزش وپرورش می باشد .به نظر می رسد مهمترین قدم ارزیابی موشکافانه ودقیق موضوع نارسایی وکمبود نیروی انسانی متخصص در مدار توسعه نیافتگی آموزش وپرورش است .پیمودن درست این فرایند ، کمک می کند به ((تشخیص درست )) دست یابیم ؛زیرا بسیاری از ناکامی ها به رغم کار و تلاش زیاد ،به تجزیه وتحلیل وتشخیص نادرست مسائل ومشکلات آموزش وپرورش باز می گردد.(تورانی ، ۱۳۸۵ :۸)
در خصوص وظایف مدیریت ، نکویی مقدم در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی تحت عنوان تعیین رابطه سبک های مدیریتی با وظایف مدیران دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام داد .هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه بین سبک های مدیریت مدیران رده های مختلف و وظایف مدیران آموزشی وغیر آموزشی (برنامه ریزی ، سازماندهی ،هدایت و کنترل ) دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود .
نصر در سال۱۳۸۴ در پژوهشی تحت عنوان مقایسه عملکرد مدیران دانش آموخته رشته کارشناسی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی با سایر رشته ها پرداخته و جامعه آماری خود را که ۷۵ نفر بوده ، به روش تصادفی ساده از بین مدیران مدارس شهر شیراز اتنخاب نموده است و اطلاعات بدست آمده از تحقیق را با روش های آماری و نرم افزارSPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار داده است .در این تحقیق وظایف مدیر ، برنامه ریزی ، سازماندهی ، بسیج امکانات و منابع ، هدایت ورهبری ، نظارت وکنترل معرفی شده انددر خصوص تصمیم گیری ،محی الدینی در سال ۱۳۸۸ در مقاله ای تحت عنوان تصمیم گیری یکی از مهارتهای مدیریت فرایند تصمیم گیری را شامل شش مرحله زیر می داند :
مرحله اول
شامل تشخیص و تعیین مشکل و مسئله ای است که در راه تحقق هدف؛ مانع ایجاد کرده است.
مرحله دوم
یافتن راه حل های ممکن برای رفع مشکل مذ کور است د ستیا بی به راه حل ها با توجه به تجربه های علمی و عملی مدیر و اطلاعات و آمار در دسترس می باشد و هر چه راه حل های بیش تری وجود داشته باشد انتخاب بهتری در تصمیم گیری صورت خواهد گرفت
مرحله سوم
انتخاب معیار برای سنجش و ارزیابی راه حل های ممکن است. به عنوان مثال میتوانیم هزینه یا سود را معیار ارزیابی شقوق ممکن قرار دهیم یعنی راه حل های که هزینه کمتر یا سودی بیشتر دارند را مورد تائید قرار دهیم.
مرحله چهارم
تعیین نتایج حاصل از هر یک از راه حل های ممکن است. نتایج مثبت و منفی راه حل ها در این مرحله مشخص میشوند
مرحله پنجم
ارزیابی راه حل ها از طریق بررسی نتایج حاصل از آنها است. با توجه به نتایج مثبت و منفی که در هر یک از راه حل ها بدست آمده است و مقایسه آنها با همدیگر میتوان راه حل مطلوب را تعیین نمود. در بعضی از موارد تعیین راه حل مطلوب ازطریق نتایج بدست آمده مشکل است. شاید بر اساس یک معیار راه حل دارای اولویت است ولی به لحا ظ معیار دیگر دارای اولویت نمی باشد بنابراین در این موارد باید روش تلفیقی را بوجود آورد تا ارزیابی برآن اساس صورت گیرد.
مرحله نهایی
انتخاب یک راه از میان راه های مختلف و ارائه بیانیه تصمیم است که نشانگر تصمیم مدیر می باشد
رئوف در سال ۱۳۸۳ در پژوهشی تحت عنوان فرایند تصمیم گیری بیان داشته وقتی مدیری بخواهد تصمیم هایی را که دیگران برای او گرفته اند و برنامه ریزی کرده اند وبه صورت دستور ،بخشنامه ، توصیه ویا هر راه دیگری ، به او ابلاغ داشته اند ، اجرا کند ، نیاز به تصمیم گیری دارد .چون اولین مشکلش این است که چگونه این تصمیم برنامه ریزی شده را به اجرا بگذارد ؟لذا به زبان ساده تر ، اجرای هر برنامه ای نیاز به تصمیم گیری دارد .
وی فرایند تصمیم گیری را به شش مرحله تقسیم می کند :
– مشکل یابی
شناخت مسائلی که به تصمیم گیری نیاز دارند ؛مسئله یابی
– مشکل شکافی
تقسیم مساله به مسائل کوچکتر .جمع آوری اطلاعات موجود وبررسی آنها
– راه حل یابی
دست یابی به راه حل های متعدد و ممکن .غنی کردن اطلاعات از طریق ارتباط مستقیم و غیر مستقیم
– تجزیه و تحلیل
گردآوری راه حلهای ممکن .مقایسه وسنجش آنها با یکدیگر .ردیابی شکار
– انتخاب
نشانه گیری شکار و چکاندن ماشه .یعنی انتخاب اصولی ترین و منطقی ترین راه حل
– اجرا
پیگیری – ارزشیابی و بررسی مسائل پیش بینی نشده و رسیدن به مشکلات تازه
در نظام‌های‌ آموزشی‌، معمولا افراد از مسیر معلمی‌ به‌مناصب‌ و سمت‌های‌مدیریت‌ و رهبری‌ آموزشی‌ دست‌ می‌یابند و از این‌ رو احتمالا مفهوم‌ درستی‌ ازمدیریت‌ و رهبری‌ در ذهن‌ ندارند. آنها کار مدیریت‌ و رهبری‌ آموزشی‌ را از دیدگاه‌معلمی‌ می‌نگرند. گرچه‌ این‌ نگرش‌ خوب‌ و لازم‌ است‌ ولی‌ برای اخذ تصمیمات مدیریتی کافی‌ نیست‌. نقش‌ مدیریت‌و رهبری‌ آموزشی‌ باید با توجه‌ به‌همه‌ی‌ عناصر و عوامل‌ مؤثر در محیط آموزشی‌ ایفاشود. از این‌ رو لازم‌ است‌ افرادی‌ که‌ به‌مدیریت‌ مراکز و سازمان‌های‌ آموزشی‌ گمارده‌می‌شوند، به‌دانش‌ و معلومات‌ و نگرش‌ها و مهارت‌های‌ ویژه‌ای‌ مجهز باشند (علاقه‌بند، ۱۳۷۱: ۲۴).
اهداف تحقیق
الف ) هدف کلی :
هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه بین آگاهی مدیران از وظایف مدیریت بانحوه تصمیم گیری آنها از دیدکارکنان در مدارس شهر سیرجان می باشد
ب ) اهداف جزئی :

نظر دهید »
تحلیل¬ فضایی تأثیر سیاست¬ های مالی دولت بر نابرابری درآمد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

µ، Ge، Hبه ترتیب میانگین حسابی، میانگین هندسی، میانگین هامونیک درآمد افراد جامعه می­باشند.
بنابراین اندازه نسبت های فوق الذکر می تواند نشان دهنده ی میزان تفاوت الگوی توزیع درآمد مورد بررسی از الگوی توزیع درآمد کاملاً عادلانه باشد. به این ترتیب:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

F: شاخص نابرابری میانگین ها
در یک توزیع کاملاً عادلانه، چون اندازه هر سه میانگین مساوییکدیگر است بنابراین اندازه ی شاخص هایF1 و F2مساوییک و اندازه لگاریتم این شاخص ها مساوی صفر خواهد بود.

    1. شاخص ضریب پراکندگی: این شاخص به صورت نسبت انحراف معیار به میانگین درآمد جامعه تعریف می شود.

که در صورت پیوسته بودن درآمد افراد جامعه از رابطه زیر از رابطه زیر برآورد می شود.

اندازه ضریب پراکندگی بین صفر (در حالت برابری کامل توزیع درآمد) و (در حالت نابرابری کامل توزیع درآمد) تغییر می کند.

    1. شاخص واریانس و انحراف معیار لگاریتم درآمدها:

واریانس لگاریتم درآمدها عبارت است از میانگین حاصل جمع توان دوم انحراف لگاریتم هر یک از درآمدها از میانگین حسابی این لگاریتم درآمدها در کل جامعه. بنابراین:

در صورتی که درآمد افراد جامعه، متغیر تصادفی پیوسته باشد؛ واریانس لگاریتم درآمدها عبارت است از:

انحراف معیار لگاریتم درآمد عبارت است از جذر واریانس لگاریتم درآمدها:

    1. ضریب جینی:

عبارت است از نسبت متوسط مجموع قدرمطلق تفاوت بین کلیه جفت درآمدها به حداکثر اندازه ممکن این تفاوت.
ضریب جینی برای توزیع درآمد ناپیوسته عبارت خواهد بود از:

اگر درآمد هر فرد جامعه متغیر تصادفی پیوسته باشد، ضریب جینی عبارت است از:

    1. شاخص دالتون:

این شاخص میزان کاهش نسبی رفاه کل جامعه در مقایسه با حداکثر رفاه اجتماعی ممکن را به مثابه میزان نابرابری درآمدی در نظر می گیرد. بنابراین:

در صورت پیوسته بودن تابع مطلوبیت فردی(U) افراد جامعه:

اندازه شاخص در حالت برابری کامل توزیع درآمد مساوی صفر و در حالت نابرابری کامل توزیع درآمد مساوی صفر نیست.

    1. شاخص اتکینسون:

اتکینسون شاخص خود را بر مبنای مفهوم معادل درآمدی توزیع متعادل می داند و معتقد است که عبارت است از درآمد سرانه ای که اگر به طور مساوی و برابر به هر یک از افراد جامعه تخصیص داده شود، کل رفاه اجتماعی حاصل از آن دقیقاً برابر با کل رفاه اجتماعی است که به وسیله ی توزیع درآمد مفروض مورد بررسی ایجاد می شود. بنابراین:

شاخص اتکینسون عبارت است از:

این شاخص در حالت برابری کامل توزیع درآمد مساوی صفر است و در حالت نابرابری کامل توزیع درآمد لزوماً برابر یک نخواهد بود، مگر آنکه تابع رفاه انتخاب شده دارای محدودیت هایی بیشتر باشند.
نتایج حاصل از نرم افزار GWRمربوط به سال ۱۳۸۰
*************************************************
* Geographically Weighted Regression *
* Release 3.0.1 *

نظر دهید »
بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی نمایندگان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

از نظر دارندرف در جوامع صنعتی نابرابری های اجتماعی( تفاوت های واقعی در ثروت و قدرت) در میان گروه بندی های مختلف درون آنها وجود دارد و اثرات بالقوه ویرانگر این نابرابری ها با افزایش امکانات موجود برای افراد، برای ایجاد تحرک درمقیاس اجتماعی خنثی می شود، از نظر او نابرابری های درونی مانند(جنس، نژاد و رنگ ) با نابرابری های برونی( که اساساً اجتماعی اند) متفاوت هستند و روند توسعه جامعه امروزی به سوی کاهش پیش رونده نابرابری های برونی است، البته این به معنی نوعی برابرگرایی در جامعه نیست، امّا با بهره گرفتن از تحرک اجتماعی برابری فرصت ها را افزایش می دهد. ( گیدنز، ۱۳۷۱، ص ۳۲)

دارندرف ساختار طبقاتی جدیدی ارائه می دهد که براساس آن موضوع اصلی در تحلیل نابرابری اجتماعی روابط خصمانه مالکیت بین سرمایه دار و کارگر نیست، بلکه روابط مبتنی بر اقتدار است.به هر حال او معتقد است که نابرابر ی های مبتنی بر اقتدار در جامعه اجتناب ناپذیرند و روابط مالکیت فقط یک نمونه از این نوع نابرابری ها می باشد. براساس نظر دارندرف دولت با رواج دادن آموزش و پرورش همگانی، نقش عمده ای در ایجاد فرصت های برابر و افزایش تحرک اجتماعی پایین داشته است، و بنابراین در طول زمان نابرابری ها تقلیل می یابند و نمی توان منکر وجود فرآیندهایی شد که تفاوت های اجتماعی را ازبین می برند.(گرب، ۱۳۷۳، ص ۱۶۲)
لنسکی معتقد است که تفاوت ها در دسترسی به قدرت، در نهایت نابرابری ها در میزان امتیازات مادی را تعیین می کند و قدرت و امتیاز، جملگی از عوامل اصلی تعیین کننده، حیثیت گروه ها و افراد در جامعه می باشد.( گرب، ۱۳۷۳،ص ۱۶۶) بنابراین به نظر لنکسی قدرت، عامل محوری شکل دهنده ساختار نابرابر در جامعه می باشد.او همچنین معتقد است که در نظام قشربندی اجتماعی که به خاطر نابرابری های اجتماعی (دارئی، قدرت، منزلت) به وجود می آید میزان کمی از فشار تهدید خارجی موثر است. چون باعث استقرار عدالت اجتماعی و استفاده درست از قانون می شود ولی اگر میزان این فشار و تهدید زیاد شود، جامعه با خطر جدی روبرو می گردد که باعث به وجود آمدن حکومت های مستبد و جبار می شود. ( ادیبی، ۱۳۵۴، ص ۱۸۶)
لنسکی ساختار طبقاتی کثرت گرایی را مشخص می کند که عبارت است از طبقه حاکم دارا و طبقه کارگر فرمانبردار و چندین طبقه متوسط، که البته این ساختار را مختص به جوامع سرمایه داری مانند امریکا می داند. ( گرب، ۱۳۷۳، ص ۱۶۹) او همچنین عقیده دارد که تکنولوژی یک جامعه و ایدئولوژی در نظام قشربندی اجتماعی، نقش زیادی دارند. در جامعه ای که پاداش های مادی و غیر مادی ( دارایی، قدرت، منزلت) کم باشد، قشربندی اجتماعی کمتر می باشد و برعکس.از طرفی دین نیز به علت ایجاد وحدت و یکپارچگی که در جامعه ایجاد می کند در نظام قشربندی اجتماعی نقش اساسی دارد.او معتقد است که در جوامع جدید نابرابری طبقاتی و تمرکز ثروت کاهش یافته است. در هر صورت لنسکی معتقد است که رتبه بندی های اجتماعی تا اندازه ای اجتناب ناپذیرند، چون انسان گرایش ذاتی دارد که ذخایر و امکانات خود را به حداکثر برساند و هیچگاه به جامعه آرمانی مساوات طلبانه ای که در آن تمام افراد از قدرت و امتیاز برابری بر خوردارند، دست نخواهیم یافت . ( گرب، ۱۳۷۳، ص ۱۷۲)
قشربندی به نظر پارسونز عنصر حیاتی سازمان اجتماعی است، وی سیستم قشربندی را رتبه بندی واحدهای یک سیستم اجتماعی بنا بر معیارهای مشترک سیستم ارزشی تعریف می کند. وی تحلیلش را از نوع مارکسی و وبری آن جدا و به جای پرداختن به پدیده ی عینی طبقه بیشتر به امور انتزاعی و نظام ارزش اجتماعی آرمانی در جامعه صنعتی تاکید کرد.
این در حالی است که فرانک پارکین همانند وبر معتقد است که ساختار کلی نابرابری در جامعه از مبارزه کلی و همیشگی بر سر قدرت سرچشمه می گیرد. پارکین ساختار طبقاتی جوامع را شامل سه طبقه می داند، طبقه اول مسلط است و طبقه دوم کارگران بدون دارایی یا مدرک که طبقه تحت سلطه را تشکیل می دهد و بین این دو طبقه یعنی مسلط و تحت سلطه یک طبقه میانی وجود دارد که خود از سه رده تشکیل می شود . (گرب، ۱۳۷۳)
رده های طبقه میانی شامل رده بالا که شامل پزشکان و وکلا و رده میانی را افراد نیمه حرفه ای یقه سپید که ترکیبی از معلمان، پرستاران، مددکاران اجتماعی می باشد را تشکیل می دهند و رده پایینی شامل تجار ماهر و کارگرانی که متحد شده و دوره های کارآموزی را دیده و مدارکی گرفته اند، می گردد.
اسوفسکی نشان می‌دهد که قطب‌بندی دوگانه طبقات در جامعه در طول تاریخ همیشه وجود داشته است و کلا سه شیوه اصلی در ارتباط با امتیازهای توزیع شده وجود دارد:

    1. حاکم و محکوم: تقسیم قدرت یا اقتدار برمبنای جدایی فرمانروا و کسی که فرمان می‌برد (که البته مفهوم طبقه دارندورف در این دسته جای می‌گیرد)،
    1. ثروتمند و فقیر: تفکیک و تمایز اقتصادی بین دارندگان ثروت یا مالکیت و محرومین از‌ آن،
    1. کسانی که دیگران برای آنان کار می‌کنند و کسانی که طبقه کارگر را تشکیل می‌‌دهند، جدایی مبتنی بر استثمار یکی توسط دیگری.

به عقیده اسوفسکی بیشتر سوسیالیست‌ها بر شیوه سوم تاکید کرده و آن را مشروط به تحقق دو شیوه اولی دانسته‌اند و لذا حذف و الغای دو مورد قبلی را عامل نابودی روابط طبقاتی استثماری می‌انگارند. هرچند در این بین اسثناهایی نیز همچون سن‌سیمون (Saint-Simon) وجود داشته‌اند. از آنجا که طبقه کارگر در نظر سن‌سیمون شامل تمامی تولید کنندگان واقعی صنعتگران و همین‌طور کارگران مزدبگیر فاقد مالکیت می‌شود لذا «جامعه بی‌طبقه» او کاملا معرف اختلافهای عمده میان قدرت و ثروت (موارد ۱و۲) است و ارتباط چندانی با رابطه طبقاتی استثماری ندارد. البته به قول اسوفسکی گاه در طرحهای دوگانه، طبقات متوسط نیز وجود دارند که همواره به عنوان گروه‌بندی‌های فرعی قلمداد می‌شوند و در کنار طبقات عمده قرار می‌گیرند.
آنچه اسوفسکی آنها را طرحهای مرتبه‌بندی می‌نامد، معرف ساختن طبقاتی غیر از مفاهیم دوگانه است. در مفاهیم دوگانه طبقه، هر طبقه‌ای برپایه وابستگی‌اش به دیگری تعریف می‌شود ولی در طرحهای مرتبه‌بندی، روابط بین طبقات بیشتر مبتنی بر مراتب است تا وابستگی. او دو نوع طرح مرتبه‌بندی معرفی می‌کند: ساده و ترکیبی.

        1. مرتبه‌بندی ساده: معرف ساختار طبقه منطبق با معیار منفرد یا مجزایی چون درآمد است چنانکه در مقولات سرشماری رومی شهروندان تحت حکومت جمهوری به شش طبقه درآمدی تقسیم می‌شدند.
        1. طرح مرتبه‌بندی ترکیبی: شامل نظم و ترتیب مشابهی از طبقات است ولی از ترکیبی از معیارها برای تاثیر در مرتبه‌بندی سود می‌جوید. اینها مفاهیمی نمونه‌ای از طبقه اجتماعی به شمار می‌روند. رده های طبقه میانی شامل رده بالا که شامل پزشکان و وکلا و رده میانی را افراد نیمه حرفه ای یقه سپید که ترکیبی از معلمان، پرستاران، مددکاران اجتماعی می باشد را تشکیل می دهند و رده پایینی شامل تجار ماهر و کارگرانی که متحد شده و دوره های کارآموزی را دیده و مدارکی گرفته اند می گردد.

سومین شکل اصلی تصور طبقه، طرح کارکردی است که جامعه را به گروه‌های مبتنی بر تقسیم کار دسته بندی می‌کند که از لحاظ کارکردی در ارتباط متقابل اند. در اینجا به جای گروه‌های آشتی‌ناپذیر در معرفهای دوگانه یا دسته تقسیمهای مرتبه‌ای، طبقات به عنوان عوامل همیار یا وابستگی متقابل قلمداد می‌شوند. مورد مثال عبارتست از تقسیم‌بندی هایی با توجه به مدیران، کارگران دفتری، کارگران ماهر و غیره.
تفسیر دوم بی‌طبقگی، تصور آمریکایی از بی‌طبقگی است که به زعم اسوفسکی در ابتدای امر، پیرامون نظریه برابری فرصتها می شود هرکسی بدون توجه به خاستگاهش دارای فرصت برابری است و اگر دارای استعداد باشد به بالاترین سطوح در نظام شغلی می‌رسد. اصل سوسیالیستی به هر کس بنا به نیازش با ایده‌های کیش آمریکایی هماهنگ است که می‌گوید هر انسانی آقای سرنوشت خودش است و پایگاه انسان با مرتبه‌ای از شایستگی و لیاقت او تعیین می‌شود. اصول سوسیالیستی اجازه این نتیجه‌گیری را می‌دهد که برای پیشرفت اجتماعی و عقبگرد اجتماعی فرصتهای نامحدودی وجود دارد و این مشابه مفهوم آمریکایی تحرک اجتماعی، فرصتهای نامحدودی وجود دارد تحرک اجتماعی عمودی است. در نظر وی مفهوم قرن نوزدهمی طبقه دیگر کم و بیش نابهنگام می‌شود و تضادهای طبقاتی شکل‌های دیگری از آشتی‌ناپذیری اجتماعی را به خود می‌گیرد اما او در پی اثبات صحت یکی از این دو نبود بلکه هر دو را در اساس صحیح می‌دانست.
به اعتقاد اسوفسکی نابرابریهای اجتماعی در جوامع فراصنعتی مدرن همچنان باقی مانده و گاه به صورتهای دوگانه و قطبی و گاه کارکردی تجلی می‌کنند. به زعم او این نابرابریها در جوامع سرمایه‌داری حتی در مرحله بی‌طبقگی به گونه‌ای است که نابرابریها را به صورت نابرابری فرصتهای اجتماعی نمایان ساخته و موجب انواع جدیدی از قشربندی اجتماعی نمایان ساخته و موجب انواع جدیدی از قشربندی اجتماعی و تمایز منافع و باورها می شود. او در تحلیل‌هایش از نظریات مارکس درباره طبقه با شیوه‌ای بسیار نظری و مقوله‌بندی های ذهنی سعی در تلفیق و همگرایی انواع طرحهای قشربندی و طبقه‌بندی اجتماعی کرده و در عین حال با خنثی کردن نظرات مارکس در تحلیل جامعه سرمایه‌داری پیشرفته از الگوهای دیگر قشربندی برگرفته از نظریه‌های کارکردگرایانه سود می‌جوید که مبتنی بر تغییر تدریجی و مستمر در قالب نوعی تعادل پویا می‌باشد.

چارچوب نظری(تلفیقی)

برینگتون مور در کتاب خود با عنوان ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی راه های مختلف نوسازی را در چهار کشور فرانسه،روسیه، چین و هندوستان بررسی می کند. وی اساس تمام راه های نوسازی را در سه نوع انقلاب بورژوایی، کمونیستی و انقلاب از بالا می بیند. وی در تحلیل خود به نقش دو طبقه دهقان و زمیندار درگذار از جامعه روستایی به جامعه جدید می پردازد. همچنین به بررسی شرایط تاریخی ای که تحت آن این طبقات در ظهور دموکراسی ودیکتاتوری مهم بوده اند، پرداخته است.
مور عامل داخلی توسعه و عقب ماندگی را عامل اصلی می داند و انواع گوناگون ساختار اجتماعی و اقتصادی و ریشه ها و نتایج سیاسی گوناگون آنها را مورد بررسی قرار می دهد. گرچه مور به عوامل داخلی بهای بسیار می دهد، لیکن علل تعیین کننده را در ساختار اقتصادی و اجتماعی جستجو می کند و بر عکس وبر و پیروانش عوامل فرهنگی را بازتاب عوامل اجتماعی می داند. به نظر مور ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گوناگون موجب توسعه به شیوه های گوناگون و یا عدم توسعه می شوند. دوم اینکه به طریق اولی توسعه و نوسازی یک خطی نیست بلکه از نظر تاریخی می توان سه راه نوسازی را تمیز داد. نخستین راه نوسازی که راه نوسازی دموکراتیک و سرمایه دارانه نام دارد ترکیبی از سرمایه داری ودمکراسی پارلمانی بود که در نتیجه چندین انقلاب بورژوایی به وقوع پیوست یکی از ویژگی های بنیادی جوامعی که با این گونه انقلاب ها مواجه می شوند، پیدایش گروهی با پایگاه اقتصادی مستقل در آنها بود که در مقابل موانع پیدایش سرمایه داری دمکراتیک که از گذشته بازمانده بودند به مبارزه برخاست.
راه دوم نوسازی راه انقلاب محافظه کارانه است که در آلمان و ژاپن رخ داد، در این جوامع طبقه سرمایه دار تجاری و صنعتی به علت ضعف خود ناچار می شود، برای نوسازی جامعه در درون چارچوبهای سنتی با طبقه زمین دار ائتلاف کند. ویژگی اساسی، ائتلاف طبقات است که منجر به پیدایش فاشیسم می شود. راه سوم، نوسازی کمونیستی است که در جوامعی به وقوع پیوست که طبقات حاکمه آن نتوانستند دست به نوسازی صنعتی از بالا بزنند و دستگاه دیوانی دولت آنها نیز مانع رشد گروه های تجاری و صنعتی گردید در نتیجه طبقه متوسط گسترش نیافت تا به شیوه دوم نوسازی با اشراف زمین دار ائتلاف کنند لذا اشراف زمین دار مقابل دهقانان قرار گرفتند که همچنان به شیوه سنتی می زیست و منبع شورش های خشونت آمیز بود.
در مجموع می توان این گونه نتیجه گرفت که در هندوستان، توان انقلابی ضعیف دهقانان و انگیزش ضعیف بورژوازی به انقلابی نینجامید. در چین و روسیه بر خلاف هند که دهقانان دارای توان انقلابی بالایی بودند، انقلاب دهقانی کمونیستی رخ داد. در ژاپن و آلمان انگیزه بورژوازی قویتر از هند بود ولی پتانسیل انقلابی دهقانان پایین بود که به فاشیسم انجامید. در فرانسه، هم توان انقلابی کشاورزان و هم انگیزه بورژوازی برای نوسازی قوی بود که نتیجه آن انقلاب پارلمانی دموکراتیک شد.
روش اتخاذ شده از سوی مور برای تبیین این سه نوع شیوه نوسازی روشی قیاسی نیست بلکه روش تاریخی تطبیقی است.روش قیاسی شامل تعیین نظریه ای است برای تبیین پدیده ای خاص و سپس استنتاج فرضیه های مناسب که در اصل ابطال پذیرند و در نهایت آزمون این فرضیه ها به منظور تعیین اعتبار نظریه اولیه. درمقابل روش تاریخی تطبیقی، روش استقرائی است که در آن زنجیره ای از موارد تاریخیِ مربوط به مطالعه مورد نظر به تفصیل، بررسی و از راه مقایسه، تمایز میان سازوکارهای علت و معلولی مشخص و بر این اساس تبیین هایی استنتاج می شود به طور کلی نظریه مور از نظر شیوه تاکید عمدتاً بر متغیرهای ساختاری در جامعه تاکید می کند. مور در شروع بحث خود هدفش را توضیح نقش های سیاسی متفاوتی می داند که طبقات زمین دار و دهقان در نوسازی جوامع مبتنی بر زمینداری ایفا کرده اند . لیکن به نظر می رسد وی علاوه بر طبقات دهقان و زمیندار، به جایگاه اشراف، بورژوازی و حاکمیت نیز توجه دارد و نحوه ارتباط آنان را مخصوصاً در زمینه اقتصادی از عوامل مهم نارضایتی دهقانان و موفقیت یا شکست شورش های دهقانی می داند . تجاری شدن کشاورزی، انباشت سرمایه، فشار بر جامعه دهقانی و … نیز متغیرهای دیگری هستند که در مدل های سه گانه مور با آنها برخورد می کنیم .
در نظر وی پس از بررسی های تاریخی درون طبقه اشراف و زمین دار که دارای قدرت اقتصادی و سیاسی قابل ملاحظه ای بودند،همواره تلاش در جهت حفظ قدرت در مقابل هجوم دیگر طبقات اجتماعی مشهود بوده است،به علاوه اشراف و زمین داران پیوسته برای حفظ قدرت یکسری امتیازهایی به دیگر طبقات اجتماعی داده اند برای مثال مور اشراف انگلستان را مثال می زند که به دلیل دیدن نتایج مثبت رشد سرمایه داری به حمایت از نشر دموکراسی پرداختند و دلیلی برای مخالفت با آن ندیدند. در نهایت آن گونه که وی بیان کرده بازرگانان ثروتمند، اشراف و روحانیون که دارای منافع و نفوذ سیاسی قابل ملاحظه ای بودند، محافظه کار بوده و مخالف هر گونه انقلاب و تغییر در وضع موجود بودند مگر آنکه سودی برای آنها در پی داشت. (برینگتن مور، ۱۳۶۹،ص ۸۵)
اشراف و سرمایه داران:
مور ویژگی دیگر طبقات اشراف زمین دار را در بسیاری از کشورها، گرایش اعضای این طبقه به کارهای ذوقی و گریز از تخصص و حرفه ای شدن ذکر می کند. که به نظر وی این ویژگی در پیدایش جامعه باز نقش عمده ای داشته است. به این معنا که چون شان اشرافی نه ناشی از کوشش فردی، بلکه امتیازی موروثی تلقی می شده، بنابراین از اشراف انتظار نمی رفته است که در زمینه ی خاصی به جد و جهد طولانی بپردازند. برخلاف عوام، ممتاز شدن اشراف نتیجه ی تربیت و آموزش نبود. به عبارتی در تمام جوامع ماقبل صنعتی از اشراف انتظار می رفت در هیچ زمینه ای کارشناس و کارکشته نشوند بلکه همه هنرها و علوم را به یک میزان فراگیرند. البته با پیروزی جامعه ی صنعتی در غرب گرایش به حرفه و تخصص بر گرایش به کارهای ذوقی پیروز شد.
ویژگی بالا به صورتی آشکار در مورد اشراف انگلیس مشهود بوده است. در انگلیس بیش از هر جای دیگر اشراف کار فکری انجام می دهند و دانشمندان و پزشکان و مورخان و شعرا هم در زمره ی اعیان و اشراف کشور در می آیند. دید انتقادی اشراف نسبت به ثروت به عنوان هدف نهایی زندگی موجب حفظ برداشتی جمال پرستانه نسبت به زندگی در میان آنها گردیده است. حتی امروز هم کسانی بر آن اند که هنر و ادبیات و فلسفه و علم محض، خود اهداف عالی انسان را تشکیل می دهند. جدی گرفتن چنین اندیشه ای تا اندازه ای مرهون تداوم طبقه ی اشراف به عنوان گروهی مستقل است که انتظار دارد فرد آموزش دیده باید درکی وسیع از مفاهیم کلی همه علوم داشته باشد. (برینگتن مور،۱۳۶۹،ص ۳۴۹)
از سوی دیگر باید گفت دیدگاه بالا وسیله ای برای سرپوش گذاشتن بر بی لیاقتی اشراف بوده است .اگر اشراف به حفظ استقلال بعد هنری و زیبایی شناختی کمک کرده اند، به همان ترتیب به اشاعه فرهنگ تملق و چاپلوسی پرداخته اند. به علاوه در میان طبقات اشراف رگه ی ضد تفکر نیرومندی یافت می شود. بنابراین اگر تداوم وجود طبقه ی اشراف موجب تداوم زندگی فکری شده است، در عین حال به خفقان تفکر نیز انجامیده است. از این رو سهم اشراف در تحقق جامعه ای باز و آزاد به بهایی گران، تمام شده است.
به علاوه برخی ویژگی های فکری دیگر در میان اشراف تاثیری منفی داشته اند. اندیشه های ارتجاعی به ویژه در میان طبقات زمین داری پیدا می شدند که علارغم از دست دادن قدرت اقتصادی خود همچنان قدرت سیاسی را در دست داشتند. هرجا گسترش روابط سرمایه داری تجاری موجب تضعیف اقتصاد روستایی گردیده باشد، عناصر محافظه کار جامعه، ایدئولوژی ستایش از طبقه ی دهقان را به عنوان ستون فقرات جامعه تدوین کرده اند.این پدیده منحصر به دوره های اخیر نیست، بلکه ویژگی های سیاسی آن رامی توان دست کم از روزگار کاتوی بزرگ در غرب ردیابی کرد. از این رو می توان مجموع چنین اندیشه هایی را کاتونیسم (catonism) نامید. کاتونیسم در پی توجیه نظام اجتماعی سرکوبگری است که موقعیت صاحبان قدرت را تقویت می کند و از ایجاد دگرگونی در زندگی سنتی دهقانان جلوگیری می کند.
اشکال نوین کاتونیسم از واکنش طبقات بالا در مقابل نفوذ فزاینده ی روابط سرمایه داری در درون اقتصاد سنتی برمی خیزند. مفاهیم اساسی این ایدئولوژی در قرون نوزدهم و بیستم در محافل یونکرهای آلمان و جنبش نوهون شوگی در ژاپن و باندهای سیاه صدنفره در روسیه و مدافعان نظام برده داری در جنوب امریکا و جنبشهای فاشیستی قرن بیستم در اروپا و اسیا و سیاست دولت چانک کایشک در چین جز آن تکوین یافتند. همه ی این جنبشها با وجود تفاوتهایشان دارای گرایشهای مشترک بوده اند.
در ایدئولوژی کاتونیسم تاکید بر گرمی روابط انسانی به اندازه ی تجدید حیات اخلاقی اهمیت دارد. مفاهیم هنری در ایدئولوژی کاتونیسم بر هنرهای توده ای و به ویژه محلی تاکید می گذارند. البته هدف از این تاکید حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی است. چنان که می دانیم میان شیوه های هنری در آلمان نازی و روسیه ی زمان استالین شباهتهای چشمگیری وجود داشت.به این ترتیب،کاتونیسم صرفا بخشی از ایدئولوژی طبقه بالا نیست که برای مصرف دهقانان اشاعه داده می شود، بلکه دهقانان نیز خود به دلخواه آن را می پذیرند، زیرا این ایدئولوژی وضعیت گروههایی را که زیر هجوم نیروهای بازار قرار گرفته اند، به نحوی توضیح می دهد.به علاوه اندیشه های کاتونیستی بازتاب شرایط اجتماعی اشراف زمینداری هستند که زیر هجوم همان نیروهای سرمایه داری قرار گرفته اند. در مجموع می توان این گونه نتیجه گرفت که کاتونیسم نوین با کشاورزی تجاری مبتنی بر سرکوب نیروی کار اساسا ملازمت دارد و ضد صنعت و تجدد است. (برینگتون مور،۱۳۶۹،ص ۳۵۳)
از نظر مور، طبقه زمیندار به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نقش عمده ای در زندگی روستا بازی می کردند.در جوامع فئودالی ارباب زمیندار صاحب تیول به شمار می رفت، در امپراتوری چین زمیندار وابسته به دستگاه دیوانسالاری دربار بود؛ در برخی نقاط هند زمیندار شخصی حد وسط میان کارمند دیوانی و تیولدار فئودالی محسوب می شد. وظیفه عمومی زمیندار حفظ امنیت در مقابل دشمنان خارجی بود. اغلب این وظیفه شامل فیصله ی دعاوی میان ساکنان روستا نیز می شد . زمیندار و روحانی مازاد اقتصادی دهقانان را به شکل کار، محصولات و یا پول استثمار می کردند در عوض دهقان حق بهره برداری از زمین و نگهداری بخشی از محصولات را دارا بود.
دهقانان:
شواهد بسیاری حاکی از آن است که وقتی رابطه میان زمینداران و جامعه ی دهقانی نزدیک و نیرومند باشد، احتمال وقوع شورش و انقلاب دهقانی ضعیف است. در چین و روسیه رابطه میان زمینداران و دهقانان سست بود و در نتیجه شورش های دهقانی در این کشور ها پدیده ای مزمن بود، در ژاپن رابطه مورد نظر بسیار نزدیک و موثر بود و این خود از وقوع انقلاب دهقانی جلوگیری می کرد. در شواهد مربوط به این قضیه گاه نکات مبهمی به چشم می خورد مثلا در هندوستان، برخی روستاها از دسترس قدرت سیاسی به دور بودند اما از سوی دیگر از طریق روحانیون ارتباط موثری میان دهقانان و قدرت سیاسی برقرار بود.
هانری مندراس کوشیده است تا یک نظام فکری کلان در حول مفهوم جامعه دهقانی پردازش کند. در اندیشه او جامعه دهقانی با ویژگی های خاص و متمایز از سایر اجتماعات شناخته می شود .جامعه دهقانی دارای خود بسندگی فرهنگی است (هانری مندراس ۱۳۸۴،ص ۱۵۲)جامعه دهقانی یک نظام اقتصادی است که به آسانی می توان آن را از خارج جدا ساخت. مبادلات خارجی و جریان پول، ضعیف و به آسانی قابل جبران است و مبادلات داخلی بین دهقانان، صنعتگران، مزد بگیران و نخبگان نزدیک است. مطالعات زیادی درباره نوسازی جوامع دهقانی صورت گرفته است و تقریباً تمامی آنها در مورد ناسازگاری خصلت های سنتی با فنون اقتصاد و جامعه « مدرن » سؤالاتی را مطرح کرده اند (هانری مندراس ۱۳۸۴،ص ۱۵۲)
دهقانان به عنوان گروه متعلق به عصر پیش از سرمایه داری غالبا گرایشهای ضد سرمایه دارانه از خود بروز می دهند . خصلت آنها غالبا رادیکال بودن و افراطی بودن ایشان است به طوری که برای مثال در مورد فرانسه جامعه دهقانی قرن هیجدهم، نخست دهقانان مرفه اصلا علاقه ای به دمکراسی نداشتند و خواستار تضمین املاک و موقعیت اجتماعی خویش بودند دوم گسترش سرمایه داری صنعتی به مالکیت خرد دهقانی آسیب می رساند زیرا این مالکیت نمی توانست در تولید بازار سهم اساسی داشته باشد.(برینگتن مور،۱۳۶۹،ص ۱۳۹)
در خصوص توضیح یکی از علل محافظه کاری دهقانان اشاره به این موضوع کافی است که در جهانی که نسبتا ثابت و بی تغییر بود،به تجربیات زندگی که در عمری دراز اندوخته می گردید، ارزشی بسیار داده می شد. از سوی دیگر میزان همبستگی دهقانان از آن رو که بازتاب چهارچوب کلی روابط اجتماعی آنهاست می تواند تاثیر عمده ای بر تمایلات سیاسی آنها داشته باشد. روی هم رفته شواهد نشان می دهند که فقدان و یا ضعف همبستگی اساسا مانعی بر سر راه هر گونه فعالیت سیاسی به شمار می رود .از این رو ضعف همبستگی موجب محافظه کاری می شود هر چند ضربه ای ناگهانی می تواند اثر این عامل را خنثی کند و دهقانان را به عمل خشونت آمیز برانگیزد. اما وقتی همبستگی نیرومند است، می توان میان اشکال محافظه کارانه و اشکال انقلابی آن تمیز داد.
در شکل همبستگی انقلابی،نهادهای اجتماعی روستا موجب گسترش نارضایی درون جامعه ی دهقانی می شود و کل این جامعه را به گروهی همبسته و ضد حکام محلی تبدیل می کند. چنین تحولاتی در روستاهای روسیه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در حال وقوع بود. یکی از نتایج عمده ی تقسیم مجدد املاک دهقانی به صورت متناوب در درون جماعت روستایی، گسترش تقاضا برای زمین و متحد کردن دهقانان دارا و ندار بود. (برینگتون مور،۱۳۶۹،ص ۵۹)

نظر دهید »
پایان نامه درباره :بررسی رابطه مولفه های رهبری … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تعادل بین رهبری و فرهنگ سازمانی سبب می‌گردد رفتار شهروندی مناسب توسعه و پرورش یابد، فرهنگ سازمانی الگوهای رفتاری مشترک افراد را در بر می‌گیرد ودر واقع فرهنگ سازمانی اصول رهنمودی و ارزشهای مشترکی هستند که افراد به آن معتقد هستند و آن به عنوان رویکردهای درست انجام چیزها تلقی می‌گردد و ارزش های سازمانی بر تصورات و فرضیات مشترکی استوار هستد که اعضای سازمان در خصوص موضوعات کلیدی پدید می‌آورند و این فرضیات ممکن است به شکل مستقیمی بر روی تصمیم‌گیری افراد تأثیر داشته باشد وافرادی که فاقد این گونه فرضیات مشترک هستد ممکن است داوطلبانه سازمان را ترک کنند یا این که مجبور به ترک آن سازمان شوند، زیرا آنها نمی توانند «تناسب لازم» را برقرار کنند. (کیم سلت[۵۷]، ۱۹۹۹، به نقل از توره، ۱۳۸۳)
۹-۲-۲ متغیرهای پیش‌بینی کننده رفتار شهروندی سازمانی
۱- رضایت شغلی و تعهد سازمانی
علاوه بر مؤلفه رضایت شغلی، تعهد عاطفی نیز به عنوان یکی از ابعاد مؤثر پیشینه OCBتلقی می‌شود، تعهد عاطفی عمدتاً مفاهیم ذهنی، نظیر اعتقادات شدید در مقبولیت و پذیرش اهداف سازمان و تمایلات شدید آنها را به منظور حمایت از اعضای سازمان در بر می‌گیرد.
۲- رهبران سازمانی
رهبران به منظور نفوذ و اثرات شدید بر روی تمایلات کارکنان برای درگیر شدن آنها در رفتار شهروندی سازمانی ظهور پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر یک وابستگی و روابط متقابل ما بین کیفیت ورویکردهای سبک رهبری وجود دارد، به صورتی که محققان پی بردند که کیفیت روابط کارکنان با رهبری عوامل مؤثری در ظهور و ترویج رفتار شهروندی سازمانی است، کیفیت روابط میان رهبری – پیرو تئوری مبادله‌ای (LMX) نامیده می‌شود. پادوسکاف روشن ساخت که LMX با رفتار شهروندی پیوند و وابستگی مثبتی را ایجاد می‌کند. متغییر دیگر رهبری که با رضایت شهروندی سازمانی پیوند و رابطه مثبت دارد رفتارهای پاداش اقتضائی رهبران نظیر بیان احساس رضایت، تقدیر و قدردانی برای عملکرد خوب می‌باشد، رفتارهای رهبران احتمالاً به شکل غیر مستقیم به واسطه ادراک کارکنان از انصاف و عدالت در محیط کاری بر روی رفتار شهروندی سازمانی تأثیر می‌گذارند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳- ادراک انصاف یا عدالت
کارکنان ممکن است تصمیمات سازمانی را به شکل عادلانه‌ای به واسطه داده‌هایی که آنها دریافت می‌کنند اتخاذ کنند که این رویکرد عدالت رویه‌ای نامیده می‌شود.
دومین رویکرد عدالت از طریق پاداش‌های منصفانه به واسطه سطوح آموزش، استخدام یا پست رسمی، وضعیت شغلی و مسئولیت پذیری افراد تبیین می‌گردد که این رویکرد عدالت توزیعی نامیده می‌شود، ادراک انصاف با رفتار شهروندی سازمانی می‌تواند روابط و پیوند مثبتی را ایجاد کند.
۴- ادراک نقش
ادراک نقش که برخی اوقات تحت عنوان استرس‌های نقشی نامیده می‌شوند به سه دسته از قبیل: ابهام نقش و وضوح نقش طبقه‌بندی می‌گردد، تعارض نقش، ابهام نقش عمدتاً اثرات منفی بر روی رفتار شهروندی سازمانی می‌گذارند و از طرف دیگر وضوح نقش یا تسهیل‌گیری نقش با رفتار شهروندی سازمانی روابط وپیوند مثبتی را ایجاد می‌کنند. پادوسکاف روشن ساخت که رضایت شغلی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط مثبتی را ایجاد می‌کند و احتمالاً نسبت مشخصی از روابط ابهام، تعارض نقش و رفتار شهروندی سازمانی از طریق رضایت شغلی تعدیل می‌شوند.
۵- شخصیت
پنجمین عامل، متغییرهای استعداد و ویژگیهای فردی در پیشینه رفتار شهروندی سازمانی متغییرهای شخصیت را در بر می‌گیرد که عبارتند از: احساس مثبت( خوشایندی)، احساس منفی یا ناخوشایندی و وظیفه‌شناسی و تمام این عوامل به منظور تعیین جایگاه افراد براساس نگرش‌هایشان استوار می‌باشد به طوری که کارکنان را بیشتر در رفتار شهروندی سازمانی درگیر کند.
از نظر ارگان رفتار شهروندی سازمانی فقط به ویژگیهای فردی نظیر برون‌گرایی، درون گرایی یا گشودگی نسبت به تغییرات بستگی پیدا نمی‌کنند، بنابراین این ایده گویای این حقیقت است که رفتار شهروندی سازمانی به عنوان مجموعه‌ای از رفتارهای مقدماتی و اثر گذار به واسطه ادراک محیط شغلی مجسم شده است. رفتار شهروندی به جای بررسی ویژگی‌های بادوام، به علل سنجش شخصیت افراد که به طور گسترده‌ای در آموزشهای رفتار شهروندی سازمانی درگیر شده‌اند می‌پردازد. (ریچارد هنم[۵۸]، نرینا جیمون[۵۹]، به نقل از (توره، ۱۳۸۳).
۱۰-۲-۲ نظارت رهبری و رفتار شهروندی سازمانی
اخیراً مدارک و اسناد اثرات مثبت نظارت عملکرد بر روی اثربخشی مدیریت و عملکرد زیردستان را نشان داده است (بورمن، به نقل از توره، ۱۳۸۳) نظارت به مدیران اجازه می‌دهد تا اطلاعات بیشتری در خصوص عملکرد زیردستان‌شان کسب کنند و سپس زیردستان آن را به عنوان بازخورد مورد استفاده قرار می‌دهند و این یکی از رویکردهایی است که برای تمایز حداکثر و حداقل عملکرد صورت می ‌گیرد بنابراین این رویکرد تسهیل کننده کنترل پاداش‌های اقتضایی می‌باشد.
به علاوه روابط مثبتی ما بین نظارت و عملکردهای درون نقش کارکنان یافت گردیده است، نظارت ممکن است مستقیماً‌ عملکرد شهروندی سازمانی را کاهش دهد، به علاوه نظارت نزدیک استقلال و مسئولیت‌پذیری کارکنان را کاهش می‌دهد در ضمن نظارت عملکرد یکی از مؤلفه‌های کلیدی در سازمان می‌باشدو کنترل رو به بالا در سازمانها اهداف بلند مدتی برای تغییر ودگرگونی از طریق روابط انسانی و مهارتهای توسعه سازمانی در بر دارد. (مرنچ و بل ۱۹۸۹، کیلرت ۱۹۶۱، مک گیگور، ۱۹۶۰ به نقل از توره، ۱۳۸۳).
از یک سو یک رابطه منفی بین نظارت رهبری و OCB می‌تواند ایجاد گرددو از طرف دیگر مدیران معمولاً رشد و پیشرفت کارکنان شان را بر مبنای پیشرفت و تحقق انجام وظایف‌شان می‌سنجند.
مدیران از طریق شاخص‌های نظارت عملکرد بیشتر بر روی رفتارهای درون نقش یا شغلی تمرکز می‌کنند. (لارسون، کالهن، به نقل از توره، ۱۳۸۳). از آنجا که OCB یا رفتار شهروندی به واسطه تعریف و برداشتی که از آنها شده است مستقیماً‌ به پیشرفت انجام وظایف کارکنان کمک نمی‌کند و کارکنان هنگامی که تحت نظارت مستقیم قرار گرفته باشند تمایل به تمرکز بیشتری بر روی رفتارهای درون نقش دارند، در واقع نظارت غالب پیشنهاد می‌کند در صورتی که کارکنان کار و میزان بازده آنها زیر استاندارد باشد در این وضعیت مدیران بایستی با عملکردهای درون نقش سروکار داشته باشند و احتمالاً زیردستان حداقل OCB را از خود بروز می‌دهند و در صورتی که رفتار رهبران بیشتر بر روی انجام وظایف تمرکز باشد احتمال رخ دادن رفتارهای برون نقش محدود می‌گردد.
علی رغم اثرات بالقوه منفی نظارت بر روی رفتار شهروندی سازمانی، نظارت یکی از مکانیسم‌های اصلی موجود مدیران به منظور حفظ رعایت انصاف در خصوص تصمیم‌گیری در رابطه با تخصیص پاداشها می‌باشد. انصاف محیط کاری موضوع بیشتر محققان بوده است (نیهف برین[۶۰]، مرمن رابرت[۶۱]، ۱۹۹۳، به نقل از توره، ۱۳۸۳).
۱۱-۲-۲ علل وعوامل شکست و ناتوانی سازمانها برای ایجاد رفتار شهروندی
نمونه و مثالهای رایج زیر در مورد شرایط و وضعیتی بحث می‌کنند که باعث ناتوانی سازمانها برای ایجاد رفتار شهروندی سازمانی می‌گردد:
مدیران منتظر بحرانهای سازمانی می‌مانند و سپس کارکنان را مورد سرزنش قرار می‌دهند.
در سازمانها بیشتر بر روی رهبران تأکید می‌شود و همواره اعضای گروه ها را نادیده می‌گیرند.
برنامه‌های اخلاقی زود هنگامی را شروع و سپس وقفه و اخلال در اجرای آنها پدید می‌آورند.
ابزارهای سنجش و ارزیابی کارکنان را نادیده می‌گیرند و همواره آرزوی بهترین عملکرد یا Bench marking را از کارکارکنان انتظار دارند.
مقصرد ا نستن کارکنان به علت انتظار داشتن فعالیتهای اساسی از مدیران.
از ابزار جریان نقدینگی برای حل مشکلات استفاده می‌کنند. (برد بریگتمن[۶۲]، جان مرمن[۶۳]، ۱۹۹۹، به نقل از توره، ۱۳۸۳)

شاخصهای شناسایی شده در ایجاد رفتار شهروندی کارکنان به ترتیب زیر معرفی میگردند.
۱)فداکاری: یعنی اگر کارکنان دواطلبانه در حل مشکلات کاری به سایر همکاران کمک کنند و کارکنان به شکل داوطلبانه به همکارانی که حجم کاری سنگینی دارند، کمک کنند و کارکنان به شکل داوطلبانه و ظایف همکارانی را که غیبت موجه دارند، انجام دهند و کارکنان با توجه به نیازهای شغلی به همکاران خود در انجام شغل کمک کنند و در صورتی که کارکنان مورد حمایت اجتماعی همکاران خود قرار گیرد و در صورتیکه کارکنان نسبت به رفع مشکلات روحی همکاران واحد سازمانی خود اهتمام ورزند، در این صورت رفتار شهروندی کارکنان بهبود خواهد یافت و کارآئی سازمان افزایش خواهد یافت.
۲) مشارکت (حمایتی،وظیفهای،مدنی،اجتماعی )
اگر کارکنان در جلسات غیر رسمی به منظور حل مشکلات کاری همکاران خود حضور یابند و کارکنان در فعالیتهای اجتماعی و گروهی مربوط به سازمان خود شرکت نمایند و کارکنان تمایل به دادن پیشنهادات ابتکاری و نوآورانه به منظور بهبود سازمان و رویه های آن داشته باشند و کارکنان داوطلبانه مسئولیت و وظایف اضافی را برای کمک به کارکنان و همکارانی که حجم کاری سنگینی دارند، قبول کنند و کارکنان از تغییرات و نوآوری سازنده به وسیله مدیریت سازمانی حمایت کنند دراین صورت رفتار شهروندی کارکنان بهبود خواهد یافت و همین امر باعث افزایش بهر ه وری همکاران و نتیجتاً افزایش کارآئی و اثر بخشی سازمان میگردد.
۳) تحمل پذیری (جوانمردی)
اگر در سازمان مدیران به شکایات و گلایهمندیهای جزئی کارکنان رسیدگی کنند و کارکنان تلاش کنند در هنگام شرایط و موقعیتهای دشوار بدون گلایهمندی و نارضایتی از خود خوشیتن داری نشان دهند و کارکنان از اجرای تغییرات جدید در بخش مختلف سازمانی اظهار ناخشنودی و ناراحتی نکنند و کارکنان از خط مشی و فعالیتهای سازمانی حمایت و پشتیبانی کنند و به عیبجویی و انتقاد از فعالیتهای انجام شد و خط مشیهای سازمان بپردازند و کارکنان با وجود داشتن مشکلات فراوان در خصوص رهاسازی سازمان و ترک صحبت نکنند این امر منجر به بهبود رفتار شهروندی کارکنان میگردد و در نهایت کارآئی و اثر بخشی سازمانی را ارتقاء میدهد.
۴) توجه:
در صورتیکه کارکنان تلاش کنند گامهای ضروری را به منظور پیشگیری از وقوع مشکلات کاری همکاران خود در واحد سازمانی بردارند و جلسات مشاوره مابین مدیرران و کارکنان به منظور پیشگیری از وقوع مشکلات کاری برگزار شود و کارکنان تلاش کنند قبل از انجام هر عمل و یا اتخاذ هر تصیمی اطلاعات لازم را جمعآوری کنند و کارکنان در صورتی که دادن اخطار و تذکرات کتبی به کارکنان خاطی را به منظور پیشگیری از وقوع مشکلات کاری در سازمان ضروری بدانند، در آن صورت بهره وری همکاران افزایش خواهد یافت و رفتار شهروندی ارتقاء یافته باعث افزایش کارآئی عملیات سازمان میگردد.
۵) وفاداری:
در صورتی که کارکنان به خاطر پیشرفت سازمان حاضر باشند منافع شخصی خودرا فدای منافع سازمانی نمانید و کارکنان تلاش کنند تصویر مطلوب و جذابی از سازمان را به محیط بیرون ارائه دهندو کارکنان احساس افتخار و غرور کنند از اینکه عضوی از این سازمان هستند و کارکنان این سازمان در صورتیکه شغل بهتری برایشان پیشنهاد شود، سازمان خود را ترک نکنند وکارکنان از سازمان در مقابل انتقادات نابجای همکاران و سایر افراد بیرون از سازمان دفاع کنند در این صورت همه در جهت اهداف سازمان حرکت خواهند و احساس تعلق و هویت بیشتری به سازمان خواهد داشت و در نهایت کارآئی عملکرد سازمان افزایش خواهد یافت.
۶) وظیفهشناسی:
اگر کارکنان، به موقع سرکار حاضر شوند و از زمان به طور اثربخش استفاده نمایند و کارکنان ترجیحاً از پذیرش درخواست استراحت و مرخصیهای اضافی خودداری نمایند و کارکنان تلاش کنند که از قوانین و مقررات سازمانی حتی در صورتیکه با شخصیت و روحیات آنها سازگار نباشد، پیروی کنند و کارکنان این تصور را داشته باشند، ضروری است به افرادی که به موقع سرکار حاضر نمیشوند، اخطار و تذکرات داد ه شود، در این صورت رفتار شهروندی کارکنان بهبود و ارتقاء خواهد یافت.
۳-۲ پیشینه پژوهش
رفتار شهروندی سازمانی یکی از متغیرهای است که در چند دهه اخیر مورد توجه محققان و پژوهشگران قرار گرفته است. همچنین نتایج تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد عوامل زیادی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر می‌گذارند: بین رهبری تحول آفرین با تعهد کارکنان، سطوح پایین استرس شغلی، رضایت شغلی و رضایت از رهبر، خلاقیت، هوش عاطفی، مبادله رهبر- پیرو و رفتار شهروندی سازمانی ارتباط مثبتی وجود دارد (Bass، ۱۹۸۵; Smit et al.، ۱۹۸۳; Organ، ۱۹۸۸; Boyal & brison، ۱۹۸۸; Yukle، ۱۹۸۹;، به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰)
چن و لی فار[۶۴] (۲۰۰۱) در پژوهشی با عنوان «رفتار های رهبری تحول آفرین و مبادلهای در سازمان های چینی» نشان دادند بین رفتار های تحول آفرین رهبر و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد و همچنین بین رفتارهای مبادلهای رهبر و رفتار شهروند سازمانی کارکنان رابطه معناداری مشاهده نشد (Chen & Fahr به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰).
فـی چن[۶۵] (۲۰۰۶) رابطه بین رهبری تحول آفرین و تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی را مورد مطالعه قرار داد که نتیجه تحقیق بیانگر این بود که سبک رهبری تحول آفرین باعث ایجاد تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی بالای در اعضای سازمان می‌شود (Chen fei، به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰).
تویگ[۶۶] و همکاران(۲۰۰۷) در تحقیقی با عنوان «رهبری تحول آفرین در سازمانهای صنعتی» بر اهمیت نقش سبک رهبری تحول آفرین در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی از جانب کارگران تآکید کردند.( Twigg، به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰).
تحقیق شعبانی و همکاران(۱۳۹۰)، با هدف شناسایی رابطه رهبری تحول آفرین و رفتار مدنی سازمانی در کتابخانه های دانشگاه تهران و مشخص نمودن میزان پیش بینی پذیری رفتار مدنی سازمانی بر اساس ابعاد رهبری تحول آفرین و سهم تبیینی هرکدام از آن ها انجام شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان دهنده این است که بین ابعاد رفتار آرمانی، نگرش آرمانی، تحریک ذهنی و ملاحظات فردی با رفتار مدنی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد. بین عامل کلی رهبری تحول آفرین و رفتار مدنی سازمانی نیز رابطه معنی داری در سطح یک درصد وجود دارد. همچنین از ۲۰ درصد از واریانس / بین مولفه های رهبری تحول آفرین، رفتار آرمانی و نگرش آرمانی به اندازه ۷ رفتار مدنی سازمانی را به طور معنی داری پیش بینی می کنند.
ویکتوریا رفلر[۶۷](۲۰۰۴) در پژوهشی در مقطع دکترا تأثیر هوش عاطفی مدیران بر اعتماد و رفتار شهروندی سازمانی زیردستان را مورد بررسی قرار داد. وی در پژوهش خود از مدل مایر و سالووی در هوش عاطفی استفاده کرد که نتایج تحقیق حاکی از این بود مدیرانی که هوش عاطفی بالای داشتند دارای کارکنانی بودند که رفتار شهروندی سازمانی بالای را از خودشان نشان می‌دادند و همچنین زیردستان نسبت به سبک مدیریت آنها اعتماد بیشتری داشتند(Victoria Refler به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰).
پودساکوف(۲۰۰۰) در بررسی رابطه بین سبک های رهبری و رفتار شهروندی سازمانی نشان داد رفتارهای رهبری تحول آفرین با هر پنج مؤلفه رفتارهای شهروندی سازمانی مدل ارگان ارتباط معنادار مثبتی دارد. و از میان رفتارهای رهبری تعامل گرا، دو نوع این رفتارها دارای رابطه معنادار با عناصر پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی می‌باشند که عبارتند از: رفتار پاداش دهی اقتضایی که دارای ارتباط مثبت است، رفتار تنبیهی غیراقتضایی که دارای ارتباط منفی می‌باشد (Podsakoff et al به نقل از یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰).
در پژوهشی دیگر، ارتباط بین تئوری «مبادله رهبر- عضو[۶۸]» با رفتار شهروندی سازمانی صورت گرفته که نتایج این مطالعه نشان می‌دهد، بهبود کیفیت مبادله رهبر- عضو، احساس تعهد و رفتار شهروندی را ارتقا می‌بخشد(همان منبع).
بولینو[۶۹] و همکاران ( ۲۰۰۴) طی یک تحقیقی در رابطه با جنبه های منفی رفتار شهروندی سازمانی، بیان کردند که تحقیقات قبلی فقط در مورد جنبه های مثبت رفتارهای شهروندی سازمانی به بحث پرداختند. اما رفتار شهروندی سازمانی ممکن است به دلایل منفی زیر صورت بگیرد:
رفتار شهروندی سازمانی ممکن است در نتیجه انگیزه های خدمت به خود صورت بگیرد.
رفتار شهروندی سازمانی ممکن است غیر مرتبط و یا حتی ارتباط منفی با عملکرد سازمانی داشته باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 734
  • 735
  • 736
  • ...
  • 737
  • ...
  • 738
  • 739
  • 740
  • ...
  • 741
  • ...
  • 742
  • 743
  • 744
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود منابع پایان نامه ها – ۲-۹- ماهیت و تعاریف خودارزشیابی – 3
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد تأثیر نیتروژن ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | فصل دوم:نقش رئیس مجلس در برابر سایر نهادها – 2
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد مقایسه دانش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع جایگاه فرش دستباف ایران در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها | قسمت 13 – 5
  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – الف) پیشگیری و مصون سازی – 10
  • دانلود پایان نامه و مقاله – الف: ضرورت تشکیل دادگاه خانواده به اعتبار حمایت از اعضاء خانواده – 2
  • دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 26 – 4
  • دانلود منابع دانشگاهی : پژوهش های انجام شده در مورد بررسی مهمترین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع علمی پایان نامه : فایل ها درباره : رابطه بین حسابداری محافظه کارانه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه | قسمت 9 – 2
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – قسمت 2 – 1
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع اعراب و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع : بررسی تأثیر آتش سوزی بر پوشش گیاهی مراتع کوهستانی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با برآورد میانگین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : راهنمای نگارش مقاله در مورد بررسی تاثیربازده مورد انتظار سهام، ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه | ۲-۱۲- الگو‌های سلامت – 7
  • نگارش پایان نامه با موضوع تالیف قلوب درفقه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۲-۲- مبانی اعتقادی (ارزشی) اسلام در خصوص فساد – 8
  • نگاهی به پایان نامه های انجام شده دربارهبررسی انتقال جرم ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان