مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل پایان نامه با فرمت word : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع :بررسی حلالیت تارتاریک اسید با استفاده … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۰۴۴/۱۷۲

آب

۰/۰۰۶۷

-۱۰۳/۱۳۴

-۳۶۹۲۷/۹۸

۷۰۸/۴۹۰

اتانول

۱-۴-۵- محاسبه خطای اندازه ­گیری
پیش‌بینی حلالیت با بهره گرفتن از معادلات حالت با خطا همراه است. برای به‌دست آوردن خطای موجود از معادله(۱-۱۳) استفاده می شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

(۱-۱۳)
در معادله (۱-۱۳)، Nتعداد نقاط آزمایش، Xexp کسر مولی حلالیت به دست آمده از آزمایش­ها و Xcal کسر مولی محاسبه شده از معادلات حالت می­باشد. در جدول (۱-۵) ثابت‌های معادله و خطاهای بین داده‌های تجربی و تئوری قرار داده شده است.
۱-۴-۶- نتیجه ­گیری
در این تحقیق حلالیت تارتاریک­اسید در حلال­ها­ی­ اتانول و آب اندازه ­گیری شده است. در روش وزن سنجی قسمتی از نمونه همراه با حلال در طی آزمایش تبخیر شده و خطا ایجاد می­ شود. اما روش اسپکتروسکوپی روشی سریع است و خطای حاصله را به همراه ندارد. اندازه گیری جذبی ترکیباتی چون تارتاریک­اسید در ناحیه UV از حساسیت پایینی برخوردار بوده است. در این روش از ترکیبات دارای خواص رزونانس پلاسمون سطحی (نانوذرات نقره) که حساسیت جذبی بالایی در ناحیه­ی مرئی- فرابنفش (در ۴۰۰ نانومتر) دارند ، حلالیت تارتاریک اسید به صورت غیر مستقیم اندازه ­گیری شد.
از داده‌های تجربی به‌دست آمده و معادله­ اپلبلات برای محاسبه داده‌های تئوری استفاده شد که نتایج حاصل از معادله ی اپلبلات با داده های آزمایشگاهی تطابق خوبی داشت. نتایج نشان داد که حلالیت تارتاریک اسید در حلال­های فوق با افزایش دما افزایش یافته است و میزان حلالیت برای تارتاریک اسید در آب بیشتر از اتانول به دست آمد.
بخش دوم
حذف رنگ کونگورد
فصل اول
مقدمه و تئوری
۲-۱-۱-مایعات یونی:
مایعات یونی علاقه­ رو ­به ­افزایشی را در دهه­های گذشته در میان محققان داشته اند. مایعات یونی به­ طور کلی به نمک­هایی که در دمای ۱۰۰ درجه یا زیر ۱۰۰ درجه ذوب می­شوند گفته می­ شود [۵۵] . ساختار این مایعات با ساختار دیگر حلال­های آلی معمولی که از مولکول­ها ساخته شده ­اند متفاوت است. مایعات یونی شامل هر مولکولی نیستند، آنها از یون­ها ساخته شده ­اند.
خواص حلال­هایی که از مولکول ساخته شده ­اند بستگی به برهم­کنش بین مولکول­ها دارد. اگر برهم­کنش قوی بین مولکول­های حلال وجود داشته باشد، حلال قطبی نامیده می­ شود مثل آب، متانول، اتانول. اگر برهم­کنش بین مولکول­های حلال ضعیف باشد حلال غیرقطبی نامیده می­ شود، مثل هپتان، هگزان. ویژگی­های ساختاری اصلی مایعات یونی این است که آن­ها از مولکول ساخته نشده­اند. یون­ها با تعداد برابر از بارهای مثبت و منفی در مایع حضور دارند، به­ طوری که مایع از لحاظ الکتریکی کاملا خنثی است.
مایعات یونی عموما مایعات بی رنگ با ویسکوزیته بالا هستند [۵۶]. در برخی موارد مایعات یونی در دمای اتاق شل و روان هستند که در این صورت می توان آن­ها را مایعات یونی دمای اتاق[۲۰] نامید.
این مایعات دارای مزیت­هایی بیش از نمک­هایی با نقاط ذوب بالا هستند. مایعات یونی دمای اتاق نمک­هایی هستند که نقطه ذوب آنها زیر ۳۰ درجه­سانتی ­گراد باشد. اولین مایع یونی اتاق اتیل آمونیوم نیترات با نقطه ذوب ۱۲ درجه سانتی گراد بود که در طول جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ کشف شد [۵۷].
مایعات یونی عموما شامل کاتیون­های آلی نامتقارن و بزرگ مثل ایمیدازولیوم، پیریدینیوم، پیرولیدینیوم، آمونیوم یا فسفونیوم وآنیونهای آلی یا معدنی مختلف مثل تترافلوروبورات، هالیدها، هگزا فلوروفسفات می­باشند [۵۶ و۵۸].
ساختار برخی کاتیون­ها و آنیون­هایی که به طور متداول درسنتز مایعات یونی استفاده می­شوند در شکل (۲-۱) آمده است.
شکل (۲-۱) کاتیون­ها وآنیون­های متداول که در سنتز مایعات یونی به کار می روند.
مایعات یونی به واسطه ویژگی­هایی که دارند به عنوان حلال سبز[۲۱] شناخته شده ­اند. ویژگی­هایی از قبیل فشار ­بخار پایین و غیر ­فرار بودن،­ غیر قابل اشتعال بودن و اثرات کم این مایعات بر روی محیط زیست وسلامت انسان سبب شده که این مایعات به عنوان حلال­هایی برای شیمی سبز شناخته شوند [۵۹ و ۶۰]. ­مایعات یونی در خواص­شان بسیار انعطاف­پذیرند، ویژگی­های مایعات یونی بستگی به نوع کاتیون و آنیونی دارد که ساختارشان را تشکیل می­دهد. امکان ترکیب کردن کاتیون­ها و آنیون­ها برای سنتز مایعات یونی بسیار گسترده است.
ویژگی­هایی مثل پایداری حرارتی و امتزاج­پذیری اساسا بستگی به آنیون دارد. در حالی که دیگر خواص مثل وسیکوزیه و کشش سطحی و دانسیته بستگی به طول زنجیره آلکیل در کاتیون یا شکل و تقارن کاتیون دارد [۶۳-۶۱].
علاوه بر بر­هم­کنش­هایی که در حلال­های آلی عمومی وجود دارد، مایعات یونی دارای برهم­کنش یونی هم هستند. (جاذبه الکترواستاتیک متقابل یا دافعه ذرات باردار) که آنها را بسیار امتزاج­پذیر با مواد قطبی می­سازد. حضور زنجیره آلکیل روی کاتیون حلالیت مایعات یونی را در مایعات با قطبیت کمتر تعیین می­ کند. خواص مایعات یونی به طور قابل توجهی با تغییر طول گروه ­های آلکیل که در کاتیون و انواعی از آنیون­ها وجود دارد تغییر می­ کند [۶۴ و ۶۵].
۲-۱-۱-۱-ویژگی­های مشترک مایعات یونی

  • غیر قابل اشتعال­اند و فشار بخار ناچیز وکمی دارند.
  • مایعات یونی می­توانند طیف گسترده­ای از مواد معدنی، آلی و پلیمری را در خود حل کنند که در حلال­های آلی متعدد غیر قابل امتزاج­اند.
  • پایداری حرارتی بالایی دارند ودر رنج گسترده ای از دما (بالاتر از ۲۰۰ درجه سانتی گراد) مایع هستند.
  • نقاط ذوب پایینی دارند.
  • پایداری الکتروشیمیایی بالا و رسانندگی الکتریکی خوب وتحرک یونی بالایی دارند.

۶) مایعات یونی از دو بخش کاتیونی و آنیونی تشکیل شده ­اند که با تغییر این دو بخش می­توان مایعات یونی مختلف را ساخت که دارای ویژگی­های مختلف هستند [۶۶].
۲-۱-۱-۲-کاربردهای مایعات یونی
الف ـ فرایندهای شیمیایی
مایعات یونی در تعدادی از واکنش­های آلی مثل واکنش دیلز-آلدر، بایلز-هیلمن و واکنش هک و واکنش­های ایزومریزاسیون وتعدادی واکنش­های جفت شدن به عنوان حلال عمل می­ کنند [۷۰-۶۷].
ب ـ وسایل الکتروشیمیایی
مایعات یونی در وسایل الکتروشیمیایی مثل خازن­ها، باتری­های یون لیتیوم، سل­های سوختی الکترولیت-پلیمر[۲۲] و سل­های خورشیدی حساس به رنگ[۲۳] به کار می­روند. در این وسایل مایعات یونی به عنوان الکترولیت عمل می­ کنند [۷۴-۷۱]. مایعات یونی در مقابل اکسیداسیون وکاهش شیمیایی پایدارند غیر فرار بودن مایعات یونی سبب شده که زمانی که به عنوان الکترولیت عمل می­ کنند الکترولیت خشک نشود وپنجره الکتروشیمیایی گسترده مایعات یونی سبب افزایش کاربرد این مایعات در الکتروشیمی شده است [۷۵].
ج ـ تکنولوژی استخراج
مایعات یونی در جداسازی یون­های فلزی سمی و مولکول­های آلی مورد استفاده قرار گرفته­اند، این مایعات به عنوان حلال­های استخراجی در جداسازی یون­های فلزی توسط اترهای تاجدار استفاده می­شوند ضریب توزیع برای سیستم­های استخراجی با مایعات یونی بیشتر از سیستم­های استخراجی با حلال­های آلی می­باشد [ ۷۶ و ۷۷].
دـ استخراج و بازیافت رنگ­ها

نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع بررسی زندگی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

آغداشلو افزود: «نه تنها کارش جهانی بود بلکه ذهنیتش نیز جهانی بود. درست است که همچنان
لهجه­ی گیلکی خود را نگاه داشته بود و فرهنگ آن خطه را دوست داشت، ولی در عین حال مخاطبانش وسیع بودند. او جهانی بود، بدون اینکه به زور تلاش کند تا اینگونه باشد چون هنرمند فرهیخته همراه با دانش قابل توجهی بود.[۵]»
شیفتگی او به پیراندللو سبب شد همچون او وصیت کند کالبدش سوزانده شود. دیگر به خاک و سرزمین باور نداشت. کسی را دیگر در جایی نداشت! انسان بی‌کس، هر جای جهان که خاکسترش پراکنده شود، برای همیشه همان جاست. شصت سال، آثار تجریدی پدید آورد. هفتاد و نه سال مجرد زندگی کرد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

وقتی چهارشنبه، ۶ مرداد ۱۳۸۹ داشت می‌مرد، مردم محله‌ای در رُم به یاد او پنجره‌ی رو به کوچه خود را نگشودند.
جواد مجابی درباره او می‌گوید: «یکی از برجسته‏ترین هنرمندان معاصر ایران است که قدرش شناخته نشده و نمی‏شود. نقاش، مجسمه‏ساز، مترجم، کارگردان تئاتر بود و در هنرهای دیگر نیر دستی داشت. در مجموع، روشنفکر فرهنگی فعال عصر خود بود و در زمینه‏های مختلف فعالیت هنری، کم‏نظیر.»
بهمن محصص هنرمند ناسازگاری‏ بود؛ ناسازگار با زمانه، ناسازگار با قدرت‏های حاکم و افکار عمومی، ناسازگار با سنت و آیین و زندگی رایج، ناسازگار با هم­عصران و همکاران و در نهایت ناسازگار با خودش. از درون این ناسازگاری هنجارشکن در عرصه­ زندگی خصوصی و عمومی، او توانسته دشوارترین تأویل‏ خود را از انسان، به مثابه امر جسمانی و منهای توجه به‏ نامرئی‏های روح­آسا، به شکلی هنری و آفرینشگرانه ارائه‏ کند. او، به رغم باور فرهنگی یک تمدن کهن که خواری‏ جسم را به خاطر اعتلای روح پذیره است، عملاً نمایشگر این واقعیت بود که حقوق بشری از عشق و آزادی و امنیت‏ و فنا به این جسم تعلق می‏گیرد و با شناخت هرچه بیشتر است که می‏توانیم شهروند واقعی این جهان‏شهر باشیم (مجابی، ۱۳۴۷).
۳-۲) گذری بر اندیشه و آثار بهمن محصص
بهمن محصص کسی است که هنر را می‌فهمید، حس می‌کرد و در زوایای رمزگونه به عرصه وجود می‌رساند.
چارچوب زنجیرۀ انسانی در فضای آثارش، از جغرافیایی حکایت دارد که هنرمند در آن ریشه دارد. طبیعت او ما را با این موضوع که تغییر و نظم در جهان هنر در دوران معاصر در حال یکپارچگی است آشنا می‌سازد؛ مانند اینکه یک ژاپنی دور از دنیای غرب با خلوص و سلامت­ ای اثر می‌آفریند که یک آمریکایی در کشور خودش؛ و این مرزهای خارجی بصری است که در حال محو شدن است؛ بنابراین صور با ویژگی‌های مشترک و منظرهای گوناگون، دیگر وضوح سنتی گذشته را انعکاس نمی‌دهند. آنچه باقی می‌ماند لایه‌ای از خاک و نور و اثری از هنرمند است که در تن گوشه‌ای از جهان، خود را بیان می‌کند.
با نگاه بر آثار بهمن محصص این باور برای ما ایجاد می شود که هنر بهمن محصص از جاده‌های تمدن می‌آید، از تاریخ بشریت و تاریخ مردمش.
محصص علاوه بر تحولات موفق تکنیکی در آثارش، از اصول دیگری نیز پیروی می‌کند؛ دست‌ها و چشم‌های این نقاش و مجسمه‌ساز در کل آثارش چنان اثری از خود به جا می­گذارند، گویی که­ چشم­های خود او در کل طول دوران کاری‌اش به عنوان نافذترین نقطه در آثارش به ما خیره شده‌اند. این چشم­ها حکم خالق نور را دارند و می­توان آن‌ها را نشان­دهنده‌ی تأثیری دانست که جهان در نگاه اول در دید هنرمند می‌گذارد.
اولین لمس دست‌ها با اثر هنری، مکان تولد یک هنرمند است. همیشه ردّ پای هنرمند در آثارش باقی می‌ماند.
در واقع هنرمندی که با تعهد قلبی و عمیق اثری را خلق می‌کند «همانگونه که محصص این کار را انجام می­داد»، خود را در اثرش فدا می‌کند. او با اولین نگاه و تجربه لمسی اثری را به وجود می‌آورد و تفاسیر فردی خویش از زندگی را به تصویر می‌کشد.
ما می‌خواهیم دنیایی که محصص کشف کرده بود را بشکافیم و اینکه او چه چیزهایی را به ما عرضه داشته است را درک کنیم.
یک هنرمند همچون «ادگارآلن پو» که یکی از پیشروهای فرهنگ مدرن است، ایدئولوژی خود را بر پایه‌ی آزادی مطرح کرده است. ممکن است هنرمند دیگری نظر متضادی داشته باشد یا اینکه دل­مشغولی او با مرگ باشد. این همانند یک محاسبه ریاضی، دقیق و پرمخاطره است و دست‌ها و چشم‌ها هستند که از ابتدای نقاشی و مجسمه‌سازی و کلاً خلق اثر هنری تأثیر خود را می‌گذارند.
این اصل الزاماً برای جمعیت هنرمندانی که تنها جویای نام هستند و هنرمندان واقعی نیستند، اعتبار ندارد؛ اما برای دیگران، این اصل همچون یک قانون آهنین است؛ از جمله بهمن محصص، کسی که هنر را می‌فهمید، حس می‌کرد و در زوایای رمزگونه به عرصه وجود می‌رساند.
دست‌ها و چشم‌ها، حقیقتی هستند که به صورت لمسی درک می‌شوند و سیر بصری آن، با جنبه‌های تحلیلی در ایده‌ها و در یک کار هنری خلق می‌شوند. (جوزف سلواگی، ۱۹۷۶).
بهمن محصص کشش زیادی به اکسپرسیون داشت آن هم اکسپرسیون خشن. خود او می‌گوید: «این اکسپرسیون زیاد هم با دانش نبود. خواست بود. خواستی طبیعی و غریزی. یکی دوتا کار آن زمان را در رم دارم. نوعی رئالیزم-اکسپرسیونیسم است. بعد آبستره کارکردم. ولی آن زمان هوای سوررئال بود. بهتر بگویم سوررئالیسمی بود که می­خواست به صورت آبستره درآید. از ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶ این‌طور کار می‏کردم. این کارها از نظر تکنیک هم زیاد خوب نبودند. ولی حرف داشتند. بعد از این دوره به نوعی نقاشی فیگوراتیو استیلیزه گرایش داشتم. مثل آن تابلوی‏ ماهی. این موتیف ماهی (شکل بیضی) موتیفی شد برای نوعی کار و دوره‏ای که‏ آبستره‏ای فضایی بود و با وجود فضایی بودن حال­وهوای زیر آب را داشت. اجسام در فضا می‏گشتند و گردششان خیلی پرهیجان بود. دوَران داشت و فضای تابلو یک فضای کهکشانی‏ بود که در همان لحظه می‏توانست یک دنیای کاملاً زیر آبی باشد.»
در ایتالیا کارهایی کرد با فضایی اکسپرسیو که به فضایی نورانی تبدیل می­شد و پس از آن فی فی از خوشحالی فریاد می‌کشد. او درباره نقاشی می‌گوید «نقاشی برای من مثل دهن‌دره‌ای نیست که کسی بکشد. این نه برای فرار است، نه تحلیل، نه توجیه. هنرمند باید زندگی کند و خود را زندگی؛ که اساس زندگی است. این احساساتی شدن­ها بی‏معنی است که هنرمند باید بمیرد… میان زندگی و هنر، من‏ زندگی را انتخاب می‏کنم».
او از قبل برای نقاشی­اش تصمیم نمی‌گرفت، فقط می‌دانست چه می‌خواهد و چه چیزی می‌کشد او اعتقاد داشت وقتی حرفی برای گفتن داری می­گویی، یک مقدار تکنیک خلق‌شده که به این حرف گفتنی شکل بدهی.
محصص در ارتباط با تأثیر محیط بر کار هنرمند می‌گوید: «کار یک هنرمند هیچ‌وقت صددرصد مال خودش‏ نیست؛ یعنی یک هنرمند از بیرون و درون‌ به یک اندازه پنجاه پنجاه، مایه می‏گیرد. محیط و عوامل خارجی در او تأثیر می‏نهد. باید امکانات نقاشی را هم در نظر گرفت. من‏ گمان می‏کنم که نقاشان ایرانی هر کدام حرفی دارند که بزنند و آن حرف است که به کارشان اهمیت می‏دهد. ولی این‏ نظریه درباره همه نقاشان تعمیم ندارد؛ این در همه جهان‏ هم هست. همه در یک سطح و در یک حد مشخصی از برداشت مشترک نیستند. عده‏ای از نقاشان ایرانی جهان‏بینی‏ دارند و عده‏ای ندارند. نباید تعصب داشته باشیم که همه‏ یک نوع فکر کنند یا در چیزهایی مشترک باشند.»
اثر فی فی از خوشحالی فریاد می‌کشد (تصویر←۳۱) اثری است که او علاقه‌ی ویژه‌ای به آن داشت و تا آخر عمر بر دیوارش آویخته بود او خود راجع به متن این تابلو سخن می‌گوید:
«متن تابلو، در کارهای من یک ستارالعیوب نیست، بلکه همان اندازه مهم است‏ و گویایی دارد که آنچه در پلان اول دارد… مثلاً در «فی فی» متن اگر آن قدر هیچ‏ نبود و آن قدر مرده نبود و آن قدر مثل پوست خشک‌شده‌ای نبود، صدای فی فی نمی‏توانست‏ آن قدر بیان‏کننده باشد، یعنی آن صدای نشنیده را نمی‏شد دید.»
«معتقدم هنر باید در جهت تعالی زندگی باشد، هنری که تنها زیبایی، ظرافت و طنازی را عرضه می‏کند، از نظر من فاقد ارزش است.»
«برای من زیبایی وجود ندارد، زیبایی برای من اکسپرسیون است. هنرمند اکسپرسیون می‏آفریند. تابلوهای من هیچوقت برای تزئین یک اتاق نمی‏تواند باشند. از سر ندانستن است که از تابلو نقاشی متوقع زیبایی باشیم، همچنانکه از شعر توقع با آواز خواندنش را، در حالیکه توی تابلو، توی شعر، می‏بایست زندگی کرد.»
«هنرمند باید سر جایش محکم بایستد، بعضی‏ها این‌طور نیستند، هزار تا سوراخ دعا دارند، این است که یک‌باره ته نشست می‏کنند. بعضی‏ها هم «حرف» ندارند، پوزیسیون قدیس‏ را می‏گیرند و معتقد می‏شوند که هرکس باید کار خودش را بکند. این‌طور نیست، هرکس‏ برای خودش کار نمی‏کند، تو وقتی با بقال سر گذر دعوا داری، با نقاش هم دعوا داری. آدمی، برخورد می‏کنی، توی زندگی هرکس باید مسئله‌ی انتخاب مطرح باشد نه قبول. برای من همیشه این‌طور بوده. وقتی انتخاب مطرح شد تو خودبه‌خود پوزیسیون می‏گیری، پوزیسیون که گرفتی جنگ درمی‏گیرد، جنگ که شد زندگی است، باید بجنگی. پوسیده‏ترین‏ قرارداد یک مغز پوسیده این حرف است که زندگی کن، بگذار زندگی کنند، امکان ندارد.» (دادخواه و همکاران، ۱۳۴۳)
در رشت نقطه‌ای در فضا که او اولین گریه‌اش را در چارچوب زنجیره انسانی کرد. ریشه‌های جغرافیایی هنرمند ما را به شناخت طبیعت روحانی او نزدیک می‌کند.
در دوران معاصر تغییر، نظم روز است و جهان هنر مانند جهان‌های دیگر هر روز در حال تغییر و
نوآوری است.
هنر بهمن محصص آن چنان که با نگاه بر آثارش کاملاً محسوس است؛ از جاده‌های تمدن می‌آید، از تاریخ بشریت می‌آید. باید بدانیم که چگونه!
اصول این نقاش، مجسمه‌ساز هنوز دست‌ها و چشم‌ها هستند که چشم‌ها در کل طول زندگی به عنوان خالق نور عملکرد را تعیین می­ کند به وسیله تأثیری که اولین نگاه هنرمند به جهان می­ گذارد و اولین احساس لمس دست‌ها؛ بنابراین مکان تولد یک هنرمند یک بخشی از قانون است اثری که رد پایش همیشه باقی می‌ماند. محصص این کار را انجام داد؛ خودش را در آن اصول فدا کرد؛ اما دلایل خودش را داشت او با اولین نگاه و تجربه لمسی، می‌کشید تا تفاسیر فردی خودش از زندگی را به تصویر بکشد.
راه­های رسیدن به شناخت یک هنرمند بسیارند چیزی که ما را در رابطه با شناخت بهمن محصص ترغیب می‌کند، نقطه­ی ایدئولوژیک خلق و خوی هنرمندانه­ی او است. ولی «درب» کاملاً بسته باقی می‌ماند؛ و هنوز ما می‌دانیم که چیزی بیشتر از یک فضای خالی پشت آن درب است؛ اما در مطالعه یکی از نقاشی‌های بهمن محصص می‌بینیم که او خودش را در آن کار شناخته است و آن کلیدی است که در قفل می‌چرخد. (هر کسی که بخواهد این هنرمند را از طریق کارش بشناسد کلید خودش را پیدا می‌کند و هنر هیچ‌چیز نیست اگر منعطف نباشد.)
به طور کلی اگر بخواهیم فرمولی برای کارهای او بیابیم با یک کانسپت[۶] دو طرفه «نظم و اندازه» و پس از آن یک فرمول ریاضی که می‌شود نظم به­علاوه اندازه برابر است با جمع‌بندی و آزادی روبه­رو می‌شویم.
ذهن ریاضی: درکیات و ترجمه زندگی از دیدگاه او خواه بصری یا خیر، الهامات و جغرافیای داخلی اصلی محصص، نظم ریاضی او را بیان می‌کند. یا به طور دقیق تر، هندسی.
هنگامی که ما درباره میزان شوق او درباره تئاتر فرهنگی دیگر مطالعه می‌کنیم، این تعادل ریاضی در نهایت مشخص می‌شود؛ تئاتر شاید نهایت صفت خلاقه­ی او باشد.
در تئاتر، دو به علاوه دو چهار می­ شود. نکته جالب وقتی است که مجموعه ­ای پرهیجان‌تر از چیزی که انتظارمان می رود، به چشم می‌آید. محصص یک هنرمند و یک مجسمه‌ساز و کسی است که واقعیت را در فرم­های بتنی خود می‌سازد (فیگورهای او کمپوزیسیونی از آثار او هستند.)
یک فرم هرمی مخفی تقریباً در تمام کارهای او به چشم می‌خورد. این کنترل هرمی به صورت خودبه‌خود در هر کار او با یک شکل‌پذیری فوق‌العاده­ و یک ویژگی فرهنگی و با یک مجموعه­ گسترده دانش به صورت شهودی و مطالعاتی به صورتی که تفسیر قطعی زندگی را بیان کند تطبیق داده می‌شود.
ما مفهوم هنر بهمن محصص را به عنوان یک المان فرهنگی که به وسیله یک ذهن دسته‌بندی شده است، رمزگشایی می‌کنیم.
۱- بیان آن از طریق اشیای هندسی یا ریاضیاتی شفافیت می‌یابد.
۲- المانی که با کنترل تکنیکی و از اشیاء با یک عملکرد تعلیم‌یافته قوانین حرفه‌ای هرمی به دست می‌آید مشاهده می‌گردد.
۳- وفاداری هنرمند به غرایز بومی که از آن و از نوسان‌های تمدن و فرهنگ تأثیر گرفته است و جایی که همه چیز دست‌خوش توسعه هندسی شده‌اند؛ همیشه قابل انتظارند.
۴- یک ریشه فرهنگی یکتاپرستی در مفاهیم نقاشی و مجسمه‌سازی او دیده می‌شود؛ مانند بخشی که از ادبیات مخصوصاً ادبیات صحنه که نیاز به یک منطق محکم دارد و بنابراین ریاضیات ذهنی.
اینجا یک هنرمند داریم که اصطلاحات مردمی را استفاده می‌کند؛ کارش را می‌داند و می‌داند که چگونه فرم­های اشکال را به فرم­های فرهنگی تبدیل کند. هنوز این شاخصه‌ها به تنهایی نمی‌توانند یک هنرمند بسازند، بدون تماس نهایی او هیچ‌گاه نمی‌تواند از درگاه هنر فراتر رود. بهمن محصص به آن تماس تسلط دارد آن رمزگونگی و کیفیت غیرقابل معنا که می‌تواند فرهنگ و تکنیک را با افسانه و قصه بیامیزد. برای چیزی که حرفه و عمل به عنوان درک و ایدئولوژی به عرصه وجود بیاید.
محصص مفهوم رهایی را درک کرده است و زمانی که جهانش را در میان دید منحصربه‌فرد و محاسبات هرمی‌اش به کار می‌گیرد، – خواه آن جهان به یک خانواده باشکوه، یک فیگور زن انسانی که در میان انسان­های دیگر یا عناصر زندگی گم شده است اشاره کند – ایمانش را در یک سلسله‌مراتب شاعرانه­ی دوگانه­ تکنیکی-فرهنگی قرار می­دهد.
چیزی که مهم است این است که هیچ یک از تعهدات او به یک بی‌ثمری و ابتکار تکنیکی که تنها از طریق یادگیری به دست می‌آید محدود نمی‌شود. محصص یک شاعر است و کلمات، پیر و فرسوده‌اند ولی هنوز شگفت‌انگیزند و هنوز قادر به بیان همه چیز هستند مانند کلمه عشق.
یکی از خصلت‌های مهم او این است که حس خلاقانه خود را به بیننده کار خویش منتقل می‌کند. بنابراین مثلث اولیه -مشخصاً هندسه‌ی زیبایی که او در هر محور فضایی که استفاده می‌کند به کار می‌گیرد – به نشانه‌ای رمزآلود تبدیل شده است. اگر فردی بپرسد آیا ممکن است حس آزادی با تعقل ریاضیاتی آشتی کند؟ می‌توان در پاسخ به این سؤال به محصص اشاره کرد و تفسیر زندگی پرهیاهویش در هنر. او که در آثارش به آزادی و ریزبینی همزمان دست یافت و این دقیقاً محصص است زنده و با کیفیات شاعرانه.
برای موفقیت به وسیله‌ی تمرین، یکی می‌تواند عدد و بی‌عددی و تعادل و بی‌تعادلی را معنی کند. و اینکه آزادی و رهایی تنها از طریق پروسه‌ای دردناک و تمام‌نشدنی به دست می‌آید ما را متقاعد کند؛ مانند انجام کارهای طاقت‌فرسا و قاعدۀ روزمره یک کار پس از دیگری و ساعت‌های متمادی. ولی عکس‌العمل‌های عاطفی هنرمند به جهان و نحوه‌ی به تصویر کشیدنش از حس مذهبی­اش پدیدار می‌شود.
درام، طعنه­گویی و حتی همجنسگرایی را شامل می‌شود. محصص در همه‌ی نقاشی‌های اخیرش (۱۹۶۶-۱۹۷۶)، پرتره‌هایی گنگ از زنان یا از طبقات اجتماعی بالا کشیده است که از پشت و جلو بر فراز دریا پرواز می­ کنند تا زمانشان را بین دو ساحل تقسیم کنند. طعنه‌ای که در هدر دادن ثروت و در جستجوی کسالت می زند؛ و همچنین یک بیان از جهانی است که با آن ارتباط برقرار می‌کند؛ در مقابل دیده می­ شود که به دلیل فقر کسانی نمی ­توانند چنین تغییر مسیرهای پرهزینه‌ای را طی کنند. این و موضوعاتی دیگر مواد اولیه‌ی دائمی آثار او را مهیا می‌کند. ولی جنبه‌ی دیگری هم از هنر او برای کشف احساس فیگورهایش وجود دارد. دغدغه‌ی ما هویت آن‌ها نیست چیزی است که آن‌ها ارائه می‌دهند یا اعترافاتی که آن‌ها می‌خواهند با ما در میان بگذارند. این‌ها حس‌هایی است که با دیدن کارهایش در ما ایجاد می‌شود. خواه زن باشیم یا مرد، ما خود را به شخصیت‌های او تبدیل می‌کنیم جایگاه ذهن و روان به عنوان واقعیت مدل هایش در دست‌ها طراحی ‌شده‌اند؛ ظرافت و حرص، درد و لذت در لمس کردن و زندگی کردن، جستجو کردن و مالکیت.
هنرمندی که دست‌ها و بازوها را به عنوان بخش اصلی پرتره‌هایش نقاشی می‌کند و یا مجسم می‌سازد، قبل از شناخت اثرش، خود او شناسایی می‌شود.
یک سبک، یک صدا هر دو به طور قاطعانه‌ای ایرانی و اروپایی، در آن مفهوم جدید و یک تمرکز وجود دارد و سپس یک گستردگی بر سطح زمین یک تغییر شکل همه‌ی فرهنگ‌ها

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه با موضوع ارتباط میان سرمایه اجتماعی و مولفه‌ های اخلاق حرفه‌ای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۱-۴-۱) تئوری پیوندهای ضعیف
مطابق تئوری پیوندهای ضعیف، هرچه شدت و استحکام روابط میان اعضای یک شبکه بیشتر باشد، ارزش سرمایه‌ی اجتماعی کمتر و بالعکس هرچه شدت و استحکام این روابط ضعیفتر باشد نشان‏دهنده‌ی سرمایه‌ی اجتماعی بیشتر است .می‏توان سرمایه‌ی اجتماعی‏ را از نظر شدت، تکرار و شمولیت انواع مختلف روابط مانند دوستی ها، همکاری ها… مورد سنجش قرار داد. شدت و استحکام روابط یک گروه اجتماعی در داخل گروه موجب‏ تضعیف روابط اعضای آن گروه با بیرون می‏گردد. در واقع روابط منسجم میان اعضای یک گروه، منجر به روابط ضعیف با اعضای گروه های خارجی شده‏ و سرمایه‌ی اجتماعی را کاهش می‏دهد و در مقابل، پیوندهای ضعیف درون‏گروهی‏ موجب ایجاد روابط با افراد و گروه های خارجی شده و به ایجاد سرمایه اجتماعی‏ می‏انجامد .(Seibert, 2001)
۲-۱-۴-۲) تئوری شکاف ساختاری
این تئوری در سال ۱۹۹۲ توسط بارت‏[۱۲] برای مفهوم‏سازی سرمایه‌ی اجتماعی بکار برده شد. تأکید تئوری شکاف ساختاری بر روابط میان افراد و همین‏طور روابط میان همکاران، با همدیگر است. منظور از شکاف در این‏ تئوری، فقدان ارتباط میان دو فرد در یک شبکه‌ی اجتماعی است، که فی نفسه مزیتی برای‏ سازمان تلقی می‏شود.

مطابق تئوری شکاف ساختاری، اگر یک فرد در شبکه‌ی اجتماعی خود با همکارانی که‏ با هم در ارتباط نیستند یا حداقل ارتباط اندکی باهم دارند، ارتباط برقرار کنند نهایت‏ استفاده را خواهد برد. تقویت شبکه‏های شکاف‏دار، دارای مزایایی است از جمله: ارزیابی سریع و بی‏نظیر اطلاعات، قدرت چانه‏زنی مضاعف و افزایش قدرت کنترل بر منابع و نتایج (Seibert, 2001). به صورتی دیگر نیز می‏توان مفهوم تئوری شکاف ساختاری را بررسی کرد. این تئوری، فرض می‏کند که بازارها، سازمان ها و افرادی که در ارتباط با هم هستند در صورتی که‏ روابط میان آنها ساختار نیافته، بی‏نظم و تعریف نشده باشد، به عنوان یک سرمایه‌ی سودآور برای آنها تلقی خواهد شد و هرچه روابط میان آنها منظم‏تر و ساختارمندتر باشد از این سرمایه کاسته می‏شود. به‏طور کلی رسمیت و قانونمند شدن ساختاری با سرمایه‌ی اجتماعی در تعارض است. تئوری شکاف ساختاری، سرمایه‌ی اجتماعی را یک‏” شبکه‌ی ساختارگونه‏” تعریف‏ می‏کند که متأثر از عوامل ذیل است:
-اندازه‌ی شبکه: شبکه‏های وسیع و گسترده، کمتر تحمیلی بوده و اجبار برای تبعیت اعضاء کمتر است.
– تراکم یا چگالی شبکه‏: شبکه‏هایی که در آن ارتباط و تعامل میان اعضاء شدت بیشتری‏ دارد، اجبار اعضاء برای تبعیت زیاد است.
– سلسله مراتب شبکه: شبکه‏هایی که در آن، روابط بر پایه‌ی یک ارتباط مسلط شکل‏ می‏گیرد، حالت جبر و تحمیل بیشتری دارد .(Burt, 1997) مطابق این تئوری برای سنجش میزان سرمایه‌ی اجتماعی باید به سه عامل فوق توجه‏ نمود. هرچه اندازه‌ی شبکه وسیعتر و تراکم و سلسله مراتب موجود در آن کمتر باشد میزان‏ سرمایه‌ی روبه‏فزونی است.
۲-۱-۴-۳) تئوری منابع اجتماعی
این تئوری که ریشه‏های آن به مطالعات‏ لین[۱۳] در سال ۱۹۸۱ می‏رسد، پیوندهای موجود در شبکه را بدون وجود منابع داخل آن کارآمد نمی‏داند. از دیدگاه این‏ تئوری فقط منابع موجود در درون شبکه است که می‏تواند به عنوان یک سرمایه قلمداد شود .(Lin, 2001) به عنوان مثال، ممکن است اعضای شبکه دارای منابع زیادی از جمله‏ قدرت نفوذ، تحصیلات عالیه… باشند و به عنوان منبع با ارزش شناخته شوند، اما این‏ منابع تنها در صورتی سرمایه محسوب خواهد شد که فرد نیاز به آن منابع داشته باشد. اگر فرد برای رسیدن به هدفی نیازمند قدرت نفوذ همکار خود باشد، آن‏ منبع خودبخود سرمایه تلقی خواهد شد و تبعاً سایر منابع اعضاء، مانند تحصیلات عالیه، سرمایه به حساب نخواهد آمد. به‏طور خلاصه از دیدگاه این تئوری، اعضای موجود در شبکه دارای منابع باارزشی هستند که می‏تواند فرد را در رسیدن به اهداف یاری رساند. با مرور ادبیات مربوط به مفهوم‏سازی سرمایه‌ی اجتماعی می‏توان به این جمع بندی‏ رسید که تئوری پیوندهای ضعیف به ماهیت ارتباطات و تعاملات میان افراد اشاره دارد، تئوری شکاف ساختاری بر الگوی این پیوندها و ارتباطات در میان اعضای موجود در شبکه تمرکز داشته و تئوری منبع اجتماعی بر ویژگی های ارتباطات و تعاملات اعضاء و محتوی روابط اشاره دارد. به عبارتی، تئوری پیوندهای ضعیف و شکاف ساختاری هر دو بر”ساختار” شبکه‏ها معطوف هستند درحالی‏ که تئوری منابع اجتماعی به‏” محتوای شبکه‏” توجه دارد (همان منبع).
۲-۱-۴-۴) مدل کیفی سرمایه اجتماعی
مدل‏CRGRA که توسط کیلپاتریک و فالک[۱۴]‏ در سال ۲۰۰۱ میلادی ارائه شده و توسط محققین زیادی مورد استفاده قرار گرفته است. این مدل سرمایه‌ی اجتماعی را در سه سطح خرد، میانی و کلان مورد بررسی قرار می‏دهد. در سطح خرد، سرمایه‌ی اجتماعی اشاره به افراد موجود در شبکه دارد که بر اثر تعامل میان این افراد، شناخت‏ حاصل و هویت اعضاء شکل می‏گیرد. در سطح میانی، سرمایه‌ی اجتماعی به اجتماعات و گروه ها و سازمان ها اشاره دارد و باعث تقویت و ساخت بنیه‌ی ارزشی و تعاملی گروه‏ می‏شود. در سطح کلان به جامعه که دربرگیرنده سازمان ها و گروه های مختلف است‏ تمرکز داشته و موجب شکل‏گیری و تقویت مراودات و ارتباطات جمعی شده و ارزش های مشترک را بهبود می‏بخشد. مطابق شکل (۲-۱) همه این سطوح باهم در ارتباط بوده و موجب تقویت یا نقصان همدیگر می‏شوند (Kilpatrick, 2001).
زیرساخت تعاملی و ارزشی جامعه
سرمایه اجتماعی در سطح کلان (جامعه)
سرمایه اجتماعی در سطح میانی (سازمان)
زیرساخت تعاملی و ارزشی گروه سازمان
سرمایه اجتماعی در سطح خرد (فرد)
ایجاد شناخت و شکل گیری هویت اعضاء
شکل ۲- ۱) نحوه‌ی ارتباط سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف ( Kilpatrick, 2001)
۲-۱-۴-۵) مدل سرمایه اجتماعی CLRLA
بر پایه‏ این مدل، سرمایه‌ی اجتماعی شامل منابعی است که موجب افزایش ظرفیت‏ جامعه، سازمان می‏شود. در سطح فردی، این منابع شامل شناخت و هویت است. منظور از منابع شناخت و دانش، دانستن منبع اطلاعات و شیوه‏های انجام کار و یا برطرف‏ نمودن مشکلات پیش آمده در شبکه می‏باشد. منابع هویت، اشاره به هنجارها و ارزش ها دارد، به عبارتی منبع هویت به این که افراد تا چه اندازه دارای ارزش ها و بینش‏های‏ مشترک بوده و قادر به کار با دیگران هستند تمرکز دارد. این منابع شناخت و هویت در سطح اجتماع و سازمان باهم تلفیق شده و منبعی از سرمایه‌ی اجتماعی برای آن‏ سازمان/ اجتماع پدید می‏آورند که در سطح میانی به زیرساخت های ارزشی و تعاملی‏ سازمان مربوط و در سطح کلان به زیرساخت های مراوده‏ای و ارتباطی اجتماعی ختم می‏شود.
۲-۱-۴- ۶) مدل سرمایه اجتماعی SCAT
بین و هیکس مدل نسبتا جامع کیفی ارائه کرده که به تحلیل سرمایه‌ی اجتماعی در سطح سازمانی پرداخته است که به مدل‏SCAT معروف است که برای اولین بار در سال ۱۹۹۸ ارائه شد. مدل‏ SCAT سعی در تصویر ابعاد و ترکیب سرمایه اجتماعی در سطح سازمان دارد (Krishna, 1999).
در این مدل، سرمایه اجتماعی به دو سطح کلان و خرد تقسیم شده است، سطح کلان‏ اشاره به محیطی دارد که سازمان در آن فعالیت دارد که شامل نقش قوانین، چارچوب‏ حقوقی، نوع حکومت و نظام سیاسی، میزان عدم تمرکز و میزان مشارکت سیاسی افراد در خط مشی کلان است. سرمایه اجتماعی در سطح خرد به دو بعد شناختی و ساختاری تقسیم شده است. بعد شناختی به بخش نامحسوس سرمایه‌ی اجتماعی مانند ارزش ها، عقاید، نگرش ها، رفتار و هنجارهای اجتماعی می‏پردازد. ارزش های شناختی به روحیه‌ی اعتماد و یکپارچگی‏ اعضاء و همین‏طور ارتباط متقابل که میان اعضای یک جامعه وجود دارد می‏پردازد. این‏ ارزش ها شرایطی را در جامعه/ سازمان بوجود می‏آورند که در آن اعضاء برای تولید کالای‏ مشترک می‏توانند باهم همکاری نمایند. بعد ساختاری سرمایه‌ی اجتماعی دربرگیرنده‌ی ساختارها و شبکه‏هایی است که حاوی فرآیندهای تصمیم‏ گیری جمعی و روشن، رهبران‏ پاسخگو و مسئولیت متقابل است.
سطح کلان
سززبزبزالرسسssss

نقش و جایگاه قانون
میزان عدم تمرکز
شناختی
ارزش ها (اعتماد-یکپارچگی-ارتباط متقابل)
هنجارهای اجتماعی
رفتار
نگرش ها
ساختاری
ساختار سازمانی افقی
فرایند تصمیم گیری جمعی و شفاف
پاسخگویی رهبران
تجربیات فعالیت جمعه و مسئولیت
نوع حاکمیت سیاسی
چارچوب قانونی و نظام حقوق
میزان مشارکت در فرایند سیاسی
شکل۲-۲) مدل SCAT (Krishna, 1999) .
اگرچه پرداختن به سرمایه‌ی اجتماعی در سطح کلان ضروری است اما مدل SCATتلاش دارد تا با ارائه‌ شاخص هایی به اندازه‏گیری سطح آن پرداخته و تلاش دارد تا میزان‏ سرمایه‌ی اجتماعی را در شرکت ها، سازمان ها اندازه‏گیری نماید.
۲-۱-۴-۷) مدل کمّی اندازه‏گیری سرمایه اجتماعی

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : بررسی معانی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

– واضح و صریح باش
اما همین پند، شامل پندهای دیگری است از جمله:

    1. از ابهام در عبارت پرهیز کن.
    1. از گنگ بودن پرهیز کن.
    1. مختصر باش. (از اطناب غیرضروری پرهیز کن)
    1. منظم باش. (Grice, 1991:22-40)

هرچند اندرزهای گرایس نمی‌تواند مخاطب را هدایت کند که در تفسیر استعاری کدامیک را باید برگزید (لاینز، ۱۳۸۵: ۳۶۲) اما بحث اصول همکاری گرایس که دربارۀ معناهای ضمنی است می‌تواند به تفسیر برخی کنش‌های گفتاری یا بحثِ مشکل‌سازانه استعاره کمک کند. (همان: ۳۶۲)
اما غیر از گزاره‌های گفتگویی، در تفسیر استعاره نیز می‌توان با توجه به اصول همکاری گرایس دلایلی را برای این مسئله مطرح کرد که چرا کلمه یا عبارتی در معنی اصلی خود به کار نرفته است، این بحث هرچند به جواب قطعی برای سوالِ کاربرد استعاره نرسد اما می‌تواند در فهم متن به خصوص شعر بسیار یاریگر باشد، برای گرایس زمان خاص و موقعیت خاص در بررسی معنایی یک گزاره بسیار مهم است؛ همان مسئله‌ای که در شعر نیز اهمیت بسیاری دارد، زیرا استعاره و اصولا گزاره‌های یک شعر بر اساس بافت کلام مورد فهم مخاطب قرار می‌گیرد. شعر جهان خاص خود را در زمینۀ خود دارد و یک شعر در واقع جهانی را برای مخاطب مجسم می‌کند که در آن می‌توان معناهای ضمنی را با توجه به کلیت متن، برداشت کرد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

معانی نحوی
گرایس بین معنای جمله، معنای عبارت و معنای گزاره یا محتوای گزاره، تفاوت قائل است. مثلا او معتقد است که دو جملۀ «او فقیر و پارسا است» و «او فقیر اما پارسا است» اگرچه محتوای گزاره‌ایِ یکسان دارند، اما معناهای متفاوتی را به مخاطب می‌رسانند. (لاینز، ۱۳۸۵: ۳۵۴) زیرا وقتی می‌گوییم او فقیر و پارسا است، هم به فقیر بودن و هم به پارسا بودنِ شخص مورد نظر اشاره می‌کنیم، اما در جملۀ دوم، علاوه بر معنی اول، به این نیز اشاره داریم که او با وجود فقیر بودن پارسا هم هست، یعنی فقیر بودن ممکن است مانع از پارسا بودن باشد. در این موارد، گرایس می‌گوید که ادات عطف مثل «حتا، با این اوصاف و…» در محتوای گزاره‌ای تأثیر مهمی دارند.
علاوه بر این، فقط ادات عطف نیستند که تفاوت محتوایی ایجاد می‌کنند بلکه تفاوت ساختار نحوی گزاره‌ها، باعث ایجاد تفاوت محتوایی می‌شود، به این سه مورد توجه کنیم:
عیسی مسیح به ما می‌گوید که همسایه خود را دوست بداریم.
عیسی مسیح به ما گفته است که همسایه خود را دوست بداریم.
عیسی مسیح گفت همسایه‌مان را دوست بداریم. (همان: ۳۵۷)
این سه جمله اگرچه محتوای گزاره‌ای یکسان دارند، اما معنای ضمنی‌شان متفاوت است، مثلا در اولی یک حکم کلی را شاهدیم، اما در دومی، محتوای گزاره، نوعی وظیفه را نیز نسبت به همسایه در بردارد. و در سومی می‌توان گفت باید تأکید روی عیسی مسیح بگذاریم و بگوییم که چون عیسی مسیح این حرف را زده است پس حتما حرف درستی است.
پانویس‌ها:

    1. باقری کاکلی، محمدمهدی، تحلیل معنا از دیدگاه پل گرایس، پایان‌نامه، استاد راهنما: دکتر عبداللهی، مشاور: موسوی، ۲۵/۶/۱۳۸۸، دانشگاه تهران
    1. پاکروان، حسین، بهار ۱۳۸۳، تحلیل منظورشناختی محاورۀ فارسی، مجلۀ علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز، دوره بیست و یکم، شمارۀ اول، پیاپی ۴۰
    1. دادخواه تهرانی، مریم، محمودی بختیاری، بهروز، پاییز ۱۳۹۰، بازتاب فمینیسم از رهگذر کارکرد اصول همکاری گرایس در نمایشنامۀ سالارزنان، مجلۀ پژوهش ادبیات معاصر جهان، شماره ۶۳
    1. زابلی‌زاده، اردشیر، پاییز و زمستان ۱۳۸۹، امکان سنجی بکارگیری اصول تعاون گرایس در تحلیل گفتمان خبری، فصلنامه رسانه، شماره ۸۳
    1. یوسفیان کناری، محمدجعفر، زمستان ۱۳۹۰، تحلیل سبک گفتارهای نمایشی در ملودی شهر بارانی اثر اکبر رادی، فصلنامۀ نقد ادبی، شماره ۱۶

ترجمه مقاله معنا
MEANING (H. P. Grice)
(توضیح: مبحث معنای طبیعی و غیر طبیعی که در بخش مباحث نظری ص۹ اشاره شد، چکیده‌ای از همین مقاله است.)
به جمله‌های زیر توجه کنید:
“آن نقطه‌ها سرخک معنی می‌دهند (معنی می‌دادند)”
“آن نقطه‌ها از نظر من هیچ معنایی نمی‌دادند، اما از نظر دکتر سرخک معنی می‌دادند.”
“بودجۀ اخیر به این معنی است که ما سال سختی را پیش رو خواهیم داشت”
(۱) من نمی‌توانم بگویم: “آن نقطه‌ها سرخک معنی می‌دادند، اما او سرخک نگرفته بود” همچنین نمی‌توانم بگویم: “بودجۀ اخیر به این معنی است که ما سال سختی را پیش رو خواهیم داشت، اما سال سختی پیش رو نخواهیم داشت.” بنابراین در این‌گونه موارد: x به این معنی بود که p و x به این معنی است که p، هر دو متضمنِ p هستند.
(۲) من نمی‌توانم از “آن نقطه‌ها سرخک معنی می‌دهند (معنی می‌دادند)” استدلال کنم و به نتیجه‌ای دربارۀ “آنچه با آن نقطه‌ها معنا می‌شود (می‌شد)” برسم. برای مثال من مجاز نیستم بگویم: “آنچه آن نقطه‌ها معنی می‌دادند این بود که او سرخک داشت.” همین‌طور از گزارۀ بودجۀ اخیر نمی‌توانم این نتیجه را بگیرم که “آنچه با بودجۀ اخیر معنا می‌شد این است که ما سال سختی را پیش رو خواهیم داشت.”
(۳) من نمی‌توانم از “آن نقطه‌ها سرخک معنی می‌دادند” به این نتیجۀ معلولی برسم که کسی با آن نقطه‌ها چنین و چنان معنی می‌شد. عین همین قاعده برای عبارت بودجۀ اخیر صادق است.
(۴) برای هیچ‌کدام از مثال‌های بالا، بیانِ دیگری از فعل “معنی دادن” نمی‌توان یافت که در پی آن، جمله یا عبارتی داخل دو علامتِ (‘) بیاید. بنابرین “آن نقطه‌ها سرخک معنی می‌دادند” نمی‌تواند به صورتِ “آن نقطه‌ها ‘سرخک’ معنی می‌دادند” یا “آن نقطه‌ها به این معنی بودند که ‘او سرخک دارد’” درآید.
(۵) از سوی دیگر، برای تمام این مثال‌ها یک بیانِ تقریبی می‌توان یافت که با عبارت “این واقعیت که…” شروع شود؛ مثلا “این واقعیت که او آن نقطه‌ها را داشت به این معنی بود که او سرخک داشت.” و “این واقعیت که بودجۀ اخیر، هرچه بود، به این معنی است که ما سال سختی را پیش رو خواهیم داشت.”
حالا جمله‌های بالا را با جمله‌های زیر مقایسه کنید:
“آن سه ضربه زنگ اتوبوس به این معنی‌اند که ‘اتوبوس پر است’”
“این حرف که ‘اسمیت بدون دردسر نمی‌تواند زندگی کند’ به این معنی بود که اسمیت وجود همسرش را گریزناپذیر می‌دانست”
(۱) می‌توانم جمله اول را به کار بگیرم و بگویم: “اما در واقع پر نیست بلکه مسئول بلیط اشتباه کرده است” و دومی را به کار بگیرم و بگویم: “اما در واقع اسمیت هفت سال پیش زنش را ترک کرد” بنابراین در اینجا x به این معنی است که p و x به این معنی بود که p، هیچکدام متضمن p نیستند.
(۲) می‌توانم از اولی با ضربه‌های زنگ و از دومی با حرفِ نقل شده، بیانِ «آنچه معنی می‌دهد (می‌داد)» را استدلال کنم.
(۳) می‌توانم از اوّلی این نتیجه را استدلال کنم که کسی (یعنی مسئول بلیط) به همراه ضربه‌های زنگ -با هر میزانِ معنایی- این معنی را می‌داد که اتوبوس پر است و می‌توانم برای جملۀ دوم هم به همین شکل استدلال کنم.
(۴) جملۀ اول با هر شکلی از فعل «معنی دادن» که بعد از آن، عبارتی داخل دو علامتِ (‘) بیاید، می‌تواند بیان شود. به این شکل: “آن سه ضربه‌ی زنگ یعنی ‘اتوبوس پر است’” و جملۀ دوم هم به همین شکل می‌تواند بیان شود.
(۵) جمله‌ای مثلِ “این واقعیت که زنگ سه بار زده شده است یعنی که اتوبوس پر است” بیان دیگری از معنای جمله‌ی اول نیست. هر دو بیان ممکن است صادق باشند اما حتا به طور تقریبی هم، هم‌معنا نیستند.
وقتی عبارت‌های “یعنی”، “این معنی را دارد”، “به این معنی است که” به آن شکلی که در دو جملۀ گروه اول هستند، به کار گرفته شوند، از مفهوم یا مفهوم‌ها به عنوان مفهوم‌های طبیعی یاد خواهم کرد. اما همین عبارت‌ها وقتی به شکلی که در دوجملۀ گروه دوم هستند قرار بگیرند، از مفهوم یا مفهوم‌ها به عنوان مفهوم‌های غیر طبیعی حرف خواهم زد. برای مشخص کردن مفهوم یا مفهوم‌های غیر طبیعی از «معنا‌غ‌ط» استفاده می‌کنم.
همچنین برای ساده‌تر شدن بحث پیشنهاد می‌کنم هرجا که A یک کنشگرِ انسانی باشد، زیر عنوان مفهوم‌های طبیعی، مفهوم‌هایی از “معنی دادن” را که در الگوی زیر وجود دارد قرار دهیم:
“A (به وسیلۀ X) انجام دادنِ چنین و چنان معنی می‌دهد (معنی می‌داد)”
در مقابل، با توجه به مثال‌های اخیر، پیشنهادم این است که زیرِ عنوان مفهوم‌های غیر طبیعیِ “معنی دادن” هر مفهومی از “معنی دادن” را که در الگوی زیر وجود دارد قرار دهیم:

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی روابط اجتماعی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اگوست کمتAugust comte))، بانی جامعه شناسی معتقد است که جامعه از تمام افراد زنده و همچنین از تمام کسانی که از این جهان رفته اند ولی با تأثیر خود بر ذهن اخلاف خویش به حیات خود ادامه می دهند، تشکیل می یابد. به نظر کمت، هیچ موجودی به اندازه جامعه مستعد پیشرفت سریع و به ویژه ترقّی مداوم نیست زیرا در نتیجه توالی نسل ها، اجتماع مسلّط بر زمان گردیده و بنابراین از نظر وی جامعه همانند کاروانی از نسل های گذشته و معاصر است که در راه ترقّی و تعالی سیر می کنند»(همان، ۲۲)

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

«در حال حاضر از موارد مهمی که در جامعه شناسی مطرح می باشد این است که در انتساب خصوصیاتی به یک جامعه،آیا باید جامعه را یک ماهیت مستقل جدای از افراد ارزیابی کردیا افراد آن جامعه را عین آن دانست وجامعه چیزی جدای از افراد خود نیست.»( نقل ازمحسنی، ۱۳۷۰:ص ۱۸-۸)
امیل دورکیم Emil Dorkheim))، جامعه را موجودی زنده می شمارد و معتقد است« همچنانکه هر جانداری، تنها از اجتماع ساده سلولها به وجود نیامده و دارای حسّ عمومی یا حیات می باشد، جامعه نیز تنها از گردآمدن سادۀ افراد تشکیل نیافته بلکه دارای وجدان و روحی جمعی است و مطالعه جلوه های وجدان جمعی (حالات روحی و عاطفه جمع) را می توان موضوع علم جامعه شناسی دانست. گاستول بوتول جامعه شناس فرانسوی، جامعه را متشکل از گروه انسان هایی که دارای طرز فکر مشابه اند می دانند که روابط آنها مبتنی بر تفاهم متقابل است» (بروس کوین، ۱۳۸۲: ص۲۲).
استاد مرتضی مطهری در کتاب جامعه و تاریخ، جامعه را مجموعه ای از افراد انسانی می داند که با نظامات و سنن و آداب و قوانین خاص به یکدیگر پیوند خورده و زندگی دسته جمعی دارند. زندگی دسته جمعی این نیست که گروهی از انسانها در کنار هم در یک منطقه زیست کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند. آهوان یک گلّه نیز با هم می چرخند و با هم می خرامند و با هم نقل مکان می کنند امّا زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمی دهند.
«زندگی انسان که اجتماعی است به معنی این است که ماهیت اجتماعی دارد. از طرفی نیازها، بهره ها، برخورداریها، کارها و فعالیت های او ماهیت اجتماعی دارد و جز با تقسیم کارها و تقسیم بهره ها و رفع نیازمندیها در داخل یک سلسله سنن و نظامات، میسر نیست. از طرف دیگر نوعی از اندیشه ها، ایده ها، خلق و خوی ها بر عموم حکومت می کند و به آنها وحدت و یگانگی می بخشد» (مطهری، ۱۳۶۸:ص۴۸)
با این تعاریف می توانیم به تعریف جامعی از جامعه به قرار زیر اشاره کنیم:
یک جامعه جمعیتی سازمان یافته از اشخاصی است که با هم در سرزمینی مشترک سکونت دارند، با همکاری در گروه ها نیازهای اجتماعی، ابتدایی و اصلی شان را تأمین می کنند و با مشارکت در فرهنگی مشترک به عنوان یک واحد اجتماعی متمایز شناخته می شود.
۲-۲-علوم اجتماعی وکاربردهای آن
تا آنجا که تاریخ نشان می دهد، انسان از ابتدای حیات خود به صورت گروهی و دسته جمعی
زندگی می کرده است. حتّی انسانهای غارنشین و بشری که در قلب جنگلها یا در جزایر دورافتاده زندگی می کرده، در هر زمانی و مکانی که نشانی از اوست، انسان اجتماعی بوده است و با اطرافیان خود در ارتباط و تعامل متقابل بوده است و کمتر می توان انسان را جدا از اطرافیانش ملاحظه و بررسی کرد یا زندگی انفرادی برای او قائل شد.
گذشته از بقایای جسمانی موجودات (مانند اسکلتها و فسیل ها) تمامی آثاری که از گذشته انسان بر جای مانده از هنرها و دست افزارها، تکنولوژی و پیشرفت هادر نتیجۀ ارتباط انسانها با یکدیگر به وجود آمده است.
حتّی محدودترین جمع انسانی که خانواده است از زن و مرد و فرزندان آنها تشکیل می شود این نخستین هستۀ یک جامعه کوچک است که این ها نیز با یکدیگر در ارتباط و کنش متقابل هستند به طور کلّی اگر انسانها با هم ارتباط نداشته باشند؛ حتّی ساده ترین نیازهایشان رانمی توانند رفع کنند.
«صورتی از این نوع سازمان را می توان با زندگی عشیره ای برخی قبایل که روابط و مناسبات خاص و شجره النّسب معیّن دارند، مشابه دانست. در درون هر یک از این گروه ها، نه فقط مناسبات و روابط خانوادگی و خویشاوندی متفاوت است، بلکه رفتارها، سنّت ها، اخلاق، رسوم، اعمال و حرکات نیز بسیار پیچیده و متنوّع می باشد به طوری که بررسی، شناخت و بحث درباره آنها، رشته های خاصّ علوم اجتماعی را تشکیل می دهد (بروس کوین،۱۳۸۲: ص ۵)
۲-۳-ارتباط اجتماعی
ارتباط انسانها با یکدیگر سبب شکل گیری فرهنگ می شود. تمام دستاوردهای بشری در نتیجه ارتباطات انسانها با یکدیگر به دست می آید. در جامعه امروزی ارتباط در بین انسانها و جوامع، بسیار گسترده شده است. به طوری که کاملاً با جوامع گذشته تفاوت داشته است. عدّه ای این عصر را به علّت اهمیّت این موضوع عصر ارتباطات نامیده اند.
ارتباط اجتماعی عبارت است از فنّ انتقال افکار، اطلاعات و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر.
«به طور کلّی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خویش به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند وقتی که انسان با نگاه، لبخند، نشاط خود را به دیگران نشان می دهد، یا هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح بخیر می گوید و با بیان شفاهی، دوستی و صمیمیت خود را به او می فهماند، به همین ترتیب موقعی که انسان به دیگری نامه می نویسد، با بیان کتبی مقصود خود را به نظر او می رساند با وی ارتباط برقرار می سازد» (نقل ازمعتمد نژاد، ۱۳۸۴:ص۳۶).
زمانی که انسانها پراکنده از هم باشند، هیچ یک از عناصر ارتقای فرهنگی به وجود نمی آید. کودکی که در بین مردم زندگی نکند مثلاً در جنگل بزرگ شود و فاقد هر ارتباطی با دیگران باشد فقط موجودی شبیه انسان است و تنها شباهتش با انسان اندامها و اعضای بدن او می باشد. چنین کودکی همانند حیوانات زوزه می کشد، روی چهار دست و پا راه می رود اگر حتّی بعد از شکل گیری شخصیت او را به جامعه برگردانند و او را آموزش دهند باز هرگز همانند انسانهای دیگر نمی شود لذا ارتباط با دیگران بسیار اهمّیت دارد.
البته همین عمل نوشتن در فرایند ارتباط جای می گیرد. شرام از جمله جامعه شناسانی است که در بسط این پدیده می نویسد عمل من در حال حاضر «نوشتن مطالب کتاب» برقراری ارتباط است. «اما باید بدانیم که ایجاد ارتباط تنها بر اساس وحدت فکر و اندیشه بین فرستنده و گیرنده پیام صورت می گیرد. فرض کنید در همین لحظه شخصی که منزلش آتش گرفته است به اداره آتش نشانی تلفن می کند و کمک می خواهد؛ فرد دیگری در حین راز و نیاز می خواهد به نامزدش بفهماند که دوستش دارد. کار همه این افراد برقراری ارتباط با دیگران است.» (نقل از رشید پور، ۱۳۸۶:ص۳).
۲-۴-مختصری درمورد روابط اجتماعی واجتماعی بودن انسان
زندگی همه انسانها آن گونه به یکدیگر پیوند خورده است که هم برای تأمین منافع مادّی خود و محفوظ ماندنشان از گزند حوادث و خطرها، و هم به خاطر مصالح و کمالات معنوی خود مجبور به ارتباط با یکدیگر هستند. شواهد این امر در زندگی روزمرّه هم کاملاً مشهود است. اگر انسانها به طور پراکنده و انفرادی زندگی کنند؛ حتّی برای تأمین جرعه ای آب آشامیدنی خود، هزاران مشکل خواهند داشت. زیرا این آب باید مراحل زیادی را توسط انسانها پشت سر بگذارد تا قابل مصرف شود. بنابراین اگر زندگی اجتماعی و در نتیجه آن ارتباط انسانها با یکدیگر صورت نگیرد؛ انسان نسبت به انتفاع از زندگی و منافع مادّی دنیا بسیار کم بهره خواهد بود.
در بُعد معنوی، هم قضیه به همین صورت است. باید بدانیم که بسیاری از آشنایی های این افراد با دین، ایمان، خدا، پیامبر و سایر مسائل معنوی، از راه شنیدن و یا خواندن صورت می گیرد. هم چنین این آشنایی ها و شناخت ها بیشتر در نتیجه تلقین ها و آموزش های معلّم، پدر، مادر و دیگران حاصل می شود که اگر زندگی اجتماعی نبود، چنین ارتباطی هم در کار نخواهد بود. اگر جامعه و زندگی اجتماعی نبود حتّی انبیاء هم نمی توانستند کار چندانی انجام دهند. پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در همان جامعه کوچک عربستان آن روزگار، وقتی
می خواست پیام خویش را مطرح کند و مردم را دعوت کند. یکی از فرصتهایی را که غنیمت می شمرد و منتظر فرار رسیدن آن بود؛ ایّام حج بود زیرا مردم در آن روز جمع می شوند.
انسان، یک موجود اجتماعی می باشد، یعنی اعمال و افکارش تحت تأثیر حضور دیگران قرار می گیرد. رفتار اجتماعی در یک خلاء فرهنگی اتّفاق نمی افتد، بلکه بر عکس رفتار اجتماعی قویّاً تحت تأثیر هنجارهای فرهنگی یا قواعد اجتماعی، که نشان می دهند که یک فرد در یک موقعیت خاص چگونه باید رفتار کند، عضویت در گروه های مختلف و ارزش های اجتماعی متفاوت قرار دارد. یعنی، بافت فرهنگی بر رفتار، عقاید و ادراک افراد اثر می گذارد.
انسان، موجودی اجتماعی است و اجتماعی بودن وی مستلزم ایجاد و گسترش رابطه با دیگران است. «روابط انسانها برای اینکه در جهت تأمین نیازهای اساسی انسان، باعث برخورداری از یک زندگی سالم روانی و اجتماعی شود ، باید بر اساسی استوار شود که همه ی جنبه های مادّی- معنوی و دنیوی – اخروی وی را مدّ نظر قرا ردهد و دغدغه تأمین سعادت جامع و همه جانبه انسان را داشته است.» (گنجی، ۱۳۷۸: ص ۳۳۲)
۲-۵- اجتماعی شدن چیست؟
اجتماعی شدن، فرایندی است که به انسان می آموزد که چگونه در جامعه به عنوان یک عضو مؤثّرمشارکت کند.در روند اجتماعی شدن ،انسان می آموزدکه با اعضای دیگر جامعه همکاری کند واز هنجارهای اجتماعی پیروی کند ونقش های خود را با توجّه به قواعد ومقرّرات جامعه، به درستی ایفا کند.در فرایند اجتماعی شدن است که میراث فرهنگی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود فرد شخصیت خود را می یابد ودر طول آن تصویر خاصّی از خود می سازد.
«هر چند که اجتماعی شدن ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد امّا در اجتماعی شدن افراد، اهداف مشترکی وجود دارد که در همه جوامع کم وبیش یکسان است.این اهداف مشترک عبارتند از:
اجتماعی شدن به نحوی صورت می گیردکه افراد در طول آن بر خویشتن مسلّط شوند وارزش های اجتماعی در وجود آنها حک می شود بر طبق موازین وفرهنگشان رفتار می کنند ومهارت های ضروری را برای زندگی کردن فرا می گیرند.هم چنین با اجتماعی شدن، دانشها وشیوه های زندگی کردن مردم در یک فرهنگ معیّن از نسلی به نسل دیگرمنتقل می گردد این اجتماعی شدن انسان صرفاً در فرایند ارتباط با دیگران صورت می گیرد.»(کوین،۱۳۸۲:ص۱۱۶)
۲-۶- ویژگی های انسان اجتماعی
شاید بتوان ادّعا کرد که بسیاری از انواع جانوران وحتّی حشرات نیز دارای زندگی گروهی هستند،سازمان اجتماعی خاصّی دارند ودارای ویژگی های اجتماعی مخصوص به خود هستند،شکلی از خانواده ،رهبری ،اطاعت،حمایت،دفاع دسته جمعی،شکار،تغذیه،نگهداری وذخیره مواد وحفظ نوع به صورت اجتماعی در میان آنها دیده می شود.زندگی اجتماعی حشراتی مانند مورچه،موریانه وزنبور عسل به صورت شگفت انگیزی سازمان یافته است،یا رفتارهای اجتماعی نوعی سگ آبی وبرخی از میمون ها به صورت یک سازمان کامل اجتماعی دیده می شود امّا زندگی اجتماعی انسان ویژگی هایی دارد که آن را به طور کامل از حیوانات متمایز می کند
۱-زندگی اجتماعی حیوانات،حالت وشکل کم و بیش ثابتی را نشان می دهد و تغییرات آن در صورت وجود-اندک ونامحسوس است؛به عبارت دیگر زندگی اجتماعی حیوانات خالی از ابتکار وخلاقیت است ونسلی بعد از نسل دیگر به همان صورت ثابت وپایدار که نزد پدران ملاحظه شده است تکرار می شود.
۲-زندگی اجتماعی حیوانات، تابع محیط وخصوصیات آن است و جامعه حیوانات کمتر می تواند بر حسب نیاز خود در محیط تغییری ایجاد کند،بلکه بر عکس، به هنگام نیاز از محیطی به محیط دیگر می رود امّا انسان در عین حال که از محیط خود متأثّر می شود و عوامل بیرونی بر روی نحوه معیشت وزندگی فردی واجتماعی او اثر می گذارند ولی در نتیجه ارتباط با دیگران زندگی را آن گونه که باید می سازد واصلاح می کند؛ یکی از بارزترین نشانه های ارتبا ط انسان با دیگران تکامل ابزار وآلاتی مانند ابزار وآلات شکار،جنگ افزارها، وسایل زندگی،حمل ونقل وغیره است که در آغاز حیات اجتماعی انسان بسیار ساده بوده وبتدریج تکمیل شده است ودر نهایت به صورت فنون کاملاً پیچیده درآمده است به علاوه، ابداعات فکری و هنری ونیزکمال یافتن جامعه ،روابط تازه ای را در جامعه انسانی به وجود آورده است.
زندگی به صورت انفرادی و در تنهایی آسیب هایی دارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
۲-۷-تنهایی، هراس دائم انسانها
همانا هنگامی که انسان از مردم و جامعه جدا می شود و در تنهایی به سر می برد؛ به زودی افکاری درباره خودکشی، اعتیاد و انحراف به ذهن او راه می یابد. درنتیجه این أمر امروزه راهکاری به نام «گروه درمانی» در بین مردم رواج پیدا کرده است. برای درمان این گونه افکار بیمارگونه. زیرا کسانی که درغم فرو می روند و حرف هایی چون پوچ گرایی، هرج و مرج و زبونی به زبان می آورند؛ به عقیده روان شناسان مؤثّرترین راه برای درمان، بازگرداندن آنها به آغوش جامعه است که در آن با مردم ارتباط منظّم و دائمی داشته باشند.
«امیل دورکیم،جامعه شناس معروف فرانسوی، زمانی که اثر برجسته اش «خودکشی» را تألیف کرد، در جست و جوی علل و عوامل این پدیده بود که به مفهوم «خلاء اجتماعی» در اروپای زمانش به تحقیق پرداخت و دید فقر، معلول بودن، ناتوانی و … هیچکدام خودکشی را تبیین نمی کند. بر عکس کشورهایی چون جوامع اسکاندیناوی چون در رفاه سرآمد دیگرانند بیشتر تن به خودکشی می دهند بنابراین با مفهوم خلاء اجتماعی می دید هر قدر فاصله انسانها از جامعه بیشتر است؛ به همان نسبت به خودکشی نزدیک تر می شوند.» (ساروخانی، ۱۳۶۷: ص۶)
حتّی در بین پیروان ادیان مختلف از جمله کاتولیک، ارتباط آنها با خدای متعال در کلیسا صورت می گیرد زیرا آنها در این مکان می توانند از یکدیگر دیدار کنند و با هم صحبت کنند.
درطول تاریخ، تنهایی همواره روح انسان را می آزرد؛ گویا علّت رجحان فرزند پسر هم همین بوده است زیرا اگر فرد فرزند پسر به دنیا آورد می توانست خود را از تنهایی نجات دهد و با او زندگی کند.
«زمانیکه بود لر، اثر معروفش «گلهای جهنم» را نوشت و در آن از بیداد زندگی سخن به میان
می آورد و زندگی را همچون تنور داغی می دانست که ما انسانها با جهیدن در آن یا به قولی «زندگی»در آن از گرمایش اجتناب می کنیم؛ متفکّران رئالیست گفته اند بودلر عشق به زندگی را فراموش کرده است.
یا زمانی که روسو اثر معروفش «تفکّرات تنهایی» را به نگارش در آورد و از تنهایی و آزادی هایش ستایش به عمل آورد. ولتر در جوابش به طعنه نوشت: آقای روسو کتابتان را خواندم و لذّت بردم اما در پایان وسوسه شدم که به سوی جنگل راه گشایم و چهار دست و پا راه بروم. اندیشمندان جدید و روان شناسان تا آنجا در بحث از اهمیّت ارتباطات انسانی سخن رانده اند که می گویند «بگو با کی دوستی تا بگویم هستی.» (همان،۱۳۶۷:ص۷)
۲-۸- آسیب های فقدان ارتباط جمعی
زمانی که انسانها به صورت پراکنده و جدای از یکدیگر زندگی می کنند؛ علاوه بر اینکه هیچ یک از عناصر ارتقای فرهنگ شکل نمی گیرد؛ ویژگیها، صفات و خصوصیات انسانی هم در افراد به وجود نمی آید. برای مثال کودکی که در جنگل و در بین حیوانات بزرگ شود تنها شباهت او با انسان همان اعضا و اندام های جسمی او است و او مانند حیوانات زوزه می کشد و روی چهار دست و پا راه می رود حتّی بعد از شکل گیری شخصیت او در جنگل اگر او را به جامعه برگردانند و او را آموزش دهند؛ هرگز نمی تواند مانند انسانهای دیگر شود. عدم ارتباط با دیگران آسیب های دیگری برای فرد دارد که به شرح زیر می باشد.
۲-۸-۱-فقدان زبان:زبان، یکی از مهم ترین ابزار ارتباط اجتماعی می باشد، اگر کسی از نعمت زبان محروم باشد از حضور دیگران در کنار خود کمتر بهره مند می شود.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 316
  • 317
  • 318
  • ...
  • 319
  • ...
  • 320
  • 321
  • 322
  • ...
  • 323
  • ...
  • 324
  • 325
  • 326
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها | قسمت 29 – 8
  • تحلیل چند متغیره تابع چندکی و کاربردهای آن- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی تاثیر توجهات سمعی و بصری محیط فروشگاه بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد : نقش سیاست ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین با موضوع بازمهندسی فرآیند‌های مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی برای ارائه استراتژی‌های بازاریابی- فایل ۲ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره : تهیه کرم حاوی عصاره حلزون و روغن شترمرغ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پایان نامه با موضوع شرح مشکلات دیوان خاقانی( هفت ترکیب ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | ارزیابی عملکرد و بهره‌وری سازمان تحقیقاتی – 4
  • دانلود منابع تحقیقاتی : دانلود پایان نامه در رابطه با : جداسازی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد درباره بهبود نقشه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله جنین شناسی شکاف لب و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با رابطه بین ابعاد شخصیتی مدیران ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیقات انجام شده در مورد بررسی انتقال جرم و حرارت به روش انتگرالی در جریان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی درباره :بررسی حلالیت تارتاریک اسید با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – مبحث سوم-شرایط پرداخت نفقه – 2
  • تحقیقات انجام شده در رابطه با مسئولیت و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع مطالعه رابطه بین خط ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه با موضوع پیش‌بینی رویگردانی مشتریان در مدیریت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • " دانلود پایان نامه و مقاله | هدف اصلی ۲: بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت و عملکرد غیر مالی؛ – 10 "
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | آموزش های مهارتی – 4
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی رابطه بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده | ۲-۱۶) تاثیر کیفیت ادراک شده بر رضایتمندی از برند – 1

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان