مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع علمی پایان نامه : منابع پایان نامه درباره :واکنش سرمایه گذاران به ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

: اقلام تعهدی اختیاری
n : تعداد سال‌های دوره‌ی برآورد
l : عبارت است از سال اندیس که دارای بازه‌ی(t-n , t-n+1 , … , t-1 )
۲-۲-۹-۴- مدل صنعت[۸۶]
مدل صنعت که توسط دکو و اسلون[۸۷] در سال (۱۹۹۱)، ارائه شده است ،بر این فرض استوار است که اقلام تعهدی غیر اختیاری در طول زمان ثابت هستند. این مدل فرض می‌کند که انحراف در تعیین بخش اقلام تعهدی غیر اختیاری در شرکت‌هایی که در یک صنعت هستند، معمولی می‌باشد. این مدل اقلام تعهدی غیر اختیاری را به صورت زیر محاسبه می‌کند:

که در آن :
: اقلام تعهدی غیر اختیاری در سال t.
Median: متوسط ارزش کل اقلام تعهدی در سالt.
: پارامترهای خاص هر شرکت می‌باشد که با بهره گرفتن از OLS مشاهدات برآورد می‌شوند.
۲-۲-۹-۵- مدل جونز
جونز[۸۸] در سال (۱۹۹۱)، با ارائه مدل زیر سعی کرد تا اثرات تغییر شرایط اقتصادی شرکت‌ها به اقلام تعهدی غیر اختیاری را کنترل کند.

که در آن:
: جمع کل اقلام تعهدی شرکتi در سال t
: تغییر در دارایی‌های جاری شرکت i در سال t
: تغییر در وجوه نقد شرکتi در سال t
: تغییر در بدهی‌های جاری شرکت i در سال t
: تغییر در حصه جاری بدهی‌های بلند مدت شرکت i در سال t
: هزینه استهلاک دارایی‌های ثابت و نامشهود شرکت i در سال t
: اقلام تعهدی غیر اختیاری شرکت i در سال t
: جمع کل دارایی‌های شرکت i در سال۱- t
: تغییر در درآمد شرکت i بین سال‌های t و۱- t
: اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات (ناخالص) شرکت i در سال t
پارامترهای برآورد شده مختص شرکت است که با بهره گرفتن از مدل زیر از طریق روش تخمین حداقل مربعات بدست می‌آید:

که در آن:
: جمع کل اقلام تعهدی شرکتi در سال t
: جمع کل دارایی‌های شرکت i در سال۱- t
: تغییر در درآمد شرکت i بین سال‌های t و۱- t
: اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات (ناخالص) شرکت i در سال t
: خطای مدل در سال t برای شرکت i

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲-۹-۶- مدل تعدیل شده جونز(۱۹۹۵)
دچو و همکاران با ارائه مدلی که از آن پس “مدل تعدیل شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی جونز” نام گرفت، با مدلهای جونز، هیلی، دی‌‌‌‌‌‌‌‌آنجلو و نیز مدل صنعت، مورد مقایسه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مدل تعدیل شده‌‌‌‌‌‌ی جونز از قدرت بیشتری برای کشف مدیریت سود در واحد‌‌‌های تجاری برخوردار است. به نظر ایشان در مدل جونز به طور ضمنی فرض بر این است که اقلام درآمد نه در زمان برآورد پارامترهای مدل (دوره رویداد) و نه در زمان تخمین مدیریت سود (دوره برآورد) مورد اعمال و دستکاری مدیریت قرار نمی‌‌‌‌گیرند. آنها با نقض این فرض تغییرات فروش (درآمد) را در دوره ی برآورد نشأت گرفته از مدیریت سود می‌دانند. بنابراین با وارد کردن تغییرات حسابهای دریاقتنی به این منظور در مدل اولیه جونز مدل تعدیل شده‌ی جونز را به شرح زیر ارائه می‌دهند:
NDAiو t = α۱(۱/Aiو t-1) + α۲ [(∆REV – ΔREC)/Aiو t-1 ] + α۳(PPEit/Aiو t-1)
∆REC : تغییرات در حسابهای دریافتنی.
بقیه قسمت‌ها مانند مدل Jones می‌باشد.
در تحقیق حاضر بنا به تحقیق دچو و همکاران از مدل تعدیل شده جونز (۱۹۹۱) برای محاسبه اقلام تعهدی استفاده می‌شود.
۲-۳- مالیه رفتاری و مباحث مرتبط با آن
با توجه به نزدیکی مباحث رفتاری و اقتصادی در جهت بررسی و مطالعه مالیه رفتاری در ابتدای امر به ارائه مطالب هرچند کوتاه در ارتباط با اقتصاد رفتاری پرداخته می شود و در ادامه بحث مالیه رفتاری که می تواند یکی از موضوعات اقتصاد باشد پیگیری می گردد .
اقتصاد رفتاری[۸۹] رشته‌ای است که با روش علمی در فضای “روان‌شناسی” شناختی، فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد. از آنجا که واحد تحلیل در این دو علم، فرد و رفتار او می باشد تعامل بین علم اقتصاد و روان ‎شناسی می تواند برای نظریه پردازی اقتصادی مورد استفاده اقتصاددانان قرار گیرد در طی سال‌های اخیر محققانی هم چون دانیل کانمن[۹۰] ، آمارس تورسکی[۹۱]، دیک تالر[۹۲] و اخیراً نیز کالین کامرر [۹۳]و جرج لاونستین[۹۴] ، برخی از اصول و اندیشه‌های علم اقتصاد را به عنوان اصولی غیر واقع گرایانه از نظر روانشناختی، مورد انتقاد قرار داده‌اند.اقتصاددانانی نظیر کنت ارو[۹۵] ، پیتر دیاموند[۹۶]، دان مک فادن[۹۷] تنها تحقیقات اندکی را در این زمینه انجام داده‌اند ولی گستردگی اقتصاد را ترویج ننموده‌اند این نابسامانی به وجود آمده در مورد واقع گرایی روانشناختی هم اکنون منجر به بروز به نتایجی گردیده است.عمدتاً تلاش‌هایی تحت عنوان”علم اقتصاد رفتاری” صورت گرفته تا از نظر روانشناختی ماهیت و نتایج بسیار واقعی تر از طبیعت انسان در علم اقتصاد بدست آید که این ماهیت‌ها به طرز نامحدودی در دهه اخیر، گسترش و فزونی یافته است.تاجایی که امروز علم اقتصاد رفتاری جایگاه خود را در اقتصاد متعارف باز کرده است.
اقتصاد رفتاری به دنبال افزایش قدرت توضیح دهندگی علم اقتصاد از طریق واقعی تر کردن بنیان‌های روانشناسی است.هسته اصلی اقتصاد رفتاری اعتقاد به افزایش واقع گرایی زیربناهای روانشناختی علم اقتصاد است که سبب بهبود نظریه‌های اقتصادی در انجام وظایف خود نظیر توصیف بهتر تئوری‌ها، پیش‌بینی بهتر حوادث و پیشنهاد سیاست‌های اقتصادی بهتر می‌شود.البته این دیدگاه در جایگاه نفی اساس اقتصاد نئوکلاسیک برپایه حداکثر کردن مطلوبیت، تعادل و کارایی قرار ندارد.چراکه دیدگاه نئو کلاسیک مفید است و چارچوب تئوریک مناسبی برای تحلیل‌های اقتصاددانان فراهم می‌آورد که در خیلی از زمینه‌ها نیز پیش بینی‌های صحیحی انجام می‌دهد اما در برخی موارد ناکارآمد است و می‌بایستی تعدیل شود که این مجرای بروز علم اقتصاد رفتاری است. اکثر مقالات در زمینه اقتصاد رفتاری تعدادی از فروض بنیادین اقتصاد نئوکلاسیک را با توجه به واقع گرایی روانشناختی تعدیل می‌کند.البته اقتصاد رفتاری را نباید به عنوان نظریات رادیکال در نظر گرفت.چراکه فقط به دنبال آزاد کردن فروض ساده کننده اساس اقتصاد نئوکلاسیک است.برای مثال اقتصاددانان نئوکلاسیک به طور مشخص ابراز می‌کنند که انسان‌ها در مورد انصاف و عدالت نگران نیستند.که با حذف این فرض می‌توان به نظریات واقعی تر در علم اقتصاد رسید.
با بهره گرفتن از روانشناسی و علم اقتصاد، بر این فرض تاکید می‌کند که مبانی شناخت آدمیان، آنان را از تصمیم‌های عقلایی دور می‌کند حتی اگر آنان بیشترین تلاش خود را برای پیدا کردن گزینه‌های عقلایی به کار بندند به عبارت دیگر فروض سفت و سخت عقلانیت که در مدل سازی اقتصادی استفاده می شود را با‌ فروضی که سازگار با درک روانشناختی هستند، و در حالی که ادعا و تاکید بر ساختار ریاضی و توضیح رخدادهای طبیعی دارند، جایگزین می کند. البته برای چندین دهه، دانشمندان علوم اجتماعی مدل‌های اقتصادی را بدلیل فرض عقلانیت و خردپذیری زیاد مورد انتقاد قرار داده‌اند و اقتصاددانان نیز از این مدل‌ها به عنوان یک تقریب مفید و خوب همواره دفاع کرده اند.
مالیه رفتاری شامل بخش گسترده ای از جنبه های روان شناسی وعلوم اجتماعی است که با فرضیه بازار کارا تناقض دارد. در حقیقت مالیه رفتاری مطالعه چگونگی تفسیر وعمل بر مبنای اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه توسط افراد است به عبارت دیگر به دنبال تأثیر فرایندهای روان شناختی در فرایند تصمیم گیری است. قصد مالیه رفتاری تجزیه و تحلیل و بررسی پدیده های جامع بازار بر اساس مکانیسم های روانی رفتار های سرمایه گذاری است (شیائو و همکاران ،۲۰۰۶).
عوامل مربوط به یک مدل اقتصاد روان شناختی چیست؟ ونرایج یک توضیح بسیار خوبی در این زمینه می دهد. اصولی که از مردم ارائه شده این است که پدیده های اقتصادی یکسان ممکن است ،درک متفاوت وغیر معقولی داشته باشد . شناخت مردم ذهنی و قضاوتی است .به عنوان یک نتیجه ،واکنش و پاسخ هر یک از آنها ممکن است از دیگری متفاوت باشد اما در هر زمان ممکن است بر واکنش ودرک دیگری اثر بگذارد . با درنظر گرفتن این فرض که سرمایه گذاران عقلایی وتحت تئوری مالی مدرن عمل می کنند انحراف قیمت بازارسهام در بیشتر مواقع برابرارزش ذاتی آن خواهد بود که منعکس کننده تمام عوامل اساسی از سهام مانند وضعیت مالی ،سودآوری ،عملکرد ،عوامل زیست محیطی ،چرخه اقتصادی ،محیط قانونی، رقابت ،چشم انداز رشد ،عوامل صنعتی و…. در تئوری مالی مدرن ،اثر عوامل روانی در نظر گرفته نمی شود و بسیاری ازمردم می توانند به برآوردی عادلانه ای ازارزش ذاتی وارزش عادلانه سهام برسند .عوامل انسانی در بازار های سرمایه گذاری مانند همه ی بازارهایی که بوسیله انسان ایجاد شده بسیار مهم هستند اهمیت مالیه رفتاری در توضیح سود بازار سهام، در سال ١٩٨٠ مورد توجه قرار گرفت .مخصوصاَ بعد ازایجاد تئوری چشم انداز توسط پروفسور کانمان و پروفسور تیورسکی که توانستند به عنوان دانشمندان برجسته در این زمینه تحولی را ایجاد کنند برای اولین بار مالیه رفتاری رابه رسمیت شناختند . پژوهش های مالیه رفتاری تنها مربوط به تئوری و نظریه نیستند .بسیاری از انواع بازار ها می توانند بوسیله تحقیقات اختصاصی که در این زمینه صورت گرفته توضیح داده شوند .ناتوانی تشکیل یک نظریه منسجم از مالیه رفتاری می تواند به دلیل پیچیدگی رفتار انسان باشد.
۲-۳-۱- مرحله ی گذر از مالی استاندارد
چندی پیش که زمان زیادی نیز از آن نمی گذرد، در حوزه مالی به افراد توجه نمی شد، پایه و اساس بسیاری از تصمیمات در طی سالهای بسیاری می بایست از مجرای چهار مرحله ی تصمیم گیری و یا برنامه ریزی می گذشت. در طی این فرایند ابتدا به طرح و شناسائی مسئله پرداخته می شد. سپس راه حل های مختلف پیدا می شد. در مرحله بعد چندین آلترناتیو[۹۸] مختلف مورد بررسی و توسعه قرار می گرفت ودر مرحله آخر بهتربن راه حل انتخاب می گردید. به همین علت آن را فرایند حل مسئله[۹۹]نامیده اند. اعتقاد بر آن بود که انسان عاقل در اتخاذ تصمیمات پیش روی خویش ازهمه ی این مراحل گذر می نماید تا بهترین تصمیم را اخذ نماید. چنین اعتقادی دیدگاه تازه ای را به وجود آورد که همانا” تصمیم گیری عقلانی [۱۰۰] ” نام دارد در حوزه مالی و اقتصادی به طور عام و سرمایه گذاری به طور خاص راه صحیح رسیدن به حداکثر نمودن حقوق صاحبان سهم یا گاهی سود را گذر ازمعبر تصمیم گیری عقلانی می دانستند. یافته های یوجین فاما در مورد بازارهای کارآ راه را بر این تفکر هموارتر ساخت و نیروی اشاعه به این دیدگاه را درگستره ی جهان فزونی بخشید. پس از مطرح شدن فرضیه ی بازار کارا در دهه ی ۱۹۶۰ تحقیقات بسیاری روی این مفروضات و قابلیت توضیح آن در روندهای بازار سرمایه ، صورت گرفته است . تئوری آربیتراژ[۱۰۱] میلر و مودیگلیانی، [۱۰۲] تئوری پرتفوی مارکویتز[۱۰۳]تئوری قیمت گذاری دارائیهای سرمایه ای[۱۰۴]که توسط شارپ و لینتر [۱۰۵] مطرح گردید و تئوری قیمت گذاری اوراق اختیار معامله از بلیک، مرتون و اسکولز[۱۰۶]اساس،پایه و شالوده ای به وجود آوردند که مباحث مالی استاندارد، به عنوان یک دانش، بر پایه این تئوریها، شکل گرفتند(بیدگلی وکرد لویی،۱۳۸۸).
فرض اساسی تمام این تئوریها ، کارائی بازار است و چنین فرض می کنند که بازارها، قابل تجزیه و تحلیل و بررسی هستند ، بر این پیش فرض استوار است که فعالان بازار به صورت عقلایی، عمل می کنند. این عقلانیت از این راه ظهور پیدا می کند: افراد در بازار براساس تئوری مطلوبیت مورد انتظار تصمیم گیری می کنند و پیش بینی هایی را در رابطه با آینده انجام می دهند طبق فرضیه بازارکارا، قیمت های دارایی مالی در برگیرنده همه اطلاعات موجود مربوط به آن دارایی هاست و قیمت ها در هر زمانی به عنوان تخمین بهینه ای از ارزش صحیح سرمایه گذاری شکل می گیرند . این فرضیه بر این اساس قرار دارد که سرمایه گذاران رفتار عقلایی دارند . به این معنی که همه اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش کرده و به دنبال حداکثر ساختن مطلوبیت مورد انتظار هستند . به بیان دیگر دارایی های مالی همیشه به صورت عقلایی قیمت گذاری می شوند ، بنابراین قیمت ها زمانی که ظهور پیدا می کنند حرکتها و تغییرات بعدی آنها قابل پیش بینی نیست زیرا تغییرات قیمت تنها به علت اطلاعات جدیدی که در بازار جریان می یابد اتفاق می افتد و در نتیجه کسی نمی تواند بازده غیر عادی و بالاتر از میانگین را داشته باشد (شهر آبادی و یوسفی ،۱۳۸۶).
در این تئوری جایی برای احساسات انسانی و خطای شناختی درتصمیم گیری های مالی باقی نگذاشته است. اندیشمندی به نام هربرت سایمون نظریه ای را تحت عنوان” عقلانیت محدود [۱۰۷] ” عنوان نمود. وی بر این اعتقاد بود که افراد در تصمیم گیری خود-چه اقتصادی وچه غیر اقتصادی – آنگونه که در فرایند تصمیم گیری عقلانی عنوان شده عمل نمی کنند. علت این امر را عقلانیت محدود افراد دانست. به نظر سایمون افراد در شرایط روزمره وتصمیمات خود زمانی که به یک راه حل ،پاسخ و یا موردی که به اندازه کافی خوب باشند برسند همان را بر می گزینند. به همین علت گاه به این نظریه ،نظریه ی”اندازه ی کافی خوب [۱۰۸]” نیز اطلاق شده است .چنین دیدگاهی به علت نزدیک تر بودن به دیدگاه های اقتصادی و حتی سیستمی مورد توجه قرار گرفت تاجائیکه حتی با استناد بر آن نوعی انقلاب فکری در مکاتب اقتصادی و مالی به وقوع پیوست و در نتیجه مکتب فکری جدیدی را به وجود آورد .مکتب فکری جدید تدریجا در دهه ی ۹۰ به عنوان یکی از زمینه های مالی پذیرفته شد.این مکتب فکری با مشاهده ناتوانی مدل های موجود ،که مبتنی بر عقلانیت کامل و عدم وجود آربیتراژ یا حذف چنین فرصت هایی در کوتاه مدت بودند (بیدگلی وکرد لویی ، ۱۳۸۸).
در طی دهه اخیر اندیشمندان مالی سعی در تبیین و یافتن علل موارد خاص فوق، با کمک از سایر علوم، همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک بودهاند. از اینرو حوزه های میان رشتهای تحت عناوین اقتصاد مالی، اقتصاد سنجی مالی، ریاضیات مالی، نظریه بیمه و نظریه تصمیمگیری به سرعت شکل گرفت. از مطالعاتی که در این زمینه به سرعت گسترش یافت و تا حدودی توانست پدیده های مذکور را تبیین نماید، ادغام نظریههای اقتصادی با نظریههای رایج روانشناسی بود، که تحت عنوان مالی رفتاری[۱۰۹] مطرح شد. از بنیانگذاران این حوزه از دانش مالی روانشناسی مشهور دانیل کاهنمن[۱۱۰] است که در سال ۲۰۰۱ به خاطر ارائه مدلهایی جهت تبیین رفتار سرمایهگذاران تحت شرایط عدم اطمینان به دریافت جایزه نوبل اقتصادی نائل شد.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد درباره : بررسی فقهی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

د ـ و سرانجام باید دید که آیا می توان نظریه کارشناس را به عنوان دلیل مستقل دانست؟
الف) نظریه کارشناس به منزله شهادت
در صورتیکه نظر اهل خبره را همانند شهادت بدانیم، ناگزیر باید تعدد و عدالت را در آن شرط کرد. با این وصف نظر مذکور «بینه شرعیه» است و ضرورتی ندارد که حاکم یقین پیدا کند زیرا حجیت بینه تعبدی است. چنانچه ذکر شد، در «دیه عمد» که آبستن بودن چهل شتر از صد شتر را شرط کرده اند، محقق می فرماید: «ولو اختلف فی الحوامل رجع الی اهل المعرفه» و سپس صاحب جواهر می گوید:«ولاولی اعتبار العداله و التعدد».
اما گفته اهل خبره اساساً با شهادت تفاوت دارد. زیرا شهادت «اخبار عن حس» می باشد و شاهد از مشهودات عینی خود خبر می دهد، یعنی شاهد آنچه را دیده یا شنیده است بیان می کند. اگر گفتار اهل خبره نیز به این درجه از حس مشهود برسد، عنوان «شهادت» را برای آن می پذیریم، ولی گفتار اهل خبره نوعا «اخبار عن حدس» است یعنی خبره از نظر و رای خود خبر می دهد و کارش همانند فتوی و آرای صاحب نظران از قبیل مهندس و طبیب و نظایر اینهاست، که همگی از روی ادله و آثار به وجود مدلول و صاحب اثر پی می برند. در واقع، در شهادت، عین مشهود به باید لمس شده باشد. بنابراین استظهار و حدس، هر چند قطعی باشد، شهادت مصطلح نیست. نظر کارشناس ازنظر موضوع نیز غیر از شهادت مى باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

چرا که گاه شخص در مقام تعیین قیمت مثلا خبر مى دهد که قیمت جنس معین در بازار این مقدار معین است، چنین اخبارى شهادت محسوب مى شود, چون از یک واقع معینى خبر مى دهد. ولى گاه مى شود که شخص در مقام تعیین قیمت در اثـر کـثـرت مـمـارسـت و دانـش مـربـوط به آن، طبق نظر خود تعیین قیمت مى کند، چنین اخـبـارى شهادت نبوده، بلکه اظهار نظر مى باشد.
نتیجه آنکه، گزارش اهل خبره را اگر از باب شهادت معتبر بدانیم و تعدد و عدالت و دیگر شرایط لازمه را که در شهود است لحاظ کنیم حصول علم دیگر لازم نیست اگر چنانچه علم به خلاف آن نداشته باشیم این امر موضوعیت خواهد داشت و اعتبار و حجیت دارد.
ب) نظریه کارشناس تحت عنوان اخبار عدل واحد
در گزارشات کارشناسی غالبا به مشاهدات و برخوردها اشاره می شود و چگونگی رسیدگی به جرم بیان می گردد. در بیشتر آزمایشها هم گزارش اموری می آید که کارشناس توسط دستگاه ها و وسائل مشاهده و آزمایش، دیده و لمس کرده است و این ها جمعا، اخبار از حس مشهود می باشند.
مطلبی که مورد انکار است قبول اخبار از «حدس و نظر»کارشناس است. گزارش کارشناس از باب «قاعده حجیت خبر واحد در موضوعات» معتبر و دارای ارزش باشد و این مبتنی بر این خواهد بود که بتوان حجیت این قاعده در موضوعات و یا عدم حجیت آن را که یک حکم فقهی است با توجه به منافع فقهی استنباط نمود.
مسئله این است که آیا اخباری را که از محسوسات کارشناس حکایت می کند باید به عنوان خبر عدل واحد (صدق العادل) پذیرفت؟ در پاسخ می توان گفت عموم حجیت خبر واحد تنها در موارد خاصی تخصیص یافته است،.مثلا در باب وصیت آمده است: وصی می تواند به «اخبار عدل واحد» استناد کند و نیز در باب وکالت آمده است: عزل وکیل با خبر ثقه ثابت می شود.
حال اگر قاضی بخواهد شخصاً در اطراف موضوع «مورد اتهام» تحقیق نماید ممکن است به وسیله امناء خود در مقام جستجو بر آید و به منظور تحقیق امین خود را بفرستد تا وی پژوهش کند و ببیند آیا فلان چیز در فلان مکان یا در فلان وضع وجود دارد یا نه؟ در این صورت خبر این امین، چرا نباید مشمول عموم (صدق العادل) قرار گیرد؟
خلاصه آنکه عموم و اطلاق دلیل حجیت خبر واحد قاصر از آن نیست که مورد بحث را شامل گردد.
در حجیت و اعتبار خبر واحد در موضوعات نظریات مختلفی وجود دارد که اشاره ای به آن در اینجا لازم است:
نظریه اول – خبر واحد در موضوعات به لحاظ «وثاقت» مخبر در نقل و اخبار حجت است. بر حجیت خبر واحد در موضوعات به دو استدلال ذیل می توان اشاره نمود:
۱)‌ عموم قیاس اولویت: همان طوری که به واسطه ی اخبار واحد (احکام شرعیه) ثابت می شود، موضوعات به طریق اولی ثابت خواهد شد.
۲) بنای عقلا: از جمله ادله‌ی محکم و متقن برای حجیت خبر واحد در موضوعات بنای عقلا و خردمندان است به طوری که عقلاء اعتماد می نمایند به اخبار واحد «ثقه» در امور زندگی خود و این بنای عقلانی مورد اعتماد شارع قرار گرفته از جمله آیه شریفه ذیل: یا ایها الذین امنوا ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا … [۴۵][ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید…] .
نظریه دوم – خبر واحد در موضوعات با اعتبار «عدالت» در مخبر معتبر و حجت است.
نظریه سوم – خبر واحد در موضوعات حجت و معتبر نیست بلکه در موارد تشخیص موضوعات لازم است.
بر این نظریه این گونه استدلال شده است:
ذیل روایت «مسعده بن صدقه» که دارد «و الاشیاء کلها علی هذا حتی یستبین او تقوم به البینه»[۴۶] این جمله از روایت طرق اثبات موضوعات را، در استبانه (علم) و قیام بینه (دو نفر شاهد عادل)‌ محصور نموده است. از این رو اگر خبر واحد حجیت داشت، مانند آن دو طریق بیان می شد، مگر اینکه بگوییم این جمله درصدد حصر نیست چرا که بعضی از موضوعات با استصحاب و یا قاعده ذی الید اثبات می شود ویا اینکه بگوییم در این روایت «بینه» به معنای حجت است، در این صورت این روایت بر حجیت خبر واحد هم دلالت خواهد داشت. ولی این توجیه صحیح نیست چرا که در محل خود ثابت شد که بینه در اصطلاح اخبار و روایات «دو شاهد عادل» می باشد.
حال با توجه به این نظریات اگر حجیت خبر واحد را در موضوعات بپذیریم و لکن تسری آن به باب قضا مشکل است و اعتبار نهادن به اخبار واحد و اتخاذ تصمیم براساس آن دور از احتیاط قضایی است و از این رو استدلال به حجیت نظریه کارشناس از باب خبر واحد عدل یا ثقه متقن و استوار نیست.
اگر گزارش مخبر واحد عدل یا ثقه برای دادرس موجب حصول علم شود این حجت و معتبر خواهد بود. به لحاظ اینکه موجب حصول علم شده و قطعاً حجیت آن برگشت به علمی است که برای قاضی تحصیل شده است و در واقع اخبار وی طریقی برای حصول علم شده که علم حجت است.
ج) نظریه کارشناس و علم قاضی
علم یک طریق عقلی برای رسیدن به واقعیت است و حقیقت و واقعیت آن روشنتر از سایر طرق اثبات است و اعتبار و ارزش علم بیش از سایر طرق از جمله بینه معتبره شرعیّه است. البته علم معتبر در این مقام چنانچه قبلاً ذکر شد، آن علمی است که از طریق اسباب متعارف و عادی حاصل شده باشد. اگر چنین علمی برای قاضی در موضوعی به وسیله ی گزارش و نظریه کارشناس حاصل شد، معتبر و حجت است. مطابق ماده ۲۶۵ ، در صورتی که نظر کارشناس با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد، دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد. لذا نظر کارشناس ممکن است در قالب امارات قضایی مطرح باشد که می تواند موجب علم یا اطمینان قاضی دادگاه یا موثر در حکم قاضی باشد.
آنچه در استفتاثات فقهی قضایی از فقیهان سؤال شده و بدان فتوا داده اند مطابق این مبنا است :
س – نظریات کارشناسان از قبیل پزشکی قانونی، افسران راهنمایی و مانند آنان را از چه بابی حجت می دانید؟
ج – ملاک در باب قضاوت علم حاکم شرع با اقرار مجرم یا بینه معتبره است و امور مذکوره اگر موجب علم و اطمینان حاکم شوند یا در بین آنها بینه معتبره باشد مفید خواهند بود والاّ فی نفسه اعتبار و حجیتی ندارد.[۴۷]
س- نظریه پزشکی قانونی آیا جزء ادله محسوب می شود یا قرینه بر علم قاضی است؟
ج – جزء ادله محسوب نمی شود، ولی اگر قاضی بدین وسیله علم پیدا کرده است، می تواند طبق علم خود عمل کند.[۴۸]
س – رجوع به اهل خبره در موارد تجویز شده قول آنان حجیت دارد یا اختصاص به موارد خاص دارد، در صورتی که اختصاص به موارد معینی داشته باشد، استدعا می شود موارد آن را تعیین فرمایید.
ج – رجوع به اهل خبره در هر موردی که از قول او علم حاصل شود بی اشکال است در غیر این صورت موارد مختلف است در بعضی موارد وثوق کافی است و در بعضی موارد عدالت و تعدد معتبر است.[۴۹]
گزارش اهل خبره به گونه ای است که واقعه را برای حاکم شرع مشهود می سازد با این سنخ گزارش حاکم شخصا به محتوای آن علم حاصل می کند اما در این حالت شرط آن است که قاضی شرع باید با وسائل و ابزار تشخیص جرم و چگونکی کاربرد آنها آشنا باشد تا بتواند به صحت و سقم تشخص گزارش دهنده پی ببرند.
ممکن است بگوئیم که از بیان اهل خبره اطمینان حاصل می گردد. لازمه این امر آن است که خبره باید تا آن اندازه مورد اعتماد باشد، که صرف گزارش وی اطمینان آور باشد. این گونه اطمینان در صورتی حاصل می شود که علاوه بر صدق گفتار، مهارت خبره در رشته مخصوص به خودش محرز باشد. در مسئله مذکور امام مد ظله در «تحریر» می فرمایند «و تکفی الوثاقه» و البته مراعات تعدد را نیز بهتردانسته اند[۵۰]. خلاصه آنکه مناط حصول اطمینان، شخصی است و این امر نسبت به افراد و اوضاع و احوال تفاوت پیدا می کند. چه بسا گزارش یک نفر متخصص فوق العاده ماهر که در صدق گفتار وی تردیدی نباشد، موجب اطمینان می گردد و از گزارش دیگر چنین اطمینانی حاصل نشود. اما در عین حال، اطمینان را صرفاً نمی توان حجت دانست زیرا صرف اطمینان بی آنکه به سر حد علم قطعی برسد، برای قاضی حجیت ندارد.
در این مبنا تنها ملاک و معیار حجیت، علم آوری نظریه کارشناس است. دیگر فرق نمی کند شخص کارشناس فاسق باشد یا عادل، مسلم باشد یا کافر، زن باشد یا مرد، یک نفر باشد یا چند نفر، چرا که ملاک همان علم آوری نظریه کارشناس است که این اوصاف هیچ گونه مدخلیتی در آن ندارد و در حقیقت وصف حجیت برای علمی است که از طریق نظریه کارشناس حاصل شده است. لکن در بسیاری از موارد رسیدن به چنین علمی دشوار است، بعضاً موضوع کارشناسی دارای چنان پیچیدگی خاصی است که خود اهل فن و حرف در آن به اتفاق نظر نمی رسند.
د) نـظر کارشناس به عنوان دلیل مستقل
در مقدمه باید گفت که حجت ودلیل بردو قسم اسـت؛ اول: امورى که حجیت آن ذاتى است و با قطع نظر از باب قضا وفصل خصومت, خود اعتبار ذاتى دارد. مثل بینه و شهادت که اعتبار او مخصوص به باب قضا نیست. دوم : امورى که حجیت و اعـتـبـار آن تنها در باب قضا است مثل قسم و قرعه که حجیت و اعتبارشان اختصاص به باب قضا دارد و تـنـها براى فصل خصومت وضع شده اند. در مورد این بحث باید بگوییم که نظر کارشناس واهل خبره حجیتش از قسم اول و ذاتى است و دلیل اعتبار آن رویه عقلا بر رجوع جاهل به عالم است.
اگر نـظـر کـارشـناس را تنها در مـوارد حـصول اطمینان دلیل بدانیم قاضى نخواهد توانست با استناد به نظرکارشناس راى بدهد مگر آن که خود اطمینان پیدا کند و این براى قاضى در بسیارى از موارد, غیر ممکن است چرا که راى کارشناس بر مبناى حرفه وتخصص است , و چه بسا قاضى در آن حرفه تخصص ندارد پـس نـمـى تـواند به اطمینان برسد. بنابراین نظر کـارشـناس را یا باید تحت عنوان ادله دیگر دانست , یا از باب سیره و رویه عقلا بر رجوع جاهل به عالم، عنوانى مستقل با مبناى اعتبار مستقل برای آن قایل شویم.
سیره و رویه عقلا بر آن است که شخص جاهل در امـورى که احتیاج به نظر وکارشناسى دارد به اهل خبره مورد وثوق و اطمینان مراجعه کند. بنابراین شرایط مربوط به باب شهادت از قبیل تعدد, ذکوریت , عدالت وعدم اتهام در کارشناسى معتبر نیست و تنها وثاقت کارشناس معتبر مى باشد و شـایـد بـتـوان ازمـفـهـوم مـاده ۴۶۰ قـانـون آیـین دادرسى مدنى استنباط نمود که اگر قاضى احـتـمال بدهد که نظر کارشناس با اوضاع و احوال قضیه مطابقت دارد تبعیت از آن بر قاضى لازم باشد.
ماده ۴۶۰ قانون مزبور مى‌گوید: در صورتى که عقیده کارشناس با اوضاع و احوال محقق و مـعـلـوم مـساله موافقت نداشته باشد, دادگاه متابعت آن عقیده را نمى نماید و مفهوم آن چنین اسـت کـه اگر قاضى دادگاه احتمال بدهد عقیده کارشناس با اوضاع و احوال مطابقت دارد پس لازم است که از آن عقیده تبعیت نماید.
ممکن است نظر کارشناس در قالب امارات قضایی مطرح باشد که می تواند موجب علم یا اطمینان قاضی دادگاه یا موثر در حکم قاضی باشند. بخاطر همین است که در ماده ۲۶۵ آمده در صورتی که نظر کارشناس با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد، دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد.
فصل دوم:
قواعد حاکم بر ادله اثبات
ادله اثبات در امور کیفری در نظام آیین دادرسی ما رکن اساسی پرونده مطروح نزد قاضی را تشکیل می‌دهد. چرا که طبق اصل ۳۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «اصل بر برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود». اصل برائت جزء اصول خدشه‌ناپذیر در نظام‌های کیفری است که جز با فراهم آوردن و ارائه ادله کافی و واجد ارزش اثباتی و تحصیل شده از طرق مشروع و قانونی، علیه فرد یا افراد متهم به ارتکاب جرم قابل نقض نیست.
ادله اثبات دعوا از دیرباز در کتب فقها تحت عناوین مستقل مطرح می شود و در زمره قواعد اثباتی و شکلی است. در قانون مجازات اسلامی پنج نوع دلیل احصا شده است که عبارتند از: قسم، اقرار، بینه، قسامه و علم قاضی. در قانونآیین دادرسی کیفری نیز چند نوع دلیل به طرز اختصاصی بیان شده که از آن جمله کارشناسی، معاینه و تحقیق محلی است. سوالاتی که در بحث ادله اثبات دعوا مطرح است این است که آیا ادله اثبات دعوا منحصر به همین موارد ذکر شده در فقه و قانون است یا این که قاضی در تحصیل دلیل آزاد بوده و می تواند در صدور رای از هر دلیلی که برای او ایجاد علم کند استفاده نماید؟ نحوه دلالت ادله اثبات دعوا چگونه است؟ آیا به محض ایجاد دلیل قاضی ملزم به صدور رای است یا اینکه دلیل تنها طریقی است در جهت کشف حقیقت و به خودی خود حائز اثر نمی باشد؟
پاسخ به سوالات فوق، در این مبحث طی دو گفتار بیان شده است. درگفتار اول، در جهت پاسخ به سوال اول به ارزیابی آزادی پذیرش دلیل پرداخته شده است. گفتار دوم در جهت پاسخ به سوال دوم به بررسی نحوه دلالت ادله پرداخته است.

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع بررسی و تبیین مقایسه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
    1. الف. یکی از اشتباهات این تصور است که نهضت پروتستانی نهضتی کاملاً منطقی و انسانی و رو به جلو و عاری از عیب و نقص بود و باید از هر جهت از آن الگو گرفت، در حالی که آن قدر نقاط منفی در این نهضت وجود دارد که باید در هر نوع داوری، نهایت احتیاط را به عمل آورد. واقعیت آن است که نهضت پروتستانی با همه اهمیت و بزرگیش، پرچمدار اصلاحات در حوزه اندیشه و عمل نبود. اصلاً خطاست که فروپاشی جهان قرون وسطی را به نبوغ لوتر نسبت دهیم، همان گونه که خطاست خود لوتر را محصول نیروهایی بدانیم که جهان جدیدی را پدید آوردند.
    1. نهضت اصلاح دینی پدیدهای غربی بود که در مناطق شمال اروپا نفوذ داشت و مهاجرت عدهای از ساکنان اروپا به امریکا در سال ۱۶۰۰ اهمیت بیشتری بدان داد. اما در شرق مسیحی چنین اتفاقی رخ نداد که همین خود جای بررسی و بحث بسیار دارد.
    1. گر چه شاید بیشتر مورخان و محققان آغاز نهضت اصلاح دینی را نصب مواد نود و پنجگانه بر سر در کلیسایی در آلمان بدانند ( که این موضوع از جهاتی به لحاظ تاریخی دچار تردید شده و قطعی نیست)،[۳۰۱] واقعیت این است که تحولاتی این گونه به شدت ریشه در تحولات گذشته خود دارد و نیروهایی که غالبا ً نامرییاند، در زیر ظاهر پدیده ها حرکت میکنند. در سالها و سدههای قبل از این نیز جریانها و جنبشها و چهرههای برجستهای بودهاند که مدافع اصولی مشابه اصول اصلاحگران بودند، اما سرکوب شدند و از آنان تنها یادی در اذهان و کتب باقی مانده است.[۳۰۲] اصلاحگرانی مانند اراسموس و سر توماس مور در سده شانزدهم از کلیسای کاتولیک انتقاد کردند، اما در سده ۱۴ و ۱۵ جان ویکلیف میگفت که کلیسا در امور سیاسی کشورها زیاد مداخله کرده است و از ثروت و بیاخلاقی کشیشان انتقاد میکرد.[۳۰۳]
    1. نهضت اصلاح دینی که در سده شانزدهم از آلمان آغاز شد، پردامنهترین و سرنوشتسازترین برخورد اندیشه ها و تنشهای دینی و اجتماعی را در درون کلیسا را به دنبال آورد. سدههای شانزدهم و هفدهم در کام درگیریها و جنگهای دینی فرورفت که اوج آن، سی سال جنگ در آلمان بود که طی آن، ده میلیون آلمانی کشته شدند. در سایر کشورها از جمله فرانسه، هلند، انگلستان و اسکاتلند نیز وضعیت مشابهی وجود داشت که طی آن کسان زیادی از کاتولیکها به دست پروتستانها یا به عکس با قساوت و سنگدلی و به اتهامات دینی و خیانت کشته شدند. با این حال، در این دوره پرآشوب، سنگ بنای بسیاری از تحولات مثبت گذاشته شد. اروپا در مجموع دویست سال از شروع این واقعه دچار اضطراب و ناآرامی شد و محور همه چیز ایمان در برابر خرد بود و تفتیش و سوزاندن کتاب و جزماندیشی و نارواداری از ممیزات آن بود. با گذشت این دوران پرهیاهو و روشن شدن بسیاری از مسائل بود که جوش و خروشها و هیجانات، جای خود را به عقلانیت داد و البته حتی نقشۀ جغرافیایی اروپای امروز از مناقشات و صفبندیهای آن روزگار متأثر شد.
      1. در باب علل پیدایش نهضت اصلاح دینی سه دیدگاه وجود دارد:[۳۰۴] اخلاقی،[۳۰۵] اعتقادی،[۳۰۶] و اجتماعی.[۳۰۷] بر پایه دیدگاه اخلاقی، علت این نهضت، یک امر داخلی بود که به اصل دیانت یا دیانت مسیح یا دینگریزی مردم ربطی ندارد. نهضت اصلاحات ناشی از نقض قوانین کلیسا و فساد انکارناپذیر اهل دیانت و متولیان امر دین بود. در شریطی که تجرد برای کشیشان فضیلت بود، بسیاری از آنان در نهان راهی دیگر را برگزیدند. بعضی از مورخان کاتولیک بر این اعتقادند که پروتستانهای اولیه اصلاحگران اخلاقی پرشوری بودند که اشتیاق مهارنشدهشان موجب شد که از حدود طاعت فراتر روند. بنا به این تفسیر، این فسادهای اخلاقی بود که همۀ مصلحان اعم از کاتولیک یا پروتستان را درگیر کرد و اگر اختلافی بود، بر سر مصادیق بود نه اصل آن. حال برای این موضوع باید مقایسهای میان یادداشتهای کاردینالها به پاپ در سال ۱۵۳۸[۳۰۸] با اتهامات لوتر در خطاب به اشراف مسیحی کرد. این نکته نیز جای بررسی دارد که چرا لوتر بیانیه خود را خطاب به اشراف ملت آلمان نوشت، نه توده های مردم، در حالی که کاتشیسمها (رسالههای شرعی در قالب سؤال و جواب)‌همگی خطاب به مردم عادی بود. کاردینالها بر تخلفات مالی، حقوقی و اخلاقی تأکید میکردند و از این شکوه داشتند که تطهیر روح مغفول واقع شده است، زیرا افراد بیارزش و تربیتنشده به کشیشی منصوب شدهاند و افراد غیربومی و خارجی با خرید پستهای دینی و بدون داشتن صلاحیتهای لازم، مسئولیتهای دینی را تقبل کردهاند. از این رو، کاردینالها میگفتند که اعطای آمرزشنامه باید به سالی یکی دوبار محدود شود و آن هم در یک مکان.
      2. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نکته دیگر در این رویکرد آن بود که هواداران این رویکرد اصلاً جایی برای تجدید نظر در مفاد آموزه ها و دعاوی دینی قائل نبودند و دلیل این امر نیز آموزۀ خطاناپذیری کلیسای کاتولیک بود. این مطلب آنچنان مورد تأکید بود که همیشه از این که تعالیم استادان شکاک موجب فساد عقیده شود، هشدار داده میشد. در موضوع تعدیات جنسی، کاردینالهای اصلاحطلب طرفدار تأکید بر قاعده تجرد بودند، ولی لوتر الغای قانون مذکور و جواز نکاح کشیشان را توصیه میکرد و البته خودش نیز از تجرد درآمد. موضوع تعدیات جنسی البته موضوع اصلی نزد لوتر نبود؛ زیرا در حالی که کاردینالها به زندگی روزمره انتقاد میکردند، او به آموزه ها حمله میکرد. کاردینالها در تثبیت موضع خود علیه لوتر کوشیدند تا الهیات مدرسی حاکم را با تومیسم تقویت کنند و اکامیسم را که نوعی مدرنیسم میدانستند، به وسیلۀ تومیسم کنار زنند.
بعضی از مفسران کاتولیک میپذیرند که اصلاحگرایی پروتستانی جنبه اعتقادی داشت، بدین معنا که برگرفته از مدرنیسم مدرسی بود. ولی این سخن از این جهت در معرض انتقاد است که فردگرایی لوتر از سنخ دیگری بود، زیرا گر چه لوتر به سان فردی مدرنیست در مکتب اکام تربیت شده بود، علاقهای به فلسفه نداشت. وی از آن جهت تحت تأثیر این جنبش قرار گرفت که حجیت (آتوریته) را برای کتاب مقدس قائل بود. سهم لوتر در فردگرایی از این جهت است که وی به شدت با سنت دیرپای کلیسای کاتولیک درافتاد که کمتر کسی به خود اجازه مخالفت با آن میداد، و این نگاه را حاکم کرد که آدمی خود شخصاً باید صحت و سقم دعاوی دینی را بررسی کند. مفهوم تجربۀ دینی که حاصل تحقیقات ویلیام جیمز در صد سال گذشته است، نیز متأثر از دیدگاهی پروتستانی در باب دین است. رشد و ظهور معنویت امروزی نیز به گونهای در امتداد همین تفکر شکل گرفته است، زیرا در اینجا نیز جنبه فردگرایی قویتر است. با این حال، واقعیت این است که نهضت لوتر از این جهت اعتقادی بود که ریشه های دینی نیرومند و عمیقی داشت.
بعضی نیز معتقدند که نهضت اصلاحات دینی نهضتی بود که پایهای اعتقادی داشت و شاهد این مطلب آنکه کانون حملات لوتر و هوادارانش، آموزههای کلیسایی بود. این تفسیر بیشتر مقبول پروتستانهاست.
البته عدهای نیز بر این اعتقادند که بیشتر بحث و مناقشهها در این زمان بر سر موضوعات اجتماعی مانند شهریگرایی، سودگرایی، بازارگرایی و ناسیونالیسم بوده است.

    1. نهضت اصلاح دینی نه یک نهضت یکپارچه و منسجم، بلکه نهضتهایی بود که تقریباً به طور همزمان در اروپا شکل گرفت و رهبران مختلفی داشت و این گونه نبود که یکسره متأثر و وابسته به جریان لوتری باشد. این جریانها وجوه اشتراک فراوانی داشتند و همگی در یک نقطه اشتراک داشتند که در صدد جبران و درمان دردی مشترک بودند. اما این درد مشترک چه بود؟ به طور کلی میتوان وجوه اشتراک جریانهای اصلاحی را در این موارد دانست: توافق بر سر کاستن از تعداد آیینهای دینی از هفت مورد به دو مورد، انکار تبدل جوهری در آیین عشای ربانی، تأکید بر اهمیت ایمان در مقابل عمل، کشیش بودن همه مؤمنان، ازدواج کشیشان و مخالفت با موضوع رهبانیت؛ اما نقاط افتراق نیز فراوان بود تا حدی که رهبری مانند لوتر کسی مانند آناباپتیستها را دست شیطان دانست.[۳۰۹]
    1. هر سه شاخه نهضت اصلاح دینی پیوند جداییناپذیری با عوامل اجتماعی سیاسی داشت، به شکلی که پیروزی آن در تحلیل نهایی، مشروط و موقوف به حمایت دولت بود. با این حال، این نهضت اساساً دینی بود و اندیشه های الهیاتی آن بر تاریخ فکری اروپا تأثیر گذاشت. از مهمترین باورها در جنبش پروتستانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: آتوریته کلمه در برابر آتوریته کلیسا یا مقام پاپی، آمرزیدگی به وسیله ایمان صرف و کشیش بودن همه مؤمنان و نیز موضوع کار یا وکیشن. این عقاید به نشانه های فردگرایی در فضای دینی تبیین شده است، گر چه هدف آن بود که فرد کشیش خودش باشد، بتواند خود با خدا ارتباط داشته باشد و در تفسیر کتاب مقدس به رأی و نظر خود عمل کند. آنچه برای آنان اهمیت داشت، دوستی با مسیح بود نه ابزار نهادینهشده.
    1. نهضت اصلاحات دینی در شرایطی به وقوع پیوست که مشکلات امپراتوری (شامل مخالفت فرانسویان، هجوم ترکان عثمانی که در اوج خودش قرار داشت و وضعیت داخلی آلمان) به لوتر فرصتی طلایی داد تا قبل از درگیرشدن با کلیسای کاتولیک، نهضت را تا حد زیادی به پیش ببرد. در همین اوضاع، امپراتوری مقدس رم میکوشید تا با بهرهگیری از جایگاه کلیسای کاتولیک رم، یکپارچگی مذهبی را حفظ کند. همین تعارض با پادشاه فرانسه و معضل ترکان عثمانی موجب شد که برخوردی جدی با قضیه لوتر صورت نگیرد. از سوی دیگر، وسعت قلمروی امپراتوری روم به حدی بود که امپراتور میگفت که با زبان اسپانیایی با خدا، با ایتالیایی با زنان، با فرانسوی با مردان و آلمانی با اسبهایم سخن میگویم. در همین اوضاع و احوال، ترکان عثمانی پادشاه مجارستان را شکست دادند و پس از کشتن او، به سوی اتریش روانه شدند و تا وین نیز رسیدند اما در سال ۱۵۲۹ عقبنشینی کردند.[۳۱۰]
    1. نهضت اصلاح دینی یک حرکت مستمر با هدف واحد نبود. از نکات مهمی که صاحبنظران این دوره بر آن تاکید دارند، تمایز میان دو مرحله تاریخی از نهضت پروتستانی است. یکی از نکاتی که موجب تأمل بیشتر در نهضت اصلاح دینی میشود، آن است که رهبران اولیه این نهضت به لحاظ فکری و آزاداندیشی چندان کارنامه درخشانی ندارند و نیز در رفتار و منش اجتماعی خود به گونهای رفتار کردند که بر بسیاری از خوشبینیها آب پاکی میریزد. از سوی دیگر، بسیاری از محققان منصف بر این باورند که نهضت اصلاحات پروتستانی بیشک در روند تحولات مثبت در مغرب زمین، نقشآفرین بوده است. از آنجا که آن نگرش و بینش و آن رفتار نمیتواند منشأ تحولات مثبت باشد، بعضی از محققان تمایری میان پروتستانتیزم اولیه و متأخر قائل شدهاند. ارنست ترولچ معتقد است که پروتستانتیزم اولیه جریانی است که به گذشته نظر دارد و قرون وسطایی است[۳۱۱] و با این حساب باید آن را جریانی واپسگرا بدانیم که به دستاوردهای رنسانس هنر و اندیشه روی خوش نشان نمیدهد و از این جهت چه بسا کاتولیسیزم بر آن برتری داشته باشد. اما جریان دیگری هم هست که نگاهش به آینده است و بر خلاف جریان اول که با آزادی عقیده و اندیشه سر ناسازگاری دارد،‌ موافق آن است و گذشته از خود مسیحیت، پرچمدار تفکر و اندیشه و گفتگو و صلح و سازش با سایر ادیان نیز هست. لوتر کسی است که تعصب دینی شدیدی داشت و با مخالفان خود و نیز با یهودیان و مسیحیان رفتار ناپسند و غیرقابل دفاعی داشت. یهودیستیزی پروتستانی چیزی است که پایهگذارش مارتین لوتر بود که از بیاعتنایی یهودیان به دعوتش در ترک دین خود و قبول آیین جدید چنان به خشم آمد که کشتن یهودیان و به آتش کشیدن و ویران کردن خانههایشان را مباح دانست و شاید همین میراث را نازیهای قرن بیستم مبنای کارشان در کشتار یهودیان قرار دادند. کالون هم نوعی دیکتاتوری دینی و مذهبی در سوئیس ایجاد کرد و با سوزاندن کسی مانند سروتوس، خود را برای همیشه بدنام کرد.
    1. از نکات اساسی در باب اهمیت این نهضت باید به نقش سلبی نهضت اصلاح دینی و شکستهشدن اندیشه ها و هیمنهشان و تأثیر نهضت اصلاح دینی بر آن سخن به میان آورد. در قرون وسطی و به دنبال تثبیت نظام فکری و فلسفی ارسطویی به دست توماس اکویناس که طبیعات ارسطو را با الهیات و اخلاق مسیحی تلفیق کرده بود، و سیصد سال نیز به قدرت رواج داشت، گمان بر این بود که در طبیعت ِهر چیزی چهار عنصر اساسی وجود دارد که عبارت است از آب و خاک – که هر گاه بخواهند، به سوی پایین حرکت میکنند – و هوا و آتش که به بالا میل دارند. بشر نیز از این چهار عنصر تشکیل شده و با مرگ، هوا و آتش به شکل خون و صفرا از بدن جدا میشوند و به بالا میروند، و آب و خاک به شکل بلغم و سودا به طرف زمین میروند و به طور کلی همۀ عناصر در تلاش برای رسیدن به سرچشمههای اصلی خود هستند و همین است که موجب بقای آنان شده است. اولین شکاف در این تصور در داستان نیوتن اتفاق افتاد و این به هنگامی بود که در باغ مادرش مشاهده کرد که سیب از درخت بر زمین افتاد و این حدس در ذهنش ایجاد شد که همان نیرویی که سیب را به طرف زمین میکشاند، سیارات را نیز در مدارشان نگه میدارد. اما هم تصور این نیرو و هم تصور اینکه سیارات از همان ماده سیب تشکیل شدهاند، دور از فهم بود. این نظریه ارسطویی خودش مانعی بر سر پیشرفت علم مکانیک واقعی بود.[۳۱۲]
    1. نگاه کلیسای کاتولیک روم به نهضت اصلاح دینی این بود که نوعی شورش و انقلاب است. محققان کاتولیک آن را نوعی (aderration) دینی و الهیاتی میدانند که موجب سکولاریسم مدرن شد. محققان پروتستان به عکس آن را احیای مسیحیت اصیل میدانند و بر جنبه الهیاتی آن تأکید کردهاند. بعضی از تحلیلهای سنتی میگوید که کلیسا و جامعه در شرایط بحرانی بود و مشکلات اخلاقی و الهیاتی داشت و نهضت واکنش اجتنابناپذیر آن بود. اما از سوی دیگر، بعضی از تحقیقات اخیر نشان داده است که کلیسا و جامعه در قرن شانزدهم در وضعیت باثباتی بوده است، گرچه بی مشکل نبوده و لذا باید علت نهضت را در جای دیگر جستجو کرد.[۳۱۳]
    1. توجه به نهضت اصلاح دینی و نقش آن در ایجاد ذهن مدرن امری است که شایسته توجه خاص است. این سؤال پیچیدهای است که شاخههایی در حوزه های اجتماع، سیاست، هنر، تاریخ، فلسفه و علم دارد. گاهی نهضت را نقطه جدایی قرون وسطی و جهان مدرن دانستهاند. این تا حدی بدان سبب است که فردگرایی نهضت، گر چه در آن اغراق شده، امری است که در واقعیت ریشه دارد. در بعضی از زمینه ها میتوان آن را آخرین مرحله از تاریخ قرون وسطی دانست، نه عاملی که آگاهانه ذهن مدرن را به تحریک واداشت و موجب پدید آمدنش شد. دغدغه های اصلی لوتر قرون وسطایی بود و شاید بتوان گفت که او با دادن حیاتی به پرسشهای دینی، تا حدی پیروزی سکولاریسم رنسانس را به تأخیر انداخت. نفس تشکیل کلیسای پروتستان به موازات کلیسای کاتولیک، اقتدار کلیسای مذکور را شکست، ولی این خودش یک محصول اتفاقی نهضت بود. موضوع فردگرایی گاهی شکل دیگری به خود میگیرد. دیوید هیوم (۱۷۱۱-۱۷۷۶)، برنارد ماندویل (۱۶۷۰-۱۷۳۷) و آدام اسمیت (۱۷۲۳-۱۷۶۰) کوشیدند ثابت کنند که رقابت میان فعالیتهای فردی با خودخواهانهترین اهداف، میتواند به خودی خود به نتیجهای مثبت برای عموم بینجامد. این جوهرۀ اولین تئوری عمومی تجارت آزاد هیوم، افسانه زنبورهای ماندویل و دست پنهان معروف آدام اسمیت است.[۳۱۴]
    1. گر چه جریان اصلی نهضت اصلاح دینی موجب تحولات فکری عمیقی شد، اما جریانهای فرعی و به تعبیری انحرافی آن نیز گاهی اندیشههایی را مطرح کردند که اهمیت و تاثیر زیادی داشت. از این میان، یکی جریان آباباپتیستی است .در نهضت اصلاح دینی ما با دو شاخه دیگر در ناحیه راست و چپ مواجهیم که نظرگاههای آن حتی مقبول جریان اصلی اصلاحات نبود، اما دیدگاه های داشتند که واجد نقاط مثبت مهمی بود. باید به این نکته توجه تام داشت که تحولات در جهان غرب اصلاً به شکل منسجم و از پیش تعیین شده نبود و شاید در سایر نقاط هم این گونه بوده و هست. معنای این سخن آن است که در برههای از زمان، اندیشه های مختلفی از ناحیه گرایشهای مختلف فکری مطرح شد و تا حدی آزمون خود را پشت سر گذاشت و پس از آن بود که بعضی از اندیشه ها مقبولیت یافت و دیگران نه. لوتر که خود شخصیتی کاریزماتیک داشت، در کنارش دو شخصیت برجسته وجود داشت که تا حدی متفاوت از او میاندیشیدند. یکی از این دو تن، فیلیپ ملانشتون بود و دیگری توماس مونتسر که رهبر جریان چپ اصلاحات بود. وی در صدد بود که تشکیلات دینی و سیاسی کلیسا را به هم زند، زیرا کلیسا را در واقع، جامعه قدیسان میدانست که در آن زمان چنین نبود. کلیسا جامعۀ مؤمنان است که همه در آن برادر و برابرند و نظام مالی و مالکیت در آن راه ندارد. در حالی که لوتر به دو قلمرو معنوی و دنیوی قائل بود که هر یک منطق خاص خود را دارد. وی بر این باور بود که دین هم این جهانی و هم آن جهانی است و اصلاح دین باید به هر دو جنبه بپردازد. با همین روحیه و تفکر بود که در حالی که لوتر دهقانان شورشی را که بدو امید بسته بودند، مشتی راهزان و جانی خواند، مونتسر به میانشان رفت و ضمن بشارت به سلطنت مسیح، وعده برافتادن همه نابرابریها را داد.
    1. کاتولیکها و پروتستانها همواره اتهاماتی را متوجه طرف مقابل کردهاند. کاتولیکها پروتستانها را عامل ازدست رفتن وحدت کلیسای مسیحی میدانند که از نایب مسیح و تبعیت او کناره گرفتهاند. در مقابل کاتولیکها هم متهم شدهاند که نظامی خشک و خودکامه دارند و پاپ را برای همه چیز مرجع فصل خطاب میدانند.[۳۱۵]
    1. در تحلیل اجتماعی نهضت اصلاح دینی سه دیدگاه عمده وجود دارد. دیدگاه اول بر این باور است که جنبش اصلاح دینی با اندیشه ترقی پیوند داشت و بیانگر مرحلهای از شورش ضد استبداد و خرافهپرستی بود و حلقهای از حلقاتی که به انقلاب فرانسه منتهی شد. این دیدگاه مورخان لیبرال و ملیگرای قرن نوزدهم بود. دیدگاه دوم دیدگاهی است که آن را واکنش اندیشه های منسوخ و کهنه بر علیه رنسانس ایتالیا میداند. در این دیدگاه، نگاهی منفی و تند علیه نهضت اصلاح دینی وجود دارد که آن را عاملی برای تعدیل و سادهسازی و ادامه سیستم موجود میدانست و بر این پایه، گسست واقعی در فرهنگ غرب در عصر گالیله و دکارت و نیوتون رخ داد نه در قرن شانزدهم . دیدگاه سوم بر این تأکید میکند که میان نیات مصلحان و ییامدهای غیرمستقیم نیات ایشان تمایز هست. لوتر و کالون انسانهایی ذاتاً مذهبی بودند که هدفشان اصلاح بر مبنای دین بود. میان جهان پروتستانی و جهان مدرن فاصلهای عمیق هست و نسبت دادن دموکراسی و سرمایه داری آزاد، به اندیشه اصلاحگران به معنای مشتبه کردن کامل نیات ایشان خواهد بود. از سوی دیگر، اهمیت عظیم جنبش پروتستانی در پیدایش جهان مدرن تردیدناپذیراست. واقعیت این است که بسیاری از تحولات عمده در سیاست و علم و هنر مدرن مستقل از جنبش پروتستان بود، اما جنبش پروتستانی سهم غیرمستقیمی با حمله به سلسله مراتب کلیسایی و تأکید بر فردگرایی در ایجاد ذهنیت مدرن داشت. در درون همین رقابتهای فرقهای و تعالیم پروتستانی و جنبشهای غیردینی، تمدنی پدید آمد که برای لوتر و کالون حیرتآور بود‌.[۳۱۶]
    1. جنبش اصلاح دینی به همان اندازه که انقلاب اخلاقی بود، انقلاب دینی هم بود. این نهضت دوگانگی زهد و دلبستگی در قرون وسطی را از میان برداشت و در همه این امور تحت تأثیر جنبش اومانیستی بود که ارزش زندگی این جهانی را تأیید میکرد. هدف اصلی بعضی از اومانیستهای ایتالیا حمله به هدفهای رهبانیت از قبیل گوشهگیری، زهد و عزوبت بود، با این هدف که برای نیل به نجات، امور مذکور نه تنها بدان نیازی نیست، که مخالف زندگی شایسته انسانی است. همان گونه که گذشت، اراسموس پیکار طولانی خود را برای آنچه وی فلسفه ساده و طبیعی مسیحی مینامید، با موعظه سرکوه آغاز کرد. برای وصول به پاکی نه رسوم ظاهری و اجتماعات کلیسایی و نه تلاش رهبانیت لازم است. فقط سیرت نیک لازم است؛ فلسفه انسانی به تعالیم مسیح دادن. به گفته وی، روش درست ستایش مقدسان این است که فضایلشان را تقلید کنیم، آنها به این کار خیلی بیشتر از روشن کردن صد شمع اهمیت میدهند.[۳۱۷]
    1. از نکات جالب در این نهضت، نقش زنان است که دوشادوش مردان به موعظه و تبلیغ اهداف دینی کمک میکردند که از چهرههای شاخص آن میتوان به کاترین زیل[۳۱۸] اشاره کرد که نامهاش به یکی از کشیشان لوتری، که از فعالیتهایش انتقاد کرده بود، جالب است. وی در نامه انتقادیش میگوید:‌ بنگرید این آناباپتیستهای بیچاره را که با بیرحمی و قساوت تحت تعقیب و شکنجه قرار میگیرند. آیا باید تمامی ارباب قدرت علیه آنان بسیج شوند؟‌ آن گونه که شکارچی سگش را به طرف حیوانات وحشی روانه میکند. علیه کسانی که به مسیح چون خود ما گواهی میدهند، تنها به این دلیل که در خرده مسائلی با ما اختلاف دارند؟… دولتها باید علیه جنایتکاران از ابزار مجازات استفاده کنند، اما نباید در مورد اعتقادات و باورها، که تابع قلب و وجدان است، به زور متوسل شوند.

سخن لوتر در مورد زنان این است که زن هر چند میتواند در زندگی مشترک نقش آفرین باشند، اما این رسم سنتی باید باقی باشد که مردان فرمانروا و زنان فرمانبری کنند:‌ «فرمان دادن، همچنان از آن مردان است و زنان ناچارند از آنان بنا به دستور خدا تبعیت کنند. مرد فرمانروای خانه و مملکت است و در جنگ میداندار آن، و از مال و حیثیت خود دفاع میکند. اما زن چون سوزنی است که در دیوار نهاده باشند. از این رو، زن باید در خانه بماند و مراقب امور همسر باشد.[۳۱۹]

    1. گروه های مختلف در نهضت اصلاح دینی را بر حسب رادیکالیسم اعتراضشان علیه الهیات و نیز رفتار دینی و گرایش سیاسیشان[۳۲۰] به سه گروه میتوان تقسیم کرد: گروه محافظهکار مانند کلیسای انگلیکان و لوتر و هوادارانش؛ گروه کمتر محافظهکار مانند کالون و هوادارنش و سرانجام گروه های چپ که سرستیز داشتند که عبارت از آناباپتیستها بودند. با همه این اختلافات، همه شاخه های اصلاحی در تاکید بر کتاب مقدس و محور بودن آن تاکید داشتند.
    1. در پارهای از موارد، شاهزادگان از نهضت اصلاحی استقبال کردند ولی به دلایل خاص خودشان که لزوماً به بحثهای الهیاتی ربطی نداشت و در نتیجه، این گونه نبود که برای نمونه، الهیات کالون محرک و انگیزاننده باشد. انگیزه اصلی آنان کنار گذاشتن سیطره رم بود. حاکمان ملی از تمامیتخواهی کلیسای کاتولیک قرون وسطی بیزار بودند و از ناسیونالیزم در چارچوب کاتولیسیزم نیز رضایت نداشتند. گالیکانیزم فرانسوی نیز در همین اوضاع واحوال رخ داد. در اسپانیا اتفاق مشابهی رخ داد و در سوئد و انگلستان کلیساهای محلی تأسیس شد که از رم جدا بود. شاید در همین احوال، کلیسای لوتری استقلال بیشتری از دولت در مقایسه با کلیسای لوتری در دوره متأخر در پروس یا کلیسای انگلیکان انگلستان داشت؛ جایی که پادشاه رهبر کلیسا بود. استقلال کلیسای انگلستان بر سر اختلاف در مسئله ازدواج مجدد پادشاه درگرفت. البته انگلستان به لحاظ سیاسی از قبل از رم جدا بود، ولی ازدواج یکی از شعایر کلیسایی بود و تابع احکام دادگاههای کلیسایی. در این کلیسا، دولت نقشی تعیینکننده در امر دین داشت و بالاترین تقریرش در روایت توماس گرانمر بود که معتقد بود که پادشاه دو اختیار دارد که یکی دنیوی است و دیگری معنوی.[۳۲۱]

چنین ادعایی را کلیسای کاتولیک رسماً نگفته بود، گر چه بعضی از پاپها نظرشان از این هم بالاتر بود. توماس مور معتقد بود که دولت حتی میتواند دین را ملغا کند، ولی این پرسش مطرح بود که اگر پارلمان بگوید که خدایی نیست، آیا خدایی نیست؟ البته او شاید همه چیز را به حسب یک جامعه مسیحی میسنجید که قاعدتاً کارش به اینجا کشیده نمیشود. او فرض میکرد که دولت باید نهادی باشد و این احتمال را در نظر نداشت که پادشاه میتواند دین را هم در این صورت لغو کند. البته هنری به سنت کلیسای کاتولیک در مجموع پایبند بود و تنها چیزی را که تحمل نکرد، صومعهها بود که ضربهای اساسی بدان وارد، و موقوفههایش را برای ساختن کالجها مصادره کرد. از کارهای مثبت هنری نیز میتوان به معرفی کتاب مقدس به انگلیسی اشاره کرد که این کار بر پایۀ کار تیندل صورت گرفت که خودش جای دیگر سوزانده شد. هنری درسال ۱۵۳۴ در انگلستان کلیسای ملی را تأسیس کرد که خودش رئیس آن بود و قدرت سرکوب و ریشهکن کردن همۀ اشتباهات و بدعتها را داشت.[۳۲۲] این موضوع البته در گذشته نیز سابقه داشت که نزدیکترین آن، در دورۀ امپراتوری ژوستینان در امپراتوری بیزانس بود که در آن، کلیسا و دولت اتحاد داشتند و دولت حتی در دعوت به شورا خودش اقدام میکرد و نیز اعلام احکام کلیسایی و حتی تأثیر بر تقریر آموزههای دینی. با این حال نه امپراتور کشیش بود و نه اصحاب قدرت مراسم دینی را اجرا میکردند. شکل مشابه دیگرش را باید در کلیسای غرب در قرون وسطی جست که امپراتور خودش را بازوی مدنی جامعه مسیحی میدانست و مسئول ساختار، انسجام، اخلاقیات و حتی گاهی ایمان در کلیسا.

    1. مهمترین کنفرانس و شورای پروتستانی نیز کنفرانس آگسبورک بود که نتیجه آن، تنظیم اعترافنامه پروتستانی آگسبورگ بود.[۳۲۳] در این شورا هم به ابطال خطاها و هم به تبیین واقعیتها توجه خاصی شد. این اعترافنامه با این امید تدوین شد که امپراتور با لوتریها به مدارا رفتار کند و دارای دو بخش است. قسمت اول اثباتی و تأییدی است و قسمت دوم جنبه سلبی دارد و به ابطال خطاهای پاپی اختصاص یافته است. در این اعترافنامه، بر نشانهداشتن کلیسای حقیقی، نفی تبدل جوهری به این معنا که در مراسم عشای ربانی، نان و شراب به خون و جسم مسیح تبدیل میشود و نیز تأکید بر آموزۀ آمرزیدگی به صرف ایمان تأکید شده بود. در این اعترافنامه، با توجه به اینکه لوتریها به بیاعتنایی به موضوعات اخلاقی و حتی لاابالگیری اخلاقی متهم شده بودند، بر توانایی انسان در تحقق همۀ فضایل اخلاقی و مدنی تأکید شده، و نیز بر وظیفه او در انجام کارهای خوب، آن هم نه با نگاهی به پاداش بلکه برای حقشناسی و اطاعت از خدا. پذیرش رهبانیت[۳۲۴] به مثابۀ راهی برای کسب شایستگی در برابر خدا، اعلام این که توسل به قدیسان در کتاب مقدس ریشهای ندارد و عدم لزوم اعتراف به گناهان و برشمردن آنها در مقام اعتراف از دیگر محورهای تأکیدشده در این اعترافنامه بود. مذموم بودن تجرد، عدم اختلال در کار دولت از ناحیه کلیسا، تفسیر کتاب مقدس با توجه به محتوای آن از دیگر نکاتی است که در این اعترافنامه مورد توجه بود.[۳۲۵] با همه این احوال، این مطالب به معنای انشقاق در کلیسا نبود. البته در اینجا روشن نشد که آتوریته و حجیت منشأ و متعلقش چیست. کتاب مقدس را باید با نیاتشان تفسیر کرد ولی این نه بدان معناست که هر کس تفسیری از خودش ارائه کند.

مشابه این امر در انگلستان، «اصول سی و نه گانه» است که پیش از اتمام شورای ترنت، نهایی شد.[۳۲۶] این اصول چندان از اعترافنامه آگسبورگ متفاوت نبود.[۳۲۷] از نقاظ مشترک این دو میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تأکید بر ایمان و آمرزیدگی به وسیله آن، تأکید بر عمل پس از ایمان و عمل برخاسته از آن، وجود کلیسا در هر جایی که کلام خدا موعظه و آیینها اجرا شود و عدم نیاز به ترتیبات و تشریفات کلیسای کالولیک روم، تأکید بر شعایر و تأکید بر بطلان تبدل جوهری. در موضوع رهبانیت و ازدواج کشیشان نیز سخن مشابهی گفته شد. نکتهای در اینجا باید بدان توجه داشت، این است که این اعترافنامه در جهان انگلیسیزبان تتظیم شد، ولی اعترافنامه آگسبورگ، در جهان غیرانگلیسیزبان اروپا.

    1. از نکات مهم در مورد جریان اصلاحات پروتستانی همزمانی آن با جریانهایی در داخل جهان اسلام است که شباهتهایی با آن داشت. در جهان تشیع جریانی به رهبری ملا امین استرآبادی (۱۰۳۳/۱۶۲۴)، نویسنده کتاب معروف الفوائد المدنیه، به راه افتاد که مخالف کاربرد عقل در فهم دین و شریعت بودند. آنها حتی تدبر در قرآن را خاص اهل بیت (ع) دانستند، زیرا مخاطب قرآن را اهلبیت (ع)‌ میدانستند.[۳۲۸] جالب این است که نوع استدلال آنها با استدلال کسانی مثل دکارت (۱۵۹۵-۱۶۵۰) نزدیک است. استرآبادی در نقد استدلال و به کارگیری عقل میگوید که خطای ذهن یا در صورت فکر است یا در ماده آن، و بیشترین خطاها ناشی از خطای انسان در ماده فکر است که دلیل آن میدان دادن به عقل در این موارد است. حرکت استرآبادی چنان موجی ایجاد کرد که در مهمترین مراکز علمی شیعه از قبیل نجف و کربلا صحبت از فلسفه و تفسیر و اجتهاد تاوان سنگینی داشت. وی هم عصر ملاصدرا (۹۷۹-۱۰۵۰) بود.[۳۲۹]
    1. پیامدهای نهضت اصلاح دینی. نهضت اصلاح دین پیامدهای خواسته و ناخواسته – اعم از مطلوب و نامطلوب در ساحت اندیشه، دین، اجتماع و سیاست در موضوعاتی مانند آزادی فرد مسیحی، فردگرایی،[۳۳۰] امکان خطای پاپها و شوراها، تردید در خطاناپذیری همه نهادها، وابستگی اثر نان و شراب به ایمان دریافتکننده (سخن لوتر)، واگذاری رستگاری به فرد نه نهاد و مذهب، حذف واسطه میان خدا و فرد و غیره داشته است که این موضوع را در محورهای زیر بررسی میکنیم:

الف. در خصوص دین و دینورزی مؤمنان، مصلحان بر خلاف خواست و نیات خود، ساختار مذهب نهادمند و هرگونه نهادگرایی را سست کردند. جنبش اصلاح دین بر امور عملی و انضمامی تأکید داشت، نه بر مسائل متافیزیکی و مرموز. پروتستانها همانند اومانیستهای مسیحی به جای متافیزیک، بر اخلاق تأکید داشتند. آنان اندیشه های فلسفی و فقهی مدارس قرون وسطی را به دیده تحقیر مینگریستند. آنچه در فلسفه ایشان اهمیت داشت، تولد انسان جدید بود. پروتستانها اغلب به جای تفکر نظری، به الهیات عملی و فعالیت در میان جماعت نظر داشتند.[۳۳۱] برای جستجوی نتایج مثبت و عمدی نهضت باید به تعالیم و زندگی نیز نگریست؛ زیرا هر کس ادعای تعالیم پاک دارد. در مسائل زندگی، اصلاحات کاتولیکی، اخاذیهای مالی رایج را برانداخت و نیز داد و ستد اشیای مقدس و افتضاح جنسی را در مورد کشیشان و راهبان. در مورد پروتستانها باید بین اقسام آن فرق نهاد. آناباپتیستها شکل سختگیرانهای را در پیش گرفتند و در رفتارشان که آن را زهدگرایی اینجهانی[۳۳۲] نامیدند، یعنی در حوزه نهادهای سیاست، خانواده، به سختگیری پرداختند. البته آنان از صحنه سیاست رانده شدند. حال جای این سؤال باقی است که نهضت اصلاحات برای دین چه کرد؟ میتوان گفت که نهضت موجب نوعی معنویت و دروننگری عمیقتری در زندگی معنوی شد. نزد لوتر، فرد باید مستقلاً در برابر خدایی قرار گیرد که رهاییدهنده و داور اوست. او اهمیت بیشتری یافت، زیرا باید برای خودش زندگی کند یا برای خودش بمیرد و برای خودش نجات یابد. با این حال، او از آفرینش و ناپاکی خود چنان آگاه شد که هم ارزشها و دعاوی اولیه او بیهوده بود و هم اتکای کاملش بر خالق به وسیله تجربه درونی ایمان بود. پرهیزکاری کاتولیکی هم تحت تأثیر قرار گرفت و داد وستد آمرزشنامه، صلیب، دیدگاه های جادویی دربارۀ عشای ربانی عملکرد مکانیکی توبه لغو شد.
ب. رواج دانش در میان مردم. نهضت اصلاح دینی در انگلستان و آلمان، فرانسه و اسکاتلند انحصار علم در دست شاهان و کلیسا را شکست و آن را به میان توده مردم آورد که البته به داعی ارتباط مردم با کتاب مقدس و خواندن کلام خدا بود، اما حسن کار در این بود که به آنجا متوقف نشد. به بیان دیگر، تأثیر اصلاحطلبان و جریان ضداصلاحات کاتولیکها بر اروپا از چند جهت بود: آشنا کردن توده مردم در اروپا با معتقدات مسیحی، ترغیب به آموزش چون خواندن و فهم کتاب مقدس برای رستگاری ضرورت داشت، تمایل حاکمان به مجادلات دینی به منظور افزایش قدرت، و سرانجام بروز جنگهایی که علت سیاسی و دینی داشت.[۳۳۳] اهتمام به مسلئه آموزش همگانی که در اصل برای فراهم کردن زمینه لازم برای دسترسی مردم عادی با مفاهیم و مضامین کتابمقدس بود، به این جا محدود نشد. البته این نه بدان معناست که توسعه علم در میان توده مردم از طرف آنان انحصاراً شروع شد. در اواخر قرون وسطی، تأسیس فرق رهبانی فرانسیسی و دومینیکی موجب بسط آموزش و پرورش در اروپا شد. افزایش چشمگیر دانشجویان با تأسیس پانزده دانشگاه در چهار کشور نمونهای از این موضوع است. راهبان در ایجاد مؤسسات جدید درنگ نکردند و کوشیدند تا فوراً در آن جای پایی پیدا کنند.[۳۳۴]
ج. شکستن ساختارهای فکری مسلط. از کارکردهای مهم نهضت اصلاح دینی آن است که ساختارهای فکری موجود را که دیرزمانی از شکل گیری آن میگذشت و به سان سدی در برابر افکار نو و تازه عمل کرد، در هم ریخت و خود این مسئله، فی حد نفسه کار بس بزرگی بود که از سوی هر شخص یا جریان فکری که صورت گیرد، اهمیت و ارزش فراوانی دارد. بدون شک، در قرون وسطی یا در هر دوره مشابه یا در هر جامعه مشابه، مهمترین مانع بر سر رشد فکری و تحولات مثبت در ساحت اندیشه، نظامهای دگم و انعطافناپذیر است که سهم و مجالی برای دیگران برای اندیشیدن قائل نیستند. اگر جریانی فکری و اجتماعی بتواند این موانع بزرگ را بر سر راه علم بردارد، چه اینکه خودش در جانب اثبات حرف مهمی داشته باشد یا نباشد، کار کارستانی انجام داده است. سهم لوتر و نهضت اصلاح دینی در فلسفه غرب بدون شک، سهمی اتفاقی بود و آن کمک به فلسفه برای رفتن به سوی خودگردانی و استقلال با تضعیف سلطه کلیسا بود. این در حالی بود که لوتر نه اندیشهای فلسفی داشت و نه بدان علاقهای نشان میداد تا جایی که به قول راسل، قرن شانزدهم پس از لوتر در زمینه فلسفه عقیم بود.[۳۳۵] با این حال، لوتر ترکیب میان مسیحیت و ارسطوگرایی را درهم شکست و همین امر، خدمتی مهم به فلسفه و الهیات بود، اما جانشینهای بلافصل او دوباره این فیلسوف را احیا کردند و مسیحیت گرفتار اخترشناسی منسوخ شد، چنانکه ملانشتون اخترشناسی کپرنیکی را باطل دانست و آن را احیای تئوریهای منسوخ جهان باستان دانست. البته خود لوتر راه را برای بحران الهیات و جهانبینی مدرن گشود و در کتاب صحبتهای سر میز، میگوید که یوشع به «خورشید» دستور داد نه به «زمین» که حرکت نکند. با این حال دعوای اصلی میان علم و دین در دوره بعد از اصلاحات رخ داد که طی آن ادعا شد که دانشی به نام دانش کتابمقدس هست که میتواند با دانش کوپرنیکی رقابت کند. البته شواهد علمی برای نظریه کوپرنیک هنوز کامل و تمام نشده بود و مخالفتهای کالون و لوتر را نباید صرف لجبازی با علم جدید دانست. لوتر به روشنی دریافته بود که توجه به طبیعت از منظر الهیات با نگریستن به آن از منظر علم دو چیز متفاوت است. برای مثال، از منظر دینی نور ماه سمبلی از مراقبت خداوند است اما میپذیرفت که دغدغه ستارهشناس آن است که نشان دهد چگونه نور از خورشید گرفته شده است. نمونه دیگر، موضوع بدنهای آسمانی است که در سفر پیدایش و مزامیر داود ۱۹ آمده است که بیانی علمی نیست، بلکه شکل خودمانی سخن است که برای افراد غیرفرهیخته مناسب است. لوتر میدانست که آسمانهای الهیاتی غیر از آسمانهای نجومی است.[۳۳۶]
در مورد ارتباط آیین پروتستان با تجربهگرایی باید گفت که بیاعتمادی پروتستانها به نظریهپردازی و هواداریشان از عقل سلیم و نوعی عملگرایی در برابر ذهنگرایی، موجب برقراری پیوندی میان آن با تجربهگرایی جهان مدرن شد. پروتستانها با اشتغال خاطر به زندگی عملی ناخواسته به تعارض میان دعاوی دنیا و آخرت (جاری در عصر رنسانس) دامن زدند.[۳۳۷]
د. پیامدهای سیاسی. علاوه بر پیامدهای فکری، نهضت اصلاح دینی خواسته و ناخواسته پیامدهای سیاسی مهمی داشت، به خصوص که نهضت اصلاح دینی شاخه های گوناگونی داشت که هم به اعتبار سردمداران و هم به لحاظ نقاط جغرافیایی مختلف که شرایط و خواسته های گوناگونی داشت، اقتضائات گوناگونی داشت. ‌نهضت مذکور، از یک سو باعث تفرقه دینی در اروپا شد و همین از سوی دیگر، شکلی به اروپا داد که تاکنون کم و بیش همان حفظ شده است. این جنبش برای اروپا حساسیتی نو، اعتقاداتی تازه، و اندوختهای از عقاید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیسابقه به وجود آورد و در مرحله بعد، به مهاجرت کشیشها از انگلستان و استعمار امریکای شمالی انجامید[۳۳۸] که خود منشأ تحولات سیاسی زیادی شد. در مجموع، آیین پروتستان به همان اندازه که در ظهور دولتهای مطلقه مؤثر بود، در پیدایش دموکراسی هم؛ تا جایی که گفته میشود جلسه عمومی مؤمنان مدرسه دموکراسی بود. در شیوه کالونی، مؤمنان عضو هر کلیسا و نمایندگانشان دارای حاکمیت روحانی بودند، نه پاپها و اسقفها و پادشاهان. کالونیها با هدف احیای وضعیت کلیسای اولیه، اندیشه انتخاب کارگزاران کلیسا به وسیله مردم، و مشارکت غیرروحانیون در اداره کلیسا را با تأسیس نهاد مشایخ[۳۳۹] پیش بردند.[۳۴۰] آناباپتیستها که اصلاً معتقد بودند که عضویت کلیسا باید داوطلبانه باشد. از نظر سیاسی، کالونیسم سرسختترین فرقهها بود. به قول جیمز، پادشاه انگلستان، کارگزار کلیسای مشایخی نسخه بزرگ روحانی قدیم است. این نتیجه همان نظریه کالون مبنی بر جدایی کلیسا و دولت است، زیرا این نظریه کلیسا را در موضع منتقد نیرومند سیاست دولتی قرار میداد.[۳۴۱]
البته لوتر هوادار اندیشهای بود که بر اساس آن، نهاد دین نه وابسته، بلکه دنبالهرو حکومت بود. ایمان فرد مسیحی با سیاست ارتباطی ندارد و وظیفه مسیحی، گردن نهادن به اقتدار قانونی است. وی با اعلام این که آموزههای ما حقوق و اختیارات کاملی برای حاکم دنیوی در نظر گرفته، اتحادی میان دولت و کلیسا ایجاد کرد که کلیسا در آن تابع دولت بود و این کاری بود که هیچ پاپی نکرد و همین سیستم تا زمان حاضر نیز ادامه یافته است. بعضی از محققان مانند لاگارد معتقدند که اندیشه های مصلحان از دو طریق راه دولتهای استبدادی را گشودند، یکی با رهاندن دولت از قیود اخلاقی- مذهبی و دیگری با بدل ساختن دولت به وجودی صالح و دارای رسالت.[۳۴۲]
نهضت اصلاح دینی گر چه رشته جنگهای طولانی را موجب شد، اما همین خستگی از جنگهای مذهبی به رشد آزادی مذهبی انجامید و این یکی از مبادی و منابع نهضتی شد که لیبرالیسم قرن

نظر دهید »
بررسی رعایت قواعد تفسیردر «منهج الصادقین فی الزام المخالفین»- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳-۲-۴- سیاق سوره ها
علاوه بر انواع سیاق که ذکر شد، عده ای از مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی معتقد به وجود سیاق دیگری نیز می باشند که به «سیاق سوره ها» معروف است و مراد آن ها از این نوع سیاق پیوسته و مرتبط دانستن سوره ها با هم است به گونه ای که بخش هایی پایانی هر سوره با بخش های آغازین سوره بعد را متناسب می دانند و برای آن وجه مناسبتی ذکر می کنند؛ ملا فتح الله کاشانی در منهج الصادقین به این شیوه عمل کرده است و معتقد به ملاک بودن سیاق سوره ها است. ولی با توجه به این که به اتفاق همه دانشمندان علوم قرآنی ترتیب فعلی سوره ها بر خلاف ترتیب نزول می باشد و این که اکثر آنان ترتیب فعلی سوره ها را اجتهادی و مطابق با نظر صحابه می دانند، به باطل بودن این گفته پی می بریم و مشخص می شود که نمی توان از سیاق سوره ها به عنوان قرینه ای برای تفسیر قرآن بهره برد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۳- روش ملا فتح الله در بهره گیری از سیاق
مطالعه و تتبع در منهج الصادقین نشان می دهد که ملا فتح الله کاشانی کم و بیش از سیاق جهت فهم و تفسیر آیات بهره برده است در این جا به ذکر آن ها می پردازیم.
وی براى روشن شدن مقصود و مراد آیات از سیاق استفاده کرده است. به عنوان مثال در تفسیر آیه (لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْأَلُونَ)[۴۲۵] «در آنچه [خدا] انجام مى‏دهد چون و چرا راه ندارد، و [لى‏] آنان [انسان ها] سؤال خواهند شد.»، در مورد معنای آیه می نویسد: «و نزد بعضى معنى آیه این است که حق سبحانه پرسیده نشود از ادعاى ربوبیت و غیر او مسئول شوند در آن دعوى و نظم و سیاق آیه مؤید این است.»[۴۲۶]
در آیه قبل(لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ)[۴۲۷] «اگر در آنها [زمین و آسمان‏] جز خدا، خدایانى [دیگر] وجود داشت، قطعاً [زمین و آسمان‏] تباه مى‏شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‏کنند.»، سخن از نفی وجود آلهه غیر از خداوند است و خداوند از آنچه مشرکان او را توصیف می کنند منزه دانسته شده و به «رب العرش» توصیف شده است. ملا فتح الله کاشانی نیز با توجه به سیاق آیه قبل ضمیر در(لَا یُسْأَلُ) را به خداوند و ضمیر «هم یسالون» را به آلهه مشرکان و یا بندگان برگردانده است و همچنین با توجه به این که در آیه قبل خداوند به ربوبیت توصیف شده بود مراد از آنچه خداوند از آن سوال نخواهد شد را ربوبیت خداوند می داند. عدم توجه به سیاق آیات در این جا سبب خواهد شد مفسّر نتواند مراد و مقصود از آیه را به درستی بفهمد و چه بسا که ضمیر در (لَا یُسْأَلُ) را به کس دیگری برگردانند.
و نیز در تفسیر آیه (إِنَّا أَنذَرْنَاکُمْ عَذَابًا قَرِیبًا یَوْمَ یَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ)[۴۲۸] « روزى که آدمى آنچه را با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد.»، با توجه به قرینه(أَنذَرْنَاکُمْ) مراد از (الْمَرْءُ)را کافر می داند[۴۲۹].
وی همچنین در تفسیر (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا)[۴۳۰] «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.»، مراد خدای تعالی از (سَلِّمُوا) را با توجه به سیاق، سلام بر پیامبر۹می داند.[۴۳۱]
ملا فتح الله در این جا با توجه به سیاق کلمات و عطف (سَلِّمُوا) بر(صَلُّوا عَلَیْهِ) از آیه برداشت کرده است که مراد از (سَلِّمُوا)، سلام کردن بر پیامبر۹است.
ملا فتح الله همچنین وحدت سیاقِ دو سوره ی «ضحی و انشراح» و «فیل و قریش» را به دلیل ارتباط و یکی بودن و با هم نازل شدن آن دو می داند و می نویسد: «و اصحاب ما رضوان اللَّه علیهم متفق‏اند بر آنکه و الضحى و الم نشرح یک سوره‏اند به جهت تعلق أحدهما بدیگرى زیرا که تمامى تعداد نعم به سوره ثانیه است به جهت این قرائت هر دو را در رکعت واحد واجب می دانند و لایلاف و أ لم تر کیف نیز این حکم دارند، و سیاق کلام دلالت صریح دارد.»[۴۳۲]
ملا فتح الله در این جا و بلکه در کل تفسیرش سیاق سوره ها را معتبر می داند و معتقد به وحدت سیاق دو سوره «ضحی و انشراح» است و دلیل خود را نیز ارتباط پایان سوره ضحی با شروع سوره انشراح ذکر می کند، چرا که در آیه آخر سوره ضحی می خوانیم (وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ)[۴۳۳] «و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‏] سخن گوى.» و خداوند نیز نعمت ها را در این سوره ذکر نکرده و تمامی نعمت ها در سوره دوم یعنی سوره انشراح آمده است.
البته باید توجه داشت که این روش یعنی معتبر دانستن سیاق سوره ها و ملاک قرار دادن آن و ارتباط بین انتهای یک سوره با ابتدای سوره بعد در کل تفسیر منهج الصادقین به چشم می خورد و ما این روش وی را در نقاط ضعف توجه به قرائن مورد نقد قرارخواهیم داد و علّت ذکر این مورد در این جا به دلیل این است که اکثر علمای تشیع این دو سوره مورد نظر ملا فتح الله را یک سوره به شمار آورده اند و حتی جواز قرائت آنها را در نماز به عنوان یک سوره تایید کرده اند. ولی در مورد بقیه سور قائل به اجتهادی بودن ترتیب آنها هستند و ارتباط میان صدر و ذیل سوره ها و وجه مناسبتی را که بعضی مفسّرین برای اقتران آن ها با یکدیگر ذکر کرده اند، نمی پذیرند.
مولف منهج الصادقین در برخی موارد نیز برای کشف معانی الفاظ از سیاق بهره برده است. مثلاً در تفسیر آیه (وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ)[۴۳۴] «و چون زنان را طلاق گفتید، و به پایان عدّه خویش رسیدند، پس به خوبى نگاهشان دارید.» و آیه (وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ …)[۴۳۵] «و چون زنان را طلاق گفتید، و عدّه خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران [سابق‏] خود، جلوگیرى مکنید» با توجه به سیاق کلمات معنای بلوغ را در دو آیه متفاوت می داند و می گوید هر چند بلوغ در اصل به معنای رسیدن به نهایت شیء است، ولی در آیه اول به این معنا نیست و با توجه به سیاق کلمات و امر به امساک در آیه اول که به معنای نگه داشتن و مراجعت نمودن به زنان است، بلوغ را در این آیه به معنای«نزدیک شدن به پایان عده» می داند ولی در آیه بعد به جهت اینکه این امر منتفی است این معنا برای بلوغ اراده نشده است و بلوغ به معنای «رسیدن به انتهای عده» است. ملا فتح الله این معنا برای بلوغ را نیز با توجه به سیاق کلمات و امر به (فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ) به دست آورده است.[۴۳۶]
وی همچنین در ترجیح آراء تفسیری از سیاق کمک گرفته است و بیان می دارد که با توجه به سیاق گفته فلان مفسّر صحیح است به عنوان مثال در تفسیر آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا)[۴۳۷] «و اموال خود را- که خداوند آن را وسیله قوام [زندگى‏] شما قرار داده- به سفیهان مدهید، و [لى‏] از [عواید] آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید و با آنان سخنى پسندیده بگویید.» درباره علت منع ایتاء اموال به سفهاء سخن صاحب کنز العرفان را که علت منع ایتای اموال به سفیه را سفاهتِ وی می داند خواه آنکه سفیه صبی باشد یا بالغ و خواه آنکه با سفاهت بالغ شده باشد و یا بعد از بلوغ سفیه شده باشد، به جهت مطابقت با سیاق از قول ابوحنیفه که سفیهِ بالغ را از منع ایتاء اموال استثناء می کند، ارجح می داند.[۴۳۸]
توضیح این که سفیه به شخصی گفته می شود که به جهت سبک عقلی اموال خود را در اهداف غیر صحیح مصرف کند و خداوند در آیه فوق از دادن اموال به سفهاء منع کرده است و با توجه به سیاق آیه از آن جا که سفیه با صفت یا قید دیگری همراه نیست، مشخص می شود که آیه راجع به همه سفیهان است و سفیه بالغ و غیر بالغ را شامل می شود. مثلا در آیه نیامده است که«السفهاء الصبی» که بر اساس آن سفهاء بالغ منظور آیه نباشد. ملا فتح الله کاشانی نیز با توجه به همین نکته سخن صاحب کنز العرفان را بر دیگر اقوال ترجیح داده است.
مولف منهج الصادقین در برخی موارد بدون اینکه لفظ سیاق را به کار ببرد، نظم آیات را شاهد معنایی که اختیار می کند، قرار می دهد. وی در این موارد از لفظ قرینه استفاده می کند، به عنوان مثال ذیل تفسیر آیه (إِنْ أَتَاکُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَهُ أَغَیْرَ اللّهِ تَدْعُونَ)[۴۳۹] « اگر عذاب خدا شما را در رسد یا رستاخیز شما را دریابد، اگر راستگویید، کسى غیر از خدا را مى‏خوانید؟» مراد از عذاب در آیه را عذاب اخروی می داند و می نویسد: «مراد هول و عذاب خدای است در آخرت به قرینه قوله (أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُون)»[۴۴۰]
ملا فتح الله در این جا با توجه به سیاق جمله ها به تفسیر آیه و بیان مراد آن می پردازد و یک جمله از آیه را شاهد و قرینه برای جمله دیگر در همان آیه قرار می دهد. ولی از لفظ سیاق در این جا استفاده نکرده است و واژه «قرینه» را به جای آن به کار برده است.
موارد فوق قسمتی از توجه ملا فتح الله به سیاق در تفسیر و فهم آیات است در ادامه به بررسی رعایت توجه وی به انواع دیگر قرائن می پردازیم و در پایان به نقد و بررسی آن ها می پردازیم.
۴- سبب نزول
از آن جا که قرآن کریم به تدریج و در طول ۲۳ بر پیامبر۹نازل شده است در طول دوران رسالت پیامبر اکرم۹گاه حادثه یا اتفاقی رخ داده و یا پرسشی مطرح شده است که خداوند در سبب آن حادثه یا پاسخ به آن پرسش، آیه یا آیات و حتی سوره ای از قرآن، همزمان یا در پی آن نازل می فرموده است، به این گونه حوادث و پرسش ها سبب نزول گفته می شود.
اصطلاح سبب نزول و اسباب نزول چنانچه از روایات و کتب تفسیر به دست می آید از اصطلاحات متقدم بوده و اولین بار توسط خود پیامبر۹مطرح شده است. بعد از پیامبر۹، حضرت علی۷، بیش از همه از اسباب النزول آیات مطلع بوده است و خود آن حضرت۷مى‏فرماید: «ما نزلت من القرآن آیه إلا و قد علمت أین نزلت، و فیمن نزلت، و فی أی شی‏ء نزلت؛ یعنی هیچ آیه‏اى از قرآن نازل نشد مگر اینکه دانسته‏ام درباره چه موضوعى و چه کسى و درباره کجا و کدام نقطه از سرزمین نزول یافته است»[۴۴۱].
دانشمندان و مفسّران علوم قرآنی نیز در طول تاریخ تعاریف متعددی برای سبب نزول مطرح کرده اند. صاحب الاتقان سبب نزول را امرى می داند که آیه در ایّام وقوع آن نازل شده باشد. وی در ادامه آنچه را که واحدی در اسباب نزول خود درباره سبب نزول سوره فیل آورده است، از نوع سبب نزول نمی داند و می گوید داستان اصحاب فیل و امثال آن از قبیل قصه نوح و عاد و ثمود و بنای کعبه از باب خبر دادن از وقایع گذشته است نه سبب نزول.[۴۴۲]
تعریف سیوطی خالی از اشکال نیست چرا که وی تنها بر همزمانی وقوع حادثه با نزول آیه تاکید کرده و سببیت را مطرح نمی کند؛ چه بسا در زمان نزول آیه ای هزاران حادثه همزمان با حادثه ای که سبب نزول آیه است، اتفاق بیفتد که سبب نزول آیه نباشند.
دکتر صبحی صالح در مباحث فی علوم القرآن در تعریف سبب نزول می نویسد: «مسائل و حوادثی که یک یا چند آیه از قرآن به سبب آن ها و همزمان با آن ها نازل شده است و آن حوادث را بررسی کرده است یا پاسخ گوی آن مسائل بوده یا حکم موضوعات را بیان کرده است، اسباب نزول آن آیه یا آیات می گویند.»[۴۴۳]
یکی از دانشمندان معاصر علوم قرآنی سبب نزول را این گونه تعریف کرده است: «رویداد یا پرسشى که به اقتضاى آن، قسمتى (یک آیه یا بخشى از آن، و یا چند آیه و یا یک سوره) از قرآن کریم همزمان یا در پى آن نازل شده است، سبب نزول مى‏گویند و مجموعه این رویدادها و پرسش ها «اسباب نزول» نامیده مى‏شود. البته این رویدادها و پرسش ها سبب تام نزول آیات نیستند، ولى به جهت آنکه زمینه نزول آیات را فراهم مى‏آورند، آنها را «اسباب نزول» نامیده‏اند»[۴۴۴]
با توجه به تعاریف فوق می توان این گونه نتیجه گرفت که در سبب نزول بودن حادثه یا رویداد دو شرط وجود دارد اول اینکه حادثه همزمان با نزول قرآن اتفاق بیفتد و دوم اینکه آن حادثه یا پرسش سبب و علت نزول آیه باشد.
۴-۱- اهمیت توجه به سبب نزول
به اعتقاد اغلب دانشمندان علوم قرآنى شناخت سبب نزول آیات براى‏آگاهى از مدلول صحیح آیات و برطرف شدن شک و ابهام از چهره مفاهیم آنها ضرورى است و اگر کسى بخواهد مدلول و مفهوم صحیح آیات را بدون شناخت سبب نزول بازیابد در حقیقت راه ناقص را طى کرده است و گاهى ممکن است نتیجه‏اى معکوس و واژگونه عاید او گردد. واحدی که به نظر می رسد اولین کسی است که معروف ترین کتاب درباره اسباب نزول به نام او رقم خورده است در این باره می نویسد: «لا یمکن معرفه تفسیر الایه دون الوقوف علی قصتها و بیان سبب نزولها؛ یعنی شناخت تفسیر آیه ای جز با دانستن قصه و بیان سبب نزولش ممکن نیست.»[۴۴۵]
سیوطی در الاتقان به نقل از ابن دقیق العید می نویسد«بیان سبب النزول طریق قوی فی فهم معانی القرآن؛ یعنی بیان سبب نزول راه مهمی برای فهم دقیق معانی قرآن است.»[۴۴۶]‏
علامه طباطبایی;نیز تاثیر سبب نزول را در روشن شدن مورد و مصداق نزول موثر می داند و می نویسد: «این زمینه‏ها را که موجب نزول سوره یا آیه مربوطه می باشد اسباب نزول می گویند و البته دانستن آنها تا اندازه‏اى انسان را از مورد نزول و مضمونى که آیه نسبت به خصوص مورد نزول خود به دست مى‏دهد روشن ساخته کمک می کند.»[۴۴۷]
دیگر دانشمندان و مفسّران نیز در کتب خود از تاثیر شناخت سبب نزول بر فهم صحیح مراد و مقصود الهی از آیات سخن گفته اند؛ برخی نیز در این زمینه به تالیف کتبی با عنوان «اسباب النزول» پرداخته اند[۴۴۸]. در نتیجه می توان گفت مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی در اصل روشنگری سبب نزول در فهم آیات قرآن کریم متفق القول هستند.
۴-۲- روش ملا فتح الله در توجه به سبب نزول
حال که به تعریف سبب نزول پرداختیم و اهمیت توجه به آن را در فهم و تفسیر قرآن از زبان دانشمندان و مفسّران علوم قرآنی بیان کردیم، سراغ تفسیر گرانسنگ منهج الصادقین می رویم تا ببینیم صاحب این تفسیر چه میزان به بیان سبب نزول برای آیات، توجه داشته است.
با مطالعه متن منهج الصادقین مشخص می شود که این بخش یکی از بخش هایی است که ملا فتح الله نسبت به آن توجه زیادی مبذول داشته است. وی مطاالب زیادی را به این موضوع اختصاص داده و به مناسبت های مختلف درباره سبب نزول آیات بحث کرده است به طوری که در سراسر تفسیر او مباحث اسباب النزول جلب نظر می کند.
ملا فتح الله در این قسمت از منابع مختلفی استفاده کرده است که مانند سایر قسمت های این تفسیر گاهی به این منابع اشاره می کند و گاه نیز بدون ذکر منبع به بیان سبب نزول می پردازد.
مثلاً در تفسیر آیه (وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ…)[۴۴۹]« و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید.»، بدون ذکر منبع به بیان سبب نزول آیه می پردازد و می نویسد: «در سبب نزول این آیه آورده‏اند که چون حضرت رسالت۹عزم عمره قضاء کرد جمعى گفتند که ما توشه نداریم و کسانى که دسترس دارند بما چیزى نمی دهند حق تعالى این آیه فرستاد که باید توانگران بر درویشان انفاق کنند و خود را در هلاکت ابدى نیندازند به جهت بخل.»[۴۵۰]
از جمله منابعی که ملا فتح الله در بیان سبب نزول استفاده کرده است می توان به اقوال مفسّران طبقه اول از قبیل: ابن عباس، ابن مسعود و مفسّران طبقه دوم از جمله حسن بصری و شعبی، اشاره کرد. شاید بتوان گفت اقوال این مفسّران مهمترین منبع ملا فتح الله در بخش اسباب النزول است.
به عنوان مثال در تفسیر آیه (وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ)[۴۵۱] «و آنان که چون کار زشتى کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند- و چه کسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده‏اند، با آنکه مى‏دانند [که گناه است‏]، پافشارى نمى‏کنند.»، به روایت ابن مسعود در بیان سبب نزول اشاره می کند و می نویسد: «از عبد اللَّه مسعود روایت است که سبب نزول این آیه آن بود که جماعتى از اصحاب سید کاینات۹به یکدیگر گفتند که همانا بنى اسرائیل نزد حق تعالى از ما گرامى‏تر بودند به جهت آنکه چون گناهى کردندى بر در سراى ایشان نوشته شدى که بر خود عقوبتى کنید چون گوش و بینى بریدن و غیر آن از انواع عقوبات تا این کفاره گناهان شما باشد ایشان به آن اقدام نمودندى و به جهت خوف این دیگر مرتکب معصیتى نشدندى حق سبحانه این آیه فرستاد که شما از ایشان گرامى‏ترید نزد من زیرا که از شما به توبه و استغفار راضى شده‏ام و آن را کفاره گناهان شما گردانیده‏ام و آن عقوبت که بنى اسرائیل را به آن امر می کردم از شما برداشته‏ام.»[۴۵۲]
همچنین ملا فتح الله در این بخش از کتب تفسیری مفسّران متقدم از قبیل جرجانی، ابوالفتوح رازی و زمخشری بهره برده است.
وی غالباً از اقوال علمای اهل سنت در مواردی استفاده کرده که قصد داشته اثبات کند سبب نزول آیه ای رفتار یا عملی از امام علی۷است. علاوه بر آن ملا فتح الله از احادیث و روایات ائمه اطهار:نیز در بیان سبب نزول بهره برده است. به عنوان مثال در بیان سبب نزول آیات ۱۵۵- ۱۵۷ سوره مبارکه بقره به روایتی از امام صادق۷اشاره می کند و می نویسد: «از جعفر بن محمد الصادق۷مروی است که سبب نزول این آیه آن بود که چون حق تعالى آیه (وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ)[۴۵۳] «و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید»، انزال فرمود رسول خدا۹فرمود نیکو دوستى بود ابراهیم۷ابتلا و امتحان او کردند به انواع مشقت و او صبر کرد و اصلا چیزى که دلالت بر جزع و بى‏صبرى کند از او صادر نشد و نعمت باو دادند بشکر گذارى آن اقدام نمود و به هیچ وجه اثر کفران از او مشاهده نگشت و به جهت این خلعت امامت در بر او کردند و اگر من بر عترت خود نمی ترسیدم براى ایشان از حق تعالى امامت می خواستم چه ایشان براى آخرت آفریده شده‏اند و دنیا براى ایشان مخلوق گشته جبرئیل۷آمد و این آیه یعنى و لنبلونکم الخ آورد.»[۴۵۴]
مولف منهج الصادقین در بیان سبب نزول آیات اکثراً به ذکر حوادث و وقایع صدر اسلام می پردازد و گاهی اوقات آن ها را با شرح و بسط و به صورت خیلی گسترده مطرح می کند. حوادثی مانند غزوات و سرایای پیامبر۷و نفاق و دو رویی منافقان و بسیاری وقایع دیگر.
همچنین ملا فتح الله در بیان سبب نزول برخی آیات، احکام و مسائل فقهی را به طور گسترده مطرح می کند. مثلاً در آیه(وَإِذَا کُنتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَهَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَهٌ مِّنْهُم مَّعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْیَکُونُواْ مِن وَرَآئِکُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَهٌ أُخْرَى لَمْ یُصَلُّواْ فَلْیُصَلُّواْ مَعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَأَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُم مَّیْلَهً وَاحِدَهً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن کَانَ بِکُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ کُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَکُمْ وَخُذُواْ حِذْرَکُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا)[۴۵۵] «و هر گاه در میان ایشان بودى و برایشان نماز برپا داشتى، پس باید گروهى از آنان با تو [به نماز] ایستند و باید جنگ‏افزارهاى خود را برگیرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام کردند]، باید پشت سرِ شما قرار گیرند، و گروه دیگرى که نماز نکرده‏اند باید بیایند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتیاط را فرو نگذارند و جنگ‏افزارهاى خود را برگیرند. [زیرا] کافران آرزو مى‏کنند که شما از جنگ‏افزارها و ساز و برگِ خود غافل شوید تا ناگهان بر شما یورش بَرند. و اگر از باران در زحمتید، یا بیمارید، گناهى بر شما نیست که جنگ افزارهاى خود را بر زمین نهید، ولى مواظب خود باشید. بى گمان، خدا براى کافران عذاب خفّت‏آورى آماده کرده است.» در ضمن بیان سبب نزول به بیان حکم ففقهی درباره نماز خوف می نویسد: «در کنز العرفان بعد از بیان ترکیب و حل لغت بر طریقى که مذکور شد فرموده که در این مقام ایراد کیفیت صلاه خوف مى کنیم بر قول فقها و بعد از آن بیان فوائد آیه می نمائیم اما اول بدان که خوف اگر منتهى به حالتى که با آن استقرار و ایقاع افعال ممکن نباشد بلکه منجر به مسایفه و معانقه شود باید که مردمان نماز را فرادى گذارند به حسب امکان بر طریقى که در آیه سابقه گذشت و اگر منتهى باین نشود هیئت صلاه آن بر سه نوع خواهد بود…»[۴۵۶]
وی در ادامه به طور گسترده به بیان انواع نماز خوف می پردازد. لازم به ذکر است که منظور از مولف «در این مقام»، سبب نزول هایی است که برای آیه ذکر کرده است.
این ها نمونه هایی از موارد بسیار زیاد بیان سبب نزول در تفسیر منهج الصادقین بود ان شاء الله در انتهای فصل به نقد و بررسی روش ملا فتح الله در بیان اسباب نزول برای آیات خواهیم پرداخت.
۵- شأن نزول
شأن در لغت به معنای کار، امر بزرگ، قدر و مرتبه آمده است.[۴۵۷] شأن نزول بر خلاف سبب نزول از اصطلاحاتی است که بیشتر در کتب معاصر به چشم می خورد و همه مفسّران متقدم و اکثر مفسّران و دانشمندان معاصر بین سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده و آن دو را به جای یکدیگر استعمال کرده اند[۴۵۸]. با این وجود برخی از دانشمندان معاصر از جمله آیت الله معرفت;بین سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل شده اند به نظر ایشان سبب نزول عاملی است که در وقت حضور آیه وجود داشته و شأن نزول اعم از آن است؛ از این جهت عاملی را که مربوط به گذشته است در بر می‏گیرد. ایشان سبب نزول را عبارت از مشکلی دانسته که آیه برای حل آن نازل شده است و شأن نزول را مشکلی می دانند که آیه در حل و توضیح آن یا عبرت‏گیری از آن نازل شده است، نظیر داستان‏های انبیاء گذشته.[۴۵۹]
آیت الله معرفت;در ادامه عبارت «نزل فی کذا» را که در سخنان صحابه و تابعان وجود دارد اعم از شأن نزول و سبب نزول می دانند و معتقدند هدف صحابه از این عبارت بیان حکم شرعی است نه بیان سبب یا شأن نزول.[۴۶۰]
یکی دیگر از دانشمندان معاصر نیز در تعریف شأن نزول می نویسد: «شأن نزول واقعه هایی است که قسمتی (آیه یا آیات یا سوره ای) از قرآن درباره آن نازل شده باشد.[۴۶۱]»
ایشان در ادامه نسبت بین دو اصطلاح سبب نزول و شأن نزول را از نظر مفهوم تباین و از نظر مصداق عموم و خصوص من وجه می دانند و مانند آیت الله معرفت;مواردی از قبیل داستان ابرهه را چون در زمان نزول اتفاق نیفتاده است شأن نزول سوره فیل می دانند نه سبب نزول آن، همچنان که واحدی گفته است.[۴۶۲]
با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که بین شأن نزول و سبب نزول تفاوت وجود دارد هرگاه به مناسبتی درباره شخص یا گروهی یا حادثه اى، خواه در گذشته یا حال یا آینده، آیه یا آیاتى نازل شود همه این موارد را شأن نزول آن آیات می‌گویند، مثلا می‌گـویـنـد کـه فـلان آیـه درباره فداکاری حضرت علی۷در لیله المبیت و یا درباره عصمت انبیا یا حضرت ابراهیم۷یا نوح۷ یا آدم۷ نازل شده است که تمامی‌این‌ها را شأن نزول آیه می‌گویند اما سبب نزول، حادثه یا پیش آمدى است کـه در پی آن، آیـه یا آیاتى نازل شده باشد یا به تعبیر دیگر آن پیش آمد باعث و موجب نزول گردیده باشد.
پس شأن نزول را می توان شخص، جریان، گروه یا حادثه ای که آیه درباره آن ها نازل شده است، بدون آن که علت نزول آیه باشند، تعریف کرد. شأن نزول مى تواند امرى در گذشته دور و متقدم بر نزول قرآن یا هم زمان با نزول قرآن باشد. توجه به این عوامل، تاثیر بسزایی در روشن شدن مراد و مفهوم آیات و حل مشکلات تفسیرى و فهم صحیح آیات ناظر به آن ها دارد.
راجع به اهمیت توجه به شأن نزول نیز هر آنچه در مورد سبب نزول یادآور شدیم صادق است چرا که شأن نزول همانند سبب نزول یکی از قراین فهم کلام الهی به شمار می رود و برای دانستن معنا و تفسیر کامل هر آیه باید به شأن نزول آن رجوع کرد تا کاملا موضوع روشن شود.
پس شأن نزول نیز- همانند سبب نزول- می‌تواند قرینه اى برای فهم صحیح مفاد و مقصود آیات باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون توجه به آن، دلالت آیه نـاقص می‌ماند. به عنوان مثال در آیه(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)[۴۶۳]

نظر دهید »
پژوهش های پیشین در مورد بررسی رجوع شاهد از ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اگر دو شاهد شهادت به ارتداد شخصی دهند. حکم بر اساس شهادت شهود صادر می شود.
چنانچه شهود پیش از به قتل رسیدن مرتد از شهادت خود رجوع نمایند، چون رجوع شهود از شهادت در قتل به ایجاد ((شهود حکم قتل می کند، لذا این حکم سقوط می کند. ((اذا رجع الشهود قبل قتله یسقط الشبهه[۲۹۸]))
حکم به ارتداد آثار دیگری جز ضل دارد. از جمله اینکه مال این مرد تقسیم می شود زوجه او باید به محض ارتداد زوج عده نگه دارد. حال چنانچه مرتد فطری است همسرش عده وفات و چنانچه مرتد مالی است همسرش عده طلاق نگه دارد. آیا با برداشتن حکم قتل آثار دیگر حکم ارتداد هم مرتفع می شود. شهید ثانی می فرماید:
((حکم قتل برداشته می شود ولی آثار آن مرتفع نمی شود. لذا قسمت کردن مال او و عده نگه داشتن همسرش کماکان بر سر جای خودش است[۲۹۹])).
چنانچه شهود پس از قتل مرتد از شهادت خود رجوع نمایند چنانچه اقرار به تعهد کنند قصاص می شوند یا باید دیه بپردازند. در این ارتباط محقق سبزواری و محی الدین نووی می فرمایند:
((فالمقطوع فی کلام الاصحاب انه علیهم القصاص اوالدیه فی موضع لا یقتص فیه من التعهد و کذالو شهدوا لالرده فقتل…[۳۰۰])) و ((فاذا شهدوا بالقتل من المشهود علیه ثم رجعوا و قالو تعمدنا فعلیهم القصاص اوالدیه المغبظه موزعه علی عدد روسهم…. و کذا الحکم لو شهدوا بالرده فقتل[۳۰۱])).
تحلیل و بررسی فصل چهارم
در این فصل علاوه بر نظر فقهای امامیه، نظر مذاهب اسلامی (اهل سنت) مخصوصاً در بحث طلاق نیز مورد بررسی قرار گرفت. لذا اگر شهود قبل از حکم از شهادت خود رجوع کند، نباید حکم صادر شود و فرقی ندارد که این حکم مالی باشد یا در دعاوی مدنی خاص و یا… باشد.
لذا اگر رجوع شود بعد از حکم و قبل از استیفاء باشد، با توجه به دلایلی که مورد اتفاق بیشتر فقها هست چون شهود در رجوع در معرض اتهام قرار گیرد همانطوریکه تهمت مانع قبول شهادت است، مانع صحت رجوع از شهادت نیز می باشد. پس اگر قاضی به شهادتی که شهود از آن برگشته اند حکم کند ضامن نیست و مدعی نیز ضامن نیست، بلکه شهود ضامن است و فرقی بین قبل از استیفاء و بعد از آن قائل نشده اند. لذا همه مذاهب در این مساله اتفاق نظر دارند که حکم نقض نمی شود و شهود باید جبران مالی (که حصول و نیجه مالی باشد) که بر اثر گواهی آنان از ارث رفته است عهده دار شوند. پس شهود ضامن مال از دست رفته اند.
و فقهای امامیه هم به این قولند که اگر مال هم باقی باشد یعنی استیفا نشده باشد باز هم این قول اصلح است ولی قولی نیز معتقد هستند که اگر استیفا نشده باشد باید اعاده گردد.
لذا جایگاه شهادت به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی مورد قبول تمام نظامهای حقوقی از جمله اسلام قرار گرفته است. پس جایگاه شهادت به حدی است که بعد از اقرار نوبت به او می رسد، لذا اگر متهمی اقرار کرد از مدعی (دعوی) بینه درخواست می گردد و با توجه به تمام شرایط و صفاتی که شهود بایستی داشته باشند اگر از روی تردید شهادت دهند، علاوه بر جبران خسارت مالی و یا ضامن مشهود به که می باشد، باید تغزیر هم شوند.
چون شهادت از روی ظن و گمان پذیرفته نیست و شهود باید به مشهود به علم و یقین داشته باشد. چرا که اگر خلاف آن باشد و از شهادت خود رجوع کند علاوه بر اینکه جبران آن خسارت کند در بحث نکاح و طلاق آثار روحی و روانی و تبعات منفی برای فرد و جامعه مخصوصاً جامعه اسلامی دارد که جبران آن را خدا می داند و بس.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

فصل پنجم
رجوع شاهد از شهادت در دعاوی
کیفری و جزائی
مبحث اول: رجوع شاهد از شهادت قبل از اجرای حکم
بنابر قول عامه اهل علم اگر شهود قبل از حکم از شهادت خود رجوع کنند نباید حکم صادر شود و فرقی ندارد این حکم مالی باشد و یا غیر مالی از قبیل حدود و…. این مسئله مورد اتفاق شیعه و سنی است. هر چند قول ضعیفی قائل به صدور حکم می باشند که بیان خواهد شد.
فقهای امامیه می گویند: دلیل آن چنین است: حکم تابع شهادت است در حالیکه شهادت از بین رود حکمی باقی نمی ماند و حاکم نمی داند آیا شهود دربار اول سخنشان درست بود یا بار دوم. و در شهادت ظن و گمان به صدق برای قاضی باقی نمی ماند[۳۰۲].
نکته ای که جای بیان دارد، اگر در شهادت هر دو اعتراف کردند که عمداً دروغ گفته اند در این صورت فاسق شده اند، آیا شهادتشان پذیرفته است یا نه ؟
صاحب تحریرالوسیله در مساله هشتم خود می فرمایند: اگر شهود به زنا باشد و شهود اعتراف نمایند که دروغ گفته اند، حد قذف بر آنها جاری می شود ولی اگر بگویند توهم کردیم مبنا بر اقوی حدی بر آنها نیست[۳۰۳].
اهل سنت به حنفیه، شافعیه و مالکیه و حنبلیه نیز همچون شیعه رجوع شهود قبل از حکم موجب امتناع آن می دانند.
ابی ثور در این مورد نظر دیگری دارد و گفته است که اگر شهود قبل از حکم رجوع کنند باید به مقتضای شهادت حکم شود. زیرا شهادت ادا شده است و با رجوع باطل می شود و به منزله رجوع بعد از حکم است[۳۰۴].
ابن قدامه به این سخن ابن ثور چنین پاسخ داده است: این نظر فاسد و باطل است. زیرا شهادت شرط حکم است و اگر قبل از حکم شهادت زایل شود حکم جایز و روا نمی باشد
. همانطوری که شهود فاسق شوند نمی توان حکم کرد. زیرا رجوع شهود به منزله کذب آنان است[۳۰۵]. شافعیه همچون امامیه بر این قول است که اگر شهود اعتراف کردند که عمداً دروغ گفته اند در این صورت فاسق اند و در حد باید به خاطر قذف، حد بر آنها جاری شود.
ولی اگر ادعای غلط و توهم کردند حد قذف جاری نمی شود[۳۰۶].
مبحث دوم: رجوع شاهد از شهادت بعد از صدور
وقتی صدور حکم به مسائل جزائی مخصوصا آن جایی که صدور حکم منجر به قتل یا قطع اعضای شاهد یا مشهود علیه می شود صدور حکم کمی سخت تر به نظر می رسد. اما گاهی بیش می آید که همانطور که شهود در مباحث مالی صداقت را رعایت نمی کنند در مباحث جزایی نیز پیش می آید که به پیروی از هوای نفس و دستیابی به دنیای نقد از مسیر صداقت منحرف شده و خود را به ورطه شهادت دروغ می اندازند.
در این فصل و مبحث به مواردی مانند زنا، قتل و… می پردازیم:
گفتار اول: زنا
ابتدا بحث کمی در مورد زنا از دیدگاه مذاهب خمسه پرداخته و سپس به تحلیل و بررسی و مصادیق آن می پردازیم:
رجوع شهود در حد (زنا): در این باب صاحبان مذاهب اتفاق نظر دارند و هر کدام نظری دارند که بیان می گردد:
امامیه: اگر شهود بعد از استیفای حکم رجوع کنند و به وسیله اجرای حد مشهود علیه بمیرد و اقرار کنند که عمداً شهادت دروغ داده اند باید همه آنها خواست ولی دم قصاص شوند. اما ولی دم باید دیه مازاد از جنایت آنان را بدهد.
اما اگر ولی دم بخواهد یکی یا دوتا از آنان را قصاص کند باید بقیه نصیب دیه فرد قصاص شده را بپردازند.
ولی اگر آنان در شهادت اقرار به خطای خود کردند در این صورت فقط دیه پرداخت می کنند. در صورت اختلاف نسبت جنایت دیه بین آنان تقسیم می شود. یعنی برای عمد، قصاص و برای شهادت خطا دیه است[۳۰۷].
اهل سنت: ابوحنیفه، اگر شهود زنا از شهادت خود برگردند و بگویند شهادت دروغ داده اند در این صورت قاضی دیه مقتول می باشند و با همه شهود دروغ حد قذف نیز بر آنان جاری می شود.
ابو یوسف نیز همین رای را انتخاب کرده است.
ولی در غیر از زنا اگر شهود از شهادت خود برگردند باید تعزیر شوند. ولی در مورد تعزیر بینه، بین حنیفه اختلاف نظر است.
خود ابوحنیفه قائل است که شهادت زور باید به وسیله تشهیر تعزیر شوند.
اما ابویوسف و محمد و شافعی و مالکیه قائلند که باید تعزیر تازیانه شوند و سرانجام مشهور شوند.
اگر یکی از شهود بعد از اجرای حد رجم برگردد باید تنها شخص رجوع کننده حد بخورد و ربع دیه نیز بدهد.
اما اگر یکی از شهود قبل از اقامه حد رجوع کند همه شهود باید حد بخورند (حد قذف)
مالکیه: مالکیه درباره رجوع شهود موجب رجم، اختلاف نظر دارند بین گرفتن دیه و کشتن.
صاحب شرح کبیر بر این قول است که حد شهود زنایی که از شهادت برگردند حد قذف است و باید دیه شخص رجم شده نیز پرداخت کنند[۳۰۸].
شافعیه: اگر شهود شهادت دادند و در اثر شهادت آنان مشهود علیه کشته شود (قتل عمد، ارتداد، رجم، زنا، تازیانه، حد قذف) و شهود از شهادت خود برگشتند و گفتند که شهادت آنان از روی عمد دروغ بوده است. بر همه آنان قصاص است و اگر قصاص نشوند باید دیه پرداخت کنند و این دیه باید با سختی و شد اخذ شود.
ولی اگر شهادت آنان از روی خطا باشد، بر شهود رجوع کننده فقط دیه است و باید دیه به نسبت گرفته شود[۳۰۹].
حنبلیه: اگر شهود بعد از استیفا حکم رجوع کنند و در اثر شهادت آنان مشهود علیه کشته شود و شهود بگویند عمداً شهادت دروغ داده ایم در این صورت بر همه شهود قصاص است. اما اگر بگویند شهادت ما از روی خطا بوده در این صورت بر شهود دیه است.
دلیل حنابله: ابن قدامه در این مورد به حدیث علی (ع) استناد می کند. علی (ع) درباره دو شاهدی که بر اثر شهادت آنان دست دزدی قطع گردید و آنان بعد از شهادت گفتند که ما خطا کردیم علی (ع) فرمودند: ((اگر بدانیم که شما در شهادت دادن دروغ و تعمد داشته اید دو دست شما را قطع می کردم و اصحاب در این مورد مخالفت نکردند و این که منزله قاتل مکره است.
اما اصحاب رای (حنفیان) قائل اند که قصاص نمی شوند. زیرا شهود مباشر در قتل نمی باشند و این به منزله کسی است که چاهی بکند و فردی در آن تلف شود[۳۱۰].
بنابراین زنا از جمله حقوقی است که اثبات آن نیازمند به شهادت چهار مرد عادل است. برخی از اقسام آن به سه شاهد مرد و دو زن (مثل زنایی که حد آن رجم است) و برخی از اقسام آن به واسطه دو شاهد مرد و چهار زن (مثل زنایی که حد آن تازیانه) است ثابت می شود.
در تحلیل این مورد، نیاز به بیان مصادیق زنا (محصنه، غیر محصنه و…) و بررسی مصداق به مصداق است.
چون حد یک مورد قتل است، حد یک مورد رجم و یک مورد تازیانه است. در یک مورد در اثر شهادت به یک مورد مشهود علیه به قتل می رسد. در اثر شهادت دیگر فقط او را تازیانه می زنند و شاید در اثر این تازیانه ها مشهود علیه بمیرد. در ذیل به تدریج به مسائل آن بررسی خواهد شد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 381
  • 382
  • 383
  • ...
  • 384
  • ...
  • 385
  • 386
  • 387
  • ...
  • 388
  • ...
  • 389
  • 390
  • 391
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع تاثیر نانو نقره بر رشد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره : بررسی عناصر قصه در مثنوی «جمشید و خورشید»- … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – فهرست شکل‌ها – 1
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی تأثیر مدیریت استعداد راهبردی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی مفهوم و مصادیق ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه : دانلود پایان نامه رتبه بندی شرکت های برتر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیقات انجام شده در مورد : بررسی و مقایسه عملکرد سازمانهای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تبیین وتحلیل رویکردتفکر انتقادی درعرصه تعلیم وتربیت و ارزیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی| ۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق – 10
  • دانلود فایل های دانشگاهی – ۱-۳- مستندات جرم بغی – 8
  • فایل پایان نامه با فرمت word : منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه رابطه حمایت اجتماعی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی تطبیقی تعهدات وکیل دعاوی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع تحلیل فرهنگ سازمانی ورابطه آن با اخلاق حرفه ای معلمان – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع پایان نامه ها – ۲-۲جایگاه محافظه کاری در استانداردهای حسابداری – 4
  • منابع پایان نامه درباره اجرای عدالت و لغو مجازات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه با فرمت word : پژوهش های پیشین درباره :مدل سازی تأثیر مؤلفه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی تطبیقی فضایل اخلاقی ایمانی در قرآن و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه درباره مدل‌سازی عددی هیدرولیک جریان و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین در مورد بررسی رجوع شاهد از ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • سایت دانلود پایان نامه: نگارش پایان نامه در مورد بررسی تاثیر ابزارهای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد بررسی موانع استقرار دولت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – ۲-۲) مطالعات انجام گرفته خارجی – 5

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان