مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود منابع دانشگاهی : بررسی رابطه بین بازاریابی داخلی وبازارگرایی باتوجه به ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ریشه میانگین مربعات باقیمانده

قابل قبول

RMR ≥ ۰

۱

RMR

نیکویی برازش

بسیار خوب

GFI > 0. 9

۱

GFI

شاخص نیکویی برازش اصلاح شده

بسیار خوب

AGFI > 0.85

۱

AGFI

شاخص برازش هنجار شده ( بنتلر ـ بونت )

بسیار خوب

NFI > 0.90

۱

NFI

شاخص برازش تطبیقی

بسیار خوب

CFI > 0. 90

۱

CFI

شاخص برازش افزایشی

بسیار خوب

IFI > 0. 90

۱

IFI

: در مدل‌سازی معادلات ساختاری، آماره کای اسکویر، روش سنتی برای ارزیابی برازش کل مدل می‌باشد. بر اساس این آماره، فرض صفر این است که مدل به طور کامل با داده‌های جامعه آماری برازش دارد. زمانی که آماره کای اسکویر از نظر آماری معنی‌دار باشد منجر به رد این فرض می­گردد و نشان می­دهد که مدل مورد نظر، از برازش کامل برخوردار نبوده و رد می‌شود. برای رد فرض صفر از نسبت نیز استفاده می‌کنند. در صورتی که مقدار این نسبت کمتر از ۵ باشد، فرض صفر تائید می‌شود. به عبارت دیگر، مدل به طور کامل با داده‌های جامعه آماری برازش دارد. از آنجا که میزان محاسبه شده سازه­های کیفیت خدمات برابر ۰ می باشد نشان دهنده تایید فرض صفر و برازش کامل مدل با داده ­های جامعه آماری می­باشد (لازم به ذکر است که این مدل از نوع اشباع می باشد) .

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

GFI و AGFI: دو شاخص برازندگی GFI و برازندگی تعدیل یافته AGFI به شاخص‌های برازش مطلق معروفند. مقادیر این شاخص‌ها باید بین ۰ و ۱ باشد. مقدار بزرگتر از ۹/۰ حاکی از برازش قابل قبول مدل است. اندازه‌گیری برازش بعدی که در خروجی برنامه ظاهر می‌شود، به مقایسه شاخص‌های برازش نسبی می‌پردازند و نشان می‌دهند که تا چه حد برازش مدل نسبت به مدل خط پایه که در واقع مدل استقلال است، مناسب‌تر می‌باشد. شاخص‌ برازش غیرنرم (NNFI) از شاخص‌های این گروه می‌باشد که هر چه مقدار آن به ۱ نزدیک باشد، نشان دهنده برازش خوب مدل است. از شاخص‌های دیگر این گروه CFI می‌باشد که فقط می‌تواند مقادیر بین ۰ تا ۱ اختیار کند؛ در حالیکه NNFI می‌تواند بزرگتر از ۱ باشد. مقدار این شاخص نیز هرچه به ۱ نزدیکتر باشد، نشان دهنده برازش خوب مدل است. مقادیر محاسبه شده نشان‌دهنده تایید برازش مدل بر اساس این سه شاخص می‌باشد.
۴-۳-۲- تحلیل عاملی تائیدی متغیر عدالت رویه‌ای
مدل متغیر عدالت رویه‌ای در شکل زیر ترسیم شده است. این مدل در دو سطح سنجه‌ها و عوامل مکنون شناسایی شده را در برمی‌گیرد. شکل مذکور نتیجه حاصل برازندگی مدل اندازه‌گیری را به تصویر می‌کشد.

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع ارزیابی طرح ترویجی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲- اجرای برنامه توسط مروج کشاورزی

۱- برنامه ریزی فعالیتهای ترویجی

همان طور که جدول ۲-۵ نشان میدهد، سطوح قضاوت برای ارزشیابی به هشت سطح تقسیم شده که پائینترین سطح برنامه ریزی فعالیتهای ترویجی و بالاترین سطح پیامدهای اجتماعی میباشد. سطوح بالای جدول عموماً نتایج سطوح پائین هستند. در اصل ارزیابها میتوانند توجه خود را به هر یک از این سطوح معطوف نمایند. هر چه سطحی که آنها مشاهده میکنند بالاتر باشد، به همان نسبت درستتر و دقیقتر خواهند توانست اظهارنظر کنند که اهداف نهایی برنامهی ترویجی تا کجا حاصل شده است. در عین حال بهعنوان یک قاعده، خیلی مشکل است که برای سنجش میزان تغییرات در سطوح بالاتر، معیارهای سنجش مناسب را پیدا کرد. به همین ترتیب، بسیار مشکل است که تأیید کنیم تغییرات حاصل شده در این سطوح فقط نتیجهی فعالیتهای ترویجی است و عوامل دیگری در آن تأثیر نداشتهاند. چنانچه در طی ارزشیابی به سطوح پائینتر توجه شود، خیلی آسانتر خواهد بود که نمایش دهیم تغییرات در نتیجهی فعالیتهای ترویجی بوده است، هر چند شاید نیروی انسانی لازم و وسایل مورد نیاز برای انجام این امر همیشه در دسترس نباشد (تبرائی و زمانیپور، ۱۳۸۵). بنابراین، توجه به سطوح پائینتر در طی فرایند ارزشیابی کمک بسیار قابل توجهی به اصلاح و بهبود برنامهها در مراحل مختلف تهیه و اجرا مینماید.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۴-۶) انواع ارزشیابی
ارزشیابیها را با توجه به معیارهایی مانند زمان، کارایی، اعتبار، ارزشیابها و … به انواعی تقسیم نمودهاند که در ادامه به بعضی از این تقسیمبندیها اشاره میشود.
۲-۴-۶-۱) انواع ارزشیابی با توجه به زمان
در این نوع تقسیمبندی مدلهای زیادی وجود دارند. برای مثال اسکریون[۲۰] ارزشیابی را به دو دستهی ارزشیابی مرحلهای یا جاری یا تکوینی[۲۱]و ارزشیابی پایانی یا نهائی یا تراکمی[۲۲] تقسیم کرده است. نوع دیگری از تقسیمبندی ارزشیابی از نظر زمان وجود دارد که در سه دستهی ارزشیابی ابتدائی[۲۳]، ارزشیابی جاری[۲۴] و ارزشیابی پایانی[۲۵] جای میگیرد. گروهی دیگر ارزشیابی را از نظر زمان به سه دستهی پیش از اجرا، ضمن اجرا و پس از اجرا تقسیم کردهاند. بهطور کلی در گذشته تأکید اصلی بر ارزشیابی تراکمی یا نهائی بود ولی امروزه اهمیت ارزشیابی مرحلهای بیشتر شده است. اما به طور کلی بر اساس زمان اجرا، ارزشیابیها را میتوان به سه دسته تقسیم نمود که عبارتند از:
ارزیابی پیش از اجرا یا ابتدایی: یعنی در مرحلهی برنامه ریزی و تدوین طرح صورت میگیرد. ارزیابی پیش از اجرا، به منظور شناسایی نیازمندیهای جامعه و بخش مورد نظر، مشکلات و موانع توسعهی بخش و بررسی چگونگی و راهکارهای پاسخگویی به نیازمندیها و رفع موانع انجام میشود و در عین حال آشنایی با منابع و امکانات موجود و قابل حصول نیز در این ارزیابی مورد نظر است. کارکرد دیگر ارزیابی پیش از اجرا، اولویتبندی طرحها یا بررسیهای اقتصادی، اجتماعی، فنی، مالی و … میباشد.
ارزیابی حین اجرا یا جاری: این ارزیابی از نظر زمانی، در طول مدت زمان اجرای طرح صورت میگیرد. ارزیابی حین اجرا برای دستیابی به نتایج زیر صورت میگیرد:
الف) تضمین اجرای دقیق طرح بهصورتی که در برنامهی طرح آمده است.
ب) اصلاح ناهمخوانیهای طرح: اهداف این ارزیابی، شناسایی موانع و کاستیهای اجرای طرح و رفع آنها، تطابق اهداف طرح (ستاندهها) با نیازها و مشکلات جامعه و … میباشد.
ارزیابی پس از اجرا یا پایانی: این ارزیابی پس از اتمام کار اجرای طرح صورت میگیرد. برخی از کارشناسان معتقدند که ارزیابی پس از اجرا، بلافاصله پس از اتمام اجرا باید انجام شود و گروهی عقیده دارند پس از چند سال از گذشت دورهی بهرهبرداری (۴ تا حدود ۱۰ سال) لازم است به عمل آید. بدین ترتیب «استفاده از تجربیات و دستاوردهای طرحهای اجرا شده در برنامه ریزی و اجرای طرحهای جدید» و «اصلاح اشکالات و نارساییهای طرحهای اجرا شده و در حال بهرهبرداری» دو هدف و کارکرد مهم این نوع ارزیابی است (شیرزاد، ۱۳۸۲ الف).
۲-۴-۶-۲) انواع ارزشیابی از نظر کارائی
بر اساس کارایی، ارزشیابی را میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
واگشتی (ناظر به گذشته)[۲۶]: در زمان معینی انجام میگیرد و به بررسی تناسب کارائی و بازدهی دربارهی کاربرد امور تا زمان انجام ارزشیابی مربوط میشود.
مداوم[۲۷]: از پیش در طرح پیشبینی میشود و بهطور منظم و مرتب به فاصلهی زمانی کوتاه به خاطر طرح یا عملیات، به بررسی کارایی روند و بازدهی فعالیتهای طرح میپردازد (قلی نیا، ۱۳۷۶).
۲-۴-۶-۳) انواع ارزشیابی از لحاظ درجهی اعتبار
از لحاظ درجهی اعتبار، فروتچی[۲۸] یک تقسیمبندی دوگانهای را از ارزشیابیها ارائه میدهد که عبارتند از:
ا) ارزشیابی تصادفی یا روزمره یا غیررسمی: ارزشیابی غیررسمی به معنی ارزشیابی بدون برنامه نیست و ضرورتاً هم معنای کم هزینه بودن از آن استنباط نمیشود؛ اما این رهیافت معمولاً نیازمند تمهیدات با در نظر گرفتن جزئیات کامل نیست. البته در صورت ضرورت، این ارزشیابی بر اساس یک طرح از قبل تهیه شده، انجام میشود. معمولاً ارزشیابی غیررسمی بهوسیلهی یک تیم تخصصی از کارکنان همان پروژه یا توسط یک سازمان غیردولتی انجام میشود و نتایج و پیشنهادهای حاصل بهصورت گزارشهای دورهای یا پایانی به نهادهای تأمین کنندهی اعتبارات مالی ارائه میگردد. سه نوع اصلی ارزشیابی غیررسمی عبارتند از:
خود – ارزشیابی: از این نوع ارزشیابی در سازمانهای غیردولتی، نهادهای کمککننده و مؤسسات مجری برنامهها استفاده میشود. بهعنوان بخشی از فرایند توسعهی نهادی، توسعهی منابع انسانی و برنامه ریزی محسوب میگردد. ظرفیت یک سازمان در بازنگری نحوهی کار خود به یک شیوهی خودانتقادی، نشان دهندهی بلوغ آن سازمان است. خود – ارزشیابی به وسیلهی مسئولان اجرایی طرحها و پروژه ها و با تمرکز بر جنبه های حائز اهمیت پروژه ها (طراحی، تعیین خطمشیهای موجود، تحلیل داده های نظارت، تهیهی طرحهای کاری، آموزش، تنظیم بودجه و برقراری روابط با نهادهای کمککننده) انجام میشود. در حالی که خود – ارزشیابی باید بهطور طبیعی بخشی از فرایند معمول نظارت درونی و پاسخگویی باشد، لیکن امکان دارد برای انجام آن مبادرت به اجرای فعالیتهای ویژهای هم بشود.
ارزشیابی مشارکتی: فرض ارزشیابی مشارکتی آن است که توسعه در حقیقت فرایند توانمندسازی مردم و البته نه به شیوهی ارائه نهادههای خارجی یا ملاحظات از بالا به پائین برای مردم است. اساس و بنیان ارزشیابی مشارکتی بر این اصل بنا شده است که زنان و مردان روستایی افراد شایسته و مسئولی هستند که خود میتوانند در مورد کیفیت زندگیشان اظهارنظر و قضاوت نمایند. ارزشیابی مشارکتی، مشوق مشارکت در تصمیمگیری، اجرا و تقسیم منافع حاصل از برنامههای توسعه است. نورمن آپهوف که طرفدار اصلی ارزشیابی مشارکتی است اذعان میکند: «این که ارزشیابی مشارکتی را به راحتی بتوان به پروژه های توسعه که بدون هیچ ملاحظهای از طرف بهرهبرداران ذینفع برنامه ریزی و اجرا شدهاند پیوند زد، انتظار معقول و مستدلی نیست. ارزشیابی مشارکتی بخش جداییناپذیر فرایند برنامه ریزی و اجرا است که در آن بهرهبرداران و بهرهبرداران پروژه های توسعه قادرند بسیار بیشتر از نیروی کار و پول خود مشارکت نمایند. ارزشیابی مشارکتی با تأکید بر جمعآوری اطلاعات کیفی و بررسی اثرات غیرملموس ملاحظات توسعهای میتواند دیدگاه های مختلف زنان و مردان را تغییر دهد و عدم تعادل و توازن جنسیتی را در جمعآوری داده ها نمایان سازد».
ارزشیابی بهرهبرداران: بازخورد سازماندهی شده و سنجیده از طرف بهرهبرداران واقعی پروژه های توسعه نیز نوعی ارزشیابی غیررسمی محسوب میشود. این نوع ارشیابی یکی از راه های تعیین محدودیتها و توافق بر روی راهحلهای عملی و فوری است (شعبانعلی فمی و همکاران، ۱۳۸۳).
۲- ارزشیابی رسمی و بررسیهای گسترده: ارزشیابی رسمی معمولاً توسط نهادهای کمککننده یا با همکاری آنها و مجریان برنامهها انجام میشود. این رهیافت به دلیل نیاز به استخدام مشاوران بیرونی، مدارک و اسناد زیاد و حیطهی بررسی، پرهزینه و زمانبر است. انواع ارزشیابی رسمی بر اساس زمان اجرا عبارتند از:
ارزشیابی قبل از اجرای برنامه
ارزشیابی تکوینی
ارزشیابی پایانی (شعبانعلی فمی و همکاران، ۱۳۸۳).
این دو نوع ارزشیابی بر روی یک طیف قرار دارند و هر چه به میزان نظم و حالت سیستماتیک در کار ارزشیابی افزوده شود، بر میزان اتخاذ تصمیمهای مفید برای برنامه افزوده خواهد شد. با توجه به اینکه در تحقیق حاضر ارزیابی طرح ترویجی «تسریع انتقال یافتهها» از دیدگاه کشاورزان مجری طرح و بهرهبرداران واقعی پروژه انجام گرفته است، میتوان به نوعی آن را ارزشیابی بهرهبرداران دانست که نوعی از ارزشیابی غیر رسمی محسوب میشود.
۲-۴-۶-۴) انواع ارزشیابی با توجه به ارزشیابان
بر اساس این که فردی که به منظور ارزیابی پروژه به خدمت گرفته میشود از افراد داخل تیم اجرایی برنامه یا شخصی خارج از برنامه باشد، ارزشیابی به دو دستهی درونی و بیرونی تقسیم میشود:
ارزشیابی درونی: منظور از ارزشیابی درونی آن است که ارزشیابی توسط کارکنان و دستاندرکاران تهیه و اجرای برنامه یعنی افراد درون برنامه انجام شود. ارزشیابی درونی میتواند یادگیری از طریق عمل را ارتقاء دهد، زیرا دستاندرکاران برنامهها خود از نزدیک درگیر پرسیدن «چگونه» و «چرا» در مورد فعالیتهایشان هستند.
ارزشیابی بیرونی: منظور از ارزشیابی بیرونی این است که ارزشیابی بهوسیلهی اشخاصی که خارج از برنامه هستند، انجام میشود. بهطور کلی ارزشیابی درونی بیشتر مناسب ارزشیابی تکوینی است و ارزشیابی بیرونی غالباً برای ارزشیابی نهایی مفید میباشد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۷).
به طور خلاصه ارزشیابیها را با توجه به عوامل مختلفی از جمله زمان انجام ارزشیابی، کارایی، رسمی یا غیر رسمی بودن و اینکه چه کسی ارزشیابی را انجام میدهد میتوان به انواع مختلفی تقسیم نمود. اما مسألهی مهمتری که بعد از تقسیمبندی ارزشیابی مورد توجه میباشد، انتخاب یک الگوی مناسب برای ارزشیابی برنامه میباشد. ارزشیابی نقش بسیار مهم و مؤثری را در تصحیح حرکتها و فعالیتها دارد. نقاط ضعف و نقاط قوت برنامهها و طرحهای انجام شده یا در دست اجرا را نشان میدهد. لذا مناسبترین روشها و راهحلها را در جهت پیشبرد اهداف تعیین میکند. وجود ارزشیابی، بازنگری مناسبی جهت اصلاح و تداوم برنامه محسوب میشود. از طرف دیگر، تأثیرگذاری و کارایی برنامهها را هیچگاه بهطور دقیق نمیتوان اندازه گرفت. با این حال، وجود الگوهای ارزشیابی این عدم اطمینان را به حداقل میرساند (عبدالملکی، ۱۳۸۲؛ قلینیا، ۱۳۷۶).
۲-۴-۷) مدلهای ارزشیابی
به منظور اجرای یک برنامهی مناسب ارزشیابی در سطوح مختلف، مدلهای متفاوتی ارائه شده که مبنا و اساس فعالیتهای ارزشیابی را تشکیل میدهند. این مدلها بر اساس دیدگاه های خاص پدیدآورندگان آنها که هر یک جنبه یا جنبه هایی خاص از ارزشیابی را مورد نظر قرار داده، به وجود آمدهاند. لازمهی ارزشیابی مناسب از برنامههای ترویجی، داشتن یک مدل ارزشیابی میباشد. بنابراین از ابتدای دههی ۱۹۷۰ به بعد تأکید بیشتری برای ایجادمدلهای ارزشیابی برای مدیریت برنامههای ترویجی صورت گرفت (رفیعیان، ۱۳۸۷؛ محسنی و همکاران، ۱۳۸۳). انتخاب یک مدل مناسب برای ارزشیابی فعالیت خاص در ترویج و آموزش کشاورزی، بستگی به اهداف ارزشیابی، تجارب و میزان اطلاع مجریان، ماهیت موضوع و … دارد. از طرف دیگر، گاهی برای حصول به هدفی خاص، یک مدل جوابگو نبوده، بلکه از تلفیق چند مدل استفاده میگردد. یعنی با وجود انواع مدلهای ارزشیابی، ضرورتی در کار نیست که طرحریزان برنامه، خود را به یک مدل محدود نمایند. بهتر آن است که در صورت وجود شرایط و داشتن توانایی های لازم، از دو یا چند مدل استفاده نمایند. در تلفیق مدلها با یکدیگر، باید توجه داشت که مدل جدید، حداقل همپوشانی را داشته باشد، یعنی نقاط مثبت الگوی مادر اخذ شده و نقاط منفی موجود درمدل، توسط سایر مدلها رفع گردیده باشد. همچنین دوباره کاریها در آن از بین برود تا مدل تلفیقی قابل استفاده محسوب گردد. برتری هر مدل، تنها با توجه به موقعیت اجرایی و شرایط معنی و مفهوم پیدا میکند. باید توجه داشت که مدلهای ارزشیابی فعلی، تنها قادر به ارزشیابی فعالیتهایی خاص یا بخشی از یک فعالیت کلی هستند. این یکی از محدودیتهای مدلها میباشد. در ثانی با تغییر سیستم، مدلها نیز جهت تطابق خود با شرایط جدید، نیاز به تغییر دارند؛ لذا تغییر و تکامل مدلهای ارزشیابی نیز امری حیاتی و لازم میباشد (قلینیا، ۱۳۷۶). مدلهای ارائه شده برای انجام عمل ارزشیابی در دو ویژگی مهم مشترک هستند:
هدف اساسی تمام مدلها فراهم ساختن اطلاعاتی است که به فرد در سنجش فعالیتهای برنامه کمک میکند. در تمام مدلها عامل ارزشیابی نقش فراهم کنندهی اطلاعات را ایفا میکند و ارزش عمل ارزشیابی تابع ارزش اطلاعات جمعآوری شده است.
تمام مدلها تلاش میکنند که اطلاعات دقیق را فراهم آورند (رفیعیان، ۱۳۸۷؛ محسنی و همکاران، ۱۳۸۳).
مدلهای ارزشیابی را میتوان نظمی تجربهشده تلقی کرد که به موجب آن، قابل استفاده بودن نتایج ارزشیابی تضمین میشود. صاحبنظران، مدلهای ارزشیابی را با این نیت توسعه دادهاند که نتایج تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند. علاوه بر این، برای ارزشیابی برنامهها، مدلهای گوناگونی ارائه شده است که هر کدام بر اساس رویکردها و هدفهای ارزشیابی، دارای شیوهی خاصی هستند (گرانجر و جون[۲۹]، ۲۰۰۷؛ قلینیا، ۱۳۷۶). در انتخاب مدل های ارزشیابی عوامل متعددی تأثیرگذار میباشند؛ مکی و هورتون[۳۰] ( ۲۰۰۳ )، این عوامل را در موارد زیر خلاصه کردهاند:
استفادهکنندگان بالقوه یا مورد نظر
فرایند تصمیمگیری
عواملی که بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند.
عملکرد در یک نمونهی واقعی (طرز تفکر، مؤسسات، علائق، اطلاعات، چشماندازی برای آینده)

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با تاثیر سیاست خارجی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ج- کسب هویت منطقه ای در بین کشورهای خاورمیانه .
الف- تاسیس کشور یهودی از نیل تا فرات:
در ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی یکی از اهداف عمده در ذهن سران صهیونیست این بود که وسعت سرزمینی خود را از نیل تا فرات گسترش دهند. در همین راستا موشه دایان در زمانی که وزیر جنگ اسرائیل بود طی سخنانی گفت: «همچنان که کتاب تورات و ملت تورات در جهان وجود دارد بایستی به وجود زمین تورات نیز اعتراف کرد و چون بخواهیم معنای زمین تورات را به دست آوریم، خواهیم دید که در پاره ای از کلمات کتاب تورات گفته شده است که : برای نسل تو ای اسرائیل از فرات تا نیل را آماده کرده ایم و آن جا که کف پای تو به آن برسد از آن ملت توست.»[۱۰۷]

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

یا در جایی دیگر مناخیم بگین در مورد همین آرزوی اسرائیل بزرگ چنین می گوید: «اسرائیل فقط یک پنجم خاکی است که باید از سرزمین پدران ما به دست ما باشد و این وظیفه ماست که چهار پنجم دیگر را با فعالیت و پشتکار به دست آوریم.»[۱۰۸]
در کل باید گفت از ابتدای تشکیل اندیشه ی صهیونیستی و در کنفرانس بال سوییس تشکیل اسرائیل بزرگ از اهداف اصلی و اولیه ی سران صهیونیست بوده است.
ب- تشویق یهودیان به مهاجرت به اسرائیل:
یکی دیگر از سیاست های اسرائیل این بود که یهودیان پراکنده در نقاط مختلف دنیا را ترغیب کند تا به ارض موعود مهاجرت و در این سرزمین سکنی گزینند. این موضوع که کشوری یهودی تشکیل شود برای سران صهیونیسم بسیار حائز اهمیت بود در همین رابطه بن گوریون در هفتم دسامبر ۱۹۳۸ میلادی در برابر رهبران حزب کار صهیونیسم چنین می گوید:« اگر من بدانم که تمام کودکان یهودی آلمانی را را از راه بردن آن ها به انگلیس می توانم نجات دهم و یا این که تنها نیمی از آن را می توانم به سرزمین اسرائیل منتقل کنم، به یقین راه دوم را برمی گزینم، زیرا ما نباید تنها به فکر جان این کودکان باشیم، بلکه باید در اندیشه ی تاریخ ملت یهود باشیم.»[۱۰۹]
یا در جایی دیگر در هشتم دسامبر ۱۹۴۲ میلادی بن گوریون می گوید: وظیفه صهیونیسم نجات یهودیان اروپا نیست، بلکه آزادسازی سرزمین اسرائیل برای ملت یهود است.
اصولا در سال های ابتدایی تشکیل رژیم صهیونیستی بیشتر نگاهی ایدئولوژیک بر سیاست های این رژیم حاکم بوده یا به بیان دیگر بعد ایدئولوژیک در بین سران صهیونیست بر دیگر ابعاد برتری داشت و همین امر نقشی اساسی در سیاست های منطقه ای این رژیم ایفا می کرد.
ج- کسب هویت منطقه ای در بین کشورهای خاورمیانه:
از دیگر سیاست های منطقه ای رژیم صهیونیستی در سال های ابتدایی شکل گیری آن کسب هویت منطقه ای در بین کشورهای خاورمیانه بود. البته در آن سال ها رژیم صهیونیستی در صدد تحمیل خود بر منطقه بود و چندان به دنبال صلح حتی در مقام بیان و گفتار هم نبود. این رژیم در نظر داشت با کسب قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را بر کشورهای منطقه تحمیل و هویت خاورمیانه ای پیدا کند. در همین راستا گلدامایر چنین می گوید: « اسرائیل خود را جزء لاینفک آسیا می داند و خصومت ملل آفریقا و آسیا با ما پایه و اساسی ندارد. تنها گناه ما این است که سفید پوست هستیم»[۱۱۰]به طور کلی سیاست اسرائیل در منطقه در ابتدای شکل گیری یک استراتژی مداوم تجاوزگرانه و توسعه طلبانه بود. مثلا صهیونیست ها قبل از تشکیل اسرائیل در صدد بودند اردن را به اشغال خود درآورند و در همین راستا سازمان صهیونیسم بین الملل در سوم فوریه ۱۹۱۹ یادداشتی خطاب به مجلس اعلای کنفرانس صلح پاریس ارسال داشت که در آن مورد مرزهای شرق فلسطین چنین اظهار شده بود: « در شرق خطی به موازات راه آهن حجاز و در غرب آن به خلیج عقبه منتهی می شود… و دشت های حاصلخیز واقع در شرق اردن از دیرینه ترین دوران های تورات از لحاظ اقتصادی و سیاسی به اراضی واقع در غرب رودخانه مرتبط است. این سرزمین که در حال حاضر جمعیت کمی در آن سکونت دارند، در دوران رومی ها معیشت زیادی را تامین می کرد و اینک به طور شگفت انگیزی مستعد اسکان افراد زیادی است.»[۱۱۱]
در ادامه ی این یادداشت مرزهای مورد نظر سران صهیونیست چنین ترسیم شده است: « در شمال مرز از نقطه ای در ساحل مدیترانه در کنار صیدا آغاز می شود و تا مجاری آب های کوه های لبنان تا پل الفرعون ادامه می یابد و از آن جا تا البیره پیش می رود تا به خط جداکننده ی دریاچه ی دره القرن از دریاچه ی دره التیم برسد. سپس به طرف جنوب خط جداکننده ی دامنه های شرقی از دامنه های غربی جبل الشیخ را پی می گیرد تا به کنار بیت جن برسد و از آن جا به سمت شرق در ساحل شمالی رودخانه مغینه پیش می رود، تا این که در غرب به موازات خط آهن حجاز قرار گیرد. در شرق، خط موازی راه آهن حجاز در غرب آن به خلیج عقبه منتهی می شود و در جنوب خطی که پیرامون آن با دولت مصر توافق می شود. جزییات مرزها به هر شکل و هرگونه تغییر و تعدیل هایی در آن باید توسط کمیته ی ویژه ای انجام شود که یهودیان در آن نماینده داشته باشند. مرزهایی که در بالا مشخص شد، در رابطه با پایه های اقتصادی لازم برای یک کشور مستقل امری حیاتی می دانیم. فلسطین باید راه های خروج طبیعی به دریاها (وتسلط بر رودخانه ها و منابع آن) را داشته باشد. این مرزها بر اساس رعایت نیازهای عمومی اقتصادی و سنت های تاریخی کشور ترسیم شده و این ها عواملی است که کمیته ی ویژه به هنگام ترسیم مرزها، الزاما باید در نظر داشته باشند. این کمیته باید توجه کند که بنا به مصلحت مدیریت اقتصادی بسیار مناسب است که مساحت فلسطین تا جایی که ممکن است وسیع باشد، تا کشور به مرور زمان بتواند گنجایش گروه های بیشتری از ساکنان مرفه را داشته باشد. ساکنانی که می توانند هزینه های یک دولت مدرن را آسان تر از کشوری کوچک و الزاما با جمعیتی کم به عهده بگیرند.»[۱۱۲]
بر طبق چنین مرزهایی عملا لبنان باید در اشغال رژیم صهیونیستی قرار گیرد و ضمیمه ی خاک این کشور شود. بلندی های جولان سوریه نیز در سیاست منطقه ای اسرائیل جایگاه ویژه ای داشت به طوری که هوارس مئیر کالین در کتاب خود با عنوان “صهیونیسم و سیاست جهانی” چنین بیان می دارد: آینده ی تمامی فلسطین در چنگ کشوری است که سلطه ی خود را بر رودخانه های لیطانی، یرموک، و سرچشمه های رودخانه ی اردن، گسترش داده باشد.اسرائیل که درصدد گسترش سرزمین خود بود به لحاظ استراتژیک به بلندی های جولان بسیار نیاز داشت. به همین دلیل در سال ۱۹۵۰ میلادی اقدام به خشکاندن دریاچه ی “الحوله” و اراضی اطراف آن کرد و این اراضی را به اسرائیل الحاق نمود و اعراب این منطقه را اخراج کرد این امر موجب اعتراض سوریه شد و کار به شورای امنیت رسید ولی نتیجه ای حاصل نگردید.
پس از خشکاندن دریاچه ی “الحوله” اسرائیلی ها در سال ۱۹۵۳ شروع به اجرای پروژه ی احداث یک نیروگاه برق آبی در کنار پل “بنات یعقوب” واقع در شمال دریاچه ی طبریه کردند. برای این منظور باید بخشی از آب های رودخانه ی اردن واقع در دریاچه های الحوله و طبریه از مسیر اصلی منحرف می شد و در خدمت این پروژه قرار می گرفت. اسرائیل برای کامل کردن پروژه ی خود که آن را “پروژه ی ملی آب ها” نامگذاری کرده بود و هدف آن منحرف کردن تمامی آب های رودخانه ی اردن به سمت اسرائیل بود. در پی آن اعراب در اقدامی تلافی جویانه در کنفرانس سران عرب در سال ۱۹۶۴ که در قاهره تشکیل شد، تصمیم گرفتند که از مسیر بالا دست تر مسیر آب ها را به سوریه و اردن منحرف سازند. هنگامی که این پروژه ی عربی وارد مرحله ی اجرایی شد اسرائیل در سال های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ برای به تعطیلی کشاندن و محال نشان دادن اجرای این پروژه تاسیسات و ماشین آلات این پروژه را در جولان بمب باران هوایی کرد. مفسر معروف اسرائیلی “اوری افنیری” رابطه موجود میان اجرای پروژه ی عربی و اشغال جولان را چنین تفسیر کرد: “با کمی تامل و نگاهی به گذشته یقین حاصل می کنیم که این پروژه، علت گسترش دامنه ی تشنج در روابط موجود میان ما و سوریه که به نوبه ی خود و سرانجام سرآغاز جنگ شش روزه منتهی شد. نباید فراموش کنیم که برای کارشکنی در عملیات تغییر مسیر آب نهر ها چاره ای جز استفاده از نیروی هوایی نداشتیم. می توانیم بگوییم که حتی اگر جنگ شش روزه به علت محاصره در سینا به وقوع نمی پیوست؛ در صورتی که پروژه ی تغییر مسیر نهرهای رودخانه ی اردن به اتمام می رسید نهایتا مجبور به شروع جنگ علیه سوریه می شدیم… لذا برای همه ی کسانی که معتقداند با پس دادن جولان به صلح خواهیم رسید، باید روشن باشد که باید مساله سلب منابع آب ها از اسرائیل را در محاسبات خود فراموش نکنند… بودن جولان در دست سوری ها به منزله ی این است که انتخاب تصمیم گیری نسبت به منابع آب ها به آن ها واگذار شود.»[۱۱۳]
باید گفت اسرائیل که در آرزوی اشغال جولان بود در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ به آرزوی دیرینه ی خود رسید.اصولا مبنای تفکر سران صهیونیست در منطقه و برخورد آن ها با کشورها الهام گرفته از کتاب تورات است. چرا که در تورات چنین آمده است: « هرگاه به سوی شهری روان شدی و قصد جنگ با آن را داشتی پس صلح را بر آنان عرضه کن، اگر صلح را پذیرفتند و راه را بر تو گشودند، پس می توانی همه ی مردم موجود در آن را به بندگی و بردگی خویش گیری و اگر با تو از در صلح در نیامده و به جنگ برخاستن، پس آن ها را محاصره کن و اگر خداوند آن ها را به دست از میان برداشت، همه ی مردان آن را از دم تیغ بگذران، اما در مورد زنان، اطفال و چهارپایان و هرچه در شهر وجود دارد، همه غنیمت تو خواهد بود. از درخت زیتون دشمنانت که خدا روزی تو قرار داده بخور و چنین کن در مورد همه ی شهرهای بسیار دور که از شهرهای این امم نیست و در شهرهای این مردم که خداوند به تو عطا کرده است، حتی یک نفر از آن ها را باقی نگذار.»[۱۱۴]
البته رژیم صهیونیستی در سیاست گذاری های خود از مکاتب مختلف نیز سود برده است. به عنوان نمونه می توان گفت که اسرائیل در اجرای سیاست های منطقه ای خود از مکتب نظامی آلمان که سیاست گام به گام در تحقق اهداف است، نیز بهره جسته است بدین صورت که « اسرائیل برای رسیدن به هدف خود از یک روش تدریجی بهره می گیرد که او را از برانگیختن افکار عمومی جهان دور نگه دارد. اسرائیل پس از اعلان یک هدف نزدیک برای خود، طوری وانمود می کند که گویی هدف دیگری جز آن نیست اما بلافاصله پس از رسیدن به آن هدف نزدیک، در جهت کسب هدف بعدی و بر اساس طرح استراتژی کلی پیش می رود. اسرائیل این شیوه را از هیتلر اقتباس نموده است. وی نیز در این زمینه پیروزی های چشمگیری به دست آورد. بدین ترتیب که هر هدفش را هدف اول و آخر می نمود.»[۱۱۵]
البته شایان ذکر است که رژیم صهیونیستی زمانی این سیاست را اقتباس نمود و به کار گرفت که با مقاومت کشورهای عربی مواجه شد.در کل می توان گفت مراحل سیاست توسعه طلبانه ی صهیونیسم را چهار اصل بنیان می نهد:

    1. ارزیابی واقعی شرایط برای برآورده ساختن خواسته ی جنبش صهیونیسم.( یعنی عوامل مختلف و توان ذاتی صهیونیسم، دقیقا ارزیابی شده و با در نظر گرفتن زمان، بین نتیجه ی اندکی که امروز می توان به دست آورد و سود بزرگ تری که حصول آن مستلزم گذشت زمان بیشتری است دست به انتخاب زده می شود.)
    1. انعطاف پذیری: مقدم داشتن اصل بر فرع یا مقدم داشتن هدف بر وسیله و یا شکل دادن وسایل موجود و فن بهره برداری از وقایع و امکانات در راستای هدف مطلوب.
    1. عدم بازگشت، که کمترین خواست صهیونیسم تحت هر شرایطی است.اگرچه در بسیاری از موارد اصل عدم بازگشت با دو اصل بالا در تعارض است اما فعالیت اصلی رژیم صهیونیستی در تمامی مراحل مگر به ندرت اصل عدم بازگشت می باشد.
    1. بعد از این که جنبش صهیونیسم به هدفی از سلسله اهداف خود رسید به سوی مرحله ی بعدی گام برمی دارد.

در کل باید گفت همان طور که ذکر شد، اسرائیل در سال های اولیه ی تاسیس خود به دنبال آرمان از قبل تعیین شده بود ولی بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی و جنگ ۱۹۴۸ با اعراب و مقاومت سرسختانه ی اعراب به تدریج اسرائیل به تغییردر سیاست های خود پرداخت. از حیث نظری امنیت اسرائیل در پرتو “طرح دفاعی – امنیتی غرب در خاورمیانه” شکل می گیرد و اسرائیل حداکثر تلاش خود را می نماید تا به هر نحوی که شده در این طرح جایگاه درخوری را کسب کرده و به این ترتیب، اقدامات امنیتی خود را تقویت نماید و از سوی دیگر« از حیث عمل نیز در فاصله ی ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۴ تحولات عمده ای در اسرائیل آن هم در سطح سیاست گذاران و رهبران ایدئولوژیک نظام رخ می دهد که از انتقال این نظام از ” گفتمان ایدئولوژیک محور” به “گفتمان امنیت محور” تغییر سیاست های رسمی اسرائیل حکایت می کند.»[۱۱۶]با توجه به مسائل مطرح شده، اسرائیل پس از مواجه شدن با خشم جهان عرب و در انزوا دیدن خود ابتدا به فکر یک حامی بزرگ فرامنطقه ای افتاد.به همین دلیل روابط بسیار نزدیکی بین ایالات متحده ی امریکا و اسرائیل برقرار شد.
می توان گفت «در دوره ی ترومن ما شاهد نگرش های متفاوتی نسبت یه سیاست خارجی در قبال اسرائیل هستیم، ایالات متحده که از دوره ی ویلسون به بعد دیگر به مرحله ی جدید برون گرایی و به رسوم و آداب بین المللی وارد شده بود… درگیری و مشکلات حل نشده ی اعراب و یهودیان در فلسطین، فعالیت های سیاسی صهیونیست ها در راستای تشکیل یک دولت ملی، رو به زوال رفتن امپراطوری بریتانیا طی جنگ جهانی یکم و دوم از سویی دیگر، مطرح شدن ایالات متحده به عنوان یک قدرت برتر، رهبران اسرائیل را بدین سمت سوق داد که برای عملی ساختن اهداف و حفظ امنیت اسرائیل و دریافت کمک های مختلف باید خود را به یک کشور قدرتمند پیوند دهند. در واقع جهت گیری بن گوریون به سوی آمریکا از اواسط جنگ جهانی دوم، به منزله ی سیاسی سازمان یافته و منظم آغاز شد و صهیونیست های مقیم آمریکا نیز به عنوان لابی یهودی، نقش سازنده ای را در این باره ایفا کردند.»[۱۱۷]البته رژیم صهیونیستی هم برای ایالات متحده اهمیت فراوانی دارد. به عنوان مثال “آرچیبالد” وابسته ی نظامی ارشد آمریکا در اسرائیل در ۱۴ ژانویه ی ۱۹۴۹ در یک سند محرمانه به پنتاگون گزارش می دهد: «باید با تمام توان برای جلب دوستی اسرائیل تلاش کنیم، به نظر می رسد این ملت کوچک دارای امکانات بزرگی است. اسرائیل مسلما مهم ترین کشور خاورمیانه خواهد بود. در این منطقه اسرائیل همان کشوری است که باید از ان حمایت کنیم.»[۱۱۸]
البته در مورد روابط استراتژیک اسرائیل و آمریکا در بخش آخر همین فصل به تفصیل سخن خواهیم گفت و در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم که اتحاد با ابرقدرت جهانی یکی از سیاست های اسرائیل بوده است.
یکی دیگر از مهم ترین سیاست های منطقه ای اسرائیل که سرمایه گذاری بسیاری هم روی آن انجام شد، اتحاد با کشورهای پیرامون جهان عرب است. چراکه اسرائیل به دنبال چند جنگ با کشورهای عربی تمامی این کشورها را در مقابل خود می دید و احساس انزوا می کرد بدین ترتیب سعی کرد با کشورهای پیرامونی جهان عرب از جمله ایران، ترکیه و اتیوپی روابط استراتژیک و حسنه ای برقرار کند.
هرچند که بن گوریون این ایده، یعنی دکترین محورهای پیرامون را عملی کرد اما مطرح کننده ی اصلی این تفکر “ریون شیواه” از کارشناسان وزارت خارجه ی اسرائیل بوده است. او درصدد ایجاد این تصور در منطقه و بلکه در سطح جهانی بود که خاورمیانه یک منطقه ی منحصرا عربی یا اسلامی نیست بلکه منطقه ای دارای مذاهب، نژادها، فرهنگ ها و ملیت های مختلف است به طوری که اگر ساکنین غیر عرب مانند ترک ها، ایرانی ها، یهودی ها و کردها را مورد نظر قرار دهیم تعدادشان بیشتر از عرب های خاورمیانه خواهد شد. در راستای همین تفکر، رژیم صهیونیستی سعی در ایجاد روابط استراتژیک با ایران در دوره ی پهلوی داشت، این کار به سهولت هرچه تمام تر میسر شد چرا که هردوی این کشورها با آمریکا نیز رابطه ای عمیق داشتند به همین دلیل می توان گفت نقش ایالات متحده ی آمریکا در گسترش روابط ایران واسرائیل بسیار حائز اهمیت است. برای آشکار شدن بیشتر این موضوع به طور مختصر روابط خارجی ایران و ایالات متحده ی آمریکا را مورد بررسی قرار می دهیم تا میزان نفوذ ایالات متحده در سیاست خارجی، داخلی و منطقه ای ایران در دوره ی پهلوی دوم مشخص شود.
روابط ایران و آمریکا پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم وارد مرحله ی جدیدی شد چراکه در دی ماه ۱۳۲۱ (۱۹۴۳) تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در ایران به سی هزارنفر رسید این نیروها به عنوان فرماندهی خلیج فارس زیر نظر ژنرال دونالد کونالی بودند و ستاد آن ها در امیرآباد قرار داشت. البته ایران مکررا به حضور نظامیان آمریکا که بدون هیچ مذاکره و قراردادی در ایران بودند اعتراض می کرد و حتی از آمریکا خواست به پیمان اتحاد سه گانه ی ایران و شوروی و انگلیس بپیوندد اما آمریکا قبول نکرد. در پنج آذر ۱۳۲۲ (۱۹۴۳) موافقت نامه ای بین محمد ساعد نخست وزیر و لوییس دریفوس سفیر آمریکا در ایران به امضا رسید. طبق ماده ی هشت این قرارداد تاکید شده بود که اعضای هیات آمریکایی که به عنوان مستشار نظامی به ایران خواهند آمد نسبت به تمام افسران ایرانی ژاندارمری در هر درجه ای که باشند ارجحیت دارند. همچنین در این قراداد آمده بود که رئیس هیات آمریکایی ریاست اداره ی ژاندارمری را در دست خواهد داشت و طبق قانون تعیین، ترفیع و تنزل رتبه یا اخراج هر کارمند ژاندارمری از اختیارات انحصاری رییس هیات امریکایی است. این قرارداد به “موافقت نامه ی کنمیش” معروف بود.
با توجه به نفوذ روزافزون ایالات متحده در ایران و در پی افزایش قدرت این کشور بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا برای تخلیه ی نیروهای شوروی از ایران به این کشور فشار آورد. همچنین سفیر آمریکا در تهران به دولت ایران اطلاع داد که چنانچه ایران به شورای امنیت علیه شوروی شکایت نکند انتظار دریافت کمک را باید به فراموشی بسپارد. در همین زمینه جیمز برنس وزیر امور خارجه ی آمریکا از شوروی می خواهد نیروهایش را از ایران تخلیه کند و سرانجام در اسفند ماه ۱۳۲۴ (۱۹۴۶) حسین علاء سفیر ایران در امریکا، با حمایت آمریکا، از شوروی به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد و در پی مذاکرات قوام – سادچیکف و فشار پرزیدنت ترومن و نیز اعزام رزم ناو میسوری به بهانه ی برگرداندن جسد سفیر ترکیه در آمریکا سرانجام شوروی در سال ۱۹۴۶ نیروهایش را از ایران خارج کرد.
ترومن که استراتژی سد نفوذ را در برابر شوروی انتخاب کرده بود در دی ماه ۱۳۲۷ (۱۹۴۹) به مناسبت آغاز دوره ی جدید ریاست جمهوری اش سخنرانی مفصلی انجام داد و در آن دکترین جدیدی به نام “اصل چهار” را اعلام کرد که بر طبق آن ایالات متحده مصمم است کمک های فنی به کشورهای توسعه نیافته را گسترش دهد. هدف این استراتژی جلوگیری از نفوذ افکار کمونیستی در بین کشورهای جهان سومی و توسعه نیافته بود.
در همین راستا در خرداد ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) دکترین اصل چهار ترومن به صورت یک قانون درباره ی توسعه ی بین المللی به تصویب کنگره ی آمریکا رسید و ایران نخستین کشور برای اجرای اصل چهار انتخاب شد چراکه به واسطه ی داشتن مرزهای طولانی با شوروی که مهم ترین رقیب آمریکا بود برای ایالات متحده اهمیت بسیاری داشت. در طی این دوران روابط ایران و آمریکا بسیار نزدیک بود ولی با روی کار آمدن دولت ملی گرای دکتر مصدق و اتخاذ سیاست موازنه ی منفی (عدم تعهد) اوضاع دگرگون شد. و از سوی دیگر با روی کار آمدن آیزنهاور جمهوری خواه به عنوان رئیس جمهور و جان فوستر دالس به عنوان وزیر امور خارجه این گروه ضمن انتقاد از استراتژی سد نفوذ ترومن و اعلام استراتژی جدید بر اساس نظریه ی مک کارتیسم، استراتژی انتقام گسترده (بازدارندگی فراگیر) را اعلام کردند و گفتند که نه تنها سیاست مهار شوروی بلکه سیاست عقب راندن و نابودی کمونیسم در هر نقطه از جهان باید دنبال شود و سیاست آمریکا در قبال شوروی باید تهاجمی شود. سران کاخ سفید با چنین نگرشی وقتی دیدند دارند ایران را از دست می دهند و منافع آن ها به خطر افتاده است با مدیریت سازمان سیا و همکاری انگلیس طرح براندازی دولت مصدق با نام رمز “آژاکس” بر عهده ی ” کرمیت روزولت” قرار گرفت و این کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با موفقیت به اجرا درآمد و محمد رضا شاه پهلوی به کرمیت روزولت در همین ارتباط چنین می گوید: « من تاج و تختم را مدیون خداوند، ملتم، ارتشم و شما هستم.»
بعد از کودتای ۲۸ مرداد و برکناری دولت مصدق روابط رژیم پهلوی و ایالات متحده ی آمریکا روز به روز گسترش یافت و ایران عملا به کشورهای حامی و تابع آمریکا در جهان دو قطبی آن روز پیوست و به همین دلیل ایران در سال ۱۳۳۴ به پیمان بغداد می پیوندد. انگلیس، عراق، ترکیه و پاکستان از اعضای پیمان بغداد بودند ولی آمریکا برای جلوگیری از تحریک شوروی به این پیمان نمی پیوندد. با انعقاد پیمان بغداد به نوعی محاصره ی کشورهای بلوک شرق کامل می شد چراکه پیمان بغداد (سنتو) در حقیقت کامل کننده ی ناتو و سیتو (آسیای جنوب شرقی) بود.
طی این سال ها ایران کاملا در راستای اهداف و سیاست های امنیتی و منطقه ای دولت جمهوری خواه ژنرال آیزنهاور گام برمی داشت ولی در آبان۱۳۳۹ (۱۹۶۰) مردم آمریکا به عمر هشت ساله ی دولت آیزنهاور خاتمه دادند و جان اف کندی دموکرات رییس جمهور امریکا شد.
کندی با توجه به شکست انحصار اتمی آمریکا و وقوع موج ملی گرایی و برخی مسایل دیگر اعلام کرد که تنها با حمایت نظامی از رژیم های موافق آمریکا نمی توان آن ها را حفظ کرد، بلکه باید اصلاحات اقتصادی در این کشور ها به اجرا درآید. در همین راستا کندی استراتژی انتقام گسترده در مقابل شوروی را دیگر مناسب نمی دید و “استراتژی واکنش انعطاف پذیر”را اعلام نمود که بر مبنای کتاب شیپور نامطمئن اثر ژنرال ماکسول تیلور بود. از سوی دیگر کندی برای کشورهای جهان سوم و امریکای لاتین استراتژی “اتحاد برای پیشرفت” را مطرح کرد تا از نفوذ کمونیست در جوامع جهان سوم جلوگیری کند. البته مبتکر این طرح والت روستو جامعه شناس آمریکایی و مشاور کندی بود. در راستای استراتژی جدید آمریکا، در خرداد ۱۳۴۰(۱۹۶۱) از تنش بین دو ابرقدرت آمریکا و شوروی کاسته و با عقد قرارداد منع آزمایش هسته ای در مرداد ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) دوران تنش زدایی بین این دو ابرقدرت شروع شد و روابط سیاسی آن ها بهبود یافت؛ بالتبع نزدیکی بین دو ابرقدرت بر سیاست های کشورهای متحد آن ها نیز تاثیر مستقیم داشت. در همین راستا محمدرضا شاه استراتژی سیاست مستقل ملی را مطرح کرد و به پیروی از آمریکا روابطش را با شوروی بهبود داد و حتی به شوروی سفر کرد.
کندی پس از ورود به کاخ سفید نیروی کاری وِیژه ای برای امور ایران ایجاد کرد که سرپرستی ان را بر عهده ی دستیار امور خارجه آمریکا فیلیپس تالبوت گذاشت. این نیروی ویژه پس از انجام بررسی ها، توصیه کرد که از دولت امینی حمایت شود و کمک اقتصادی آمریکا به ایران افزایش یافته و رهبران ایران تشویق شوند تا اصلاحات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی انجام دهند.
در راستای استراتژی کندی برای اصلاحات در کشورهای جهان سوم و با توجه به فشار دولت او بر شاه، اصلاحات ارضی در ایران نیز آغاز شد. تقسیم زمین میان دهقانان پیش از این در برزیل و آرژانتین نیز اجرا شده و در فرونشاندن جنبش های اعتراضی نتایج موفقی به دست آورده بود زیرا کمونیست ها بیشتر در میان کارگران و دهقانان تبلیغ می کردند. از این رو در اسفند ماه ۱۳۴۰ اولین سند مالکیت به کشاورزان منطقه ی پیشاهنگ مراغه داده شد. تصویب لایحه ی انجمن های ایالتی و ولایتی و همچنین انقلاب سفید شاه را نیز باید در راستای همین سیاست کندی توصیف کرد که با مخالفت امام خمینی نیز مواجه شد. در تاریخ یکم آذرماه ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) کندی ترور شد و این امر باعث شد محمدرضا شاه از شر دخالت های کندی و فشار او برای انجام اصلاحات دیگر، خلاص شود.
بعد از کندی، لیندون جانسون که با محمدرضا دوستی نزدیکی هم داشت رییس جمهور شد. او با توجه به درگیر بودن آمریکا در جنگ ویتنام فرصت چندانی برای دخالت در امور ایران پیدا نکرد.
در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) ریچارد نیکسون رییس جمهور آمریکا شد او نیز دوست قدیمی محمدرضا شاه بود و در زمان کودتای ۲۸ مرداد معاونت آیزنهاور را بر عهده داشت. این ها باعث شد که روابط ایران و امریکا بیش از پیش گسترش یابد.
دکترین نیکسون و معاون او هنری کسینجر که بعدها وزیر امور خارجه شد، به “دکترین نیکسون یا استراتژی منطقه ای کسینجر” معروف شد. براساس این استراتژی کمونیسم به نوعی پذیرفته می شود ولی باید برتری ایالات متحده نیزحفظ شود و همچنین آمریکا با به کارگیری دولت های متحد خود در مناطق مختلف دنیا، به مقابله با کمونیسم بپردازد. در راس این برنامه ایران قرار داشت، چرا که ایران با شوروی هم مرز بود و اهمیت دو چندانی می یافت. در همین راستا تسلیحات بسیار پیشرفته و به مقدار فراوان به ایران فروخته شد البته نه مانند قبل به صورت کمک نظامی یا بلاعوض بلکه در مقابل دلار های نفتی ایران نیز به امریکا سرازیر می گردید.
اجرایی شدن این سیاست نیکسون، بدین ترتیب در سخنان محمدرضاشاه مشهود است: «این مطلب دیگر غیر منصفانه و غیر عملی است که هر کشوری هنگامی که به مشکل برخورد کرد تلگرافی به واشنگتن بفرستد که خواهشمندیم به ما کمک کنید. به عقیده ی من اولا ایالات متحده دیگر قادر با انجام چنین کاری نیست و ثانیا این درخواست کمک خجالت آور است و ثالثا می تواند موجب برخورد با یک ابرقدرت دیگر شود. بنابراین ما می خواهیم از این وضعیت بیرون بیاییم.»
روابط حسنه ی ایران و امریکا یا به تعبیر مارک گازیوروسکی “دولت دست نشانده” بیش از پیش ادامه یافت و در دوران کارتر نیز وضع به همین منوال بود به طوری که
کارتر در سفر به ایران ایران را جزیره ی ثبات اعلام کرد و گفت: نظریات ما در مسایل مربوط به امنیت نظامی متقابل با هیچ کشوری به اندازه ی ایران نزدیک نیست و من نسبت به هیچ رهبری مانند شاه ایران این همه احساس حق شناسی عمیق و دوستی صمیمانه ندارم.
بدین ترتیب به نظر می رسد کاملا آشکار است که سیاست های منطقه ای ایران در دوره ی پهلوی دوم در راستای استراتژی خاورمیانه ی آمریکا بود و با توجه به وجود روابط عمیق استراتژیک بین آمریکا و اسرائیل که در بخش پایانی همین فصل به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت ایران نیز مسلما روابط بسیار حسنه ای با اسرائیل داشت یا به عبارت دیگر می توان گفت مهم ترین کشور هدف در دکترین محورهای پیرامون کشور ایران بوده است.
در همین راستا وقتی که ایالات متحده، کشورهای منطقه را تشویق می کرد که در امور امنیتی با همدیگر همکاری کنند و اسرائیل را نیز در جریان بگذارند، سپهبد تیمور بختیار، نخستین رئیس ساواک به پاریس رفت و خواستار ملاقات با “یعقوب تسور” سفیر اسرائیل در فرانسه شد. او این تقاضا را از طریق دکتر صادق صدریه دبیر اول سفارت ایران به عمل آورد. «در این ملاقات بختیار از ارتش اسرائیل و پیروزی هایش در جنگ با مصر ستایش کرد و نگرانی خود را از اقدامات ناصر در پی بی ثبات کردن خاورمیانه ابراز داشت و به نام شاه پیشنهاد همکاری و مبادله ی اطلاعات در امور امنیتی کرد. دولت اسرائیل از این پیشنهاد استقبال نمود و بن گوریون آن را فتح بابی برای همکاری گسترده تر سیاسی بین دو کشور در قاره ی آسیا دانست»[۱۱۹]
در پیوند مستحکم بین آمریکا و ایران و اسرائیل متغیرها و عوامل گوناگونی مطرح بود به عنوان مثال باور محمد رضا شاه مبنی بر نفوذ یهود در آمریکا آن قدر قوی بود که وی رابطه خوب و نزدیک با اسرائیل را لازمه ی داشتن روابط مناسب و اعمال نفوذ در آمریکا می دانست. به طوری که وقتی ژنرال هرکابی در سفر به ایران با شاه ملاقات کرد « شاه در این دیدار خواستار شد که اسرائیلی ها با نفوذی که در واشنگتن دارند سعی کنند حقایق منطقه ای را به آمریکایی ها بفهمانند، شاه افزود آمریکایی ها نیاز ایران را به جنگ افزار و کمک مالی دست کم می گیرند و تلویحا از وی خواست که در این باره به رئیس جمهور آمرکا فشار آورند.»[۱۲۰]
از سویی دیگر اسرائیل نیز از گسترش روابط با ایران به دنبال اهداف خاصی بود مثلا برای سران صهیونیست کاملا بدیهی بود که ماشین جنگی اسرائیل بدون نفت قادر نبود سه جنگ مهم با اعراب را با موفقیت پشت سر بگذارد و این نقت را دولت ایران تامین می کرد. از سوی دیگر یکی از دلایل مهم و اساسی و شاید مهم ترین دلیل گرایش اسرائیل به سمت ایران این مسئله ی حیاتی بود که اسرائیل به صورت رسمی و قانونی از سوی ایران به رسمیت شناخته شود تا بدین وسیله اسرائیل هویت خاورمیانه ای پیدا کند. در واقع در روان سیاسی سران صهیونیست این ترس وجود داشت که مسایل سیاسی منطقه به مساله ای اساسی در حد یک خصومت منطقه ای و مذهبی تبدیل نشود بلکه یک درگیری نظامی – محلی بر سر تصرف مقداری زمین تلقی گردد. به همین دلیل برقراری روابط حسنه با ایران و ترکیه، تضمین کننده ی این واقعیت بود که اسرائیل می تواند به راحتی با مسلمانان همزیستی داشته باشد و مناسبات دوستانه ی شاه با اسرائیل نشان می داد که مخالفت با اسرائیل در منطقه عمومیت ندارد و به مرور زمان حتی ممکن است دیدگاه اعراب نیز تغییر کند.
بدین ترتیب باید گفت منافع ایران، اسرائیل و امریکا از دیدگاه خودشان به هم گره خورده بود و بالتبع در راستای همین امر به همکاری با یکدیگر می پرداختند همان طور که قبلا بیان شد سیاست های منطقه ای اسرائیل در سال های ابتدایی ایدئولوژیک محور بود ولی بعد از وقوع چندین جنگ در سال های ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ این رژیم به تدریج تغییر سیاست داد چرا که در این برهه از زمان و در شرایطی که اسرائیل خود را در مواجهه با جهان عرب می دید، بیش از هر چیز از انزوا و آسیب پذیری احساس خطر می کرد و بالتبع نخستین هدف اسرائیل شکستن دیوار انزوا و یافتن متحدانی در خاورمیانه و حتی در بین کشورهای عربی بود و از سویی دیگر احساس آسیب پذیری، سیاست های منطقه ای اسرائیل را از گرایش ایدئولوژیک محور به سوی گرایش امنیت محور سوق داد تا جایی اسرائیل پیروی از مکتب نظامی آلمان که همان سیاست گام به گام بود را موثرتر دید.
نگاه ایدئولوژیک محور سران صهیونیست در سال های ابتدایی ناشی از یک نگاه واقع بینانه به موضوع بود چرا که آن ها خود می دانستد چه کاری در حق مردم فلسطین انجام دادند و چگونه سرزمین آن ها را غصب کرده اند به همین دلیل چندان به دنبال صلح نبوده و در پی برآوردن آرمان های خود بودند و این بی انگیزگی اعراب برای صلح در بیان بن گوریون نمایان شده است که:« اگر من یک رهبر عرب بودم هرگز وجود اسرائیل را نمی پذیرفتم. این طبیعی است ما سرزمین آن ها را گرفتیم. »[۱۲۱]
باید گفت رهبران اسرائیلی اهداف استراتژیک بلند مدت دولت یهودی را با درک کامل ضعف کوتاه مدت اسرائیل تعیین کرد. بدین معنا که هرچند دولت اسرائیل نمی تواند امید داشته باشد که صلح را به اعراب تحمیل کند اما می تواند تلاش کند نیات تهاجمی رقبا و دشمنانش را بارها و بارها خنثی کند تا در نهایت اثر پیروزی های پی در پی اسرائیل، اعراب را وادار به پذیرش موجودیت اسرائیل کند. البته این واقعیت نیز به اسرائیل فهمانده شد که آرزوی توسعه ی سرزمینی چندان میسر نیست و باید با اعراب کنار بیاید. البته بعضی از سران عرب از همان ابتدا به نوعی دست دوستی به سوی اسرائیل دراز کردند. این امر را گلدامایر در کتاب خود به نام “کینه” چنین بیان می دارد: “دو بار با ملک عبدالله، پادشاه اردن ملاقات کردم عبدالله مرد جذابی بود و دوست داشت به اصل مطلب بپردازیم. او گفت که به هیچ وجه در تهاجم عربی نسبت به شما شرکت نخواهیم کرد. ما همیشه با هم دوست خواهیم بود.»[۱۲۲]
همانطور که بیان شد علی رغم چنین دوستی هایی بین اسرائیل و برخی دولت های عرب، اسرائیل بعد از چند جنگ با تغییر سیاست خود به سمت “امنیت محور” در صدد صلح با اعراب برآمد. البته در این تغییر نگرش اسرائیل دو عامل موثر بودند:

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع منابع کسب دانش تغذیه‌ای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-۳ خلاصه یافته های جانبی
آیا بین میزان دانش تغذیه دانشآموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد؟
با توجه به آزمون t مستقل بین میزان دانش سلامت غذایی و تامین انرژی و رشد در بین دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معنیداری وجود ندارد. میزان دانش در زمینه های ارتقای سطح سلامت، تنوع غذایی، دستهبندی غذایی و تغذیه در بین دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معنیداری وجود دارد و در این مولفه ها میزان دانش دانشآموزان پسر از میزان دانش دانشآموزان دختر بیشتر است.
آیا بین منابع کسب دانش تغذیه دانشآموزان دختر و پسر در هر یک از ابعاد تغذیه تفاوت وجود دارد؟
بین منبع کسب دانش تغذیه در بین دانشآموزان دختر و پسر در زمینه تغذیه و هر یک از ابعاد آن تفاوت معنیداری وجود دارد بیشترین منبع کسب دانش در زمینه تغذیه و ابعاد آن برای دانشآموزان دختر راهنمایی خانواده میباشد و برای دانشآموزان پسر در زمینه سلامت غذایی، ارتقای سطح سلامت، دستهبندی غذایی و تغذیه راهنمایی خانواده و در زمینه تأمین انرژی کتب درسی و در زمینه تنوع غذایی کتب درسی و راهنمایی خانواد بیشترین منبع کسب دانش آنان به شمار میآید. تحقیقات مختلفی در این زمینه صورت گرفته است. صدیفی (۱۳۸۶) در مطالعه خود بیشترین منبع کسب اطلاعات در خصوص عادات غذایی را از دختران از رادیو و تلویزیون و پسران منبع اطلاعات خود را کادر بهداشتی اعلام کردند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۵-۴ پیشنهادات کاربردی
۱- تغذیه مناسب تأثیر مهمی بر توانایی دانش‌آموزان در یادگیری و داشتن زندگی سالم دارد، از این رو با گذاشتن کلاسهای فوق برنامه و یا آموزش تغذیه در کنار مطالب درسی، دانش‌آموزان را در مورد عادت ‌های غذایی خوب و ارائه انتخاب‌های غذایی سالم به آن‌ها، آگاهی دانش‌آموزان را ارتقا داد.
۲- ترویج عادت‌های درست تغذیه‌ای و ورزش در سال‌های اولیه زندگی به کودکان کمک خواهد کرد تا در بزرگسالی افراد سالم و تندرستی باشند. از این رو مسئولین با قرار دادن امکانات جهت گذاشتن دوره های آموزشی در زمینه تغذیه برای خانواده ها و معلمان، در جهت بهبود تغذیه دانشآموزان و آینده کشور اقدام نمایند.
۳- مدارس با گنجاندن غذا و خوراکی‌های مقوی در برنامه‌ریزی غذایی مدرسه، ارائه آموزش تغذیه و حمایت از توسعه عادات غذایی خوب از طریق محیط سالم مدرسه، به دانش‌آموزان کمک کنند.
۴- تشویق دانش‌آموزانی که خواهان رفتارهای مثبت در مورد غذا خوردن هستند، هم از طریق برنامه آموزشی رسمی و هم از طریق تمامی فرصت‌های یادگیری که در ساعات کار مدرسه رخ می‌دهد صورت بگیرد.
۵- تلاش‌های جمعی میان خانه، مدرسه و فعالیت‌های پس از مدرسه، کودکان را قادر خواهند کرد که تغذیه مناسب را چه در خانه و چه در مدرسه یاد بگیرند و آن را تکرار و تمرین کنند.
۶- شروع سنین مدرسه عواملی چون معلمین، مسئولین مدرسه و رسانه و خانواده در انتخاب مواد غذایی و در نتیجه شکل‌گیری عادات غذایی نقش به سزایی ایفا می‌نمایند. از مهم‌ترین این عوامل خانواده است لذا باید اقدامات لازم در جهت ارتقای میزان دانش خانواده ها صورت بگیرد.
۷- بحث و تبادل نظر بین دانشآموزان با معلمان و خانواده جهت افزایش کیفیت تغذیه.
۸- آموزش تغذیه، هم آموزش رسمی در مدارس و هم آموزش غیر رسمی توسط والدین و رسانه ها و …، می‌تواند به کودکان در انتخاب غذاها و آشامیدنی‌ها به صورت آگاهانه‌تر کمک کند.
۹- آموزش تغذیه با کیفیت عالی، به کودکان دانش‌ها و مهارت‌های لازم برای داشتن زندگی سالم را ارائه خواهد داد. از این رو با معیارهای آموزش تغذیه، به معلمان در ارائه دروس متوالی و مناسب به لحاظ سنی، از پیش دبستانی تا پایان دبیرستان کمک خواهد کرد.
۱۰- رسانه ها باید به شیوه کودکانه در جهت ارتقای سطح دانش کمک کنند.
۵-۵ پیشنهادات پژوهشی
۱- انجام این پژوهش با حجم نمونه بالاتر
۲- پرسشنامه‌های مورد استفاده در این پژوهش از نوع محقق ساخته بوده برای بهبود نتایج می‌توان از ابزارهای دیگر پژوهش مانند پرسشنامه های استاندارد، مصاحبه و مشاهده و … استفاده کرد.
۳- بررسی تأثیر عوامل دیگر بر منبع کسب دانش تغذیه دانشآموزان چون همسالان، اقوام، مجلات و روزنامهها، پیک‌های بهداشتی و …
۴- بررسی ارتباط میزان دانش تغذیه و وضعیت تحصیلی
۵- مقایسه سطح میزان دانش قبل از آموزش تغذیه و بعد از آموزش تغذیه
۶- بررسی عوامل موثر بر میزان دانش تغذیه
۷- بررسی رابطه بین تحصیلات والدین و میزان دانش دانشآموزان
۸- مقایسه سطح اطلاع دانشآموزان در زمینه تغذیه در پایه ها و شهرهای مختلف
۵-۶ محدودیت‌های پژوهش
هر تحقیق هر چند هم کامل و جامع باشد، اما محقق در سیر مراحل انجام آن با مشکلات و محدودیت هایی روبهروست که این محدودیت‌ها باعث میشوند نتواند یک تحقیق توصیفی را به صورت طولانیمدت و در تمامی جنبه ها تعمیم داد و همین امر باعث میشود که نیاز به انجام تحقیقات دیگر در راستای مورد نظر تکرار گردیده تا زمانی که تمامی جنبه ها را در برگیرد. در تحقیق حاضر نیز علیرغم اینکه سعی شده است، تمامی جوانب آن بررسی گردد و تا حد امکان تمام شرایط را از لحاظ جامع بودن داشته باشد اما در عین حال با محدودیت‌هایی روبهروست که غیر قابل اجتناب میباشد. با توجه به محدودیت‌های ناشی از ابزار پژوهش (پرسشنامه)، این تحقیق با مشکلات ذیل مواجه بوده است:
۱- استفاده از ابزار خودگزارشی
۲- محدودیت در تعمیم نتایج به سایر مقاطع و پایه‌ها و به سایر استان‌ها
۳- اجرای پژوهش بر روی دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بیرجند
منابع
احمدنیا، شیرین. (۱۳۸۱). نقش آموزش و پرورش در ارتقای آگاهی‌های تغذیه‌ای نوجوانان (یافته‌های یک پژوهش پیمایشی). پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۹: ۴۴-۵۱.
امیدوار، نسرین. (۱۳۸۶). اهمیت مداخله‌های مبتنی بر جامعه در سطح مدارس در بهبود رفتار و وضعیت تغذیه‌ای کودکان. چکیده مقالات نهمین کنگره تغذیه ایران، تبریز: مرکز تحقیقات علم تغذیه.
امین‌پور، آزاده. (۱۳۸۲). اصول علم تغذیه. تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار.
اسماعیل‌زاده، احمد؛ آزادبخت، لیلا و کیمیاگر، مسعود. (۱۳۸۶). تحلیل بر مبنای الگوهای غذایی: رویکردی جدید در ارزیابی ارتباط تغذیه با بیماری‌ها. مجله علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، ۲(۲): ۷۱-۸۰.
انگورانی، پونه؛ کشاورز، سید علی؛ صدرزاده یگانه، هاله و رحیمی، عباس. (۱۳۸۶). اثر کتابچه آموزش تغذیه در مورد صبحانه بر آگاهی دانش‌آموزان سال چهارم دبستان‌های دخترانه منطقه شش آموزش و پرورش تهران. مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران. ۶۵ (۱۴): ۴۹-۵۳.
ترابی، پریسا؛ عبداللهی، زهرا؛ مینایی، مینا؛ زارعی، مریم؛ معانی، مریم؛ صادقی قطب‌آبادی، فرزانه و همکاران. (۱۳۹۲). مجموعه آموزشی تغذیه برای تیم سلامت در برنامه پزشک خانواده. تهران: انتشارات اندیشه ماندگار.
پارک، جی. ای.؛ پارک، ک. (۱۳۷۲). درسنامه پزشکی پیشگیری و اجتماعی، کلیات خدمات بهداشتی. ترجمه حسین شجاعی‌تهرانی، گیلان: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی گیلان.
پورعبداللهی، پروین؛ زراتی، میترا؛ رضویه، سیدولی؛ دستگیری، سعید؛ قائم مقامی، سیدجمال و فتحی آذر، اسکندر (۱۳۸۴). تأثیر آموزش تغذیه بر آگاهی و عملکرد دانش‌آموزان ابتدایی در مورد مصرف تنقلات. مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، ۱۳ (۵۱): ۱۳-۲۰.
پیرزاده، آسیه؛ هزاوه‌ای، محمدمهدی؛ انتظاری، محمدحسن و حسن‌زاده، اکبر. (۱۳۹۰). تأثیر برنامه آموزشی بر آگاهی و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر پایه دوم راهنمایی ناحیه ۴ شهر اصفهان در سال ۱۳۸۸. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۱۱ (۲): ۹۴-۱۰۲.
حمایلی مهربانی، حمیرا؛ میرمیران، پروین؛ علائیان، فرشته و عزیزی، فریدون. (۱۳۸۸). تغییرات آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای نوجوانان منطقه ۱۳ تهران پس از ۴ سال آموزش. مجله غدد درون ریز و متابولیسم ایران، ۱۱ (۳): ۲۳۵-۲۴۳.
حسین‌پور، نیما. (۱۳۸۹). تغذیه در سنین مدرسه. دانشکده علوم پزشکی تهران، دانشکده پرستاری و مامایی.
خلج، محمد و محمدی‌زیدی، عیسی. (۱۳۸۵). بررسی میزان تأثیر آموزش بهداشت در تغییر آگاهی و رفتارهای تغذیه‌ای دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر قزوین. مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، ۸ (۱): ۴۹-۴۱.
خزائی‌پول، مریم؛ عبادی‌فرد آذر، فربد؛ صلحی، مهناز؛ اسدی لاری، محسن و عبدی، نسرین. (۱۳۸۷). بررسی تأثیر آموزش از طریق مدل اعتقاد بهداشتی بر ادراک تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر سال چهارم دبستان‌های شهرستان نوشهر درباره صرف صبحانه و میان وعده غذایی. فصلنامه پژوهشی صلوع دانش، ۷ (۱ و ۲): ۶۵-۵۱.
دادخواه پیرآغاج، منیره؛ امینی، مریم؛ هوشیارراد، آناهیتا؛ عبداللهی، مرتضی؛ ذوقی، تلما و اسلامی، مریم. (۱۳۸۷). بررسی الگوی غذایی کیفی و کمی دانش‌آموزان دبستانی شهر تهران. مجله علمی تغذیه و صنایع غذایی ایران، ۳ (۱): ۴۴-۳۱.
دلوریان‌زاده، مهری؛ خسروی، احمد؛ رضویان زاده، نسرین؛ بلبل‌حقیقی، ناهید؛ عباسیان، مریم و تقوی، نزهت السادات. (۱۳۹۰). بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر مدارس راهنمایی در دو منطقه ایران. فصلنامه دانش و تندرستی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شاهرود، ۶ (۱): ۱۹-۲۶.
رابینسون، کارین هاگدن و وایگلی، اما اس و مولر، دانا اچ. (۱۳۸۶). اصول تغذیه رابینسون. ترجمه ناهید خلدی، تهران: نشر سالمی.
رسولی، آرزو؛ امین شکروی، فرخنده و طوافیان، صدیقه‌سادات. (۱۳۸۹). بررسی تأثیر برنامه آموزش بهداشت تلفیقی بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر مدارس راهنمایی شهر بجنورد. مجله دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، ۲(۲و ۳): ۷۳-۷۷.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد درباره بررسی عوامل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نتایج جدول فوق نشان می دهد که هیچکدام از شاخص های برازش مدل از مقدار قابل قبولی در جامعه ایرانی برخوردار نمی باشند. به عبارت دیگر مدل تجربی پژوهش قابلیت سازگاری با جامعه مورد مطالعه پژوهش یعنی کارکنان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را ندارد.
86
90
نمودار 4-5– ضرایب مسیر در مدل تجربی پژوهش
87
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- نتیجه گیری:
توانمندسازی، دادن قدرت به افراد نیست، افراد به واسطه دانش و انگیزه خود صاحب قدرت هستند و در واقع توانمندسازی آزاد کردن این قدرت است. توانمندسازی ظرفیت های بالقوه ای را برای استفاده از توانایی های انسانی، که از آن استفاده نمی شود در اختیار می گذارد. در سازمان توانمند، کارکنان نیروی محرکه اصلی به شمار می روند، این کارکنان هستند که با احساس هیجان، مالکیت، افتخار و احساس مسئولیت ابداعات و افکار خود را پیاده سازی می کنند. با توجه به روند انجام امور در سازمانهای دولتی ایران، لزوم توانمندسازی کارکنان به شدت احساس می شود. چرا که بروکراسی شدید و قوانین و مقررات زیاد در این سازمانها، اجازه هرگونه فعالیت ابتکاری و خلاقیت را از کارکنان گرفته و مجال هیچگونه انعطاف در کار را به کارکنان نمی دهد. مدیران این سازمانها میتوانند با اجرای برنامه ها و اصول توانمندسازی، آزادی عمل لازم و اختیار کافی در انجام کار را به کارکنان زیر مجموعه خود داده و شرایط را به گونه ای فراهم سازند تا زمینه رشد و شکوفایی توانایی های بالقوه آن ها را بوجود آورند. به این ترتیب موجبات پیشرفت شغلی افراد و استفاده از تمام ظرفیتهای موجود در نیروی انسانی سازمان را مهیا می سازند. این موضوع در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به عنوان یک سازمان دولتی نیز مصداق دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

5-2- پیشنهادات در راستای یافته های تحقیق:
5-2-1- پيشنهادهايي براي تيم سازي:
1- در زمينه روشن سازي اهداف سازماني و توجه به فرايندهاي كاري، حداكثر مساعي لازم را به كار بندند. تا فرايند تيم سازي با موفقيت بيشتر به انجام برسد.
2- تصميمات مهم، به وسيله اجماع همه اعضاي تيم گرفته شود(تا تمامی اعضای تیم احساس مسئولیت نموده و خود را در تصمیمات دخیل بدانند و از اقدامات و تصمیمات تیم حمایت و آن را لازم اجرا برای خود و سازمان بدانند).
89
3- سازمانها به تصميمات اتخاذ شده توسط تيمهاي كاري اهميت دهند(یعنی تیم را فقط ساختاری و برای سرگرم کردن کارکنان نبینند).
4- امورات سازمان بصورت کیس استادی تعریف و برای اجرا تیم سازی اتفاق بیافتد و کارها به تیمها واگذار گردد. حتی برای امورات کنترلی، کار به خود تیمها واگذار شود.
5- مربیگری و روان سازی در سازمان سرلوحه کار قرار گیرد که آن بیش از کنترل و نظارت موثر است.
6- تیمهای خودگردان را باید جایگزین سلسه مراتب نمود. تیمهای توانمند بیشتر از افراد توانمند کار انجام می دهند. افراد در آغاز کار نمی دانند چگونه در این تیمها کار کنند؛ در این فرایند، عدم رضایت یک گام طبیعی بوده، دلبستگی و حمایت باید از بالای سازمان سرچشمه بگیرد. کارمندان باید در مهارتهای تیمی آموزش ببیند. بنابراین تیمهایی که اطلاعات و مهارت دارند، می توانند جایگزین سلسله مراتب قدیمی شوند.
5-2-2- پيشنهادهايي براي خود مختاری از طریق مرزبندی و تعریف مسئولیتها:
1-اهداف کلان سازمان و اهداف عملیاتی که در جهت اهداف کلان تعریف شده برای کارکنان سازمان مشخص و وظیفه هر فرد در آن مشخص گردد.
2- مديران به كاركنان اجازه دهند كه كارهاي محول شده را به روش خودشان انجام دهند و آنها را مسئول نتایج کارشان بدانند.
3- عدم وجود موانع و تفويض اختيار و تشريفات اداري غير ضروري در تفويض اختيار موثر است.
4- کلیه مقررات و ارزشهای سازمان(که در زمان تشکیل تعریف شده است) بعنوان کتابچه در اختیار کارکنان قرار گیرد تا هر زمان که خواستند بدون فوت وقت به آن مراجعه نموده و احساس این نشود که این مقررات پنهانی است و ابزاری برای تحمیل کار به آنها.
5- هر روشی که موجب افزایش توانمندی کارکنان(ابلاغی و ابداعی) می شود، مورد حمایت قرار گیرد.
6- دانش و آگاهی لازم بصورت آموزشهای ضمن خدمت برای کارکنان تدارک دیده شود.
7- کارکنان میان ماموریت سازمان و طرز رفتار مدیران همخوانی مناسبی مشاهده نمایند. احساس کنند در کارها انسجامی وجود دارد و نیل به اهداف خود را در گرو نیل به اهداف سازمان بدانند.
90
5-2-3- پيشنهادهايي براي سهيم شدن دراطلاعات(مشاركت وشفاف سازي):
1- درجمع آوري اطلاعات سازماني دقت كرده و اطلاعات صحيح ارائه داده شود(اطلاعات واقعی بدست آید و ارائه گردد، نه تحلیل شخصی و اطلاعاتی که خوشایند مدیران می باشد).
2- با به كارگيري يك سيستم اطلاعاتي مناسب و فراگير، اطلاعات مورد نياز كاركنان، سريع و به موقع در اختيار آنان قرار گيرند.
3- كاركنان با ديگر پرسنل مستقر در سازمان، ارتباط بر قراركرده و اطلاعات را مبادله نمايند.(حوزه مربوطه) ارتباطات و اطلاعات شریان های حیاتی یا مایه زندگی توانمندسازی هستتند. سهیم شدن در اطلاعات با هر فردی در سازمان(اطلاعات کاری هر حوزه)، به کارکنان امکان می دهد که وضعیت فعلی سازمان را به روشنی درک کنند؛ همچنین باعث ایجاد اعتماد در سراسر سازمان شده، طرز فکر سلسله مراتبی سنتی را از میان بر می دارد و افراد را بر می انگیزد تا مانند مالکان سازمان عمل کنند.
4- اطلاعات مربوط به عملكرد بخش تحت مدیریت خود را در اختيار همه كاركنان قراردهيد و به افراد كمك كنيد تا كار را درك كنند.
5- گرامیداشت و تقدیر از افراد برای موفقیتهای آینده لازم است، از آنان صادقانه تشکر کنید تا رفتار های دلخواه تقویت گردد. رفتارهای موفق را الگو قرار دهید.
6- دیدگاه رهبری مشترک بوجود آورید. به کارکنان القا کنید که آنها و کارشان بیش از آنچه فکر می کنند ارزشمند است.
7- دیگران را در انتخاب وظائف شغلی‌شان و روش انجام دادن فعالیت ها درگیر سازید.
8- اشتباهات را به عنوان فرصتي براي يادگيري بدانيد.
9- معیار ارزش گذاری در موفقیت افراد، میزان تلاش آنان است.
5-2-4- پيشنهادهايي براي افزايش تواناسازي:
1- مشاركت دادن كاركنان در فرايند تصميم گيري با ارجاع مسائل سازماني و طرح مساله و خواستن راه حل ازآن ها در راستاي تصميم سازي و تصميم گيري.
2- طراحي سايت براي قسمت هاي مختلف، براي مشاركت و دسترسي كاركنان به اطلاعات ضروري
91
3- طراحي سازوكارهاي مناسب تا كاركنان دانش ضروري خود را براي انجام دادن بهتر وظايف از داخل و خارج سازمان به راحتي كسب كنند.
4- اعتماد و تعهد دو نکته کلیدی محسوب می شوند، با تسخیر افکار و روان کارکنان می توانید مشارکت آنان را در پیشنهاد دادن فراهم کرده و وفاداری و تلاش های آنان را مضاعف کنید.
5- توانمندسازی فرایند دشواری است و زمان زیادی می خواهد؛ چون به سادگی نمی توان باورها، خط مشی ها، روش های کار، ساختار سازمانی و رفتارها را تغییر داد. توانمندسازی جادو نیست. بلکه عبارت است از چند مرحله ساده و بردباری و استقامت زیاد. روی اعتقادتان بر توانمندسازی پافشاری کنید.
6- بعضی از مدیران می ترسند که چنانچه دیگران را توانمند سازند، شناسایی و پاداشهای مربوط به انجام دادن موفقیت کار را از دست بدهند. آنها ترس از دست دادن قدرت یا مقامشان، نسبت به تسهیم مهارت خود، میلی ندارند. آنان ترجیح می دهند به جای اینکه دیگران را درگیر کار کنند، خودشان، وظائف کار را انجام دهند. این مدیران باید توجیه شوند و توانمندی را از خود آغاز نمایند.
7- کارکنان عدالت و انصاف در محل کار را مشاهده و احساس کنند که سازمان مکان قابل اعتمادی است و حق هیچ فردی در آن ضایع نخواهد شد.
8- با کارکنان همیشه ملاقات شود، برای کارکنان سخت و نومید کننده است که برای مدیرانی کار کنند که برایشان فرصت دیدار ندارند.
9- هیچ گاه کارکنان را تحقیر نکنید( نه در حضورشان و نه در غیابشان) و به گونه ای قضاوت و انتقاد نکنید که اعتماد به نفس آنان خدشه دار گردد.
10- هر چند وقت یکبار جلساتی درون سازمانی برقار شود.
5-3- پیشنهاد در زمینه ادامه تحقیق:
5-3-1- از تمامی پزوهشگران، دانشجویان و … تقاضامندم در هر حوزه ای از سازمان های دولتی خود موضوع توانمندسازی کارکنان را بطور جدی در دستور کار برای تحقیق قرار دهند و بعنوان یک موضوع مغفول مورد توجه قرار دهند. باشد که مسئولین ذیربط و ذیمسئول بر این اعتقاد در آیند که کارکنان توانمند می توانند راه گشای خیلی از مشکلات سازمانی شان باشد.
92
5-3-2- پیشنهاد می نمایم بحث توانمندسازی از نگاه دینی و اسلام مورد تحقیق قرار گیرد، تا نتایج آن مورد توجه نهادهای دولتی ایزانی بیشتر قرار گیرد. البته این موضوع می تواند بر این ادعا که تعالیم اسلام در همه زمینه ها می تواند راه گشای تمامی مسائل از جمله مسائل اداری و … باشد، صحه بگذارد.(البته امید دارم در دوره دکترا این موضوع به عنوان ساختار اصلی پژوهشم مورد بررسی قرار گیرد)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 503
  • 504
  • 505
  • ...
  • 506
  • ...
  • 507
  • 508
  • 509
  • ...
  • 510
  • ...
  • 511
  • 512
  • 513
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود منابع دانشگاهی : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد ارزیابی و سنجش کیفیت محیط شهری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • جایگاه حسن نیت در تفسیر قرارداد های بین ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی رابطه بین هوش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع :بررسی تاثیر المانهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب درباره ارزیابی رابطه بین عملکرد شرکت،مدیریت سرمایه در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – بند دوم : لزوم فراگیری احکام معاملات در فقه – 5
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره رابطه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه در مورد اولویت بندی استراتژی های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • کاربرد اقلیم در برنامه ریزی توریسم دریاچه ارومیه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : دانلود فایل ها در مورد رابطه بین سبک های هویت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره اثر-ارزش-درک-شده،-ارزش-ویژه-درک-شده-و-کیفیت-درک-شده-بر-وفاداری-و-قصد-خرید-مجدد- فایل ۴۵ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع : بررسی رابطه تغییر نرخ … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود پایان نامه با موضوع بررسی پاسخ ژنوتیپ‌های برنج به ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی تأثیرکیفیت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | مبحث دوم:نظریات حاکمیت اراده – 3
  • مطالب پژوهشی درباره بررسی تاثیر آلدوسترون در بهبود … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تجدید آرایش شبکه های توزیع شعاعی به منظور کاهش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره نقد و بررسی مرجعیت اهل کتاب در بین صحابه در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین در مورد بررسی رابطه بین کیفیت خدمات، ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : فایل های پایان نامه درباره :نقش معافیت های های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | کارآفرینی و فرصت – 2

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان