مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه کارشناسی ارشد : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی اجرای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تلاش در جهت کاستن پیچیدگی ماده ۵۱ و ۵۲ توسط اصول احتیاطی طبق ماده ۵۷ پروتکل الحاقی به عمل آمده است. به ویژه، بند ۱ ماده ۵۷ بیان می دارد: “مراقبت دائمی در جهت عدم حمله جمعیت غیر نظامی باید اعمال شود.” توصیه شده که این مساله که آیا اهداف بیشتر نظامی هستند یا غیر نظامی یا تابع حفاظت ویژه مورد کنترل و بازبینی قرار گیرد. اگر تصور می شود که هدف نظامی نیست حمله نشود. جایی که احتمال می دهید حمله به غیر نظامیان تاثیر بگذارد، اخطار داده شود. انواع دستورات وجود دارند که به آسانی به افسر زمینی یا دریایی یا هوایی منتقل می شوند. معهذا ماده ۵۷ عدم قطعیت و ابهام را بیشتر می کند. لذا ممکن است فرمانده و مشاور حقوقی نیروی نظامی، قادر به تعیین اینکه هر کار “ممکن” را برای اثبات ماهیت نظامی اهداف انجام داده اند، نباشند، یا ممکن است آنها، زمانی که آشکار شود هدف از نوع نظامی نیست، مردد باشند، یا امکان دارد ابزار موجود را برای تعیین اینکه کدامیک از اهداف متعدد ممکن، خطر کمتری برای زندگی و اهداف غیر نظامی دارد، نداشته باشند.[۵۵] این تردید با احتمال پیگرد جنایی، به لحاظ اینکه کدامیک از سربازان خواستار بیشترین میزان اطمینان از اینکه اقداماتشان منطبق با ضوابط حقوق بین الملل می باشد، افزایش می یابد. تمامی این ابهامات با این واقعیت افزایش می یابد که تصمیم گیرندگان متعدد ممکن است در ارزیابی این که آیا قاعده به طور مشروع در هر موقعیتی اعمال می شود، دخیل باشند. این تنها شامل دادگاهها و دیوان های مختلف بین المللی و داخلی که ممکن است در ارزیابی خشونت های ادعا شده دخیل باشند، نمی شود. بلکه همچنین شامل روشی که به موجب آن، نظامیان متعدد قواعد را تفسیر می کنند، نیز می شود. به عنوان مثال اظهارات و برداشت هایی که از طرف حکومت ها در تصویب پروتکل الحاقی اول بیان شده، نشان می دهد که بسیاری از حکومت های غربی به بی ثباتی قابل ملاحظه ای در حقوق پی بردند. برخی اظهار می دارند:[۵۶] “کلمه ‘ feasible ‘ باید عملی یا امکان پذیر معنی شود و تمامی شرایط حاکم بر زمان از قبیل ملاحظات نظامی و بشردوستانه در نظر گرفته شوند.”[۵۷] همچنین ادعای مکرری وجود دارد مبنی بر اینکه فرماندهان نظامی و سایر کسانی که مسئول برنامه ریزی، تصمیم گیری یا اجرای حملات هستند، لزوما باید بر اساس ارزیابی شان از اطلاعات در مورد همه منابعی که به طور منطقی در زمان مربوطه موجود می باشند، تصمیم بگیرند.[۵۸]

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

این ادعاها در عین اینکه ارزشمند می باشند، بر پیچیدگی ذاتی قواعد، نیز تاکید می کنند. شاید حتی مهمتر اینکه آنها بر این نظرند که فرماندهان طبق قواعد به همان اندازه استانداردها عمل نمی کنند.
در کل به نظر می رسد که قاعده یک اصل با ارزشی را که نیاز به توضیح دارد بیان می کند. دقیقا کدام یک از اهداف به طور معمول اهداف نظامی را تشکیل می دهند؟ شاید این بحث و مجادلات با استدلال یورام دینستین در مورد تعیین نوع اهدافی که باید باید اهداف نظامی فرض شوند، از بین برود. احتمالا آماده کردن چنین فهرستی اگر غیر ممکن نباشد، با مشکل مواجه می شود. اگر فرد انواع فشاری را که در قبال اعمال نیروگاه ها، فرودگاهها و غیره، به عنوان اهداف نظامی متحمل می شود در نظر داشته باشد، در این مرحله چیزی که برای پیشرفت این بخش از حقوق ثمر بخش است، تحقیقات جدی است که بررسی کند دقیقا دولت ها چگونه این قاعده را در جهت استخراج معیارهای عرفی از رویه دولت ها اعمال کرده اند. به عبارت دیگر به احتمال قوی قاعده مدون نسبت به شیوه های سنتی ارزیابی حقوق بین الملل عرفی و با اهمیت رویه دولت ها دستورالعمل های کمتری مقرر می دارد.[۵۹] بند چهارم: حقوق هدف گیری در میان مهمترین مواد پروتکل شماره ۱ به موادی بر میخوریم که قواعد هدف گیری منحصرا نظامی را بیشتر شرح می دهند. ماده ۵۱ (۲)، خلف مستقیم اعلامیه ۱۸۶۷ سن پترز بورگ، حمله به جمعیت غیر نظامی را منع می کند و چنین مقرر می دارد: “به غیر نظامیان حمله غیر مستقیم نکنید.” این ماده از آنجا که به قصد مهاجم توجه دارد، حملات تصادفی را منع نمی کند. بلکه آنهایی را که نیت قبلی جمیعت غیر نظامی و یا غیر نظامیان که مستقیما در مخاصمات شرکت نداشته را هدف قرار داده، منع می کند.[۶۰]
ماده ۵۱ (۴) پروتکل شماره ۱، نیز با در نظر داشتن نیت و قصد، اشاره می کند که موضوع اصلی این نیست که آیا مهاجم قصد حمله به اهداف غیر نظامی را دارد یا نه، بلکه درواقع این است که این موضوع برای او اصلا مهم نیست. بنابراین این ماده قاعده عرفی را که به موجب آن حملاتی را که ممکن است بدون تمایز اهداف نظامی و غیر نظامی در برگیرد، منع می کند و چنین حملات بدون هدف را چنین تعیین می کند: ⦁ آنهایی که دارای اهداف نظامی مشخصی نیستند.
⦁ آنهایی که از روش و یا وسیله جنگی استفاده می کنند که دارای اهداف نظامی مشخصی نیست. ⦁ آنهایی که از روش و یا وسایل جنگی استفاده می کنند که تاثیرات آنها را نمی توان آنچنان که پروتکل مقرر داشته محدود کرد. و متعاقبا چنین مواردی دارای ماهیتی هستند که اهداف نظامی و غیر نظامی بدون تمایز مورد حمله قرار می گیرند. در مذاکرات مربوط به این ماده در ژنو در سال ۱۹۷۷، نماینده فرانسه که تنها کشوری بود که علیه ماده ۵۱ رای داد، اظهار داشت که پیچیدگی بسیار این تعریف به طور جدی رفتار عملیاتی نظامی دفاعی را در قبال متجاوز و حق ذاتی دفاع مشروع را با مشکل مواجه می سازد.[۶۱]
صرف نظر از موضع فرانسه، این ماده یقینا فاقد صراحت قانونی است. در حالی که دو بخش اول این تعریف نسبتا صریح و قابل فهم به نظر می رسند.
الف) حمله را به یک منطقه به جای یک هدف ویژه پیشنهاد می کند
ب) استفاده از اسلحه و یا سایر شیوه ها را که نمی توان به یک هدف ویژه محدود کرد، مد نظر قرار می دهد
– پاراگراف سوم ما را به یک بخش نامعلوم دیگری از حقوق ارجاع می دهد. مفسران زبده مخالف، عبارت “تاثیر آنها، آنچنان که توسط پروتکل مقرر شده را نتوان محدود کرد؟[۶۲]” هستند و سوال اینجاست که این عبارت معطوف به چیست؟ اگرچه مسائل بسیاری را بدون جواب باقی می گذارد. به عنوان مثال فرض کنید که یک نیروی چریکی در نقض آشکار ماده ۵۱ (۷) پروتکل شماره یک، خود و تسلیحاتش را سراسر یک منطقه مسکونی به جهت حفاظت از خود از طریق غیر نظامیان و اهداف غیر نظامی متفرق کند، این ماده چگونه یک نیروی نظامی را از حمله به شورشیان منع می کند؟ امکان دارد که نیروی نظامی به ناچار آن اطراف را با هدف قرار دادن غیر نظامیان و اهداف نظامی بدون تفکیک مورد حمله قرار دهد؟ یا نیروی نظامی باید نیروی چریکی را رها کند و به یافتن مکانیسم های غیر خشونت بار (اگر موجود باشد) برای جدایی نظامیان از غیر نظامیان بپردازد؟ این سوالات آسان نیستند و حتی اگر جواب هایی موجود باشند، بعید به نظر می رسد که نیروهای مقابل موافق پیامد های آنها باشند. گفته شده که این تعریف از زبان عینی استفاده می کند و جای زیادی را برای بحث نیروهای نظامی در زمینه های ذهنی مقرر نمی دارد. این ماده به خود روش ها و شیوه های حملات توجه دارد و مهاجم را به در نظر گرفتن این که آیا چنین حملاتی از نوع حمله به اهداف نظامی و غیر نظامی یا اهداف غیر نظامی بدون تفکیک هستند وادار می کنند؟ به همین دلیل تعداد انگشت شماری از کشورها و یا مفسرین به دفاع از روسیه در بمباران نظامی گرو زنی در چچن در سال ۱۹۹۹ برخاستند. حملاتی که شهر را در سطح گسترده ای ویران کرد و در آن از جنگ افزار سنگین و پیچیده استفاده شده بود. پیچیدگی این تعریف مربوط به ویژگی های فنی و سنگین آن است که یک نوع ابهام و عدم قطعیت.[۶۳] تعریف حملات بدون تفکیک، و رای برداشت سنتی نظریه نیاز جداگانه تناسب در تاثیرات حملات می باشد. پروتکل حملاتی را که باعث خسارت اتفاقی به زندگی غیر نظامی، اهداف غیر نظامی یا ترکیبی از آن که نسبت به فایده نظامی مستقیم و واقعی پیش بینی شده، افراط آمیز باشد، منع می کند. قاعده تناسب همراه با ابهام و عدم قطعیت می باشد، این قاعده از فرمانده می خواهد که بررسی کند چه چیز افراط آمیز است؟ برتری نظامی چگونه تعریف می شود؟ آیا چنین فایده ای مطابق با حمله ویژه ای است یا به طور جمعی بر اساس یک عملیات کامل می باشد؟ آیا فایده پیش بینی شده از نقطه نظر ذهنی مهاجم یا از مفهوم عینی انتظار یک فرمانده معقول از حمله، برداشت می شود؟
در واقع اختلاف نظری در مورد سوال اساسی “آیا اهمیت نظامی هدف مورد نظر تلفات سنگین غیر نظامی را توجیه می کند” وجود دارد. صلیب سرخ این نظر که قاعده، “هیچ توجیهی برای حملاتی که باعث خسارت بسیار وسیع غیر نظامی می شود مقرر نمی داد. ضررها و خسارت اتفاقی نباید وسیع و گسترده باشد.” با وجود این جایگزینی “وسیع و گسترده” با “زیاده از حد،” روند تعادل را که جزء ذاتی عقیده تناسب است از بین می برد.
شاید اختلاف بر سر معنی و اعمال تناسب نمی توانست چیزی غیر از اصلی که مستلزم مقایسه عناصر نظامی و بشردوستانه است باشد. آیا خسارات غیر نظامی با منفعت نظامی قابل توجیه است؟ یا به طریقی دیگر آیا منفعت نظامی آنقدر دارای اهمیت است که خسارات غیر نظامی را توجیه کند؟ چگونه چنین ارزیابی می تواند یک ارزیابی ذهنی و مبهم نباشد؟ دوباره سوالی که مطرح می شود این است که آیا ما می توانیم “نحو مقتضی” را به “تناسب” به عنوان قاعده یا معیاری که راهنمای عمل نظامی باشد ارجاع دهیم. جایی که میزان بالایی از خسارت غیر نظامی وجود دارد، حتی اگر حملات یک برتری نظامی معین را مشخص کنند بدون استثنا بحث برانگیز هستند. بنابراین بسیاری بر این امیدند که نظامیان معیار تناسب را با حسن نیت در ازای ابهامی که در کاربرد و تفسیر آن وجود دارد اعمال می کنند.[۶۴] تصمیم ایالات متحده مبنی بر این که مبارزان بازداشت شده در خلال “جنگ با تروریسم” در افغانستان یا جاهای دیگر، مطابق با وضعیت مبارزان قانونی یعنی، وضعیت زندانیان جنگی طبق کنوانسیون سوم ژنو نمی باشند، توجه ویژه ای را به این بخش از حقوق جلب کرد. از آنجا که آمریکا عضو پروتکل اول نمی باشد، از دید آن کشور، این تصمیم صرفا در مورد قواعد کنوانسیون سوم ژنو بود. قواعد کنوانسیون سوم نسبتا صریح می باشد.
فردی که شرایط ماده ۴ را دارا باشد باید از وضعیت زندانیان جنگی و حمایت های مربوط به آن برخوردار باشد، اگر در این مورد تردیدی باید یک “دادگاه صالح” طبق ماده ۵ تصمیم مقتضی را خواهد گرفت. اگر مشخص شد که فردی اسیر جنگی محسوب نمی شود سایر مقرراتی که از کنوانسیون چهارم یا حقوق عرفی ناشی می شوند، باید حمایت های حقوقی مربوط به رفتار انسانی را مقرر کنند.[۶۵]
پروتکل شماره ۱پیچیدگی و ابهام بیشتری را در مورد تعیین وضعیت مبارزان ارائه می دهد. اول، این پروتکل نیروهای مسلح یک طرف را جزء “مبارزان می داند به این معنا که آنها حق مشارکت مستقیم در مخاصمات را دارا می باشند.” صلیب سرخ در تفسیری در این مورد اشاره می کند که مشارکت مستقیم به آسانی به معنای “توانایی حمله کردن و مورد حمله واقع شده” است. اما در ادامه این تفسیر به یک مفهوم پیچیده تر و دقیق تری اشاره می کند. مشارکت مستقیم در مخاصمات بر یک رابطه مستقیم اتفاقی بین عملی که در جریان است و ضرر وارده به دشمن در زمان و مکانی که عمل اتفاق افتاده است، دلالت میکند. این مسئله به یک اندازه برای حقوقدانان و اجراکنندگان مشکل می باشد.[۶۶] اما مشارکت مستقیم یکی از پیچیدگی هاست که در پروتکل شماره یک در مورد وضعیت مبارزان عنوان شده است. ماده ۴۴ لازم می داند زمانی که مبارزان درگیر حمله یا عملیات آمادگی نظامی برای حمله می باشند، خود را از جمعیت غیر نظامی تفکیک کنند. استثنای زیر بر آن قاعده موید مشکلات بیشتری است:
هرچند با تایید اینکه موقعیت هایی در مخاصمات مسلحانه وجود دارند که به علت ماهیتشان، مبارز مسلح نمی تواند وضعیت خود را تشخیص دهد. باید وضعیت خود را به عنوان یک مبارز حفظ کند، مشروط بر اینکه در چنین مواقعی در حین عملیات نظامی و همچنین زمانی که برای دشمن قابل رویت است، آشکارا اسلحه خود را حمل کند. به عنوان مثال او درگیر مبارزات نظامی پیش از حمله ایست که قصد شرکت در آن را دارد.[۶۷]صرف نظر از محسنات این ماده، که به نظر می رسد حمایت های موجود از جمعیت غیر نظامی را به تدریج کاهش می دهد، اعمال آن با ابهامات بسیاری همراه است. اول اینکه استثنایی در قاعده تفکیک می باشد. یک مبارز اگر در تدارک یا درگیر جنگ باشد، امکان دارد نتواند خود را از جمعیت غیر نظامی متمایز گرداند. دوم اینکه نیازمند یک ارزیابی از “نوع مخاصمات” است بدون اینکه این اصطلاح در عمل تعریف شود. که چه نوع از مخاصمات اجازه چنین رفتاری را می دهد؟ سوم، توضیحی در مورد معنی حمل آشکار اسلحه نمی دهد و چهارم اینکه لازمه حمل آشکار اسلحه را به درگیری های نظامی و رویت شدن برای دشممن پیش از شروع جنگ محدود می کند. بعلاوه در نظر داشته باشیم که مقررات موجود مکمل کنوانسیون سوم می باشند.
فرمانده ای که با موضوعی مربوط به ماده ۵۱ پروتکل شماره ۱ مواجه می شود، احتمالا خود را در یک وضعیت بحرانی می بیند که مستلزم تصمیم سریع در مورد مطابقت این طرح با حقوق می باشد. ابهام و پیچیدگی باعث عدم موفقیت این تلاش می شود. فرمانده ای که با موضوع مرتبط با وضعیت مبارزان رو در روست، ممکن است زمان بیشتری را برای بررسی این که، آیا شخص مورد نظر مبارز است یا خیر، شرایط لازم داشته باشد. ولی در وضعیت درگیری نظامی جایی که فرمانده نیاز به اتخاذ تصمیم در مورد این دارد که آیا فرد خاص مشمول وضعیت مبارزان و در پی آن حمله می باشد، زمان کافی وجود ندارد. در چنین اوضاعی قضاوت عجولانه احتمال خطا را افزایش می دهد و بدیهی است که در صورت خطا به غیر نظامیان صدمه جدی وارد می شود. حتی اگر قاعده ای که استثنا بر اصل تفکیک را به عنوان یک انتخاب مدبرانه جائز بداند، پیچیدگی ماده ۴۴ قدرت فرمانده را در اتخاذ تصمیم صحیح تضعیف می کند. بند پنجم: ضرورت و تناسب در حقوق بشر دوستانه یکی از محدودیت های تحمیل شده به نیروهای متخاصم در جنگ اصل ضرورت و تناسب است به این معنا که هدف حملات باید نظامی بوده، حملات موجب ضرر غیر ضروری نشود و انگیزه حملات خدعه و خیانت نباشد. در واقع میزان نیرویی که علیه دشمن به کار گرفته می شود، باید در حدی باشد که برای شکست دشمن لازم باشد. این اصل در کد لیبر نیز قید شده است. ضرورت و تناسب از اصول کلی هستند که مبنای بسیاری از قاعده های خاص حقوق بشر دوستانه می باشند. مانند ماموریت استفاده از تسلیحاتی که ممکن است باعث رنج غیر ضروری گردند.[۶۸]
– ممنوعیت تخریب غیر ضروری اموال که این اصل حتی حاکم به حملات نظامی در صورتی که منجر به تلفات شدید غیر نظامی شود نیز تعمیم یافته است.[۶۹]
– اصل ضرورت در حقوق بشردوستانه محدودیت هایی را به نیروهای متخاصم تحمیل می کند. به طور کلی می توان این اصل را به شرح ذیل بیان کرد:
دولت ها حق ندارند در مخاصمات مسلحانه پیش از آنکه ضرورت ایجاب می کند اعمال زور کنند. ( ماده ۲۳ مقررات لاهه، ماده ب (۵) بند ۵ پروتکل اول الحاقی ) منشور ملل متحد اهداف قانونی حقوق توسل به جنگ را به اهداف قانونی دفاع مشروع محدود می کند. در تفسیر این ماده باید گفت که دولتی که فی المثل حتی طبق حق مشروع دفاع از خود، ( ماده ۵۱ منشور ) با دشمن نبرد می کند، تنها در صورتی می تواند نبرد را به قلمرو دشمن بکشاند که این اقدام برای باز پس گیری سرزمین های اشغال شده خود باشد و این اقدامات در صورتی قانونی است که دفاع از قلمرو آن دولت ضرورت چنین اقداماتی را توجیه کند.
این حملات تنها بین نظامیان و اهداف نظامی با در نظر گرفتن دو اصل ضرورت و تناسب مجاز می باشد و روش های خدعه آمیز را ممنوع می کند. رعایت اصل ضرورت و اصول انسانیت از جمله محدودیت هایی تحمیلی به نیروهای متخاصم در مخاصمات مسلحانه می باشد و نتیجتا دور شدن از مقرره های حقوق بشردوستانه در این گونه مخاصمات برای کسب برتری نظامی ممنوع می باشد. فی المثل در مقررات لاهه در مورد قوانین در عرف جنگ های زمینی از بین بردن یا تصاحب اموال دشمن ممنوع است. طبق ماده ۲۳ این مقررات:”مگر اینکه این گونه انهدام یا تصاحب در پرتو ضرورت های جنگی ایجاد شود.[۷۰]” لازم به توضیح است که ضرورت های نظامی نمی تواند اعمال خشونت بار ورای ملاحظات حقوقی را توجیه کند. پروتکل الحاقی اول صراحتا اشعار می دارد که هیچ گونه ضرورت نظامی کشتار اسرای جنگی را توجیه نمی کند. ماده ۳ (۴) پروتکل اول در مواردی که اسرا در اختیار نیروهای خاصی هستند که نمی توانند اسرا را مطابق پیش بینی ها و مقررات به کنوانسیون سوم ژنو تخلیه کنند، مقرر می دارد که در چنین شرایطی اسرا باید آزاد شوند و”تمام اقدامات احتیاطی ممکن باید برای تضمین امنیت آنان ایجاد گردد.”استفاده از عبارت”تمام اقدامات احتیاطی ممکن”بیانگر آن است که قواعد حقوق بشردوستانه به حقوق بشردوستانه در مورد ضرورت نظامی توجه دارند و در این گونه موارد مقررات تحت شعاع ضرورت نظامی قرار نمی گیرند و لذا دولت ها مجاز نمی باشند تا با سوء استفاده از ضرورت نظامی توازن میان اهداف اولیه حقوق بشردوستانه و ضرورت را بر هم زنند.
حقوق بین الملل بشردوستانه تنها به دولت مردان و تصمیم گیرندگان تحمیل نمی شود بلکه تک تک سربازان می بایست از مقرره های این حقوق آگاه بوده و به آن عمل کنند. کنوانسیون های چهارگانه ژنو هزار و چهارصد و چهل و نه و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷ اعضای متعاهد را موظف می کند که متن کنوانسیون ها را به صورت گسترده منتشر کنند. ماده ۴۷ کنوانسیون اول ماده ۴۸ کنوانسیون دوم ماده ۱۲۷ کنوانسیون سوم، ماده ۱۴۴ کنوانسیون چهارم ژنو و در مورد پروتکل ها مواد (۱) ۳۸ پروتکل اول و ماده ۱۹ پروتکل دوم به این امر مهم اشاره کردند. در مورد وظایف سربازان و فرماندهان در زمان جنگ حقوق بشردوستانه از سربازان می خواهد که از رفتار غیر انسانی در زمان جنگ توسل به زور علیه اشخاص بی دفاع و اشخاصی که احتیاج به حمایت دارند، خودداری کنند و همچنین هر نوع وحشی گری و فریب کاری توسط سربازان ممنوع می باشد. باید حرمت اسیر جنگی، جمعیت غیر نظامی، اموال غیر نظامی و فرهنگی را محفوظ دارد. در مورد افراد مافوق و تصمیم گیرندگان نظامی حقوق بشردوستانه آنها را موظف می کند که تنها دستوراتی را صادر کنند که مطابق حقوق بین الملل باشد. افسری که عمل غیر قانونی انجام دهد یا دستور غیر قانونی صادر کند جنایتکار جنگی است.
کنوانسیون ژنو و پروتکل اول الحاقی به صراحت صدور دستورالعملی که نقض شدید حقوق بین الملل باشد، را نقض جدی حقوق بین الملل می داند. ماده ۷ اساسنامه دیوان کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق و ماده ۶ اساسنامه دیوان کیفری بین المللی برای رواندا مقرر می دارد “شخصی که به برنامه ریزی، فراهم کردن زمینه یا انجام آن جرم کمک یا مشارکت کرده باشند، در قبال آن جرم به طور فردی مسئول است.[۷۱]” بسیاری از کشورها فی المثل آلمان در حقوق داخلی خود دستوراتی که شئونات انسانی اشخاص ثالث یا دستور گیرنده را نقض کند لازم الاجرا نمی داند.[۷۲] در جای دیگر قانون آلمان پیش بینی کرده که اطلاعات از دستوراتی که محرمانه باشد، اکیدا ممنوع است این ماده از ماده ۵۰ کنوانسیون دوم ژنو، ماده ۱۳۰ کنوانسیون سوم ژنو ماده ۱۴۷ کنوانسیون چهارم و ماده ۸۵ پروتکل الحاقی گرفته شده است.[۷۳]
مبحث سوم: حمایت از جمعیت غیر نظامی
قواعد حمایت از جمعیت غیر نظامی به دو دسته تقسیم می شود: ⦁ حمایت از جمعیت غیر نظامی تحت کنترل دشمن در مقابل اعمال خشونت آمیز و خلاف حقوق بین الملل بشردوستانه که این قواعد عموما تحت عنوان حقوق ژنو یا حقوق صلیب سرخ نامیده می شوند.
⦁ حمایت از جمعیت غیر نظامی در قبال آثار عملیات نظامی، این حقوق نیز مقررات لاهه نامیده می شود چون کنوانسیون های لاهه ۱۹۰۷ اولین گام در تدوین این حقوق می باشد.
جمعیت غیر نظامی حق ندارد که اسلحه به دست بگیرد. تنها گروه هایی از غیر نظامیان که در برابر اشغال دشمن به صورت خودجوش و در جهت دفاع از کار خود مسلح می شوند، مستثنی شده اند. در چنین حالتی در صورت دستگیر شدن این افراد باید به عنوان اسرای جنگی برخورد شوند.[۷۴]
از طرف دیگر نظامیان تعهدی نسبت به مشخص کردن خود به عنوان غیر نظامی ملزم به ارائه کارت شناسایی نمی باشند و به طور خود به خود به صرف آنکه یونیفرم نظامی نمی پوشند و سلاح حمل نمی کنند و در مخاصمات شرکت نکرده اند، آنها را مستحق حمایت های حقوق بشردوستانه می کند. بند ۱ ماده ۵۰ پروتکل اول مقرر می داد “در صورت بروز تردید، فرد غیر نظامی تلقی خواهد شد.”
بند ۲ ماده ۴۶ مقررات لاهه، تکریم، حمایت و احترام به شخصیت، شرافت، حقوق خانوادگی، اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم غیر نظامیانی که در مخاصمات شرکت ندارند، تضمین شده است.[۷۵] از یک طرف تکلیف “احترام به غیر نظامیان” از جمله تکالیفی که به روش سلبی تعریف می شود، به این معنی که باید از هر اقدامی که موجب لطمه غیر موجه به غیر نظامیان می شود، دوری گزید. از طرف دیگر این تکلیف دعوت به یک اقدام ایجابی است به این مفهوم که باید تدابیری اتخاذ کرد که امنیت غیر نظامیان تضمین شود، به طور مثال ایجاد محل امن یا تخلیه غیر نظامیان از محل مخاصمه می باشد. تضمین احترام و حمایت غیر نظامیان شامل ساکنین مناطق اشغالی نیز می باشد. لذا تکالیف سلبی و ایجابی فوق به قوای اشغالگر تحمیل می شود. حقوق افراد به عنوان یک عضو جامعه باید تامین شود. جدا کردن غیر نظامیان از محیط اجتماعی یا تغییر ساختار جمعیتی و دموگرافیک مناطق اشغالی اکیدا ممنوع است. قوای اشغالگر حق تغییر نظم اجتماعی سرزمین های اشغالی را ندارند. جمعیت غیر نظامی و افراد غیر نظامی باید هدف عملیات غیر نظامی قرار گیرند. حمله علیه جمعیت غیر نظامی طبق پروتکل اول الحاقی نقض شدید حقوق بشردوستانه و مرتکبین به عنوان جنایتکار جنگی قابل مجازات هستند. در همین راستا گرسنه نگاه داشتن و به قحطی کشاندن غیر نظامیان به عنوان یک روش مخاصمه ممنوع است (ماده ۵۴ پروتکل الحاقی) در صورت محاصره یک منطقه باید اقدامات کمک رسانی با هدف تامین نیازهای ابتدایی جمعیت غیر نظامی مجاز شمرده شود. در این ماده از عبارت محروم کردن استفاده شده است و این عبارت به اندازه ای وسیع است که هر گونه عملی که موجب به قحطی کشاندن جمعیت غیر نظامی شود ممنوع است، اعمالی نظیر حمله ویران کردن و بلااستفاده کردن از موارد ذکر شده می باشد.[۷۶] ماده ۷۰ پروتکل اول الحاقی مقرر می دارد که زمانی که جمعیت غیر نظامی هر دولتی در اثر جنگ در معرض رنج زیاد باشد، دولت ها باید اقدام به امداد رسانی کرده و یا آن که به امداد رسانی کمک کند، این ماده به صراحت اضافه می کند که پیشنهاد کمک به یک طرف مخاصمه به عنوان مداخله در مخاصمه مسلحانه یا اقدام غیر دوستانه تلقی نمی شود.
بر اساس ماده ۳۳ کنوانسیون چهارم و بند ۲ ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقی و بند ۲ ماده ۱۳ پروتکل دوم عملیات تلافی جویانه علیه جمعیت غیر نظامی و غارت و چپاول دارایی های آن ها ممنوع است. مجازات دسته جمعی مغایر اصل مسئولیت کیفری فردی است، طبق این اصل هیچ کس را نمی توان به خاطر عملی که مرتکب نشده محکوم یا مجازات کرد. اصل محاکمه عادلانه از اصولی است که در سطح جهان پذیرفته شده است. همه معاهدات حقوق بشری و کنوانسیون های چهارگانه ژنو و حقوق عرفی نقض این اصل را ممنوع کرده اند. (ماده ۳۸ کنوانسیون چهارم ژنو در قسمت ب بند ۲ ماده ۷۵ پروتکل الحاقی اول) از جمله مقرره هایی که در حقوق عرفی و قراردادی به حمایت از غیر نظامیان اختصاص یافته است، منع اقدامات یا تهدید های خشونت بار با هدف گسترش رعب و وحشت در میان غیر نظامیان است. بر طبق این ماده ایجاد ترس را به عنوان اسلحه ای که عمدا علیه جمعیت غیر نظامی به کار گرفته می شود، ممنوع است. لازم به توضیح است که حقوق بین الملل همه انواع ایجاد رعب و وحشت علیه جمعیت غیر نظامی را ممنوع نکرده است. طبیعی است که عملیات غیر نظامی علیه اهداف نظامی که در مجاورت جمعیت غیر نظامی است، موجب ایجاد رعب و وحشت علیه جمعیت غیر نظامی است و این عمل الزاما غیر قانونی نمی باشد. درواقع تناسب میان مزایای نظامی این عمل و صدمه به جمعیت غیر نظامی، این عمل و صدمه به جمعیت غیر نظامی عامل تعیین کننده در قانونی بودن یا غیر قانونی بودن این اعمال است. به تعبیر دیگر همانطور که در قسمت ب بند ۵ ماده ۵۱ و قسمت و بند ۱ ماده ۲۳ مقررات لاهه مقرر شده است:
حمله به اهداف نظامی نباید موجب حمله به حیات غیر نظامیان به حدی شود که میزان آن نسبت به مزایای نظامی مستقیم بیش از حد باشد. در واقع معیار و ملاک تشخیص ممنوعیت این اعمال اصل تناسب است. پروتکل اول الحاقی در قسمت ب بند ۲ ماده ۵۷ مقرر داشته است که اگر در جریان حمله نظامی محرز شود که حمله مزبور موجب لطماتی به غیر نظامیان است یا اهداف غیر نظامی را تخریب می کند، آن حملات را نمی توان متناسب تلقی کرد و لذا باید این عملیات لغو شده یا به تعویق بیفتد. گفتار اول: حداقل حمایت از شهروندان مناطق اشغالی بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو
کنوانسیون چهارم ژنو شامل ۱۵۹ ماده و چندین ضمیمه می باشد. بخش سوم طی مواد ۴۷ تا ۷۸ مختص موضوع رفتار دولت متخاصم در سرزمین اشغالی می باشد. ماده ۱۵۴ کنوانسیون اعلام می کند که کنوانسیون چهارم ژنو تکمیل کننده مقررات لاهه بوده و جایگزین آن نمی باشد. مقررات اصلی کنوانسیون چهارم ژنو در خصوص اشغال نظامی به شرح زیر می باشد:
۱٫ ماده ۴۷ مقرر می دارد که قدرت اشغالگر حق ندارد اهالی سرزمین های اشغالی را از حقوق شناخته شده در کنوانسیون با تغییر حکومت توافق یا زمینه سازی محروم کند. وطبق ماده ۸ کنوانسیون سکنه سرزمین های اشغالی حق چشم پوشی از حقوق خود را ندارند.
۲٫ اخراج یا انتقال اجباری اهالی سرزمین اشغالی به جز در صورت تخلیه اضطراری آن ها جهت تامین امنیت یا به دلایل نظامی ممنوع است. (ماده ۴۹)
۳٫ قوای اشغالگر حق انتقال جمعیت خود به سرزمین اشغالی را ندارد. (ماده ۴۹)
۴٫ اشغالگر مسئول تضمین تامین غذا، تجهیزات پزشکی و خدمات بهداشتی عمومی ساکنان مناطق اشغالی می باشد. (مواد ۵۷-۵۵) اگر ملزومات موجود کافی نباشد، اشغالگر باید با امداد خارجی موافقت کند. (مواد ۶۲-۵۹)
۵٫ حقوق اشخاص در ارتباط با اتهام های کیفری مشخص شده است. در صورت وضع قوانین کیفری توسط قوای اشغالگر باید این مقررات به زبان محلی منتشر شود و به این مقررات عطف به ماسبق نمی شوند. ماده ۶۵، حق محاکمه عادلانه (مواد ۷۳-۷۱)، حق درخواست تجدید نظر و مدت زمان انتظار برای انجام مداخلات دولت حامی در احکام اعدام (مواد ۷۵-۷۳) و حق درخواست عفو (ماده ۷۶) تضمین شده است. جاسوسی، اعمال شدید خرابکارانه و جرائم عمدی منجر به مرگ افراد شود، منجر به مجازات مرگ می شود. مجازات اعدام در چنین مواردی طبق ماده ۶۸ “به شرط آن که چنین جرایمی به موجب قوانین لازم الاجرا در سرزمین اشغالی قبل از شروع اشغال، مستحق مجازات مرگ بوده باشند.” کنوانسیون به قوای اشغالگر اجازه داده است که در صورتی که مقررات کیفری مناطق اشغالی مانعی در برابر اجرای کنوانسیون باشد، آنها را اصلاح کند. (ماده ۴۷) کنوانسیون به قوای اشغالگر اجازه داده است که قوانین سرکوبگرانه و قوانین مغایر با ضروریات انسانی را در مناطق اشغالی اصلاح کند. ( ماده ۴۷) ۶٫ اختیار اشغالگر به حبس اشخاص بر اساس ماده ۴۳ مشروط به آن است که حداقل هر ۶ ماه یکبار پرونده هر شخص در بازداشت مورد بازبینی اداری یا قضایی قرار گیرد.
۷٫ طبق ماده ۶ کنوانسیون، برخی از حمایت های اعطا شده یکسال پس از پایان عملیات نظامی متوقف می شود. در کنوانسیون های ژنو ۱۹۴۹ (ماده ۲۱ کنوانسیون اول، ماده ۲۸ کنوانسیون دوم، ماده ۱۳۰ کنوانسیون سوم و ماده ۱۴۷ کنوانسیون چهارم ژنو)، موارد نقض فاحش را مشخص کرده اند. ماده ۱۴۷ کنوانسیون چهارم موارد نقض فاحش این کنوانسیون را قتل عمد، شکنجه، رفتار غیر انسانی، اخراج یا حبس غیر قانونی جمعیت غیر نظامی، سلب حق محاکمه عادلانه، تخریب یا مصادره گسترده اموال بدون ضرورت نظامی مقرر داشته است. دولتهای جهان صلاحیت جهانی در قبال برخورد با این موارد را دارند. انتظار نهادهای حقوق بشری اعمال صلاحیت جهانی در قبال نقض فاحش حقوق بشردوستانه و جنایت علیه بشریت می باشد.[۷۷]
گفتار دوم: پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ مجامع بین المللی عمومی مانند مجمع عمومی سازمان ملل متحد و موسسات خصوصی مانند موسسه حقوق بین الملل خواستار روزآمد شدن حقوق جنگ شدند. در پاسخ به این نیاز کمیته بین المللی صلیب سرخ پیش نویس دو پروتکل الحاقی را تنظیم کرد که در نهایت در سال ۱۹۷۷ به تصویب رسید. بسیاری از دولت های متعاهد کنوانسیون ژنو به این پروتکل ها ملحق نشده اند، ولی از آنجایی که پروتکل درواقع به تدوین حقوق عرفی پرداخته بسیاری از مقرره های پروتکل به عنوان حقوق عرفی برای دول غیر متعاهد نیز لازم الاجرا است. اسرائیل به این پروتکل ها ملحق نشده است، ولی نظر به اینکه دادگاه عالی اسرائیل به مقرره های عرفی پروتکل استناد کرده است،[۷۸] لذا می توان بر این نظر بود که این موارد برای دولت اسرائیل لازم الاجرا است. مقررات حقوق اشغال طبق پروتکل الحاقی اول به شرح زیر می باشد: ۱٫ محدودیت قابلیت اشغال تا یکسال پس از پایان عملیات نظامی لغو شد. بر اساس این پروتکل همه مقررات در سراسر زمان اشغال قابل اعمال می باشند.
۲٫ تعهد اشغالگر در مورد تامین غذا و تجهیزات پزشکی ساکنان سرزمین اشغالی گسترش یافته و تامین نیازهای ضروری دیگر همچون لباس، لوازم خواب و سرپناه را هم شامل شده است. الزام بیشتری برای همکاری با امدادهای خارجی پیش بینی شده است. (ماده ۶۹) ۳٫ در حمایت از زنان و کودکان طی مواد ۷۸ – ۷۶ تعهدات اضافه ای مقرر شد. قابلیت اعمال حقوق بشر در مناطق اشغالی برای همه شهروندان طی اشغال مورد بحث قرار گرفته و مقررات کنوانسیون چهارم به روز شد. (ماده ۷۵)
اثر مهم این توسعه درک تامین امنیت اشغالگر و نیروهای آن در عین احترام به حیثیت، جان و مال سکنه سرزمین اشغالی، روش موثری برای اصول اهداف نظامی و سیاسی اشغالگر است.[۷۹] گفتار سوم: رزمندگان و غیر رزمندگان بر اساس ماده ۳ مشترک کنوانسیون چهارگانه ژنو که به پیش بینی حداقل ها و ضرورت ها برای حفاظت از افراد غیر نظامی در درگیری های داخلی و نیز درگیری های بین المللی پرداخته، دولت ها موظف اند حداقل اصول انسانی را در هنگام درگیری ها در ارتباط با افراد غیر نظامی رعایت کنند. اصل تفکیک و اصل تناسب مهمترین اصولی هستند که در این ارتباط لازم الاجرا می باشند.
بند اول: تعریف رزمنده
قاعده کلیدی برای تعریف رزمنده تحت ماده ۴۳ پروتکل اول الحاقی تعریف شده است در این ماده به تعریف نیروهای مسلح می پردازد و اعضای نیروهای مسلح به جز کارکنان پزشکی و مذهبی رزمنده محسوب میشوند.
بند۱ ماده ۴۳ پروتکل الحاقی رزمنده را به شرح زیر تعریف می کند: نیروهای مسلح طرف مخاصمه شامل همه نیروهای مسلح سازمان یافته می شود. دسته های چریک و داوطلبی که در نیروهای مسلح تلفیق شده اند شامل همین گروه می باشند. دو شرط برای نیروهای مسلح وجود دارد:
۱- تحت فرماندهی مقامی باشند که آن مقام در برابر طرف دیگر مخاصمه مسئول اعمال افراد تحت فرماندهی باشد.
۲- تابع نظام انظباطی داخلی باشند که این نظام با قواعد حقوق بین الملل حاکم بر حقوق مخاصمات مسلحانه تطابق دارد.
درواقع تنها دولت ها یا سایر تابعان حقوق بین الملل می توانند طرف مخاصمه بین المللی باشند. یک تابع حقوق بین الملل تنها از طریق ارگان ها و نهادهای قانونی نظامی خود می تواند مبارزه کند. به طور کلی محدودیت هایی در پذیرش افراد در ردیف رزمندگان برای تابعین حقوق بین الملل وجود دارد. طبق بند ۲ ماده ۷۷ پروتکل اول الحاقی و ماده ۳۸ کنوانسیون ۱۹۸۹ حقوق کودک، کودکان زیر ۱۵ سال نباید در مخاصمات مسلحانه شرکت کنند.
بند ۱ ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک دولتهای عضو را ملزم به رعایت و تضمین قواعد حقوق بشر دوستانه قابل اعمال بر مخاصمه مسلحانه که با کودکان در ارتباط باشد، می کند. این ماده اشاره ای به بند ۱ ماده ۷۷ پروتکل الحاقی است که بر طبق آن کودکان در مخاصمات بین الملل باید از مراقبت های ویژه ای برخوردار باشند.
رزمنده کسی است که مطابق حقوق بین الملل مجاز به جنگیدن در چهارچوب بین الملل حقوق بین الملل می باشد. درواقع ارتباط ارگانیک رزمنده با یکی از طرفهای مخاصمه که یکی از معیارهای اصلی شناسایی رزمنده طبق حقوق بین الملل است.
ممکن است افرادی نیروهای مسلح را همراهی کنند، ولی در واقعیت وضعیت اولیه آنها غیر رزمنده می باشد، مانند کارکنان پزشکی و مذهبی که این دسته از افراد از حمایت های حقوق بین الملل در چهارچوب حقوق جمعیت غیر نظامی یا گروه های تحت حمایت خاص برخوردار هستند. وضعیت افراد در مخاصمات مسلحانه از لحاظ حقوق بین الملل، تحت یکی از دو دسته رزمنده و غیر نظامی می باشد. رزمندگان می توانند به طور مستقیم در مخاصمات شرکت داشته باشند. حال آنکه غیر نظامیان، کارکنان پزشکی و دینی نمی توانند چنین عملی را انجام دهند و مجوز شرکت مستقیم در مخاصمات را ندارند.
رزمندگان غیر قانونی حق برخورداری از وضعیت اسیر جنگی را ندارند، ولی درواقع از آنجایی که حقوق بشر حقوق کلیه ابناء بشر می باشد، لذا این گروه از تضمین های بنیادین حقوق بشر مانند حق برخورداری از رفتار انسانی و رسیدگی قضایی قانونی در چهارچوب اصول حقوق بشر می باشند. از طرفی رزمندگان باید هشیار باشند و با آگاهی به محدودیت هایی که حقوق بشردوستانه در زمان مخاصمات مسلحانه به آنها تحمیل می کند این محدودیت ها را رعایت کنند. در صورتی که حقوق بین الملل را نقض کنند، تحت حقوق کیفری طبق ماده ۹۹ کنوانسیون ژنو مجازات می شوند.[۸۰]
بند دوم: اصل تفکیک حقوق بین الملل بشردوستانه میان رزمندگان و غیر نظامیان تمایز قائل می شود. اصل تفکیک عبارت از این تمایز می باشد. موقعیت ثانوی افراد در اثر جنگ به وضعیت اولیه آنها ارتباط دارد. به عنوان مثال رزمندگان در صورتی که به دست دشمن اسیر شوند، اسیر جنگی هستند و از حقوق اسرای جنگی برخوردارند. لذا حمایت هایی که از افراد طبق حقوق بین الملل صورت می گیرد تابع وضعیت اولیه آنها می باشد. کارکنان پزشکی و مذهبی از حقوق رزمندگان برخوردارند. در راستای پاسخ به سوالات این پژوهش و اثبات فرضیه ها ضروری است تا اصل کیفری شدن تخلفات حقوق بشردوستانه و اصول حقوق بشردوستانه و حقوق بشر در سرزمین های اشغالی مورد بررسی قرار گیرد. لذا فصل آتی به این مهم اقتباس دارد.

نظر دهید »
تدوین نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان با رویکرد اقتصاد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱٫۳۱۶

۰٫۳۶۶

۵

۲٫۹۹۸

۱۲

بیشترین مجموع ردیفی R نشان دهنده ترتیب متغیرهایی است که قویاً بر متغیرهای دیگر نفوذ دارند. بیشترین مجموع ستونی (J) نشان دهنده ترتیب عناصری است که تحت نفوذ واقع می شوند.
محل واقعی هر عنصر در سلسله مراتب نهایی توسط ستون‌ها ی (R-J ) و (R+J) مشخص می‌شود به طوری که (R-J) نشان دهندۀ موقعیت یک عنصر در طول محور عرض‌ها و این موقعیت در صورت مثبت‌بودن (R-J )، به طور قطع یک نفوذ کننده بوده و در صورت منفی بودن آن، به طور قطع تحت نفوذ خواهد بود. (R+J) نشان دهنده مجموع شدت یک عنصر در طول محور طول‌ها هم از نظر نفوذ‌کننده وهم از نظر تحت نفوذ واقع شدن می‌باشد.

۴-۸-استخراج نقشه استراتژی

۴-۸-۱-نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان با رویکرد اقتصاد مقاومتی بر اساس سوال پنجم تحقیق

در این مرحله نقشه استراتژی که در نمودار(۴-۱) نشان داده شده است، با کمک فرآیندهای ارزش‌زا ترسیم می‌شود. از مهمترین اهداف این اقدام روشن‌شدن روابط مابین فرآیندهای سازمانی جهت نیل به استراتژی‌ها و استخراج وزن مطلوب از نقشه استراتژی جهت ارزیابی شایسته و دقیق از وضع موجود است.
اگر هر یک از فرآیندها را یک گره، و ارتباطات سطری را خروجی و ارتباطات ستونی را ورودی در نظر بگیریم، گراف بدست‌آمده می‌تواند روابط منطقی موجود مابین فرآیندها را به تصویر بکشد.

نمودار(۴-۱): نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

۵-۱-مقدمه

در این فصل، سعی شده است با بهره گرفتن از یافته‌ها و نتایجی که در طی فرایند تحقیق به دست آمده، پیشنهادات و توصیه‌هایی تازه، امکان‌پذیر و سودمند در ارتباط با موضوع تحقیق به مدیران و مسئولان سازمانهای علمی پژوهشی و جهاد دانشگاهی استان سمنان ارائه شود. همچنین پیشنهاداتی به محققان و پژوهشگران برای تحقیقات در آینده ارائه شده است. امید است بکارگیری نتایج و پیشنهادات ارائه شده در این تحقیق، بتواند به مثابه نقشه راهی به مدیران جهاد دانشگاهی یاری رساند تا مسیر رسیدن به چشم انداز را به شکل مطلوب‌تری طی نموده و در ایفای رسالت‌های خود به گونه‌ای شایسته‌تر عمل نمایند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در این پژوهش برنامه‌ریزی استراتژیک عبارت است از هنر و علم طراحی، تدوین و اجرای روشها و شیوه‌های رسیدن به چشم انداز و هدف های بلند مدت براساس مزیت‌هایی که مجموعه سازمان دارد. همچنین برای نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی در سازمان نیاز به یک برنامه ریزی استراتژیک و انتقال آن به سایر کارکنان می باشد. در بکارگیری مدیریت استراتژیک موانع و محدودیت هایی وجود دارد. عمده‌ترین موانع و مشکلات مرتبط با مدیریت استراتژیک، در مرحله اجراء و ارزیابی استراتژی‌ها است نه در مرحله تدوین آن. بنابراین اتخاذ استراتژی های مناسب در صورت عدم ارزیابی مناسب آن کاری بی ثمر و بی فایده است. از اینرو استفاده سازمان ها از روش‌های نوین همچون تکنیک‌های تحقیق در عملیات همچون دیماتل فازی، آنها را قادر خواهد ساخت تا در ارزیابی استراتژی‌ها موفق باشند؛ ضمن آن که نقشه راهی برای سازمان ها در جهت اجرای آنها فراهم می‌آورد.
اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی منسجم، انعطاف‌پذیر، تبدیل محدودیت‌ها به فرصت‌ها. لازمه ایجاد یک اقتصاد منسجم و پویا (انعطاف پذیر) فراتر از راهکارهای اجرای آن، مدیریت ونظارت بر اجرای آن است.
ضرورت ایجاد فرایند های برنامه ریزی استراتژیک نمی تواند در چشم انداز اقتصاد مقاومتی نادیده گرفته شود. دستیابی به اقتصاد مقاومتی نیازمند تدوین استراتژی های بلند مدت سازمانی است.

۵-۲-پژوهش در یک نگاه

پژوهش حاضر با این مسئله اصلی که آیا می‌توان نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان را با رویکرد اقتصاد مقاومتی به عنوان یک برنامه‌ استراتژیک برای بازه زمانی سال‌های ۹۳-۹۷ تدوین نمود شروع به بررسی کرد. در این باب مبانی نظری در خصوص اقتصاد مقاومتی بررسی شد و چالش ها و راهکارهای آن از نگاه رئیس جهاد دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. سپس مبانی نظری در خصوص برنامه ریزی استراتژیک مطرح گردید. پس از بررسی محیط و شرایط جامعه حاکم سیر تحول سیستم‌های مدیریت استراتژیک در قالب سه فاز معرفی شد که فاز سوم آن به توسعه نقشه استراتژی اختصاص یافت. مهمترین مسئله در این دوران افزایش اثربخشی و کارایی از طریق جلب اعتماد ذینفعان، برون‌سپاری، مشارکت و استفاده از فن‌آوری اطلاعات و سیاست‌های رشد و یادگیری در سازمان بود. در ادامه سعی شد به معرفی کارت امتیازی متوازن به عنوان زادگاه نقشه استراتژی پرداخته گردد و به صورت کامل‌تر به معرفی نقشه استراتژی پرداخته شود.
لذا با بهره گرفتن از راهکارهای اجرایی مطالعات گذشته و مبانی نظری مطالعات قبل، روش تحقیق مناسب و روند اجرایی تحقیق مشخص شد.

۵-۳-نتایج تحقیق

به منظور دستیابی و انتخاب استراتژی مناسب برای یک سازمان، تحلیل محیطی آن سازمان، اولین گام مهم معرفی شد. در این خصوص می‌توان به صاحب‌ نظرانی همچون مایکل پورتر اشاره نمود. به اعتقاد پورتر ساختار هر صنعت تعیین کننده استراتژی رقابتی بنگاه‌های فعال در آن صنعت می‌باشد، لذا پیشنهاد شد مدیران سازمان ها برای تحلیل فعالیت و تعیین استراتژی مناسب، ساختار سازمان
مربوطه را از ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. اما مسئله اصلی، تحولات و تغییرات پر شتاب، عمیق و رو به گسترش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … در تمامی ابعاد مختلف زندگی بشر و تاثیر آن بر تمامی ابعاد و ارکان سازمان ها و عدم توسعه تکنیک‌های مدیریت استراتژیک است که منجربه شکاف کاربرد دانش در این حوزه گردیده است.
در این تحقیق با بهره گرفتن از نتایج مستخرج از مطالعات و مبانی بیان شده از کتب و اسناد علمی موجود با بهره گرفتن از تکنیک دیماتل فازی که یکی از روش های شناخته شده تصمیم گیری گروهی است و با توجه به روابط علی و معلولی میان شدت اثر مستقیم و غیر مستقیم فاکتورهای موثر در ماتریس سوات عوامل مرتبط با آنالیز این ماتریس به گونه انعطاف پذیر و به صورت کمی تحلیل و رتبه بندی شد و در نهایت نقشه استراتژی ارائه شد.
لذا این تحقیق به صورت موردکاوی به توسعه کاربرد دیماتل فازی به جای ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی پرداخت، و توانست در جهت کاهش شکاف کاربرد مدیریت استراتژیک در دنیای بی ثبات امروزی گام بردارد.
همچنین در این پایان نامه و در فصل اول آن، محقق یکسری سؤالاتی را در راستای هر چه بهتر شدن فرایند انجام تحقیق مطرح نموده است که در طی فصول قبلی و این فصل به آنها پاسخ داده شده است که در پایان، سؤالات و پاسخ های این تحقیق بیان شده است.

۵-۴-بررسی سوالات تحقیق

۵-۴-۱-سوال اول: استراتژی‌ها و اهداف استراتژیک جهاد دانشگاهی استان سمنان با رویکرد اقتصاد مقاومتی چگونه است؟
مهمترین استراتژی‌ها برای جهاد دانشگاهی استان سمنان به شرح ذیل تبیین و تدوین گردید:

  • ایجاد انگیزه در کارکنان به صورت پرداخت درصدی از سود پروژه ها و زمینه استفاده از مزایای رفاهی برای کارکنان فعال با هدف افزایش بهر ه وری به منظور استفاده بهینه از موقعیتهای موجود جهت کسب درآمد های غیر دولتی.
  • برقراری ارتباطات سازنده با جهادهای دانشگاهی سایر استانها و انجام فعالیتهای مشترک به منظور مقابله با پایین بودن جمعیت استان (استراتژی ادغام افقی).
  • توسعه فرهنگ اقتصاد مقاومتی در سازمان با هدف صرفه جویی در استفاده از منابع مالی سازمان و استفاده حداکثری از منابع و امکانات موجود با تکیه بر منابع انسانی سازمان به نحو مطلوب و استفاده از دانش و تخصص آنها .
  • جذب و استخدام افراد تحصیلکرده به عنوان اعضای هیات علمی و استفاده از تخصص آنها در سایر مراکز علمی کاربردی جهاد دانشگاهی استان سمنان و نیز طرح های تحقیقاتی به سفارش صنعت.
  • کاهش هزینه تحصیل در مراکز آموزشی با حفظ کیفیت دوره ها جهت مقابله با شرایط تورمی حاکم بر جامعه و افزایش سهم بازار جهاد دانشگاهی در حوزه آموزش کشور.
  • تجمیع واحدهای جهاد دانشگاهی در یک مکان مناسب جهت کاهش هزینه ها و عدم بهره گیری از منابع دولتی و برطرف کردن مشکل پراکندگی واحدهای تابعه این سازمان در استان سمنان.

۵-۴-۲-سوال دوم: اجزاء نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان با رویکرد اقتصاد مقاومتی چگونه است؟
اجزاء نقشه استراتژی‌ برای جهاد دانشگاهی استان سمنان به شرح ذیل استخراج گردید:

  • افزایش درآمدهای غیر دولتی
  • افزایش بهره وری سازمانی
  • جذب پروژه های جدید
نظر دهید »
دانلود پایان نامه تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت نهضت جنگل در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
مطالب درباره بررسی نقش گرایش کارآفرینانه شرکت در موفقیت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مقرات گیج­ کننده­ مربوط به محصولات (چانگ و چئونگ)
پیچیدگی­های فنی و رویه­ای ( لئونیداس لئونیدو، شارهی)

لازم به ذکر است که شناسایی مشکلات صادرات در مراحل فرایند صادرات نیاز به بررسی­های میدانی در جامعه خاص صادرکنندگان مورد نظر دارد. می­توان گفت که طی مراحل بالا در جهت دستیابی به اهداف توسعه صادرات امری ضروری می­نماید. لذا بایستی با برنامه­ ریزی مناسب در جهت شناسایی و تقویت محرک­های صادراتی، حل مسائل و مشکلات اولیه صادرات، شناسایی متغیرهای عملکرد صادراتی و توسعه و تقویت آن­ها و در نهایت رفع مشکلات و محدودیت­های پیش­آمده در مراحل بعدی صادرات، در مسیر توسعه صادرات گام برداشت(بلوران تهرانی، ۱۳۸۱).
۲-۲-۵-۷ قابلیت ­های رقابتی بنگاه های کوچک و متوسط صادراتی
یکی از شاخص­ های ارزیابی رقابت­پذیری، رشد صادرات است. به عنوا مثال، یکی از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر فرایند اصلاح ساختاری، یادگیری و ارتقاء سطح رقابت­پذیری، حضور بنگاه­های داخلی در بازارهای بین ­المللی از طریق ترغیب آن­ها در صادرات بوده است. شواهد بسیاری برای اثبات مدعیان موجود است که توسعه صادرات(بجای آزادسازی واردات) می ­تواند مهمترین عامل رقابت­پذیری پویا باشد. از طرفی رقابت­پذیری تحت تأثیر و ناشی از عوامل محیط خرد(صنعت) و محیط کلان می باشد(قربانی، ۱۳۸۱). بر مبنای این ایده، متغیرهای کلان اقتصادی و عوامل نهادی برای رقابت­پذیری در سطح ملی مهم و برای ایجاد ثروت مهم هستند اما کافی نمی­باشند. ثروت به طور واقعی در سطح خرد و به وسیله عملیات بنگاه­ها در هر اقتصاد ایجاد می­ شود. طبق آنچه که گفته شد رویکردهای رقابت­پذیری را می­توان در خصوص رقابت­پذیری بنگاه به دو گروه دسته­بندی کرد؛ رویکرد مبتنی بر منابع و رویکرد دانشی که مربوط به داخل سیستم هستند، در گروه رویکردهای درون­نگر و رویکرد بازار را با عنوان رویکرد خارجی یا برون­نگر قلمداد کرد. به عبارتی جهت تعیین جایگاه رقابتی در بازار و سنجش آن می­باید بر این دو دسته عوامل درونی و بیرونی تأکید و توجه داشت(شم آبادی، ۱۳۸۶).

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۲-۵-۷-۱ عوامل درون­ سازمانی
الف: قابلیت ­های مدیریت
امروزه، جهان در عصر تغییر و تحول­های پیچیده، شتابنده و دور از انتظار به سر می­برد. در چنین شرایط و فضایی، سازمان­ها و شرکت­هایی قادر به حفظ موقعیت و دوام و بقا خواهند بود که با بهره­ گیری از مدیریت و مدیران لایق و کارآمد با این تحولات و تغییرات مواجه گردیده و موفق و سربلند بیرون آیند قابلیت مدیریت یک قدرت رقابتی درک شده است که از طریق هدف­گذاری و اتخاذ سیاست­های صادراتی توسط مدیریت عالی ارزیابی می­ شود. این ارزیابی با توجه به مزیت رقبا در بازارهای صادراتی تعریف می­گردد(آقا زاده، ۱۳۸۵).
ب: قابلیت ­های بنگاه
مطالعات موجود در زمینه­ تجارت خارجی در سال­های اخیر به طور تدریجی از فرض وجود تقارن و همگنی در میان بنگاه­های صنعت معین فاصله گرفته و وجود ناهمگنی در میان بنگاه­ها را مورد توجه بیشتری قرار داده است. مبنای بیشتر این مطالعات بر این واقعیت بنا نهاده شده است که در درون یک صنعت معین تنها بخشی از بنگاه­ها وارد بازارهای صادراتی شده و مابقی به فروش محصولات خود تنها در بازارهای داخلی اکتفا می­ کنند. مطالعات نظری این پدیده را این گونه توجیه می­ کند که ورود به بازارهای صادراتی مستلزم تقبل برخی از هزینه­ های ثابت است که برای تأمین مالی آن می­بایست بنگاه به یک سطح معین از سوددهی دست یابد تا بتواند موانع ورود(هزینه­ های ثابت) به بازارهای صادراتی را پشت سر گذارد(والتر[۵۹]، ۲۰۰۰).
ث: هدف­گذاری صادراتی محصول جدید
یکی از قابلیت ­های مهمی که در شرایط رقابتی به بهبود جایگاه رقابتی شرکت در بازارهای صادراتی منجر می­ شود، قابلیت هدف­گذاری صادراتی است. قابلیت ­های هدف­گذاری صادراتی در بازارهای صادراتی عبارتند از: مهارت­ های برنامه­ ریزی صادرات، وجود اهداف روشن در زمینه بازاریابی صادرات، طراحی استراتژی­ های خلاقانه صادراتی و جامعیت فرایند صادرات بیان می­ کنند. هدف­گذاری­های صادراتی، جایگاهی رقابتی ایجاد می­ کنند که شرکت در رابطه با ترکیب هزینه، محصول و عناصر خدمات در یک بازار خاص خارجی بدست می ­آورد(پورآذری، ۱۳۸۱).
ج: قابلیت­ آمیخته بازاریابی محصول جدید
استراتژی بازاریابی به تعریف و ارائه اولویت­ها پرداخته، رویکرد سازگار و یکپارچه­ای برای کلیه عناصر اساسی بازاریابی مشخص می­ کند. به اعتقاد ویلسون و گیلیگان[۶۰] استراتژی بازاریابی عبارت است از فرایند برنامه­ ریزی و اجرای ایده­ اولیه، قیمت­ گذاری، ترفیع و توزیع ایده­ ها، محصولات و خدمات برای ایجاد مبادلاتی که اهداف فردی و سازمانی را تحقق بخشد. اتخاذ تصمیم برای ورود به بازارهای صادراتی نیاز به انطباق میان قابلیت ­های بنگاه با ویژگی­های بازارها دارد. این انطباق از طریق در اختیار قرار گرفتن منابع و قابلیات­های بنگاه در جهت طراحی راهکار آمیخته بازاریابی مناسب میسر می­گردد(احمدی، ۱۳۸۲). همچنین تحلیل نحوه­ عرضه آمیخته بازاریابی سازمان صادرکننده به عنوان متغیری که مستقیماً با عملکرد صادراتی بنگاه در ارتباط است، نمی­تواند در برنامه­ ریزی راهبردی که با هدف توسعه صادرات شکل می­گیرد، نادیده انگاشته شود. از این رو برای تنظیم عملکرد کسب و کار در بازارهای رقابتی همچون صادرات، کارآفرینان باید فعالیت­های بازاریابی را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند(دهقان، ۱۳۸۴).
۲-۲-۵-۷-۲ عوامل برون سازمانی
با نگاه سیستمی به سازمان و آن را به عنوان یک مجموعه منظم تلقی کردن، به این نتیجه می­رسیم که یک شرکت و یا یک سازمان نه خودکفا و نه خودشمول، بلکه منابع را مبادله می­ کند و به محیط بیرونی وابسته است. محیط خارجی از عواملی تشکیل می­ شود که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر سازمان اثر می­گذارند. همچنین سطوح مدیریت بازاریابی، عوامل و روندهای فناوری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، اثراتی عمده بر موفقیت و یا ناکامی سازمان­ها ارتباط دارند. تقسیم ­بندی­های مختلفی برای محیط سازمانی صورت پذیرفته است. در یک تقسیم ­بندی توسط کاتلر[۶۱]، سطوح مختلف محیط به محیط کلان(سطح ملی و بین ­المللی) ارائه شده است، اگر محیط شرکت را به محیط کلان یا عمومی و خرد یا تخصصی تقسیم کنیم، محیط کلان می ­تواند تأثیر عمیقی بر شرکت و محیط خرد آن داشته باشد.
الف: محیط کلان
بطور کلی می­توان گفت که محیط کلان عبارتست از مجموع عواملی که بر سازمان تأثیر می­گذارند و از حیطه کنترل سازمان می­باشند(آقازاده، ۱۳۸۵).
ب: محیط خرد (سطح صنعت)
محیط خرد، محیط نزدیک به شرکت و در واقع صنعت و بازاری است که شرکت در آن فعالیت می­ کند و عوامل تشکیل­دهنده آن از ارتباط تنگاتنگی با سازمان و فعالیت­هایش برخوردارند. یک صنعت گروهی متشکل از چند بنگاه که یک محصول یا طبقه و دسته­ای از محصولات مشابه و جایگزین نزدیک یکدیگر را تولید و یا عرضه می­ کند.
با توجه به ماهیت عوامل محیطی خرد و کلان، می­توان این گونه اظهار داشت که این دو عامل بیرونی دارای ارتباط تنگاتنگی با مفهوم آمیخته بازاریابی هستند و بنگاه می ­تواند با بهره گرفتن از عناصر بازاریابی از قابلیت ­های موجود در محیط برای ارتقاء جایگاه رقابتی خود بهره گیرد(فهیمی فر، ۱۳۷۶).
۲-۳ پیشینه­ی پژوهش­های انجام شده:
۲-۳-۱ پژوهش­های انجام شده در داخل:
– میرفخرالدینی و دیگران(۱۳۹۱) در پژوهش با عنوان بررسی رابطه کارآفرینی شرکتی و تعالی عملکرد سازمانی در شرکت پیشگامان کویر یزد به این نتیجه دست یافتند که متغیرهای نوآوری، خودنوسازی، اقدامات ریسک آمیز جدید، فرهنگ سازمانی، محیط سازمانی و مولفه های درون سازمانی بر عملکرد شرکت پیشگامان تاثیر مستقیم دارند.
– تقی زاده و دیگران(۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان ارزیابی تأثیر ابعاد ساختاری سازمان بر گرایش به کارآفرینی شرکتی (مطالعه موردی) به این نتایج دست یافتند که در جامعه مورد نظر شاخص های رسمی بودن، تمرکز و تخصصی بودن یر روی کارآفرینی شرکتی تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
– ایمانی پور و زیودار(۱۳۸۷) پژوهش با عنوان بررسی رابطه گرایش به کارآفرینی شرکتی و عملکرد (مطالعه موردی: نمایندگی های فروش شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران) انجام دادند. نتایج تحلیل های آماری بر داده های گردآوری شده متشکل از کارکنان نمایندگی ها مشخص می کند که گرایش به کارآفرینی شرکتی دارای همبستگی مثبت و معناداری با عملکرد است.
– حسن صابری(۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان عوامل موامل مؤثر بر عملکرد صادرات و نقش آن در تعهد صادراتی و انطباق استراتژی بازاریابی شرکت­های کوچک و متوسط(مطالعه موردی صنعت فرش ایران) انجام داد که هدف این تحقیق بررسی نقش عملکرد صادراتی گذشته شرکت به عنوان یک متغیر مستقل و تاثیرگذار بر تعهد صادراتی و انطباق استراتژی­ های بازاریابی است .با بهره گرفتن از مطالعه داده ­های حاصل از بیش از ۱۸۰ مدیر بنگاهای کوچک و متوسط مسئول صادرات فرش دستبافت در ایران نشان می­دهد که عملکرد صادراتی گذشته یک نقش بحرانی در ایجاد تعهد صادراتی بنگاه­های کوچک و متوسط و تعیین استراتژی بازاریابی آنان ایفا می­ کند .به طور کلی روابط مستقیم و غیر مستقیم میان متغیرهای مختلف تاثیرگذار در صادرات در قالب مدلی تعیین و سپس با آزمون فرضیه ­های مدل به تبیین این روابط پرداخته می­ شود.
– دیوانداری و دیگران(۱۳۸۶) پزوهشی تحت عنوان بازارگرایی و عملکرد کسب وکار درایران انجام گرفته که مدل مفهومی این تحقیق نشان دهنده ارتباط مستقیم وغیرمستقیم (از طریق ایجاد ارزش (بین بازارگرایی و عملکرد کسب و کار است. یافته­ ها در این تحقیق نشان می­دهد که از نظر خبرگان کلیت مدل مفهومی بازارگرایی و عملکرد کسب وکار در ایران با برخی اصلاحات مورد تایید می­باشد سه عامل بازارگرایی، ایجاد ارزش وعملکرد کسب وکار از اهمیت یکسانی برخوردارند.
– دهدشتی (۱۳۸۴) پژوهشی تحت عنوان عوامل موثر بر عملکرد صادراتی شرکت­های کوچک و متوسط در ایران انجام داد. رفتار صادراتی شرکت­های کوچک ومتوسط و همین طور عواملی که نقش مهمی را در موفقیت صادراتی آنها ایفا می­ کند از اهمیت ویزه­ای برخوردار است .تحقیقات بسیاری در مورد شناسایی این گونه عوامل انجام گرفته که در این پژوهش تعدادی از این نظریات عرضه گردیده در این گونه تحقیقات عوامل درون سازمانی و برون سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است.
– رحمان سرشت و کریمی (۱۳۸۲) پژوهشی تحت عنوان مدلی برای ارتباط راهبردهای توسعه بازار صادراتی با عملکرد شرکت­های تولیدی صادرکننده محصولات غذایی در ایران انجام دادند که هدف این پژوهش تبیین رابطه میان راهبردهای توسعه بازار و عملکرد صادراتی و شناسایی عواملی است که می­توانند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهند. نتایج حاکی از این است که در اغلب معیارهای عملکرد صادراتی(شامل سطح صادرات و رشد نسبی صادرات) تفاوت معنی­داری میان دو راهبرد تمرکز بازار و گسترش بازار وجود ندارد .در این پژوهش کسب سهم بازار بیشتر به عنوان هدف صادراتی تطبیق محصول با نیازهای مشتریان در بازارهای هدف، فائق آمدن بر محدودیت­های لجستیک، دیدگاه بین ­المللی مدیریت، بهره­مندی از قابلیت ­های تولیدی، قیمت­ گذاری رقابتی و دیدارهای منظم از بازارهای صادراتی، به عنوان عواملی شناسایی شده ­اند که با راهبرد تمرکز بازار هماهنگی دارند. در مقابل دستیابی به حجم فروش بیشتر، حل مشکلات و محدودیت­های قیمت­ گذاری، برخورداری از قابلیت ­های تولیدی و توانمندی­های بازاریابی عواملی هستند که با راهبرد گسترش بازار تناسب دارند.
۲-۳-۲ پژوهش­های انجام شده در خارج از کشور:
– برت و واینستاین[۶۲](۲۰۱۳) در پژوهشی با عنوان رابطه میان بازارگرایی، انعطاف سازمانی و کارآفرینی شرکتی و نأثیر آن ها عملکرد به این نتیجه دست یافتند که همبستگی معنادار میان بازارگرایی، انعطاف سازمانی و کارآفرینی شرکتی و رابطه مستقیم و معنادار میان هر سه متغیر وجود دارد.
– ناتانایل و دیگران[۶۳] (۲۰۱۲) در پژوهش تحت عنوان بررسی نقش گرایش کارآفرینانه شرکت در موفقیت محصول جدید صادراتی تحت سطوح مختلف شدت رقابت و سرمایه مالی به این نتیجه رسیدند که رفتار بازارمحور صادراتی، شدت رقابت، دسترسی به میزان منابع مالی و گرایش و رفتار کارآفرینانه صادراتی هر کدام به نوعی بر عملکرد محصول جدید صادراتی تأثیر معنادار دارند.
– کاوین و دیگران[۶۴](۲۰۱۰) در پژهشی با عنوان برسی تأثیر کارآفرینی شرکتی بر میزان فروش به این نتیجه دست یافتند که گرایش به کارآفرینی شرکتی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد فروش دارد.
– لی و گریفیس[۶۵] (۲۰۱۰)در مطالعه خودشان رابطه بین استراتژی بازاریابی صادرات و عملکرد صادراتی را در یک شرکت در حال توسعه صادراتی در کشور کره بررسی کرده ­اند. نتایج حاصل از این تحقیق به ترتیب زیر است-۱ سازگاری محصولات تولیدی این شرکت با سلایق غذایی مشتریان خارجی ۲-تنظیم قیمت­های صادراتی با توجه به شرایط بازارخارجی۳- انجام صادارت مستقیم ۴- انجام ترفیعات تجاری در بازارهای هدف می­توانند بر صادرات کشور کره موثر باشند.
– لین و کاو (۲۰۰۹)[۶۶] پژوهشی تحت عنوان تاثیرات نوآوری در جهت­گیری بازارهای صادراتی و یادگیری مسائل جهت­گیری در اجرای عملکرد تجاریبه انجام رساندند. هدف از این پژوهش فراهم نمودن تحلیل­های کمی، جهت­گیری و یادگیری آن، جهت­گیری کارآفرینی و عملکردهای نوآورانه به عنوان فاکتورهای موفق در شرکت­های دارای تکنولوژی گسترده می­باشد یک مدل ساختاری برای بررسی این ساختارها ارائه شد .برای تست مدل از ۳۳۳ شرکت خلاق که شامل شرکت­های نوآور تایوان بود استفاده کردند. نتایج حاکی از این شد که ساختار سازمان) تشکیل و عدم مرکزیت( نقش واسطه­ای را در روابط میان نوآوری و عملکرد تجاری ایفا نمی­کند .اما حدود این تشکیلات در ساختار سازمانی تاثیر منفی در رابطه میان عملکرد تجاری بر جای می­ گذارد.
– بارت[۶۷]۲۰۰۸) ) تحقیقی تحت عنوان رفتار بازارمحور صادراتی و عملکرد ضادراتی انجام داد و به این نتیجه رسیدند که صادرات­محوری و یادگیری­محوری تاثیر مستقیم بر کیفیت روابط بر جا می­ گذارد و بالاخره عملکرد صادرات نتیجه و حاصل کیفیت در روابط می­باشد.
فصل سوم:
روش شناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه:
در این فصل به بررسی چگونگی روش تحقیق، گردآوری داده ­ها و تحلیل آن­ها جهت استفاده از داده ­های خام در راستای فرضیات تحقیق پرداخته می­ شود. همچنین تعریف وتفصیل مفاهیم اساسی همچون (جامعه آماری، نمونه گیری و…) ارائه گردیده و مفاهیم اساسی فوق برای تحقیق حاضر بررسی می­گردد.
۳-۲ روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش کاربردی می­باشد. این پژوهش از نظر منطق اجرای پژوهش از نوع قیاسی، از نظر نحوه­ اجرای توصیفی- پیمایشی ، از نظر نوع داده ­ها پژوهش کیفی است.
۳-۳ متغیرهای پژوهش:
جدول ۳-۱ متغیرهای پژوهش

نام متغیر

نظر دهید »
منابع پایان نامه درباره جرایم رایانه ای علیه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

براین اساس قوادی را چنین تعریف کرده اند: «قیادت عبارت است از جمع نمودن بین زن و مرد یا صــبیه براى زنا یا مرد به مرد یا بچه براى لواط».[۱۳۸]همچنین در جواهر الکلام آمده است : « قیادت عبارت است از جمع کردن مردان و زنان برای زنا یا جمع کردن مردان برای لواط ، گرچه بچه باشد .»[۱۳۹]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گروه دوم : جمع بین زنان را هم به قیاس اولویت یا به لحاظ عموم لغوی از آن استفاده نموده اند . برخی از فقها قایل به این نظر می باشند .این دسته از فقها قیادت را جمع میان طرفین یا اطراف ارتکاب جرایم منافی عفت سه گانه، زنا،لواط و مساحقه می دانند. طبق تعریفی که در لمعه و شرح آن از قیادت آمده است:«قیادت عبارت است از اینکه کسی ، دو فاعل عمل فحشا مانند زنا ، لواط و مساحقه را به هم برساند و میان آن دو وساطت نماید »[۱۴۰]، جمع کردن میان دو فاحشه را نیز قیادت می گویند .
عبارات فوق به روشنی گویای آن است که این عده «قیادت» را جمع میان طرفین یا اطراف ارتکاب جرایم منافی عفت سه گانه زنا، لواط و مساحقه می‌دانند.[۱۴۱]
به عـبارت دیگر ، اختلاف ایـن دو قـول ، در “جمع به قـصد مساحقه” است . مـوافق قـول اول ، قـوادی
مستوجب حد نیست اما بنابر قول دوم ، این فعل در ماهیت قوادی داخل است.[۱۴۲]
بر اساس حدیـث عبدالله بن سنان مدلول قیادت جمع بیـن زن و مرد است و جـمع بین مـردان نیاز به اثبات
دارد چه رسد به جمع بین زنان چنان که یکی از فقهای معاصر بر آن است است که در حدیث فقط به جمع بین زن و مرد اکتفا شده و هیچ ذکری از دو شق دیگر به میان نیامده است اما در کتاب حدود ادعا شده که لفظ قیادت به لحاظ لغوی عمومیت داشته و در نگاه عرف به جمع بین زن و مرد انصراف دارد ، چه بسا در مورد دو شق دیگر ادعای اولویت شده است .
چون لواط و مساحقه از زنا بدتر است ، ولی باید توجه نمود که اگر از نظر لغـت یا به واسطه اجمـاع شمول
قیادت نسبت به موارد دیگر اثبات شود حکم قیادت برای آن دو هم ثابت می گردد . اما اگر جمع بندی مساحقه و لواط در محدوده قیادت ثابت نشود باید حکم به تعزیر در این موارد نمود . بنابراین کسی که میان مردان یا زنان به منظور لواط یا مساحقه جمع نماید ، قواد نمی باشد و بر او حد قواد جاری نمی شود ، بلکه به دلایل عدم نص در این زمینه حکم به تعزیر می گردد .
نکته قابل توجه این است که آنچه در عرف متشرعه بدست می آید استعمال کلمه قوادی در خصوص مسئله زنا و لواط است شامل مساحقه نمی شود و در کتب لغت و مساحقه از دایره شمول قوادی خارج است .
قانون مجازات اســلامى نیز که بر اساس نظر فقـهای نخست تنظیم شده است، در ماده۲۴۲ قانون مجازات اسلامى مصوب ۱۳۹۲، قوّادى را چنین تعریف کرده است: «قوادى عبارت است از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر براى زنا و لواط .»
همچنین استدلال دیـگری که در این زمینه می کنند از باب « حرمت اعانه بر اثم » است . کـسانی که مرتکب
این جرایم می شوند خواسته یا نا خواسته اعانه بر اثم دارند که امری مذموم است . کسی که سایتی را برای معرفی عاملان فساد به یکدیگر ، ایجاد می کند یا تصاویر مستهجنی را به معرض نمایش بگذارد ، ناخود آگاه در گناه فرد گنـهکار شریک می شود و به نـوعی او را در گناه یاری می کند . آیــه شریفه « ولا تعاونوا علی
الاثم و العدوان » نیز بر حرمت این کار دلالت دارد .
گفتار دوم : ارکان تشکیل دهنده جرم قیادت
الف) عنصر قانونی :
در قانون مجازات عمومی سابق لفظ “قواد” و “قوادی” به طور مشخص در قانون تعریف نشده بود تنها ماده ۲۱۱آن قانون اختصاص به جرم ” ترویج فحشا”یافته بود . در این ماده آمده بود:
« اشخاص ذیل به ….. محکوم می شوند:
۱٫کسی که عادتاً جوان کمتر از ۱۸ سال تمام را اعم از ذکور و اناث به فساد اخلاق ویا شهوترانی تشویق کند و یا فساد اخلاق و یا شهوترانی آنها را‌تسهیل نماید؛
۲٫کسی که عادتاً دیگری را اعم از ذکور و اناث به منافیات عفت وادارد یا وسایل ارتکاب را برای آنـها فراهم
سازد؛
۳٫قواد و یا کسی که فاحشه‌خانه‌ای دایر و یا اداره کند و یا زنی را برای شهوترانی غیر اجیر کند؛

    1. کسی که جوان کمتر از ۱۸ سال تمام را برای شهوترانی غیر ببرد و یا او را واداربه رفتن کند و یا او رابرای این مقصود اجیر کند اگر مرتکب یکی از‌جرمهای فوق شوهریا پدر یا مادر یا قیم … باشد به دو سال تا چهار سال حبس مجرد‌محکوم خواهد شد. همین حکم در موردی نیز مقرراست که مرتکب متوسل به عنف یا تهدید شده باشد و یا شخصی که در مورد او جرم واقع شده‌است سابقه فحشاء اخلاقی نداشته باشد…»[۱۴۳]اما مقنن در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ با تاسی از تعاریف فقها،ذیل ماده ۱۳۵ قوادی را به «جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط» تعریف نموده است همچنین قانون گذار در قانون جدید مصوب ۱۳۹۲، ذیل ماده ۲۴۲ در تعریف این جرم از عبارت ” به هم رساندن ” بهره برده است. گویا مقصود قانونگذار از عبارت اخیر همان معنای ماخوذ در قانون سابق بوده است.[۱۴۴]

همچنین بموجب ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ که این ماده عینا در ماده ۸۶۵ قانون مجازات مصوب ۱۳۹۲ آمده است : افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم می شوند و در مورد بند «الف» علاوه بر مجازات مقرر ، محل مربوطه بطور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد :
الف ـ کسی که مرکز فساد و یا فحشاء دایر یا اداره کند .
ب ـ کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید .
تبصره- هرگاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق نماید علاوه بر مجازات مذکور به حد قوادی نیز محـکوم می شود. »
ب) عنصر مادی :
آنچه از مفهوم ماده ۸۶۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ (ماده ۶۳۹ ق.م.ا مصوب ۱۳۷۰) برمی آید این است که قانونگذار عناوین متعددی را برای ترویج جرم فحشا پیش بینی نموده است که عبارتند از :

    1. دایر کردن مرکز فساد با فحشا
    1. اداره کردن مرکز فساد یا فحشا
    1. تشویق مردم به فساد یا فحشا و یا فراهم آوردن موجبات آن
    1. مرتبط کردن دو نفر جهت انجام اعمال منافی عفت.[۱۴۵]

تاسیس و دایر کردن مراکز فساد و فحشاء که امروزه در دنیا، در قالـب تجارت صورت می‌گیرد، یـکی از سودآور‌ترین درآمدهای غیر قانونی است. دایر کردن در این جرم معنایی اعم از تاسیس و اداره دارد. مرکز فساد و فحشاء محلی است که فساد و فحشاء در آن صورت می‌گیرد. بنابراین شامل محلی که مقدمات فساد و فحشاء صورت می‌گیرد، نمی‌شود.
فساد بر «هر عمل خلاف قانون »اطلاق می‌شود و فحشاء به کار زشت و عمل زنا اطلاق می‌شود. در اصطلاح فساد و فحشاء در مواردی بر یک معنا بکار رفته است. اما با توجه به این که در ماده ۸۶۵ ق.م.ا بین فساد و فحشاء حرف اضافه «و یا» فاصل شده است، باید آن دو را در این جرم متفاوت دانست. بنابراین فساد مفهومی جدای از فحشاء دارد. در حقیقت می‌توان فحشاء را به معنای زنا دانسته و فساد را بر سایر اعمال ضد عفت و اخلاق حسنه مانند لواط، مساحقه، تفخیذ، نمایش و فروش و… مطالب مستهجن دانست. شاهد بر این امر، ذکر ماده ۸۶۵ در فصل جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی است. در نهایت باید گفت فساد و فحشاء منصرف به مفاسد اخلاقی است و تشخیص آن بر عهده دادگاه است.[۱۴۶]
عنصر مادی این جرم ، دایر کردن یا اداره کردن مرکز فساد و فحشا و تشویق مردم به فساد و فحشاء یا فراهم کردن موجبات آن است . دایر نمودن از جمله جرایم به عادت است و تکرار به آن خصیصه مجرمانه می دهد یعنی چنین محلی می بایـست آن قدر به امر فساد اختصاص یافته باشد که بتوان گفت آن مـرکز را به منظور
چنین امری تاسیس نموده اند .
بنابراین به صرف تاسیس نمودن بدون وقوع فساد در اینگونه اماکن جرمی واقع نشده است . البته لزومی ندارد که مرکز مورد نظر صرفا مختص به امر فساد و فحشاء باشد . به نظر می رسد جرم مذکور در قسمت «الف» این ماده از نظر عنصر مادی ، مقید به تحقق نتیجه است یعنی دایر کردن و اداره کردن مرکز فساد یا فحشاء در صورتی محقق می شود که منجر به فساد و فحشاء گردد .
درتبصره ماده ۸۶۵ تاکید براین شده که اگر جرم ترویج فساد و فحشا منجر به عمل قوادی شود در این حالت عمل ارتکابی از تعدد جرم محسوب می شود و از این حیث شخص به دو مجازات جداگانه محکوم می شود . در این رابطه جرم قوادی در واقع با انجام فعل مثبت مادی خارجی تحقق پیدا می کند چرا که مقنن در ماده ۲۴۲ گفته است به هم رساندن دو یا چند نفر برای زنا یا لواط.
حال این سوال مطرح می شود که آیا رفتار مجرمانه فاعل به صورت عمل مطلق باید باشد یا این که به صورت مقید واقع شود . به عبارت دیگر صرف عمل ارتباط بین دو نفر یا بیشتر جهت تحقق جرم کافی است یا این که حتما می بایست عمل منجر به زنا یا لواط شود؟
در این زمینه اداره حقوقی قوه قضاییه معتقد است[۱۴۷] که:” با توجه به تعریفی که در ماده ۱۶۵ قانون حدود و قصاص سابق( ماده ۲۴۲ مصوب ۱۳۹۲) از قوادی به عمل آمده بزه مذکور به محض جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط قانونا محقق می شود. بنابراین عدم تحقق زنا یا لواط به علل یا جهاتی که خارج از اراده متهم به قوادی بوده و نیز کیفیت عمل ارتکابی یعنی جمع بین دو نفر به عنف و اکراه یا بدون عنف و اکراه تاثیری در ثبوت جرم قوادی و تعیین کیفر برای آن نخواهد داشت . النهایه در مورد جمع کردن بین دونفر به عنف و اکراه چنانچه عمل متهم مشمول عنوان جزایی دیگر باشد از قبیل تشدید مجازات دارندگان متخلف و غیره به آن اتهام تحت تعقیب قرار خواهد گرفت و گرنه مشمول عنوان قوادی خواهد بود.”

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 539
  • 540
  • 541
  • ...
  • 542
  • ...
  • 543
  • 544
  • 545
  • ...
  • 546
  • ...
  • 547
  • 548
  • 549
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • منابع علمی پایان نامه : نگارش پایان نامه درباره نقش میزان توجه به اقدامات مدیریت منابع ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | ۶-۱ تعریف مفاهیم و اصطلاحات – 4
  • پژوهش های انجام شده با موضوع اثر تبلیغات شفاهی بر انتخاب … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 7 – 5
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره نقش قوانین کیفری ایران در جرم زایی- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها | آیا میتوان کیفیت یا کیفیت زندگی را تعریف کرد؟ – 2
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری چهارمحال ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : ارزیابی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه با موضوع ۷۵ ۲۶% ۱۶ ۵٫۶% ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پروژه های پژوهشی در مورد کاربرد ضایعات چای بعنوان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع ارائه چارچوبی راهبردی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | – 5
  • نگارش پایان نامه درباره توسعه توریسم- فایل ۴ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : منابع کارشناسی ارشد در مورد تاثیر ارائه مجدد صورتهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب پژوهشی درباره اثرات رنگدانه های طبیعی (فلفل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | ۱ – ترکیب : – 5
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد :بررسی نظریه تباین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها | (۲-۸-۲) اختلالات کنترل حرکتی و تون عضلانی – 7
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – قسمت 9 – 4
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع حذف رنگ … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی میزان و نوع … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – مبحث دوم :احکام ، دعاوی و آیین دادرسی افراز منافع – 2

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان