مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : بررسی تعارض قوانین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع
  • وقتی که کلیه طرف‌های یک معاهده به انعقاد معاهدۀ مؤخری در خصوص موضوع واحد مبادرت می‌ورزند، معاهدۀ مقدّم، فسخ‌شده محسوب خواهد شد اگر:

الف. اگر از معاهدۀ مؤخر استنباط شود یا به نحوۀ دیگری مسلّم شود که قصد طرف‌ها این بوده است که موضوع، تابع مقررات معاهدۀ مؤخر باشد؛
ب. مقررات معاهدۀ مؤخر به گونه‌ای با مقررات معاهدۀ مقدّم غیرقابل انطباق باشد که اجرای هم‌زمان هر دو معاهده، غیرممکن باشد.

  • اگر از مفاد معاهدۀ مؤخر استنباط شود، یا به نحوه دیگری ثابت شود که قصد دول متعاهد تنها تعلیق معاهدۀ مقدّم بوده است، فقط اجرای معاهدۀ مزبور معلق تلقی خواهد گردید.

مادۀ ۶۴ و ۵۳ کنوانسیون اثری شبیه مادۀ ۵۹ دارند.[۳۹] طبق این مواد اگر معاهده در تعارض با قاعده‌های آمرانۀ حقوق بین‌الملل عمومی باشد، باطل است.[۴۰] مادۀ ۵۳ کنوانسیون مقرر می‌دارد: «معاهده‌ای که در زمان انعقاد با یک قاعدۀ آمرۀ حقوق بین‌الملل عام در تعارض باشد، باطل است. منظور عهدنامه حاضر از قاعدۀ آمره حقوق بین‌الملل عام، قاعده‌ای است که به‌وسیلۀ اجماع جامعه بین‌المللی کشورها به‌عنوان قاعدۀ تخلف‌ناپذیر که تنها توسط یک قاعدۀ بعدی حقوق بین‌الملل عام با همان ویژگی قابل تعدیل می‌باشد، پذیرفته و به رسمیت شناخته شده است.»
مادۀ ۶۴ کنوانسیون مقرر می‌دارد که: «اگر یک قاعدۀ آمرۀ جدید حقوق بین‌الملل عام تأسیس گردد، هر معاهدۀ موجودی که در تعارض با قاعدۀ مزبور باشد، باطل می‌گردد.»
این هنجارها ممکن است قدیمی باشند که درمورد آن‌ها مادۀ ۵۳ و چنانچه جدیدتر باشند، منجر به اعمال مادۀ ۶۴ می‌شود. به طورخلاصه، مواد ۵۳، ۵۹ و ۶۴ کنوانسیون وین قدرت این را دارند تا بقای معاهده را تحت تأثیر قرار دهند. اگر اعمال شوند، باعث ابطال کل سند می‌شوند؛ نه فقط بخش‌هایی که تعارض دارند.[۴۱]
در تعارض بین کنوانسیون‌های حقوق حمل‌ونقل چون این کنوانسیون‌ها جزء قواعد آمره نمی‌باشد، دلیلی بر اعمال این محدودیت‌های مطلق در خصوص تعارض‌های ذکر شده وجود ندارد و از آنجایی که اختتام و تعلیق معاهدۀ بیان‌شده در مادۀ ۵۹ مبتنی بر قواعد آمره نمی‌باشد، این مادۀ محدود به موقعیت‌هایی نیست که در آن تمامی طرف‌های یک معاهدۀ خاص، معاهدۀ دیگری را در همان موضوع منعقد می‌نمایند. این مورد هنوز در حقوق حمل‌ونقل حتی حمل‌ونقل هوایی اتفاق نیفتاده؛ بنابراین مادۀ ۵۹ برای اعمال در خصوص تعارض‌های رژیم واحد حقوق حمل‌ونقل مناسب نمی‌باشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

خوشبختانه کنوانسیون وین علاوه بر قواعد آمرانه شامل قواعد منعطف‌تری می‌باشد که موجب تعلیق یا بی‌اعتباری یا اختتام می‌شوند. همچنین کنوانسیون، موادی دارد که با تعارض‌ها به نحو ملایم‌تر برخورد می‌کند. مواد ۴۰ و ۴۱ که مربوط به اصلاح و تغییر معاهدات چندجانبه هستند، نمونه‌ای از این مقررات‌اند. برای مثال مادۀ ۴۰ موارد اصلاح معاهده بین همۀ طرف‌ها را بیان می‌کند:

  • جز در مواردی که معاهده ترتیب دیگری را معیّن نموده باشد، اصلاح معاهدات چندجانبه تابع مقررات بندهای زیر است.
  • هر نوع پیشنهاد اصلاح معاهدۀ چندجانبه بین تمامی طرف‌های معاهده باید به همۀ کشورهای متعاهد ابلاغ شود و هرکدام از آن‌ها حق خواهد داشت در امور زیر شرکت کند:

الف. اتخاذ تصمیم در خصوص اقدامی که می‌باید در ارتباط با پیشنهاد صورت گیرد؛
ب. مذاکره و انعقاد هر نوع موافقت‌نامه‌ای برای اصلاح معاهده.

  • هر کشوری که حق الحاق به معاهده‌ای را داشته باشد، حق الحاق به معاهدۀ اصلاح‌شده را نیز خواهد داشت.
  • موافقت‌نامۀ اصلاح‌شده، کشوری را که قبلاً طرف معاهده بوده ولی به موافقت‌نامۀ اصلاح‌شده ملحق نمی‌شود، اجبار نمی‌کند. بند ۴ «ب» مادۀ ۳۰ درمورد این چنین کشوری مجری خواهد بود.
  • هر کشوری که پس از لازم‌الاجراشدن موافقت‌نامۀ اصلاحی، به معاهده ملحق شود، درصورتی‌که خلاف آن اظهار نکند:

الف. طرف معاهده اصلاح‌شده محسوب خواهد شد؛
ب. در قبال هر طرف معاهده‌ای که تعهدی در قبال موافقت‌نامه اصلاحی ندارد، طرف معاهدۀ اصلاح‌نشده محسوب خواهد شد.
همچنین مادۀ ۴۱ اختیارات اصلاح معاهده را در جایی که همۀ طرف‌ها حاضر نیستند بیان می‌دارد:

  • دو یا چند طرف یک معاهدۀ چندجانبه فقط در صورتی می‌توانند موافقت‌نامه‌هایی برای جرح تعدیل معاهده، بین خود منعقد کنند که:

الف. امکان چنین جرح و تعدیلی توسّط معاهده پیش‌بینی شده باشد؛
ب. معاهده، جرح و تعدیل مزبور را ممنوع ننموده باشد مشروط بر اینکه:
(۱) جرح و تعدیل تأثیری در استفاده از حقوق سایر طرف‌های معاهده، طبق معاهده و یا در انجام تعهدات آنان نداشته باشد؛
(۲) جرح و تعدیل مزبور به ترتیباتی از معاهده مربوط نشود که تخلف از آن‌ها با اجرای مؤثر موضوع و هدف معاهده در کلیت آن، مباینت داشته باشد.

  • در خصوص مورد مشمول بند ۱ «الف»، جز در مواردی که معاهده ترتیب دیگری را مقرّر نماید طرف‌های مورد بحث باید قصد خود مبنی بر انعقاد موافقت‌نامه و همچنین جرح و تعدیلات ناشی از موافقت‌نامه را به سایر طرف‌های معاهده ابلاغ نماید. در خصوص حقوق واحد حمل‌ونقل، به دلیل فقدان اسنادی که دقیقاً میان همان گروه از دولت‌هایی که طرف معاهدۀ اولی بودند، منعقد می‌شود، به نظر می‌رسد که اعمال مادۀ ۴۱ مناسب‌تر است.

در مادۀ (ب) (۱) ۴۱ آمده که هر مقرره‌ای راجع به اصلاح معاهده بر قواعد عمومی کنوانسیون وین تقدّم دارد. برای مثال مادۀ (۵) ۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا نشان می‌دهد که طرف‌های قراردادی ممکن است حتی توافق نمایند که اختیار خود دال بر انعقاد معاهده را کاهش دهند یا از آن صرف‌نظر نمایند. به‌جز دو موردی که ذکر گردید این قید برای آن است که تضمین دهد که رژیم کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا به تعدادی از توافقات دوجانبه تجزیه نخواهد شد و بر پایۀ این نظر است که تمام طرف‌های قراردادی ملزم به اعمال کل رژیم کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا در مقابل سایر طرف‌ها هستند. نتیجه اینکه اگر دولت‌های طرف کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا وارد معاهدۀ دوجانبه‌ای که در مادۀ (۵) ۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا ذکر شد شوند، این توافق از ابتدا باطل است. با طرف کنوانسیون حمل جاده‌ای کالاشدن، دولت از اختیار منحرف‌شدن از قواعد آن به غیر از دو مورد ذکرشده در مادۀ (۵) ۱ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا محروم می‌شود. بنابراین پروتکل ۱۹۷۹SDR حداقل در تئوری باید باطل تلقی شود. پروتکل SDRحاصل دومین اصلاحات کنوانسیون بروکسل در سال ۱۹۷۸ است که در سال ۱۹۸۴ به اجرا درآمد.[۴۲] در آلمان بحث شده که این اصلاح مادۀ (۳) ۲۳ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا قابل قبول است؛ زیرا بر مادۀ ۴۹ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا که اجازۀ اصلاح را در موارد مشخص می‌دهد، مبتنی شده است. درخواست برگزاری کنفرانس از سوی دبیر کل سازمان ملل همانند آنچه در مادۀ ۴۹ کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا آمده بود، هرگز اجرا نشد؛ بااین‌حال، این مورد بقا و اعمال پروتکل را تا حدودی سطحی می‌سازد. به نظر می‌رسد که در رویۀ قضایی دولت‌هایی که طرف پروتکل ۱۹۷۹ هستند، پروتکل هم‌رتبه کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا باشد.[۴۳] آن‌ها اصلاح کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا را در قالب پروتکل معتبر شناخته‌اند؛ چون پروتکل از خود کنوانسیون حمل جاده‌ای کالا جدیدتر است.[۴۴]
بنابراین قواعد پیرامون هماهنگ‌شدن قوانین و چگونگی اصلاح آن‌ها همیشه مطابق نیستند. به‌طورکلی کنارگذاشتن مادۀ ۴۱ کنوانسیون وین، تأثیر عمده‌ای بر مسائل عمده‌ای که نیازمند مباحثۀ جداگانه در این قسمت باشد، ندارد. این ماده ارتباط و مناسبت کمی در خصوص عدم تطابق بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقلی که در خصوص حمل‌ونقل مرکّب اعمال می‌شوند، دارد. با این وجود، به نظر می‌رسد که باید دیدگاه‌های کلی در حقوق حمل‌ونقل واحد را که به‌عنوان قواعد عام حقوق بین‌الملل که در کنوانسیون وین جای گرفته را شرح داد. تعارض بالقوه بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل که ناشی از حمل‌ونقل مرکّب است در محدودۀ مادۀ ۴۱ جا نمی‌گیرند؛ زیرا آن‌ها به تعارض‌های بین معاهدات اولیه و توافقات اصلاحی مربوط می‌شوند و بنابراین تنها تعارضات بین اسناد مستقل حقوق حمل‌ونقل را دربرمی‌گیرد.
۲-۱-۲- کنوانسیون وین در خصوص توالی معاهدات راجع به یک موضوع
تا اینجا هیچ‌یک از مواد کنوانسیون وین کمکی در خصوص حل تعارضات بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل مرکّب نکرده است. به‌علاوه، مواد بحث‌شده در خصوص این عدم تطابق‌ها استفاده‌ای نداشتند؛ چراکه مربوط به قاعدۀ آمره بوده،[۴۵] نه اینکه تمامی طرف‌های معاهدۀ قبلی، آن را به معاهدۀ جدید تغییر داده بودند[۴۶] یا اینکه این مواد برای پیشگیری از ایجاد عد‌م طابقت خلق شده تا حل موقعیت‌های متعارض پس از تدوین آن‌ها.[۴۷]
بااین‌حال، یک ماده هست که تلاش دارد نتایج تجاوز یک معاهده به قلمرویی که تحت پوشش یک معاهدۀ دیگر است را قاعده‌مند سازد؛ حتی اگر قاعدۀ آمره‌ای در کار نباشد. این ماده همچنین در خصوص تعارضات رژیم‌هایی که بین همان گروه از اعضا منعقد نشده، قواعدی را مقرر می‌دارد. در خصوص تعارضات بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل، مادۀ ۳۰ کنوانسیون وین، مناسب‌ترین مادۀ کنوانسیون است.[۴۸] دلیل ارتباط و متناسب‌بودن این ماده در خصوص تعارضات حقوق حمل‌ونقل آن است که این ماده اصول راهنمایی را در خصوص اعمال معاهدات متوالی مربوط به یک موضوع بیان می‌دارد.[۴۹]
بااین‌حال، می‌توان انتقادهایی برای اعمال مادۀ ۳۰ در خصوص تعارضات بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل بیان داشت. اول اینکه کنوانسیون‌های حمل‌ونقل مربوط به یک موضوع نبوده‌اند. از آنجایی که طبق عنوان مادۀ ۳۰، این ماده تنها قاعدۀ تقدّم را در خصوص اعمال معاهدات متوالی که به یک موضوع مربوط می‌شوند، بیان می‌دارد، این نکته موجب تعارض‌هایی بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقلی که به حمل‌ونقل با طرق مختلف می‌پردازد، می‌شود و موجب استثناشدن آن‌ها از محدوده مادۀ ۳۰ می‌شود. جای بحث اینکه آیا کنوانسیون‌های حمل‌ونقل ناظر بر یک موضوع‌اند یا نه، اینجا نیست. هرچند این طور گفته شده که عبارت «یک موضوع» باید به طور مضیق تفسیر گردد و تفاوت بین کنوانسیون‌های حمل‌ونقل جزئی بوده و حتی می‌توان گفت وجود ندارد. برای مثال تفاوت بین حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی آنقدر زیاد نیست که به پای تفاوت بین موضوع حقوق بشر و موضوع تعیین حدود جغرافیایی دولت‌ها برسد. کنوانسیون‌های حمل‌ونقل ناظر بر قراردادهای حمل‌ونقل بین‌المللی بوده و عمدتاً قواعد ناظر بر مسئولیت متصدی را باز می‌کند. به‌علاوه، همه آن‌ها هدف یکنواخت‌کردن شرایط حاکم بر قراردادهای حمل‌ونقل به‌ خصوص درمورد مسئولیت متصدی را دنبال می‌کنند. بنابراین می‌توان استدلال کرد که همۀ آن‌ها ناظر بر یک موضوع‌اند. مسلّماً این مبنا برای اعمال مادۀ ۳۰ کافی است.
به‌علاوه، اعمال مادۀ (۳) ۳۰ و (۴) کنوانسیون وین مسائل عملی را مطرح می کند. از آنجایی که محدودۀ کنوانسیون‌های حمل‌ونقل مربوط به نقطۀ آغاز و پایان حمل‌ونقل بوده و تحت تأثیر ملیت طرف‌های آن نبوده، اعمال کنوانسیون وین می‌تواند به سناریوهای پیچیده و گاه لاینحلی منجر گردد. کنوانسیون عموماً حقوقی را اعطا کرده و یا قواعدی را برای دولت‌هایی که کنوانسیون مربوط را تصویب نموده‌اند، عرضه می‌دارد.
علی‌رغم همۀ این مشکلات، اعمال مادۀ ۳۰ کنوانسیون وین حداقل سهم کوچکی از تعارضات را حل می کند. راه دیگر اینکه اجازه دهیم دادگاه حقوقی در هر دعوای تعارض بر پایۀ شرایط هر پرونده و منافع موجد، رأی دهد. این راه می‌تواند به صدور آرای منصفانه منجر شده؛ اما امنیت و ثبات حقوقی را به‌نحوی‌که قابل‌پیش‌بینی باشد، مقرر نمی‌دارد. اگر اعتراض باعث جلوگیری از اعمال مادۀ ۳۰ شود، می‌توان از راه قیاس برای اعمال استفاده کرد. از آنجایی که کنوانسیون وین حقوق عرفی (مثل اینکه قانون خاص ناسخ قانون عام است) را تدوین می‌کند، این مسئله با انتقادها و اعتراض‌های زیادی روبه‌رو نیست. مادۀ (۱) ۳۰ اشاره به مادۀ ۱۰۳ منشور دارد: که در صورت تعارض بین تعهدات اعضای سازمان ملل، طبق منشور حاضر و سایر تعهداتشان طبق توافقات بین‌المللی، تعهدات منشوری غالب خواهد بود. در نظر پیش‌نویس‌کنندگان کنوانسیون وین این قاعده آنچنان اهمیتی داشته که آن‌ها صریحاً ویژگی برتر مادۀ ۱۰۳ را در خصوص سایر تعهدات اعضای سازمان ملل به رسمیت شناختند.[۵۰]
درحالی‌که مادۀ (۱) ۳۰ کنوانسیون وین در خصوص نحوۀ عملکرد ماده می‌باشد، مقرراتی که هستۀ ماده را تشکیل می‌دهند می‌توان در مادۀ (۲) ۳۰ و (۴) کنوانسیون یافت. این مقررات هستند که اصول راهنمایی را در خصوص تعارضات واقعی بیان می‌دارند. مادۀ (۲) ۳۰ کنوانسیون وین حق منعقدکنندگان معاهده را در تعیین ارتباط معاهدۀ پیش‌نویسان با سایر معاهدات ازطریق شرط حل تعارض به رسمیت می‌شناسد. بنابراین همانند مادۀ ۴۰ که امکان اعمال اصلاحاتی را در کنوانسیون برای پیش‌نویس‌کنندگان آن فراهم می‌کند، مادۀ ۳۰ این فرصت را برای منعقدکنندگان کنوانسیون جدید فراهم می‌کند تا مسائل راجع به حق تقدّم را مشخص دارند. این امر با مبنای حقوق بین‌الملل هم سازگاری دارد؛ دولت‌ها تنها به آن تعهدی که آزادانه به عهده گرفته‌اند ملزم بوده؛ زیراکه کنوانسیون‌ها قراردادهای دو یا چندجانبه بین دولت‌ها است. برخی از رژیم‌های حقوق حمل‌ونقل واحد که در طول سال‌ها تدوین شده، نمونه‌های روشنی از شروط حل تعارضات قراردادی ذکرشده را به همراه داشته‌اند. البته قواعد رتردام هم مادۀ ۸۲ را دراین‌خصوص دارد. مادۀ ۸۲ تحت عنوان مقرر «کنوانسیون‌های بین‌المللی حاکم بر حمل‌ونقل کالاها ازطریق دیگر روش‌های حمل‌ونقل» مقرر می‌دارد:
هیچ مقرره‌ای در این کنوانسیون، مانع از اعمال هیچ‌یک از کنوانسیون‌های بین‌المللی زیر که درزمان لازم‌الاجراشدن این کنوانسیون، لازم‌الاجرا بوده‌اند و نیز اصلاحیه‌های بعدی آن‌ها که مسئولیت متصدی حمل در قبال فقدان و خسارات وارد بر کالاها را تنظیم می‌کنند، نخواهد بود:
الف) هر کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل کالا ازطریق هوا، تا جایی که کنوانسیون مذکور مطابق با مقررات خود، بر هر قسمت از قرارداد حمل اعمال می‌شود؛
ب) هر کنوانسیون حاکم بر حمل‌ونقل کالاها ازطریق جاده، تا جایی که کنوانسیون مذکور مطابق با مقررات خود، به حمل‌ونقل کالایی می‌پردازد که به‌صورت بارگیری‌شده بر روی وسیلۀ نقلیۀ جاده‌ای مخصوص حمل کالاها که خود به‌وسیلۀ کشتی حمل می‌شود، باقی مانده است؛

نظر دهید »
نگارش پایان نامه درباره مقایسه تحریف های شناختی وطرحواره های هیجانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

*۰۱۰/۰

**معنیدار در سطح ۰۱/۰p <
۴-۳-۷-۲.تحلیل داده ها. همان طوری که از نتایج جدول ۴-۲۵ مشاهده میشود، در مقایسه بینگروهی، با توجه به مقدار P حاصل از آزمون مانوا،تفاوت مشاهده شده بین تفاضل میانگین استدلال احساسی در بین شرکتکنندهها مبتلا و سالم معنیدار است، بنابراین فرضیه فوق را با ۹۹ درصد اطمینان میتوان پذیرفت. به عبارتی دیگر میتوان نتیجه گرفت که بین تفاضل میانگین استدلال احساسی در بین شرکتکنندهها مبتلا و سالم تفاوت معنیداری وجود دارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۴-۳-۸.فرضیه فرعی هشتم: «بین میانگین تحریف شناختی باید- بهتر در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم تفاوت معنیداری وجود دارد.»
۴-۳-۸-۱.توصیف داده ها.نتایج بررسی تفاوت بینگروهی میانگین باید بهتر در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم درنمودار۴-۲۲ وجدول ۴-۲۶ نشان داده شده است. میانگین گروه مبتلایان به میگرن درنمره ی تحریف شناختی باید بهتر برابر با۸۸/۴وانحراف استاندارد برابربا۵۹/۱ می باشد، ودرگروه سالم میانگین برابر با۳۰/۶ وانحراف معیار برابربا۱۱/۲ می باشد. بنابرین میانگین این تحریف شناختی در افراد سالم بیشتر می باشد.
نمودار۴-۲۲: تفاوت بینگروهی میانگین باید بهتر
جدول ۴-۲۶: تفاوت بینگروهی میانگین باید بهتر در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم

متغیر

مبتلا

غیرمبتلا

df

میانگین مجذورات

F

Sig.

باید بهتر

۵۹/۱±۸۸/۴

۱۱/۲±۳۰/۶

۱

۴۱۰/۵۰

۳۷۰/۱۴

**۰۰۱/۰

**معنیدار در سطح ۰۰۱/۰p <
۴-۳-۸-۲.تحلیل داده ها. همان طوری که از نتایج جدول ۴-۲۶ مشاهده میشود، در مقایسه بینگروهی، با توجه به مقدار P حاصل از آزمون مانوا ،تفاوت مشاهده شده بین تفاضل میانگین باید بهتر در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم معنیدار است، بنابراین فرضیه فوق را با ۹۹ درصد اطمینان میتوان پذیرفت. به عبارتی دیگر میتوان نتیجه گرفت که بین تفاضل میانگین باید بهتر در بین شرکتکنندهها مبتلا و سالم تفاوت معنیداری وجود دارد.
۴-۳-۹. فرضیه فرعی نهم: «بین میانگین تحریف شناختی برچسب زدن در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم تفاوت معنیداری وجود دارد.»
۴-۳-۹-۱.توصیف داده ها. نتایج بررسی تفاوت بینگروهی میانگین برچسب زدن در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم در نمودار۴-۲۳ وجدول ۴-۲۷ نشان داده شده است. میانگین گروه مبتلایان به میگرن درنمره ی تحریف شناختی برچسب زدن برابر با۸۰/۵ وانحراف استاندارد برابربا ۰۴/۲ می باشد، ودرگروه سالم میانگین برابر با۶۴/۶ وانحراف معیار برابربا۵۱/۲می باشد. بنابرین میانگین این تحریف شناختی در افراد سالم بیشتر می باشد.
نمودار۴-۲۳: تفاوت بینگروهی میانگین برچسب زدن
جدول ۴-۲۷: تفاوت بینگروهی میانگین برچسب زدن در بین شرکتکنندههای مبتلا و سالم

متغیر

مبتلا

غیرمبتلا

df

میانگین مجذورات

F

Sig.

برچسب زدن

۰۴/۲±۸۰/۵

۵۱/۲±۶۴/۶

نظر دهید »
دانلود پایان نامه در رابطه با بررسی رابطه بین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حاکمیت شرکتی
امروزه حفظ منافع عمومی، رعایت حقوق سهامداران، ارتقای شفافیت اطلاعات و الزام شرکتها به ایفای مسئولیت های اجتماعی از مهمترین آرمانهایی است که بیش از یک دهه گذشته توسط مراجع مختلف نظارتی و اجرایی مورد توجه قرار گرفته است.تحقق این آرمانها مستلزم وجود ضوابط استوار و ساز و کارهای اجرایی مناسب است که مهمترین آنها نظام حاکمیت شرکتی است.نظام حاکمیت شرکتی بیش از هر چیز حیات شرکت در بلند مدت را هدف قرار داده و در این راستا سعی دارد تا از منافع سهامداران در مقابل مدیران شرکتها پشتیبانی و از انتقال ناخواسته ثروت میان گروه های مختلف و تضییع حقوق عموم و سهامداران جزء جلوگیری کند(احمدپور، منتظری،۱۳۹۰: ۴).حاکمیت شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطابق با منافع سهامداران سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) حاکمیت (راهبردی) شرکتی را به این صورت تعریف کرده است: مجموعه ای از روابط بین مدیریت، هیات مدیره ، سهامداران و سایر ذینفعان شرکت، حاکمیت شرکتی همچنین ساختاری را فراهم می آورد که از طریق آن اهداف شرکت تدوین و ابزارهای دستیابی به این اهداف و همچنین نحوه نظارت بر عملکرد مدیران مشخص می گردد(رهبری،خرازی،۱۳۸۵: ۳). بانک جهانی نیز حاکمیت شرکتی را به این صورت تعریف می کند: حاکمیت شرکتی به حفظ تعادل میان اهداف اجتماعی و اقتصاد ی و اهداف فردی و جمعی مربوط می شود. چارچوب حاکمیت شرکتی برای تقویت استفاده موثر از منابع و نیز برای پاسخگویی لازم به منظور نظارت بر آن منابع و هدف هم راستا نمودن هر چه بیشتر منافع افراد، شرکت ها و جامعه می باشد(نیکومرام،محمدزاده سالطه،۱۳۸۹: ۱۹۲). در کشور ما در چند سال اخیر کوشش هایی برای شناساندن ماهیت نظام حاکمیت (راهبرد ی) شرکتها و اهمیت آن در بعد نظارت بر بنگاه های اقتصادی صورت پذیرفته است نمونه تلاش مذکور ارائه پیش نویس آیین نامه اصول راهبری شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نیز تصویب آیین نامه نظام راهبری شرک تی توسط هیات مدیره شرکت بورس بهادار تهران در تاریخ۱۱/۸/۱۳۸۶ می باشد(آقایی،۱۳۸۹: ۴).بر این اساس می توان گفت که تعریف های موجود از حاکمیت شرکتی در یک طیف وسیع قرار می گیرند . دیدگاه های محدود در یک سو و دیدگاه های گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند . در دیدگاه های محدود حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می شود. این الگو در قالب نظریه نمایندگی بیان می شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می توان به صورت شبکه ای از روابط در نظر گرفت که نه تنها میان شرکت و مالکان آنها (سهامداران) بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان دارندگان اوراق قرضه و … وجود دارد . چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می شود ( حساس یگانه ، ۱۳۸۵: ۳۳).در نگاهی کلی، حاکمیت شرکتی شامل ترتیبات حقوقی، فرهنگی و نهادی می شود که سمت و سوی حرکت و عملکرد شرکتها را تعیین می کند. عناصری که در این صحنه حضور دارد، عبارت است از سهامداران و ساختار مالکیت آنان، اعضای هیئت مدیره و ترکیباتشان، مدیریت شرکت که توسط مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی هدایت می شود و سایر ذینفعان که امکان اثرگذاری بر حرکت شرکت را دارند(حساس یگانه و پوریانسب،،۱۳۸۴) در این میان آنچه بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافرون سرمایه گذاران نهادی در دایره مالکان شرکتهای سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گروه بر چگونگی حکمرانی و تولیت بر سازمانها و همچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.هدف شرکتهای سهامی و مدیران آنها، حداکثر کردن ارزش حقوق صاحبان سهام و به عبارت دیگر حداکثر نمودن ارزش شرکت و سهام آن است (نمازی و کرمانی، ۱۳۸۷).حداکثر کردن ارزش شرکت، مستلزم به کارگیری بهینه منابع مالی وکسب بازده و ریسک متناسب است. اساسی ترین رکن بحث حاکمیت شرکتی، اطمینان یافتن از اعمال حاکمیت صحیح سهامداران بر اداره شرکت و حداکثر کردن ارزش شرکت است. از این رو یکی از مقولات مهم در راستای این امر، آگاهی از ساختار سرمایه و ساختار مالکیت است تا با بهره گرفتن از آن بتوان استراتژیهای لازم را در جهت کاهش هزینه های نمایندگی تدوین کرد(اسدی و همکاران،۱۳۹۰: ۳۲).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

مکانیسمهای حاکمیت شرکتی : مبانی نظری حاکمیت شرکتی شامل ۶ مکانیسم مختلف به منظور کنترل هزینه های نمایندگی می باشد:
۱-ساختار مالکیت
۲-ساختار سرمایه
۳-ساختار هیات مدیره
۴-حقوق و پاداش مدیریتی
۵-رقابت در بازار محصول
۶-بلعیدن شرکتها(فضل زاده و همکاران،۱۳۸۹: ۱۰).
اصول حاکمیت شرکتی
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اصول زیر را برای حاکمیت شرکتی مشخص نموده است:
۱-چارچوب حاکمیت شرکتی باید شفافیت و کارایی بازار را افزایش دهد، مطابق بر قواعد و قوانین باشد و مسئولیت ها را به وضوح در بین واحدهای نظارتی ، قانون گذاری و افراد مجاز تقسیم نماید.
۲-چارچوب حاکمیت شرکتی باید از حقوق سهام داران محافظت نموده و اعمال آن توسط سهامداران را تسهیل نماید.
۳-چارچوب حاکمیت شرکتی باید از برخورد منصفانه با سهامداران شامل سهامداران اقلیت و برون سازمانی ها اطمینان دهد.به تمام سهامداران باید فرصت دریافت خسارت خود از کسانی که حقوق ایشان را ضایع نموده اند داده شود.
۴-چارچوب حاکمیت شرکتی باید حقوق صاحبان سود که به وسیله قانون یا توافقات دوجانبه ایجاد شده است را محترم بشمارد و همکاری بین شرکت و آنها را در ایجاد ثروت، شغل و تداوم مالی شرکت را تشویق نماید.
۵-چارچوب حاکمیت شرکتی باید اطمینان دهد که موراد با اهمیت در خصوص وضعیت مالی، عملکرد، مالکیت و حاکمیت شرکت به صورت صحیح و مستمر افشا شود.
۶-چارچوب حاکمیت شرکتی باید در خصوص هدایت راهبری شرکت، کنترل موثر مدیریت توسط هیات مدیره و پاسخگویی هیات مدیره به سهامداران اطمینان دهد(احمد پور، منتظری، ۱۳۹۰: ۵).
مدل های حاکمیت شرکتی
در ادامه به اختصار به توصیف مدل های حاکمیت شرکتی شناخته شده، شامل مدل بازار، مدل رابطه ای و مدل پیوندی می پردازیم.
مدل بازار
از مشخصات این مدل که ویژه آمریکا، انگلیس، استرالیا، کانادا و چند کشوردیگر است، سهامداران بسیار پراکنده، بازارهای سرمایه نقد شونده، پویایی در تخصیص مجدد سرمایه، چارچوب های قانونی و نظارتی پیشرفته و بازاری فعال برای کنترل شرکت است [۲]. در سطح خرد، هیأت مدیره برای نظارت بر مدیریت، هم بر کمیته های هیأت مدیره و هم برکنترلهای داخلی تکیه می کند. مدیریت بر سرمایه گذاری هایی تمرکز دارد که بازده خوبی نشان دهد و خصوصاً در کوتاه مدت، ارزش شرکت و قیمت سهام را به حداکثر برساند. سهامداران، عموماً به عنوان ذینفعان اصلی شرکت شناخته می شوند. بطور کلی کسانی که در مدل بازار فعالیت می کنند، تمایل دارند بیشتر بر مبادلات تمرکز کنند تا روابط و به کوتاه مدت توجه کنند تا بلندمدت (گیلان و استراکس[۳]، ۲۰۰۳ ).
مدل روابط[۴]
از مشخصات این مدل که در کشورهایی چون ژاپن، آلمان، ایتالیا، هلند و فرانسه دیده می شود، مالکیت متمرکز و متقابل سهام، بازارهای سرمایه با نقدشوندگی متوسط، فعالیت کمتر در تخصیص مجدد سرمایه، کنترل شرکتی ضعیف تر (غیرفعال تر) و فرایندهای نظارتی قوی هستند.
در سطح خُرد مدیریت شرکت، ظاهراَ تحت نظارت هیأت مدیره و درعمل تحت نظارت بانک های بزرگ یا شرکت های بزرگ یا سهامداران خانوادگی است. مدیریت شرکت انعطاف ناپذیر است و بیشتر تمایل دارد به سبک متمرکز، فعالیت کند. مدیران که دستمزدی کمتر از مدیران شرکتهای مدل بازار دریافت می کنند، انگیزه های مرتبط با قیمت سهام درکوتاه مدت ندارند و بنابراین کمتر احتمال دارد تصمیمات سرمایه گذاری عجولانه بگیرند یا تنها به دنبال بیشینه کردن خالص ارزش فعلی پروژه ها یا ارزش شرکت باشند. ذینفعان اصلی -اگر نه به طورقانونی، در عمل- معمولاً کارکنانند نه سهامداران.
درحالی که مدلهای بازار و روابط، مدلهای غالب در کشورهای پیشرفته هستند (خصوصاً کشورهایی که رژیم و رویه نظارت، قانون شرکت ها و قانون ورشکستگی، در آنها پایه های استواری دارد)، می توان مدل سومی نیز در نظر گرفت که مربوط به کشورهایی با اقتصاد نوظهور است (گیلان و استراکس[۵]، ۲۰۰۳ ).
مدل پیوندی [۶]
این مدل که در بسیاری از کشورهای درحال توسعه (چون اندونزی، تایلند، مالزی، کره و مکزیک) دیده می شود، برخی خصوصیات مدل های بازار و روابط و برخی ویژگی های خاص خود را دارد. برای مثال بازارهای سرمایه در آن چندان نقدشونده نیستند. بازار کنترل شرکت یا وجود ندارد یا غیرفعال است و چارچوب های نظارتی و قانونی اغلب درحال شکل گیری هستند. در سطح خرد، خانواده ها بخش عمده ای از مالکیت را دراختیار دارند، اختلاط[۷] شرکت های وابسته معمول است، پیوندهای مالکیتی بین شرکت ها و بانک ها می توانند قابل توجه باشند و وجود روابط و همکاری بین شرکت و دستگاه های حکومتی بسیار متداول است. در نبود بنیانهای استوار نظارتی و یا قانونی، معاملات شرکت ها اغلب بر پایه اعتماد و روابط است. آشنایی مختصر با این مدل های کلی ما را در شناسایی کاستیهای نظام حاکمیت شرکتی و راه حلهای بالقوّه برای آن یاری می رساند (گیلان و استراکس[۸]، ۲۰۰۳ ).
چارچوب تئوری نمایندگی
مفهوم نمایندگی در سال ۱۹۷۶ توسط جنسن و مکلینگ به منظورتوضیح تضاد منافع بین مالکان و سهامداران مورد استفاده قرار گرفت. بنظر فاما تفکیک مالکیت و کنترل، بواسطه ایجاد رقابت بین شرکتها، باعث آن می شود که عملکرد افراد و سازمان به نحو موثرتری مورد نظارت قرار گیرد. در همین رابطه دمستز، معتقد است که انتقال مدیریت موسسات از مالکین که عمدتاً در فکر افزایش ثروت خود می باشند به مدیران که در جریان عملکرد کلی موسسه می باشند، منجر به افزایش کارایی موسسه خواهد شد. فاما و جنسن توجه خود را به هزینه هایی معطوف نمودند که نسبت بالای مالکیت مدیریت ممکن است برای شرکت ایجاد نماید. وقتی مدیر مالک درصد پایینی از سهام شرکت است، او تحت تأثیر نیروهای بازار و اعمال نظارت کارآمد، در جهت به حداکثر رساندن ارزش موسسه حرکت می کند (فرضیه همگرایی منافع) .در مقابل زمانی که مدیر، کنترل بخش قابل توجهی از سهام موسسه را در دست داشته باشد، او ممکن است از خود رفتارهایی نشان دهد که کاملاً مغایر با هدف به حداکثر رساندن ارزش موسسه می باشد(فرضیه سنگربندی)(محمدی و همکاران،۱۳۸۸: ۷۱). رفتارهایی نظیر تعیین پاداش و حقوق بالا برای خود، استخدام خویشان و نزدیکان با مزایای قابل توجه و یا فراهم کردن مقدمات یک زندگی مجلل که می تواند لطمه جدی به اهداف شرکت وارد نماید. بدین ترتیب ترکیب دو فرضیه همگرایی منافع و فرضیه سنگربندی منجر به ایجاد یک رابطه غیرخطی بین نسبت مالکیت مدیریت وعملکرد شرکت می شود .به اعتقاد محققان تئوری نمایندگی، وادار کردن یک نماینده به رفتاری است که نماینده، رفاه مالک را بیشینه کند (جانسون و همکاران ،۲۰۰۴: ۳۲۵).طبق این تئوری در چارچوب رابطه بین مدیر و سهامدار، مسئولیت تصمیم گیری درخصوص توزیع منابع مالی و اقتصادی و یا انجام خدمتی طی قرارداد مشخصی به مدیر واگذار می شود(نمازی،۱۳۸۴: ۱۴۷).در این رابطه نوعی تفویض اختیار نسبت به تصمیمگیری درشرایط عدم اطمینان، طی قرارداد استخدامی، منتقل می شود. طرفین، همچنین، طی چانه زنیهای خود سعی دارند به قرارداد بهینه دست یابند. هر یک از طرفهای نمایندگی (سهامدار و نماینده) به دنبال نفع شخصی خود و در نهایت بیشنه کردن منافع خود هستند. بنابراین، باید یک قرارداد برای این رابطه تنظیم شود. اگر در قرارداد، که از آن به عنوان قرارداد بهینه یاد می شود، به تمام جوانب و منافع دو طرف توجه نشود، این امر میتواند باعث از بین بردن انگیزه و یا حتی زمینه ای برای فساد مالی، اختلاس و رشوه شود. قرارداد بین مالک و مدیر می تواند به صورت قرارداد ثابت، قرارداد مبتنی بر کار و تلاش مدیر (متغیر) و یا ترکیبی از آنها باشد. بهترین نوع قرارداد، قرارداد ترکیبی ثابت و متغیر است تا انگیزهای جهت تلاش مدیر و محرکی برای سوق به فعالیت بالاتر باشد. قرارداد بهینه را میتوان از طریق بیشینه کردن تابع ریاضی مطلوبیت و با توجه به محدودیت آن به صورت زیر تعریف کرد (کریستنسن ، فلتام،۲۰۰۵: ۲۶۷).
ΣuA (c (xj) ) P (xj|ai) – v (ai) ≥ŪA اگر (E[uP|ai] = maximizeΣuP (xj- c (xj) ) P (xj|ai
مفروضات مهم تئوری نمایندگی
همانطور که قبلاً آمد، جدایی مالکیت از مدیریت باعث پیدایش تئوری نمایندگی شد. مفروضات مهم تئوری نمایندگی به شرح زیر است(مهدوی،نمازی،۱۳۹۱: ۶۷۶):
۱- هم مالک و هم نماینده به دنبال حداکثرکردن مطلوبیت مورد انتظار خود هستند، مطلوبیت مورد انتظار مالک دنبال کردن نفع شخصی، و برای نماینده منافع پولی یا غیر پولی است. (هر دو اقتصادی و عقلانی فکر می کنند). فرد منطقی کسی است که همیشه اقدامی را اتخاذ می کند که نتیجه اش برای او بیشترین اولویت را داشته باشد، البته مطابق انتظاری که از اقدام طرف مقابلش دارد. بدیهی است این مهم با در نظر گرفتن اصل هزینه – فایده میباشد.
۲-مالک خواستار خطر پذیری نماینده است ولی نماینده بنا به عللی ریسک گریز است (ثروت بیشتر را به کمتر ترجیح می دهد). حال اینکه مالک خود بیتفاوت نسبت به ریسک است. علت بیتفاوتی نسبت به ریسک، وجود سهامداران اقلیت و تنوع در پرتفوی سهام است، زیرا تشکیل پرتفوی باعث خنثیسازی ریسک سیستماتیک شده و سرمایه گذار را روی منحنی های بیتفاوتی نسبت به ریسک و بازده همسان قرار می دهد (هاگن ،۲۰۰۰).
۳- هر دو دارای توانایی پیشبینی آینده و دریافت اطلاعات و پردازش اطلاعات هستند و مالک با توجه به اطلاعات دریافتی، با نماینده قرارداد می بندد.
۴-هر دو گروه آزادانه حق پذیرش یا عدم پذیرش قرارداد را دارند و به دنبال شرایط بهتر هستند، در واقع تنها نقطه ای که میتوانیم مدیر را وادار به افزایش مطلوبیت سهامدار کنیم از طریق ریسک (افزایش ریسک) است. در ادامه متذکر میشویم که یکی از این ترفندها، مالک کردن مدیر، از طریق دادن سهام و انگیزش مدیران (افزایش ریسک) است (رایت و همکاران،۲۰۰۱).
شکل۲-۱:رابطه بین نماینده (مدیر) و مالک(سهامدار) در چارچوب تئوری نمایندگی

منبع: (نمازی،۱۳۸۴: ۱۴۸)
ساختار مالکیت
واژه مالکیت در فرهنگ معین(۱۳۸۴)به معنی “حقی است که انسان نسبت به شئی دارد و می تواند هرگونه تصرفی در آن بنماید بجز آنچه که مورد استثنای قانون است”. منظور از ساختار مالکیت، مشخص کردن بافت و ترکیب سهامداران یک شرکت و بعضاً مالک عمده نهایی سهام آن شرکت است(اعتمادی و همکاران،۱۳۸۸: ۶۴).تضاد منافع سهامداران با مدیریت یکی از موضوعات مهمی است که طی دهه های اخیر مورد توجه محققین بوده است، طبق پژوهشهای مرتبط با حاکمیت شرکتی ساختار مالکیت یکی از راهکارهای حل این معضل است. مساله توزیع سود، مختص شرکتهایی است که ساخت ار حقوقی آنها سهامی عام می باشد. در این دسته از شرکت ها ، مد یران و مالکان دارای اختیار تصمیم گیری و قدرت اجرایی متفاوتی می باشند(بابایی زکلیگی،احمدوند،۱۳۸۷: ۴۳).با توجه به تئوری نمایندگی، ساختار مالکیت به عنوان بخشی از حاکمیت شرکتی، نتیجه تلاشها برای به حداقل رساندن هزینه های مرتبط با تفکیک کنترل و مالکیت شرکت می باشد. هزینه های نمایندگی، در شرکتهای دارای سهم مالکیت مدیریتی بالا، به خاطر همسویی اهداف مدیر و سهامدار پایینتر هستند و در شرکت های دارای سهامداران بلوکی بزرگ که قادر به نظارت فعالیتهای مدیریتی آنها هستند هم پایینتر می باشند(رضایی و همکاران،۱۳۹۰: ۸۰).تاثیر ساختار مالکیت بر روی ارزش شرکت بر گرفته از تضاد منافع بین سهامداران است(سینایی و همکاران،۱۳۹۰ :۹۰)کورو(۲۰۰۲) اعتقاد دارد وقتی که سهامداران عمده درصد مناسبی از سهام را در اختیار داشته باشند، می توانند سیاستهای خود را بر شرکت تحمیل و منافع خصوصی را جذب نمایند. هرگاه حقوق کلیه سهامدارن به طور یکسان رعایت نشود، تمرکز مالکیت در دست عده ای از سهامداران عمده افزایش می یابد .پژوهش های قبلی نشان داده است که سهامداران عمده (کنترل کننده) بر خلاف سهامداران اقلیت، به منظور بهبود عملکرد بنگاه اقتصادی بر روی مدیران نظارت و کنترل بیشتری دارند . جایش کومار (۲۰۰۴) در بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر ارزش شرکت ها در کشور هند به این نتیجه رسید که مدیران بیشترین تاثیر را بر عملکرد شرکت داشته ، سهامداران خارجی و شرکتهای هلدینگ به طور معناداری بر ارزش شرکت تاثیرگذار نیستند .سیفرت (۲۰۰۲) با بررسی کشورهای آلمان، انگلستان، ایالات متحده و ژاپن دریافت که وجود سهامداران عمده در ترکیب مالکیت شرکت با ارزش شرکت، رابطه معناداری دارد. فرث و همکاران (۲۰۰۲) در بررسی شرکتهای چین به این نتیجه رسیدند که بین مکانیسم های کنترلی در راهبری شرکتها و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد.آنلین چن و کائو (۲۰۰۵) ارتباط میان ساختار مالکیت، سرمایه گذاری و ارزش شرکت را برای ۵۰۰ شرکت نمونه تولیدی کره جنوبی بررسی کردند . براساس نتایج رگرسیون حداقل مربعات معمولی، ساختار مالکیت بر سرمایه گذاری و ارزش شرکت موثر بوده است. لوپز و ویسنته (۲۰۱۰) معتقدند که فرصتهای رشد در توانایی سهامداران عمده برای سلب مالکیت وجوه از سهامداران اقلیت، تاثیرگذار است. آنان در تحقیقی که به همین منظور انجام شد، به این نتیجه رسیدند که بین ساختار مالکیت و ارزش شرکت رابطه غیر خطی وجود داشته، فرصتهای رشد باعث افزایش شدت این رابطه غیرخطی خواهند شد. بسیاری از نظریه پردازان اقتصادی عقیده دارند که هر یک از انواع مالکیت نیز می تواند بر عملکرد شرکتها تاثیرگذار باشد. لذا، روش های کنترل عملکرد مدیران و عوامل مؤثر بر عملکرد آنها و همچنین شیوه اندازه گیری تاثیر هر یک از انواع مالکیت بر عملکرد شرکتها، از جمله مسائلی است که طرف توجه و علاقه سهامداران، مدیران ومحققان بسیار است.بطور کلی این نوع تحقیقات را می توان به ۴ دسته زیر تقسیم کرد(اعتمادی و همکاران،۱۳۸۸: ۶۴):
۱- تحقیقاتی که به بررسی میزان حمایت از سرمایه گذاران و رابطه آن با ساختار مالکیت شرکتهای سهامی در کشورهای مختلف پرداخته اند،
۲- تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر ارزش شرکتها در یک کشور و یا بطور مقایسه ای در بین کشورهای مختلف پرداخته اند،
۳- تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکتها پرداخته اند،
۴-تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر سیاستهای شرکت (اعم از سیاست تقسیم سود، مخارج تحقیق و توسعه، اهرم مالی)پرداخته اند.
رابطه بین ساختار مالکیت (شامل ترکیب و تمرکز مالکیت) با بازدهی همواره از جمله موضوعات مطرح در حوزه ادبیات مالی بوده است. برای اولین بار برل و مینز در سال۱۹۳۲ ، به دنبال مطالعات انجام شده پی به وجود یک رابطه معکوس بین پراکندگی سهامداران و عملکرد موسسات بردند. با وجود آنکه نتایج پژوهشهای آنان در سال ۱۹۸۳ توسط دمستز به چالش کشیده شد، ولیکن مطالعه مزبور سرآغاز بحثها و تحقیقات متعددی قرار گرفت که بعدها توسط محققین در کشورهای مختلف با بنیادهای اقتصادی و سطوح متفاوت توسعه یافتگی انجام گردید. در طی این سالها مطالعات انجام شده در حوزه ساختار مالکیت با تاکید بر دو رویکرد اصلی انجام گردید:
الف) اثر و نقش نوع مالکیت بر بازدهی و ارزش شرکتها
ب) اثر و نقش میزان تمرکز بر بازدهی و ارزش شرکتها(محمدی و همکاران،۱۳۸۸: ۷۰).
در بررسی های انجام شده بر حول محور نوع مالکیت، به مطالعه نقش انواع مختلف مالکیت نظیر مالکیت دولتی، مالکیت نهادی، مالکیت شرکتی، مالکیت انفرادی و فامیلی،مالکیت خارجی، مالکیت مدیریتی و انواع دیگر مالکیت بر بازدهی شرکتها پرداخته شد.از جمله موارد مهم مطرح شده در این حوزه توجه به بازدهی اقتصادی نسبتاً پایین شرکتهایدولتی بود. به موازات توجه به مسئلهی نوع مالکیت و نقشی که ممکن است بر بازدهی شرکتها داشته باشد، محققین مطالعات دامنهداری را در رابطه با اثرات احتمالی مالکیت کنترلی یا متمرکز بر عملکرد موسسات انجام دادند. بررسی های انجام شده در این راستا، عواملی نظیر احتمال وجود همگرایی منافع در مالکیت متمرکز بین مالک و مدیر و همچنین توانایی نظارت بالای مدیریت متمرکز را از جمله دلایلی عنوان نمودند که می تواند به بهبود عملکرد موسسات منجر گردد.عمده مطالعات انجام شده در اقتصادهای نوظهور و همچنین در کشورهایی با بازارهای سهام کمتر توسعه یافته نشان می دهد که اولاً رابطه مثبتی بین تمرکز مالکیت و عملکرد شرکتها وجود داشته و ثانیاً سرمایه گذاران نهادی (اشخاص حقوقی) در نظارت بر عملکرد موسسه موثرتر از سهامداران دولتی و انفرادی هستند(ژو، وانگ،۱۹۹۹: ۷۷).اما در عین حال مطالعات انجام شده در ایالات متحده و چند کشور توسعه یافته دیگر اغلب به نتایج متضادی منتج شده است. مرکز توجه تحقیقات انجام شده در این مورد تئوری نمایندگی است که در واقع به توضیح تضاد منافع بین تصمیم گیرندگان داخلی و سهامداران خارجی می پردازد.
ترکیب مالکیت و سهامداری مدیران
در میان سهامداران درونی آنچه مورد توجه کارشناسان و از نکات چالش برانگیز در مبحث حاکمیت شرکتی است عمدتاً سهم مدیران از مالکیت شرکت است زیرا این گروه از یک سو به اطلاعات درونی و اخبار پنهانی شرکت دسترسی دارند و از سوی دیگر از قدرت تصمیم‌گیری برخوردارند. به همین دلیل حساسیت اصلی در رابطه با مالکیت افراد داخل سازمان، اغلب بیش از سایر کارکنان، معطوف مدیران رده‌های مختلف می‌باشد؛ اگرچه لااقل بخشی از کارکنان هر شرکت در زمره دارندگان اطلاعات نهانی قرار دارند و رفتارهای معاملاتی آنها نیز باید به‌دقت مورد توجه دست‌اندرکاران و فعالان بازار قرار گیرد. در این رابطه مطالعه‌ای که در ژاپن صورت گرفته بیانگر این بوده است که در کل افزایش مالکیت سهامداران داخلی[۹] موجب کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران می‌شود و مالکیت اعضای هیأت مدیره بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت دارد. به عبارت دیگر، برخلاف ایالات متحده، عملکرد شرکت‌های ژاپنی به موازات افزایش مالکیت مدیران افزایش می‌یابد(پوشنر[۱۰]،۱۹۹۳).
در خصوص تأثیر مالکیت مدیران بر عملکرد و ارزش یک شرکت تاکنون تحقیقات نسبتاً گسترده‌ای در کشورهای مختلف انجام شده است و در مجموع پژوهشگران به نتایج مختلف و بعضاً متضاد رسیده‌اند. از میان تئوری‌هایی که بر اساس یافته‌های پژوهشی از سوی صاحب‌نظران ارائه شده است فرضیه‌های همگرایی منافع و تثبیت جایگاه مدیران از برجستگی و اهمیت بیشتری برخوردارند که نکات اصلی و قابل توجه این دو فرضیه به شرح زیر مورد توجه قرار می‌گیرد.‌

نظر دهید »
مطالب درباره بررسی نقش واسطه‌ گری راهبردهای مقابله ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱۴/۰

۰۲/۲

۰۴/۰

ثبات

۱۷/۰

۳۲/۲

۰۲/۰

حل کردن مشکل

دوری گزینی

۵۸/۲

۰۱/۰

۲۱/۰

۰۴/۰

۱۱/۰-

۸۹/۱-

۰۵/۰

فراوانی

۱۳/۰-

۴۳/۲-

۰۲/۰

با توجه به نتایج گزارش شده در جدول ۴-۴، مقدارR2 نشان می‌دهد که کلیه‌ی متغیرها، ۶ درصد از تغییرات بعد مقابله‌ی رویارویی، ۱۰درصد از تغییرات بعد راهبرد حل مسئله‌ی مدبرانه، ۵ درصد از تغییرات بعد خویشتن‌داری و ۵ درصد از تغییرات بعد مسئولیت‌پذیری از متغیر راهبردهای مقابله‌ای را تبیین کرده‌اند. از بین متغیرهای پیش‌بین، بعد حل کردن مشکل، توانسته است بعد مقابله‌ی رویارویی، بعد راهبرد حل مسئله‌ی مدبرانه، بعد خویشتن‌داری و بعد مسئولیت‌پذیری از متغیر راهبردهای مقابله‌ای را به طور منفی و معنادار پیش‌بینی کند. (p<0/0001، ۲۵/۰b=-؛ ۰۰۱p<0/0، ۳۳b=-0/؛ ۰۰۱p<0/0، ۲۱b=-0/؛ ۰۱p<0/00، b=-0/22).
همچنین، با توجه به مقدار R2 (برابر با ۱۱/۰)، کلیه‌ی متغیرها حدود ۱۱ درصد از بعد راهبرد ارزیابی مجدد مثبت از متغیر راهبردهای مقابله‌ای را پیش‌بینی کرده‌اند. از بین متغیرهای پیش‌بین، بعد حل کردن مشکل و شدت، به شیوه‌ی منفی و معنادار و بعد تهدید ادراک شده به طور مثبت و معنادار، بعد ارزیابی مجدد مثبت را پیش‌بینی کرده‌اند. .
مندرجات جدول ۴-۴ نشان می‌دهد که با توجه به مقدار R2 (برابر با ۰۹/۰)، حدود ۹ درصد از بعد راهبرد گریز/ اجتناب از متغیر راهبردهای مقابله‌ای توسط متغیر ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی پیش‌بینی شده است که در این بین، بعد حل کردن مشکل پیش‌بینی کننده‌ی منفی و معنادار و ابعاد میزان درگیری و ثبات، پیش‌بینی کننده‌ی مثبت و معنادار راهبرد گریز/ اجتناب می‌باشند .
در نهایت، مقدار R2 در جدول ۴-۴ نشان می‌دهد که متغیر ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی، ۴ درصد از بعد دوری گزینی از متغیر راهبردهای مقابله‌ای را تبیین کرده است. از بین متغیرهای پیش‌بین، ابعاد حل کردن مشکل و فراوانی، بعد دوری گزینی را به طور منفی و معنادار پیش‌بینی کرده‌اند .
۴-۲-۳- مرحله‌ی سوم: پیش‌بینی تاب‌آوری بر اساس راهبردهای مقابله‌ای با کنترل ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی
در مرحله سوم از مراحل تحلیل مسیر، برای بررسی پیش‌بینی پذیری متغیر تاب‌آوری بر اساس راهبردهای مقابله‌ای با کنترل ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی، ابتدا و در اولین قسمت از این مرحله، متغیر راهبردهای مقابله‌ای شامل هشت بعد مقابله‌ی رویارویی، دوری گزینی، خویشتن‌داری، جستجوی حمایت اجتماعی، مسئولیت‌پذیری، راهبرد گریز/ اجتناب، راهبرد حل مسئله مدبرانه، ارزیابی مجدد مثبت به عنوان متغیر پیش‌بین و تاب‌آوری به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شد. همچنین بر اساس مرحله سوم روش بارون وکنی (۱۹۸۶)، متغیر ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی شامل هفت بعد حل کردن مشکل، تهدید ادراک شده، کارآمدی مقابله‌ای، میزان درگیری، ثبات، شدت و فراوانی نیز به عنوان متغیر پیش‌بین وارد معادله رگرسیون شد. خلاصه نتایج این تحلیل در جدول ۴- ۱۲ ارائه شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جدول ۴-۵ پیش‌بینی تاب‌آوری بر اساس راهبردهای مقابله‌ای با کنترل ادراک فرزندان از تعارضات زناشویی

متغیرهای پیش‌بین

F

p

R

R2

b

t

p

نظر دهید »
نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : احساس عدالت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

اعتقاد به توطئه خارجی و کارشکنی آن (۶۶۲/۰-=آلفا)

مذاکره و رابطه با آمریکا

۶۵/۲

۲۳۷/۲

۱۳۹/۰-

–

ریشه مشکلات موجود جامعه در توطئه دشمن خارجی

۵۲/۳

۶۲۵/۱

۱۳۹/۰-

–

ضریب آلفای کرونباخ مربوط به مولفه اعتقاد به جامعیت دین و اقتدار نظام، ۷۳۸/۰ است. همان‌طور که در جدول فوق مشاهده میشود به منظور سنجش اعتبار درونی شاخصها میزان همبستگی معرف‌ها با یکدیگر مورد سنجش قرار گرفت. نتایج جدول حاکی از آنست که معرف- ظرفیت اسلام برای تطبیق با نیازهای زمانه- کمترین همبستگی را با سایر متغیرها داشته است. از این‌رو با حذف متغیر مذکور ضریب آلفای کرونباخ به ۷۴۶/۰ افزایش یافت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در رابطه با مولفه اعتقاد به توطئه خارجی و کارشکنی آن نیز ضریب آلفای کرونباخ برابر با ۶۶۲/۰- است. بنابراین مولفه مذکور حذف گردید.
بطور کلی شاخص گرایش سیاسی محافظهکار با حذف مولفه اعتقاد به توطئه خارجی و معرف «ظرفیت اسلام برای تطبیق با نیازهای زمانه» با ۵ مولفه مورد سنجش قرار گرفت. بدین ترتیب حداکثر امتیازات یک نفر از گرایش سیاسی محافظهکار برابر با ۲۵ است.
۲-۱-۸-۳ اصلاحطلبی
الف: تعریف نظری اصلاحطلبی
بر اساس دیکشنری آکسفورد اصلاحطلبی عبارت است از حمایت یا پیشبرد اصلاحات تدریجی به جای لغو یا انقلاب (دیکشنری آکسفورد). بنیانهای نظری اصلاحطلبی بر بنیانهای نظری دوران روشنگری استوارند که چنین عنوان میشود: بشر باید ابتدا به عقل خود اتکا کند، نه لزوما به میراث گذشتگان (یا سنت)؛ بشر با کمک عقل، عناصر سازنده خزانه عظیم سنت را وارسی میکند (حتی انسان روشننگر، دین خود را با اتکا به عقل خود انتخاب میکند) و سپس آن را مبنای رفتارش قرار میدهد. لذا حضور سنت در جهان کنونی نوعی بازخوانی سنت است (به همین دلیل پارهای از جامعهشناسان همچون آنتونی گیدنز، تداوم و حضور سنت در جامعه جدید را در اصل، نوعی تداوم سنت بازسازی شده و بازخوانی سنت میدانند). بشر میتواند با کاربرد قدرت عقلانیاش (با التزام به اخلاق و حقوق مدنی)، جامعه و جهانش را بسازد و از بندهایی که گذشتگان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر دست و پای او انداختهاند، رهایی یابد (جلائیپور، ۱۳۸۸: ۹).
اصلاحطلبان بر این باورند که برابری و عدالت اجتماعی به واسطهی اصلاحات در درون تشکیلات اجتماعی دستیافتنی است (Bonnett, 1993: 4). در واقع آنان کاهش و یا از بین بردن نابرابریهای اجتماعی و بیعدالتی را از طریق تغییرات تدریجی در رفتار اجتماعی و عمل در بخش دولتی یا خصوصی و تخصیص منابع امکان پذیر دانستهاند. اصلاحطلبی را میتوان در مقابل محافظه‌کاری تعریف نمود؛ به عنوان مثال تعهد به ترقی و تغییر برابری طلب از مشخصه های اصلاح‌طلبی است. اصلاحطلبی خلاف رادیکالیسم بر این باور است که انجام چنین تغییراتی میتواند و باید در درون ساختار اجتماعی- اقتصادی موجود شکل بگیرد (Bonnett, 1993: 84). در واقع در فرایندهای اصلاحی آنچه در جامعه موجود است، از اعتبار نمیافتد و قصد ویرانی آنها درکار نیست، بلکه تغییرات بر مبنای اصلاح آنچه که هست استوار است، به این معنا که اصلاحات متکی به روش های سیاسی عملگرایانه است و از نظریههای انتزاعی و ایدهآلی سرمشق نمیگیرد (جلائیپور، ۱۳۸۸: ۹).
بر طبق تعریف پروفسور کوهننیز: اصلاح‌طلبی چشماندازی است در جهت تغییر نظم موجود به منظور بهبود آن، بدون ایجاد تغییرات اساسی در بنیادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ و یا فراتر رفتن از ارزشهای ایدئولوژیک مسلط. از اینرو اصلاحطلبی از رادیکالیزم متمایز است. به عبارت دیگر تمایز میان اصلاح طلب و رادیکال به تعریف نظم سیاسی منوط است. در واقع افرادی که از دموکراسی سوسیالیست یا سوسیالیسم بازار طرفداری میکنند در صورتی که درصدد ایجاد تغییرات رادیکال در درون سیستم نباشند، ممکن است انقلابی نباشند (Breslauer, 1979: 218).
نظریههای نوسازی و توسعه (صرف نظر از میزان تطبیق با اوضاع و احوال جوامع مختلف) نیز نمونهای از کوششهای بشری برای تبیین چگونگی تغییر تدریجی و اصلاح معضلات جامعه هستند. به عنوان مثال در نظریه «نوسازی سیاسی» تغییرات و اصلاح جامعه (و مطالبات فزاینده آن) اینگونه سامان مییابند که: حکومت پاسخگو و محدود شود، آزادیها و حقوق مدنی شهروندان تضمین و نهادینه گردد؛ نظام رقابتی حزبی برقرار شود تا شهروندان، یعنی همان افرادی که به عقل خود تکیه میکنند و از حقوق خود آگاهی دارند، بتوانند به برنامههای اصلاحی و پیشنهادهای احزاب رأی دهند؛ دولت موظف میشود با برگزاری انتخابات آزاد، کرسیهای حکومتی را در اختیار منتخبین مردم قرار دهد؛ «عرصهی عمومی» برای طرح انتقادات متفکران، روشنفکران، محققان، کارشناسان و روزنامهنگاران از عملکرد احزاب، حکومت و جامعه فراهم می‌گردد و رسانه های عمومی قادر می‌شوند افکار عمومی را از این انتقادها آگاه سازند تا شهروندان در هنگام رأی دادن بهتر تصمیم بگیرند. از طریق این مکانیزمها جامعه به تدریج در مسیر اصلاح، پیشرفت، ترقی و توسعه قرار می‌گیرد (جلائیپور، ۱۳۸۸: ۳۷۴). موارد مذکور بنیانهای نظری جنبه سیاسی گرایش اصلاحطلبی است. بنا به گفتهی جلائیپور میتوان گفت اعتماد به عقلانیت افراد، تعهد به قول و قرارها و حقوق یکدیگر، کارایی علوم تجربی، خوشبینی، رهایی از سنن دست و پاگیر و امید به ترقی و پیشرفت، بنیانهای نظری جنبه اجتماعی رویکرد اصلاحی را تشکیل میدهند (جلائیپور، ۱۳۸۸: ۳۷۳).
علاوه بر اینها میتوان به اصول دیگری از گرایش اصلاحطلبی اشاره کرد که عبارتند از:
– حکومت محدود و مشروط از طریق تجزیه و تفکیک قوا (بشیریه، ۱۳۸۲: ۱۲۵).
– تکثر گروه های جامعه مدنی: حکومت مشروط و محدود و آزادی شهروندان، نیازمند وجود جامعهی مدنی پرتنوعی است که مرکب از انواع انجمنها و گروه های فکری، فلسفی، مذهبی، فرهنگی و سیاسی باشد. نفس وجود و قوت جامعهی مدنی موجب پراکندگی در منابع قدرت در جامعه میگردد. انجمنهای جامعه مدنی حوزه مقاومت در مقابل قدرت خودکامه و مطلقه بهشمار میروند (بشیریه، ۱۳۸۲: ۱۲۵).
– اولویت آزادی نسبت به برابری و عدالت اجتماعی: برخلاف تصورات رایج، لیبرالیسم از دولت حداقل و ضعیف و غیرفعال دفاع نکرده است. آرمان دولت حداقل بیشتر مورد نظر «آزادیخواهان افراطی» و «آنارشیستهای راستگرا» بوده است. به طور کلی لیبرالیسم بر اولویت آزادی نسبت به برابری و عدالت اجتماعی تاکید میکند، یعنی آزادی را هدف اصلی و برابری و عدالت را وسیلهی دستیابی به آن هدف میداند. به عبارتی نمیتوان به بهانهی برابری و عدالت، آزادیهای اصلی را از بین برد و یا محدود کرد (بشیریه، ۱۳۸۲: ۱۲۶).
– تمایز میان حوزه های عمومی و خصوصی (بشیریه، ۱۳۸۲: ۱۲۶).
به طور کلی بر طبق نظر جاست و همکارانش (۲۰۰۳) دو مشخصه کلیدی برای تشخیص تمایز اصلاحطلبی از محافظهکاری وجود دارد:
طرفداری از تغییرات اجتماعی (به عنوان مخالفت با سنت) در مقابل مقاومت در برابر آن.
عدم پذیرش نابرابری در مقابل پذیرش نابرابری (Jost& Amodio, 2012: 57, 58).
علاوه بر این وجه اشتراک گرایش سیاسی اصلاحطلب و محافظهکار عدم تمایل به براندازی نظام سیاسی است. با این تفاوت که گرایش اصلاحطلب خلاف گرایش سیاسی محافظهکار، ایجاد تغییراتی در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی – درون چارچوب نظام سیاسی موجود- است.
همانطور که گفته شد هدف اصلاح طلبان دستیابی به تغییرات تدریجی و یا تغییر در جنبه های خاصی از جامعه به منظور بهبود آن است. به طور کلی آنان مخالف هرگونه اعمال خشونتآمیز و تغییرات بنیادین هستند. به طور کلی تعریف نظری اصلاحطلبی در این پژوهش عبارت است از: افرادی که از نظر سیاسی خواهان انتخابات آزاد و کاهش نفوذ دین در حکومت و محدودیت نفوذ حکومت به منظور گسترش عرصهی عمومی هستند.
از نظر اجتماعی اصلاحطلبان خلاف محافظهکاران به توانایی انسان و قدرت تعقل وی باور دارند. همچنین مخالف نابرابری در فرصتها هستند. از نظر اقتصادی نیز از تغییرات اقتصادی بازار آزاد و اصلاحات در بازار حمایت میکنند.
ب: تعریف عملیاتی اصلاحطلبی سیاسی
همانطور که در مورد گرایش سیاسی محافظهکار گفته شد، افراد با گرایش سیاسی اصلاحطلب نیز در نقاط مختلفی از طیف (اصلاحطلبی) قرار خواهند گرفت. با این وجود وجه بارز گرایش اصلاح‌طلبی تمایل به ایجاد تغییرات در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. از اینرو اصلاحطلبان از نظر گرایشهای مذهبی و نقش مذهب نیز میتوانند تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر داشته باشند. همینطور در مواردی چون قانون اساسی و سایر موارد. از آنجا که گرایش سیاسی اصلاحطلبی در پژوهش حاضر اهمیت ویژهای دارد، از مولفه زیر استفاده کردیم:
جدول (۵-۳): معرف، سطح اندازه گیری، دامنه تغییر و حداکثر امتیاز مولفه گسترش حوزه عمومی

شاخص

معرف

سطح اندازه‌گیری

دامنه تغییر

حداکثر امتیاز

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 916
  • 917
  • 918
  • ...
  • 919
  • ...
  • 920
  • 921
  • 922
  • ...
  • 923
  • ...
  • 924
  • 925
  • 926
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع : ارزیابی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | قسمت 27 – 7
  • دانلود فایل پایان نامه : تحقیقات انجام شده در مورد خصوصیات جنگل شناسی حفره های تاج ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با ارزیابی عملکرد شرکت پتروشیمی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های پایان نامه درباره :بررسی و ارزیابی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع علمی پایان نامه : بررسی رابطه مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) با عملکرد … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ارائه الگوی مناسب برای افزایش مشارکت مردمی در فعالیت ‌های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع : بررسی رابطه رتبه‌بندی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه های انجام شده درباره بررسی پراکنش مکانی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله درباره : بررسی تأثیر شخصیت برند بر ترجیح خرید مصرف کننده نوگرا- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پروژه های پژوهشی درباره تاثیر ۶ هفته تمرینات دایره ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • سایت دانلود پایان نامه: منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی عددی زوال ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های انجام شده در مورد تاثیر نوستالژی بر تمایل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تبیین وتحلیل رویکردتفکر انتقادی درعرصه تعلیم وتربیت و ارزیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – مبحث سوم-شرایط پرداخت نفقه – 2
  • بررسی و ساماندهی اسکان غیر رسمی نمونه موردی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه با موضوع بررسی میزان کارایی جرایم مالیاتی در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه در مورد بررسی جایگاه محصولات شرکت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • سایت دانلود پایان نامه: نگارش پایان نامه در مورد بررسی تاثیر ابزارهای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه با موضوع : ادبیات زندان( بررسی اصطلاحات، ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – مبحث سوم : مفهوم ریاست خانواده – 4
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با ایمان از دیدگاه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان