مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
نگارش پایان نامه با موضوع : ادراک دانش‌آموزان از … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مطالعه کیفی جورجاکوپولوس (۲۰۰۹) نشان داد که اگرچه شباهت‌هایی وجود دارد، اما دانش آموزان آمریکایی و چینی تفاوت‌هایی در درک نوع ارتباط بامعلمانشان دارند. در فرهنگ‌هایی که ارتباطات خاص لازمه تدریس موفق‌اند، ارتباط بین آن ارتباطات و یادگیری عاطفی مثبت قوی است. به‌عنوان‌مثال، مکالمه درون کلاسی در فرهنگ‌های دارای فاصله قدرت بالا ارزش کمتری دارد زیرا نظرات معلمان بر نظرات دانش آموزان ارجحیت دارد. در این صورت، مکالمه درون کلاسی نمی‌تواند شاخص خوبی برای جدا کردن استاد خوب و بد باشد. به همین منوال، تفاوت فرهنگ‌های پر بافت و کم بافت نشان می‌دهد که برخی از رفتارها بسته به نوع فرهنگ دارای تعبیر و تفسیر خاصی هستند، مثلاً حرکات و رفتارهای جزئی می‌تواند معانی عمیقی در فرهنگ‌های پر بافت داشته باشد. ازاین‌رو، برخی از رفتارهایی که شاخصه‌ای قدرتمندی برای تعیین بهترین و بدترین معلمان در فرهنگ‌های کم بافت هستند در فرهنگ‌های پر بافت اهمیتی خاصی ندارند و بالعکس. تفاوت‌های فرهنگی در نوع ارتباط نیز می‌تواند به ما کمک کند تا معلم خوب و بد را از هم تفکیک کنیم.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۵-۲ – اعتبار معلم[۱۳۷]
به اعتقادکومبز[۱۳۸] (۲۰۰۲)، (استیپک[۱۳۹]،۲۰۰۶) رهبری قوی وجدی معلمان به همراه رفتار دوستانه آن‌ها با موفقیت تحصیلی دانش آموزان ارتباط مثبت دارد.
به نظر (امی دن سون،۲۰۰۰۱) اعتبارمعلمان به سه برداشت اصلی از شایستگی، قابلیت اعتماد و مراقبت تقسیم می‌شود. صلاحیت شامل سطح منبع دانش این موضوع است. امانت‌داری سطح صداقت و اصالت منبع است. برداشت نهایی، مراقبت، مقدار اراده خوب (حسن نیّت) یا مراقبتی است که به‌سوی گیرنده منبع هست. این سه مفهوم اساسی هستند که به‌طور مستمر یافت می‌شوند.
در تحقیقات(کازدن[۱۴۰]،۲۰۰۱) ایجاد حس اعتماد متقابل: اعتماد متقابل بین دانش آموزان و معلمان اشکال زیادی به خود می‌گیرد و به هر دو مورد پیشینه‌های فردی و فرهنگی و علاقه وابسته است .
تِون و همکارانش (۱۹۹۹) تا آنجا پیش رفتند که گفتند درک یک دانش‌آموز از مراقبت نسبت به منبع واقعی مراقبت، بیشتر از اعتبار مهم است. با توجه به نظر فات (در سال ۱۹۹۹)، هرچند این منبع مسئول کنترل خروجی اعتبار است، اما گیرنده معیار سنجش نهایی اعتبار ادراک‌شده است. تِون و همکارانش علاوه بر این نشان می‌دهند که هر چه بیشتر دانش‌آموز مراقبت و درک معلم را درک کند، به همان اندازه بیشتر احتمال دارد که دانش‌آموز بتواند در مورد معلم، کلاس و مواد درسی مراقبت کند. دانش‌آموزان ارزیابی می‌کنند که معلمان در مورد آن‌ها، مواد درسی و کلاس درس از طریق مشاهده چنین رفتارهای صمیمی همانند استفاده از حرکات و اشارات، حالات صورت، وضعیت و حرکات بدن چه احساسی دارند.
سنجش اعتبارمعلمان بر اساس سه سطح شایستگی و صلاحیت (ازنظر تسلط علمی) مراقبت (حسن نیت واراده) قابلیت اعتماد (امانت‌داری و صداقت) در نظر گرفته می‌شود. (مک‌کراسکی، ۱۹۶۶؛ مک‌کراسکی و یانگ، ۱۹۸۱، تِون و مک‌کراسکی، ۱۹۹۵).
به زعم فات (۱۹۹۹) در به هم گره زدن اعتبار معلم با صمیمیت، تعدادی از رفتارهای صمیمی گزارش‌شده است که بر اعتبار منبع تأثیر می‌گذارد. مقدار زیادی خیره نگاه کردن (با دقت به تک‌تک دانش آموزان نگاه کردن) پیشنهاد شد که اعتبار را افزایش می‌دهد درحالی‌که فقدان و یا کمبود خیره نگاه کردن اعتبار را کاهش می‌دهد. علاوه بر این فات پیشنهاد کرد که لحن صدای منبع، سرعت گفتار و حجم گفتار نیز روی اعتبار تأثیر می‌گذارد. دیگر رفتارهای پیشنهادشده توسط فات که اعتبار را تحت تأثیر قرار می‌دهد شامل استفاده از حرکات و اشارات، حالات صورت، ظاهر شخصی و ژست می‌باشد.
۲-۵-۳ – پژوهش‌های مربوط تخطی و رفتار نامناسب معلمان
میثاقیان، اردکانی (۱۳۵۸) در پژوهشی، از ۲۲۹ دانش‌آموز و معلم خواسته است تا ده ویژگی معلم خوب را به ترتیب اهمیت بنویسند یافته نشان داد هردو گروه معلمان و دانش آموزان بر این اعتقادند که معلم خوب باید دانش آموزان را بکار و تفکر و پژوهش وادارد و به افکار و عقاید آنان احترام بگذارد، پرحوصله و بردبار باشد و میان دانش آموزان تفاوتی قائل نشود شادی، بذله‌گویی، وضع ظاهر و لباس معلم نسبت به سایر ویژگی‌های او از اهمیت کمتری برخوردار است.
یافته‌های (فیشر وهمکاران،۱۹۹۶) نشان داد که بهترین معلم ازنظر دانش آموزان، معلمانی رهبری قوی‌تر، رفتاری دوستانه‌تر، دارای قدرت درک پذیرش دانش آموزان هستند.
والاس (۱۹۹۴) نشان داد که رفتار همراه بااحساس امید، بزرگواری، احترام و نشاط معلم در اصلاح رفتار دانش آموزان بزهکاری که سوءسابقه داشتند مؤثر واقع‌شده است. برعکس ارجاع دانش آموزان به مدیر مدرسه، فرستادن آنان به بیرون از کلاس و ماندن در رهرو بدون نظارت، بی‌توجهی و غفلت از مسائل جدی دانش آموزان و شکایت کردن از آنان ازجمله رفتارهای منفی معلمان به شمار می‌رود که تأثیری نامطلوب بر دانش آموزان می‌گذارد.
نتایج تحقیقات کراولی (۱۹۹۳) نشان داد که دانش آموزان هنگامی‌که معلمان را در مقام یاور و همراه خود می‌پذیرند، که جنبه‌های خاصی از روابط معلم -شاگردی رعایت شود، رفتاری منعطف داشته باشند و از روش‌های خشک و غیرقابل انعطاف پرهیز کنند.
(مایربلزر،۱۹۶۸،به نقل از بوینتون) بیان می کند مطالعه‌ای روی ۷۳ نفر از دانش آموزان انجام دادند نتایج این مطالعه نشان داد، دانش آموزان معلمان متعادل، از تعادل روانی بیشتری برخوردار هستند، مایربلزر (۱۹۶۸) در مطالعه‌ای نیز به این نتیجه دست‌یافت.
فلاندرز (۱۹۶۵) در مورد اثر رفتار معلم روی دانش‌آموز مـطالعه نـمود و مشاهده کرد که در بسیاری از موارد رفـتار مـستقیم مـعلم مـانند سـخنرانی، بحث، انتقاد‌ و غیره مؤثرتر از رفـتار غـیرمستقیم‌ او‌ مانند جایزه دادن، قبول عواطف دانش‌آموز و پرسش از او است.
به زعم برنارد (۱۹۷۲) ، تشویق و ترغیب دانش آموزان شرایط روانی را برای یادگیری مـؤثر آماده‌ می‌سازد، اعتمادبه‌نفس آن‌ها را‌ افزایش‌ مـی‌دهد و تـشویق مـعلم در یادگیرنده نـقش مؤثری ایفا می‌کند.
شیخ الائمه (۱۳۷۲) تحقیق بر روی ۶۰۰ دانش‌آموز دختر سال سوم دبـیرستان در خـصوص ویژگی‌های معلم‌ خوب‌ در تهران انجام داد، نتایج‌ تحقیق‌ نشان‌ داد کـه ویژگی‌های‌ معلم‌ خوب علاوه بر تسلط‌ بر‌ مطالب درسی و تحرک داشتن دانش‌آموزان شامل ویژگی‌های شخصیتی نظیر؛ خوش‌خلقی، خونسردی، علاقه‌مندی به دیگران،‌ اجـتماعی‌ بـودن و ثـبات عاطفی داشتن هست.
زارعی (۱۳۷۴) در تحقیقی‌ به رابطه‌ بین‌ روش‌های‌ کنترل کلاس و ویژگی‌های‌ شخصیتی معلمان زن مقطع دبیرستان اصفهان پرداخت. جامعه نمونه وی ۲۴۰۰ دانش‌آموز دختر و ۱۲۰ معلم‌ از‌ نواحی ۳ و ۴ آموزش‌وپرورش‌ اصفهان‌ بودند‌ که‌ به‌طور تـصادفی‌ انـتخاب‌ گردیدند. وی به این نتیجه رسید که رفتار عاطفی معلم بر یـادگیری دانـش‌آموزان اثر مثبت می‌گذارد و منجر‌ به‌ ایجاد حس اعتمادبه‌نفس ‌ در دانش‌آموزان و رابطه‌ دوستانه‌ در‌ کلاس‌ می‌گردد.
در همین‌ زمـینه بر اساس مـطالعه‌ای که (کاترین ،۱۹۹۲؛ به نقل از حجازی،۱۳۷۳) در مورد ۲۲۰۰ دانش‌آموز دختر دبیرستان در فلوریدا انجام داد به این نتیجه رسـید کـه مـدرسه یا مؤسسه آموزشی تأثیر چندانی در‌ موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان ندارد، بلکه تفاوت شاگردان ناشی از وجـود (رفتار) مـعلم اسـت.
تحقیقات انجام‌شده ساوا (۲۰۰۲) نشان می‌دهد که مدل‌های متفاوت تـعامل مـعلم- دانـش‌آموز با تعارض‌های گوناگون‌ همراه‌ بوده‌ است.
(بروفی‌،۱۹۸۱) دانش‌آموزان به گونه‌های متفاوت مـوجب بروز تعارض در رفتار معلمانشان می‌شوند. از تعلق‌گرفته تا‌ بی‌اعتنایی‌ و طرد کردن که ممکن است آثاری مخرب بر عـملکرد تـحصیلی دانـش‌آموزان داشته‌ باشد.
در تحقیقی که نادری‌ها (۱۳۵۷) درزمینهیتـأثیر‌ مشکلات عاطفی معلمان در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دوره راهنمایی در شهر تهران انجام داد به این نتیجه رسید که هر عملی که معلمان در محیط تحصیلی (مدرسه) انجام می‌دهند، جـنبه تـرتیبی دارد و به‌ نحو مثبت یا مـنفی بـر دانش‌آموزان و درنتیجه بر حرکت یک اجتماع اثر می‌گذارد. به همین جهت ویژگی‌های شخصیتی معلمان و نوع رفتار آنان می‌تواند به نحو بارزی در روحیه‌ دانش‌آموزان‌ و بالطبع در پیـشرفت یـا افت تحصیلی آن‌ها مـؤثر بـاشد.
یافته‌های پژوهش برسو (۱۹۹۰) در فرانسه بر روی ۱۱۰۰ دانش‌آموز کلاس اول ابتدایی و ۵۸ نفر از معلمان آن‌ها انجام گرفت نشان داد که ویژگی‌های معلم مانند سابقه تدریس، موقعیت اداری و روش‌های آموزشی مورداستفاده در کلاس می‌تواند بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر باشد، اما تعامل کلامی یعنی رفتار مناسب، انتخاب تدریس مستقیم یا غیرمستقیم، میزان شرکت دادن دانش آموزان در فعالیت‌های کلاسی و پذیرفتن اندیشه و پیشنهادهای آنان اثر بیشتری بر یادگیری دانش آموزان داشته است.
وان پتگم وهمکارا‌ن (۲۰۰۸) پژوهشی با عنوان تأثیر شخصیت دانش‌آموز و رفتار میان فردی معلم در کلاس درس بر روی خوب بودن دانش‌آموز انجام داده‌اند. این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه خوب بودن دانش‌آموز توسط شخصیت دانش‌آموز و رفتار میان فردی معلم پیش‌بینی می‌شود نمونه آماری این پژوهش ۵۹۴ دانش‌آموز هنرستانی از ۱۳ هنرستان فنی هست یافته‌های این پژوهش نشان داد که ادراک دانش آموزان از رفتار میان فردی معلم می‌تواند خوب بودن دانش‌آموز را پیش‌بینی کند به‌عنوان‌مثال وقتی معلم ریاضی کمتر مستبد بوده است دانش آموزان احساس بهتری داشتند.
فاندرز (۱۹۶۵) در تحقیقی در مورد اثر رفتار معلم روی دانش آموزان مطالعه و مشاهده کرد که در بسیاری از موارد رفتار غیرمستقیم معلم مانند جایزه دادن، قبول عواطف دانش‌آموز و … مؤثرتر از رفتار مستقیم مانند سخنرانی، بحث و… است. بسیاری از معلمان در برخورد بادانش آموزان بدرفتار از کلمات نیشدار و زننده استفاده می‌کنند. برخورد غیر جدی و مسخره‌آمیز به‌عنوان یک وسیله کنترل و یا به‌عنوان عکس‌العمل معلم، در مقابل دانش آموزان یک مورد تهدید به‌حساب می‌آید. البته این به این معنا نیست که کلاس باید دارای جوی خسته‌کننده و بی‌نشاط باشد، بلکه دانش آموزان، نباید موضوع شوخی باشند، حتی اگر در نظر اول بی‌ضرر تشخیص داده شود.مطالعه‌ای‌ که بوینتون و همکاران (۱۹۰۰)روی ۷۳ معلم سال‌های پنجم و ششم انجام‌ دادند، نشان‌ داد‌ که دانش آموزان معلمان متعادل از تعادل روانی بیشتری برخوردار هستند. نظیر همین نتیجه در مطالعه‌ای که روی ‌‌کودکان‌ کودکستانی انجام پذیـرفت بـه دست آمد (مقدم،۱۳۶۶).
برکلمنز وفیشروهمکاران (۱۹۹۰) ، نتایج سه مطالعه درباره دروس فیزیک و ریاضی دانش آموزان پایه نهم و بیولوژی کلاس دوازدهم را تحلیل کردند یافته‌ها نشان دادند که رهبری قوی وجدی معلم به همراه رفتار دوستانه با موفقیت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت دارد درحالی‌که دادن آزادی به دانش آموزان و رفتار نامطمئن معلم رابطه معکوس با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد.واحد تحقیقات علمی دفتر انتشارات کمک‌آموزشی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آمـوزش وزارت آموزش‌وپرورش‌ در‌ سال‌ ۱۳۶۵ تحقیقی تحت عنوان «بررسی‌ ویژگی‌های‌ معلم‌ خوب» از دیدگاه دانش آموزان مدارس تهران انجام داد. تحقیق موردنظر شامل ۸۴ پرسش بود که روی ۱۰۰۳ نفر دانش‌آموز مقطع ابتدایی-راهنمایی‌ و دبیرستان‌ انجام شد. نتایج این تحقیق نـشان داد کـه ۵/۹۱‌ درصد‌ از دانش‌آموزان خواستار آن بودند که شخصیت معلم باید به‌گونه‌ای باشد که بدون اخطار و تهدید شاگردان را تحت تأثیر قرار‌ دهد.۱/۷۳‌ درصـد‌ تمایل به آزادی بیشتر در کلاس داشتند.۲/۹۲ درصد بیان کردند‌ که از تبعیض مـعلمان بـین طـبقات مختلف اجتماع رنج می‌برند.۹/۹۲ درصد بیزاری خود را از تنبیه اعلام کردند.۸/۵۷‌ درصد‌ خواهان‌ محول کردن بخشی
کارهای کلاسی بـه‌ ‌ ‌دانـش‌آموزان‌ بودند.۲/۶۲ درصد خواستار چشم‌پوشی معلمان از خطاهای کوچک شاگردان بودند.۲/۸۳ درصد گفتند که مـعلمان بـاید انـتقاد‌ شاگردان‌ را‌ در مورد بروز اشتباه علمی پذیرا باشند. همچنین ۱/۷۳ درصد بیان داشتند که‌ معلم‌ باید‌ انتظارات صـحیح شاگردان را در زمینه روش تدریس قبول کند.۹/۸۱ درصد معتقد بودند که‌ معلمان‌ نباید‌ نظر خـود را به دانش‌آموزان تحمیل کـنند.۸/۸۱ درصـد خواستار خوش‌رویی و شناخت بیشتر معلمان‌ نسبت‌ به روحیات و مشکلات دانش‌آموزان بودند. ۷/۹۵ درصد عشق و علاقه معلم به‌ کارش‌ را‌ درزمینه ی برخورد وی با دانش‌آموزان بسیار مؤثر می‌دانستند.۹/۷۸ درصد تشویق را در پیشرفت‌ دانش‌آموزان‌ بسیار مؤثر مـی‌دانستند.۵/۹۳ درصد خواهان احترام بیشتر معلمان نسبت به دانش‌آموزان بودند و ۸/۸۱‌ درصد‌ در برخورد معلمان با دانش‌آموزان خاطی «محرمانه صحبت کردن» را با وی ترجیح می‌دادند.۵/۴۲ درصد انتظار داشتند‌ که‌ معلم آن‌ها را بانام کوچک صدا کـند و ۷/۳۳ درصـد لفظ «خانم» را‌ همراه‌ بانام فامیل ترجیح می‌دادند.۶/۹۱ درصد تمایل داشتند که معلم در موقع درس دادن باید به‌ همه‌ شاگردان‌ توجه کند و با آن‌ها تماس چشمی برقرار سازد. درزمینهی مشکلات درسی خود‌ ۹/۳۶‌ درصد تـمایل داشـتند که با یکی از معلمان صحبت کنند و در مورد مشکلات شخصی ۷/۸‌ درصد‌ تمایل به درمیان گذاشتن مشکلات خود با معلمان بودند.هـولیس(۱۹۳۰)‌[۱۴۱] بیش از ۸۰۰۰ کودک را که‌ سنین‌ متفاوتی‌ داشتند‌ و در مدارس مختلط پسرانه‌ و دخترانه تحصیل می‌کردند‌ مورد‌ آزمایش و تحقیق قرارداد. معلمانی بیشتر مورد تأیید و احترام آنان بودند که با توانایی کامل به‌ سؤالات و مشکلات آنـان بـا‌ صـبر‌ و حوصله‌ پاسخ دهند. گیج و برلاینر[۱۴۲] در‌ کتاب‌ روانـ‌شناسی تـربیتی خود می‌نویسند: در بررسی حدود ۲۴‌ موردمطالعه‌ای که‌ پاول‌ و اندر سن[۱۴۳] (۱۹۸۵) درباره‌ تـأثیرات شـوخ‌طبعی در کلاس‌ انجام‌ داده‌اند، روشن شد که شوخ‌طبعی در یادآوری، ادراک و بـه‌ یادسپاری تـأثیری یکسان ندارد، برخی اوقات تأثیر مثبت و گاهی‌ هم‌ تأثیر‌ منفی دارد؛ اما تأثیر آن بر گرایش‌های‌ دانـش‌آموزان‌ و جـو‌ کلاس‌ تقریباً‌ همسان و مثبت‌ اسـت. توجه‌ و علاقه دانش‌آموزان با کـمک شـوخ‌طبعی افـزایش می‌یابد. به‌علاوه، این موضوع به نظر عـجیب مـی‌رسد که با کاهش‌ اضطراب، شوخ‌طبعی‌ می‌تواند‌ خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش دهد.
۲-۶- خلاصه فصل
آنچه راکه درفصل دو به آن پرداخت شد رابه طور خلاصه می توان اینگونه عنوان کرد که ادراک مثبت دانش آموزان از رفتارهای صمیمی کلامی وغیرکلامی معلمان در کلاس درس نقش بسزائی در ایجاد عملکرد بهتر ونگرش مثبت تر در دانش آموزان دارد
از این رو بررسی عواملی که نقش موثری درایجاد ادراک مثبت در دانش آموزان در رابطه با استفاده معلمان از رفتارهای صمیمی کلامی وغیر کلامی مورد انتظار ،دارند حائز اهمیت است
ازجمله مهم ترین عواملی که برادراک مثبت دردانش اموزان نقش دارند شخصیت معلم ، نحوه تعامل ، فرهنگ ارتباطات وتفاوت های فرهنگی درنحوه رفتار معلمان ، رفتار میان فردی معلم ، جو مدرسه ،اعتبار معلم که در این فصل مبانی نظری وپژوهشی صورت گرفته در ارتباط با این متغیرها به صورت مفصل مورد بحث وبررسی قرار گرفت .بررسی پژوهش های گذشته نشان می دهد . رفتارهای صمیمیت کلامی و غیرکلامی معلمان به طور قابل توجهی یادگیری دانش‌آموزان را تحت تاثیر قرار داده است همچنین تخطی معلمان از رفتار های صمیمی کلامی وغیر کلامی مورد انتظارموجب می شود دانش آموزان ، معلمان صمیمی با رفتار نامناسب کم را درمقایسه با معلمان غیر صمیمی با رفتار نامناسب کم را در سه مولفه شایستگی وصلاحیت (از نظر تسلط علمی) ، مراقبت (حسن نیت واراده ) قابلیت اعتماد(امانتداری وصداقت) ،معتبرتر ارزیابی کردند
نتایج پژوهش صورت گرفته در حوزه ادراک دانش آموزان ، رفتارهای نامناسب معلمان ، رفتارهای صمیمی کلامی وغیر کلامی بریافته های نتایج تحقیقات گذشته تاکید دارد.
فصل سوم
روش شناسی پژوهش
۳-۱ – مقدمه
بدون تردید تحقیق از مهم‌ترین عوامل رسیدن به استقلال و یکی از ارکان مهم توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است؛ که چنانچه بر اساس جریان اصولی صورت پذیرد، انسان را به راه‌حل مسائل نزدیک ساخته و با یافتن حقایق انسان را قادر به‌پیش بینی­های علمی می­نماید. ازآنجایی‌که دانشگاه­ها و مراکز آموزشی عالی از پایه­ های اساسی هر جامعه­ای است، قطعاً تحقیق در این امر از اهمیت فراوانی برخوردار است و می ­تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. روش تحقیق در حقیقت به مجموعه راه­حل­هایی اطلاق می­ شود که به‌موجب آن متغیّر­های تأثیرگذار کمّی شده و کیفیت آن­ها سنجیده می­ شود( نادری و سیف نراقی،۱۳۸۸)
در این فصل با توجه به هدف و ماهیت تحقیق به معرفی روش اجرای تحقیق، جامعه ­آماری، نمونه آماری، شیوه نمونه گیری و بر­آورد حجم نمونه، روش و ابزار جمع‌ آوری داده ­ها، روایی و پایایی ابزار گرد­آوری داده ­ها و نحوه­ تجزیه‌وتحلیل داده ­های تحقیق پرداخته می‌شود.
۳-۲ – طرح پژوهش
به‌طورکلی فرضیه‌های این پژوهش را در دودسته می‌توان تقسیم‌بندی کرد. در دسته اول، دو فرضیه اول قرار می‌گیرند که بیشتر ماهیتی توصیفی دارند. برای آزمون این دو فرضیه، طرح اصلی پژوهش یک طرح توصیفی بود که صرفاً بر مشاهده و قضاوت بر اساس میانگین و انحراف معیار استوار بود. همچنین در ادامه پاسخ به این دو سؤال، سطوح متغیرهای وابسته برحسب پایه تحصیلی بین رشته‌های مختلف تحصیلی نیز مقایسه و تفاوت‌های آن محاسبه و تجزیه‌وتحلیل شد.
در دسته دوم که شامل فرضیه‌های سوم به بعد می‌شد، در این پژوهش، از طرح پژوهش مطالعه آزمایشی[۱۴۴] استفاده شد. در این راستا چهار سناریوی متفاوت مطرح شد. در هر سناریو، موقعیتی متفاوت برای دانش آموزان ارائه شد. سپس از دانش آموزان هر یک از سناریوها خواسته شد تا معلم خود را ازنظر اعتبار ارزیابی کنند. برای این منظور، از طرح دوعاملی صمیمیت× بدرفتاری استفاده شد. جدول زیر نمای روشنی از ساختار این طرح ارائه می‌کند.
جدول ۳-۱٫ نمایی از ساختار گروه‌های آزمایش در طرح دوعاملی.

رفتار نامناسب بیشتر
رفتار نامناسب کمتر
صمیمی

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی با موضوع بررسی میزان پیش بینی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حمایت اطلاعاتی: شامل به دست آوردن اطلاعات ویا پیشنهادات از طریق تعامل اجتماعی با دیگران است و به عبارتی دیگر، حمایت اطلاعاتی شامل دادن توصیهها، جهت گیریها و بازخوردها به یک فرد راجع به چگونگی عملکردش میباشد و فرد را قادر میکند تا با مشکلات و سختیها کنار بیاید(۱۶, ۱۷).
در این خصوص سحاب[۳۶] و همکاران در تحقیق خود در سال ۲۰۰۲ نشان دادند که حمایت اجتماعی در افراد مسن باعث میشود که این افراد نسبت به زندگی گرایش و طرز برخورد مثبتی داشته باشند(۴۲). همچنین مارک[۳۷] و همکاران در سال ۲۰۰۵ در تحقیق خود نشان دادند که حمایت اجتماعی روی علایم فیزیکی گزارش شده توسط افراد ناشی از فشارهای زندگی که به صورت مزمن نباشند، نقش تعدیل کننده دارد(۴۳).
تحقیق دیگری که توسط لوییس[۳۸] و همکاران در سال ۲۰۰۹ انجام شده است، نشان میدهد که ابعاد مختلف حمایت اجتماعی، به ویژه حمایت عاطفی، نقش محفاظتی برای سلامت روانی دارند. حمایت احساسی و قابل لمس و مدت تماس اجتماعی، تاثیر تعدیل کنندهای روی فشارهای روانی دارد(۴۴). در همین راستا یینگ و دنیل[۳۹] در تحقیقی بر خانمهای باردار نشان دادند که حمایت اجتماعی نقش تعدیل کنندهای روی افسردگی در دوران بارداری و افسردگی بعد از زایمان در زنان چینی دارد(۴۵). جس و همکاران در سال ۲۰۰۷ در تحقیق خود نشان دادند که میزان کم حمایت اجتماعی از خانمهای باردار در دوران بارداری با افسردگی در این دوران در ارتباط است. حمایت احساسی نقش ضربهگیر[۴۰] روی مسائل تنشزا در زندگی دارد و در نتیجه تاثیر مثبتی روی بهداشت فیزیکی و روان شناختی دارد(۴۶).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

کوهن[۴۱] در سال ۲۰۰۴ بیان کرد: وقتی فردی به این باور برسد که در زمان نیاز افرادی وجود دارند که به وی کمک میکنند، توانایی آن فرد برای کنار آمدن با فشارهای روانی بهتر میشود(۴۷). در واقع وتینگتون[۴۲] در تحقیقی دو گروه را با هم مقایسه کرد، گروهی که به این باور رسیده بودند که حمایت اجتماعی دارند[۴۳] و گروهی که فقط حمایت اجتماعی گرفته بودند[۴۴] وی به این نتیجه رسید که درک داشتن حمایت اجتماعی( مانند گروه اول) نقش ضربه گیری موثرتری در برابر فشارهای روانی دارد. همچنین تایلور در سال ۲۰۰۴ نشان داد که حمایت اجتماعی نقش تعدیل کنندهای(buffer) در فشار روانی و کاهش طول دورهی بیماری دارد(۴۸).
بنابراین تحقیقات و بررسیها حاکی از آن است که داشتن حمایت اجتماعی میتواند در رضایت از زندگی افراد تاثیر گذار باشد. بدیهی است که همهی انسانها در هنگام گرفتاریها به حمایت اطرافیان و دوستان خود نیاز دارند تا احساس امنیت کنند. بنابراین حمایت اجتماعی، احساس ذهنی بهزیستی را از دو طریق متاثر میسازد: اولین روش تاثیر مستقیم[۴۵] یا تاثیر عمومی حمایت اجتماعی بر احساس ذهنی بهزیستی این است که بر رضایت از زندگی تاثیر میگذارد، درگیری افراد در شبکه های مختلف اجتماعی از جمله شبکه های دوستی و خانوادگی و ارتباطات همسایگی منابع حمایتی را فراهم میکنند که افراد با جذب بیشتر در این شبکه ها از حمایت و متعاقب آن سلامت و کیفیت زندگی بهتری برخوردار میشوند.
بر طبق مطالعات متاثر از این روش، افرادی که در شبکه های حمایتی قرار دارند، کمتر افسردهاند و عمدتاً سلامت روانی بهتری نسبت به افراد فاقد چنین شبکه های حمایتی دارا هستند. مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی، همچنین در قالب فرضیه داراییها-منافع مطرح شده است. طبق این فرضیه، فقدان حمایت اجتماعی، فی نفسه زیانآور و استرسزا است. راه های مختلفی وجود دارد که از طریق آنها اثرات مستقیم حمایت اجتماعی، بر سلامتی افراد تاثیر میگذارند.
برای مثال افرادی که دارای سطوح بالاتری از از حمایت اجتماعی هستند، ممکن است احساس تعلق و عزت نفس آنها بالاتر از کسانی باشد که دارای چنین مزیتی نیستند. این وضعیت منجر به یک چشم انداز مثبت و خوش بینانه میگردد که میتواند صرف نظر از میزان استرس تجربه شده توسط افراد، برای سلامتی آنها سودمند باشد، مثلاً از طریق افزایش مقاومت آنها در برابر عفونتها. همچنین برخی از پژوهشها نشان میدهند که سطوح بالای حمایت اجتماعی، میتوانند افراد را تشویق به انجام رفتارهای بهداشتی و اتخاذ یک سبک زندگی سالم نمایند. برای مثال، فرد برخوردار از حمایت اجتماعی، ممکن است احساس کند که دیگران به وی نیاز دارند، از این رو باید ورزش کرده، تغذیه مناسب داشته باشد و قبل از آ ن که مشکلات جسمی یا روحیاش تشدید شود به پزشک مراجعه نماید.
روش دوم شامل تاثیر غیر مستقیم[۴۶] یا فرضیه ضربه گیر: این روش از افراد در مقابل اثرات منفی در شرایط استرس زا محافظت میکند. بر اساس این مدل، حمایت اجتماعی برای افرادی مفید و موثر است که تحت فشار روانی و استرس قرار دارند. در این حال، حمایت اجتماعی همانند سپری در مقابل ضربات ناشی از استرس عمل کرده و نقش تعدیل کننده آثار منفی حوادث استرس زا را بازی میکند.
به تعبیری دیگر، مدل ضربه گیری حمایت اجتماعی، عنوان میکند حمایت اجتماعی، عمدتاً هنگامی که سطح استرس بالا است بر سلامت روانی تاثیر میگذارد. فقدان حمایت در این مدل، ضرورتاً استرسزا به حساب نمیآید، لذا تحت شرایط استرس بالا و حمایت کم، آسیب و پریشانی روانی افزایش مییابد تا تحت شرایط استرس بالا و حمایت زیاد. این کارکرد حفاظتی حمایت اجتماعی، تنها زمانی رخ میدهد که فرد با یک عامل تنشزای قوی روبرو میگردد. تحت شرایط و موقعیت های کم استرس، اثر ضربه گیری حمایت اجتماعی یا بسیار کم است یا اصلاً عمل نمیکند.
اثر ضربه گیری حمایت اجتماعی، حداقل با دو روش عمل میکند، یک روش شامل فرایند ارزیابی شناختی است. زمانی که افراد با یک عامل تنشزای شدید نظیر بحران مالی مواجه میشوند، آن دسته از افرادی که دارای سطح بالاتری از حمایت اجتماعی هستند، در مقایسه با کسانیکه از سطوح پایینتری برخوردارند، احتمال دارد که مشکل به وجود آمده را کمتر تنشزا و فشارآور ارزیابی و تفسیر نمایند. دومین راهی که حمایت اجتماعی میتواند به عنوان سپری در مقابل استرس عمل کند، از طریق تعدیل کردن پاسخ های افراد به یک عامل تنش زا میباشد.
برای مثال، افراد برخوردار از سطوح بالای حمایت اجتماعی ممکن است فردی را بشناسند که بتواند راه حلی برای مشکل آنها ارائه کند، آنها را متقاعد سازد که موقعیت به وجود آمده خیلی جدی و مشکل ساز نیست. آنها را امیدوار سازد که به نیمهی پر لیوان فکر کنند، یا روی شانس و اقبال خود تکیه کنند. افرادی که از سطوح پایینتر حمایت اجتماعی برخوردارند، به احتمال بسیار کمتر برخوردار از این امتیازها و مزایا میباشند، از این رو اثرات منفی استرس و موقعیتهای استرس زا برای آنان، بیشتر و شدیدتر از دارندگان حمایت اجتماعی بالاتر میباشد. حمایت اجتماعی ممکن است توانایی افراد را برای مقابله با عوامل آن فشار از طریق رساندن حمایتهای عاطفی و اطلاعاتی تقویت کنند و این بهبود ممکن است منجر به علایم و بیماریهای روانشناختی و جسمی کمتری شود(۱۸, ۱۹و۲۳).
هم چنین منابع گوناگونی برای دریافت حمایت اجتماعی وجود دارند که شاید بتوان گفت جنسیت، مذهب و طبقه اجتماعی از مهم ترین منابع کسب حمایت میباشند. بدین معنی، جنسیت(ایفای نقش اجتماعی مردانه یا زنانه در جامعه و رفتارهای مطابق انتظارات اجتماعی منطبق بر نقش) می تواند سبب برخورداری از میزانهای متفاوتی از حمایت اجتماعی گردیده و در نهایت بر سلامت تاثیرگذار باشد(۲۴).
پژوهشها نشان میدهند که زنان بیشتر از مردان، به دنبال یافتن حمایت عاطفی( به ویژه در وضعیتهای تنش زا) هستند و بنابراین عضو شبکه های اجتماعی بیشتری نیز میشوند. زنان شبکهی اجتماعی خود را بیشتر از مردان وسعت میبخشند و در نتیجه حمایت اجتماعی بیشتری دریافت میدارند و از آن سود بیشتری نیز میگیرند. شاید به این دلیل زنان بیش از مردان از حمایت اجتماعی سود میبرند که شبکهی اجتماعی وسیعتری دارند(۴۹). از سوی دیگر میزان دین داری(تقید مذهبی) میتواند عاملی واسط بین حمایت اجتماعی و سلامت روان محسوب گردد. دین عبارت است از باورها و عباداتی که ناظر به موجودات مقدس متعالی والگوهای اجتماعی ارتباط با آنهاست و دین داری عبارت است از میزان علاقه و احترام افراد به دین.
آیدلر و کامل[۴۷] در توضیح ساز و کارهای علی پیوند دهندهی دین با سلامتی به این نکته اشاره میکنند که تقید دینی افراد سبب تعلق آنها به شبکهای از اشخاص هم عقیده میگردد که میتوانند در مواقع مورد نیاز به همدیگر کمک کنند. به این ترتیب با افزایش یافتن داشته های مشترک فردی و میزان حمایت اجتماعی، مخاطرات بهداشتی به حداقل کاهش مییابد. در نهایت، طبقهی اجتماعی نیز میتواند عامل موثری در ادراک یا دریافت حمایت اجتماعی بوده و منجر به افزایش یا بهبود سلامت روان گردد. بر طبق نظریه علیت اجتماعی، طبقهی اجتماعی افراد و شرایط زندگی آنها از جمله فشارهای روانی شدید، شرایط کار نامناسب، عدم وجود کنترل بر محیط، سطح پایین تحصیلات و انتقال خانوادگی ارزشها موجب ابتلای آنها به بیماری روانی میگردد. تعلق به طبقات اجتماعی پایین میتواند شرایطی به وجود آورد که آسیب پذیری به بیماریهای روانی افزایش یابد. می توان انتظار داشت که افراد متعلق به طبقات بالاتر اجتماعی، به علت برخورداری از منابع ارزشمند و کمیاب، بیشتر از همتایان خود در طبقات پایینتر مورد توجه قرار گرفته و حمایت اجتماعی بیشتری کسب مینمایند(۱۸). نظریات متعددی در مورد رابطه بین روابط اجتماعی و سلامت روان مطرح شده است. نظریههای اولیه در این زمینه مدیون جامعه شناسان و روانپزشکانی چون امیل دورکیم و جان بالبی[۴۸] میباشند. موج اصلی گسترش این مفاهیم توسط انسان شناسانی چون الیزابت بوت و جان بارنز[۴۹] و جامعه شناسان کمی نگر همچون کلود فیشر و ادوارد لاومان[۵۰] به وقوع پیوست. این اقدامات به همراه کارهای همه گیر شناسانی همچون جان کاسل[۵۱] و سیدنی کوب[۵۲] به عنوان پایهای برای تحقیقات مربوط حمایتهای اجتماعی و سلامت بنیان نهاده شد(۵۰_ENREF_38).
راتوس معتقد است که حمایت اجتماعی اثرات نامطلوب فشار روانی را از پنج طریق تعدیل و تضعیف میکند:
۱-توجه عاطفی: شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم و قوت قلب دادن
۲-یاری رسانی: یعنی ارائه حمایت و یاری که به رفتار انطباقی میانجامد.
۳-اطلاعات: ارائه راهنمایی و توصیه جهت افزایش توانایی مقابلهای افراد.
۴-ارزیابی: ارائه پسخوراند از سوی دیگران در زمینه کیفیت عملکرد منجر به تصحیح عملکرد.
۵-جامعه پذیری: دریافت حمایت اجتماعی معمولاً به واسطهی جامعه پذیری بوجود میآید در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال میآورد. پژوهشها به طور ثابت بر نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی بر استرس تاکید داشتهاند. میزان مرگ و میر در مردانی که متاهل هستند به نحو معنیداری پایین تر از کسانی است که مجردند. لو معتقد است حمایت اجتماعی اثرات رویدادهای استرسزا را تعدیل میکند و به تجربه عواطف مثبت میانجامد. حمایت اجتماعی با شادکامی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد.
دیلی و آندرز[۵۳] نشان دادند که حمایت اجتماعی موجب فائق آمدن بر مشکلات زندگی زناشویی میشود. زوجینی که از حمایت اجتماعی برخوردارند رضایت بالاتری دارند. استروبی[۵۴] و همکاران اشاره کردند که حمایت اجتماعی به مثابه یک تعدیل کننده تجربه سوگ عمل میکند. افرادی که فقدان را تجربه میکنند وقتی از حمایت اجتماعی برخوردار باشند بهتر با آن کنار میآیند و بهبودی از تجربه سوگ با سهولت بهتری صورت میگیرد. همچنین حمایت اجتماعی در کاهش علائم افسردگی پس از سوگ تاثیر معناداری میگذارد(۷).
امیل دورکیم[۵۵] جامعه شناس فرانسوی اواخر قرن نوزدهم و از بنیانگذاران علم جامعه شناسی، با بررسی علمی خودکشی اهمیت پیوندهای نزدیک اجتماعی را مطرح نمود. تحلیل عالمانه دورکیم دربارهی خودکشی و نحوهی برخورد او با این مسئله چیزی فراتر از توصیف و تحلیل خودکشی و میزان آن در جامعه بود. دورکیم معتقد بود که انسان بر حسب طبیعتش، نیازمند تعلق به دیگر انسانها است و این احساس تعلق به آنها، او را به اهدافش نزدیکتر میکند. از آنجا که خودکشی حاصل یک اختلال سلامتی در بعد روانی است حال اگر جامعه نتواند امیال و خواسته های افراد را به نحو مطلوب و به مقدار متعادل تنظیم کند یا میان افراد و گروه های اجتماعی پیوند مناسب و متوازن برقرار کند، انحرافات اجتماعی از قبیل خودکشی پدیدار میشوند. وی خودکشی را نه یک تراژدی شخصی در زندگی افراد، بلکه بازتاب شرایط جامعه به عنوان یک کل میدانست و به این نتیجه رسید که میزان خودکشی با درجه همبستگی گروه های اجتماعی که افراد جزئی از آن هستند، رابطه معکوسی دارد.
جان بالبی که یکی از برترین روانپزشکان قرن بیستم است، بین سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۹ سه مفهوم عمده دلبستگی، جدایی و فقدان را مطرح کرد. بالبی برای اولین بار نظریه دلبستگی و چگونگی ارتباط آن با تکامل دوران کودکی و بزرگسالی را مطرح نمود. به نظر وی منشا بسیاری از مطالعات در خصوص حمایت اجتماعی، تحقیقات مربوط به پیوند و جدایی در سالهای نخستین زندگی میباشد. به بیان دیگر مطالعات در مورد اثرات از دست دادن روابط بین فردی، تحقیق در خصوص نقش حمایت اجتماعی را مطرح نموده است.
شواهد چشمگیری وجود دارد که نشان میدهد حمایت جامعه، نقش مهمی در سلامت افراد یک جامعه ایفا میکند و انزوای اجتماعی به بیماری منجر میشود(۵۰_ENREF_38). بخشی پور رودسری و پیروی طی تحقیقی نشان دادند که احساس ذهنی بهزیستی و حمایت اجتماعی به طور معنیداری سلامت روانی را پیشبینی میکنند.
از طرفی دیگر در هر مرحله از زندگی، نیز ممکن است جنبه هایی از حمایت اهمیت پیدا کنند و نسبت به جنبه های دیگر آن اثرات بیشتری داشته باشند(۲۴) که دورهی جوانی یکی از مراحل مهم زندگی است. در این راستا امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در ادارهی آینده کشور عهدهدار خواهند بود، یکی از اقشار مهم جامعه به حساب میآیند. اهمیت این موضوع زمانی مشخص میشود که نظری بر آمارهای رسمی از تعداد دانشجویان کشور داشته باشیم. بر طبق گزارش مرکز آمار ایران، با عنایت به آمار سال ۱۳۹۰ تعداد دانشجویان کل کشور۴۰۰۰۰۰۰ نفر اعلام شده است(۲۵). با این وجود اهمیت سلامت دانشجویان بیش از پیش مشخص میشود که احساس ذهنی بهزیستی به عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت در دانشجویان میباشد. بعلاوه احساس ذهنی بهزیستی دانشجویان علوم پزشکی به لحاظ مرتبط بودن شغل آنها با جسم و روان انسانها از اهمیت ویژهتری برخوردار است. در این راستا شناسایی عوامل تبیین کنندهی احساس ذهنی بهزیستی از جمله جنسیت(۴۱و۵۱و۵۲)، تاهل(۱۱و۱۲و۳۹و۴۱و۵۱و۵۲)، سن(۱۱و۵۲و۵۳و۵۴)، رشته تحصیلی(۴و۵۵)، مقطع و ترم تحصیلی(۵۱و۵۲و۵۳)، محل سکونت(۴و۵۲و۵۳و۵۶و۵۷)، سطح تحصیلات، سطح درآمد و غیره(۵۲و۵۸) از جایگاه ویژهای برخوردار است. لذا با توجه به تناقضات موجود در یافته های پژوهشهای ذکر شده بررسی این عوامل نیز ضروری است.
بنابراین با توجه به اهمیت احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان به عنوان قشر جوان و آینده ساز جامعه و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم حمایت اجتماعی بر آنها و رشد روزافزون تعداد دانشجویان، و خلاء تحقیقاتی نظامدار پیرامون احساس ذهنی بهزیستی در جامعهی ایرانی و همچنین توجه به این مقوله که کدام یک از ابعاد حمایت اجتماعی تاثیر بیشتری بر احساس ذهنی بهزیستی دارد، خصوصاً در مورد دانشجویان، نتایج این مطالعه میتواند در بهبود برنامه ریزیهای خرد و کلان آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و در نهایت اعتلای سلامت جامعه موثر باشد.
مروری بر مطالعات انجام شده:
مطالعات مختلفی سعی کردهاند از جوانب متفاوتی به موضوع مورد مطالعه بپردازند، بر این اساس ۹ مطالعه مرتبط با موضوع که بر اساس سال انتشار چیدمان شده، مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
از جمله مطالعهای با هدف تعیین میزان احساس ذهنی بهزیستی مردان روستایی و نقش حمایت اجتماعی و حس اجتماعی توسط کوتک[۵۶] و همکاران در سال ۲۰۱۱ در استرالیا انجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه تمام افراد جامعه و شرکت کنندگان ۱۸۵ مرد با سن بالای ۱۸ سال از روستاهای استرالیای جنوبی بودند. در این مطالعه جهت سنجش احساس ذهنی بهزیستی از پرسش نامه رضایت از زندگی دینر (SWLS) و برای سنجش حمایت اجتماعی از پرسش نامه ی حمایت اجتماعی دریافت شده و حس اجتماعی نیبر هود [۵۷]استفاده شده است. داده های پژوهش با بهره گرفتن از تحلیل رگرسیون چند متغیری اکتشافی دو مرحلهای همراه با احساس ذهنی بهزیستی بعنوان متغیر وابسته و کنترل متغیرهای مستقل مثل سن، وضعیت تاهل وکار در مزرعه، تحلیل شد. از بین سه متغیر پیش بینی کننده(حمایت اجتماعی، حس اجتماعی و استرس) متغیر حمایت اجتماعی موثرترین فاکتور پیش بینی کنندهی احساس ذهنی بهزیستی بود و نکتهی بسیار مهم اینکه مزایای حمایت اجتماعی بسیار بیشتر از مزایای حس اجتماعی و اثرات مضر استرس در نمونه های مورد پژوهش بود. در این مطالعه واریانس کل ۵۶ درصد و۷۷/۳۷ = (۶ و ۱۷۸ F( و ۰۰۱/۰≥ Pگزارش شد. نتایج این مطالعه مزایای حمایت اجتماعی بر احساس ذهنی بهزیستی در یک نمونه از مردان روستایی را نشان داد و ارتباط نسبی بین حس اجتماعی و احساس بهزیستی را مورد بررسی قرار داد. این مطالعه همچنین نشان داد که سازمانها و افراد و سیاستگزاران کشور باید از ظرفیتهای حمایت اجتماعی و حس اجتماعی افراد برای کاهش استرس و ارتقا احساس بهزیستی آنان آگاه باشند و دیگر اینکه افراد با حمایت اجتماعی بیشتر دارای احساس ذهنی بهزیستی بیشتری میباشند و همراه با احساس ذهنی بهزیستی بالاتر استرس کمتری دارند(۵۹_ENREF_40).
در ادامه مطالعهی دیگری تحت عنوان رابطه اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات خوزستان در سال ۸۹ توسط عسگری در شهر اهواز انجام شد. جامعهی آماری این پژوهش شامل کلیهی دانشجویان زن و مرد تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات خوزستان بود که تعداد آنها ۲۸۰۰ نفر میباشند که نمونهای ۳۴۰ نفری با توجه به جدول مورگان به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامهی اضطراب اجتماعی، امیدواری میلر و حمایت اجتماعی فیلیپس و رضایت از زندگی دینر استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و نتایج داده ها با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری در سطح معناداری۰۰۱/۰ p≤ نشان داد که بین اضطراب اجتماعی و احساس ذهنی بهزیستی رابطه منفی معنی داری وجود دارد ولی بین امیدواری و احساس ذهنی بهزیستی و همچنین بین حمایت اجتماعی و احساس ذهنی بهزیستی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین یافتهها نشان داد که بین اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی رابطه چندگانه معنی دار وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد که امیدواری و حمایت اجتماعی پیش بینی کنندهی احساس ذهنی بهزیستی میباشند ولی اضطراب اجتماعی در پیش بینی کنندگی احساس ذهنی بهزیستی نقش ایفا نمیکند(۱۹). در این مطالعه با بهره گرفتن از ابزار حمایت اجتماعی فیلیپس و رضایت از زندگی دینر، میزان فقدانها و حمایتهای اجتماعی که فرد طی یک سال اخیر تجربه کرده را نمیتوان مورد بررسی قرار داد.
مطالعهای تحت عنوان ارتباط بین سبک دلبستگی و احساس ذهنی بهزیستی و شادکامی و اضطراب اجتماعی توسط عبدالقادر[۵۸] در میان دانشجویان یکی از دانشگاههای ترکیه در سال ۲۰۱۰ انجام شد. افراد برای شاد بودن در زندگی با یکدیگر ارتباط دارند اما این ارتباط همیشه آنطور که مورد انتظار است انجام نمیشود. گاهی اوقات دانشجویان دربارهی یک ارتباط فعل و انفعالی در جامعه مشکل دارند. این مشکل می تواند مرتبط با فاکتورهای زیادی باشد. برخی از این فاکتورها شامل: سطح شادکامی افراد، سطح احساس ذهنی بهزیستی و سبک دلبستگی و همچنین سطح اضطراب اجتماعی می باشد. هدف از این مطالعه جستجوی ارتباط بین احساس ذهنی بهزیستی و سبک دلبستگی و شادکامی در ارتباط با اضطراب اجتماعی است. همچنین مدل اسکن در این مطالعه استفاده شده است. این مطالعه بر روی ۳۰۵ نفر از دانشجویان دانشگاه ترکیه[۵۹] انجام شد و داده ها با spss نسخهی ۱۶ آنالیز شدند. نتایج نشان داد که یک ارتباط مثبت معنیدار بین احساس ذهنی بهزیستی و شادکامی و یک ارتباط منفی معنیدار بین احساس ذهنی بهزیستی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان وجود دارد. همچنین بین اضطراب اجتماعی و شادکامی در دانشجویان ارتباط آماری معنیدار وجود ندارد بعلاوه پریشانی حواس، ترس و سطح اضطراب اجتماعی دانشجویان بدون دلبستگی، بالاتر از سطح اضطراب دانشجویان دارای دلبستگی میباشد و همچنین سطح اضطراب دانشجویان دارای احساس بهزیستی از بقیهی دانشجویان کمتر است(۶۰).
مطالعهی دیگری با هدف بررسی جامعه شناختی رابطه حمایت اجتماعی با سلامت روان و نیز شناسایی ارتباط بین جنسیت، طبقهی اجتماعی و دین داری با میزان حمایت اجتماعی توسط ریاحی و همکاران در سال ۸۹ در مازندران انجام گرفت. جامعهی مورد مطالعه، تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی بودند که در پردیس دانشگاه مازندران(واقع در شهر بابلسر) تحصیل میکردند.که تعداد نمونه با به کار گیری فرمول نمونه گیری کوکران ۴۰۰ نفر انتخاب گردید و با روش نمونه گیری تصادفی طبقهای نسبتی[۶۰] انجام گردید. جهت گردآوری داده ها، پرسش نامه خود اجرا[۶۱] مورد استفاده قرار گرفته است که پرسشنامه در دو بخش اصلی طراحی و تنظیم شده بود: بخش اول شامل ویژگیهای اجتماعی-جمعیتی پاسخگویان و پایگاه اجتماعی-اقتصادی والدین. بخش دوم شامل مجموعه ای از گویه ها در قالب سه مقیاس مستقل راجع به دین داری، میزان حمایت عاطفی ادراک شده و نرخ سلامت روان. برای سنجش اعتبار پرسش نامه ومقیاسهای به کار رفته در آن، از روش اعتبار صوری و جهت اندازه گیری پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور سنجش سلامت روان و حمایت اجتماعی به ترتیب از آزمونهای SCL-25 و زیمت استفاده گردیده است. بر اساس نتایج تحقیق، سلامت روان دانشجویان پسر بهتر از دختران بوده و رابطه مستقیم و معناداری بین میزان حمایت اجتماعی و سلامت روان مشاهده شده است. این در حالی است که بین سلامت روان با میزان دین داری و طبقهی اجتماعی رابطه معناداری مشاهده نشده است. علاوه بر این، دانشجویان دختر، دانشجویان متعلق به طبقات اجتماعی بالاتر و دانشجویان دین دارتر، حمایت اجتماعی بالاتری را ادراک و گزارش کرده بودند. نتایج رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که حمایت اجتماعی و جنسیت اثرات مستقیمی بر سلامت روان داشتهاند، در حالی که طبقهی اجتماعی و دین داری از طریق افزایش میزان حمایت اجتماعی ادراک شده، اثرات غیر مستقیمی بر سلامت روان دانشجویان گذاشتهاند(۱۸).
در این مطالعه جهت سنجش سلامت روان به ابعاد شناختی آن به طور جداگانه توجه نشده و همچنین ابعاد حمایت اجتماعی نیز مورد تفکیک قرار نگرفته است.
مطالعهای با هدف تعیین ارتباط بین حمایت اجتماعی و سلامت روان در دانشجویان تهران توسط پیروی و همکاران در سال ۸۹ در تهران انجام شد. مطالعه از نوع توصیفی به روش نمونه گیری سرشماری روی ۲۹۱۶ دانشجوی ورودی جدید سال تحصیلی ۸۵-۱۳۸۴ (۱۱۷۶ مرد و ۱۷۳ زن) در دانشگاه تهران انجام شده است. دانشجویان پذیرفته شده در محدودهی زمانی ثبت نام به غرفه مرکز مشاوره دانشجویی مراجعه و با راهنمایی کارشناسان از سه پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی، سلامت عمومی ۱۲ سوالی(GHQ-12) و مقیاس حمایت اجتماعی(SSS) استفاده کردند. تحلیل آماری داده ها با آزمونهای t ، ANOVA وRegression انجام شد. میانگین سنی این دانشجویان ۶۱/۱±۱۹، میانگین نمره سلامت عمومی ۶۹/۴ ±۵۳/۹ و حمایت اجتماعی ۲۱/۲ ±۱۵/۱۰ بود. نتیجه آزمون نشان داد که با افزایش میزان حمایت اجتماعی نمره سلامت عمومی کاهش یافته، یعنی وضعیت سلامت عمومی بهبود مییابد. در نتیجه حمایت اجتماعی با سلامت روان رابطه مستقیم و معنی دار دارد. نتایج پژوهش نشان داد که دانشجویان دختر، متاهل، رشته دبیرستان علوم تجربی، محل سکونت تهران، دبیرستان شاهد، سهمیه ورودی منطقه یک، دانشکده هنر و پیش بینی محل سکونت با خانواده، دارای حمایت اجتماعی بالاتری هستند که خود یک فاکتور محافظتی در مقابل بحرانها و استرسها محسوب میگردد(۲۳).
همچنین مطالعهای تحت عنوان نقش حمایتهای اجتماعی در کیفیت زندگی سالمندان توسط فردین علی پور و همکاران در سال ۱۳۸۸ در شهر تهران انجام شد. این تحقیق از نوع علی-مقایسه ای می باشد. جامعهی پژوهش کلیهی سالمندان بالای ۶۰ سال ساکن در ناحیهی ۲۲ منطقه ۲ شهرداری تهران میباشد و حجم نمونه با احتساب ریزش ۱۰ درصد ۱۰۰ نفر می باشد. برای سنجش کیفیت زندگی از پرسش نامهی کیفیت زندگی مخصوص سالمندان و برای سنجش حمایت اجتماعی از پرسش نامهی حمایت اجتماعی نوربک استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمونهای رگرسیون و ضریب همبستگی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد حمایت عاطفی، بیشترین تاثیر را بر کیفیت زندگی سالمندان دارد و انواع حمایت اجتماعی بیشترین همبستگی را با بعد اجتماعی کیفیت زندگی داشتند. بنابراین توجه به عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت در سالمندان، از جمله حمایتهای اجتماعی از اهمیت شایانی برخوردار است(۵۰_ENREF_38).
مطالعهای تحت عنوان حمایت اجتماعی و هوش هیجانی بعنوان پیش بینی کنندههای احساس ذهنی بهزیستی در سال ۲۰۰۸ در استرالیا توسط گالاقر[۶۲]و همکاران انجام شد. نمونه های این پژوهش ۲۶۷ بزرگسال(۱۹۶ زن) بودند که ابزارهای رضایت از زندگی دینر(SWLS) و احساسات مثبت و منفی(PANAS)، حمایت اجتماعی و هوش معنوی و شخصیت و مطلوبیت اجتماعی را بدون نام پرکردند. پرسش نامهها در مکانهای عمومی سرتاسر شهر و یک منطقهی حومه شهر پخش شد و از ۱۲۰۰ پرسش نامه فقط ۲۶۷ عدد از آنها برگردانده شد. تحلیل رگرسیون چند متغیری اکتشافی نشان داد که حمایت اجتماعی و هوش معنوی و اثرات متقابل آنها بطور موثری احساس ذهنی بهزیستی را پیش بینی میکنند و به ترتیب واریانس ۴۴ درصد و۵۰ درصد و ۵۰ درصد برای هر یک از متغیرهای احساس ذهنی بهزیستی و احساس مثبت و احساس منفی بررسی شد. در گام بعد حمایت اجتماعی، احساسات منفی و احساس ذهنی بهزیستی را پیش بینی کرد و در گام آخر هوش معنوی، احساس مثبت و احساس ذهنی بهریستی را پیش بینی کرد. این مطالعه ارزش پیش بینی کنندگی حمایت اجتماعی، هوش معنوی و ارتباط متقابل آنها بر احساس ذهنی بهزیستی را بخوبی نشان میدهد(۶۱_ENREF_39). در این مطالعه در بررسی حمایت اجتماعی، فقدانهایی که فرد اخیراً تجربه کرده و ابعاد مختلف حمایت اجتماعی بطور مجزا بررسی نشده است.
مطالعهای با هدف بررسی تفاوتهای جنسیتی در رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی در بین دانشجویان ایرانی توسط قائدی و همکاران در تهران انجام شد. این پژوهش تحلیلی بر روی سه نمونه دانشجویی انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس در سال ۱۳۸۶ از بین دانشجویان دانشگاه تهران و علامه طباطبایی انتخاب شدند. نمونه مورد استفاده پژوهش اول شامل۲۱۴ دانشجوی دانشگاه تهران(۱۱۰ دختر و ۱۰۴ پسر)، با میانگین سنی ۸/۲۲ است. نمونه مورد استفاده در پژوهش دوم شامل ۲۳۶ دانشجوی دانشگاه های تهران و علامه طباطبایی(۱۷۵ دختر و ۶۱ پسر)، با میانگین سنی ۵/۲۰ است. نمونه مورد استفاده در پژوهش سوم شامل ۲۰۵ دانشجوی دانشگاه تهران (۱۱۷ دختر و ۸۸ پسر) با میانگین سنی ۴۴/۲۱ است. ابزار مورد استفاده در پژوهش را مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، عواطف مثبت و منفی، رضایتمندی از زندگی، بهزیستی روان شناختی و بهزیستی اجتماعی تشکیل دادند. تحلیل رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد. در یافته های پژوهش اول آن که وجوه مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده پیش بینی کنندههای بهتری برای رضایت مندی از زندگی و تعادل عاطفی در دختران نسبت به پسران هستند. دوم اینکه بهزیستی روان شناختی و اجتماعی در دختران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از خانواده و در پسران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از دوستان پیش بینی میشود. سومین یافته آن است که حمایت اجتماعی ادراک شده از فرد خاص و از افراد گروه دانشکده اثری بر روی ابعاد مختلف بهزیستی فرد ندارند(۱۴).
مطالعهای تحت عنوان بررسی میزان رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان ورودی جدید دانشگاه تهران توسط بخشی پور رودسری و همکاران در سال ۸۴ در تهران انجام گرفت. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان دختر و پسر پذیرفته شده در کنکور سال ۸۲-۸۱ دانشگاه تهران بودند. از کلیه دانشجویان ورودی یعنی ۳۲۶۱ نفر درخواست شد تا پرسشنامه ویژگی جمعیت شناختی را به همراه سه پرسش نامه دیگر شامل: ۱- پرسش نامه سلامت عمومی فرم ۱۲ سوالی[۶۳] که از سوی گلدبرگ[۶۴] برای شناسایی اختلالهای روانی غیر روان پریشی معرفی شده، ۲-پرسش نامه رضایت از زندگی زمانی(TSWLS)[65] که از سوی پاوت، دینر و سو معرفی شده، ۳-مقیاس حمایت اجتماعی(SSS)[66] تکمیل نمایند. به منظور تحلیل داده های جمع آوری شده از تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی به شکل معناداری سلامت روانی را پیشبینی میکنند و همچنین تاهل به شکل معناداری با بهداشت روانی بالاتر، رضایت از زندگی و احساس حمایت اجتماعی بیشتر همبسته است. به طور کلی نتایج تحقیق نشان میدهد که می توان بر حسب پارهای از متغیرها مانند شاخصهای رضایت از زندگی، حمایت اجتماعی و پارهای از ویژگیهای جمعیت شناختی، دانشجویان آسیب پذیر و در معرض خطر را شناسایی نمود(۴۱_ENREF_7).
با توجه به مطالعات ارائه شده می توان نتیجه گرفت که احساس ذهنی بهزیستی به عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت در دانشجویان میباشد که باید به تمام جوانب شناختی و عاطفی آن پرداخت که در مطالعات به این موضوع پرداخته نشده و ما در مطالعه خود به این نکته میپردازیم و همچنین میزان حمایت اجتماعی که جوانان دریافت میکنند و حمایتهایی که اخیراً از دست دادهاند که در مطالعات مورد غفلت قرار گرفته است نیز به وسیلهی ابزار مورد استفاده در پژوهش ما بررسی میشود.
فصل سوم
این فصل مشتمل بر مباحث روش پژوهش و ملاحظات اخلاقی است و مواردی که تحت عنوان روش پژوهش ارائه می گردد، شامل: نوع پژوهش، جامعه پژوهش، نمونه پژوهش، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، محیط پژوهش، حجم نمونه و روش نمونه گیری، ابزار گردآوری داده ها، اعتبار[۶۷] و اعتماد علمی[۶۸] و روش گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.
نوع پژوهش
پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد که در آن میزان پیش بینی کنندگی ابعاد حمایت اجتماعی برای احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سال ۱۳۹۲ ، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
جامعه پژوهش
جامعه این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان تشکیل میدهند که تعداد آنها در سال ۹۲، ۴۱۴۹ نفر بود و شامل دانشجویان دانشکدههای پرستاری و مامایی شهید بهشتی و شرق گیلان، پیراپزشکی، دندان پزشکی، بهداشت و پزشکی مشغول به تحصیل میباشد.
مشخصات واحدهای مورد پژوهش
نمونه ها باید دانشجوی یکی از دانشکدههای پرستاری و مامایی، پزشکی، پیراپزشکی، بهداشت، دندانپزشکی گیلان باشند.
محیط پژوهش
محیط پژوهش در این مطالعه، دانشگاه علوم پزشکی گیلان شامل دانشکده های پرستاری و مامایی-پزشکی-پیراپزشکی-بهداشت-دندانپزشکی استان گیلان میباشد. محیط فوق طبیعی بوده و هیچ دستکاری توسط پژوهشگر در آن صورت نمی گیرد.
تعیین حجم نمونه:
نمونه های پژوهش در این مطالعه ۳۱۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودند که جهت نمونه گیری دانشکدهها به عنوان طبقه در نظر گرفته شدند و نمونه گیری به روش طبقه بندی تصادفی شده با حجم برابر انجام شد با توجه به تحقیق مشابه توسط عسگری و همکاران در سال ۱۳۸۹ تحت عنوان رابطه اضطراب اجتماعی، امیدواری، و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان(۱۹)، با اطمینان ۹۵% بر حسب فرمول نمونه گیری زیر برآورد گردید و از هر دانشکده( پرستاری و مامایی، پزشکی، پیراپزشکی، بهداشت، دندانپزشکی) ۶۲ دانشجو انتخاب شدند.
+۳
r=0/4

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد درباره ابعاد حقوقی پیمان استراتژیک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گفتار اول: قوانین داخلی افغانستان
در ذیل این بحث بیشتر هدف بررسی پیمان امنیتی افغانستان و آمریکا است که در برگیرنده مصونیت قضایی و اسقرار پایگاه های نظامی است. پیمان استراتژیک به دلیل اینکه تنظیم کننده روابط غیر نظامی است، مشکل خاصی از این منظر در آن دیده نمیشود.
یکی از مهمترین قوانین در تمامی کشورها قانون اساسی است. این قانون که بیان کنند اصول اساسی نظام و حقوق اساسی اتباع است. از نقش عالی و برتر بر تمامی قوانین در کشور برخوردار است. جایگاه قانون اساسی در میان قوانین یک کشور، آن‌قدر بلند و ارجمند است که از آن به قانون مادر یا ام القوانین یاد می‌شود. به همین دلیل در رده مراتب قوانین، قانون اساسی در درجه اول قرار می‌گیرد. تمام قوانین و فرمان‌ها، بخشنامه‌ها دیگر که همگی در اداره کشور در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… نقش حیاتی و بنیادین دارند، باید در چارچوب قانون اساسی و مطابق با مفاد و روحیه و احکام آن وضع شوند و چنانچه کمترین مخالفت یا تعارض با احکام قانون اساسی داشته باشند، هرچند بهترین قانون و درباره مهم‌ترین موضوع هم باشد، از اعتبار ساقط بوده و باطل و ملغی می‌شود. یکی از موضوعات که در قوانین اساسی کشورهای اسلامی مطرح بحث است موضوع دین و مذهب یا شریعت است. قوانین اساسی کشورهای اسلامی رویکردهای متفاوت نسبت به این مقوله داشته‌اند[۲۹۶].
در قانون اساسی جدید افغانستان نظام جمهوری اسلامی پذیرفته‌شده و در ماده دوم آن، دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان، دین اسلام بیان‌شده است. جایگاه دین اسلام و شریعت اسلامی را چنین بیان نموده است «در افغانستان هیچ قانونی نمی‌تواند مخالف معتقدات اسلامی و احکام دین مقدس اسلام باشد[۲۹۷].»
در این نگاه مشروعیت قوانین و معاهدات، به عدم مخالفت آن به با احکام اسلام بستگی دارد. مطابق این رویکرد، یک نگاه حداقلی، به دین، درروند قانون‌گذاری و اجرایی کشور وجود دارد. این اصل، معیار پذیرش و اعتبار تمام قوانین و معاهدات را معین کرده که مخالف احکام اسلامی‌اند، اگرچه موافق سایر ارزش‌های مندرج در این قانون مانند منشور سازمان ملل باشد، بازهم اعتباری ندارند[۲۹۸]. شکل‌بندی ماده سوم قانون اساسی افغانستان نسبتاً مبهم بوده و این حکم می‌تواند به‌طور وسیع تفسیر شود. این اصطلاحات نه‌تنها می‌تواند به‌طور استدلالی شامل شریعت[۲۹۹] در معنای دقیق آن باشد، بلکه شامل فقه[۳۰۰] نیز می‌توانند باشند[۳۰۱].
مواد ۱۲۰ و ۱۲۲ قانون اساسی افغانستان شرایط و الزامات ضروری مربوط به استقلال نهادی قوه قضائیه را با تعیین این امر که صلاحیت رسیدگی به دعاوی صرف بر عهده قوه قضائیه بود و هیچ قانون در هیچ حالت نمی‌تواند قضیه و ساحه‌ای (قلمرو) را از دایره صلاحیت قوه قضائیه خارج بسازد محقق نموده است[۳۰۲]. ماده ۱۲۲ قانون اساسی و ماده ۴ قانون تشکیل و صلاحیت محاکم افغانستان به‌صراحت اعلان نموده است که هیچ قانونی نمی‌تواند در هیچ حالت، قضیه یا ساحه ای را از دایره صلاحیت قوه قضائیه به‌نحوی‌که در این فصل تحدید شده خارج بسازد و به مقام دیگری تفویض نماید. تنها استثنای که در این مورد پذیرفته‌شده ایجاد محاکم اختصاصی رئیس‌جمهور و محاکم اختصاصی عسکری است[۳۰۳].
قانون جزای افغانستان نیز در ماده ۱۴ خود بیان داشته که هر شخص که در ساحه دولت جمهوری اسلامی افغانستان مرتکب عمل جرمی ‌شود مطابق این قانون مجازات خواهد شد، ساحه دولت جمهوری اسلامی افغانستان شامل هر مکانی می‌شود که تحت تسلط افغانستان قرار داشته باشد[۳۰۴].
بنابراین اعطای مصونیت قضایی به سربازان امریکای در برابر محاکم و قوانین افغانستان که در ماد ۱۳ پیمان امنیتی آمده، در تعارض آشکار با اصل ۳ و ۱۲۲ قانون اساسی افغانستان است که بیان نموده در افغانستان هیچ قانونی نمی‌تواند برخلاف معتقدات و احکام دین اسلام باشد، یا ساحه و قضیه‌ای را از دایره صلاحیت محاکم افغانستان خارج سازد. با توجه با آنچه اسلام در مورد استقلال قضایی اقلیت‌های مذهبی که رسماً واجد تابعیت حقیقی کشورهای اسلامی نیستند مقرر داشته، می‌توان ارزش حقوقی مصونیت قضایی را روشن نمود؛ زیرا این‌گونه معاهدات (دارای مصونیت قضایی) تا آنجا که با مقررات اسلامی مطابقت میکند امر مشروعی است؛ اما مسئله جرائم و مجازات به‌هیچ‌وجه با قوانین جزایی اسلام وفق نمی‌کند؛ زیرا اقلیت‌های مذهبی درصورتی‌که در قلمرو حکومت مسلمین مرتکب عملی شوند که ازنظر احکام و قوانین جزایی اسلام جرم به شمار رفته و بر آن مجازاتی مقررشده باشد، طبق مقررات اسلامی مجازات خواهند شد. مگر دریک مورد که آن عمل مطابق به آیین مذهبی آن‌ها مجاز تلقی شده و ضرری به شخص ثالث وارد نکند؛ اما درصورتی‌که یکی از متخاصمین (طرف دعوا) مسلمان باشد هیچ دادگاهی جز محاکم اسلامی صلاحیت محاکمه آن‌ها را نخواهد داشت[۳۰۵]. اعطایی مصونیت قضایی در پیمان‌ امنیتی، یا پذیرش صلاحیت اجرایی قوانین و محاکم آمریکا بر نیروهای این کشور در افغانستان، علاوه بر نقض آشکار قانون اساسی افغانستان، ناقض ماده چهارم قانون تشکیلات و صلاحیت محاکم افغانستان، ماده ۱۴ قانون جزای افغانستان نیز است. جز با تعدیل قانون اساسی و قوانین دیگر نمیتوان چنین مصونیت را توجیه نمود. چنین تعارضی با قانون اساسی اعتبار حقوقی این پیمان امنیتی را در حقوق داخلی افغانستان از میان می‌برد؛ زیرا قانون اساسی افغانستان مقدم بر تعهدات قراردادی و بین‌المللی افغانستان است. مگر معاهداتی که جز لاینفک قانون اساسی به شمار رفته است مانند منشور سازمان ملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر معاهدات چندجانبه بین‌المللی که افغانستان عضویت آن را دارد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گفتار دوم: تعهدات بین‌المللی افغانستان
افغانستان با کشورها و سازمانهای مختلف منطقهای و فرا منطقه‌ای دارای روابط سیاسی و حقوقی است. تعهداتی را در مقابل آن‌ها پذیرفته است. یکی از این سازمانها، دیوان کیفری بین‌المللی[۳۰۶] است که مسئولیت رسیدگی به جنایات بین‌المللی را دارد. افغانستان در ۱۰ فوریه سال ۲۰۰۳ به این دیوان ملحق شد. صلاحیت این دیوان در رسیدگی به جرائم داخل صلاحیت آن که از سوی اتباع افغانستان یا داخل در قلمرو این کشور ارتکاب یافته باشند پذیرفت[۳۰۷].
دیوان بین‌الملل دادگستری که به‌عنوان رکن قضایی سازمان ملل متحد عمل میکند، مسئولیت رسیدگی به اعمال مخالف حقوق بین‌الملل از سوی دولت‌ها را به عهده دارد. به جرائم اشخاص حقیقی رسیدگی نمیکند. نبود یک دادگاه کیفری بین‌المللی برای رسیدگی به جرائم و جنایات ارتکابی از سوی اشخاص، همواره به‌عنوان یک خلأ در نظام حقوق بین‌الملل دیده میشد. در سال ۱۹۹۸ اجلاس دیپلماتیکی در رم برگزار شد که نمایندگان ۱۶۰ دولت، در آن حضور داشتند. این اجلاس که به‌منظور ایجاد یک‌نهاد دائمی کیفری بین‌المللی تشکیل‌شده بود. اساسنامهای را تحت عنوان (اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی[۳۰۸]) نهایی و امضا نمودند. متن اساسنامه از سوی ۱۲۰ دولت موردحمایت قرار گرفت. در اول ژانویه ۲۰۰۲ بعد از تصویب و الحاق ۶۰ دولت آن‌چنان‌که خود اساسنامه بیان داشته بود، اجرایی شد. در مارس ۲۰۰۳ اولین ۱۸ قاضی این دیوان قسم یاد نمودند. ماده ۵ اساسنامه دیوان جرائم داخل در صلاحیت آن را بیان داشته که شامل؛ جنایت نسل‌کشی یا (ژنو سید[۳۰۹]) جنایت جنگی[۳۱۰]، جنایت علیه بشریت[۳۱۱] و جنایت تجاوز است[۳۱۲]. این دیوان دارای صلاحیت تکمیلی مبنی بر رسیدگی به این جرائم است. در مقدمه اساسنامه دیوان این نکته یادآوری شده که این وظیفه هریک از دولت‌ها است که صلاحیت کیفری خود را بر کسانی که مسئول ارتکاب جنایات بین‌المللی هستند، اعمال کنند. بند ۱۵ اساسنامه بیان می‌دارد که دیوان بین‌المللی کیفری که به‌موجب این اساسنامه تأسیس می‌شود، مکمل محاکم کیفری ملی خواهد بود. ماده ۱ اساسنامه دیوان به تکمیلی بودن صلاحیت آن نسبت به صلاحیت دادگاه‌های کیفری ملی اشاره‌کرده است؛ بنابراین، در طی مذاکرات اجلاس دیپلماتیک رم[۳۱۳]، توافق حاصل گردید که مراجع واجد صلاحیت ملی، مسئولیت اصلی تحقیق یا تعقیب جنایات مشمول صلاحیت دیوان را بر عهده‌دارند. در شرایطی که دولت واجد صلاحیت در اقدامات خود ازنظر دیوان ناتوان یا بی‌میل شناخته شود. دیوان اقدام خواهد نمود. ایده اصلی برای ایجاد و تشکیل دیوان جلوگیری از بی کیفری است که افراد و اشخاص مرتکب این جنایات بین‌الملل، نباید خود را در برابر مسئولیت کیفری مشمول حمایت قرار دهند. ازجمله درصدد رد رویه‌هایی است که با اعطای مصونیت و عفو از تعقیب و یا تحمل مجازات این اشخاص را معاف می‌کنند[۳۱۴].
دولت ایالات‌متحده آمریکا از همان ابتدا با تشکیل دیوان، با در نظر داشت صلاحیتهای گستردهای که برای این دیوان قائل شده بودند مخالف بود. بنا بر همین مخالفت با دیوان، امریکا به ابزارهای سیاسی و حقوقی مختلف متوسل شده است تا تضمین کند که دیوان نمی‌تواند بر اتباعش اعمال صلاحیت کند. اقدامات آمریکا در این راستا شامل وضع قوانین و مقررات داخلی[۳۱۵]، انعقاد موافقت‌نامه‌های با سایر دولت‌ها، اعمال فشار بر سازمان ملل متحد و تصویب قطعنامههای در شورای امنیت[۳۱۶] میشوند که هریک به نحوی رسیدگی دیوان بر شهروندان این دولت را ممنوع ساخته است.
بعدازاینکه اسلوبودانمیلوسویچ[۳۱۷] در یوگسلاوی سابق دستگیرشده بود، در اختیار دیوان بین‌المللی کیفری (لاهه) قرار گرفت. ولی قبل از پایان دادرسی در مارس ۲۰۰۶ درگذشت. امریکا از فشارهای خود در روابط دوجانبه با کشورها، حداکثر بهره‌برداری را به عمل آورد تا شهروندان آمریکایی را از دسترسی دیوان کیفری بین‌المللی دورنگه دارد. آمریکا تهدید کرد درصورتی‌که که جنایات ارتکابی سربازان این کشور هنگام اجرای مأموریتهای حفظ صلح زیر نظر سازمان ملل متحد از صلاحیت دیوان استثنا نشود، در عملیات نظامی که تحت نظارت سازمان ملل متحد انجام میشود، شرکت نخواهد کرد. در پی همین اقدامات تلاش نمود تا از طریق انعقاد معاهدات و موافقت‌نامه‌ها با سایر کشورها، صلاحیت رسیدگی دیوان بر جرائم ارتکابی از سوی اتباعش و تحویل آن‌ها بدون رضایت صریح آمریکا، به دیوان کیفری بین‌المللی را ممنوع سازد. امریکا با هشتاد کشور جهان توافق دوجانبه امنیتی امضا کرده و در همه آن‌ها درخواست شده که شهروندان آمریکایی نباید مورد تعرض دیوان کیفری بین‌المللی قرارگرفته یا به این دیوان معرفی شود[۳۱۸].
بر اساس گزارش‌ دادگاه کیفری بین‌المللی تا هنوز ۹۳ مورد گزارش، از جرائم انجام‌شده در افغانستان به این دیوان رسیده است. در میان این گزارش‌ها از شکنجه و قتل افراد غیرنظامی توسط نیروهای بین‌المللی و به‌ویژه امریکا نیز یادآوری شده است. دیوان بعد از بررسی، جرائم ارتکابی را، ازجمله جرائم داخل در صلاحیت دیوان بیان کرده است. بخشی از جرائم ارتکابی قابل انتساب به نیروهای آمریکایی از نوع جرائم جنگی بوده که در هنگام حملات هوایی و زمینی توسط نیروهای این کشور ارتکاب یافته است[۳۱۹]. هرچند رسیدگی به این جرائم به دلیل حمایت شورای امینت سازمان ملل متحد از عملیات نیروهای بین‌المللی و نیز قرارداد وضعیت نیروی که افغانستان با ناتو و امریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی امضا نمود، از سوی دیوان امکان‌پذیر نیست. در این موافقت‌نامه‌ها قیدشده که دولت افغانستان اتباع امریکا و اعضای ناتو را که در افغانستان مرتکب جرم شده، بدون رضایت صریح آن‌ها، به دولت دیگر یا نهاد بین‌المللی و ازجمله دیوان کیفری بین‌المللی تحویل نخواهد داد[۳۲۰].
بند ۲ ماده ۹۸ اساسنامه دیوان اعلام می‌دارد، در موارد که دولت طرف تقاضای دیوان به‌موجب موافقت‌نامه‌های بین‌المللی متعهد است که برای تحویل دادن اشخاص به دیوان، رضایت دولت اصلی فرستنده را جلب نماید، دیوان نمی‌تواند تقاضای خود را برای تحویل شخص موردنظر به نحوی پیگیری نماید که آن دولت وادار به نقض تعهدات خویش شود، مگر آنکه دیوان ابتدا موفق شود همکاری دولت اصلی فرستنده را دایر بر اعلام رضایت نسبت به انجام تحویل موردنظر، جلب نماید. در خلال اجلاسی پنجم کمیسیون مقدماتی دیوان بین‌المللی کیفری در ژوئن ۲۰۰۲، در خصوص مقررات آئین دادرسی و ادله، در ارتباط با بند ۲ ماده ۹۸ اساسنامه دیوان، چنین تصویب شد که دیوان مجاز نیست بدون رضایت دولت فرستنده، تقاضای مذکور در حدود بند ۲ ماده ۹۸ با تعهدات ناشی از موافقت‌نامه‌های بین‌المللی که مقتضی جلب رضایت دولت فرستنده پیش از تحویل شخص موردنظر به دیوان است، مغایرت داشته باشد، پیگیری نماید.[۳۲۱]
بند ۲ ماده ۹۸ اساسنامه و شماره ۲ بند ۹ ماده ۱۹ مقرره آئین دادرسی و ادله که به این موضوع ارتباط می‌گیرد، هیچ‌یک جواز برای انعقاد معاهدات جدید که در آن چنین امتیازی برای کشورهای، فرستنده جز از طریق سازمان ملل متحد، پیش‌بینی‌شده باشد را نمیدهد. انعقاد چنین معاهدات و اعطای چنین امتیازی عملاً با فلسفه تشکیل دیوان که همان جلوگیری از بی کیفری است، در تعارض قرار دارد. به‌عنوان‌مثال در طول سال ۲۰۱۲، به تعداد ۵۷۸ نفر غیرنظامی افغان توسط نیروهای بین‌المللی طرفدار دولت کشته‌شده‌اند که یک درصد رقم مذکور، ناشی از حملات هوایی نیروهای آمریکایی بوده است[۳۲۲].
گزارش‌های در مورد شکنجه و بدرفتاری با زندانیان در زندان بگرام و سایر زندان‌های که امریکا در افغانستان داشته نیز وجود دارند که همه ازجمله جنایات بین‌المللی به شمار رفته و در صلاحیت دیوان قرار دارند. به هیچ‌یک از این جرائم، جز قضیه رابرت بلیز[۳۲۳] سرباز آمریکایی که شبانه با نقض مقررات نظامی از پایگاه خارج و باعث قتل ۱۶ نفر افغان در استان قندهار شده بود رسیدگی نشده است. محکمه نظامی امریکا این شخص را به ۲۰ سال حبس قابل‌بخشش محکوم نمود[۳۲۴].
دولت افغانستان نیز صلاحیت رسیدگی به این جرائم را مطابق تعهداتش به امریکا ندارد. افزون بر این، در شرایط فعلی توانایی تعقیب و تمایل به رسیدگی آن از سوی افغانستان موجود نیست. باوجوداینکه دیوان صلاحیت رسیدگی به جرائم ارتکاب یافته را ازنظر ماهوی دارا است؛ اما به دلیل موافقت‌نامه وضعیت نیروی میان افغانستان و امریکا اقدام عملی انجام داده نمی‌تواند. فلسفه تشکیل دیوان بر این مبنا استوار است که از بی کیفری افرادی که مرتکب جنایت بین‌المللی می‌شوند، جلوگیری به عمل آید. امضای پیمان امنیتی که در آن مصونیت قضایی در مقابل دیوان و محاکم دیگر به نیروهای آمریکا اعطاشده در تناقض با تعهدات افغانستان به این دیوان قرار دارد. ماده ۱۳ پیمان امنیتی میان افغانستان – آمریکا مصونیت قضایی برای نیروهای امریکا را به رسمیت شناخته و متعهد شده تا از معرفی اتباع امریکا به محاکم بین‌المللی یا نهاد و دولت دیگر بدون رضایت صریح این کشور خودداری نماید. درج چنین امتیازی برخلاف تعهدات افغانستان به دیوان کیفری بین‌المللی است[۳۲۵]. بند اول ماده هفتم قانون اساسی افغانستان، به‌صراحت ذکر میکند که دولت، منشور ملل متحد، معاهدات بین‌المللی که افغانستان به آن الحاق کرده و اعلامیه جهانی حقوق بشر را رعایت میکند[۳۲۶]؛ بنابراین امضای این پیمان‌ها با امریکا و شناسایی صریح عدم تحویل اعضای نیروهای نظامی این کشور به دیوان بدون رضایت صریح امریکا، برخلاف تعهدات افغانستان به دیوان کیفری بین‌المللی است. دیوان میتواند در این مورد بر افغانستان اعتراض نماید.
نتیجه‌گیری
پیمان استراتژیک و امنیتی افغانستان – آمریکا، از منظر حقوق بین‌الملل، در حالتی که این کشور، حضور نظامی، سیاسی و اقتصادی قدرتمند در افغانستان دارد و دولت افغانستان هنوز وابستگی شدید به این کشور داشته، توانایی تصمیم‌گیری مستقلانه، فارغ از فشار سیاسی و اقتصادی این کشور را ندارد. قابل‌تردید است؛ زیرا معاهده زمانی میتوانند باعث ایجاد حقوق و تعهداتی برای کشورهای عضو خود گردد که ناشی از اراده آزاد طرفین آن باشد. اراده آزاد دولت افغانستان، درحالی‌که دولت آمریکا با درک نیازمندیهای این کشور، آن را به قطع کمکهای اقتصادیاش در صورتی عدم امضای پیمان امنیتی تهدید و از آن به‌عنوان ابزار فشار بر دولت افغانستان استفاده میکند، ناقض است. هرچند ممنوعیت استفاده از فشار سیاسی و اقتصادی، در کنوانسیون حقوق معاهدات ۱۹۶۹ وین در مورد انعقاد معاهدات میان دولت‌ها درج نگردیده است. پافشاری که از سوی کشورهای جهان سوم و توسعه‌نیافته در این مورد وجود داشت منجر به صدور اعلامیه از سوی این اجلاس گردید. این اعلامیه بهره‌گیری از ابزارهای سیاسی و اقتصادی برای فشار بر کشورها، غرض تحمیل انعقاد معاهده را ممنوع ساخت. اگرچه اعلامیه ازنظر حقوقی ارزش معاهده را برخوردار نیست. به همین دلیل هنوز فشار سیاسی و اقتصادی از سوی کشورهای در انعقاد معاهدات به شکل صریح ممنوع نه شده است.
در افغانستان هیچ‌کس نمیتواند نقش تعیین‌کننده آمریکا در تصمیم‌گیری‌ها و اراده دولت‌مردان افغانستان را انکار کند؛ بنابراین انعقاد این دو پیمان، در شرایط فشار و تهدید به قطع کمکها درحالی‌که تداوم دولت افغانستان بدون این کمکها ناممکن است، کمتر از اعمال زور و تهدید نظامی نیست. پس واضح است که دولت افغانستان در انعقاد این پیمان‌ها اراده آزاد نداشته است.
پیمان امنیتی – افغانستان و آمریکا ازنظر ماهوی نیز یک پیمان تدافعی یا تهاجمی نبوده، بلکه صرف یک معاهده وضعیت نیرو است که چهارچوب حقوقی حضور نیروهای آمریکا بعد از سال ۲۰۱۴ میلادی در افغانستان را معین میسازد. هرچند در این پیمان آمریکا هر نوع تجاوز بر افغانستان را مایه نگرانی خود اعلام نموده، اما متعهد نگردیده که در صورت وقوع چنین تجاوزی اقدام به پاسخ نظامی خواهد کرد. بلکه تلاش نموده تا این موضوع به‌صورت مبهم در قالب جملات و کلمات چندپهلو بیان دارد. علاوه بر آن برخلاف تعهد افغانستان، در مقابل دیوان کیفری بین‌المللی است. افغانستان صلاحیت این دیوان را، مبنی بر رسیدگی به جرائم داخل صلاحیت آن در قلمرو خویش پذیرفته است؛ بنابراین اعطای مصونیت قضایی به نیروهای آمریکا، تعهد به عدم تحویل آن‌ها به دیوان بین‌المللی کیفری، برخلاف تعهد افغانستان به دیوان بین‌المللی کیفری است.
این پیمان‌ها ازنظر حقوق داخلی افغانستان ماهیت رسمی دارند، به‌عنوان یک معاهده رسمی پنداشته میشوند. ازنظر حقوق داخلی ایالات‌متحده آمریکا یک موافقت‌نامه اجرایی است که نیازمند تصویب کنگره آمریکا نیست. گرچه این موضوع ازنظر حقوقی مشکل ندارد، اما یکی از اهداف افغانستان از انعقاد این پیمان‌ها دریافت کمکهای اقتصادی سالانه از آمریکا است؛ بنابراین در صورت عدم موافقت کنگره به اعطای این کمکها می‌تواند مشکلات جدی میان دو کشور ایجاد نماید. پس بایستی تلاش میشد تا این تعهدات جایگاه حقوقی رسمی در قوانین آمریکا بیابد.
این پیمانها در بسیاری از موارد ناقض قانون اساسی افغانستان، است. قانون اساسی افغانستان تمامی قوانین و معاهدات بین‌المللی که مخالف این قانون یا احکام اسلامی باشد را بی‌اعتبار دانسته است؛ بنابراین امضای پیمان‌های استراتژیک و امنیتی با آمریکا که در چند مورد ازجمله ماده سوم و ۱۲۲ به شکل صریح با قانون اساسی در تقابل قرار دارد. این مخالفت با قانون اساسی باعث عدم اعتبار این پیمان‌ها، در حقوق داخلی افغانستان میگردد. شاید یکی از دلایل تلاش آمریکا برای تغییر قانون اساسی در افغانستان به بهانه تغییر نظامی سیاسی از نیمه ریاستی به پارلمانی ایجاد توازن میان این پیمان‌ها با قانون اساسی افغانستان باشد.
فصل سوم
تعهدات متقابل افغانستان- آمریکا در چارچوب پیمان‌های استراتژیک و امنیتی
مقدمه
تمامی معاهدات بین‌المللی اعم از دوجانبه و چندجانبه بیان‌کننده حقوق و تعهداتی برای اعضای آن است. هریک از کشورهای عضو یک معاهده بین‌المللی تعهداتی را در مقابل دیگری می‌پذیرد و در مقابل از حقوقی نیز بهره‌مند میشوند. بر مبنایی همین تعهدات، تکالیف و حقوق طرفین معین‌شده و مسئولیت آنها در برابر دیگر اعضا یا عضو معاهده مشخص می‌گردد.
پیمان استراتژیک افغانستان – امریکا که در اول مه سال ۲۰۱۲ میلادی[۳۲۷]، میان رئیس‌جمهور افغانستان و امریکا در کابل به امضا رسید، دارای هشت بخش و چندین بند است. این پیمان درواقع به‌عنوان نقشه راهبردی همکاریهای دو کشور در آینده است. این سند روابط دو کشور را در چهار حوزه تعریف و تبیین کرده است که این حوزه‌ها عبارت است از:
همکاری‌های نظامی و امنیتی،
کمک‌های اقتصادی و توسعه زیربناهای اقتصادی افغانستان،
تقویت همکاری‌های منطقه‌ای،
گسترش روابط فرهنگی، اجتماعی و آموزشی.
مهم‌ترین بخش، حوزه همکاریهای نظامی و امنیتی است. بخش سوم پیمان استراتژیک این موضوع را به امضای پیمان جداگانه میان دو کشور که مطابق با قوانین و دستورات داخلی دو طرف تهیه میشود، ارجاع داده است. این پیمان امنیتی نیز بعد از کشمکش فراوان، در ۸ مهر سال ۱۳۹۳ میان دو کشور به امضا رسید. مطابق با این اسناد، همکاریهای نظامی- امنیتی در سه بخش تنظیم خواهد شد:
آموزش و تجهیز نیروهای نظامی افغانستان،
کمک به نیروهای نظامی در عملیات ضد تروریسم ازجمله عملیات مشترک در صورت نیاز و درخواست افغانستان،
حمایت از افغانستان در مقابل تجاوز خارجی[۳۲۸].
هدف دولت افغانستان از امضای این پیمان‌ها تقویت روابط سیاسی- امنیتی با آمریکا و جذب کمکهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی آمریکا و دفاع از افغانستان در مقابل تجاوز خارجی بعد از سال ۲۰۱۴ است. بهطور خلاصه پیمان استراتژیک روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را پوشش داده و روابط و همکاری های نظامی را پیمان دوجانبه امنیتی تبیین می نماید. در این فصل تعهدات متقابل طرفین این پیمان‌ها را، در دو مبحث، به ترتیب ابتدا تعهدات آمریکا به افغانستان، در مبحث بعدی نیز تعهدات افغانستان به امریکا، در قالب چندین گفتار بحث خواهد شد، اینکه تا چه حد این پیمان‌ها اهداف افغانستان را از امضای این اسناد برآورده میکند.
مبحث اول: تعهدات آمریکا به افغانستان
گفتار اول: تعهدات اقتصادی
افغانستان هنوز با یک کشور باثبات و امن فاصله زیادی دارد. در افغانستان مشکلات اقتصادی و فقر، در کنار سایر عوامل مانند نبود یک حکومت مقتدر، گروه‌های مسلح غیرقانونی، عدم حاکمیت قانون و مداخلات برونی یکی از عوامل عمده ناامنی به شمار می‌رود. فقدان برنامه‌ریزی صحیح، تغییر در سیاست‌ها، عدم توجه به واقعیات ژئوپلیتیکی و اتکای بیش‌ازحد به قدرت نظامی، بدون توجه لازم به برنامه‌های توسعه و یاری‌رسانی به غیرنظامیان، عوامل اصلی دوام ناامنی در افغانستان میباشند[۳۲۹].
ایجاد و حفظ ثبات در افغانستان تنها در پرتو پیشبرد توسعه اقتصادی و فرهنگی در این کشور میسر خواهد بود؛ بنابراین باید در ارائه هر راه‌حلی برای افغانستان، پیشبرد توسعه را اولویت اصلی قرارداد. در این راستا تعهدات جامعه جهانی برای بازسازی افغانستان و رفاه مردم این کشور مجدداً موردتوجه و اولویت قرار گیرند. تاز مانی که مردم از امکانات اولیه برای زندگی برخوردار نباشند، امید به آینده زنده نشود، تولید مواد مخدر ادامه داشته، درنتیجه بیکاری، مهاجرت و بهره‌برداری گروه های مخالف و شورشی از نیروهای بیکار، تداوم خواهد داشت. سیاست کلیه بازیگران منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای افغانستان، به‌ویژه آمریکا باید در جهت کاهش فقر در این کشور و اجرای طرح‌های توسعهای به‌منظور بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه باشد[۳۳۰].
پیمان استراتژیک و امنیتی منعقده میان افغانستان و امریکا نیز این مهم را موردتوجه قرار داده است. هردو پیمان نیاز افغانستان، به کمک‌های کشورهای خارجی، به‌ویژه آمریکا را برای توسعه اقتصادی افغانستان ضروری دانسته است. در مقدمه این پیمان‌ها نیز تقویت نهادهای دولتی، حمایت از توسعه اقتصادی و اجتماعی درازمدت، گسترش همکاریهای منطقه‌ی، اهداف عمده‌ را تشکیل می‌دهند[۳۳۱]. در بخش پنجم پیمان استراتژیک، انکشاف اقتصادی و اجتماعی، ظرفیت‌سازی منابع بشری و مدیریت منابع طبیعی افغانستان، برای ثبات منطقه‌ی، رشد اقتصادی پایدار و احیای مجدد افغانستان در پی بیش از سه دهه جنگ، حیاتی پنداشته است. عمده‌ترین تعهدات طرفین در این بخش که بیشتر در پیمان استراتژیک بیان شده عبارت‌اند از:
درخواست منابع مالی جهت ارائه مساعدت‌های اقتصادی و اجتماعی از سوی ایالات‌متحده آمریکا برای افغانستان و بهبود دستگاه‌های مالی، به‌منظور مؤثریت کمکهای خارجی، ارتقای شفافیت و حساب دهی، مبارزه با فساد و تطهیر پول، با ایجاد مکانیسم‌های حقوقی مطابق با تعهدات‌ ملی و بین‌المللی افغانستان.
تقویت اقتصاد بازار، حمایت از انکشاف پایدار و خودکفائی، ایجاد زیربناهای ترانسپورتی، تجارت و ترانزیت، آب و انرژی، منابع طبیعی، جلب سرمایه‌گذاری خارجی، تقویت بخش خصوصی افغانستان با بهره گرفتن از سیستم ترجیحات.
انکشاف ظرفیت‌های بشری، بهبود آموزش‌وپرورش، آموزش عالی و ایجاد فرصتهای آموزشی برای افغانها
چند دهه جنگ در افغانستان تمامی زیربناهای اقتصادی این کشور را از میان برده است. بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن حکومت جدید، افغانستان با دریافت کمک‌های خارجی، توانسته تا بودجه عادی و انکشافی اندکی را در اختیار داشته باشد. درآمد اقتصادی افغانستان وابسته به کشورهای کمک‌کننده است. اگرچه در حال حاضر پیشرفتهای درزمینه جمع‌ آوری مالیات وجود دارد، اما افغانستان یک کشور واردکننده خالص ابزار و خدمات است. یک ارزیابی نشان می‌دهد که از ۲۹٫۸ میلیون شهروند، ۳۶ درصد آن زیرخط فقر زندگی می‌کنند[۳۳۲].

نظر دهید »
دانلود فایل ها با موضوع : تکمیل منسوج ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل ‏۲‑۲- مراحل لایه­نشانی احیایی
بعد از تهیه محلول، جهت زدودن چربی و آلودگی‌های سطحی ابتدا پارچه در محلول حاوی ۲ گرم بر لیتر شوینده در دمای ۶۰ درجه سانتیگراد به مدت ۳۰ دقیقه شستشو داده شد. قبل از فرایند حساس­سازی و فعال­سازی، پارچه توسط پلاسمای اکسیژن یا سدیم هیدروکسید مورد عمل قرار گرفته شد. پس از آبکشی به مدت ۱۰ دقیقه در دمای محیط در محلول اسیدی کلرید قلع غوطه­ور گردید تا عملیات حساس‌سازی روی سطح پارچه انجام گیرد. سپس پارچه‌ با آب دوبار تقطیر آب‌کشی شد و بعد از حساس­سازی، پارچه به مدت ۱ دقیقه در دمای محیط در محلول اسیدی کلرید پالادیوم قرار داده شد تا سطح پارچه فعال شود. پس از مرحله‌ی فعال‌سازی، پارچه‌ی فعال­شده به مدت ۵ دقیقه با آب دوبار تقطیر آب‌کشی شد.
روش لایه­نشانی احیایی با مس
پس از عملیات حساس سازی و فعال سازی، نمونه در محلول لایه نشانی با مس که شامل: ۳ گرم بر لیتر سولفات مس، ۴/۰ گرم بر لیتر سولفات نیکل،۱۱ گرم بر لیتر هیپوفسفیت سدیم،۱۰ گرم بر لیتر سیترات سدیم و ۱۱ گرم بر لیتر اسید بوریک می­باشد، غوطه­ور گردید. نمونه به مدت ۲۰ دقیقه تحت دمای۸۰ درجه سانتیگراد باقی می ماند و pHحمام به وسیله سود در ۵/۹ تنظیم شد.
پس از لایه‌نشانی، به منظور تثبیت و جلوگیری از اکسیداسیون نهایی، پارچه‌ی پوشش داده شده را به مدت ۲۰ دقیقه در آب دوبار تقطیر با دمای ۴۰ درجه سانتیگراد قرار داده شد. سپس پارچه‌ی لایه‌نشانی شده در دمای۷۵ درجه سانتیگراد در آون خشک شد.
لایه­نشانی احیایی با نیکل
مواد مورد استفاده در لایه‌نشانی با نیکل
پارچه‌ی ۱۰۰ درصد پلی­استر با تراکم تار و پود (۳۰×۳۵) و ابعاد نمونه ۵ × ۵ سانتی­متر ، شوینده Dyatex ANW (آنیونیک/نانیونیک) از شرکت دایر شیمی، سود(NaOH)، کلرید قلع(SnCl2)، اسید کلریدریک(HCL)، کلرید پالادیم (PdCl2)، سولفات نیکل(NiSO4.6H2O)، هیپوفسفیت سدیم(NaH2PO2.H2O)، اسید بوریک (H3BO3)و سیترات سدیم(C6H5Na3O7.2H2O) است همه این مواد شیمیایی از شرکت مرک آلمان خریداری شده است.
روش لایه­نشانی احیایی با نیکل
مراحل لایه نشانی احیایی نیکل بر روی پارچه­ی پلی­استری مشابه فرایند لایه­نشانی احیایی مس است و فقط در محلول لایه­نشانی احیایی نیکل، سولفات مس وجود ندارد. پس از عملیات حساس­سازی و فعال­سازی، نمونه ­ در محلول لایه­نشانی نیکل که شامل: ۲ گرم بر لیتر سولفات نیکل، ۵ گرم بر لیتر هیپوفسفیت سدیم،۵/۱ گرم بر لیتر سیترات سدیم،۴ گرم بر لیتر اسید بوریک می­باشد، غوطه­ور می­گردد. نمونه به مدت ۷۰ دقیقه تحت دمای ۷۰ درجه سانتیگراد باقی ­ماند. pHحمام به وسیله سود ۱۰ تنظیم شد.
پس از لایه‌نشانی، به منظور تثبیت و جلوگیری از اکسیداسیون، پارچه‌ی پوشش داده شده را به مدت ۲۰ دقیقه در آب دوبار تقطیر با دمای ۴۰ درجه سانتیگراد قرار داده شد. سپس پارچه‌ی لایه‌نشانی شده در دمای۷۵ درجه سانتیگراد درآون خشک شد.
مواد و روش­های مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط پلیمرهای رسانا

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مواد و روش­های مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط پلیمر رسانای پلی­انیلین
مواد برای پوشش­دهی منسوجات با بهره گرفتن از پلی­انیلین
مونومر انیلین که از شرکت آلدریچ تهیه شده بود و قبل از استفاده دو بار تقطیر شده و در زیر دمای ۱۸- نگهداری گردید. عامل دوپینگ آمونیوم پرسولفات (APS)[23]، اسید کلریدریک (HCL) ، AMPSA[24] و DCA[25] همگی از شرکت مرک و شوینده Dyatex ANW (آنیونیک/نانیونیک) از شرکت دایر شیمی خریداری شده است. پارچه پلی استر و در تمامی مراحل آزمایش از آب دو بار تقطیر استفاده شده است.
پوشش­دهی منسوجات با بهره گرفتن از پلی­انیلین به روش پلیمریزاسیون شیمیایی
ابتدا قبل از انجام آزمایش باید از خالص بودن منومر انیلین مطمئن شد به همین دلیل برای تصفیه و خالص سازی منومر انیلین، نمونه ناخالص اولیه در اثر حرارت تبخیر شده و بخار های حاصل، در یک مبرد، به صورت منومر خالص انیلین جمع­آوری گردید. این عملیات در دمای جوش بین۴۰ تا ۱۵۰ درجه سانتیگراد در آزمایشگاه انجام می­ شود. همانطور که در شکل ۲-۳ نشان داده شده است.
شکل ‏۲‑۳- تقطیر مونومر
پس از شستشوی اولیه و فرایند آماده ­سازی، پارچه دور همزن مکانیکی پیچیده و در محلول مونومر قرار داده شد. سرعت همزن ۵۰ دور بر دقیقه تنظیم گردید. محلول مونومر شامل ۶/۰ مولار مونومر انیلین در اسیدکلریدریک ۵/۳ مولار بود. به منظور آغشته شدن پارچه با محلول مونومر، پارچه به مدت دو ساعت در دمای ۴۰ درجه همراه با همزن در محلول مونومر غوطه­ور گردید. سپس محلول مونومر را در حمام آب[۲۶] با دمای ۵ درجه قرار داده شد همانطور که در شکل ۲-۴ نشان داده است.
شکل ‏۲‑۴- حمام آب
سپس محلول اکسیدکننده (شامل ۶/۰ مولار آمونیوم پرسولفات در اسیدکلریدریک ۱ مولار ) قطره قطره توسط بورت به مدت یک ساعت به محلول مونومر اضافه شده و بعد از تمام شدن ماده اکسیدکننده، محلول حاصل به مدت ۲ ساعت به وسیله همزن مکانیکی هم­زده شد. سپس با آب دوبار تقطیر شستشو داده شده و در آون تحت دمای۷۰ درجه سانتیگراد به مدت ۲۰ دقیقه خشک شد.
پوشش­دهی منسوجات با بهره گرفتن از پلی­انیلین به روش اسپری
۱ گرم پلی­انیلین و ۹/۰ گرم AMPSA را در هاون چینی بخوبی با هم مخلوط کرده یک پودر خاکستری رنگ بدست می ­آید. پس از چند بار الک کردن و بدست آمدن پودر مناسب، محلول ۲ و ۵ درصد وزنی به حجمی از این مخلوط با DCA تهیه گردید. محلول حاصل با بهره گرفتن از پیستوله بر روی سطح پارچه اسپری شده سپس در آون با دمای ۷۰ درجه خشک گردید.
پوشش­دهی منسوجات با بهره گرفتن از پلی­انیلین به روش غوطه­وری
۱ گرم پلی­انیلین و ۹/۰ گرم AMPSA را در هاون چینی بخوبی با هم مخلوط کرده یک پودر خاکستری رنگ بدست می ­آید. پس از جند بار الک کردن و بدست امدن پودر مناسب، محلول ۲ و ۵ درصد از این مخلوط با DCA تهیه شد. سپس زیرلایه­ به مدت ۱۰ یا ۳۰ دقیقه در محلول غوطه­ور شده سپس در آون با دمای ۷۰ درجه خشک شد.
مواد و روش­های مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط پلی­پیرول
مواد برای پوشش­دهی با بهره گرفتن از پلی­پیرول
منومر پیرول و سطح فعال [۲۷]SDDBS که از شرکت آلدریچ تهیه شده بودند. کلرید آهن (FeCl3) از شرکت مرک خریداری شد در آزمایشات مورد استفاده قرار گرفتند. پارچه پلی استر از شرکت ایران تافته خریداری شد. در تمامی مراحل آزمایش از آب دو بار تقطیر استفاده شده است.
پوشش­دهی منسوج با بهره گرفتن از پلی­پیرول به روش پلیمریزاسیون شیمیایی
ابتدا قبل از انجام آزمایش باید از خالص بودن منومر پیرول مطمئن شد به همین دلیل منومر پیرول مثل انیلین تصفیه و خالص سازی شد.
پارچه­ی پلی­استری آماده ­سازی شده با پلاسمای اکسیژن یا هیدرولیز قلیایی دور همزن مکانیکی (با سرعت ۵۰ دور بر دقیقه)، پیچیده و در محلول مونومر قرار داده شد، همانطور که در شکل ۲-۴ مشاهده نشان داده شد. محلول مونومر (شامل ۱ مولار مونومر پیرول و ۰۱/۰ مولار سطح فعال سدیم دودسیل بنزن سولفونات در ۵۰ سی­سی آب دوبار تقطیر) در حمام آب با دمای ۵ درجه سانتیگراد قرار داده شد.
برای اینکه پارچه بخوبی به محلول مونومر آغشته شود به مدت ۳۰ دقیقه قبل از شروع واکنش همراه با همزن در محلول مونومر قرار گرفته شد. سپس محلول ۵/۰ مولار کلرید آهن را که به وسیله دستگاه اولتراسونیک در ۵۰ سی­سی آب دوبار تقطیر کاملاً حل شده، به عنوان اکسیدکننده به وسیله بورت قطره قطره به مدت ۳۰ دقیقه به محلول مونومر اضافه گردید. بعد از تمام شدن ماده اکسیدکننده، محلول حاصل به مدت ۷۵ دقیقه به وسیله همزن مکانیکی هم­زده شد. سپس به منظور برداشت مونومرهای واکنش نداده پارچه با آب دوبار تقطیر و اتانول شستشو داده شده و در آون تحت خلا با دمای ۶۰ درجه سانتیگراد خشک شد.
پوشش دهی منسوج با بهره گرفتن از پلی­پیرول به روش CVD
پارچه­ی پلی­استری مورد عمل قرار گرفته با سدیم هیدروکسید یا پلاسمای اکسیژن به مدت ۱۵ دقیقه در محلول آبی ۰۱۱/۰ مولار SDDBS غوطه­ور شده سپس به مدت ۱۵ دقیقه در محلول اتانول حاوی کلریدآهن ۱/۰ مولار قرار داده شد. برای پوشش­دهی پارچه به روش CVD، پارچه­ی آغشته شده به مدت ۲۴ ساعت در دمای اتاق در معرض بخار مونومر پیرول قرار داده شد. سپس پارچه­ها با آب دوبار تقطیر شستشو داده شده و در آون تحت خلا با دمای ۴۰ درجه خشک شد.
مواد و روش­های مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط لایه­نشانی با نانو­ذرات کامپوزیتی
مواد و روش مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط لایه­نشانی کامپوزیتی از پلیمر رسانا انیلین با فلز مس
به منظور لایه­نشانی کامپوزیت بر روی منسوج، لایه­نشانی احیایی پارچه پلی­استر همانند بخش ۲-۳-۱ انجام شد بعد از لایه­نشانی نمونه همانند بخش ۲-۴-۱-۲ دور همزن مکانیکی­ (با سرعت ۴۰ دور بر دقیقه) پیچیده و وارد محلول پلیمریزاسیون شد. بعد از آغشته شدن پارچه با محلول مونومر به مدت ۳۰ دقیقه، محلول اکسیدانت به صورت قطره قطره توسط بورت به مدت ۳۰ دقیقه به داخل محلول مونومری که در ۵ درجه سانتیگراد قرار داده شد، اضافه گردید و بعد از تمام شدن ماده اکسیدکننده، محلول حاصل به مدت ۷۵ دقیقه به وسیله همزن مکانیکی هم­زده شد. سپس با آب دوبار تقطیر و اتانول شستشو داده و در آون تحت خلا با دمای ۶۰ درجه سانتیگراد خشک شد.
مواد و روش مورد استفاده برای ساخت منسوج رسانا توسط لایه­نشانی کامپوزیتی از پلیمر رسانا انیلین با فلز نیکل
به منظور لایه­نشانی نانوذرات کامپوزیت بر روی منسوج، لایه­نشانی احیایی پارچه پلی­استر همانند بخش ۲-۳-۲ انجام ­شده بعد از لایه­نشانی نمونه همانند بخش ۲-۴-۱-۲ دور همزن مکانیکی ( با سرعت ۴۰ دور بر دقیقه) پیچیده و وارد محلول پلیمریزاسیون شد. بعد از آغشته شدن پارچه با محلول مونومر به مدت ۳۰ دقیقه، محلول اکسیدکننده به صورت قطره قطره توسط بورت به مدت ۳۰ دقیقه به داخل محلول مونومری که در ۵ درجه سانتیگراد قرار داده شد، اضافه گردید و بعد از تمام شدن ماده اکسیدانت، محلول حاصل به مدت ۷۵ دقیقه به وسیله همزن مکانیکی هم­زده شد. سپس با آب دوبار تقطیر و اتانول شستشو داده و در آون تحت خلا با دمای ۶۰ درجه سانتیگراد خشک شد. پوشش­دهی نانوذرات کامپوزیتی توسط پلیمر رسانای پلی­انیلین با آمونیوم پرسولفات (در دو غلظت متفاوت از اسید کلریدریک) و کلرید آهن((FeCl3)) صورت گرفت. که درجدول ۲-۱ نشان داده شده است.
جدول ‏۲‑۱- نسبت مولی و غلظت اسید مورد استفاده

نوع اکسیدانت

اسید کلریدریک محلول مونومر(M)

اسید کلریدریک محلول اکسیدانت(M)

آمونیوم پرسولفات

۵/۳

۱

آمونیوم پرسولفات

۱

۱

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره اقدامات نظامی کشورهای عضو شورای همکاری … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

– ارزیابی گزینه های شورای همکاری خلیج فارس جهت کسب قدرت بازدارندگی
– ارزیابی هزینه فایده حمایت از اقدام نظامی پیشگیرانه علیه ایران
۱-۱-۲-۲ طرحریزی شبکه دفاع موشکی یکپارچه مشترک
شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه ریاض بهترین راه مقابله با تهدیدات متصوره از جانب ایران را ایجاد و توسعه یک سامانه دفاع موشکی یکپارچه بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می داند. در حال حاضر اعضاء شورای همکاری خلیج فارس نسبت به ابتیاع سامانه های موشکی پیشرفته پاتریوت اقدام نموده و کشورهای قطر و امارات علاوه بر آن به خرید سامانه دفاع موشکی THAAD مبادرت ورزیده اند ولیکن شورا این نوع اقدامات فردی توسط هر کشور را برای مقابله با تهدید ایران کافی ندانسته و خواستار ایجاد شبکه دفاع موشکی یکپارچه گردیده است .

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تمرکز بر سایر مناطق عملیاتی کلیدی
شورای همکاری خلیج فارس معتقد است علاوه بر خطر و تهدیدات متصوره از ناحیه ایران که در اولویت نخست قرار دارد ، بایستی بر سایر جنبه های تهدید کننده اعضاء شورا نیز تمرکز نموده و از آنها غفلت ننمود. مهمترین جنبه های مدنظر شورا در این خصوص شامل موارد ذیل می باشد :

    • عراق ، مرز عراق و نقش محوری کویت
    • امنیت و تهدیدات مرز یمن
    • جنگ مین و ضد زیردریایی
    • تنگه هرمز ، دریای عمان ، اقیانوس هند ، دریای سرخ و شاخ آفریقا

توسعه تلاش های امنیت داخلی
در بیاینه ریاض بر لزوم همکاری بیش از پیش کشورهای عضو شورا در راستای تامین امنیت داخلی تاکید گردیده و در این راستا نیز خواستارطرحریزی و اجرای اقدامات مشترک بشرح ذیل گردیده اند :

    • طراحی کارت شناسایی شورای همکاری خلیج فارس برای اتباع کشورهای عضو شورا و اتباع ساکن در این کشورها و نیز یکپارچه نمودن اطلاعات مربوط به گذرنامه اتباع عضو کشورها
    • توسعه تلاش های اطلاعاتی کشورهای عضو شورا در راستای مقابله با تروریسم و ناآرامی های عمومی
    • ایجاد مرکز امنیت داخلی کشورهای عضو شورای همکاری به منظور تبادل اطلاعات و مقابله با تروریسم، افراطی گری ، خرابکاری و اقداماتی که از جانب برخی کشورهای از جمله ایران صورت می پذیرد .
    • ایجاد مرکز آموزش مشترک ضدتروریسم
    • آموزش و استاندارد سازی شیوه های کنترل جمعیت و مقابله با ناآرامی ها
    • ایجاد نیروی واکنش سریع شورای همکاری خلیج فارس به منظور مقابله با تروریسم و آشوب های خیابانی

افزایش ثبات از طریق اجرای اقدامات اقتصادی ، آموزشی و اجتماعی
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس معتقدند عواملی همچون اشتغال جوانان بومی ، مسکن ، ایجاد زیرساخت های اقتصادی ، خدمات بهداشتی ، آموزش و پرورش ، و … در کنار عواملی همچون تفاوت های نژادی ، حضور کارگران خارجی ، آمار فقر و … نقش بسیار مهمی در تامین امنیت هر یک از کشورهای عضو شورا دارد و بایستی همکاری بین کشورهای عضو در زمینه های مشروحه ذیل به منظور کاهش خطرات امنیتی افزایش یابد :

    • آموزش و پرورش
    • سیاست های مربوط به کارگران داخلی و خارجی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
    • طرحریزی استانداردها و اهداف مشترک اقتصادی و اجتماعی
    • ایجاد فرصت های مطالعاتی و طرحریزی در خصوص جوانب مختلف کشورهای عضو شورا
    • تهیه گزارش سالیانه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به منظور ارزیابی مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و … که منجر به ایجاد نارضایتی های عمومی و در نهایت اغتشاشات سیاسی
      می گردد .
    • بررسی کشورهای عضو شورا به منظور ارائه یک تصویر واضح از سطح و دلایل بحران های داخلی هر از کشورهای عضو که ثبات این کشورها را با خطر مواجه می سازد .
    • برنامه ایجاد اشتغال کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
    • برنامه مسکن کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس

توسعه امنیت انرژی و زیرساخت ها ( پدافند غیرعامل )
پدافند غیرعامل جنبه دیگری از همکاری های مد نظر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به منظور دفع تهدیدات و افزایش امنیت می باشد ، لذا این کشورها بر اساس بیانیه ریاض در نظر دارند نسبت به افزایش همکاری ها در سطوح مشروحه ذیل اقدام نمایند .

    • تلاش جمعی و استاندارد سازی پدافند عامل و غیر عامل جهت حفاظت از تاسیسات و زیرساخت های انرژی حیاتی کشورهای عضو شورا
    • انبار نمودن مشترک قطعات مورد نیاز زیرساخت های حیاتی به منظور جایگزینی سریع آنها در صورت انجام هرگونه عملیات خرابکاری
    • ایجاد سامانه مشترک توزیع برق و آب کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
    • احداث خط لوله انتقال نفت به منظور دور زدن تنگه هرمز از طریق عمان
    • توسعه خطوط حمل و نقل جاده ای و ریلی بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به منظور توانایی حمل بار در سطح کشورها از بنادر عمان و جده
    • طرحریزی جهت کاهش مصرف آب و برق در سطح کشورهای عضو شورا
    • طرحریزی جهت جلوگیری از هدر رفتن منابع سوختی از جمله بنزین ، گازوئیل و گاز طبیعی

۱-۱-۷ ایجاد زمینه های لازم جهت افزایش همکاری های موثر با قدرت های خارج از منطقه خلیج فارس

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 324
  • 325
  • 326
  • ...
  • 327
  • ...
  • 328
  • 329
  • 330
  • ...
  • 331
  • ...
  • 332
  • 333
  • 334
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • مقالات و پایان نامه ها | پیشینه پژوهش ها در داخل کشور – 7
  • فایل های مقالات و پروژه ها | فرضیه جزئی سوم: سبک های تصمیم گیری قادر به پیش بینی بهره وری می باشد. – 2
  • تحقیقات انجام شده درباره رابطه بین ابعاد شخصیتی مدیران و عملکرد شغلی کارکنان براساس … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه در رابطه با مؤلفه های هنری تأثیرگذار بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین با تعهد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع تبیین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ارشد : تبیین نقش شبکه شهری در تعادل فضایی استان خراسان رضوی- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد تاثیر سهولت کسب ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • استفاده از منابع پایان نامه ها درباره رابطه مدیریت کیفیت فراگیر و خلاقیت با توانمند ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پروژه های پژوهشی در مورد بررسی رفتار مهاربندهای کمانش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : رابطه بین سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار گردشگری در روستای … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع :بررسی رابطه رتبه‌بندی شرکت‌ها ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها درباره :اهمّیّت بازتاب قَداسَت فال … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مصرف‌کننده … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | بخش اول – 5
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : منابع کارشناسی ارشد در مورد تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین درباره :بررسی میزان کاربست ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | ۲-۱۰-۲٫ پیشینه طرح‌های عملی و گزارش نشست‌ها در داخل کشور: – 10
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 21 – 7
  • مقطع کارشناسی ارشد : منابع پایان نامه درباره بهینه سازی خوشه ها … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – مفهوم، سیر تاریخی، مستندات و محاسن و معایب داوری – 5

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان