مقالات علمی و آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی آرا ملامحمّدطاهرقمی ومیرلوحی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

محمّدمؤمن،طبیب شاه عباس بوده وبه همین دلیل درنقد ملامحمّدطاهر قمی هیچ واهمه‌ای نداشته وهمانطور که محمّدطاهر با داشتن مناصبی چون شیخ الاسلامی وامامت جمعه قم توانسته بود اینطور انتقاداتی به صوفیه داشته باشد، درمقابل محمّدمؤمن که در دربارصفوی بوده، توانسته درمقابل ملا محمّدطاهرقدعلم کرده وشدیدترین انتقادها را نسبت به وی داشته باشد.وی در جای‌جای فتوح المجاهدین ازملامحمّدطاهر قمی با کلماتی چون «قاضی جور»[۳۴۹]، «قاضی عدیم الفهم قم»، «بی باکِ بی شرم»، « احمقِ منکرحق» یادکرده است.وی می‌گوید: اینکه محمّدطاهرگفته عدالتش ظهورتام داشته واعمال حسنه، سابقه رابیان نموده به خاطراینکه مجاور اماکن مشرفه بوده است، جزحماقت چیزی دیگر ظاهرنمی‌شود. زیرا ابلیس نیزمدتی درمیان ملائکه بوده وسند عدالت، افعال حال بوده نه اعمال ماضی.
وی امامت جمعه محمّدطاهررا به «پیشنمازی شیطان باتحت الحنک درقم»[۳۵۰]تشبیه کرده، ومی‌گوید مجاور نجف اشرف شدنِ محمّدطاهرکه عالیجناب سید شرف الدین علی محدث رازی، به مقابله او نشده ودانسته که به جهت رضای الهی نیست، ظاهراً نفعی نداشته باشد».وهمچنین می‌گوید: «اینکه مدتی درقم به امر پیشنمازی جمعه وجماعت مشغول بوده از ثمره آن که قاضی جور شده مشخص است که مردم را بازی دهد تا او را عادل دانند والحاح به امر قضا کنند و او به این منصب جلیل القدر فایزکرده وبعد ازحکومت آنچه خواهدکند».[۳۵۱]
محمّدمؤمن در توصیف تألیفات محمّدطاهرقمی به تمسخر می‌گوید: «فی الواقع، غریب افادات در تصانیف خود کرده وحکمت های بالغه الهی را منحصردر«پَرنداشتن شتر»، «سردرختی نبودن خربزه» و امثال آن دانسته و ازاین رساله که به اسم شاگردمجهول خودنوشته وخلاصه علوم حیله گری وتدلیس و تزویر را درآن صرف نموده، ظاهرمی‌گردد که سوای افترای جسیم وفتواهای مشعربه کفر علما و مشایخ وسادات شیعه چیزی دیگر فهمیده نمی‌شود».[۳۵۲]
محمّدمؤمن معتقد است که طریقه تصوف مأخوذ از معصومین بوده و نسبت دادن سقوط شریعت را مردود می‌داند ومی‌گوید: «اینکه جمعی ازعلمای شیعه که به طریقه تصوف اعتقاد دارند، که مأخوذ ازمعصوم است، به این قائل نیستندکه چون به حقیقت برسند، شریعت ساقط می‌شود، و صاحبان این قسم اعتقادات را مردود دانسته‌اند».محمّد مؤمن در دفاع از تشیع این جماعت و بخصوص سنی نبودن ملای روم می‌گوید: «چون به مذهب قاضی قم، تسنن این جماعت رامسلم داشته، بنابراین اعتقادات را به ایشان نسبت می‌دهد، وجمعی که تسنن ملای روم وغیره نزدایشان مسلم نیست، وملای روم را ازجمله شیعیان دانسته‌اند، بیان حکایات شبان وپیرچنگی راحمل برسخافت اهل تسنن می‌کنند، وکلام ملای روم راکنایه ازآن می‌دانندکه اهل سنت به مرتبه سفیه اندکه در روایات ایشان این قسم حکایات می‌باشد، نه اینکه ملای روم نیزمعتقد باشد، ومراد اظهار بی عقلی اهل سنت است.و…قدحی به صوفیه اثنی عشری نمی‌رساند».[۳۵۳]محمّدمؤمن درتوضیح خطبه‌البیان می‌گوید: «این خطبه راسیدالسادات میرمحمّدباقرداماد که مرده او نزد شیعه بیشتر ارزش دارد تا زنده محمّدطاهر، از امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) دانسته وملای روم به استناد روایت «اناعندی مفاتیح الغیب لایعلمها بعدرسول الله (صلی‌الله علیه وآله) الاانا، انا ذوالقرنین المذکورفی الصحف الاولی…»این ابیات را سروده که می‌گوید:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

تاصـورت وپیـونـدجـهان بـود عـلی بـود تانـقش زمـین بـودوزمـان بودعلی بـود
هم آدم وهم شیث وهم ادریس وهم ایوب هم یوسف وهم یونس وهم هودعلی بود».[۳۵۴]
محمّدمؤمن در ادامه دفاع از تصوف و ردّ نظر محمّدطاهر که این طایفه رابه سنی ها منسوب می‌کند، جواب می‌دهد که رسیدن به حقیقت ورفع تکلیف یعنی؛ رفع سختی وکلفت‌تکلیف. وی می‌گوید: «اگرصوفی اثنی عشری قائل شده باشد که رسیدن به حقیقت رافع تکلیف است؛ مراد آن خواهد بودکه رفع کلفت تکلیف می‌شودوآن عابد زاهد را آنچنان محبت به عبادت به هم می‌رسدکه اگرمنع عبادت کنند اوممنوع نگردد، ومشقت تکالیف به جهت او، راحت های گوناگون شود وبه حدّی رسدکه مصداق این حدیث معجزبیان تواند شدکه«قره عینی فی الصلوه».ورفع تکلیف بغیرازمعنی افترای این منکرحق و امثال اوست که بوی از عبادت حقیقی نبرده ودر رتبه تقلید محض اند.واینکه حکایت شبان رادلیل ساخته که ایشان قائل اندکه خداجسم است واعضا دارد ومکان، طلب ومحتاج است، غریب‌دلیلی‌است وجواب این‌احمق منکرحق را مگرخدای عزوجل بگویدو‌الاّحدّ بشر نیست». [۳۵۵]
ازنقدهای محمّدطاهرقمی به ملای روم این بودکه وی شمس تبریزی را برتر ازپیغمبران دانسته و ازمحبّان ابن ملجم است.درمثنوی نیز درباب عزای سیدالشهدا(علیه‌السلام) تمسخربه شیعیان کرده واعتقاد داردکه قاتل امیرالمؤمنین‌علی (علیه‌السلام) خدا است نه ابن ملجم.و اینکه ملای روم اشعری مذهب بوده وخیرو شر را ازخدا می‌دانسته و ازتابعان حلاج و وحدت وجودی است وحق تعالی رابه جای دریا وعالَم رابه منزله موج وعین دریا دانسته.[۳۵۶]
صاحب فتوح المجاهدین درجواب محمّدطاهر این انتقادات می‌گوید: «ملای روم نزد اکثر علمای شیعه، شیعه است. واین دلائلی که این منکر، از اقوال اونقل کرده علمای دیندارشیعه دیده‌اند وحکم برکفر وتسنن اونکرده وحمل برتقیه ورمز فرموده اند، ودلائل تشیع او درتبصره المؤمنین ذکرکرده ایم وعالی جناب خاقان الموحدین مکرر مدح اوکرده وممدوح شیخ بهاءالملّه بوده، وصوفیه شیعه پیروائمه (علیهم‌السلام) هستند.وقاضی قم اصل این طریقه راکفرمی‌داند، واقوال مشکوک فیه را به جهت مغالطه بیان می‌کند، تااحوال مردم صریح التشیع درآن میان پای مال بد اعتقادی گردد، وفی الواقع دراین امرسحر سامری می‌کنند».[۳۵۷]
محمّدطاهراحادیث مورد تاکید صوفیه قبول نداشته ومی‌گوید‌: « از‌مزخرفات حلاجیه‌است».از جمله این حدیث که می‌فرماید: «انّ للَّه تعالى شرابا لأولیائه‏ اذا شربوا سکروا، و إذا سکروا طربوا».[۳۵۸]طبیب تنکابنی درجواب به رد این حدیث می‌گوید: «درمیان شیعه این حدیثِ مشهوری است وبه غیر از قاضی قم احدی نگفته که این ازکلمات حلاجیه است، وطبیب نجیب درنقل این حدیث متفرد نیست وقاضی زاده کوهرود درتحفه شاهی که الزام قاضی‌زاده ماوراءالنهر داده، سند این حدیث را آورده وسید حیدرآملی که معاصرعلامه حلی وازمجتهدین شیعه است درجامع الاسراراین حدیث رانسبت به امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) داده ودرچندجا ذکر نموده است، بخلاف حدیث مذمت تنباکوکه احدی ازعلمای شیعه بیان ننموده ومخصوص به مریدان قاضی جورقم است که به این عبارت که به صراط المستقیم نسبت داده ومحض افتراست، گفته: «قال النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سیأتی زمان علی امتی یشربون فیه الدخان قیل یارسول الله وکیف یشربون الدخان،قال یتخذون شیئاًمن الحجراومن الخشب ویزرعون شیئا یصیرورقا ویملئون فی ذلک الحجرویاتون النار من فوقه ویشربون وینفخون فی الهواقیل، یارسول الله هولاءأمتک؟قال فی اللسان نعم وفی القلب لا».ظاهراست که حدیث سازی کار اباهریره است.ایشان چنانچه احادیثی درمذمت قضا باشد راقبول نمی‌کند چه رسد به احادیثی که می‌گوید: «من عرفنی احبنی ومن احبنی عشقنی ومن عشقنی فقتلته ومن قتلته فعلیّ دیته وانا دیته »که این روایات راکلمات ابلیس دانسته که به خواب اولیاءاهل سنت می‌آید».[۳۵۹]محمّدمؤمن یادآوری می‌کندکه این دوحدیث را ابن ابی جمهوردرمجلی مرآت الیقین وعوالی اللآلی وسید حیدر آملی درجامع الاسرار وشیخ بهاءالمله درکشکول ذکر نموده و از احادیث قدسی می‌دانند».
طبیب تنکابنی تدلیس دیگری ‌ازقاضی قم ذکر می‌کند مبنی براینکه ملامحمّدطاهرافعال واقوال بایزید را ازتذکره الاولیا نقل کرده وگفته بدان که طریقه بایزید عین حلاج است وقبل ازحلاج، بایزید دعوی خدایی می‌کرده و«سبحانی مااعظم شانی» می‌گفته وبه اجماع اهل اسلام این کلمات کفراست و کسانی که این کلمات راکفر ندانند ملحدان و زندیقانند.محمّدطبیب مومن جواب می‌دهد: «دعوی اجماع برکفر بایزید تهمتی است بس بزرگ ودرهیچ جا مذکورنیست که اودعوی خدایی کرده باشد، و مدح اودرمقالات بسیاری است، وعارفِ دیندار نصیرالمله علیه الرحمه والمغفره دراوصاف الاشراف توجیه سبحانی‌مااعظم‌شأنی نموده وفرموده اندکه مراد محوانیّت است نه رفع اثنینیت».[۳۶۰]وی اشکال مستشکلین را ازباب قاصربودن نظروعدم طاقت فهم غوامض امور را، دلیل تکفیرعلمای صاحب بصیرت می‌داند.
محمّدمؤمن طبیب ازمریدان شیخ زاهدگیلانی وعالی جناب خاقان الموحدین بوده، لذا از وی دفاع تامی دارد.وی می‌گوید: «خاقان الموحدین درمدت عمرشریفش ‌به خاطرتقیه حرف ‌از وحدت وجود می‌زد، ودرتمام وقت به خاطر تقیه، ذکرمی‌گفتند وخلوت داشته وکرامات ومکاشفات داشته، تا مخالفین، ایشان را ازحلاجیه بدانند، وحال که طریقه حلاج به مذهب مخالفین موافق نبوده وسبب قتل او شده، پس باید ترک آن طریقه می‌‎نمودند تا محفوظ باشد.بر اهل دین مبین ظاهراست که مشایخ سلسله شیخ زاهدگیلانی وعلمای راشدین شیعه با وجود نهایت زهد وعلم و فضل درایام تقیه، تفرد وتجرد وریاضت ‌و وحشت ازخلق وقناعت ودفع انانیت اختیارنموده تا ایشان نخواهند به مذهب مخالفین فتوا بدهند واطاعت مفتیان وپیشنمازان آنها بکنند، و تا بتوانند درخلوت باجمعی خاص باشد وازحقیقت مذهب امامیه با مریدان خودسخن بگوید تا اسرارمذهب شیعه که ازائمه (علیهم‌السلام) است دست به دست رسیده روایت کنند وهدایت قابلان نمایند، ازاین باب جماعت صوفیه اثنی عشری جمیع مطاعن وزجر پیشنمازان ومفتیانِ مطلق‌العنان را برخود گوارا نموده وبه اعمال شاقه مشروعه که استنباط ازاحادیث کرده بودند مثل شال پوشی، کم خوردن حیوانی، چله نشینی وامثال آن مشغول گشته وازعلمای ظاهری دوری جستند تا نخواهند به نماز مخالفین حاضر شوند»[۳۶۱].
محمّدمؤمن دراینجا اسرارمشایخ را ازروی اکراه وناچاری فاش می‌کند وسرّ اینکه مشایخ مدتها مریدان را به خدمت درمطبخ وکارهای‌خسیس امر می‌کردند؛ این بوده که درطول این مدت برای آنها مشخص شودکه اینها ازمنافقین نباشند و ازشنیدن اسرارمذهب شیعه ایشانرا به کشتن ندهند، با این وجودبعضی از مریدان آن منافق بوده اندکه به مشایخ آسیب رسانده اند. پس ازانصاف به دوراست که قاضی جورقم این چنین جماعت عظیم الشان راحلاجیه گوید وطبیب نجیب راکه دلائل مشروعیه اعمال ایشان را ازاقوال ائمه وعلمای شیعه نوشته، لعنتی بداند ومدتها دربلاد قم منع حلقه ذکرجلی نماید و بالفعل نیز هر روز مناقشه داشته باشد.[۳۶۲]
۹-۳-۱.اشتهای ریاست برعوام
محمّدطاهرقمی در رد محمّد مؤمن طبیب گفته بودکه طبیب نادان درمقام اعتراض برعالم دین دار حکم به حرمت قضاکرده وگفته شیخ الاسلامی وامامت ضدّ یکدیگرند واستدلال کرده به حدیثِ ضعیفِ شریح.محمّد مؤمن می‌گوید: «ابن بابویه درمن لایحضره الفقیه نقل نموده که من شکی در صحت این حدیث ندارم»[۳۶۳].محمّدطبیب مؤمن درادامه حب جاه و وامثال آن را مطرح می‌کند.وی می‌گوید: «بلکه قوّت اشتهای ریاست عوام وحبّ جاه باعث ضعف این گشته نه چیز دیگر».وی در ادامه و تأیید حرف خود می‌گوید: «درسال گذشته به محض اینکه خبردروغی مبنی برعزل قاضی قم شیوع پیداکرد وکسی به او اقتدا نکرد مؤمنین قم را با لفظ کوفیان بی وفا خطاب می‌نمود».[۳۶۴]
صاحب فتوح المجاهدین تدلیس دیگری ازقاضی قم بیان می‌داردکه مربوط به اسقاط شریعت است، اومی‌گوید: «تدلیس دیگرکه به شیخ شهاب الدین نسبت داده وحمل برخبط دماغ نموده و با وجود حکم برخبط دماغ تکفیر اوکرده وبیان نموده که ملای روم وسایرحلاجیه را اعتقاد این است که چون به‌ حقیقت برسند شریعت ساقط گردد ومزخرفات چندی نسبت به ملای روم نسبت داده و از شیخ صنعان وشیخ نجم کبری نقل‌ها نموده وحکم کرده که ایشان، خدا راجسم وصاحب اعضا و مکان ومحتاج می‌دانند وکفرگفتن رابد نمی دانند، ودلیل این مقال راقصه شبان وموسی(علیه‌السلام) ساخته که شبان کفر می‌گفته که ای خدا توکجایی‌که سرت راشانه کنم وبعدازآن، حکایت پیرچنگی رابیان نموده».[۳۶۵]
۹-۳-۲.رفع نفسانیات شرط شیخ الاسلامی‌است
ملامحمّدطاهرقمی دررساله جاءالحق درجواب ملاخلیل که اشکال کرده بوده که نمی شود کسی شیخ الاسلامی وپیش نمازی را با هم داشته باشد، می‌گوید ایندو ضدهم نبوده وباعدالت که شرط هر دو است می‌شود جمع کرد.محمّدمؤمن در فتوح المجاهدین به این سخن ملامحمّدطاهراینطورجواب می دهد: «آنکه مکرّردلایل عام فهم مذکورشدکه قضا را باشرایط مشروعه آن کسی منکرنیست … پیشنمازی را باشرایط کثیره آن چه جناب سیدعالم عادل عابد سیدماجد قاضی دارالسلطنه اصفهان‌اند ونهایت بذل جهد دراحکام شرعی می فرماید ونفسانیات را ازخود رفع نموده، مانع مرافعه نزدعلمای دیگرنشده وحکم عالم فاضل دیگررا رد نکرده و با وجود این، خود را عادل ندانسته وپیشنمازی راعلاوه منصب خود نکرده است واحتیاط او دراین باب محض مباشرت قضا است والا جمیع صفات عادل در او‌موجود است وبه دستور‌جناب رفیع مکان شیخ الاسلام اصفهان‌که درچندین سال احدی از اونوشته وحکم متناقض باوجود تفحص بسیار ومعاندین بیشمار نیافته اند، بخلاف قاضی جورقم که چندین حکم مخالف یکدیگر اوتنها نزد نائب الصدر قم درباب بیع وشرای مزرعه معینه وغیرآن موجوداست، تابه ورثه کاظمای ایلچی وغیره چه رسد».[۳۶۶]
محمّدطبیب مؤمن درجواب محمّدطاهرکه گفته بود «بدا به حال طبیب بی‌ادب» می‌گوید: بی‌ادب برکسی صادق است که درتصرف محراب ومنبر بی‌ادبی کند».[۳۶۷]
شاید با این الفاظی که صاحب فتوح المجاهدین بکار برد گفته شود، وی ازمدار اخلاق نقد بیرون رفته.اما آنچه محمّدمؤمن درنهایت امر به این مسیر برگشته این عبارات است، که نشان می‌دهد از روی دلسوزی بوده، وی می‌گوید: «و ازجناب شیخ الاسلام قم وتلامذه اومعذرت می‌خواهد که اگر درحین تحریر اجوبه به الفاظ ومعانی چند مبادرت شده باشد».[۳۶۸]ذکر این نکته لازم است که اینچنین جمله‌ای در آثار محمّدطاهر قمی وبعضی از آثارمیرلوحی که درنقد تصوف است، به چشم نمی‌خورد وصرفا بر مدار بدگویی صوفیه تألیف شده‌اند.
۹-۴.فیض کاشانی به دنبال عرفان روایی
فیض کاشانی ازعالمانی است که مورد انتقاد ملامحمّدطاهرومیرلوحی بوده است.فیض ازیک طرف شاگرد مکتب ملاصدرا است که جامع کشف و عقل ونقل بوده وازطرف دیگر شاگرد سید ماجد بن هاشم بحرانی بوده وعلم حدیث را فراگرفت.از این حیث فیض در برزخ تصوف وغیرتصوف قرار داشت.در دهه‌ های آغازین عمرش تمایل وی به تصوف بود که این تمایل درکتاب شرح صدر ظهور می‌کند.شرح صدردرسال (۱۰۷۰ق) نوشته شده.ملا محسن دراین رساله در توصیف تصوف می‌گوید: «جمعی از زیرکان امتِ بزرگوارش که برذمت همت خویش التزام متابعت‌ آن حضرت لازم داشته بودند بوسیله پیروی سنن گرامی آثارش، ظاهرو باطن‌ خویش را بمراقبت ومقاربت مزین ومحلی گردانیده، محل بدایع حکمت‌ گشتند و از نفس مبارک هریک غرائب علوم ظاهرشد.وعلم تصوف عبارت است ازاین بدایع حکمت وغرایب علوم بلندمرتبت است که السنه سنت محمّدیه (صلی الله علیه وآله) و شرایع ختمیه بدان ناطق گشته
علـم التصوف علم لیس یعـرفه الااخـو فـطـنه بـالحـق مـعروف
ولیس یـعرفه مـن لیس یشهده کیف یشهده ضوءالشمس مکفوف».[۳۶۹]
ملامحسن فیض به دنبال علوم باطنی واسراری بود که ازدل روایات بیرون بیاید که ازآن به تصوف روائی نام می‌بریم.وی دررساله الانصاف که در(۱۰۸۳ق)نوشته گویا از اعتقادات خود برگشته و می‌گوید: «همانا این قوم گمان کرده اندکه بعضی ازعلوم دینیه هست که درقرآن وحدیث یافت نمی‌شود وازکتب فلاسفه یا متصوفه می توان دانست، ازپی آن بایدرفت.مسکینان نمی‌دانندکه خلل و قصورنه ازجهت حدیث یاقرآن است بلکه خلل در فهم وقصور در درجه ایمان ایشان است.قال الله سبحانه: «ونزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیءٍ»[۳۷۰]وهرگاه خلل وقصور در فهم وایمان ایشان باشدمطالعه کتب فلاسفه ومتصوفه نیز سودی نخواهد داد».[۳۷۱] اما فیض کاشانی هیچ گاه از اعتقاداتی که ظهار کرده بود دست برنداشته است.واینکه در رساله الانصاف می‌گوید: «نه متکلم هستم ونه متفلسف ونه متصوف ونه متکلف بلکه مقلد قرآن وحدیث وتابع اهل بیت بوده»[۳۷۲]از لحن کلام روشن است که از طعن ها وفشارهای عالم نمایان معاصر خود به ستوه آمده وبرای اینکه از دست وزبان آنان در امان باشد، اظهار‌ برائت از بودن در هرگونه طریقه فکری زمانه خویش می کند.[۳۷۳]
آیه الله‌جوادی‌آملی در دفاع از‌اینچنین جملاتی‌که‌از فیض کاشانی وهمچنین شیخ بهایی‌که می‌گوید:
تــا کـی زشـفا شفـا طلـبی از کـاسـه زهـر دوا طلـبی
برداشتی محققانه دارد و می‌فرماید: «دعوت فیض کاشانی وشیخ بهائی در گذر از محدوده شناخت عقلی، جهت نزول به حوزه مربوط به نقل الفاظ واستظهار عرفی از عبارات ومانند آن نیست بلکه جهت صعود به مرحله فراتر است که عقل ونقل هردو رقیقه نازله آن هستند. دعوت آنها به توحید ناب وشهودِ حقیقتِ فراگیر وبیکرانی است که در همه اشیا بدون آن که مخالط وممازج با آنها باشد حضور دارد، هرچند که مشاهده ونظاره به آن از زاویه محدود ومقیدی باشد که مربوط به وجود وهستی متناهی افراد مشاهد است».[۳۷۴]
بعضی ازانتقادهایی که به فیض می‌شد ازباب واجب دانستن نمازجمعه بود.غیر ازملامحمّد طاهرقمی ومیرلوحی سبزواری، شیخ یوسف بحرانی نیز ملامحسن را نقدکرده.او درکتاب نفحات الملکوتیه فی الرد علی الصوفیه درباره فیض می‌گوید: فیض نوشته هایی دارد که براساس مبانی صوفیان و فیلسوفان نوشته شده ونزدیک به کفر است.مثل آنچه درباره وحدت وجود گفته است .
ملامحسن فیض درابتدای رساله مشواق که به دنبال بیان واضحی ازاصطلاحات عرفانی وتصوفی است، اشاره‌ای نیز به منتقدان دارد که اهل عرفان رامتهم به کفر می‌کنند.وی بیان می‌کند: «چنین گوید مؤلف این سخنان محسن بن مرتضی تغمده الله بالغفران که طایفه ای ازمتقشفه[۳۷۵]محبت بندگان خدا را باجناب الهی منکربودند وبدین سبب در اشعار اهل معرفت ومحبت قدح می‌نمودند و دوستان الهی رابه کفر و زندقه موسوم ساخته، زبان طعن درحق ایشان می‌گشودند، به خاطررسیدکه چندکلمه ای که بدان معانی حقایق ازلباس استعارت مکشوف واستعارت غریبه قوم که درابیات ایشان مستعمل است معروف تواند شد بنویسد واز اسراری که به حقیقت محبت وحقیقت اشعاراین طایفه اشعاری داشته باشند پرده برگیرد، شاید بدین وسیله زبان طعن طاعنان درشأن ذوی‌الشان ایشان کوتاه شود وباعث بصیرت سالکان راه گردد».[۳۷۶]
فیض کاشانی(۱۰۹۱ق) دراین رساله به نکته بسیارمهمی اشاره کرده که حلقه مفقوده ناقدین این طایفه است.وی سبب این خورده گیری ها را اینطور بیان می‌کند: «چون اقلیم معارف وحقایق وعالم معانی و دقایق ازآن وسیع تراست که صورمحصوره الفاظ بوساطت وضع ودلالت متصدی اظهارآن تواند شد وبی دستیاری امثال واشباه پای مکنت واقتدار درمیدان ابراز آن سیر تواند نمود، لاجرم در اظهار مخدرات معانی بصورت حرفی هرحقیقتی به رقیقه مناسبتی که بایکی ازمحسوسات دارد به اسم او ازآن تعبیرمی‌کنند تا هم اهل معنی ازآن حقایق محظوظ گردند وهم اهل صورت مجازی آن بی بهره نمانند. «تلک الامثال نضربها للناس ومایعقلها الاالعالمون».[۳۷۷]این نکته مهمی که ملامحسن فیض به آن اشاره کرد درهیچ کدام از آثار ملامحمّدطاهرقمی ومیرلوحی سبزواری ودیگر ناقدین اصلا مورد توجه قرار نگرفته، وگویا به این امور واقف نبوده.
صاحب روضات الجنات جریانی نقل می‌کند که بعداز مدت ها تیرگی روابط میان ملامحمّد طاهر قمی وملامحسن فیض کاشانی به خاطر انتقادات بسیاری که توسط ملامحمّدطاهرنسبت به ملا محسن مطرح شده بود، شیخ الاسلام قم باپای پیاده به کاشان آمده واز وی معذرت می‌خواهد.وی می گوید: «ازجمله کسانی که مدام درمقام انکار فیض کاشانی ودیگرعلمای زمانش بود؛ ملامحمّدطاهرقمی است.گفته شده که محمّدطاهر در اواخرعمرش ازاعتقاد سوئی که نسبت به فیض کاشانی داشته برگشته و از قم با پای پیاده به کاشان رفته برای اعتراف به خلاف بودن نظرش وعذرخواهی ازفیض کاشانی.وقتی که به درخانه فیض می‌رسد می‌گوید: «یامحسن قداتاک المسی»[۳۷۸] ملامحسن نیزازخانه بیرون آمده ومصافحه ومعانقه کرده وهر دو از همدیگرطلب حلیت کرده وبه قم برگشت».[۳۷۹]
۱۰.محمّدطاهرقمی وفلاسفه
ملامحمّدطاهرقمی دراکثر تألیفات ضد تصوفی خود پا به پای صوفیه، فلاسفه را نیزمورد نقدقرار می دهد.وی فلسفه وتصوف را دوکفه ترازو می داند که باید هردو را نقدکرد. محمّد طاهردر طول حیات خود تألیفات ضد فلسفی مهمی داشته ازجمله: «حکمه العارفین»که به مباحث متعددی از فلسفه اشاره می‌کندازجمله؛ «اثبات صانع»، «اولویت»، «علم خدا»، «قدم وحدوث»، «مدرک بودن خدا»، «اراده»، «قضاو قدر»، «حسن‌وقبح»، «معادروحانی وجسمانی»، «الواحدلایصدرمنه‌الاالواحد»،« مجردات»، « وجود ذهنی»، «ماهیت».اثردیگری که به مباحث فلسفی پرداخته «الفوائدالدینیه» است.این دواثر بطورخاص به نقد فلسفه پرداخته.اما درآثاری چون«بهجه‌الدارین»، «تحفه عباسی»و«رجم الشیاطین» بطورضمنی به نقدمباحث فلسفی پرداخته است.
۱۰-۱.ظهور فلسفه.محمّدطاهر ظهور وترویج فلسفه را اینطور مطرح می‌کندکه: «بعد از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مردم گمراه شده وسنت رسول خدا راترک کردند وتابع هوای خود شدند وبه فرقه های متعددی تقسیم شدند، مگرگروه اندکی که به آل عبا متمسک شدند.تا اینکه نوبت به خلفا رسید درزمان مأمون خلیفه عباسی دستور داد که کتاب‌های فلاسفه راجمع آوری کنند ازممالک نصاری و دستورداد که کتاب هارا ترجمه کنند واستننتاج کنند این جا بودکه کتاب وسنت رها شده وبه کتب فلاسفه نزدیک شدند.طوری کتب فلاسفه شیوع پیدا کرده بودکه طالبین علم گمان می‌کردند، علم منحصر به فلسفه است»[۳۸۰].این جملات محمّدطاهرقمی درنحوه ظهور و شیوع پیدا کردن فلسفه است که منشعب شدن امت اسلامی وپیروی از غیر ائمه(علیهم‌السلام) وطرح مکتبی در مقابل مکتب ائمه (علیهم‌السلام) که در نقد تصوف مد نظر وی بود، وجه مشترک صوفیان وحکما می‌باشد. لذا با تألیف آثار ضد حکمی به یکی از مخالفین سرسخت حکمت در دوره صفویه مبدل می‌شود.
۱۰-۲.علل ترویج فلسفه
محمّدطاهرقمی ظهور و ترویج فلسفه را در سه امر می‌داند:
۱۰-۲-۱.الناس علی‌دین‌ملوکهم.[۳۸۱]وقتی سلطان در مسیری قرارگرفت، بالطبع عده زیادی ازمردم هم دنباله رو اوخواهند بود، لذا وقتی سلاطین به دنبال بسط وگسترش فلسفه رفتند، فیلسوفان نیز وقتی دیدند میدانی برای بسط فلسفه بازشده، شروع به ترویج فلسفه کردند.
۱۰-۲-۲.تقرب به سلاطین. شیخ الاسلام قم دلیل دیگر ترویج فلسفه وشیوع پیدا کردن آن را تقرب فلاسفه به سلاطین می‌داند.زیرا هرکس درتحصیل فلسفه و تصنیف آن تلاش بیشتری داشت است بالطبع تقرب بیشتری به سلطان پیدا می‌کرد، ازاین روفلسفه روزبه روزدرحال گسترش بود.[۳۸۲]البته این تقرب به سلاطین را می‌توان در آثار ناقدین تصوف در دوره صفویه نیز به خوبی یافت.همان طور که ملامحمّدطاهرقمی ارادت خود را به شیخ صفی ودیگران ابراز می‌دارد.
۱۰-۲-۳.تفریق شیعیان ازجوار ائمه معصومین (علیهم‌السلام).اما آنچه به نظرملامحمّد طاهرمهم جلوه می‌کند، دور کردن مردم وتنها گذاشتن ائمه معصومین است.ملامحمّدطاهرجریان ترویج وبسط فلسفه در دوران مأمون را نقل کرده و می گوید: «مأمون ارسطاطالیس رادرخواب دیده و از وی پرسیده که فعل حسن کدام است؟ جواب داده: آنچه درنزد عقل حسن باشد. سوال کرد بعد ازآن کدام است؟ گفت: غیراین دیگر چیزی نیست که حسن باشد.شکی نیست که ابلیس خودرا به این صورت به مأمون نموده تا به ترویج فلسفه که موجب خرابی دین وضعف یقین است حریص گرداند وبا تقرب مردم به خلیفه، کسی در محضرامام حاضر نشود».[۳۸۳]
۱۰-۳.نقدفلسفه وفیلسوفان
۱۰ -۳-۱.آیافلسفه حکمت است؟
ملامحمّدطاهرقمی در بیان استدلالِ فلاسفه، مبنی بر حکمت بودنِ فلسفه می گوید: «چطور فلسفه می‌تواند مذموم باشد در حالی که فلسفه حکمت است وحق تعالی درقرآن، حکمت را مدح کرده و می‌فرماید: «من یوت الحکمه فقد اوتی خیراًکثیراً»[۳۸۴]و «ولقدآتینا لقمان الحکمه»[۳۸۵] ؟ وقتی که آیات، حکمت را به عنوان خیر کثیرمعرفی ‌می‌کنند آیا می‌توان ‌با فلسفه که حکمت است مخالفت کرد؟ فلاسفه دراین استدلال، فلسفه را‌حکمت دانسته وجایی برای نقدآن نمی بینند.محمّدطاهر درجواب به استدلال فلاسفه اول متوجه توضیح لفظ حکمت شده ومی‌گوید: حکمت لفظ عربی بوده وعرب نیزاطلاع ازفلسفه نداشته و استعمال حکمت درفلسفه بعید است واصلاً استعمال نکرده اند.وی برای ترجمه و شرح‌حکمت ازکلام ائمه (علیهم‌السلام)استفاده‌می‌کند.ملامحمّدطاهر ازفرمایش امام صادق(علیه‌السلام) درتفسیرآیه اول استفاده کرده که امام می‌فرماید مراد ازحکمت؛ طاعت خدا و معرفت امام است ودرتفسیرآیه دوم نیز می‌فرماید: به لقمان معرفت وشناخت امام زمانش داده شد که برای اوخیر زیاد است.دراحادیث دیگر، از حکمت به فهم و عقل اشاره شده که حکمت به معنای ضد هوی وخواسته های نفس معنا شده و اگرکسی امامِ خود را بشناسد وبه معالجه‌ای که او فرموده عمل کند عقل و حکمت او کامل می‌شود.[۳۸۶]ازاین باب که معرفت امام سبب قوت عقل است حکمت نامیده اند.ازامام صادق(علیه السلام)نقل شده که فرمودند: «من زهّد فی الدنیا اثبت الله الحکمه فی قلبه و انطق بها لسانه و بصّره عیوب الدنیا وداء ها و دواءها واخرجه سالماً الی دارالسلام».[۳۸۷] محمّد طاهر در نهایت به این نکته اشاره دارد که بی شک حکمتی که حق سبحانه وتعالی به لقمان داده بود فلسفه نبوده.[۳۸۸]
۱۰-۳-۲.آیا فلسفه باعث فهم بهترآیات وروایات می‌شود؟
محمّدطاهر می‌گوید: فلاسفه که می‌گویند با وجود اینکه فلسفه در صدر اسلام نبوده ولی در فهم احادیث نبوی و کمال معارف دینی دخل تام دارد، به همین دلیل یادگیری آن ضرورت دارد، صحیح نسیت. زیرا در غدیرخم وقتی آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»[۳۸۹] نازل شد، دین کامل شده است ونیازی نیست فلاسفه با فلسفه آن راکامل کنند، یا با فلسفه آن را بهتر بفهمند.لذا امام رضا (علیه‌السلام) دربیان همین آیه می‌فرماید «فَمَنْ‏ زَعَمَ‏ أَنَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ لَمْ‏ یُکْمِلْ‏ دِینَهُ‏ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى فَهُوَ کَافِر»[۳۹۰]؛ یعنی کسی که گمان ببرد که خداوند دینش راکامل نکرده همانا کتاب خدا را رد کرده وکسی هم که کتاب خدا را ردّ کند کافر است.
ای طـــالب حکـــمت تـــو زمن گیر خبر تــــا چند روی در بــدر ای خسته جگر
خــــود را بـــرسان به شـــهر حکمت اما شو داخــــل آن شهـــر مـــعظم از دل
جـــماعتی شـــده دور از در مدیـــنه علم نــــموده پیـــروی بو عـــلی و بهمینار
زجــــهل گشــته فــلاطونی وارسطــویی فــــــــتاده دور زراه ائــــمـه ابـــرار
شـــده مقـــلد بقراط و پـــیرو سقـــراط زقــــول باقرو صادق نموده انــــد فرار
بـــزعم باطل ایــــشان چوغاف از دیــنند کسی کـــه فلــــسفه داند بود تمام عیار
بـــود تمـــام عیار آن کسی که بـه نزد خدا کــــه هســـت پـــیرو آل مصطفا شعار

نظر دهید »
فایل پایان نامه با فرمت word : نگارش پایان نامه درباره :تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت نهضت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
پایان نامه ارشد : منابع تحقیقاتی برای مقاله و پایان نامه : ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

subject to

(‏۳- ۱۹)

(‏۳- ۲۰)

محدودیت (۳-۳) یک معادله بالانس موجودی برای محصولات نهائی در کارخانهj می­باشد، محدودیت (۳-۴) نیز یک معادله بالانس موجودی برای مواد اولیه در سایت j می­باشد. محدودیت (۳-۵) یک معادله بالانس برای سطح نیروی کار است و تضمین می­نماید که تعداد کارکنان با سطح تخصص k در کارخا نه j برابر است با تعداد کارکنان با همان سطح تخصص در دوره قبل به علاوه تغییرات صورت گرفته در سطح نیروی کار برای آن سطح تخصص در دوره فعلی. محدودیت (۳-۶) با در نظر گرفتن بهره­وری کارکنان، زمان در دسترس تولید را محدود به زمان در دسترس نیروی کار می­نماید. محدودیت (۳-۷) یک حد بالا برای برونسپاری محصولات به پیمانکاران خارج از شرکت تعیین می­نماید. محدودیت (۳-۸) یک معادله بالانس برای میزان کمبود در نقطه تقاضای c می­باشد. دقت شود که این معادله به صورت مساوی است و در آن امکان نگهداری موجودی در نقاط تقاضا لحاظ نشده است. علت این موضوع می ­تواند مرتبط با فسادپذیری محصولات و یا تحمیل هزینه­ های سرسام آور نگهداری به عرضه کنندگان باشد. محدودیت­های (۳-۹) و (۳-۱۰) میزان موجودی مواد اولیه و محصولات نهائی را در هر دوره و هر سایت به ظرفیت انبارش آن اقلام در سایت مربوطه محدود می­نماید. محدودیت (۳-۱۱) تضمین می­ کند که تغییرات در سطح نیروی انسانی از درصد خاصی از سطح نیروی کار در دوره قبلی تجاوز نکند. محدودیت (۳-۱۲) تضمین می­ کند تا تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره جاری اخراج شده و یا برای سطوح تخصصی بالاتر آموزش دیده اند از تعداد کل نیروی کار با همان سطح تخصص در دوره قبل بیشتر نباشد. محدودیت (۳-۱۳) مشخص می­نماید که کارکنانی که برای سطوح بالاتر تخصصی دوره می­بینند نباید در همان دوره اخراج شوند. این محدودیت دارای یک عبارت غیرخطی مشخص است و با بهره گرفتن از متغیر کمکی صفر و یک () و یک عدد بزرگ دلخواه (M) به فرم خطی معادل زیر در می ­آید:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

(‏۳- ۲۱)

(‏۳- ۲۲)

(‏۳- ۲۳)

محدودیت (۳-۱۴) مشخص می­ کند که آموزش کارکنان از سطح تخصص k به سطح تخصص k’ تنها زمانی ممکن است که چنین برنامه آموزشی وجود داشته باشد. محدودیت (۳-۱۵) اشاره می­ کند که تعداد کالاهای سفارش داده شده به تأمین کنندگان نبایستی از ظرفیت تولید آن تأمین کنندگان در آن دوره بیشتر باشد. و در نهایت نوع متغیرها توسط محدودیت­های (۳-۱۶) و (۳-۱۷) مشخص می­گردد.
مدل سازی، حالت تصادفی
نیاز به در نظر گرفتن عدم قطعیت در برنامه­ ریزی تولید از این واقعیت سرچشمه می­گیرد که مدل­های برنامه­ ریزی میان مدت با هدف تخصیص منابع برای آینده با توجه به اطلاعات جاری و اتفاقات آتی توسعه یافته اند. از طرف دیگر عدم قطعیت­های موجود در زنجیره تأمین و محیط پیرامونی این برنامه­ ریزی را پیچیده تر می­نماید. اولین قدم برای در نظر گرفتن عدم قطعیت در تصمیماتِ برنامه ریزی، تعیین نحوه مطلوب مواجهه با پارامترهای غیر قطعی است. رویکردهای بهینه سازی تحت عدم قطعیت از فلسفه­های مختلف بهینه سازی نظیر کمینه سازی امید ریاضی، کمینه سازی انحراف از اهداف و کمینه سازی بیشینه هزینه ها پیروی می­نماید. طبق آنچه در فصل مرور ادبیات بدان اشاره شد، رویکردهای اصلی مواجهه با عدم قطعیت شامل برنامه­ ریزی تصادفی (مدل­های ارجاعی، برنامه­ ریزی تصادفی پایدار و مدل­های احتمالی)، برنامه­ ریزی فازی (برنامه ریزی منعطف و امکانی)، برنامه­ ریزی پویای احتمالی و بهینه سازی پایدار می­باشد (ساهینیدیس[۱۹۸] ۲۰۰۴). قدم بعدی تعیین بیان مقتضی از پارامترهای غیر قطعی است. در برنامه­ ریزی تصادفی، برای بیان پارامترهای غیر قطعی دو متدولوژی متفاوت قابل بکار گیری می­باشد؛ رویکرد مبتنی بر سناریو و رویکرد مبتنی بر تابع توزیع. در رویکرد سناریو-محور، عدم قطعیت با یک مجموعه گسسته از سناریوها بیان می­ شود و چگونگی اثرگذاری عدم قطعیت بر آینده پیش بینی می­ شود. هر سناریو با یک احتمال وقوع همراه است و در واقع این احتمال انتظارات تصمیم گیر را نسبت به وقوع آن سناریوی خاص، مشخص می­نماید. از مزایای متدولوژی سناریو-محور می­توان به عدم محدودیت در تعداد پارامترهای غیر قطعی در نظر گرفته شده اشاره نمود. با این وجود، کاربردپذیری این روش با توجه به این حقیقت که نیازمند پیش بینی همه پیامدهای محتمل آتی هستیم محدود می­گردد. رویکرد مبتنی بر توزیع احتمال زمانی بکار می­رود که بتوان یک طیف پیوسته از پیامدهای بالقوه محتمل آتی را پیش بینی نمود. مزیت این روش آن است که با تخصیص یک تابع توزیع احتمال به طیف پیوسته پیامدهای محتمل، نیاز به پیش بینی دقیق سناریوها مرتفع می­گردد. اما در عین حال پیچیدگی به کاربردن توأمان توابع توزیع مختلف، تعداد پارامترهای غیرقطعی در نظر گرفته شده را محدود می­نماید.
در مدل پیشنهادی اول، از رویکرد برنامه­ ریزی تصادفی پایدار و متدولوژی سناریو-محور استفاده شده است و برنامه­ ریزی پیشنهادی چند هدفه تصادفی پایدار برای برنامه­ ریزی کلی تولید در زنجیره تأمین در ادامه خواهد آمد. عدم قطعیت با یک مجموعه گسسته از سناریوها (ξ) بیان شده است.

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره موقعیت ژئواکونومیک انرژی ایران و تأثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

با این وضعّیت، کشورهای پیرامون خلیج فارس در معادلات مربوط به حوزه ژئواکونومیک به دلایل زیر نقش تعیین‏کننده‏ای درآینده به خود اختصاص خواهند داد: ۱- برخورداری از پتانسیل‏های بالفعّل و بالقّوه اقتصادی مرتبط با خلیج فارس ۲ – قرار گرفتن در محور بیضی انرژی واهمّیت یافتن اقتصاد کشورهای اسلامی ۳- اتصال کمربند اقتصادی جنوب آسیا به مناطق ساحلی در جنوب قاره اروپا با محوریت کشورهای اسلامی پیرامون خلیج فارس۴- به وجود آمدن فرصت‏های مناسب جهت نقش‏آفرینی کشورهای اسلامی پیرامون خلیج فارس در فرایند جهانی.(محرابی، ۲۰۱۰ : ۱).
بند ۱) چالش‌های منبعث از ژئواکونومیکی انرژی خلیج فارس و بازتاب آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
۱-۱ نفت، اسلحه و ناامنی
بی‏گمان، زمینه‏های سیاسی حوزه خلیج فارس به گونه‏ای بوده است‏ که قدرت‏های بزرگ توانسته‏اند و می‏توانند به سود خویش تنش‏ها و جنگ‏های مهار شده‏ای در این بخش از جهان پیش‌آورند. از دیدگاه جغرافیای سیاسی،کشورهای حوزه خلیج فارس همه با یکدیگر اختلاف مرزی دارند. بی‏پایه نیست که خاورمیانه، و از جمله‏ حوزه خلیج فارس، یک بازار پر سود جنگ‏افزار- برای سوداگران‏ جنگ‏افزار- و بزرگترین خریدار جنگ‏افزار است. در حالی که، در ۱۹۸۵، سهم خرید کشورهای پیشرفته در بازار جنگ‏افزار، ۲۵ درصد کل خرید جهانی بود، سهم خرید خاورمیانه به ۳۵ درصد می‏رسید. نه پایان جنگ سرد، نه فروپاشی اتحاد شوروی، نه شکست عراق در جنگ دوم خلیج فارس، نه کاهش تنش میان اعراب و اسرائیل و برقراری پیوندهای سیاسی میان آنها، هیچ‌ یک به کاهش خرید جنگ‏افزار از سوی کشورهای این منطقه نینجامید. در ۱۹۹۵، بطور میانگین،۵۴ درصد کل هزینه‏ های عمومی این کشورها و ۲۰ درصد هزینه‏ های عمومی هر یک از آنها در راه خرید جنگ‏افزار صرف گردید. در این میانه، ایالات متحده آمریکا جایگاه نخست را در فروش‏ جنگ‏افزار به خاورمیانه داشته‌است.) وطن دوست :۱۳۷۸، ۷۵-۷ .(

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پس از تهاجم عراق به کویت، با توجه ضعف در تأمین امنیت خود، توجه خود را به نیروهای بیگانه معطوف نمودند، به طوری که علاوه برخرید تسلیحات نظامی در حجم گسترده از غرب و ایجاد پایگاه‏ها و پیمان‌های نظامی مشترک، دروازه خلیج فارس را به روی ناوگان‌های جنگی خارجی گشودند. به طور‌ کلی می‏توان گفت کشورهای حوزه خلیج فارس بیش‌ترین آمار خریدهای تسلیحاتی را به خود اختصاص داده‌اند. این موضوع از مهم‌ترین عوامل ناامنی در منطقه است و تا زمانی که این روند متوقف نشود نه تنها منطقه امن و باثبات نخواهد شد، بلکه به طور فزاینده شاهد ناامنی خواهیم بود(ذوالفقاری، ۱۳۸۴: ۱۲). همچنین کشورهای منطقه به واسطه کمبود نیروی انسانی و نداشتن تجارب کافی در صحنه‏های نظامی از قدرت عملیات جنگی کمتری برخوردار هستند. مسأله مسابقه تسلیحاتی موضوعی پیچیده در تأمین امنیت ملّی کشورها است، به همان اندازه که وجود تسلیحات برای حفظ حاکمیت کشورها مورد نیاز است، به همان نسبت رقابت تسلیحاتی از عوامل مؤثر بی اعتمادی، و درنتیجه زمینه ساز عدم همگرایی منطقه‏ای است. البته اقدام قدرت‏های بزرگ جهت توسعه بی‏اعتمادی بین کشورهای حوزه خلیج فارس را نباید از نظر دور داشت. ایجاد سوءظن موجب اخلال در روابط کشورها شده و عامل افزایش مسابقات تسلیحاتی است، به ویژه آنکه اقدام تجاوزکارانه رژیم سابق بعث عراق در تهاجم به جمهوری اسلامی ایران و اشغال کویت در پی آن از جمله مهم‏ترین عوامل گرایش کشورهای منطقه به نظامی‏گری شد.
بنابراین از دیگر موضوعات استراتژیک که ایران در منطقه با آن مواجه است، مسابقه تسلیحاتی[۹۳] است. پس از فروپاشی شوروی استراتژی آمریکا مبتنی بر ایجاد توازن قوا در منطقه و جلوگیری از ظهور قدرت سلطه‌طلب در منطقه، زمینه‌ساز مسابقه تسلیحاتی بوده است. از دهه ۱۹۹۰ تاکنون کشورهای منطقه ده‌ها میلیون دلار برای ساخت نیروهای مدرن نظامی جهت بازدارندگی و تهدید همسایگان خود هزینه کرده‌اند. در آن خلیج فارس منطقه‌ای است که برای سلاح‌های پیش‌رفته جنگی بسیار اشتهاآور است. منطقه‌ای که مخالفت‌های سیاسی موجود به تداوم مسابقه تسلیحاتی منجر شده‌است.« عنصر دیگری که در این جریان سهم دارد، هراس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از برتری قدرت نظامی ایران پس از صدماتی است که در جریان جنگ خلیج فارس به ارتش عراق وارد کرده است» (امیراحمدی، ۱۳۸۴: ۷۵). به ویژه در جریانات اخیر برنامه‌های جدید تسلیحاتی ایران در کابرد نظامی، این هراس شدت بیش‌تری گرفته است. با وجود این که هزینه نظامی ایران بسیار کم‌تر از کشورهای حاشیه خلیج فارس است ولی در اثر تبلیغات آمریکا، این احساس ناامنی از ناحیه ایران همواره در منطقه رو به افزایش است. این احساس تهدید، شعله‌ور شدن آتش مسابقه تسلیحاتی را در پی دارد.« مخرب ترین عامل در جهت دست یافتن به توسعه سیاسی و اقتصادی شرکت در”بازی تسلیحاتی[۹۴]” است. کشورهای خاورمیانه بیش‌ترین آمار خریدهای تسلیحاتی را به خود اختصاص داده‌اند. خواهیم بود» (مهدی، ذوالفقاری،۱۳۸۴: ۱۲). البته کشورهای منطقه خلیج فارس از نظر میزان بودجه نظامی و همچنین تولید ناخالص ملی به دو گروه تبدیل تقسیم می شوند: گروه اول شامل کشورهای می‌شود که دارای منابع غنی نفتی هستند و به آسانی می‌توانند بودجه فراوانی را صرف امور نظامی و دفاعی کنند. در این گروه کشورهایی چون عربستان، عراق (زمان صدام حسین)، کویت، امارات، بحرین، و قطر قرار می‌گیرند. در مقابل کشورها نیز وجود دارند که به دلیل فقدان منابع و ذخایر غنی نفت، توانایی اختصاص بودجه گسترده به بخش نظامی را ندارند. این گروه شامل کشورهایی چون عمان، یمن، و سایر کشورها می‌شود. در این گروه میزان بودجه نظامی پایین است. بنابراین یکی از برنامه‌های دولت‌های غربی حفظ امنیت خلیج فارس و اطمینان از انتقال جریان انرژی از این منطقه به سوی کشورهای غربی است، بنابراین فروش سلاح به کشورهای نفت خیز این منطقه یکی از اولویت‌های آن‌ها در طی ده‌ها سال گذشته بوده‌است. باید توجه کرد که در زمان رژیم شاه، امریکا ایران را انبار سلاح‌های پیشرفته خود تلقی می‌کرد و ماموریت حفظ امنیت از خلیج فارس به ایران واگذار شده بود و پایگاه‌های نظامی‌عظیمی ‌در ایران احداث شد. بعد از این که رژیم شاه در ایران سقوط کرد، امریکا از یک سو سیاست حضور نظامی‌کشتی‌های جنگی خود در خلیج فارس را انتخاب کرد و از سوی دیگر ساخت پایگاه‌های عظیم نظامی ‌در عربستان از جمله در ظهران و تبوک آغاز کرد. فروش سلاح به عربستان هم از همین زمان در دستور کارکشورهای غربی قرار گرفت .از دهه ۹۰ تاکنون کشورهای این منطقه ده‌ها میلیون دلار برای ساخت نیروهای مدرن نظامی جهت بازدارندگی و تهدید همسایگان خود هزینه کرده‌اند و خلیج فارس منطقه‌ای است که برای سلاح‌های پیشرفته جنگی بسیار اشتها‌آور است. منطقه‌ای که مخالفت‌های سیاسی موجود به تداوم مسابقه تسلیحاتی منجر شده است( www,persiangulfut.blogfa.com ). بنابر‌این به طور خلاصه می‌توان گفت انباشت تسلیحات در منطقه بیشتر موجد احساس تردید و ترس خواهد شد و مهمتر اینکه این خود دال بر عدم اعتماد در بین کشورهای منطقه می‌باشد. و هر لحظه می تواند موجد ناامنی برای امنیت ملی ایران نیز بشود.
۱-۲ انرژی، ناتو و امنیت ملی
در سال ۱۹۹۹، سران ناتو در پنجاهمین سالگرد تشکیل این سازمان، مفاهیم استراتژیک‏ جدیدی را در حوزه وظایف این سازمان تصویب کردند و در تشریح اهداف و اقدامات ناتو علاوه بر مسائل امنیتی، بازدارندگی، دفاع و کنترل تسلیحات، مسائل دیگری نظیر رفع‏ اختلافات قومی، برقراری حقوق بشر و دموکراسی و مقابله با تروریسم را نیز مورد توجه‏ قرار دادند، وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر در زمینه سازی حضور ناتو در بحران‏های مربوط به موضوعات‏ مذکور اهمیت بسزایی داشته است. تلاش برای مبارزه با تروریسم در سطح بین‌المللی‏ موجب شده تا این سازمان برای نخستین بار خارج از حیطه تحت پوشش خود وارد عمل‏ شود و نسبت به حضور چشمگیر در جنگ افغانستان اقدام کند و پس از آن نیز نیروهای‏ چند ملیتی این سازمان در قالب نیروهای ایساف[۹۵] به امر برقراری نظم و آرامش در این کشور مشغول شوند این واقعیتی انکارناپذیر است که همسایگی ما با ناتو از طریق ترکیه که نیم قرن قدمت دارد و در قالب پیمان سنتو زمینه پیوند ایران با این سازمان را فراهم آورده است، اینکه وارد مرحله نوینی شده و حضور ناتو در افغانستان و عراق و نیز در کشورهای آسیای مرکزی، موجب شده است که سیاست‏های منطقه‏ای و بین‌المللی این سازمان از اهمیت ویژه‏ای در تصمیم‏ گیری‏های دفاعی ایران برخوردار شود. تغییر نگاه تدافعی این سازمان به امور بین‌المللی و اتخاذ سیاست‏های تهاجمی و نگاه‏های جدید امنیتی به امور و تلاش این سازمان برای نهادسازی دموکراتیک با هدف‏ برقراری امنیت مورد نظر اعضای آن در کشورها و مناطق مختلف جهان، باعث شده‌است‏ که هر عاملی که بتواند از بعدی هر چند محدود، امنیت جمعی اعضا یا هم پیمانان این‏ سازمان را به خطر اندازد، زمینه‏ساز حضور نظامی و سیاسی ناتو در عرصه مورد بحث شود.( تیشه یار،۱۳۸۴: ۱۶۹-۱۷۷). در این راستا آمریکا در راستای دسترسی به اهداف خود، به دنبال کشاندن ناتو به حوزهای پیرامونی ایران به بهانه امنیت انرژی است. مقامات آمریکایی معتقدند که ناتو می‌تواند از ابزارهای مناسب در سطح بین‌الملل برای جلوگیری از اختلال عمده جریان انرژی و همچنین ایجاد کنند بستری مناسب برای توسعه زیر ساخت‌های انرژی درکشورهای مواجه با ناآرامی، امنیت خطوط لوله و همچنین تضمین حمل‌ونقل نفت خام و ال.‌ان‌.جی می‌باشد. نمونه آن جنگ سال ۱۹۹۱ برای آزاد سازی کویت می‌دانند ( مهدیان و ترکاشوند،۱۳۸۹: ۱۳۰).
اقدامات تحریک آمیز ناتو در قالب امنیت انرژی که ورود سازمان ناتو به اطراف ایران و بستن پیمان‌های همکاری با کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین همکاری و مشارکت با کشورهای شمال ایران را در پی‌داشته است، که در نهایت باعث به وجود آمدن تهدیداتی جدیدی برای امنیت ملی ایران گردیده است. در منطقه خلیج فارس وارد شدن به امضاء قرار دادهای نظامی و فروش تسلیحات به کشورهای خلیج فارس منجر به هم خوردن توازن قدرت منطقه‌ای و واکنش کشورهای مهم منطقه همچون ایران در برابر این حضور خواهد شد و به نوعی یک بحران جدید در خلیج فارس به وجود خواهد آمد، که کوچکترین پیامد آن ایجاد بی‌اعتمادی بین کشورها منطقه، گسترش ناامنی و به هم خوردن ثبات منطقه‌ای است.( فیروزی، ۲۰۱۰: ۹).
الف) انگیزه‌ها و اهداف ناتو از حضور در منطقه خلیج فارس
ناتو در راستای سیاست‌های مدون خود موضوع گسترش حضور و مداخلات در منطقه خلیج فارس را با جدیت خاص و در قالب ابتکار همکاری استانبول به شکل رسمی پیگیری و اهداف اعلامی و غای مختلفی را دنبال می‌کند. شفر دبیرکل سابق ناتو در نخستین سفر به منطقه خلیج فارس در نوامبر ۲۰۰۵ طی سخنرانی در قطر سه دلیل عمده: ” فضای امنیتی نوین”، ناتوی جدید و دینامیزم جدید در منطقه خلیج فارس را برای چرایی و ضرورت همکاری ناتو و کشورهای حوزه خلیج فارس بر شمرد. شفر در تشریح دلائل سه گانه خود گفت: ” نخستین دلیل همکاری میان طرفین، فضای امنیتی در حال تغییر است. در این فضای تهدیداتی که امروزه با آن مواجه هستیم منحصر به یک کشور نبوده بلکه جهانی و مشترک هستند و هیچ کشوری از آن مصون نیست. تهدیداتی نظیر تروریسم، تسلیحات کشتار جمعی، قاجاق انسان، تسلیحات و مواد مخدر، دارای ماهیتی فراگیر بوده و کنترل آن‌ها آسان نیست. دومین دلیل، تغییر ماهیت ناتو است. تمرکز تلاش‌های اعضای سازمان در طول دوران جنگ سرد جلوگیری از جنگ در اروپا بود؛ اما امروزه با ” ناتویی” متفاوت رو به رو هستیم به گونه‌ای که این سازمان با هدف تأمین امنیت فراگیر و با اعتقاد به ضرورت مشارکت و همکاری با کشورهای غیر عضو و با توجه به تجارب سال‌های گذشته در موقعیتی است که می‌تواند کمک قابل توجهی به تأمین امنیت در اقصی نقاط جهان از جمله منطقه خلیج فارس نماید. دلیل سوم، توجه ناتو به منطقه خلیج فارس، دینامیزم جدید آشکار شده در خود منطقه طی سال‌های اخیر است. از نظر سیاست خارجی، کشورهای منطقه به طور انفرادی و دسته جمعی در قالب شورای همکاری خلیج فارس به عنوان بازیگر مهم حوزه امنیت منطقه ظاهر شده‌اند.
در همین راستا، تحول دیگر در صحنه بین‌الملل زمینه را برای علاقه مندی بیشتر ناتو به مشارکت و حضور در خلیج فارس افزون‌تر کرد. اقدام روسیه به استفاده سیاسی از ابزار انرژی در تنظیم روابط خود با غرب و همسایگان خود، مساله ” امنیت انرژی ” را به جدیت بیشتری وارد دستور کار ناتو کرد. برای مثال سران ناتو در نشست نوامبر ۲۰۰۶ خود ضمن بررسی این موضوع با ازعان به این که منافع امنیتی ناتو می‌تواند با اخلال در جریان منابع انرژی تحت تأثیر قرار گیرد، ضرورت شناسایی حوزه‌های که این سازمان می‌تواند در جهت تضمین علایق امنیتی اعضاء ارزش افزوده داشته‌باشد، یا در صورت لزوم به تلاش‌های ملی و بین‌المللی کمک مالی را مورد تاکید قرار‌دادند. بدین ترتیب مسئله ” امنیت انرژی ” به عنوان یک از ماموریت‌های ناتو و با توجه به ویژگی‌های خلیج فارس و جایگاه متمایزی که در تأمین انرژی ‌جهانی دارد، یکی از وجه اساسی دیگر توجه ناتو به این منطقه است.
اما در شرق، هدف ایالات متحده از کشاندن ناتو به شرق به عنوان یک هدف ماکرو، پیگیری دو هدف میکرو است.
۱- جلوگیری از مجدداً امپراتوری شدن شوروی، به این معنی که دوباره به فکر تشکیل یک امپراتوری نباشد.
۲- می‌خواهد محور امنیتی خشکی را که انتقال انرژی قرار است از آنجا بگذرد. از دو مرکز تولید حوزه خزر و خلیج فارس، جنوب هند به سمت شرق و جنوب شرق آسیا برود.
در این میان جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که حضور نیروهای نظامی ناتو و حوزه همکاران آن سازمان به اکثر کشورهای همسایه و مناطق مرزی آن گسترش یافته است. از جمله کشور‌های است که منافع و امنیت ملی آن در نتیجه گسترش ناتو در دهه جاری مورد تهدید قرار گرفته است. مروری گذرا بر سیاست‌های و اقدامات کشورهای درجه اول عضو ناتو در ارتباط با ایران به ویژه دخالت و حملات مکرر نیرو‌های امریکا به امکانات نظامی و مراکز اقتصادی کشورمان در دو دهه جاری به ویژه در خلیج فارس، حمایت مالی و تسلیحاتی آنان از عراق در جنگ با ایران، حمایت اکثر اعضای ناتو از گروهای مخالف ایران، حمایت آنان از ادعاهای ارضی ایالات متحده عربی بر جزایر سه گانه واقع در خلیج فارس، استفاده از حقوق بشر به عنوان یک اهرم سیاسی، اتهامات آنان مبتنی بر تولید سلاح ههای هسته‌ای و کشتار جمعی در ایران و حمایت از اقدامات تروریستی و … همگی بیانگر اعمال فشار سیاسی و نظامی علیه ایران است. در زیر به اجمال تهدیدات ناشی از ناتو بر علیه امنیت ملی را بررسی خواهیم کرد.
۱- یکی از تهدیدات امنیتی که ناتو برای خود در دهه آینده ترسیم کرده است در حوزه سلاح‌های متعارف، موشک‌های بالستیک و در حوزه سلاح‌های نامتعارف اشاعه سلاح‌های هسته‌ای است، از این رو با توجه به اتهامات غرب علیه ایران برنامه موشکی کشورمان و نیر فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز کشور مسلما در زمره تهدیدات امنیتی قرار می‌گیرند. ناتو اساسا همانند سندNPR ایالات متحده، اصل غنی‌سازی توسط کشورها را تهدید و مساوی اشاعه دانسته و طبعا به مقابله با آن اقدام می‌کند. درمجموع، در حوزه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، سپر دفاع موشکی ناتو می‌تواند تهدیدی جدی علیه جمهوری اسلامی تلقی شود. استقرار بخشی از سامانه این سپر دفاع موشکی در ترکیه و در همسایگی ایران – هر چند با تلاش این کشور مقرر شد علیه هیچ کشوری هدف‌گیری نشود – ولی در مجموع این کارکرد تهدیدی را علیه ایران خواهد داشت. از سوی دیگر برنامه هسته‌ای صلح ‌آمیز ایران که از جانب غرب تهدیدی برای ناتو معرفی می‌شود. می‌تواند در حوزه بحران سازی فراتر از مرزهای ناتو طبقه‌بندی شده و با کمک شرکای این پیمان که کشورهای حوزه خلیج‌فارس و حتی روسیه را شامل می‌شود، مهار ایران بیش از گذشته در دستور کار قرار گیرد و از این منظر چالش‌هایی برای کشور به وجودآورد.
۲- برنامه مدیریت بحران ناتو که به طور مفصل در سند جدید به آن پرداخته شده است نیز از حیث آنکه قصد دارد نگاهی جامع به مسائل داشته و علاوه بر مسائل نظامی به حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و… نیز توجه داشته و به مرزهایی فراتر از ناتو نیز توجه نماید، می‌تواند تبعات امنیتی برای کشور در بر داشته باشد حضور نیروهای ناتو در افغانستان (هر چند طبق برنامه قرار است تا ۲۰۱۴ از این کشور خارج شوند) و بهانه آموزش نیروها بازسازی کشور و… مسائلی است که می‌تواند به حضور و نفوذ ناتو در محیط فوری امنیتی کشور عمق ببخشد. از سوی دیگر ابهام و عدم تعریف از ناامنی و بحران می‌تواند زمینه‌های مداخله و تنگ‌تر نمودن حلقه محدود کننده ایران را سبب شود. در این راستا یکی از اقدامات لازم جهت جلوگیری از این روندها، تقویت دیپلماسی لازم جهت جلوگیری از این روندها، تقویت دیپلماسی جمهوری اسلامی خصوصاً در مسائل منطقه‌ای است تا بدان وسیله مانع از تسری کارکردهای ناتو به مسائل سیاسی و اقتصادی شود. تقویت همکاری‌های دو و چند جانبه منطقه‌ای در ابعاد مختلف با همسایگان و خصوصا کشورهایی نظیر عراق و افغانستان که ناتو در آنها حضور داشته یا بهانه لازم را جهت حضور دارد، می‌تواند روند مداخله‌گرایی ناتو در منطقه را کندتر کند. همچنین استفاده از دیپلماسی رسانه‌‌ای و عمومی در راستای برجسته‌کردن اهداف واقعی ناتو از حضور در این مناطق می‌تواند در این راه موثر باشد.
۳- تاکید بر مشارکت و اهداف سیاسی پیمان و تعهد شرکا و هم پیمانان به اهداف سیاسی ناتو می‌تواند کشورهای همسایه ایران که متمایل به غرب و آمریکا هستند را ترغیب نماید جهت مهار جمهوری اسلامی همکاری بیشتری با مجموعه غرب و ناتو انجام دهند. از سوی دیگر نا‌ آرامی‌های اجتماعی در کشورهای منطقه که می‌تواند در نتیجه مشکلات ساختاری این کشورها اتفاق افتد می‌تواند بر اساس ماموریت‌های جدید ناتو باعث ورود و مشارکت این کشورها در منطقه گردد. مدیریت این بحران‌ها خصوصا با توجه به منابع این کشورها زمینه نفوذ و مداخله را افزایش می‌دهد. در این بخش نیز باید تلاش شود ناتو نتواند اهداف سیاسی خود را در منطقه پیرامونی کشور پیگیری نماید و فراتر از اهداف نظامی خود عمل کند.
۴- آمریکا همواره به عنوان یکی از اهداف استراتژیک مهم خود بر امنیت انرژی تاکید داشته است. به نظر می‌رسد آمریکا خواهان کاهش هزینه‌های مادی و معنوی یک جانبه‌گرایی خود در این حوزه بوده و قصد دارد با ورود و درگیر نمودن ناتو به این مهم هزینه‌های خود را کاهش دهد. تأمین امنیت انرژی و راه‌های حساس تجاری یکی از حوزه‌هایی است که درمنطقه خلیج فارس و خاورمیانه حضور نظامی ناتو را می‌تواند در بر داشته باشد. این امر مسلما دارای تبعات منفی برای کشوری است که خواهان امنیت مبتنی بر کشورهای منطقه و بدون مداخله خارجی است.
۵- گسترش حوزه شرکا و متحدان ناتو به کشورهای مختلف و از جمله کشورهای حوزه خلیج‌فارس – که در سند جدید نیز به آن اشاره شده – می‌تواند عاملی برای مداخلات این پیمان در منطقه باشد. تبادل اطلاعات و فناوری، مشارکت در عملیات و آموزش نیروها و… زمینه‌های این مداخله را گسترده می‌کند. مهمترین اقدام جهت خنثی سازی این تحرکات تقویت مناسبات ایران با این کشورها و همکاری در ابعاد مختلف و تلاش در جهت افزایش هزینه‌های حضور ناتو در این حوزه‌هاست.
۶- نکته اخیر ولی با اهمیت آنکه، ناتو در سند جدید خود اشاره به تقویت دفاع سایبری نیز دارد و تهدیدات در این حوزه را برای خود برجسته می‌کند از سوی دیگر، تکنولوژی‌های جدید و دسترسی به فضا را عاملی تهدیدزا تعریف می‌کند. در این راه جمهوری اسلامی ایران با توجه به برتری و توان قابل ملاحظه در مسائل و فضای سایبر می‌تواند دارای مزیت استراتژیک بوده و هم به مقابله و هم اقدام متقابل مقتضی دست بزند. افزایش حضور و قدرت‌نمایی در فضای سایبر می‌تواند ابتکار لازم را در اختیار کشور قرار دهد تا در ابعاد مختلف آن بتوان توان دفاعی را افزایش داد.
۱-۳ اختلافات مرزی و امنیت ملی
در خلیج فارس مناطق بسیاری وجود دارد که می‏توان از آنها به عنوان کانون‏های بحران نام برد. برخی از این مناطق عبارتند از: اروندرود، جزایر وربه، بوبیان، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، حالول، حوار، قارو، ام‏المرادم، واحه بورمی، منطقه ذهاراب .برخی از این مناطق در گذشته زمینه‏های بروز جنگ، مناقشه و بحران در روابط کشورهای این منطقه را فراهم آورده‏اند(ولدانی،۱۳۷۷: ۱). اغلب کشورهای این حوزه با یکدیگر مشکل مرزی دارند.که بدون تردید این اختلافات مانع از گسترش همگرایی میان کشورهای منطقه می‏شود. ریشه بسیاری از این کشمکش‏ها و در‏گیری‏ها، دسترسی و تسلط بر حوزه ‏های مهم نفت و گاز بوده‌است و این خود بیانگر تأثیر و اهمّیت ژئوانرژی خلیج فارس می‏باشد.
عراق از زمان عبدالکریم قاسم به این سو نسبت به کویت ادعای ارضی داشته‌است و این کشور را یکی از استان‏های خود نامیده‌است. این ادعا تا حدی پیش رفت که منجر به اشغال کویت توسط صدام در اگوست ۱۹۹۰شد. عراق ساحل قابل ملاحظه‏ای در خلیج فارس ندارد، بنابراین می‏توان گفت یکی از دلایل اصلی حمله عراق به کویت اهداف توسعه‏طلبانه در جهت رسیدن به فضای حیاتی برای صدور نفت وگاز بود. اشغال کویت(که سواحل آن چهار برابر سواحل عراق است) نه تنها دسترسی به آب‏های عمیق استراتژیک را امکان‏پذیر می‏کرد، بلکه با تأمین عمق استراتژیک مناسب‏تر، امکان ایفای نقش فعال‏تر و موثرتر عراق در خلیج فارس و دست‏یابی به اهداف توسعه‏طلبانه در منطقه هموار می‏کرد(الهی،۱۳۸۸: ۱۷۷). اختلاف عربستان با کویت نیز مربوط به تعیین حدود فلات قاره دو کشور در خلیج فارس می‏باشد.کویت مبدأ دریای سرزمینی خود را خطوط مستقیم می‏داند که پیشرفته‏ترین نقاط جزائر بوبیان، فیلکه وعوهه را به هم متصل می‏کند. عربستان با این رویه مخالفت دارد و از قدیم الایام نسبت به کویت دارای مطامع تجاوز کارانه بوده‌است. در سال ۱۹۳۳ مطابق با معاهده(عقد) حدود مرزی دو کشور معین شد. یک از بندهای آن قرارداد یک منطقه بیطرف را مشخص کرده بود. اما دوکشور در سال ۱۹۶۵میلادی این معاهده را لغو کردند. نکته مهم‏تر این که این دو کشور هنوز نتوانسته‏اند برای تعیین عرض دریای سرزمینی به توافق برسند(الهی،۱۳۸۸: ۱۲۸). عربستان با عمان و امارات متحده عربی نیز نتوانسته است به توافقات مرزی دست یابد. عربستان، ابوظبی و عمان سالیان طولانی بر سر منطقه بوریمی (منطقه‏ای سرسبز و نفت خیز) اختلاف داشتند. تا این که بر اساس یک توافق نامه بین عمان و ابوظبی تقسیم شد و عربستان در مقابل چشم‏پوشی از منطقه لیوا (واحه بورمی )، قسمتی از اراضی امارات متحده عربی را به دست آورد( ولدانی،۱۳۷۷: ۳۲۴-۳۲۵). این کشور، همچنین با قطر اختلافات ارضی مناقشه‏آمیز دارد. منطقه موسوم به ابوالخفوس از سال ۱۹۶۵ منطقه مورد مناقشه طرفین بوده است. قطر و بحرین بر سر جزائر حوار ونوار با یکدیگر اختلاف دارند که کماکان این اختلافات به قوت خود باقی است و موجب سردی روابط دو کشور شده‌است. قطر و ابوظبی نیز برسر مالکیت جزیره حالول و چند جزیره کوچک‏تر اختلاف نظر دارند. این دو امیرنشین درمورد آب‏های ساحلی فلات قاره و حتی بندر نفتی ام‏السعید با یکدیگر اختلاف دارند(اکبر، ۱۳۸۲: ۶۳- ۶۰). یمن نسبت به سه استان استان نفت خیز عسیه، نجران، و جزان، که در تصرف کویت است .ادعای ارضی دارد اختلاف میان ایران و امارات متحده عربی: در طی ۱۵ سال گذشته، اختلاف میان ایران و امارات متحده عربی بر سر سه جزیره خلیج فارس روابط ایران را با همه کشورهای شورای همکاری تحت شعاع قرار داده است. حتی حرکات دوستانه آقای خاتمی نیز نتوانست در حل این اختلاف به موفقیت بینجامد و به جای آن، تلاش‌های وی این مشکل را تنها تحت کنترل نگه داشت. طبق روال همیشگی، در نخستین نشست سران شورای همکاری پس از روی کار آمدن حکومت جدید در ایران بار دیگر این مسأله مطرح گردید. دبیر کل شورای همکاری در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ در ابوظبی ادعا کرد که به رغم درخواست‌های امارات برای مذاکرات مسالمت‏آمیز مستقیم یا ارجاع مسأله به دیوان بین‏المللی دادگستری، ایران همچنان به اشغال این جزایر ادامه می‏دهد. ۵ روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵، آقای حمید رضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ایران دیدگاه های شورای همکاری خلیج فارس درباره سه جزیره مورد اختلاف در خلیج فارس را « بی‏اساس و غیرقابل پذیرش» و تکراری توصیف کرد. وی گفت که ایران و امارات باید برای رسیدن به توافق بر سر سرنوشت ابوموسی گفتگوهای دوجانبه را دنبال کنند .(Hassan M. Fattah, 2005 بنابراین می‌توان نتیجه گرفت بیشتر اختلافات و درگیری‏های موجود در منطقه خلیج فارس بر آمده از مسائل انرژی (نفت وگاز) بوده‌است و محتمل است در آینده نیز شاهد بروز تنش‏ها و درگیری‏های منطقه‏ای میان کشورهای حوزه خلیج فارس باشیم و امنیت ملی ما را به خطر اندازند.
گفتار دوم) ژئوانرژی دریای خزر
به نظر صاحب نظران، منطقه خزر بعد از خلیج فارس و سیبری، سومین منطقه نفتی جهان لقب گرفته‌است و حتی به آن لقب کویت جدید داده‌اند درگزارش اداره اطلاعات آمریکا، کشورهای منطقه خزر را با نام اوپک جدید مورد بررسی قرار داده‌اند و پیش‌بینی کرده‌است که سطح تولید این منطقه به میزان ۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۵ برسد، که این سطح از تولید نفت در قیاس با تولید جهان و همچنین با سطح ۴۵ میلیون بشکه تولید کشورهای اوپک در این سال قابل مقایسه نیست. بر این اساس ذخایر نفت اثبات شده کل منطقه خزر ۲/۲۰۳ الی ۷/۲۳۵ میلیارد بشکه تخمین زده شده‌است که از این میزان، قزاقستان در آسیای مرکزی با ۱۳۲ میلیارد بشکه بیشترین ذخایر نفت را در اختیار دارد و بعد از آن ترکمنستان به عنوان ظلع دیگر انرژی ۳/۷ .و ازبکستان ۲/۵۹ میلیارد بشکه ذخایر نفت منطقه دریای خزر را در اختیار دارند.( اطاعت و نصرتی، ۱۳۸۸: ۵ -۶) جدول زیر میزان ذخایر کشورهای اطرف دریای خزر را به خوبی نشان می‌دهد.
کشف منابع عظیم نفت و گاز در حوزه دریای خزر بر اهمیت اقتصادی و سیاسی منطقه آسیای میانه در اقتصاد و سیاست بین‏الملل افزوده است. ذخائر مسلّم نفتی دریای خزر به تنهایی بین ۱۲ تا ۱۵ میلیارد تن(۸۷ تا ۱۱۰ میلیارد بشکه) می‏باشد. کارشناسان وجود ۲۷ میلیارد تن(۲۰۰ میلیارد بشکه) نفت را در دریای خزر ممکن می‏دانند.
بند ۱): چالش‌های منبعث از ژئوانرژی دریای خزر برای امنیت ملی ج.ا.ا
۱-۱ جنبه های اقتصادی
موقعیت جغرافیایى ایران و قرار گرفتن این کشور بین روسیه، آسیاى مرکزى و قفقاز و دریاى خزر از یک سو و خلیج فارس و اقیانوس هند از سوى دیگر، و راه نداشتن کشورهاى شمالى به دریاهاى آزاد و مسیر مناسب شمال به جنوب و شرق به غرب کشور ما نسبت به سایر مسیرها به دلیل فاصله کوتاه‌تر و ضریب امنیتى خوب، ایران را در یک موقعیت ارزنده براى بر قرار کردن ارتباط کشورهاى مذکور با دریاهاى بین‌المللى از طریق راه آهن و راه هاى شوسه و عبور لوله‌هاى نفت و گاز این کشورها به سوى بازارهاى بین‌المللى در آسیا و اروپا قرار داده است. به طور کلى، حفظ منافع اقتصادى ایران در منطقه، در گرو عبور لوله‌هاى نفت و گاز کشورهاى شمالى از خاک ایران، تبدیل راه‌هاى آهن و شوسه ایران به مسیر اصلى عبور این کشورها به سمت خلیج فارس و اقیانوس هند و اروپا، کسب سهم عادلانه‌اى از نفت و گاز موجود در منطقه خزر توسط ایران و وجود زمینه‌هاى مناسب براى همکاری‌هاى اقتصادى و صادرات کالاهاى ایرانى به این کشورهاست. در همه این موارد، دشمنان یا رقباى ایران، منافع کشور ما را مورد تهدید قرار داده‌اند که تلاش‌هاى آمریکا در عبور لوله‌هاى نفت و گاز از بستر دریاى خزر و کشورهاى آذربایجان، گرجستان و ترکیه، تلاش پاکستان و طالبان به تبدیل کشورهاى افغانستان و پاکستان به مسیر اصلى عبور کالا و مسافر از کشورهاى آسیاى مرکزى به سواحل اقیانوس هند، بستن قرار دادهاى نفتى براى استخراج نفت از مناطقى از دریا که در صورت توافق بر سر یک رژیم حقوقى عادلانه در دریاى خزر باید در اختیار ایران قرار گیرد و سرازیر شدن سیل کالاهاى مصرفى از ترکیه و سایر نقاط به این کشورها، از این قبیل اند.
۱-۲ جنبه هاى سیاسى- امنیتى
در حال حاضر تهدیدهاى امنیتى علیه ایران در منطقه خزر به صورت تلاش‌هاى مختلف دیده مى‌شود گسترش نفوذ ناتو به ویژه آمریکا(ترکیه و اسرائیل) در منطقه گسترش ناتو به شرق و سپس به منطقه خزر، این کشورها را زیر چتر حمایتى کشورهاى غربى به ویژه آمریکا قرار مى‌دهد و بر موقعیت نسبى مساعد ایران در این منطقه تأثیر منفى بر جاى مى‌نهد؛ به گونه‌اى که استقرار دائمى بخش قابل توجهى از نیروهاى نظامى در مرزهاى شمالى کشور را لازم و صرف امکانات بسیارى را مى‌طلبد. به علاوه این امر، به اجبار بر دیدگاه و روابط خارجى کشورهاى منطقه در رابطه با ایران تأثیر مى‌نهد و زمینه سردى روابط و احتمالا مواجهه با یکدیگر در شمال را گسترش مى‌دهد. بعد از واقعه ۱۱سپتامبر و با اجرای عملیات ضد تروریستی درافغانستان، موضوع آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و خزر تقویت شد. این واقیت تا حدودی روابط میان کشورهای ساحلی خزر را که دارای روابط متفاوتی با آمریکا پیچیده نموده. و در نهایت باعث پیچیدگی معادلات سیاسی امنیتی شده است.
۱-۳ رژیم حقوقی
موضوع حل نشده رژیم حقوقی دریای خزر از دیگر مشکلات منطقه خزر می‌باشد. که با وجود تمایل همه کشورهای ساحلی مبتنی بر تسریع در حل این معضل هنوز لاینحل باقی مانده است. این عامل در مقیاس بالا روابط میان کشورهای حوزه خزر را دشوار می‌کند. موضوع رژیم حقوقی خزر بیش از حد سیاسی شده است. به همین دلیل این موضوع اختلاف بالقوه زیادی را ایجاد نموده است. وجود موضوعات بحث بر انگیز در قالب مسئله لاینحل رژیم حقوقی خزر و منافع متضاد کشورهای ساحلی و همچنین تمالایات کنونی غرب در منطقه خزر موجب نظامی شدن منطقه می‌گردد.( کالی یوا وگودرزی، ۱۳۸۴: ۲۵۰- ۲۵۱). در واقع ژئوپلیتیک دریای خزر باعث تأثیر‌گذاری بر سایر روندها میان دول حوزه این دریا گردیده است. از دید کارشناسان منطقه، مایه اصلی اختلاف نظر بر سر رژیم حقوقی این دریا، وجود منابع فراوان انرژی و نقش آن در اقتصاد و امنیت کشورهای کرانه‌ای است. وجود منابع بزرگ گوناکون نفت و گاز سبب شده است. که کشورهای کرانه‌ای مواضع گوناگونی در زمینه رژیم حقوقی در پیش بگیرند. به سخن دیگر، هر کشور می‌کوشد رژیم حقوقی را به سود خود و در راستایی هدف‌هایش تفسیر و پیگیری کند(مهدیان و ترکاشوند، ۱۳۸۹: ۱۴۵).
۱-۴ گسترش نفوذ ناتو به ویژه آمریکا (ترکیه و اسرائیل) در منطقه خزر
گسترش ناتو به شرق و سپس به منطقه خزر، این کشورها را زیر چتر حمایتی کشورهای غربی به ویژه آمریکا قرار می‌دهد و بر موقعیت نسبی مساعد ایران در این منطقه تأثیر منفی بر جای می‌نهد؛ به گونه‌ای که استقرار دائمی بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی در مرزهای شمالی کشور را لازم و صرف امکانات بسیاری را می طلبد. به علاوه این امر، به اجبار بر دیدگاه و روابط خارجی کشورهای منطقه در رابطه با ایران تأثیر می‌نهد و زمینه سردی روابط و احتمالا مواجهه با یکدیگر در شمال را گسترش می‌دهد. این همان چیزی است که آمریکا و اسرائیل برای ((مهار انقلاب اسلامی)) به دنبال آن هستند.
این حضور همچنین به پذیرش الگوی حکومتی ترکیه، در مقابل حکومت دین مدار در ایران بر رژیم لائیک تأکید دارد،کمک می‌کند. هر چند پان ترکیسم که ترکیه محرک آن است، به دلایل مختلف از جمله: مشکلات فراوان دولت ترکیه (مانند: مساله کردها، اختلافات با ارمنستان و مساله ارامنه، اختلافات با یونان بر سر قبرس و دریای اژه، اختلاف سوریه با ترکیه بر سر خلیج اسکندرون، اختلافات ترکیه و عراق و تلاش روس‌ها برای به دست آوردن کنترل بر تنگه‌های بسفر و داردانل، فرهنگ‌های متفاوت مللی که ریشه زبانی ترک دارند و گرایش‌های ملی‌گرایانه در آنها و بی توجهی آنها به شعار پان ترکیسم، دوری جغرافیایی این سرزمین‌ها و حساسیت و مخالفت قدرت‌های بزرگی مانند چین و روسیه با این امر، امکان تحقق ندارد؛ اما در هر صورت ویژگی‌های زبانی، دست‌آویزی برای نفوذ ترکیه به کشورهایی مانند آذربایجان، ترکمنستان… به شمار می‌رود. نفوذ ترکیه در کشورهای منطقه با توجه به نوع رژیم سیاسی این کشور، روابط گرم دولت ترکیه و رژیم صهیونیستی ـ که در تلاش مستمر برای نفوذ در منطقه است ـ برای ایران حاوی تهدیدات امنیتی است.( ملکوتیان، ۱۳۷۹: ۹۶-۹۷).
پیمان ناتو نیز با تصمیمی که برای گسترش قلمرو خود به سوی شرق دارد و با وقایع یازده سپتامبر (۲۰۰۱م) به بعد که حضور و نفوذ خود را در گستره قفقاز و آسیای مرکزی و حتی افغانستان نیز قطعی نموده است، نه تنها به مهار روسیه در مرزهای جنوب غربی دست زده، بلکه در عین حال، به مهار و محاصره شمال‌غربی، شمال و شرق ایران و عدم دسترسی ایران به قفقاز و روسیه توجه بسیار دارد. در این باره باید گفت، در صورت قطعیت رژیم حقوقی و تقسیم دریای خزر به بخش‌های ملی ارتباط مستقیم آبی ایران و روسیه نیز قطع و روابط دو کشور در چهارچوب مناسبات کشورهای حاشیه دریای خزر تنظیم خواهد شد، این در حالی است که روسیه و ایران به همکاری و ارتباط مستقیم با یکدیگر نیاز دارند. بدین ‌ترتیب ایران از سوی شمال، غرب، شرق و حتی با تحولات سال (۲۰۰۳م) عراق و احتمالاً حضور گسترده‌تر نیروهای ناتو در راستای استمرار حضور آمریکا با سوء استفاده از آرمان ایجاد ثبات در خاورمیانه(عراق و افغانستان) در مهار و محاصره همسایگانی قرار گرفته است که منافع خود را بیشتر در برقراری ارتباط نزدیک با غرب و به‌ ویژه آمریکا جستجو می‌کنند(کمپ، ۱۳۸۳: ۲۸).
۱-۵ استراتژی آمریکا در منطقه خزر مانعی بر سر راه تداوم همکار‌های ایران با کشورها منطقه
یک پایه اساسی سیاست ایالات متحده آمریکا در این منطقه، محروم کردن و دورنگه داشتن ایران از ایفای نقش خود در توسعه منابع نفت و گاز کشورهای همسایه بوده است. بعد دیگر سیاست نفتی ایالات متحده در منطقه عبارت بوده است از منع شرکت‌های آمریکای از سرمایه‌گزاری در صنایع نفت و گاز ایران است(مهدیان و ترکاشوند، ۱۳۸۹: ۱۴۷). برای مثال در سال ۱۹۹۲ آذربایجان و قزاقستان هر یک جداگانه با ایران یادداشت های تفاهمی، برای عبور خطوط لوله نفت این کشورها از طریق خاک ایران به خارج امضاء کردند. اما دخالت رئیس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۹۵ هر دو کشور را از توجه به ایران به عنوان یک کشور دارای مسیر‌های ترانزیت نفت بازداشت. بنابراین می‌‌توان گفت بین سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در منطقه خزر با استراتژی‌های ایالات متحده تفاوتی بنیادین است. ولی آنچه که در یک محاسبه ریاضی گونه و با الهام از نظریه بازی‌ها در روابط بین‌الملل برداشت شود این است که در بازی برد باخت ایران با آمریکا درمنطقه به نظر می‌رسد کفه باخت ما بیشتر از برد ما بوده‌است چرا که در امنیتی شدن منطقه خزر، سوء اعتماد این کشورها به ایران، از دست دادن پروژه‌های و طرح‌های برای انتقال انرژی و همکاری در دیگر زمینه‌ها می‌باشد.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران با نوعی چالش مواجه بوده است، و بزرگترین عامل در ایجاد این چالش یکی، سیاست‌های خود جمهوری اسلامی می‌باشد. و دیگری سیاست‌ها‌ی اعلامی و اعمالی ایالات متحده است. که این دو سیاست نقطه مقابل هم می‌باشند. با مروری بر سه دهه گذشته، از انقلاب اسلامی و گفتما‌ن‌های امنیتی حاکم بر سیاست خارجی منطقه‌ای و بین‌المللی گویای این مطلب است.
بند دوم: فرصت‌های ژئواکونومیکی دریای خزر برای امنیت ملی
ایران میان دو انبار انرژی یعنی خزر و خلیج فارس در شمال قرار دارد و با بر خورداری از ۲۰۰۰ مایل خط کرانه در جنوب می‌تواند دسترسی آسان، مستقیم، متضمن منطقه‌ای محاصره شده در خشکی آسیا مرکزی را به بازار جهانی تضمین کند. از نظر ژئواکونومیک ایران به همراه عربستان و روسیه از تولید کنندگان اصلی نفت وگاز محسوب می‌شوند(کولایی، ۱۳۸۶: ۴۲). میزان تقریبی ذخایر نفت و گاز طبیعی در دریای مازندران به شرح زیر می باشد
ذخایر نفت اثبات شده:۱۰۰ میلیون بشکه
ذخیره ممکن نفت: ۱۵ میلیارد بشکه
ذخایر گاذ طبیعی: ذخیره گاز طبیعی اثبات شده: صفر
ذخیره گاز طبیعی ممکن: ۱۱میلیارد پای مکعب (درخشان، ۱۳۸۴: ۳۵۷ )
همچنین ایران به دلیل جایگاهش در بازار انرژی به یکی از پر نفوذ‌ترین اعضای اکو تبدیل شده‌است. و در همین زمینه موافقت نامه‌های مهمی را با اعضای اکو امضاء کرده است. در واقع ایران پل استراتژیک میان منطقه‌ای اکو، خلیج فارس و دریای عمان محسوب می‌شود. تا جایی که در دومین نشست گروه کاری کارشناسان ارشد در مورد خطوط لوله نفت و گاز منطقه اکو در ۵ و۶ فوریه ۱۹۹۹ در تهران برگذار شد و اقداماتی نظیر تهیه طرح جامع انرژی، ارزیابی طرح‌های دو جانبه موجود بین‌منطقه‌ای، اقداماتی جهت تسهیل بهبود لوله‌های نفت و گاز برای دست‌رسی به بازار جهانی، استفاده بهینه از منابع موجود و امکانات بالقوه در دستور کار قراد گرفت.(کولایی،۱۳۸۶: ۳۴- ۳۹).

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت نهضت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 758
  • 759
  • 760
  • ...
  • 761
  • ...
  • 762
  • 763
  • 764
  • ...
  • 765
  • ...
  • 766
  • 767
  • 768
  • ...
  • 947

مقالات علمی و آموزش های کاربردی

 گرمازدگی حیوانات خانگی
 افزایش فروش محصولات دست‌ساز
 تبلیغات موفق گوگل
 درآمد از دوره‌های برنامه‌نویسی
 آموزش کوپایلوت
 فروش عکس حرفه‌ای استوک
 چیزهای منفور گربه‌ها
 دلایل عدم ازدواج مردان
 علائم عاشق شدن مردان مغرور
 کنترل پارس سگ
 برانگیختن خوشحالی دیگران
 درآمد از ویدیوهای آموزشی
 رفع تردید در رابطه
 درآمد استارتاپ آنلاین
 نگهداری توله سگ دو ماهه
 پانسیون سگ تهران
 فروش عکس اینترنتی
 جلوگیری از بیان احساسات
 کسب درآمد بدون اینترنت
 سئو تصاویر
 افزایش درآمد فروش فایل
 فروش فایل‌های آموزشی گرافیک
 رازهای رابطه عاطفی پایدار
 درمان کک و کنه سگ
 علل بی‌حالی سگ
 فروش محصولات در فریلنسینگ
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پژوهش های پیشین درباره مسئولیت مدنی پلیس ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد : تأثیر درگیری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۳-۴- اوصاف قوه قاهره (فورس ماژور) – 2
  • مسوولیت کیفری سلسله مراتب فرماندهی در نیروهای مسلح- فایل ۴ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد :ارزیابی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین در مورد تدوین مدل تخصیص ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی عوامل تأثیرگذار در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد اولویت بندی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه و مقاله | بیان مسأله – 4
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد تأثیر روش‌های حل مسئله ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | ۳-۶-۳ توارث بین کودک و بانوی صاحب رحم – 9
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی میزان و نوع … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه طراحی سیستم دسته‌بند فازی مبتنی بر بهینه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله-پروژه و پایان نامه | ۱-۲ ضرورت و اهمیت تحقیق – 2
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله الگوسازی قرآن کریم در مواجهه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها | قسمت 25 – 2
  • بررسی ارتباط چندشکلی¬های ژنتیکی ژن¬های GSTM1 ، GSTT1 و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیقات انجام شده با موضوع بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره اولویت بندی استراتژی های پیاده سازی زنجیره تامین چابک با استفاده از تصمیم … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره تحلیل پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی منطقه ۲۲ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع پژوهشی : تحلیل عددی رفتار انواع نانوسیال در حفره¬های بلند- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان